بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19145
متن پرسش
سلام: استاد در مورد نیاز بشر به دین اگه امکانش هست مفصلا توضیحاتی بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» که بر روی سایت هست نسبتاً به صورت مفصل این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. موفق باشید

8147
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام.1.آیا این درست است که بگوییم تا همه ی استعداد ها که از خدا درخواست حیاط را کردند ,اعم از نباتات و حیوانات و انسان ها،به دنیا نیایند و زندگی نکنند،قیامت برپا نمی شود و وقتی همه به دنیا آمدند قیامت می شود؟2.اگه این موضوع یکی از عوامل ظهور امام زمان(ع)هم هست که مومن ها از صلب کافرها به دنیا بیان،پس انسان هایی که بعد از ظهور ایشون به دنیا میان چه می شوند؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- حرف درستی است 2- عمده ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» و حاکمیت کامل حق است در مناسبات انسانی، لذا انسان‌هایی هم که بعد از ظهور ایشان به دنیا بیایند در بستر ظهور کامل حق در مناسبات انسانی به دنیا آمده‌اند. موفق باشید
32536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: نظر حضرتعالی در خصوص این متن چیست؟ به گزارش رجانیوز، حجت السلام دکترحسین سوزنچی ازدانش آموختگان ممتاز امام صادق ع... در این باره می نویسد: در میان ما به غلط معروف شده که اسم حضرت علی علیه‌السلام در قرآن نیامده است؛ ادعایی که بقدری تکرار شده، همه باور کرده‌ایم و هرجا اسم ایشان را در قرآن ببینیم، آن را ترجمه می‌کنیم! در روز ۱۹ رمضان سال جاری (۱۴۳۵ ق) در مسجد دانشگاه بوعلی‌سینای همدان مطلبی درباره اینکه اسم حضرت علی علیه‌السلام صریحا در همین قرآنی که در دست ماست آمده، ارائه کردم که به نظرم رسید شاید مفید باشد مستندات آن را در اینجا بیاورم و هدیه‌ای باشد به شیعیان و محبان آن حضرت: مقدمات بحث: ۱) یادمان باشد بنی‌امیه هزار ماه بر جامعه اسلامی مسلط شد و در این ایام تمام تلاش خود را برای محو نام و یاد علی علیه‌السلام در پیش گرفت، از جعل روایات فراوان گرفته تا تحریف معنوی قرآن (قرآن کریم قطعا مصون از تحریف ظاهری بوده است؛ اما تحریف معنوی به معنای اینکه در شأن نزول آیات ادعاهای دروغین کنند یا معنای متن را واژگونه جلوه دهند، قطعا رخ داده است) ۲) کسانی که در خصوص تورات و انجیلی که امروزه در دست ماست تحقیق کرده‌اند نشان داده‌اند که در زبان اصلیِ این کتب آسمانی، نام پیامبر خاتم، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است، اما علمای مغرض این شرایع، به جای اینکه اسم را به همان صورتی که هست باقی بگذارند، اسم را ترجمه می‌کنند تا ادعا شود نام حضرت در این کتب نیست. مثلا به جای کلمه «محمد» در ترجمه‌ها از کلمه «پسندیده» استفاده می‌کنند و مثلا در ترجمه، به جای جمله‌ی «محمد از کوه فاران [= کوه نور] آمد» می‌نویسند: «پسندیده از کوه فاراد آمد» تا کسی نفهمد که نام حضرت محمد (ص) در کتب آسمانی آنها آمده است. ۳) در هزار ماه حکومت بنی امیه (لااقل تا زمان عمربن عبدالعزیز) بردن نام علی علیه‌السلام و ذکر فضایل او از بزرگترین جرایم بود و علمای درباری بنی‌امیه چون جرأت تغییر دادن متن قرآن و امکان حذف نام علی علیه‌السلام از قرآن کریم را نداشتند همین ترفند را در مورد نام حضرت علی علیه‌السلام در قرآن انجام دادند و علی‌رغم تلاشهای امامان شیعه و اصحاب ایشان، غلبه رسانه‌ای بنی‌امیه و فرهنگ‌سازی‌ای که توسط علمای درباری بنی‌امیه، و بعد از آن، بنی‌عباس، انجام شد، به گونه‌ای شد که کم‌کم این ترفند به عنوان تفسیر درست آیات قلمداد شد و بعدها حتی بسیاری از علمای شیعه در دام این ترفند افتادند؛ لذا الان که کسی بخواهد خلاف این فضا حرف بزند، از ابتدا ممکن است متهم شود. با توجه به این مقدمات، قبل از ارائه شواهد تاریخی در تفسیر آیات، ابتدا از مخاطب می‌خواهم خالی‌الذهن به موارد زیر توجه کنند، بعد نشان خواهم داد که در تفاسیر اهل بیت و اصحابشان، کاملا این معنا رواج داشته است. مورد اول: در سوره شعرا، آیه ۸۴ این دعای حضرت ابراهیم را نقل می‌فرماید که: « وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» (یعنی: در میان آیندگان [امت آخرالزمان] «لسان صدق»ی [= زبانِ حقیقت] برای من قرار بده.» خداوند در سوره مریم (آیات ۴۹-۵۰) خبر از استجابت این دعا می‌دهد و می‌فرماید: « فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَکُلّاً جَعَلْنَا نَبِیّاً؛ وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیّاً» «پس هنگامی که از آن بت‌پرستان و آنچه می‌پرستیدند کناره گرفت، به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همگی را پیامبر قرار دادیم؛ و از رحمت خود به آنها بخشیدیم و برای آنها لسان صدق را علی قرار دادیم.» متاسفانه، اغلب مفسران اهل سنت به‌تبعِ یکی از علمای درباری بنی‌امیه (به نام مجاهد) جمله « وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیّاً» را به صورت «برای آنها ثنای نیکویی قرار دادیم»[۱] (مثلا در معانی القرآن، نوشته ابوزکریا الفراء (متوفی ۲۰۷)، ج۲، ص۱۶۹؛ بیروت: عالم الکتب، ۱۴۰۳) تفسیر کرده‌اند. اگر دقت شود در این تفسیر، «علی» به عنوان صفت برای «لسان صدق» قلمداد شده که به لحاظ دستور زبانی مشکل دارد زیرا فعل «جعلنا» (= قرار دادیم) فعلی است که دو مفعول می‌گیرد؛ یعنی مثلا جمله‌ای که به صورت مبتدا و خبر است را به عنوان دو مفعول این فعل قرار می‌دهند (مثلا جمله «این تابلو عمودی است» را به صورت «این تابلو را عمودی قرار دادم» می‌توان تعبیر کرد.) در آیه ۸۴ سوره صافات، جضرت ابراهیم (ع) از خدا می‌خواهد که «برای من لسان صدقی در میان آیندگان قرار بده»، و در این آیه خداوند می‌فرماید «برای ایشان، لسان صدق را علی قرار دادیم» اما مفسر درباری این جمله را این طور تفسیر کرده که خدا فرموده باشد: «برای ایشان ثنای خوبی قرار دادیم». (یعنی فعل «جعل» را یک مفعولی در نظر گرفته و «علی» را صفتِ «لسان صدق» قلمداد نموده است) بعدیها دیدند که این مشکل هست و گویی در تعبیر «ثناءا حسنا» کلمه «علی» کاملا حذف شده و وی فقط کلمه لسان صدق را تفسیر کرده، «علی» را به «مرتفع» تفسیر کردند تا این مشکل هم حل شود. مثلا واحدی (متوفی ۴۶۸) در «الوسیط فی تفسیر القران المجید» (بیروت: دارالکتب العلمیه) می‌گوید: « وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ» ثناء حسنا فِی الناس، «عَلِیّاً» مرتفعا سایرا فِی الناس، فکل أهل الأدیان یتولون إبراهیم وذریته، ویثنون علیهم.» جدای از این اشکال دستور زبانی، آیا واقعا معنای مورد ادعای اینها با سوال حضرت ابراهیم تطابق دارد، یا همان صریح آیه که «لسان صدق درخواستی تو در میان آیندگان، همان علی علیه‌السلام است» معنای آیه است؟ اگر این مفسر درباری تابع بنی‌امیه اصرار دارد که از ادبیات عرب تخطی کند تا اسم علی، اسم علی محسوب نشود، ما چرا از او پیروی کنیم؟ اکنون برای اینکه متهم به تفسیر به رای نشوم اشاره می‌کنم این مطلب که اینجا «علی» اسم امیرالمومنین است، مطلبی است که بسیاری از علمای بزرگ شیعه از ائمه اطهار روایت کرده‌اند. مثلا ابوبصیر از امام صادق علیه‌السلام (بحار الانوار، ج۳۵، ص۵۹)، یونس بن عبدالرحمن از امام رضا علیه‌السلام (بحارالانوار، ج۳۶، ص۵۷) و علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام حسن عسگری (بحار الانوار، ج۱۲، ص۹۳) صریحا این مطلب را نقل کرده‌اند که در اینجا فقط به بیان یونس بن عبدالحمن بسنده می‌کنیم: «یونس بن عبدالرحمان به امام رضا علیه‌السلام عرض کرد: گروهی از من اسم علی در کتاب الله عزوجل را طلب کردند؛ برای آنها این آیه را خواندم که خداوند می‌فرماید: « وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیّاً». امام به من فرمود: «صدقت، هو کذا» (درست گفتی، این همان است) مورد دوم: یکی از مطالبی که اغلب ما در توضیح اینکه «چرا اسم علی علیه‌السلام در قرآن نیامده؟» توضیح می‌دهیم که «چون ایشان دشمنان زیادی داشتند و احتمال این بود که به خاطر اسم ایشان در قرآن دست ببرند و قرآن را تحریف کنند و لذا خدا رسما اسم ایشان را نیاورد.» خداوند صریحا این مطلب را رد کرده و بعد از اینکه اسم حضرت را آورده، فرموده: «آیا شما گمان می‌کنید که چون یک عده آدم افراطی وجود دارد ما مطلب به این مهمی را در قرآن نمی‌آوریم؟» اما طبق معمول، ما اسم علی (ع) را ترجمه کرده‌ایم و لذا آیه قبل و بعد آن کاملا بی‌معنا و بی‌ارتباط با این آیه شده است. خداوند در آیات ۴ و ۵ سوره زخرف می‌فرماید: « وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ ؛ أَفَنَضْرِبُ عَنکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَن کُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِینَ» معنای آیه این است: «قطعا او در ام‌الکتاب [= سوره حمد] نزد ما همان علیِ حکیم است؛ آیا اگر شما گروهی افراط‌کار هستید، [گمان می‌کنید که در نتیجه] ما از بیان بخشی از ذکر [= قرآن] خودداری می‌کنیم؟» لازم به ذکر است که «ام الکتاب» یکی از نامهای سوره حمد است، و در این سوره آمده است که «اهدنا الصراط المستقیم» و در مورد اینکه این صراط چیست، مطلب، از طریق «شخص» معرفی شده نه با اوصافی مانند کارهای خوب و …؛ یعنی در بیان صراط، به گروهی اشاره شده: « صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ» یک سوالی که برای هر مسلمانی پیش می‌آید این است که مقصود از این «الذین» کیست؟ (ابتدا یادآور می‌شوم که قرآن در موارد متعددی در مورد انجام کاری، از تعبیر جمع (مانند «الذین») استفاده کرده که همه مفسران قبول دارند که فقط یک نفر آن کار را انجام داده است، مانند آیه ۸ سوره منافقون و آیه ۵۵ سوره مائده، که چرایی این گونه تعبیر بحث مفصلی دارد.) اکنون در این آیه می‌فرماید آن کسی که نزد ما در سوره حمد مورد نظر بوده، قطعا علیِ حکیم (تعبیر علی حکیم همانند تعبیر لقمان حکیم است) است؛ و شما هم گمان نکنید که چون یک عده آدم افراطی هستید، ما از بیان چنین مطلبی در قرآن خودداری می‌کنیم. البته «ام الکتاب» در قرآن به گونه‌ای هم به کار رفته که به معنای مرتبه‌ای از قرآن که در لوح محفوظ است باشد (مثلا: سوره رعد، آیه ۳۹: یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْکِتَابِ) و اغلب مفسران هم چون خواسته‌اند همانند برخی از علمای بنی‌امیه (مثل مقاتل بن سلیمان بلخی، متوفی ۱۵۰)[۲]«علی» را به معنای «مرتفع» ترجمه کنند همین معنا را مد نظر قرار داده و این آیه را به آیه قبل آن ارتباط داده‌اند که ضمیر «ه» اشاره به قرآن باشد. جملات قبلی این سوره چنین است: « حم وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ؛ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ » و با توجه به اینکه ام الکتاب را «لوح محفوظ» و علی به «مرتفع» ترجمه شود ظاهرا معنای آیات چنین می‌شود: «حم، قسم به کتاب مبین، ما آن را قرآن عربی قرار دادیم تا شاید بیندیشید، و آن [=قرآن یا کتاب مبین] در لوح محفوظ نزد ما قطعا مرتفع (بلندمرتبه) و حکیم است.» اما چنین ترجمه‌ای چند اشکال دارد. مهمترین اشکال در مرجع ضمیرهاست. در این تفسیر، ابتدا می‌گوید کتاب مبین، قرآنِ عربی قرار داده شده، بعد می‌گوید همان در لوح محفوظ، بلندمرتبه و حکیم است. اکنون آیا کتاب مبین همان ام الکتاب است یا نیست؟ در هر دو صورت مشکل پیش می‌آید. اگر کسی بگوید کتاب مبین همان ام الکتاب و مرتبه آسمانی قرآن است (که از تعبیر جعلناه قرآنا عربیا) چنین برداشت می‌شود، آنگاه لازم می‌آید طبق این تفسیر از آیه ۳، ام الکتاب درون ام الکتاب باشد (انه فی ام الکتاب …)! و اگر هم بگوییم کتاب مبین، همان مرتبه قرآن عربی و چیزی پایین‌تر از لوح محفوظ (ام الکتاب) است، آنگاه آیه ۲ (که کتاب مبین را به صورت قرآن عربی درآوردیم) بی‌معنا می‌شود. (اگر کتاب مبین همان قرآن عربی باشد تبدیل آن به قرآن عربی، اصطلاحا تحصیل حاصل و لذا محال است) جالب است که عموم مفسرانی که «علیّ» در این آیه را به معنای «مرتفع و بلند مرتبه» گرفته‌اند ناخواسته به یکی از دو حالت فوق لغزیده و متوجه این پارادوکس نشده‌اند که باید بین معنای آیه ۳ و آیه ۲ با هم جمع کرد (حتی بزرگانی همچون علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۸۵-۸۳؛ ابتدا به گونه‌ای بحث می‌کنند که گویی کتاب مبین همان قرآن عربی است سپس به گونه ای بحث می‌کنند که کتاب مبین همان مرتبه ام الکتاب و لوح محفوظ است) اما اگر علیّ را همان اسم حضرت علی بدانیم، چه ام‌الکتاب را نام سوره حمد بداینم و چه اشاره به لوح محفوظ، در هر دو حالت مشکلی پیش نمی‌آید. فقط قبل از فهم مطلب، باید توجه شود که طبق روایت متواتر حدیث ثقلین که شیعه و سنی آن را روایت کرده، حقیقت باطنی ثقلین، یعنی حقیقت ماواریی قرآن و اهل بیت یکی است و از هم جدایی‌ناپذیر است (انهما لن یفترقا)؛ و این آیات در مقام بیان همین حقیقت است: ترجمه آیات بر اساس تفسیر ام‌الکتاب به معنای سوره حمد: «حم، قسم به [حقیقت ماوراییِ] کتاب مبین، ما آن [حقیقت ماورایی] را به صورت قرآن عربی درآوردیم تا شاید بیندیشید؛ و همان [حقیقت ماورایی که] در سوره حمد [بدان اشاره شده] علیِ حکیم است.» ترجمه آیات بر اساس تفسیر ام‌الکتاب به معنای لوح محفوظ: «حم، قسم به [حقیقت ماوراییِ] کتاب مبین، ما آن [حقیقت ماورایی] را به صورت قرآن عربی درآوردیم تا شاید بیندیشید؛ و [جلوه دیگرِ] آن [حقیقت ماورایی] در لوح محفوظی که نزد ماست، همان علیِ حکیم است.» چنانکه دیده میشود بر اساس اینکه کلمه «علی» همان اسم حضرت علی باشد، هم ارتباط آیه با آیات قبل درست می‌شود و هم ارتباط آیه با آیات بعد؛ اما اگر «علی» به معنای مرتفع و بلندمرتبه باشد، اولا ارتباطی بین آیه و آیه بعد نمی‌ماند و ثانیا ارتباط آیه با آیات قبل، تکلف‌آمیز می‌شود. مجددا برای اینکه متهم به تفسیر به رای نشوم در پایان اشاره می‌کنم که در روایات متعددی صریحا این آیه در توصیف و معرفی حضرت علی علیه‌السلام به کار رفته است (مانند روایت حماد بن عیسی از امام صادق علیه‌السلام که امام فرمود:‌صراط مستقیم در قرآن همان علی علیه‌السلام است و دلیل بر این مطلب همین آیه است که فرمود او (صراط مستقیم) در ام الکتاب (سوره حمد) همان علی حکیم است) [۳] و نیز در بسیاری از زیارات‌نامه‌های حضرت علی (ع) (مانند این زیارت‌نامه از امام صادق علیه‌السلام که در روز غدیر خوانده می‌شود: … خدایا، شهادت می‌دهم که او امام هدایتگر ارشادکننده رشدیافته است یعنی علی امیرمومنان که در کتابت این گونه از او یاد کردی که او ر ام‌الکتاب، علی حکیم است …) [۴]. *** با این اوصاف آیا نباید اذعان کرد که ما تحت فرهنگ‌سازی بنی‌امیه قرار گرفته‌ایم که باورمان شده که اسم علی در قرآن نیامده است.(لازم به ذکر است که موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که اگر خداوند توفیق داد شاید در فرصتی دیگر بدانها بپردازم. فقط اشاره می‌کنم که دست بر قضا چندی قبل یکی از دوستان از کتابی عربی نام برد که ترجمه‌ عنوانش چنین است: «چرا اسم علی (ع) این اندازه زیاد در قرآن آمده است؟» بنده هنوز فرصت مطالعه این کتاب و اینکه استدلالاتش چه اندازه محکم است پیدا نکرده‌ام، و شاید اگر مطالعه کنم دیگر نیازی به ادامه این بحث نباشد) والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی شب ۲۱ رمضان ۱۴۳۵ [۱] . عَن مُجاهد، فِی قوله: «وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ» قَالَ: ثناء حَسَنًا [۲] . تفسیر مقاتل، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۲۰۰۳: ج۳، ص۱۸۵: «(وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ) یقول لأهل مکة: إن کذبتم بهذا القرآن، فإن نسخته فی أصل الکتاب، یعنی اللوح المحفوظ، (لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ) یقول: عندنا مرفوع، (حَکِیمٌ) یعنی محکم من الباطل.» [۳] . حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ قَالَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ مَعْرِفَتُهُ وَ الدَّلِیلُ عَلَى أَنَّهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ» وَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی أُمِّ الْکِتَابِ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیم‏» معانی الأخبار، ص۳۳ [۴] . …فَأَشْهَدُ یَا إِلَهِی أَنَّهُ الْإِمَامُ الْهَادِی الْمُرْشِدُ الرَّشِیدُ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِی ذَکَرْتَهُ فِی کِتَابِکَ فَقُلْتَ «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ‏ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ‏»… تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۴۵

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته شواهدی که استاد سوزنچی آورده‌اند، آن‌طور نیست که نتوان آن را به صورت دیگری توجیه کرد. و در این رابطه علامه طباطبایی دلایلی در مورد عدم نام‌بردن صریح نام حضرت علی«علیه‌السلام» را نکات دیگری می‌دانند که بنده طیّ یک سؤال و جواب در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تنظیم نموده‌ام و آن سؤال و جواب ذیلاً ارسال می‌گردد. موفق باشید

سؤال: با توجه به اهميت مسئله‌ی امامت و اهميت مصداق آن يعني علي(ع)، چرا در قرآن ذكري از حضرت اميرالمؤمنين(ع)به طور صريح نيامده؟

جواب: براي پاسخگويي به اين مسئله ابتدا لازم است مواردي روشن شود:

1- تاريخ گواه است که در زمان نزول قرآن، اختلاف قومي و قبيلگي به قدري قوي است كه همه چيز حتي دين را تحت‌الشعاع قرار داده است و با اندک بهانه‌اي اختلاف‌ها سر بر مي‌آورد.

2- اكثريت مردم هنوز ايماني که در برابر توحيد و حکم خدا تسليم شوند را به‌دست نياورده‌اند تا تنها به آنچه حکم خدا است تسليم باشند که نمونه‌ي آن را قبلاً در مورد حرث بن نعمان و اعتراضي که به انتصاب حضرت علي(ع) کرد ملاحظه فرموديد.

3- حضرت علي(ع) با اكثر تازه مسلمانانِ آن روز ، يعني سركرده‌هاي شركِ ديروز جنگيده‌است و چندين و چند از پدران و برادران آن‌ها را به قتل رسانده‌است و ايمان اين تازه مسلمانان آنچنان قوي نشده كه از شرك پدرانشان متنفر باشند ، بلكه از علي(ع) ناراحت‌اند و عظمت علي(ع) هم به همين رعايت نكردن ميل و رضاي سران شرك بوده و هست، به طوري كه طبق اسناد تاريخي نصف كشته‌هاي بدر به دست علي(ع) بوده است.

4- روش سخن‌گفتن قرآن و هر مكتب تربيتي كه بخواهد بشر را در طول تاريخ هدايت كند آن است كه اصول كلي را مطرح كند تا بشريت براساس شرايط تاريخي خود ازآن اصول و قواعد كلي استفاده كند و با تفكر خود، تكليف مخصوص به زمان خود را بيابد تا تفكر در دين تعطيل نشود و تحجر جاي آن را نگيرد زيرا تأکيد مکتب الهی  بر روي شخصيت است نه اشخاص.

در نتيجه با توجه به نکات فوق، اگر نام علي(ع)در قرآن برده شده بود، با توجه به آن‌همه تعصب، ديگر دو دسته مسلمان نداشتيم به نام شيعه و سني،‌ بلكه گروه كثيري از تازه مسلمانان مقابل اصل دين مي‌ايستادند و در چنان شرايطي ادامه‌ي اصل اسلام به خطر مي‌افتاد به همين جهت با تصريح نکردن به نام علي(ع)در قرآن كاري شد كه لجاجت و استكبار بعضي از تازه مسلمانان متعصب نسبت به نفي کلي اسلام برانگيخته نشود.

امام صادق(ع)در جواب سؤال فوق که چرا نام علي(ع)در قرآن نیامده، فرمودند : تعداد نمازها هم در قرآن نيست و يا مثل «بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْک» كه معلوم نيست خداوند چه‌چيزي به پيامبر ابلاغ کرده و به عهده‌ي پيامبر است که آن را روشن کنند، زكات را هم قرآن نگفت به چه چيزهايي تعلق مي‌گيرد و پيامبر(ص) روشن كردند، همچنان كه گفت حج به‌جا آوريد، ولي كيفيت را نگفت، جايگاه پيامبر تبيين آيات است.

آيا جريانات بعدي از جمله كشتن شيعيانِ حضرت علي(ع) به صِرف شيعه‌بودن و حتي كشتن فرزند حضرت فاطمه‌زهرا(س)در صحراي كربلا، نشان نداد كه عده‌اي در عين ادعای اسلاميت به هر قيمتي حاضر به پذيرفتن خط زلال اسلام در مسير اهل البيت(ع) نبودند؟ و لذا اگر نام علي(ع)در قرآن آمده بود براساس كينه با آن بزرگوار با اصل قرآن مقابله مي‌كردند و حريم قرآن را مي‌شكستند. و خداوند با عدم طرح نام علي(ع)در قرآن، قرآن را از چنين تجاوزاتي حفظ كرد.

از طرفي پيامبر خدا(ص)با تأييد علي(ع) در موارد مختلف، حجت را بر مردم تمام فرمودند. پيامبر(ص)مي‌فرمايند: «اَنَا مَدينَةُ الْعِلْم وَ عَليٌ بابُها، فَمَن اَرادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبابَ»[1] من شهر علم مي‌باشم و علي دروازه‌ي آن شهر است، پس كسي كه طالب علم است بايد از دروازه‌ي آن وارد شود تا به علم برسد.

روايت فوق در متون علماء اهل سنت مورد پذيرش آن‌ها است و قبول دارند كه چنين سخني از پيامبر(ص)صادر شده به طوري كه احمد حنبل از هشت طريق آن را روايت كرده. اين روايات مي‌رساند كه همه‌ي امت بايد به اميرالمؤمنين(ع) رجوع كنند و وصول به علم پيامبر(ص)از ناحيه‌ي علي(ع)ممكن است و مي‌رساند كه علي(ع) اَعلَم جميع امت است و مسلم چنين كسي بايد بعد از پيامبر(ص) ولايت جامعه‌ي اسلامي را به عهده داشته باشد تا امت را در جميع امور به هدايت برساند.

با اندكي تفكر در قرآن و توجه به سخنان پيامبر(ص) به راحتي روشن مي‌شودكه عالي‌ترين مصداق بعد از رسول‌الله(ص)، براي ادامه‌ي ولايتِ ديني بر مسلمانان، علي(ع) است. مسلم با حذف علي(ع) از حاکميت جامعه‌ي اسلامي بعد از رحلت رسول خدا(ص) جامعه در مسيري بهتر قرار نگرفت و به گفته‌ي مورخان اهل سنت، آن چند سالي كه حضرت علي(ع) برسركار آمدند مردم دوباره اسلام زمان پيامبر(ص) را به ياد آوردند. به عنوان نمونه در تاريخ داريم که پس از جنگ جمل بعد از 25 سال كه صحابه‌ي پيامبر(ص)از علي(ع)فاصله گرفته‌اند بعضي از صحابه که همراه علي(ع)بودند به امامت آن حضرت نماز مي‌خوانند. عمران‌بن‌حصين از صحابه‌ي پيامبر(ع)مي‌گويد: «صَلّی عَلیٌّ عَلَيْنا بِالْبَصْرةِ فَقال: ذَكَّرَنا هذا الرّجل صَلاةً كُلُّنا نُصَلِّيها مَعَ رسول‌الله(ص)» با علي(ع) در بصره نماز خوانديم، نماز او طوري بود كه يادمان آمد نمازي را كه با رسول‌خدا(ص) مي‌خوانديم.[2] چون در اين مدتي كه گذشته بود نماز هم به آن معني واقعي‌اش از صحنه‌ي زندگي مردم خارج و به فراموشي سپرده شده بود، به طوري كه شهاب‌الدّين‌زهري از علماء اهل سنت و از تابعين مي‌گويد: «دخلتُ علي اَنَسِ‌بن‌مالك بدمشق وَ هُوَ وَحْدَة يَبْكي»؛ در شهر دمشق به انس بن مالک [خدمت‌گذار رسول خدا] وارد شديم و او به تنهايي در حال گريه بود. پرسيدم چرا گريه مي‌كني؟ گفت: «لا اعرفُ شَيْئاً مِمّا كانَ علي عهدالنّبيf الاّالصّلاة وَ قد ضُيِّعَت» از آثار رسول‌خدا(ص) چيزي جز نماز نمي‌ديدم كه آن را هم از بين بردند.[3] و اعتراف دارد نمازي كه در آن روز خوانده مي‌شد سنخيتي با نماز پيامبر(ص)نداشته. محمدبن‌ادريس‌شافعي از وهب‌بن‌كيسان نقل مي‌كند كه مي‌گويد: «كُلّ سُنَّةٍ مِنْ سُنَنِ رسول‌الله قَد خُيِّلت حَتَّي الصَّلاة»[4] در طول دوران خلفا، تمام سنت‌هاي پيغمبر دستخوش تغيير شد، حتي نماز.

آنچنان همه چيز تغيير كرد كه وقتي اميرالمؤمنين(ع)در هنگام خلافت، امام حسن(ع) را مي‌فرستند كه مردم را متذكر كند نماز تراويح را كه به جماعت مي‌خوانيد بدعت است و ريشه در كتاب و سنت ندارد، مردم فرياد مي‌كنند: «وا سُنّتا عمرا، وا سُنّتا عمرا» حضرت علي(ع) امام حسن(ع) را مي‌خوانند كه رها كن. ملاحظه فرماييد چگونه با وجود حضرت علي(ع)، در حالي‌که حجت الهي براي همه تمام بوده ولي جامعه حاضر نبود از آنچه در زمان خلفا به آن عادت کرده دست بردارد.

 

[1] - به الغدير، ج 6، ص 114 رجوع شود.

[2] - صحيح بخاري، ج1 ، ص200، حديث 784.

[3] - موطأ مالك، ج1، ص93.

[4] - الاُم، ج1، ص 208.

31737
متن پرسش
سلام علیکم: داغ استاد علامه حسن زاده برایم سخت است. حقیر با کتابی در مورد زندگی نامه ی ایشان به علم علاقه مند شدم و هر چه بدست آوردم به برکت جرقه ی ایشان بود این داغ جانکاه است. نفس ایشان به این جهان برکات عدیده ای می‌داد ولو درین دهه ی آخر به سکوت رفتند و رمز و راز دهه ی آخر چه بود چرا از علم آموزی دست کشیدند مگر نفرمودند منم آن تشنه دانش که گردانش شود آتش مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمن ها هر چه از اندک اسرار که چه عرض کنم آشکار هایی که از حسن زاده می‌دانیم متعلق به دهه های قبل است اما درین دهه ی آخر با حق چه سیر می‌کردند که در به سوی خلق بستند این داغ سنگین است و تنها تسکینم غزلی از ایشان است و امید که جنابعالی با کلامی تحمل این داغ عظمی را اندکی آسان فرمایید مژده ای دل که شب هجر به پایان آمد**پیک روح القُدُس از جانب جانان آمد زان دل آرا که دراین باغ وجودت آراست**جنّت ذات طلب کردی و خواهان آمد جز خداوند نبوده ست در اندیشه تو**که جزای تو خداوند به احسان آمد سنگِ زیرینِ رَحی بوده ای از گردشِ چرخ**عرصهء گردشِ تو روضه رضوان آمد هرچه بُد مِحنت ایّام، زَبَدبود و برفت**هرچه باقیست همه منحتِ یزدان آمد آنچه در مزرعِ دل تخم وفا کاشته ای**همه نور و همه حور و همه غلمان آمد آفرین بر قلم صنع که لوح و قلمی**همه برهان همه عرفان همه قرآن آمد چشمه آب حیاتست دهانی که از او**همه درس و همه بحث و همه تبیان آمد تنِ خاکی به سوی خاک روانست ولی**دل عرشی به سوی عرش خرامان آمد ای عزیزانِ من این نشئه دنیاوی را**به مَثَل اینکه چو زندان وچو زِهدان آمد چو به گورم بسپردید نِشینید به سور**نه که در سوگ کسی باشد و نالان آمد خویش را بهرِ اَبَد نیک بسازید به علم**عمل و علم دو سازنده انسان آمد حمدُلِلّه که حَسَن تا زِ ندایِ خوشِ دوست**ارجعی را بشنیده ست غزلخوان آمد..
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که مولایمان فرمودند: «هَلَكَ خُزّانُ الأموالِ و هُم أحياءٌ ، و العُلَماءُ باقونَ ما بَقِيَ الدَّهرُ ، أعيانُهُم مَفقودَةٌ ، و أمثالُهُم فِي القُلوبِ مَوجودَة» مال اندوزان، با آن كه زنده اند، مُرده اند و اهل علم، تا دنيا هست زنده اند. پيكرهايشان از ميان مى رود، امّا يادشان در دلها هست.

آری! آیت الله حسن‌زاده پس از رحلت‌شان متولد خواهند شد زیرا همچون استادشان، انسانی فراتاریخی بودند و این ماییم که باید به خود آییم که چگونه به او رجوع کنیم، اگر ذوالفنون بودند باید بنگریم ما در چه فنی از فنون ایشان خود را باید جستجو کرد. عمده صفای شخصیت و سعه صدر و دلسوزی برای خلق و حضور در عالَم معنا و حساسیت نسبت به انقلاب اسلامی و از همه مهم‌تر، آری! از همه مهم‌تر درک شخصیت حضرت آیت الله خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» بود و وجه روحانی و عرفانی ایشان که به‌خوبی توسط آیت الله حسن‌زاده درک شده بود. و این در مقدمه کتاب «انسان در عرف عرفان» که به مقام معظم رهبری تقدیم کردند، نمایان است خوب است به مفاد دقیق آن جملات که در ذیل خواهد آمد، دقت شود. موفق باشید

سم الله الرحمن الرحیم  الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبر عظیم الشأن کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم، جناب خامنه ای کبیر متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف، این اثر نمونه دوران را اعنی، رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلد طیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم و عزت و شوکت روزافزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم. 

29601
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت خیلی ممنون از اینکه بستری را فراهم کردید تا بتوانیم سوالاتی را از شما بپرسیم. استاد به نظر شما عوامل اصلی عدم ازدواج جوانان چیه؟ برای حل این مشکل باید چه کار کرد؟ راه حل شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عوامل زیادی دست در دست هم داده که کار به این‌جاها رسیده. از عوامل بیرونی که همان نزدیک‌شدن به زندگیِ مدرن است و تنگناهایی که آن زندگی به جهت آن‌که با سنت‌های ما همراه نیست، برای ما ایجاد کرده است. اموری که غرب زودتر با آن روبه‌رو شد و گرفتار انواع بی‌بند و باری‌ها و ازدواج‌های به اصطلاح سفید شد. و از عوامل درونی این‌که دختران و پسران ما متوجه‌ی تنگناهای این روزگار نیستند و به ایده‌آل‌های خود فکر می‌کنند، به جای آن‌که همّت کنند و زندگی بسیار ساده‌ای را برای خود در نظر بگیرند و از الگوی‌مان یعنی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» و حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با آن زندگی ساده غفلت نکنیم. موفق باشید

28501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد، عزیزی دارم که چند سالی است گره های سختی در زندگی اش افتاده و هر بار سختی و مشقت جدیدی به او روی می آورد تا کنون همه اش صبر و دعا کرده اما دیگر به ستوه آمده و خسته شده خواستم از شما و هر کس این پیام را می بیند خواهش کنم با نفس های پاکتان دعایی برای گشایش در اموراتش و مغفرتش بنمایید. و اگر راهنمایی دارید عنایت کنید. اجر شما با خداوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن متن جلسه‌‌ی ۳ «با دعا در آغوش خدا» جواب خود را بیابید، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

27888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام مجدد: لطفا می شود روایات و منبع و سندشان درباره توسل را ذکر کنید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ائمه بیشتر آن است که با حرکات و سکنات خود نشان می‌دهند که چگونه باید توسل جست و به همین جهت مثال دعا ها و زیارت‌های صادر شده از آن‌ها را خدمتتان متذکر شدم مثل آن‌که امام صادق (ع) به یارانشان می‌فرمایند به زیارت امام حسین (ع) برو و این طور زیارت کن و می‌بینید که در آن زیارات، موضوع توسل در میان است. در زمینه‌ی توسل سایت‌های فراوانی در رابطه با دلایل توسل از نظر شیعه و سنی داریم که ذیلا خدمتتان آورده می‌شود. موفق باشید

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86(%D8%B9)/101932

و

http://alwahabiyah.com/fa/Article/View/128283/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AD-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C

و

https://www.mehrnews.com/news/3022156/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF

26856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم بدونم نقش اسماء الهی در نظامات اجتماعی چجوری قابل بررسیه و آیا منبع مناسبی در این زمینه هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید خودتان با آگاهی نسبت به نقش اسماء الهی بتوانید جایگاه آن اسماء را در نظامات اجتماعی بیابید. بد نیست سری به کتاب «شرح اسماء حسنی» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

26451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما کشورهای غربی ویژه دولت ایالات متحده آمریکا را بعنوان کشورهای مستکبر و سلطه جو می دانیم که قصد نفوذ در کشورهای مختلف ویژه کشورهای اسلامی، بجهت تقویت امپراطوری جهانی خود و کسب مطامع و منافع سیاسی_اقتصادی دارند و نفوذ و تهاجم فرهنگی، یکی از اجزای لاینفک نظام سلطه و آمریکایی هاست برای اینکه بتوانند در کشورها قدرت داشته باشند و عوامل و سیاستهای خود را اجرا کنند. مگر ما هم برای تبلیغ و نفوذ انقلاب و اسلام در سایر کشورهای جهان، عناصر و نهادهایی مثل مجمع تقریب و سازمان تبلیغات و رایزن های فرهنگی و زارت خارجه و سپاه قدس نداریم و آنها هم در داخل آن جوامع نفوذ می کنند و عقاید ما را ترویج می دهند. چرا آن تبلیغات و برنامه های آمریکا، تهاجم فرهنگی و نفوذ است اما برنامه های ما، تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تقابل از جنس تقابلی است که ادیان با مستکبران دارند که به معنای آزادکردنِ انسان‌ها از قید مستکبران است به همان صورتی که وقتی اسلام به سرزمین ما آمد، ما را از فرهنگ و حکمت خسروانی‌مان جدا نکرد. ولی استکبار تمامیت‌خواه است و انسان را از تمام ابعاد شخصیتی و فرهنگی آن‌ها جدا می‌کند. موفق باشید

25042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود و سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که مدتی است ذهن من نوجوان را درگیر کرده (و بنایم بر نپرسیدن و صبر کردن در برابرش بود تا زمان مناسبش افق جدیدی بازگردد و راهگشا باشد) این است که در نهایت تنفر وجودی که نسبت به نوع نگاه مدرنیته و دورانی که بر ما چیره شده است و دچارش شده ایم، دارم اما گاها به بعضی مباحث و علومی (انواع علومی که فقط دانسته هستند و از غرب و دوران توسعه نشات می گیرند.) علاقه مند می شوم که حاصل دید وهمی و بی رمق غرب است و هیچ ریشه و بنیادی در حقیقت ندارد. به چنین علومی که از طرفی نیاز این گذرگاه سخت است و از طرفی ریشه در اوهام غرب داشته و دارند چگونه رجوع شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل تکنیکی، عطای الهی است و غرب از آن خوب استفاده نکرد. مباحث «عقل تکنیکی» را همراه با جزوه‌ی مربوطه، بد نیست دنبال بفرمایید. موفق باشید

24633
متن پرسش
سلام: آیا خطای حس می تواند کل معرفت به عالم خارج را زیر سوال ببرد و فرد را به وادی سفسطه و ایده آلیست بکشد؟ اگر نه به چه دلیل خطای حس نمی‌تواند به علم و درک به عالم خارج از ذهن خدشه ای وارد کند؟ با توجه به اینکه فلسفه غرب همین را بهانه خود نموده و به وادی ایده آلیست کشیده شده. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند؛ مشکل فلسفه‌ی غرب آن است که با نگاه بر تفکر کانتی امیدی به یافتن واقعیت از طریق حس و عقل نمی‌یابد که البته جناب هایدگر با بحث «دازاین» ساحتی را به میان آورد که عملا آن مشکل مرتفع می‌شود. موفق باشید

24336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: لطفا بفرمایید کدام یک از شاگردانتان در فلسفه خوب هستند که می شود از ایشان سوال فلسفی پرسید، می شود از ایشان کمک فلسفی گرفت؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جلساتی در رابطه با موضوع فلسفه با رفقا نداشته‌ام که بتوانم تشخیص دهم چه کسی در فلسفه توانا تر است. حتی وقتی خودم اسفار می خواندم به این نیت نخواندم که روزی درس بدهم. موفق باشید

23123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. شما مثل پدر دلسوز و مهربانی هستین برای ما، خدا حفظتون کنه، استاد بعضی وقتا خیلی احساس دلتنگی می کنم برای خدا، تا از عشق و محبت از خدا هم صحبت میشه اشکم در میاد، انگار آتشی توی دلم روشنه، انگار حتی با قرآن و دعا و توسل هم این آتیش خاموش نمیشه و دوس دارم همه اش گریه کنم اونم بلند بلند، نمیدونم چه جوری آروم شم، میگم خدا میدونم از رگ گردن به من نزدیکتری اما بازم دلتنگتم، استاد چیکار باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر بد است که دل‌تان دائم هوای خدا را بکند؟! سعی کنید در بین بقیه‌ی افراد بلند گریه نکنید ۲. بدن‌تان را تقویت کنید، زیرا در چنین شرایطی اگر بدن ضعیف شود، واهمه غلبه می‌کند. خوردن عسل و ورزش خوب است. موفق باشید

22160
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در مبحث ندای بی صدای انقلاب اسلامی به نظر می رسد که اشاره به یک حقیقت وجودی دارید. اگر این یه حقیقت وجودی است آیا درست است که بگوییم پس باید در تمام طول تاریخ بوده باشد و در هر برهه ای در طول تاریخ با جلوه ای خاص ظهور پیدا کرده باشد. آیا این حقیقت وجودی همان انقلابی نیست که گاهی به دل مومن و به دل مومنین در طول تاریخ ‌افتاد و آن ها را وادار به انجام کاری کرد تا نور حقیقت توحید در عالم را متذکر شوند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به آن معنا که حضرت حق می‌فرماید: «کُلَّ یومٍ هو فی شأن» یعنی در هر شرایط تاریخی، حضرت ربّ العالمین به نحوه‌ای ظهور می‌کند تا گوهر هدایت را در مقابل انسان‌ها بگشاید. موفق باشید

20218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرتعالی: در مباحث ده نکته این طور متوجه شدم که اگر کسی خواب نبیند ، عقل بر کلیت نفس او حاکم است و در خواب نفس جای دیگر نظر نمی کند لذا خواب نمی بیند، آیا اگر خواب های خوب و ملکوتی دیده شود نظر نفس بالاتر از عقل افتاده است؟ یا مطلب دیگری در بین است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین‌طور باشد به‌خصوص در رؤیای رحمانی. موفق باشید

8212
متن پرسش
سلام استاد. وقت شریفتان بخیر. استاد شما نیاز امروز جامعه در عرصه هنرهای سنتی، آموزش هنر و نیز مدیریت در هنرهای سنتی ذیل مبانی اسلامی چه میدانید؟سپاس
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کار بسیار خوب و لازمی است. جناب آقای دکتر مهدی امامی جمعه در این رابطه مبانی خوبی را در کتاب‌هایشان ارائه داده‌اند مبنی بر این‌که جامعه‌ی ما اگر به زیبایی‌هایی که در هنر سنتی مطرح است نظر داشته باشد از این شهوت‌رانی افراطی که در غرب مطرح است آزاد خواهد بود چون زیبایی‌ها بیشتر روح را ارضاء می‌کند تا مسائل جنسی. موفق باشید
6763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد زیارتتان قبول. انشاءالله همیشه به این راههای خوب و پربرکت بروید. استاد در تاریخ آمده بارها قبر سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خراب شده و شخم زده شده و آب رویش رها شده و ... استاد حال این مکانی که اکنون قبر هست، از کجا می توان مطمئن بود که محل قبر است؟قبر امام علی چطور؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با راهنمایی ائمه«علیهم‌السلام» همواره جای قبور مبارک حضرت علی«علیه‌السلام» و حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» محفوظ مانده. موفق باشید
31294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک عید غدیر خم: بارها در سخنان حضرت امام خامنه ای شنیده ام که ملت ایران را به خاطر ایستادگی و مقاومتشان در برابر دشمن و فشارهایش می ستایند در حالی که می‌بینم که صبر و مقاومت ملت از سر ناچاری است و نه برخاسته از وفاداریشان به انقلاب!! یعنی گویا مردم گزینه بهتری از جمهوری اسلامی سراغ ندارند و گرنه... حال با این اوصاف این مردم شایستگی تمجید را دارند؟ منطق حضرت آقا در این باره چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در چهل ساله اخیر ملاحظه کرده‌اید که چگونه دشمن میدان‌هایی برای ملت ایران فراهم کرده است تا نسبت به کلیّت نظام اسلامی اعتراض کند و با استقبال بسیار کمی روبه‌رو شده و عملاً مردم نقشه نظام استکباری را خنثی نمودند و از این جهت می‌توان گفت صبر و مقاومت انتخابی است که مردم با اختیار خود کرده‌اند مانند خود شما و امثال شما. موفق باشید

31142
متن پرسش
سلام: حضرتعالی ۱. جایگاه جناب رئیسی در تقابل با غرب را چگونه می بینید البته از لحاظ سیاسی مدنظرم نیست بلکه از لحاظ رویکرد تمدنی و اینکه غرب را چون شما کل واحد می بینند یا گزینشی هستند؟ ۲. و آیا همان دولت اسلامی که طلبش در جان مبارک رهبری نهاده شده بود و شما ۴۳ سال منتظرش بودید همین است یا این گام اول آن هدفست و تا مطلوب فاصله بسیار است؟ ۳. به نقدهای جناب جلیلی اشاره داشتید اگر اهم نقدها را بیان فرمایید و نیز تبیین فرمایید که آیا این نقدها بنیادینند به نحوی که در هدف غایی خلل آورد یا خیر؟ ۴. حضرتعالی طب مدرن را در کنار سنتی پذیرفتید آیا این عدول از مبنای کل واحد است و اگر این جمع را روا می‌دانید می‌توان به سایر حوزه ها نیز تسری داد و نهایتا به جمع سنت و مدرنیته رسید؟ ۵. آیا سرانجام هر غرب گرایی دولت های غرب گرای پیشین خواهد بود یا می‌توان نوعی از غربگرایی را متصور بود که مقتدرانه باشد و بتواند نهایتا توسعه را در ایران به نحوی پیش ببرد که ابرقدرت و قطب علمی جهان ایران باشد. من افق غربگراها را مالزی یا ترکیه یا ژاپن اسلامی می‌بینم ولی بشخصه آمریکای اسلامی را طالبم. این نحوه اقتدار طلبی را در غربگراها ندیدم و دیدیم که در انتخابات خواهان تسلیم شدن در برابر بیگانگان در اسنادی چون fatf و معترض به اینکه چرا برخی طالب حسینیه کردن کاخ سفیدند بودند. این نحوه حقارتها مطلوبم نیست از آن طرف جریان انقلابی این نقیصه را ندارد و حاج قاسم ها را دارد با چه اقتداری. اما خوف آن دارم که فقط دل در سنت داشته باشند و اصالتی برای غرب نداشته باشند و فعلا تقییتا و به اکل میته همراهی کنند تا در فرصت مناسب غرب را به مسلخ بکشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در مورد شخص خاص نیست بحث در مورد سیره و جایگاه سیاسی معرفتی جناب آقای رئیسی است که از رینگ دولت سازندگی جدا هستند 2- انقلاب اسلامی حقیقتی است که به مرور شئوناتش ظاهر می‌شود. شواهد حکایت از آن دارد که دولت آقای رئیسی می‌تواند در آن راستا باشد. ۳. جناب آقای جلیلی سعی می‌کردند متذکر باشند که باید با عمق زیاد و با روحیه‌ای که به گفته ایشان جهشی را دنبال کند دولت آینده اداره شود. ۴. طب مدرن به اعتبار تجربی‌بودن آن مدّ نظر است و این غیر از فرهنگ مدرنیته است. بنده در این رابطه عرایض مفصلی در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» داشته‌ام. ۵. به هر صورت با حضور در مبانی معرفتی و سیره معصومین، هرجا ما می‌توانیم در جهان حاضر شویم و در مناسبات آن تصرف نماییم. موفق باشید

30938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در جلد دوم کتاب مقالات آقای شجاعی پس از ذکر مطالبی در خصوص حب حضرت حق و آثار این حب در مراحل اولیه عباراتی ایشان می آورد: اينها قسمتى از آثار و احكام مراحل اوليه حب است كه ذكر نموديم. غير از اينها هم آثار و احكامى هست كه بلحاظ مراعات جانب اختصار از ذكر آنها صرف نظر كرديم. تذكر اين نكته لازم است كه مراحل اوليه حب حق به جاى خود داراى مراتب مى‏‌باشد و آثار و احكام هر مرتبه‌‏اى به تناسب آن خواهد بود. در صوت جنابعالی نیز متاسفانه خیلی دراین خصوص صحبت نشده اما بیشتر طالبان حب اللهی در این مرحله هستند و قاعدتا اگر مراتب حب اللهی در مرحله اولیه دقیق تر و کامل تر بیان می شد خیلی کمک کننده بود. اگر امکانش هست لطفا این مراتب را بیشتر توضیح فرمایید خصوصا آثار و احکام آنها و اگر امکانش نیست راهنمایی به کتابی یا شخصی بفرمایید بسیار متشکر خواهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی (ره) بتواند کمک کند. موفق باشید

30434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: ممنون از زحمات شما. در مورد حدیث شریفی که از حضرت زهرا سلام الله علیها در کتاب مقام لیله القدری بیان فرمودید که بهترین چیز برای زنان این است که... توضیحی در جای دیگری بیان فرمودین؟ خب این حدیث شریف خیلی سوال برانگیز است برای درک بهتر آن از خدمتتون راهنمایی می‌خواستم. ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جایی عرایضی در این مورد شده است که در آن شرایط، معنا نمی‌داده است زنان از محیط خانه که عموماً شرایط زندگی فراهم بوده، به کوچه و بازار سر بزنند، وگرنه همان حضرت مگر تشریف نیاوردند و در مسجد مدینه در مقابل آن‌همه نامحرم آن خطبه‌ی غرّاء را ارائه کردند؟! موفق باشید

30228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته: استاد عزیزم، شاید خاطرتان باشد سوالی از محضرتان پرسیده بودم که بنده دغدغه جامعه و نظام و فرهنگ اسلامی ایرانی را دارم و می‌خواهم در قالب سینما و انیمیشن تولید محتوا بکنم (نویسندگی) آیا از تخیل باید بهره برد یا خیر که حضرتعالی فرمودید: مگر به ما خبر نداده‌اند: «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست»، بنده جواب خود را گرفتم اما حالا می‌خواهم بپرسم برای این دغدغه باید به کجا برسم و چه افقی را پیش روی خود ببینم؟ بنده دوستی دارم که روی حقیر تاثیر می‌گذارد، ایشان می‌فرماید اولویت باید خودت باشی و باید راه عرفان را در پیش بگیری و پیشنهاد می‌دهد بیا با هم طی کنیم، من روی اینکه باید قوی شوم و آدم منظم و صاحب اندیشه ای شوم بحثی ندارم و قبول دارم، اما حس می‌کنم ایشان می خواهند به کل مرا از این جاده بیرون آورد و وارد مسئله ابدیت و عرفان کند و ایشان می گوید سال ها بعد شاید چیزی نوشتی و... استاد بنده باید چه کنم؟ من تصوری از عرفان و مقام عرفا ندارم، آیا عرفا دیگر کاری با صنعت انیمیشن و این بحثا دارند؟ بنده نمی توانم به عنوان یک دانشجوی علوم نظری، نظریات و مباحث فلاسفه اسلامی را در قالب و سناریو داستان نویسی ارائه دهم؟ (به عنوان مثال با رویکرد و توجه به کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود و سایر آثار حضرتعالی در مورد انسان شناسی و غرب شناسی) استاد بنده پناه گاه دیگری برای پرسیدن این سوالات ندارم، لطفا به صورت خصوصی پاسخ را ارسال فرمایید، دعا گویتان خواهم بود، خواهشمندم در حد فهم سواد اندک حقیر پاسخ دهید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان به خودتان سخت‌گیری نکنید. فکر می‌کنم اگر دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را مدّ نظر قرار دهید، چندین برنامه‌ی مفید می‌توانید از آن برگیرید و إن‌شاءالله در این راستا شخصیت خودتان نیز ذیل توصیه‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» شکل خوبی پیدا می‌کند. ساده‌ترین کارها را در این رابطه می‌توانید در کانال مطالب ویژه ببینید. موفق باشید@matalebevijeh

29068
متن پرسش
سلام استاد: ان شاءالله که حالتون خوب باشه. ببخشید چرا تا وقتی به کتابها و دعا ها و نماز توجه دارم و استفاده می‌کنم به خدا نزدیک هستم ولی کافیه فقط شرایطی پیش بیاد که مجبورم مدتی نماز نخونم و نتونم وصل بشم خیلی زود حس می‌کنم از خدا دورم و به شیطان نزدیک واقعا این حالم رو بد میکنه وقتی به خودم میام و می‌فهمم اشتباه کردم. حس می‌کنم انگار زخم عمیقی به قلبم نشسته واقعا حس می‌کنم چقد از خدا دور شدم. چکار کنم با سستی ایمان؟ نمیدونم هرچی هم تلاش می‌کنم باز تو تله خیال ذهن و ‌شیطان می‌افتم با اینکه کتاب ادب خیال و قلب رو هم مطالعه کردم با تشکر اگه راهکاری دارید ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این قبض و بسط‌ها زمینه‌ی پخته‌شدن جان انسان می‌شود زیرا حضرت امیر در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد و گاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله‌ ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ‌ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید. تجربه‌ای که در این مسیر به دست می‌آید کارساز است. احساس می‌شود حالت ادبارِ زمانه بیشتر شده است و کار را سخت کرده. موفق باشید

28636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و تبریک عید بزرگ غدیر خدمت استاد محترم: قبل از هرچیز خدای منان را بسیار بسیار سپاسگزارم بابت کرامتی که از طریق کلام شما برای هدایت ما نموده الحمدلله ان شاءلله دایما تحت عنایات خاصه حضرت ولیعصر (عج) برکات روزافزون نصیبتان باشد. به لطف الهی با پرداختن به مطالب غدیر از جمله صوت و نوشتار و پرسش و پاسخهای جنابعالی در سایت لب المیزان مطالبی بر حقیر معلوم گردید که به رسم شاگردی با شما استاد گرامی مطرح می نمایم که در صورت صلاحدید اصلاح و راهنمایی بفرمایید جزاکم الله خیرا غدیر ظهور سنت الهی است پس از وحی: حکومت اسلامی که بر تمامی لوازم فردی و اجتماعی تا عمیق ترین مسایلش نفوذ دارد به دست امام معصوم می‌تواند اجرا شود که از طرف خداوند مامور است و غیر این نمی‌تواند ضامن هرگونه سعادتی باشد (اعم از دنیوی و اخروی به جمیع معنا) و هرکس باور کرد که فقط حکومت امام معصوم ضامن سعادت دنیا و آخرت ماست تحت ولایت امیرالمومنین علیه السلام و فرزندانش قرار گرفته و بیعت نموده و منتظر حقیقی ظهور حکومت حقه امام معصوم خواهد بود. بعد از این فهم زیبا الحمدلله دیدم که هرچی مشکل دور و برمان است ناشی از عدم فهم غدیر است گرچه ارادت به مولا داشتیم لذا دنبال هرچه به جز تحت ولایت امام معصوم باشیم حتی ریز ترین کار دنیوی از ولایت غدیر دور شده ایم و به همان میزان از سعادت انسانی که قرب الهی است دور شده ایم. امروز روز مشروطه است بر آن شدم به لطف الهی ببینم جریان مشروطه اصلش چی بوده فهمیدم در سال ۱۲۸۵ هم نارضایتی از حکومت استبدادی قاجار منجر به عدالت خواهی مردم شد به نام حکومت مشروطه و برای جلب نظر مردم از روحانیون کمک گرفته شد و شیخ فصل الله کوشید نظام مشروطه مشروعه را مطابق دین شکل دهد اما روشنفکران فراماسونر مجلس نپذیرفتند و دنبال قوانین غربی برای تدوین قانون اساسی رفتند و در نهایت پس از امضای فرمان مشروطیت شیخ فضل الله را به دار زدند. به جرم اینکه مشروعه بودن حکومت را عنصر مهمی می‌دانست، یعنی تکرار غدیر و بعد مردم فهمیدند گول خوردند و در نهایت نهضت مشروطه شکست خورد. بعد دیدم در زیارت امین الله که منصوب به امام سجاد است که برای زیارت امیرالمومنین علیه السلام خوانده اند هم اول به ایشان و هر امام معصومی عرض می‌کنیم امین الله در زمین شمایید و حجت خدایید بر مردم که جهاد کردید تا عمل به کتاب الهی و وحی پیاده گردد بعد هر دعایی که بعدش میاد یعنی در هر حالی که باشم سعادت را از خدا بخواهم و کارهایم را با دین هماهنگ کنم در فراز آخر می‌فرماید که هرچی بندگان بخواهند در پناه دین خداوند به آنها می‌دهد و در نهایت و اظهر به الحق و اجعله العلیا و ادحض به الباطل و اجعله السفلی، در نهایت ظهور حکومت حقه امام زمان (عج) حتی زیارات روزانه منصوب به ایمه یعنی هر روز خود را میهمان هدایت یک امام بدانیم و با حکومت او بر نفسمان زندگی را پیش ببریم. حتی خواندن قرآن و کلام الهی با تفسیر و تأویل و هدایت امام معصوم در زندگی ممکن است لذا «لن یفترقا» السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه، السلام علیک یا ربانی ایاته، و غدیر و باور آن در همه لحظات زندگی یعنی باور ظهور سنت الهی حکومت معصوم بر نفوس کلیه فرد و اجتماع که فقط آن می‌تواند ما را از ظلمت دنیا به سوی کمال و سعادت آخرت راهنمایی و راهبری کند. یعنی باور حکومت حقه الهی بر عالم، یعنی انتظار حقیقی با غدیر و بیعت آگاهانه با ولایت امیرالمومنین علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام شروع می‌شود تا باور ظهور و قرار گرفتن در مسیر «تحقق ظهور» حضرت حجت عج الله تعالی فرجه. السلام علیک بجوامع السلام والحمدلله رب العالمین و به نستعین.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد ... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور .... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی .... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد .... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

موفق باشید

28505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: چگونه می‌توانیم سرباز انقلاب اسلامی ایران باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین راه توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره‌ی ۲۸۴۹۱ رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی