باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحمداللّه راهِ گشودهشدهی حضرت ربّ العالمین که همان قرآن است را یافتهاید. ۲. فکر میکنم با ارتباط مستقیم با کلمات علیّ اعلا بتوانید به گفتگوی آن حضرت با بشریت گوش بسپارید. ۳. بالاخره باید آنچه را در ذهن دارید در عمل، و از طریقِ مطالبی بنمایانید تا معلوم شود چه در سر دارید. ۴. شما در این مورد پیشنهادی دارید که به کمک کاربران آید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا بحث نباید حالت جدال به خود بگیرد. ثانیا سعی کنید در حین بحث خدا مطالب را بر زبان شما جاری کند؛ لازمهی این کار دل سپردن به حضرت ربّالعالمین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات در راستای وجهِ تکوینی مخلوقات است در نسبت و هماهنگی با حقیقتِ انسان کامل. لذا هر آنچه در خدمت انسان کامل قرار ندارد به جهت نحوهی تکوینی آن چیز است و در این رابطه گفته میشود ولایت اولیاء الهی را قبول نکرده است که در خدمت آن اولیاء الهی نباشد. و این غیر از نگاه تشریعی به موجودات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن انسانها را دعوت به عبادت میکند و میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱ و ۲۲) اى مردم! پروردگار خود را پرستش کنيد؛ آن کس که شما، و کسانى را که پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزکار شويد.
ملاحظه میکنید که این انسان است که باید عبودیت الهی را انتخاب کند و عمق ببخشد. فکر میکنم در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت هست، جواب قسمت دوم سؤالتان را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر بهدست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آبها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالیکه همین آبها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همهی درجهی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیتهایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش میآید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی بهوجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انقلاب اسلامی حقیقتی دارد ماوراء این ضعفها؛ میتواند حساسیت لازم را نشان دهد، وگرنه مثل سایر حکومتهای دنیا هضمِ این چپاولها میشد. آری! چون معدهی انقلاب سالم است، این نوع غذاهای مسموم را بیرون میریزد و اینهم به جهت نورِ ولایت فقیه است وگرنه دولتها به خودی خود هضم این نوع چپاولها میشدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعهی کتابهای «ده نکته در معرفت نفس» و «فعلیتیافتن باورهای دینی» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب، راهگشاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی یعنی هر عملی صورت معینی دارد مثل صورتهای ذهنی انسان که در عین مجردبودن، محدودیت و شکل دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر در آن حالت متوقف میشدید که زمینهی ظهور فیوضات بعدی فراهم نمیشد 2- حتماً 3- توحید 4- یک ذکر «لا إله إلاّ اللّه» با معرفت لازم از هزار ذکر با معرفت ضعیف برتر است 5- بلی! مگر آنکه عبادات انسان فقط در حدّ ظاهر و غالب باشد 6- آن سؤال اینطور جواب داده شد: 18905- باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با او رفیق باشید و برایش خرج هم بکنید و گرنه بعدا پشیمان خواهید شد. وقتی با نیت الهی این کار انجام شود، مشکلی در حضور قلب ایجاد نمیگردد. موفق باشید بنا نشد که ما یک سؤال را چند بار جواب دهیم!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چگونه میتوان گفت تمام عقاید و اعمال صوفیه باطل است؟ تا قبل از سال ۱۳۴۰ حتی حضرت امام را به عنوان آقا روح الله صوفی میگفتند. ۲. از یک طرف مؤمن، نباید به دنبال خودنمایی و شهرت باشد و از طرف دیگر مؤمن باید اهل الفت باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چگونه این گفتگو میتواند شکل بگیرد. در سایت جدید، زیرساختهایی جهت این امر فکر شده. ولی در حال حاضر شاید عزیزان بتوانند با طرح نظریات خود در همین قسمت، گفتگوی متقابلی شکل بدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچنان شرایط از طریق امویان به هم ریخته بود و قبیلهگرایی به جامعه برگشته بود، که حتی اکثر مردم مدینه، اهلالبیت را کمتر از بنیالعباس پذیرفته بودند. علامهی طباطبایی با آوردن یک نمونه در نشاندادن آن فضا بسیار به ما کمک کردهاند که حضرت امام حسین «علیهالسلام» بعد از شهادت امام حسن «علیهالسلام» در مسجد مدینه نشسته بودند و ابنعباس هم در کنار حضرت بود. شخصی آمد تا مسئلهی خود را از ابنعباس بپرسد. ابنعباس به احترام امام حسین «علیه السلام» جواب سؤال طرف را به آن حضرت ارجاع دادند. سؤالکننده با عصبانیت گفت من که از ایشان نمیخواهم، از شما میخواهم. یعنی تا این حدّ اهلالبیت «علیهمالسلام» در انزوا بودند. و به گفتهی علامهی طباطبایی حتی یک روایت فقهی در ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» از ایشان نداریم. «توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل». عظمت زمانشناسیِ حضرت در آنجا است که تشخیص دادند چگونه و چه موقع شرایط را آنچنان تغییر دهند که چیزی نگذشت و ۴۰۰۰ عالِم از جهان اسلام به حضرت صادق «علیهالسلام» رجوع کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکنالوجودهای مختلف به ظهور میآید و «چیستی» معنا پیدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینیِ عزیز «رحمتاللّهعلیه» متوجهی این امر شده بودند. آری! چشمِ عقل مدرن یک چشم بیشتر نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوهی بودن خود که عین اتصال به بودنِ حق است فکر کنید. جزوهی «در جستجوی عشق» مربوط به بودنی که در یادمان هویزه انسان احساس میکند را در پیامرسان سروش ارسال کردم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. همینقدر میتوان فکر کرد که آن حیوان را نباید در قفس نگه داشت. ولی به هر حال به صرفِ فاختهبودن گمان نمیشود آن پرنده دشمن انسان باشد. شاید شرایط خاصی بوده است که راوی از طرح آن غفلت کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به تقدیر الهی و افقی که با پذیرفتنِ آن تقدیر در مقابلتان گشوده میشود، فکر نمیکنید؟ به هزینهای که باید برای حفظ عفت و عفاف در این شرایط میپردازید، و نتیجهای که خواهید گرفت؛ فکر کنید. در این صورت مطمئن باشید نوعی از زندگی در مقابل شما گشوده میشود که بهکلّی حسرت زندگیهای معمولی را نخواهید خورد. به این فکر کنید که قرآن میفرماید خداوند به هرکس، خلقتِ خودش را میدهد و هرکس در خلقتِ خودش مأوایِ حقیقی را میتواند جستجو کند. فرمود: «رَبُنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در سیستمها استعدادهایی به ظهور میآید که در تکتکِ اجزاء آن سیستم ظهور ندارد، ولی در هر حال از ساحتِ هویت مادی خارج نمیشود. ولی موضوع نفس ناطقهی انسانی چیزی است ماورای پدیدههای مادی، و هیچوقت علتِ موجود مجرد نمیتواند اجزاء مادی باشد، هرچند که اجزای ماده سیستمی را تشکیل دهند. اینجا است که نگاه ما بیشتر متوجهی آیاتی از قرآن میشود که روح را نفخهی الهی میداند که در جسم دمیده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ما در علمِ به خود، خود را بدن نمیدانیم طبق مغایرت بین عالِم و معلوم پس باید ما بدن خود نباشیم اعم از دست و پا یا مغز و نخاع. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه در آن دعا مطرح شد که آنها بندهی تو هستند، پس باید لوازم بندگی را که لازمهی جسم است برای عبادت، داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید راه رجوع به حضرت ربّ را پیدا کنید و با قدمگذاشتن در آن راه، خود را بیابید؛ این نوع امیال وَهمی از قدرت و حاکمیت فرو میافتد. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و سپس به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مشغول شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که وقتی گفته میشود خدا روح دارد در ذهن میآید که پس جسمی هم باید داشته باشد. لذا معنا ندارد که برای خدا بگوییم روح دارد، ولی اشکال ندارد بگوییم باطنِ هر روحی و باطن هر مخلوقی حضرت حق میباشد. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنانکه علامه طباطبایی میفرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان میکنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد مینماید و آدمی مستحق مجازاتهایی میشود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند میفرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالیکه نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید
