باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده
قصّهی «راز» همیشه همینطور بوده و هست؛ هم رُخ مینمایاند و هم رُخ برمیتابد و پنهان میشود. گفت:
با گلرخِ خویش گفتم ای غنچه دهان هرلحظه مپوش چهره چون عشوهگران
زد خنده که من به عکس خوبان جهان بی پرده نهان باشم و با پرده عیان
برای دیدن خوبان جهان باید پرده و مظهری در میان باشد تا خود را در آن منظر بنمایاند همانطور که خدا را با مظاهر اسماءاش میبینید. زیرا بیپرده «نهان» میباشد و با پرده «عیان» است. حقیقت، همیشه با پرده یعنی با جلوات و مظاهرش ظاهر میشود و از آن طرف هم همان مظاهر، حجابِ حقیقتاند. جمال حق را در گل میبینید ولی اگر به گل مشغول شدید همان گل، حجابِ نظر به حق میشود.
۲. آری! در بستر توجه به سنتهای لایتغیّر و پذیرفتن نظام متقنِ آن سنن، حال باید خود را در دل آن سنن شکل دهیم و وظایف الهی خود را مطابق آن به انجام برسانیم و از خدا بخواهیم در انجام آن وظایف که از جملهی آنها حج مقبول است، ما را کمک نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن متنی که در اختیار بنده است را خدمتتان ارسال میدارم. در مورد صوت آن در جریان نیستم. إنشاءاللّه اگر بهدست آمد رفقا آن را در سایت «لبّ المیزان» قرار می دهند. موفق باشید
در جستجوی شور عشق
باسمه تعالی
۱. با حضور در صحنههای ایثار شهادت و لمس آنچه بر این سرزمینها گذشته است،
چطور هستید؟!
۲. عدهای در دریای عشق زندگی را شناختند و بدون زندگیهای عرفی، خواستند به زندگی خود معنای دیگری ببخشند و طرحاندازانه به میان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند - فرادستیها را تودستی کردند-.
۳. مثل رهبرشان حضرت روح اللّه، که با هرچه میخواست او را به انسانی منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. اینان خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائم با خود سخنها داشتند و با انتخابی با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی.
۴. اینان در افسون گل سرخ شناور شدند. به جای آنکه کارشان بشود شناخت گل سرخ. سمینار آفتابشناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند.»
۵. حرفشان این بود که:
سرم به دُنیی و عقبی فرود نمیآید تبارک اللّه از این فتنهها که در سرِ ما است
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رُخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
۶. عاقلان نقطهی پرکار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند
۷. یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس اُنس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آنکه خراباتنشین بودم و مست وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
۸. این یارانِ سالار شهیدان، ققنوسوار از جیفهی دنیا فاصله گرفتند و به جای آنکه مرگ به سراغ آنها بیاید، ماورای مرگ حاضر شدند تا در کنار آنهایی نباشند که قصد بلعیدن همگان و در حال بلعیدن یکدیگرند. شهداء عشق را جز در آتش و خون جستجو نکردند تا معلوم شود در فقدان عشق ما چگونه باید بمانیم.
۹. شهداء عشق را فریاد کردند و چه در سخن و چه در سکوت و خاموشی، جز به عشق فکر نکردند. بودنِ خونین آنها افسانهی عشق بود و به دنیا که شایعهای دروغین بیش نیست، پشت کردند، تا ما در میان حاکمانِ پرستندهی جاه و مال به مدد عشق، در تمنّای جاه و مال نباشیم.
ای کاش آدمیان میدانستند بهای جاه، تباهیِ جان است.
۱۰. ما در این زمانه، عشق را از شهداء آموختیم تا از نسل دزدان و دغلبازان نباشیم و در راه آرمانی به نام عدالت که اکنون در نیمهی راه آن هستیم؛ مأیوس نگردیم. باختن آرمان عدالت، افق روی ما نیست، زیرا به زودی بندگان جاه و مال در آتش خود خواهند سوخت، زیرا همیشه چنین بوده است که پس از سوختن جوانمردان، نوبت ناجوانمردان میرسد و فرجام صدام حسین، فرجام همهی خودپرستان است که افقی جز جاه و مال نمیشناسند.
۱۱. سعی میکنند با تاریککردن فضای جامعه، جوانان را از نظردوختن به افقِ روشن باز دارند، اما این تلاش، تلاش و جهد بیچارگان است که از نور توحید محروماند و به زودی غرامت جهل خود را خواهند داد. آنان گمان میکنند میتوان همواره بیداد کرد و در امان بود. زهی خیال باطل.
۱۲. آمدهایم تا در زیر سایهی حضرت حق در این دیار بگردیم تا ببینیم شور عشق را در کجا باید پیدا کنیم. شربتی که حضرت حق به صورت پنهانی به نومیدان میدهد تا راهِ برونشدن از افسردگی و ملالت را بیابند و از سوزِ فقدان عشق تسلی یابند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای سلوک فردی، عدم ورود به مسائل فلسفی هیچ خطری ندارد. ۲. جایگاه مباحث عقلی، مربوط به حضور اجتماعی و تمدنسازیِ اسلام است. مسلّم اگر بخواهیم با عقل مردم معارف اسلامی را در میان بگذاریم، نقش فلسفهی اسلامی بهخصوص با قرائتِ صدرایی که درست در طلیعهی تاریخ مدرن به میان آمده است، فوقالعاده میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به جای نشستن و گفتنِ چطور و چطور، باید وارد شد تا إنشاءاللّه خداوند هم با شما نجوا کند. صبر در عبادات به همین معناست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسانها با انسانها انسان میشوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! لازم نیست بشر امروز کاملتر از بشرِ قبل باشد. فراموش نفرمایید که اولین انسان، پیامبر بوده است. ۲. از نظر استدلال، «برهان صدیقین» توانِ تبیین اتصال جان انسان به خدا را دارد و از آن نظر که انسان بخواهد آن اتصال را احساس کند، باید تقوا پیشه نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک به جایی میرسد که قلب او شروع میکند به اذکار الهی. به گفتهی مولوی: «قوم دیگر میشناسم ز اولیاء / که زبانشان بسته باشد از دعا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که با اظهار آن فراز از مناجات، حضورِ حضرت ربّ العالمین را در تمام مناسبات خود مدّ نظر داریم و میخواهیم اظهار کنیم ما هیچ توجهی به غیر از تو در مناسبات خود نداریم. و این قصهی اُنس ما با حضرت معبود است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنرِ هگل در فهم تاریخی است که روحی در آن در سریان و جریان است. برای فهم سخن شهید آوینی از یکطرف توجه به سخن هگل کمک میکند و از آن مهمتر اشاراتِ دعای ندبه، که در واقع همان سخن شهید آوینی است و در همین راستا کتاب «شرح دعای ندبه» تنظیم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین موارد هم باید سعی کرد انصاف را رعایت نمود و بدیهای خود را در زیر سخن حق پنهان نکرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل را بر مطالعهی مباحث بگذارید. اگر احساس کردید موضوع خود را در آرشیوِ سؤالات نیاز است دنبال کنید؛ به آن بپردازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در مجلهی «کیهان فرهنگی» شمارهی ۱ و ۲ آن را مطالعه کردم و به کلّی نام او را فراموش کردهام. کتابهای آقای دکتر سید حسین نصر میتواند در این رابطه با شما سخن بگوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود به طور مفصل بحث شده است که آنچه از طریق انعکاس قرنیه به شبکیه میرسد طول موجی از نور است و از آن به بعد نیز از شبکیه تا مغز، انعکاسی از الکتریسته است و همهی اینها مُعدّات است تا نفس صورتی مطابق خارج ابداع نماید. اولین پیشنهاد بنده مطالعهی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و سیری در آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت انسان از طریق دعا آماده می شود تا حضرت پروردگار مناسب آن ظرفیت با بنده ی خود برخورد کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر ترک معصیت در عبور از معصیت، معجزه میکند و انسان را نسبت به زشتی معصیت بصیر مینماید. به همین جهت خداوند توبهکنندگان را دوست دارد و قرآن میفرماید: «إنّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعضای بدن از جمله سلسلهی اعصاب و مغز، وسیلههایی هستند در اختیار نفس ناطقه. هر عضو که به مشکل بیفتد، نفس ناطقهی انسان توانایی آن کاری که با آن عضو میتوانسته انجام دهد را از دست میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرشتگان همان جاهایی را میسازند که ما در اذکار توحیدی خود اراده کردهایم و در قیامت با آنها روبهرو میشویم.
سلام خدمت استاد محترم: طاعاتتون قبول درگاه حق. دلیل سوال ملائکه پس از آفرینش حضرت آدم (ع) چه بوده است، با توجه به اینکه ادوار آفرینش متعددی وجود داشته و حقیقت محمدیه یا حقیقت انسان کامل با توجه به ظرفیت هر دور از آفرینش بروز و ظهور داشته؟ و چون خداوند متعال اول و آخر و ظاهر و باطن است بنابراین صفات و افعال او نیز ازلی است و آفرينش انسان و زمین هم از ازل بوده بنابراین باید این حقیقت، یعنی مسئله ی خلیفه اللهی و ظهور همه ی اسما در انسان، از ازل که آفرينش انسان بوده منکشف شده باشد؟ یا اینکه این پرسش تکوینی و ازلی باشد؟ ۲. آیا تنها در این دور از آفرینش حقیقت محمدیه با تمام جلوات به صورت ۱۴ معصوم (ع) ظهور کردند؟ اگر آری دلیلش چیست؟ زیرا به نظر می رسد با توجه به روایاتی که می فرمایند اگر یک روز تا قیامت مانده باشد ابتدا ظهور انجام میگیرد و....، در بقیه ادوار آفرینش هم همینطور باشد و باید خلقت به هدف نهای اون برسد؟ و اگر در ادوار دیگر هم امکان بروز این حقیقت با تمام جلوات بوده، بنا براین بی نهایت ظهور حقیقت محمدیه محتمل است که بهترین ظهور اون حقیقت، ۱۴ معصوم (ع) هستند به همین صورتی که برای ما ظاهر شدند، یعنی بی نهایت آدم (ع)، بی نهایت حضرت محمد (ع) ،بی نهایت علی (ع) ،بی نهایت فاطمه ی زهرا (س) و ..... که با توجه به حضور ایشان در همه ی زمانها و مکان ها، ایشان یک وجود پیوسته در عالم غیب و شهادت از ازل تا ابد دارند و در این وجود در تمام ادوار آفرينش به اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حاضر هستند؟ (در حدیثی منسوب حضرت علی (ع) می فرمایند، انا الاول و الآخره و ظاهر و الباطن) بقیه انسان های کامل یا پیامبران الهی نیز همین طور هستند؟ مثلا اولین انسان در هر دور از آفرینش حضرت آدم (ع) هستند و خاتم آنها حضرت محمد (ص) و ام ابیهای ایشان فاطمه (س) و نفس ایشان علی (ع) هستند و.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فصّ «آدمی» عرض شد که به هر حال فرشتگان در محدوده ذات وجودی خود متوجه حقیقت اسماء شدند و لذا جامعیت اسماء را که مقام انسان کامل و خلیفة الله است، نمیتوانستند درک کنند. و این مشکل به جهت غفلت از محدودیتشان بود که منجر به آن نوع اعتراض شد. ۲. حقیقت اسماء، از همان ابتدا در مقام حقیقت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» در عالم احدی حاضر است ولی مظاهرِ آن حقیقت در آخرین مرحله آفرینش عالم به ظهور میآید و هرکس نمیتواند متوجه حقیقت پنهانی آن باشد همانطور که انقلاب اسلامی در مسیر توحیدیاش همواره و به مرور ابعاد نهفته آن به ظهور میآید و هرکسی متوجه آینده این حرکت توحیدی نیست، مگر امثال رهبر معظم انقلاب که تأکید دارند نباید به هیچ وجه در این مسیر نا امید شد و احساس وجود بنبست کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حین حفظ قرآن، تنها باید در کنار حفظ متوجهی مفاهیم آیات بود ولی تفسیر آن را به بعد موکول کرد. ۲. به نظر میآید آنها خانهی مادربزرگشان را مأوای کودکانهی خود میدانند. با خوشرویی میتوانید آیندهی آنها را آباد کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همینطور است که احساس میکنید. گویا در شرایطی هستیم که باید ایمانهایمان امتحان شود تا معلوم گردد چه اندازه تحت تأثیر فضا و جوّ بوده و چه اندازه اصیل و جدّی است. آری! در پس این شب سیاه، طلوعی بس بسیار روشن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همهی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری بهدست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار میگیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح میکند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری بهدست میآید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمیگنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با این روحیهای که خداوند به جنابعالی لطف کرده، دانشگاه، هم از نظر علمی به شما کمک میکند و هم با نظر به نگاه ایمانیِ شما، وقتی با اندیشههای متفاوت روبهرو شوید با عمق بیشتری متوجهی نگاه توحیدی به عالم میشوید. بالاخره «نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزد / ز آبِ خرد، ماهی خرد خیزد» ۲. کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و یا کتاب «آشتی با خدا» إنشاءاللّه میتواند جهانی ماورای جهان مادی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی پدر و مادر و بهخصوص وظیفهی پدر است حتیالامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهدهی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آنها قبول دارند، به گوش آنها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانههای واهی عقب بیندازند. موفق باشید
