بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29584
متن پرسش
با سلام: آیا امکانش هست به مناسبت میلاد امام حسن عسگری «علیه‌السلام» پیامی را از استاد دریافت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: علیکم السلام: تبریک در راستای حضور تولد جوانی که در حین جوانی به حضور در جهانی فکر می‌کند که حقیقت، در همه‌ی ابعاد آن گسترش می‌یابد و او از همان روز تا دورترین روزها را در بودن خود احساس می‌کند و نتیجه‌ی چنین حضور و بودنی، به ظهورآمدنِ فرزندی می‌شود که مهدی عالَم خواهد بود، و در این راستا تولد حضرت امام عسکری «علیه‌السلام» را به همه‌ی جوانانی که در جوانیِ خود می‌توانند به حضور حقیقت در همه‌ی جهان و تا انتهای عالَم نظر کنند تا در امروزشان جهان برایشان گشوده شود و در کنار امام زمان‌شان نسبت به هر موضوعی حاضر باشند و به هر قیمتی از حقیقت دست برندارند. و با این رویکرد به قرآن رجوع‌کردن، درکِ صحیح فهم جایگاه امامان در هستی خواهد بود.
ارادتمند همه‌ی جوانانی که جهانی، ولی قدسی فکر می‌کنند

 

26777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید چند سوالی داشتم خدمتتان عرض می کنم: ۱. می خواستم در مورد توحید افعالی و قضا و قدر بپرسم: سوالاتی که بیشتر پرسیده شد بیشتر مورد بحث جبر و اختیار خود شخص بوده ولی من بعد اجتماعی آن را مدنظر دارم: فرض کنیم فرد الف از فرد ب میزانی پول قرض کرده و باید تا موئد مقرری بدهد و آن پول را هم داشته باشد حال اینکه بدهد یا ندهد برای فرد الف اختیاری است یعنی خدا به این فرد اجازه را داده که قرض را ادا کند ولی با اختیار خود ادا نمی کند و این پس ندادن پول به فرد ب. جبرا باعث مشکل مالی فرد ب می شود و عامل امتحان و ابتلا فرد ب است یعنی می خواهم بگوییم که تاثیر عمل اختیاری فرد الف بر فرد ب جبری است. ۱. در واقع خیلی از رفتار ها و تاثیرات دیگران بر ما جبری است و از اراده ما خارج ولی رفتار ما در پاسخ به دیگران اختیاری است؟ ۲. اگر یزید با اختیار خود شقی نمی شد و با اختیار خود دستور حمله را نمی داد خدا چطور از امام حسین (ع) امتحان می گرفت؟ آیا واقعه عاشورا رخ نمی داد؟ ۳. اعیان ثابته علم به سرانجام فرد یا استعداد بالقوه (که ممکنه نرسد) یا جبر است؟ ۴. مرگ و زندگی دست خداست حال اگر فردی دیگری را به قتل برساند مرگ آن شخص مطابق با قضا و قدر و علم خداوند (جبر) بوده ولی قاتل دارای اختیار بوده اگر بخواهیم از نگاه توحید افعالی به این موضوع بنگریم آیا درست است که بگوییم که خدا از روز ازل علم به این استعداد آدم کشی آن شخص دارد و باید شخص را در معرض امتحان قرار دهد تا آن استعداد را بروز بدهد و هم می داند که بروز می دهد بنابراین به نحوی آن دو فرد را کنار هم قرار داده تا هم قاتل استعداد آدم کشی خود را بروز دهد و هم مقتول طبق علم خدا مرگش فرا رسد؟ ۵. طبق فرمایش آیت الله بهجت همه ما ها شمر بالقوه ایم یعنی چه؟ ۶. من جایی خواندم یکی از اولیا گفته همه از آخر می ترسند ولی من از اول آیا این نشان از جبری بودن عاقبت نیست؟ ۷. من جایی شنیدم که گفتن امتحان برای نشان دان و بروز دادن سِر شخص است آیا این با آن هدف سازندگی و رشد امتحان تناقض ندارد؟ ۸. استعداد های بالقوه و ( سِر) ما در کجا شکل گرفت و آیا قابل تغییر هستند؟ استاد ببخشید مطالب زیاد و پراکنده شد. در پناه حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید چند بحث را جمع کرد. یکی تقدیراتی را که هر کس دارد و دیگر انسان در دلِ تقدیرات، اختیاراتش را شکل می‌دهد و سوم، بحث نظام احسن عالَم است که لازمه‌ی هر کدام از این مباحث، مطالعات طولانی نیاز دارد و در محدوده‌ی سؤال و جواب نمی‌گنجد. بد نیست از کتاب «عدل الهی» و انسان و سرنوشت از مرحوم شهید مطهری شروع فرمایید. موفق باشید

25795
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: دعای معروف برای تقویت حافظه داریم «سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یُاخِذُ اَهْلَ الاَرْضِ بِألْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّئُوفُ الرَّحیم اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر» این قسمت از دعا که می فرماید «اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر» را می شود توضیحی بفرمایید بخصوص تفاوت بَصَراً و فَهْماً (قلبی) را؟ با بصیرت چه چیزی را می توات درک کرد و با فهم چه چیز دیگری را؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح نمی‌خواهد! دعایی به این خوبی را کجا گیر می‌آورید؟ تا از خدا بخواهید نوری از گشودگی نسبت به حقایق هم در مرتبه‌ی قلب متجلی سازد تا حقایق را حسّ کند و هم آن گشودگی نسبت به آن‌چه دیدنی است برایت پیش آید و زیبا ببینی و هم در فهم‌ات به بهترین فهم برسی. فدای این دعا شوم که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به برادرش یعنی مولایمان علی «علیه السلام» آموخت تا حقیقت در هیچ مرتبه‌ای از افق جان او پنهان نگردد. موفق باشید

25006
متن پرسش
سلام علیکم: آیا شخصیت زعفر جنی و حضورش در کربلا صحت دارد؟ و آیا نقلی که از شیخ جعفر شوشتری بنا بر گله ای که نسبت به زعفر جنی در کربلا (بخاطر عدم خدمت به امام حسین (ع)) داشته صحت داره؟ آیا شیخ جعفر شوشتری اهل مکاشفه است یا فردی توحیدی بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم باید در مورد کربلا به این امور پرداخته شود. خود حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» آن‌طور برنامه‌ریزی کردند و از قبل مشخص کردند که کار به شهادت می‌کشد. موفق باشید

24266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: جواب سوال ۲۳۴۰۰ را که پرسیده بودم پیدا نمی کنم. امکان ارسالش است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:  باسمه تعالی: سلام علیکم: در روش حوزوی پس از مدتی طرح کلی برای هدایت جامعه برای طلبه پیش می‌آید و به این شکل به جامعه کمک‌کردن بهتر از کمک‌های اقتصادی است.

23749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در حدیث کنز مخفی فرمودید که همدمی حق با خود را در یابیم در این همدمی ما چه هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما محل ظهور آن گنج مخفی که خواست خود را معرفی کند هستیم. در این مورد خوب است جلسات مربوط به رابطه‌ی عبد و ربّ را استماع فرمایید. موفق باشید

23312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظرتون در مورد اين مطلب چيه؟ راز خدا: انسان در دوران کودکی‌اش فکر می‌کند همه مسائل با توجه به خدا معنادار می‌شود اما بعد هر چه پخته‌تر می‌شود اعتقاد پیدا می‌کند که بود و نبود خدا برای اینکه در این زندگی آب و رنگی پدید بیاید تاثیری ندارد. من بارها گفته‌ام، «سیمون وی»، عارف فرانسوی یک نکته را دائم گوشزد می‌کرد: اگر بخواهیم کسانی که به خدا قائلند ماتریالیست نشوند، اعتقادشان را راسخ کنید به اینکه «خدا در امور این جهان، دخالتی به نفع کسی نمی‌کند» چون اگر کسی به وجود خدا اعتقاد داشته باشد و بعد اعتقاد داشته باشد که خدا به نفع نیکان دخالت می‌کند، وقتی این دخالت را نمی‌بیند می‌گوید: «پس خدایی وجود ندارد» برای اینکه به این حال نیفتد به او بگویید: نه یک شق سومی بین اعتقاد به خدای ادیان مذاهب و ماتریالیست هست و آن اینکه «خدا وجود دارد ولی در امور دنیا دخالتی ندارد» خدا وجود دارد ولی در این عالم کودکانی با تومور مغزی به دنیا می‌آیند، خدا وجود دارد ولی در بوسنی و هرزگوین چهار تا بچه را در جلوی مادرشان در چرخ گوشت چرخ می‌کنند و بعد با آنها کتلت درست می‌کنند و به آن مادر می‌گویند: «این کتلت را باید بخوری» ولی خدا وجود دارد. اگر کسی انتظار دارد که با بود خدا چنین چیزی پدید نیاید، وقتی می‌بیند که پدید می‌آید، اعتقادش را به خدا از دست می‌دهد. خدا وجود دارد ولی در زلزله لیسبون ۱۷۵۵ مردی داستان عجیبی را بازگو کرد: «۴ تا بچه‌ام و خانمم را از آوار بیرون کشیدم، کنار دیواری گذاشتم و بچه‌هایم یکی پس از دیگری مردند و من جلوی خانمم آنها را دفن کردم، او گریه می‌کرد و گفت که «دفنشان نکن»، گفتم «آخر اگر دفنشان نکنم برای تو چه سودی دارد؟ دیگر که زنده نمی‌شوند»، وقتی چهارمین بچه‌ام را دفن کردم آمدم و دیدم که خانمم هم مرده است»، همین جمله بود که ولتر پس از خواندنش گفت «دیگر بعد از این اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد من می‌گویم که احمق‌ترین احمق‌های روزگار است»، سیمون وی بر اینکه این ولترها چنین نتایجی را نگیرند می‌گوید: پس برای اینکه به این نتیجه نرسیم که اعتقاد به وجود خدا یک حماقت محض است از اول برای همه جا بندازید که خدا وجود دارد ولی بود و نبودش برای زندگی این جهانی تاثیری ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا با دیدن صحنه‌های مذکور به این موضوع فکر نکنیم که وقتی جامعه متوجه‌ی خدا نشوند، در حالی‌که عقل و قلب انسان می‌تواند او را بیابد؛ آن‌جامعه بی‌مأوای می‌گردد. آری! مصیبت‌های بزرگ همیشه در عالم هست، ولی درک جایگاه مصائب، بدون نظر به خدا، سختْ برای انسان جانکاه می‌شود به‌خصوص اگر انسان‌ها در زندگیِ بی‌خدا همه‌ی زندگی را محدود به این دنیا بدانند. موفق باشید

22828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا حفظ قرآن در این زمان کار مفیدی است و از این حفظ باید چه انتظاری داشته باشیم؟ آیا امر دیگه ای هست که بگوییم از حفظ بالاتر است به جای اینکه وقت برای حفظ قرآن بگذاریم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید ابتدا معارف مقدماتی را بیابید سپس به حفظ قرآن بپردازید. پیشنهاد ما مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «مبانیِ نظری نبوت و امامت» است. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

19142
متن پرسش
سلام استاد: اینکه می‌فرمایید نفس بعد از مرگ همه افکار و خیالات رو با خودش میاره، یعنی همه خیالات و افکار یا یه بخش خاصی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودش را با همه‌ی آن‌چه به عنوان ملکات دارد، یک‌جا حس می‌کند. موفق باشید

30875
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله. طاعاتتون قبول. استاد جان در خصوص فایلی که از جناب ظریف منتشر شده، یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی که فرد هوشیاری هم هست این نظر رو داشت انتشار این فایل در موقعیت کنونی فقط یک علت داره و او اینه که گرا به آمریکا و اروپا داده بشه که اگر می‌خواهید جناحی در ایران رای بیاره که با شما سازگارتره و زاویه داره با دیدگاه‌های امثال شهید سلیمانی که قاعدتا منطبق با رهبری هستش، در مذاکرات فعلی کمی فتیله تحریمها رو موقتا پایین بکشید و توافق کنید (در داخل هم جریانات همراه با پایین آوردن قیمت دلار و...همراهی میکنن) تا مردم خصوصا قشر خاکستری تشویق و تهییج بشن که برای استمرار توافقات و کاهش تحریم‌ها و تنزل قیمت دلار و....به اصلاح طلبها رای بدهند بعد که انتخابات تموم شد دوباره همون آش و همون کاسه، در واقع مکانیسم تحریم‌ها طوری است که به این راحتی ها قابل برداشتن نیست. استاد جان! با شنیدن این تحلیل دود از سرم بلند شد اگر کسانی اینگونه باشن به واقع خائن هستن! اگر کسانی به خاطر اینکه از اریکه قدرت پایین نیان و اموی وار قدرت رو بخوان دست به دست کنن، حاضر بشن با سرنوشت یک کشور و مردمش بازی کنن. تا اینکه امروز در خبرها دیدم:
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست، جریانی که آن مصاحبه را به هر بهانه‌ای ترتیب داده، پروژه بعدی آن، انتشار آن بوده. چه آقای ظریف خواسته باشند و چه نخواسته باشند. همچنان که عرض شد ما باید با نگاه پدیدارشناسانه به این جریان نظر کنیم تا مردم ما به این نتیجه برسند که برای ادامه انقلاب، این تفکر، ناتوان است بدون آن‌که خود را گرفتار دعوای حیدری و نعمتی بکنیم. موفق باشید      

30736
متن پرسش
باسمه تعالی محضر محترم استاد طاهرزاده: سلام علیکم: بنده چند سالی هست در حوزه سبک زندگی در یکی از نهادهای فرهنگی مشغول به کار هستم. مطالعات گسترده ای در حوزه سبک زندگی داشته ایم. چه منابع دینی و چه منابع غربی. نهایتا با رویکرد توحیدی به این تعریف رسیدیم: سبک زندگی عبارت است از مظاهر و صورتهای قوای فطری و غریزی (یا همان شهوات در ادبیات دینی). به نظر حضرتعالی آیا این تعریف صحیح و کامل است؟ اگر نیست ممنون میشوم تعریف صحیح و کاملی ارائه فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. زیرا زندگی دینی، زندگی انزوا و بی‌توجهی به غرایض و نشاط‌ ها و شادی‌ها نیست. منتهی در بستر سنت‌های الهی و سیره‌ی امامان معصوم «علیهم‌السلام». موفق باشید

30338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد روایت زیر: امیرالمؤمنین (علیه السلام) كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ. در آنچه نااميدي، اميدوارتر باش از آنچه به آن اميد بسته اي؛ زيرا موسي عليه السلام رفت تا براي خانواده اش آتش بياورد، خدا با او سخن گفت و مقام پيامبري يافت و برگشت و ملكه سبا رفت و هنگام همراهي كردن او مسلماني اختيار كرد و جادوگران فرعون براي آن كه نزد او عزت يابند به مبارزه موسي عليه السلام رفتند ولي مومن بازگشتند. و روایات دیگر با همین مضمون از معصومین. یه کم میشه توضیح بدین، خوب متوجه‌اش نمیشم. یه کم هم احساس می‌کنم در تاریخی که خودمون باهاش روبرو هستیم این روایت شاید بهتر باهاش روبرو بشیم. در کل چندین‌بار باهاش روبرو شدم ولی گشودگی در مقابلم ندیدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اگر انسان صادقانه عمل کند، در مسیر خود به اموری می‌رسد که در ابتدا گمان آن را هم نمی‌کرد. عمده با خود و با بقیه، صادق‌بودن است و از حق و حقیقت عدول‌نکردن. نتایج آن چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی، در پیش خواهد بود. موفق باشید

29231
متن پرسش
سلام و عرض ادب: راستش استاد یه چالش بزرگ هست توی جامعه به اسم اینکه چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه و با این استدلال کمک های ایران به لبنان و سوریه و... رو محکوم میکنن! با دیدن فقر وحشتناک مردم سیستان بلوچستان بعد از سیل پارسال خود منم تعجب کردم که چطور اینها حداقل ترینهای زندگی رو هم ندارند. تا حالا جدای از توجیه اخلاقی مبنی بر کمک رسانی به نیازمندان در همه جای جهان که فاکتور اسلام هست توجیه مسلم سیاسی برای من سنگر سازی در سراسر مراکز مسلمان ها برای ایجاد ترس نسبت به دشمن بود و هست و نعمت خدا حتی میدونستم که پراکندگی مناطق تا لبنان و فلسطین دور هم هست و تهدید جدی برای دشمن هستند. ولی استاد چرا داخل کشور به این نحو هستش؟! میدونم فقیر همیشه هست و گاهی حتی شناخته نمیشن ولی منطقه فقیر نشین تعجبه!!! گاهی خودم رو مجاب می‌کنم که شخصیت و سبک زندگی بعضی مطابق آنچه هست که الان هستند همانطور که چه بسیار پولدارهایی که از فقرا سخت تر زندگی می‌کنند یا اینکه اسلام در موقع حرج پیشنهاد هجرت داده است و ماندن در شرایط سخت و تدبیر نکردن از رخوت خود افراد هست و گاهی حتی بیماری روحی و تعصب های قومیتی. اما استاد به استناد سخن امام علی (ع) که خودش را نزدیک آتش می‌برد و از آتش جهنم به خدا پناه می‌برد که چرا متوجه فقر اون زن نشده و به استناد اینکه شما خودتون میگید حقوق همه ی افراد به انسانیتش سر جای خود هست حتی کافر، آیا نباید فضای جامعه طوری باشد که تجمع فقر یکجا دیده نشود و حتی اگر خودشون باعث فقر خودشون هستند چون خلق خداوند هستند یارانه ی ثابت مردمی به سمت آنها سرازیر باشه تا اتهام از مسلمان و کشور مسلمان برداشته بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید روحیه‌ی اشرافی‌گری که متأسفانه در بعضی از مسئولان و مردم هست؛ آنچنان چشم‌شان را به مردم شهرهای بزرگ مشغول کرده که از یاد مردم آن دیارها رفته‌اند و البته هر اندازه انقلاب اسلامی از دست جریان‌های سیاسی اشرافی آزاد شود، انقلاب اسلامی بهتر می‌تواند وظیفه ی خود را نسبت به محرومین انجام دهد ولی نحوه‌ی توجه ما به لبنان و سوریه از جنس دیگری است. اتفاقاً در همین راستاست که معنای حضور جهانی و منطقه‌ای ایران شکل می‌گیرد تا ما به عنوان یک ایران بمانیم و اسیر برنامه‌های جهان استکباری نشویم. تازه در آن شرایط است که می‌توانیم برای مردم خود تصمیم بگیریم و لذا اگر کوتاه بیاییم و حضور خود در منطقه را فراموش کنیم، دشمنانند که برای ما تصمیم خواهند گرفت و مناطق فقیرنشین ما صد چندان می‌شود. موفق باشید     

29156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد خوبم: پیرو سوال 29146 اگر بدونم وظیفه ام گذشته میتونم بیاری خدا از دلم بیرون کنم. ولی استاد هر بار همین کار رو کردم و بی اهمیت ازش عبور کردم ولی اینبار که انگ تو سری خور بهم زدند احساس می‌کنم از گذشت های من سوء استفاده شده. انگار نباید اینطور راحت چشمم رو از خطاهاشون می‌بستم. استاد واقعا هم خطاهاشون به دلم نمیموند و عبور می‌کردم اشتباه من چی بوده؟ آخه اگه الانم بدون اینکه هیچی بگم مثل قبل با روی خوش رفتار کنم باز به خودشون جرات میدن چیز بهم بگن. رفتار درست چیه؟ استاد یه مدته بلحاظ معنوی بشدت افت کردم. مخصوصا بعد از تولد فرزند جدیدم. دعام کنین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آخرین جلسه‌ی بحث روز دوشنبه تحت عنوان «حُسن خلق و وسعت روح انسانی» به آدرس ذیل رجوع فرمایید. موفق باشید  

http://lobolmizan.ir/sound/1304#7986

27847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: چگونه باید خودمون رو از قبل برای بهره بردن لازم از لیلة القدر آماده کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در این رابطه به بحث «معنای شب قدر» که در کانال مطالب ویژه است، رجوع فرمایید. موفق باشید

27549
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش ۲۷۵۳۲ که خدمتتان ارسال کردم، قصد اینجانب هم رد و انکار تمام قد و برخورد کلامی که مثلا طرف مقابل را ساکت کنم نبود و واقعا چنین نیتی نداشتم. بر اساس مبانی مطالعاتی خود حضرتعالی که الحمدلله سالهاست از آن بهره مندم و بحثهایی که خودم بشخصه دنبال کردم نکاتی را عرض کردم. و گرنه باید متفکر را در روح تاریخی که طلوع کرد شناخت و بررسی کرد و اینکه در غرب چه می‌گذشت که اینان ظهور و طلوع کرده اند. بحث من بیشتر ناظر به این بود که دغدغه خود شما هم فکر می‌کنم در سالهای اخیر بوده که حکمت اسلامی و اندیشه امام در مواجهه با اندیشه مدرن پویایی بهتری دارد و اینکه ما بصورت تمدنی جایگاه خود را بهتر می فهمیم که متاسفانه توسعه گرایان و روشنفکران دینی و حتی برخی افراد دوستدار انقلاب هم از این جایگاه نگاه می‌کنند و متوجه تعالی حکمت انقلابی و اسلامی نیستند و حتی نمی‌توانند بصورت ماهواره ای و کلان این دو را کنار هم ببینند. و گرنه بحث من ابدا برخورد تحزبی و ایدئولوژیک منفی نبود و البته باید این را دانست ما بعنوان مسلمان شیعه انقلابی داریم غرب را تحلیل می‌کنیم و از زاویه دین مبین و حکمت انقلاب و اندیشه امام می بینیم و می‌گوییم مدرنیته باعث شد انحرافی معرفتی و تمدنی حتی در تصرف تنکولوژی صورت گیرد ولی بشر غربی در مختصات زمانی کنونی و دوران مدرن قطعا زاویه دیدش مثل ما مسلمین دوستدار انقلاب نیست و باید از خود غرب هم به غرب نگریست. عرض اینجانب هم معطوف به این بود و گرنه قصدم برخورد ایدئولوژیک ردی و جدالی نبود و دغدغه خویش را بیان کردم خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با توجه به آمادگیِ شما خواستم آن زاوایه‌ی دید، مورد غفلت قرار نگیرد وگرنه صوتی را که معرفی کردم بسیار نزدیک بود به نگاه انتقادیِ شما نسبت به نقش تفکر کانت در تاریخ مدرن. موفق باشید

25214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد ره توشه ای برای اربعین به مایی که ظلمات تمام جانمان را فراگرفته و تنها راه نجات را اربعین می دانیم- ان شاءالله- بدهید. ۱.ذکر؛ چه ذکری بهتر است؟ ۲. کتاب؛ کدام کتاب جنابعالی رو مطالعه کنیم؟ ۳.صوت؛ چه صوتی از شما رو دنبال کنیم، مباحث کربلا شناسی یا موضوع دیگر؟ خدا خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر» بتواند کمک کند. موفق باشید

25139
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام: شما بین فلسفه و عرفان کدام یک را اهم می دانید؟ و کدام یک را در راه رسیدن به حق و حقیقت بهتر و خطاناپذیرتر می بینید؟ آیا قبول دارید که حکمت متعالیه به واسطه استفاده از مباحث عرفانی مخصوصا مباحث محی الدین ابن عربی، حکمت متعالیه شده؟ به گونه ای که آیت الله سید علی قاضی فرموده: «از میان عرفاً و واصلان کوی حقیقت، محیی الدین بن عربی در معرفت نفس و شهود باطنی فردی بی‌نظیر بود. بعد از مقام نبوت در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محیی الدین عربی نیست و کسی به او نمی‌رسد.» و همچنین آیت الله جوادی آملی هم فرموده: «محیی الدین ابن عربی در بین معاریف اهل عرفان بی‌همتا و در عمودین زمان خویش (از گذشته تا کنون) بی‌نظیر می‌باشد. بسیاری از مبانی حکمت متعالیه وامدار عرفانی است که ابن عربی پایه‌گذار نامدار آن می‌باشد.» و همچنین خود ملاصدرا فرموده: «منشأ دیگر تحول دینی در جهان اسلام به حتم عارف کبیر ابن عربی است، که واضع عرفان نظری در جهان اسلام است که به عقیده حقیر [ملاصدرا] اگر باعث رنجش اهل فلسفه نشود مقامی عظیم تر از بوعلی و فارابی دارد.» حال با این اوصاف با توجه به تفاوتهای عرفان و فلسفه کدامیک همهمتر و از درجه بالاتری برخوردار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه فرموده‌اید کاملاً درست است. با توجه به همین نکات به این سخن فکر کنید که حکمت متعالیه اگر درست چشیده شود دروازه‌ی ورود به عرفانِ ابن‌عربی است. موفق باشید

24664
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: پس از مطالعه کتاب زن آنگونه که باید باشد دو نکته به ذهنم رسید که خواستم نظرتان را جویا شوم. ۱. شما در بخش «مرد و زن دارای حقیقت واحد» با توجه به خَلق مرد و زن از حقیقت واحد چنین نتیجه گرفتید که این خلق از نفس واحد موجب می شود که این دو هیچ برتری بر یکدیگر نداشته باشند. اما با ملاحظه روایات ذیل این آیه به روایات عدیده ای برمی خوریم که بیان می کنند مراد از نفس واحده حضرت آدم است و مراد از زوجها حضرت حوا، و همین خلق حوا از اضافی طینت آدم دلالت بر شدت وجودی حضرت آدم بر حضرت حوا و یا برتری ذاتی آدم به عنوان نوع مرد بر حوا به عنوان نوع زن دارد. چنان که حضرات اهل بیت (ع) هم همگی از یک حقیقت می باشند ولی خلق سایر اهل بیت (ع) از نور رسول الله به عنوان صادر اول دلالت بر برتری ذاتی رسول الله بر سایر اهل بیت دارد و یا خلق شیعیان از اضافی طینت اهل بیت (ع) دلالت بر برتری ذاتی اهل بیت بر شیعیان دارد. البته باید توجه داشت که حرف بنده مربوط به عالم ثبوت است و عالم اثبات که پیرو اعمال زنان و مردان است خارج از این مقوله است. ۲. شما در بخش «ارزش مساوی شخصیت زن و مرد با توجه به آیه: «من عمل صالحا من ذکر او انثی...» چنین نتیجه گرفتید که ارزش عمل هر دو مساوی است و در نتیجه این دو شخصیت در ذات خود از نظر ارزش مساوی اند. و حال آنکه آیه صرفا در مقام بیانِ دادن اجر توسط خداوند و ضایع نکردن اجر این دو است و هیچ دلالتی بر تساوی یا عدم تساوی اجرشان ندارد که شما بخواهید از آن تساوی شخصیت این دو نفر را برداشت کنید. و چنان که گفته شد این تفاوت ذاتی نه تنها بین مرد و زن که یکی مظهر عقل و یکی مظهر احساس است می باشد بلکه چنان که محی الدین در فص شیثی اشاره دارند این تفاوت استعدادها که به تفاوت در اعیان ثابیته برمی گردد بین تک تک افراد جاری است. (اگر صلاح می دایند فرمایشاتتان را به جای نشر عمومی می توانید در ایمیل هم برای بنده بفرستید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث ذات انسان‌ها غیر از عین ثابته‌ی آن‌ها است که با انتخاب خودشان شکل می‌گیرد. ذات انسان‌ها همان مقام «مِن روحی» است در آیه‌ی «فإذا سویته و نفخت فیه من روحی». یا آنجا که بحث فطرت را می‌کند و می‌فرماید: «لا تبدیل لخلق اللّه» آری! خارج از ذات انسانیِ انسان‌ها بالاخره تفاوت‌هایی بین زن و مرد هست از آن جهت که مثلاً زن، بدنِ زن‌بودن خود را در دوره‌ی جنینی شکل می‌دهد. موفق باشید

24024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: اینکه ما یقین داریم همه انسانها دارای عصب برای درک درد و... هستند از کجا آمده و طبق کدام قانون و استدلال و منطقی ما یقین داریم و مطمئن هستیم که مثلا همه انسانها با وجود قلب زنده هستند و باید قلبی باشد تا زنده باشند، بسط این موضوع به تمام انسانها و حکم قطعی دادن برای این موضوعات طبق کدام منطق و استدلال و قانون قطعی اثبات شده و محکم شده و چرا باید این موضوعات و امثال آن را به عنوان قانون قطعی و غیر قابل تخلف بپذیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که به نظر بنده در کالبدشکافیِ بدن انسان به‌خوبی روشن است. موفق باشید

22864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا و با سلام: استاد گرامی قبلا پیشنهادی با موضوع ایجاد انجمن گفتگو در پیرامون آثار شما مانند http://www.askdin.com/ خدمتتان ارائه شد. در پاسخ بیان کردید جلسات عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در فضایی گفتمانی صورت می گیرد پیشنهادی که ارائه شد متفاوت از گفتمان پرسش پاسخی هست. الان انجمن های گفتگو در اغلب رشته های تخصصی دنیا وجود دارند و برای افزایش آگاهی و بحث کارکرد بسیار زیادی دارند. برای نمونه انجمن گفتگو مذهبی می توانید به سایت اسک دین نگاهی بیاندازید. امید است وجود چنین انجمن گفتگویی پیرامون مباحثی که شما مطرح کردین باعث افزایش عمق درک مطالبتون، افزایش کمی و کیفی مطالعه آثارتون بشه لطفا این پیشنهاد رو مورد توجه و بررسی قرار بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت مذکور را دیدم. کارِ بسیار خوب و ارزشمندی است و همین‌طور که می‌فرمایید آن روش، موجب می‌شود تا بسیاری از مباحث از حالتِ اجمال به تفصیل در آید. می‌ماند که به خودی خود این کار نیاز به یک تیم توانا و آماده‌ای دارد که إن‌شاءاللّه پیش آید و از این‌که تنها بنده جوابگوی سؤال‌های کاربرانِ محترم هستم، شرایط تغییر کند. موفق باشید

21424
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظر شخصی این حقیر در خصوص تسلیم و رضا به شرح ذیل است لطفاً بفرمائید صحیح است یا خیر؟ تسلیم: سالک هنوز به مفهوم فعل الهی پیش آمده واقف نیست صرفاً از روی تعبد و با توجه به مطالعات و یادآوری توصیه های عرفا چون و چرا نمی کند و تسلیم می شود. (به نوعی مترادف با صبر است). رضا: سالک علت واقعه پیش آمده را می داند فهم ایشان در این رابطه باز است و از درون راضی و شاکر است و می داند خدا با این کار دارد ربوبیت خودش را اعمال می کند و ایشان را می پروراند. نتیجه گیری: مقام رضا فوق مقام تسلیم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید، می‌ماند که مرحله‌ای از تسلیم هم هست که فوقِ رضا است و سالک در آن مقام، حتی به خودش هم و کمالاتش خودش هم فکر نمی‌کند، تنها تسلیم اراده‌ی الهی است و آیه‌ی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» این نوع تسلیم را متذکر می‌شود که بعد از ایمان می‌باشد. موفق باشید

20570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام محضر استاد: بنده در خود صفت ترس و خجالت کشیدن را پیدا کرده ام. قسمتی از کتاب «معراج السعاده» را مطالعه کردم و تا حدودی راه کار کلی برطرف شدن آن را پیدا کرده و عمل می کنم ولی گاهی در انجام آن اشتیاق و روحیه دارم و گاهی در انجام همان اعمال بی روحیه می شوم از شما تقاضا دارم یک برنامه عملی و کامل بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، می‌تواند در این مورد کمک کند. موفق باشید

20278
متن پرسش
سلام استاد گرامی: با توجه به مقام جامعیت وجود، آیا با ارتباط به مقام تنها یکی از اسمای خداوند، به تمامی اسمای الهی مرتبط خواهیم شد؟ در صورتی که می دانیم حیات انسان تعلقی و عین نیاز است و حیات خداوند عین وجود و ذات اوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به آن دارد که ما چگونه به حق رجوع کنیم. آری! حضرت حق به جهت جامعیت در هرجا، همه‌ی اسماء را در صحنه دارد ولی آن‌که طالب شفا است، ناخودآگاه به اسم شافی رجوع می‌کند مگر آن‌هایی که حقیقتاً حضرت حق را با تمام اسماء مدّ نظر قرار می‌دهند. عرایضی در این مورد در شرح کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

19892
متن پرسش
سلام استاد: در بحث حرکت جوهری تحلیل عقلی اینطوریه که وجود عرض، وابسته به وجود جوهره و وجود جوهر وابسته به مرتبه بالاتره و‌ همینطور میره تا برسه به واجب‌الوجود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با دقت در بحث حرکت جوهری ملاحظه خواهید کرد که در آن‌جا بحث تبدیل قوه به فعل مطرح است و نه آن‌که تبدیل موجودات به مطلق کمالات ممکنه. هر موجودی قوه‌ی خاص خود را دارد. موفق باشید

نمایش چاپی