بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت: استاد با توجه به مباحثی که فرمودید حالا اگر بنده بعنوان انسان فطری به دنبال برنامه و راهی برای پاسخ دادن به جان و حفظ نسبتهای اصیل خود داشته باشم برای پیدا کردن برنامه ای که حضرت رب العالمین ارایه داده است و اطمینان به صدق نبوت این برنامه برنامه ای برای مطالعات و نحوه مطالعه در زمینه ادیان و مکاتب ارایه می فرمایید؟ یا منابع و افرادی را معرفی می فرمایید؟ و همچنین برای افزایش طلب و ظرفیتمان باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید

24148
متن پرسش
سلام: ۱. فرمودید ارتباط با خداوند بدون مظاهر محال است. حال در نماز که در یک حالت حضور و بقا هستیم این مظاهر چه می شوند؟ مثلا هنگامی که سوره حمد خوانده می شود یا وقتی در سجده هستیم؟ ۲. چرا بعد از آنکه می فرماید «قضا الذی لا یرد و لا یبدل» در خواست حج مقبول می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده

قصّه‌ی «راز» همیشه همین‌طور بوده و هست؛ هم رُخ می‌نمایاند و هم رُخ برمی‌تابد و پنهان می‌شود. گفت:

با گلرخِ خویش گفتم ای غنچه دهان                هرلحظه مپوش چهره چون عشوه‌گران

زد خنده که من به عکس خوبان جهان           بی پرده نهان باشم و با پرده عیان

برای دیدن خوبان جهان باید پرده و مظهری در میان باشد تا خود را در آن منظر بنمایاند همان‌طور که خدا را با مظاهر اسماء‌اش می‌بینید. زیرا بی‌پرده «نهان» می‌باشد و با پرده «عیان» است. حقیقت، همیشه با پرده یعنی با جلوات و مظاهرش ظاهر می‌شود و از آن طرف هم همان مظاهر، حجابِ حقیقت‌اند. جمال حق را در گل می‌بینید ولی اگر به گل مشغول شدید همان گل، حجابِ نظر به حق می‌شود.

۲. آری! در بستر توجه به سنت‌های لایتغیّر و پذیرفتن نظام متقنِ آن سنن، حال باید خود را در دل آن سنن شکل دهیم و وظایف الهی خود را مطابق آن به انجام برسانیم و از خدا بخواهیم در انجام آن وظایف که از جمله‌ی آن‌ها حج مقبول است، ما را کمک نماید. موفق باشید 

23808
متن پرسش
با سلام: با توجه به صحبتی که در مسجد هویزه داشتید چنان‌چه ممکن است متن آن را در اختیار بنده قرار دهید. چگونه می‌توانم صوت آن صحبت را به دست آورم؟
متن پاسخ


 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن متنی که در اختیار بنده است را خدمتتان ارسال می‌دارم. در مورد صوت آن در جریان نیستم. إن‌شاءاللّه اگر به‌دست آمد رفقا آن را در سایت «لبّ المیزان» قرار می دهند. موفق باشید

 

در جستجوی شور عشق

باسمه تعالی

۱. با حضور در صحنه‌های ایثار شهادت و لمس آن‌چه بر این سرزمین‌ها گذشته است،
چطور هستید؟!
۲. عده‌ای در دریای عشق زندگی را شناختند و بدون زندگی‌های عرفی، خواستند به زندگی خود معنای دیگری ببخشند و طرح‌اندازانه به میان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند - فرادستی‌ها را تودستی کردند-.
۳. مثل رهبرشان حضرت روح اللّه، که با هرچه می‌خواست او را به انسانی منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. اینان خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائم با خود سخن‌ها داشتند و با انتخابی با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی.
۴. اینان در افسون گل سرخ شناور شدند. به جای آن‌که کارشان بشود شناخت گل سرخ. سمینار آفتاب‌شناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند.‌»
۵. حرف‌شان این بود که:
سرم به دُنیی و عقبی فرود نمی‌آید               تبارک اللّه از این فتنه‌ها که در سرِ ما است
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود          رُخ تو در نظر من چنین ‌خوشش‌ آراست
۶. عاقلان نقطه‌ی پرکار وجودند ولی          عشق داند که در این دایره سرگردانند
۷. یاد باد آن‌که صبوحی زده در مجلس اُنس          جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست        وآن‌چه در مسجدم امروز کم است آن‌جا بود
۸. این یارانِ سالار شهیدان، ققنوس‌وار از جیفه‌ی دنیا فاصله گرفتند و به جای آن‌که مرگ به سراغ آن‌ها بیاید، ماورای مرگ حاضر شدند تا در کنار آن‌هایی نباشند که قصد بلعیدن همگان و در حال بلعیدن یکدیگرند. شهداء عشق را جز در آتش و خون جستجو نکردند تا معلوم شود در فقدان عشق ما چگونه باید بمانیم.
۹. شهداء عشق را فریاد کردند و چه در سخن و چه در سکوت و خاموشی، جز به عشق فکر نکردند. بودنِ خونین آن‌ها افسانه‌ی عشق بود و به دنیا که شایعه‌ای دروغین بیش نیست، پشت کردند، تا ما در میان حاکمانِ پرستنده‌ی جاه و مال به مدد عشق، در تمنّای جاه و مال نباشیم.
ای کاش آدمیان می‌دانستند بهای جاه، تباهیِ جان است.
۱۰. ما در این زمانه، عشق را از شهداء آموختیم تا از نسل دزدان و دغل‌بازان نباشیم و در راه آرمانی به نام عدالت که اکنون در نیمه‌ی راه آن هستیم؛ مأیوس نگردیم. باختن آرمان عدالت، افق روی ما نیست، زیرا به زودی بندگان جاه و مال در آتش خود خواهند سوخت، زیرا همیشه چنین بوده است که پس از سوختن جوانمردان، نوبت ناجوانمردان می‌رسد و فرجام صدام حسین، فرجام همه‌ی خودپرستان است که افقی جز جاه و مال نمی‌شناسند.
۱۱. سعی می‌کنند با تاریک‌کردن فضای جامعه، جوانان را از نظردوختن به افقِ روشن باز دارند، اما این تلاش، تلاش و جهد بیچارگان است که از نور توحید محروم‌اند و به زودی غرامت جهل خود را خواهند داد. آنان گمان می‌کنند می‌توان همواره بیداد کرد و در امان بود. زهی خیال باطل.
۱۲. آمده‌ایم تا در زیر سایه‌ی حضرت حق در این دیار بگردیم تا ببینیم شور عشق را در کجا باید پیدا کنیم. شربتی که حضرت حق به صورت پنهانی به نومیدان می‌دهد تا راهِ برون‌شدن از افسردگی و ملالت را بیابند و از سوزِ فقدان عشق تسلی یابند.

 

27861
متن پرسش
سلام علیکم: زبانم از تشکر قاصره که این مباحث رو به میدان و دسترس همگان در عصر انقلاب اسلامی آورده اید. خدا خیرتان بده. در بحث حرکت جوهری می‌فرمایید که این تفکر که کسی بگوید فقط می‌خواهم بیابم و مباحث عقلی را دنبال نمی‌کنم خیلی خطرناک است. حال آنکه جایی دیگر مثال آیت الله بهاءالدینی و امام خمینی رحمه الله رو می‌زنید که آیت الله فلسفه رو کار نکردند اما چیزی رو هم از دست ندادند اما امام جلسات اسفار را رفتند. حال دو سوال برایم مطرح است یک اینکه کار نکردن مبحث حرکت جوهری و فلسفه چه خطری را برای انسان دارد؟ دو اینکه این دو کلام فوق الذکر را چطور جمع کنیم؟ مجموعا در این چند جلسه شروع حرکت جوهری حس می‌کنم بحث چنان ذهنی است که به کلی با مباحث معرفت النفس متفاوت است. هر چند به امید انتها و نتایج نورانی بحث به لطف خدا و دعای شما به جد ادامه خواهم داد اما الان این سوال ذهنم را درگیر کرده بود که حال که انسان می‌تواند اتحاد با حقایق پیدا کند جایگاه مباحث عقلی کجاست؟ دوستدار شما هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای سلوک فردی، عدم ورود به مسائل فلسفی هیچ خطری ندارد. ۲. جایگاه مباحث عقلی، مربوط به حضور اجتماعی و تمدن‌سازیِ اسلام است. مسلّم اگر بخواهیم با عقل مردم معارف اسلامی را در میان بگذاریم، نقش فلسفه‌ی اسلامی به‌خصوص با قرائتِ صدرایی که درست در طلیعه‌ی تاریخ مدرن به میان آمده است، فوق‌العاده می‌باشد. موفق باشید

27831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد وقت به خیر: پیرو سئوال ۲۷۸۱۰ که فرمودید نماز جوری بخونید مثل اینکه با همدیگر صحبت می‌کنید. خوب استاد در صحبت کردن با همدیگر بالاخره یک چیز من میگم یه چیز اون طرف مقابل میگه صحبت شکل میگیره و آدم به همدیگر توجه داره اما در نماز علی الظاهر ماییم که با خدا داریم صحبت می‌کنیم او چیزی به ما نمیگه به خاطر همین رابطه یک طرفه میشه و حواس انسان پرت میشه چون فقط ماییم که صحبت می‌کنیم و جوابی نمی‌شنویم نظرتون چیه در این باره این مشکل رو چیکارش کنیم؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به جای نشستن و گفتنِ چطور و چطور، باید وارد شد تا إن‌شاءاللّه خداوند هم با شما نجوا کند. صبر در عبادات به همین معناست. موفق باشید

27118

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد وابستگی به دیگران ممدوح است یا مذموم؟ منظورم وابستگی عاطفی نیست، وابستگی که انسان با وابسته شدن به دیگران به خود باوری برسه، یعنی یکی قبولش داشته باشه، باورش داشته باشه، تا به به خود باوری برسه!؟ اگه مذموم است درمانش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع می‌شود. موفق باشید

26350
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ان شاءالله خداوند شما را برای اسلام و مسلمین حفظ بفرماید، و ما را موفق به درک و عمل به حقایقی که از جان مبارکتان به ما می رسد بفرماید. ببخشید ۲ سوال داشتم از خدمتتان اول اینکه آیا خداوند متعال در هر خلقی نسبت به خلق قبلی خود تکاملی لحاظ می فرماید، که بشر امروز در درک و فهم نسبت به نسل های قبلی بالاتر است؟ البته منظورم داروینیسم نیست بلکه سیر تکاملی بشر در رشد مادی و معنوی است. دوم اینکه از کجا باید متوجه بشویم جانم به وجود باری تعالی متصل شده و قرب دارد یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! لازم نیست بشر امروز کامل‌تر از بشرِ قبل باشد. فراموش نفرمایید که اولین انسان، پیامبر بوده است. ۲. از نظر استدلال، «برهان صدیقین» توانِ تبیین اتصال جان انسان به خدا را دارد و از آن نظر که انسان بخواهد آن اتصال را احساس کند، باید تقوا پیشه نماید. موفق باشید

26111
متن پرسش
با سلام: آیا گفتن اذکار به صورت ذهنی (یعنی در دل بدون ذکر زبانی): ۱. آیا ثواب دارد؟ ۲. آیا اثرات ذکر را بدنبال دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک به جایی می‌رسد که قلب او شروع می‌کند به اذکار الهی. به گفته‌ی مولوی: «قوم دیگر می‌شناسم ز اولیاء / که زبانشان بسته باشد از دعا». موفق باشید

25877
متن پرسش
سلام استاد: قسمت زیادی از شرح مناجات شعبانیه شما رو گوش دادم. عالی بود. بعدش آمدم شروع کردم به شرح مناجات شعبانیه آیت الله جوادی آملی، ایشون در شرح فراز «و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری» می فرمایند معناش اینه که نظام آفرینش جوری طراحی شده که اگر انسان راه درست رو انتخاب کنه خداوند سعادت و نفع نصیبش میکنه و اگر راه غلط رو انتخاب کنه خداوند شقاوت و ضرر نصیبش میکنه. و از این جهت است که ائمه (ع) در این فراز می فرمایند نفع و ضرر انسان به دست خداست! استاد سوالی که برام پیش اومده اینه که اگه معنای این فراز این باشه باید بگیم که نفع و ضرر انسان به دست خود انسان هست تا اینکه به دست خدا باشه و اصلا اگه معناش این باشه نیاز به گفتن نداشت و یه چیز بدیهی بود و فقط کاری که خدا کرده اینه که یه هستی به شدت قانونمند آفریده و اصلا اگه اینجوری باشه آدم به یه آرامشی میرسه. من فک می کنم باید یه معنای فراتر از این داشته باشه. خواهش می کنم مبسوط یرام توضیح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که با اظهار آن فراز از مناجات، حضورِ حضرت ربّ العالمین را در تمام مناسبات خود مدّ نظر داریم و می‌خواهیم اظهار کنیم ما هیچ توجهی به غیر از تو در مناسبات خود نداریم. و این قصه‌ی اُنس ما با حضرت معبود است. موفق باشید

25766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در نوشته های شهید آوینی به یکی از مفاهیمی که اشاره می شود؛ مبنای تاریخ نگاری امروز است. تاریخ تمدن بر مبنای سیر تکاملی ساخت ابزار و آن هم برای تمتع هر چه بیشتر انسان ها از طبیعت و مادیات نوشته شده است. اما شهید آوینی می گوید باید تاریخ بر مبنای تحولات باطنی انسان و رجوع انسان به آغاز آغازها و معاد، همچنین تحقق عهد الهی نوشته شود یعنی تاریخ هدایتگری بشر به خدا و خالق سبحان، تاریخ دین، تاریخ انبیا. با این مقدمه، سوالم اینه که اولا آیا مقولاتی از جنس تحولات باطنی انسان ها خیلی قابلیت الصاق تاریخ رو دارن و مثلا واقعا کسی بخواهد تاریخ تحولات باطنی بنویسد آیا یک کتابی که بیشتر شبیه کتاب اخلاق یا عرفان باشد بدست نمی آید؟ و اینکه آیا طرحی مثل طرح گایست هگل در نسبت با فلسفه تاریخ سازی که مبتنی بر سه اصل جبرگرایی، تاریخی گرایی و انتقال گرایی (ویژه انتقال قدرت) است، با چنین مبنایی مثل مبنای شهید آوینی و حتی انگاره های دینی تطابق و قابلیت سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنرِ هگل در فهم تاریخی است که روحی در آن در سریان و جریان است. برای فهم سخن شهید آوینی از یک‌طرف توجه به سخن هگل کمک می‌کند و از آن مهم‌تر اشاراتِ دعای ندبه، که در واقع همان سخن شهید آوینی است و در همین راستا کتاب «شرح دعای ندبه» تنظیم شد. موفق باشید

25413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا، ضمن عرض سلام، ادب و احترام و تشکر از زحمات حضرت عالی، زیارت قبول. در مباحث کربلا مبارزه با پوچی ها فرمودید که باید مثل حضرت اباعبدالله سخن حق بزنیم و موضع حق بگیریم و از مخالفت فضای حاکم با حق نترسیم. از طرفی در توصیف جبهه حضرت فرمودید که، حضرت سعی داشتند حتی ذره ای اتهام ناحق بودن به ایشان وارد نباشد. سوال بنده این جاست: «ما که می دانیم صد درصد حق نیستیم. حداقل من که می دانم، حال اگر در مساله ای هم به حق موضع گیری کنیم، سوابق ناحق بودن ما اثر موضع حق ما را کم نمی کند؟ آیا موضع گیری توسط افرادی چون بنده که سوابقی دارم در جامعه امری صحیح است یا نه!؟ چه کنیم استاد عزیز. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین موارد هم باید سعی کرد انصاف را رعایت نمود و بدی‌های خود را در زیر سخن حق پنهان نکرد. موفق باشید

24667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام وقت بخیر: استاد خواندن سوالات سایت نتیجه ای داره یا ما هم سیر رو دنبال کنیم میتونیم پاسخ دهنده باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل را بر مطالعه‌ی مباحث بگذارید. اگر احساس کردید موضوع خود را در آرشیوِ سؤالات نیاز است دنبال کنید؛ به آن بپردازید. موفق باشید

24576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا: ببخشید استاد، جسارتاً نام اون دانشمند سوئدی که در کتاب جایگاه رزق انسان در هستی ازش نقل و قول کردین چیه؟ و اگر بخواهم یک کتاب ازشون بخونم پیشنهاد شما چی هست؟ مممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در مجله‌ی «کیهان فرهنگی» شماره‌ی ۱ و ۲ آن را مطالعه کردم و به کلّی نام او را فراموش کرده‌ام. کتاب‌های آقای دکتر سید حسین نصر می‌تواند در این رابطه با شما سخن بگوید. موفق باشید

24401
متن پرسش
جناب استاد با سلام: با توجه به جواب سوال ۲۴۳۹۷ : نفس این صورت ذهنی را حتما از روی داده های حسی یا همان صورت واقع در قوه مربوطه که توسط قوای حسی مثل قوه بینایی احساس شده می سازد، آیا همین داده های حسی یا صورت واقع در قوه بینایی مادی نیست؟ اگر این داده های حسی یا صورتی که در قوه بینایی هست مادی هست که نفس از روی آن صورت ذهنی مطابق با واقع را می سازد که این هم می شود ادراک مادی، چون وقتی می گوییم نفس با استفاده از صورت واقع در قوه بینایی صورت ذهنی مطابق را می سازد پس باید نفس قبل از ساخت صورت ذهنی آن صورت واقع در قوه بینایی را ادراک کرده باشد تا پی به وجودش برده باشد تا بتواند مطابق آن صورت ذهنی بسازد پس ادراک مقدم بر ساخت صورت ذهنی هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود به طور مفصل بحث شده است که آن‌چه از طریق انعکاس قرنیه به شبکیه می‌رسد طول موجی از نور است و از آن به بعد نیز از شبکیه تا مغز، انعکاسی از الکتریسته است و همه‌ی این‌ها مُعدّات است تا نفس صورتی مطابق خارج ابداع نماید. اولین پیشنهاد بنده مطالعه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و سیری در آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس است. موفق باشید

24211
متن پرسش
سلام علیکم: آیا اینکه انسان کل مصلحت خود را به خداوند بسپارد به این اعتقاد که خداوند عالم و عادل و حکیم است و نسبت به مصالح انسان آگاه‌تر است و صرفا با خداوند بجای دعا؛ مناجات کند اشکالی دارد؟ آیا از فیوضات دعا خود را محروم کرده؟ توجیه ما اینست که چه بخواهیم اگر لازم باشد که قطعا خداوند داده و اگر لازم نباشد خلاف مصلحت ماست و نباید بخواهیم. استدعا دارم کامل راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت انسان از طریق دعا آماده می شود تا حضرت پروردگار مناسب آن ظرفیت با بنده ی خود برخورد کند. موفق باشید

23665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: از آثار حضرتعالی کدام برای خداشناسی خوب است؟ یعنی بدون استفاده از آیات و روایات و فقط از طریق عقل یا بحث معرفتی این موضوع صورت گرفته باشد. ده نکته از معرفت نفس خوبه؟ سپاس بیکران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید

23069
متن پرسش
سلام: انسان‌ گاهی گناهانی انجام می دهد، چیزهایی می بیند که نباید ببیند، چیزهایی می شنود که نباید بشنود و... حال با توبه دوباره بسوی حق بر می گردد. و اما چگونه می توان آثار آن گناهان مانند صورتهایی که در اثر آن گناهان در لوح جان نقش بسته را هر چه سریعتر از بین برد؟ تا جایی که انسان اصلا یادش نیاید که چه گناهانی انجام داده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر ترک معصیت در عبور از معصیت، معجزه می‌کند و انسان را نسبت به زشتی معصیت بصیر می‌نماید. به همین جهت خداوند توبه‌کنندگان را دوست دارد و قرآن می‌فرماید: «إن‌ّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید

22190
متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده در کتاب «آشتی با خدا» می فرماید که تن به من انسان ارتباطی ندارد. سوالی که دارم در خصوص کسی است که در اثر حادثه ای حافظه خود را از دست می دهد. در این مورد چگونه اثبات می شود من با تن انسان ارتباط ندارد؟ و اینکه چگونه می توان گفت منی که قبل از حادثه بوده بعد از حادثه نیز ثابت مانده است؟ (اگر حافظه برنگردد) این رو در همه احتمال های این حادثه توضیح بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعضای بدن از جمله سلسله‌ی اعصاب و مغز، وسیله‌هایی هستند در اختیار نفس ناطقه. هر عضو که به مشکل بیفتد، نفس ناطقه‌ی انسان توانایی آن کاری که با آن عضو می‌توانسته انجام دهد را از دست می‌دهد. موفق باشید

18994
متن پرسش
سلام: بنده تا جلسه ۱۰ معاد رو گوش دادم. تا اینجا متوجه شدم که در قیامت هر آنچه انسان اراده کند همان موجود می شود و این اراده طبق عقیده ای است که در دنیا ساخته. سوال من آنجاست که اگر انسان هر آنچه اراده کند موجود می شود پس فرشته هایی که پیامبر شب معراج دیده اند چه چیزی می ساختند؟ مگر قرار نیست با اراده ما بهشت شکل گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرشتگان همان جاهایی را می‌سازند که ما در اذکار توحیدی خود اراده کرده‌ایم و در قیامت با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.

32911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: طاعاتتون قبول درگاه حق. دلیل سوال ملائکه پس از آفرینش حضرت آدم (ع) چه بوده است، با توجه به اینکه ادوار آفرینش متعددی وجود داشته و حقیقت محمدیه یا حقیقت انسان کامل با توجه به ظرفیت هر دور از آفرینش بروز و ظهور داشته؟ و چون خداوند متعال اول و آخر و ظاهر و باطن است بنابراین صفات و افعال او نیز ازلی است و آفرينش انسان و زمین هم از ازل بوده بنابراین باید این حقیقت، یعنی مسئله ی خلیفه اللهی و ظهور همه ی اسما در انسان، از ازل که آفرينش انسان بوده منکشف شده باشد؟ یا اینکه این پرسش تکوینی و ازلی باشد؟ ۲. آیا تنها در این دور از آفرینش حقیقت محمدیه با تمام جلوات به صورت ۱۴ معصوم (ع) ظهور کردند؟ اگر آری دلیلش چیست؟ زیرا به نظر می رسد با توجه به روایاتی که می فرمایند اگر یک روز تا قیامت مانده باشد ابتدا ظهور انجام می‌گیرد و....، در بقیه ادوار آفرینش هم همینطور باشد و باید خلقت به هدف نهای اون برسد؟ و اگر در ادوار دیگر هم امکان بروز این حقیقت با تمام جلوات بوده، بنا براین بی نهایت ظهور حقیقت محمدیه محتمل است که بهترین ظهور اون حقیقت، ۱۴ معصوم (ع) هستند به همین صورتی که برای ما ظاهر شدند، یعنی بی نهایت آدم (ع)، بی نهایت حضرت محمد (ع) ،بی نهایت علی (ع) ،بی نهایت فاطمه ی زهرا (س) و ..... که با توجه به حضور ایشان در همه ی زمان‌ها و مکان ها، ایشان یک وجود پیوسته در عالم غیب و شهادت از ازل تا ابد دارند و در این وجود در تمام ادوار آفرينش به اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حاضر هستند؟ (در حدیثی منسوب حضرت علی (ع) می فرمایند، انا الاول و الآخره و ظاهر و الباطن) بقیه انسان های کامل یا پیامبران الهی نیز همین طور هستند‌؟ مثلا اولین انسان در هر دور از آفرینش حضرت آدم (ع) هستند و خاتم آنها حضرت محمد (ص) و ام ابیهای ایشان فاطمه (س) و نفس ایشان علی (ع) هستند و.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فصّ «آدمی» عرض شد که به هر حال فرشتگان در محدوده ذات وجودی خود متوجه حقیقت اسماء شدند و لذا جامعیت اسماء را که مقام انسان کامل و خلیفة الله است، نمی‌توانستند درک کنند. و این مشکل به جهت غفلت از محدودیت‌شان بود که منجر به آن نوع اعتراض شد. ۲. حقیقت اسماء، از همان ابتدا در مقام حقیقت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در عالم احدی حاضر است ولی مظاهرِ آن حقیقت در آخرین مرحله آفرینش عالم به ظهور می‌آید و هرکس نمی‌تواند متوجه حقیقت پنهانی آن باشد همان‌طور که انقلاب اسلامی در مسیر توحیدی‌اش همواره و به مرور ابعاد نهفته آن به ظهور می‌آید و هرکسی متوجه آینده این حرکت توحیدی نیست، مگر امثال رهبر معظم انقلاب که تأکید دارند نباید به هیچ وجه در این مسیر نا امید شد و احساس وجود بن‌بست کرد. موفق باشید

29254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد، خداوند توفیق حفظ قرآن را به من داده است و در حال حفظ هستم، می‌خواستم بپرسم اگر همزمان با حفظ تفسیر هم بخوانم خوب است؟ خودم تصور می‌کنم تفسیر را بگذارم برای بعد از اتمام حفظ کامل، چون نیازمند توجه و تفکر عمیق است. ممنون می‌شوم راهنمایی بفرمایید. سوال دوم ربطی به این قضیه ندارد و در خصوص رابطه با خواهرزاده ها و برادرزاده هاست. استاد آنها هر روز به خانه ما می آیند و خیلی شلوغ می‌کنند و واقعا مادر پدرم هم راضی نیستند آنها هر روز بیایند و هر چه قدر هم به شوخی و جدی می گویند واقعا دیگر سن ما سنی نیست که تحمل این همه شلوغ کاری بچه های شما را داشته باشیم ولی فایده ندارد و این باعث می‌شود ما گاهی سر بچه ها داد بزنیم و امر و نهی و داد و بیداد. هر چند خود من سعی می‌کنم صبور باشم و رأفت و مهربانی دخترانه ام را داشته باشم اما گاهی از کوره در می‌روم و سرشان داد می‌زنم و بعد خیلی ناراحت می‌شوم و از خدا طلب بخشش می‌کنم، می‌دانم این بی صبری ها و ترش رویی ها آدم را عقب می اندازد. اما نمی‌دانم باید چه کنیم؟ ممنون می‌شوم راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حین حفظ قرآن، تنها باید در کنار حفظ متوجه‌ی مفاهیم آیات بود ولی تفسیر آن را به بعد موکول کرد. ۲. به نظر می‌آید آن‌ها خانه‌ی مادربزرگ‌شان را مأوای کودکانه‌ی خود می‌دانند. با خوشرویی می‌توانید آینده‌ی آن‌ها را آباد کنید. موفق باشید

29090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد احساس می‌کنم خدا این روزا شدیدا به کبیرایی جلوه کرده و اصلا محلمون نمیده. وضع و اوضاع زمانه خیلی سخت و غم انگیزه، این کرونا انگار تجلیه جلال حق هست، انگار خدا این روزا به ما میگه برید. مسجد که انگار خانه من بود حالا انگار منو از خانه ام بیرون کردن و سرگردانم. وضع بی دینی مردم هم حالمو خیلی گرفته، روز به روز از خدا دورتر میشن. حس اون سائلی دارم که در شهر غریب تک و تنهاست. نا امید نیستم اما پر از غم هستم، استاد احساس می‌کنم از بس گناه کردیم خدا دیگه ولمون کرده. هرچی درد داریم از بی خدایی است. دلم گرفته. آیا در پس این شب سیاه، طلوعی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین‌طور است که احساس می‌کنید. گویا در شرایطی هستیم که باید ایمان‌های‌مان امتحان شود تا معلوم گردد چه اندازه تحت تأثیر فضا و جوّ بوده و چه اندازه اصیل و جدّی است. آری! در پس این شب سیاه، طلوعی بس بسیار روشن است. موفق باشید

28775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از اندیشمندان در مورد منطق ارسطویی گفته بودند که تاکید بر روی این منطق مانع از پیشرفت علوم شده است. می خواستم از حضرتعالی که بعضی از حیطه هایی که منطق ارسطویی قادر به پاسخ گویی آن نیست را برای دقت روی این موضوع بفرمایید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همه‌ی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری به‌دست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار می‌گیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح می‌کند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری به‌دست می‌آید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمی‌گنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید

28250
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: استاد سوالی داشتم درباره اینکه بنده یکسالی مانده تا کنکورم و هم اکنون در رشته تجربی درس می‌خوانم. بنده در این ایام تعطیلی برای این بیماری منحوس خیلی فکرم درگیر بود من با علاقه به سمت این رشته آمدم و درس های این رشته مورد علاقه من است اما خیلی دلم می‌خواهد که هر روز از دین چیزهای جدید یاد بگیرم و همچنین بدانم خدا از من راضی هست و مقام و مرتبه ای بالا پیش خدا نه مقام های دنیایی داشته باشم آرزویی که شاید هرکسی داشته باشد. اما بنده در راهم که تجربی باشد شک هایی دارم در مورد اینکه آیا در آینده اگر به دانشگاه بروم مثل الان در عقایدم ثابت قدم هستم یا خیر چون یکی از اطرافیانم را دیدم که قبل از دانشگاهش با بعد آن چه تفاوت های چشمگیری کرده است. خیلی دلم می‌خواهد برای جامعه ام و امام زمانم مفید باشم اما نمی توانم اغلب اوقات خودم را قانع کنم که با این رشته و مسیری که می‌روم می توانم مفید باشم. گاهی سخنان حضرت آقا را پیرامون این موضوعی که به جوانان عرضه داشتند را مطالعه می کنم اما واقعا نیازمند یک سخنی که با شرایط فعلی که دارم (چون من خیلی به دین و یادگیری آن علاقه دارم اما متاسفانه بعضی از دروس آن را فکر می کنم نمی توانم از پس آن بر بیایم اما در رشته فعلی خودم کاملا این موضوع بر عکس هست از محیط آینده این رشته خوشم نمی آید اما از درس هایش لذت می برم.) هستم که مرا در ادامه مسیر محکم و استوار کند و درگیری ذهنی نداشته باشم. شرمنده استاد سوالی دیگه ای که داشتم این بود خیلی دلم می‌خواهد یکی از کتاب های شما را مطالعه کنم به نظر شما چه کتابی برای من مناسب هست از میان موضوعاتی که بیان کردید؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با این روحیه‌ای که خداوند به جنابعالی لطف کرده، دانشگاه، هم از نظر علمی به شما کمک می‌کند و هم با نظر به نگاه ایمانیِ شما، وقتی با اندیشه‌های متفاوت روبه‌رو شوید با عمق بیشتری متوجه‌ی نگاه توحیدی به عالم می‌شوید. بالاخره «نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزد / ز آبِ خرد، ماهی خرد خیزد» ۲. کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و یا کتاب «آشتی با خدا» إن‌شاءاللّه می‌تواند جهانی ماورای جهان مادی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

27979
متن پرسش
سلام: عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما. حقیر یه دانشجوی هستم با ۲۶ سال سن. خانوادم و پدرم از کسایی هستند که شما رو قبول دارند و چندین و چندبار سخنرانی و تفسیرهای شما رو گوش دادند. و هنوز هم مباحث شما رو پیگیری می کنند. حقیر چون دانشجوام بنابراین درآمد آنچنانی ندارم. از پنج سال پیش تا الان با اصرار زیاد خواستم که برام خواستگاری بروند و هنوز دریغ از یک خواستگاری. دو سال پیش بخاطر اصرارهام گفتند یه خانم مذهبی و از فامیل رو در نظر گرفتند. از اون دو سال هر جایی می‌رفتیم مثلا هیئت یا کربلا می گفتند که اون خانم هم اونجاست. پاپیش نمی گذاشتند که بخاطر اصرارهام پنچ ماه قبل بهشون زنگ زدند. خانواده طرف مقابل هم که از فامیل بودند و حقیر رو دیده بودند اما دختر خانم ندیده بود. حتی اجازه خواستگاری ندادند و تلفنی رد کردند. یعنی دو سال فکر و انتخاب خانواده هیچ. الان هم هر کسی معرفی می کنند پدر میگن مادر و پدرش کجا کار می کنند. قبل از خواستگاری به دنبال تحقیق از طرف هستند که ببینند پدر و مادرش چه کاره هستند. این تحقیق بد نیست اما بعد از خواستگاری نه قبل از هیچ گونه حرفی و با همین بهونه ها ماه ها میگذره و هیچ اقدامی نمی کنند. یه حافظ قرآن پیدا شد که چون از طرف خانواده نبود چنان برخورد باهام شد که از متولد شدن خودم هم پشیمون شدم. پدر حقیر حتی این که شیر آب به کدوم سمت باشه که تابستون آب داغ نشه و پکیج روشن نشه براش این قدر اهمیت داره اما ازدواج حقیر هیچ. بهونه که میارند میگن باید طرف از فامیل باشه یا آشنا. الان بخاطر ترس از گناه روزی چند بار دعای مرگ می‌کنم. هر کاری هم فکر کنید انجام دادم چه نذر چه چله زیارت عاشورا و چه دعاهای دیگه و رفتن پیش یکی از علما واسه واسطه شدن برای ازدواج. الان نمی دونم چیکار کنم به خودکشی هم فکر کردم اما جرئتش رو ندارم و با عقایدم نمی خوره. لطفا راهنمایی کنید که یه دانشجوی ارشد چیکار کنه. اون وضع دانشگاه و اون وضع جامعه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی پدر و مادر و به‌خصوص وظیفه‌ی پدر است حتی‌الامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهده‌ی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آن‌ها قبول دارند، به گوش آن‌ها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانه‌های واهی عقب بیندازند. موفق باشید

نمایش چاپی