باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همینطور است. نماز، وقتی با حساسیت دنبال شود تمام وجود انسان را وارد عالمی متعالی میکند که اقلّ آن نجات از فحشاء و منکر است و موجبِ ساختن شخصیتهایی میشود که دقیقاً برای خود و دیگران مؤثر خواهند بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که عزیزانی مثل استاد فلاح را داریم با آن حکمت و آرامش و صفا و گشودگی. و حمد و شکر به جهت وجود عزیزی مثل استاد یزدانپناه که به جهت بیقراریشان در فهم و تفهیم معارف، بدنشان از دستشان کلافه است. آری! کتاب «فلسفهی فلسفه» را دیدم. از نامگذاریاش معلوم است تا کجاها باید فکر شود و چه زیبا متذکر تفاوت شهود عقلی و قلبی میشود. بنده بیشتر در مباحث خود، نظر به شهود قلبی دارم، منتها «قلوبٌ یعقلونَ بِها» که بحث آن در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی صفات الهی در ذات خود به اعتبار آنکه نزد خدایند، قدیماند و به اعتبار آنکه برای ما ظهور میکنند حادثاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فضای همهی عرایض بنده در بستر استقرار در عالّمِ دینی به ظهور میآید و إنشاءاللّه مفید میافتد. ۲. فکر میکنم علاوه بر کتاب مرحوم معارف، در مورد «حکمت اُنسی» با بحثهای «جهان گمشده» بر روی کانال اشارت، بتوانید رابطه برقرار کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشتهباشید نباید بین بردهها و تمامی زنان غیر مسلمان مانند زنان یهود که در مملکت اسلامی و تحت ذمهی اسلام زندگی میکردهاند خلط کنیم. زنان یهود و نصاری موظف به رعایت حجاب بودهاند و آنچه شما میفرمایید نظر برخی فقها است در مورد بردگان غیر مسلمان آن هم به جهت عدم فهم مناسب اجتماعی که داشتند مثل برخی زنان دورهگرد امروزی که چندان متوجهی احکام اسلام و وظایف اجتماعی خود نیستند و امر و نهی به آنها موثر نمیافتد این گروه قابل مقایسه نیستند با زنان غیر مسلمانی که امروز ادعای فهم و درک قوانین و مسائل اجتماعی کشور اسلامی را دارند نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت احکام شرع نسبت به نامحرم، ریشه در جان انسان دارد و وظیفهی ما است در رعایت آن کوشا باشیم. ولی اینکه انسان در حال نیاز و مطابق دستورات شرع با نامحرم صحبت کند، ناشی از بیحیایی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آنچه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکتهی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید
در قرآن از خوابهايي نام برده است كه از رابطهاي بين آنچه شخص در خواب با آن روبهرو ميشود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليهالسلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليهالسلام»، و يا رؤياي دو رفيق همزنداني حضرت يوسف «عليهالسلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسولخدا «صلواةاللهعليهوآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطهاي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.
با اينهمه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالتهاي شديد ميكند. همچنانكه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير ميگذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت ميكند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.
رؤياها، يا خوابهاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثهاي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق ميشود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا ميكند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث ميشود. البته نفس پارهاي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت ميكند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر ميبيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورتهاي جزيي كه با آنها مأنوس است مييابد. مثل اينكه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبهرو ميشود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد ميشود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» بهخود ميگيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه ميشناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» ميبيند. و يا مثلاً چون رابطهاي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود ميسازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد بهطوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مييابد صورت عكس آن را در خود ميسازد. مثل اينكه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل ميشود.
پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبهرو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نميتوان فهميد از كداميك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبهرو ميشود و به صورت مناسب آن منتقل ميشود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، بهطوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمعكردن كثافت است، در واقع صورت بهدست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان ميدهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبهرو ميشود بر اينكه بدنش ورم كردهاست، با صورت بهدست آوردن مال زياد روبهرو ميشود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنانكه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرتيابياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنانكه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوشگذراني دنيايياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نميتوان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آنقدر جولان دارد كه با ميل خود صورتها را تغيير ميدهد و از جايگاه خود خارج ميكند.
صاحب كتاب «تحفالعقول» از قول پيامبر «صلواةاللهعليهوآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته ميشود.
اينكه دستور دادهاند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خوابهاي بيخود و باطل ميگردد.
مرحوم محدثنوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام ميفرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمانها را مييابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري ميشود.
قال رسولالله «صلواةاللهعليهوآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه است: يكي القائاتي كه شيطان ميكند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اينكه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را ميبيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خوابهايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.
امامصادق «عليهالسلام» ميفرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير بهكار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايدهاي نبود.
در فرمايش اماممحمدباقر «عليهالسلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آنكه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين ميآيد و قطعي ميشود» (كافي ج8ص336).
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه نوعی از تفکر است و معلوم است که انسان در تاریخی که تاریخِ تمدنها است باید به تفکری که مناسب این تاریخ است، مجهز بود و جناب صدرالمتألهین با روبهروشدن با اندیشهی دکارتی متوجهی این امر شد. لذا حکمت متعالیه، روحی را مجهز میکند که میتواند در عبور از تفکر دکارتی آماده باشد. بحثی تحت عنوان «ما و حکمت متعالیه» بر روی سایت هست. به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1284
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ربطی به خداوند ندارد. ذات سلوک اقتضای چنین قواعدی را دارد. مثل راهرفتن برای رسیدن است، ذاتِ رسیدن به هر مکانی در إزای رفتن است. اینطور نیست که خداوند قرار گذاشته باشد اول راه بروید و بعداً برسید، بلکه رسیدن، عین راهرفتن است. در سلوک هم بالاخره باید منازلی طی شود تا نتیجه حاصل گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال نظامی که انسانهای معاند در آن نظام با اعمال خلاف خود روبهرو میشوند و عذاب میبینند، نظام الهی است. ۲. در بحث «معرفت نفس» عرض شد بعضی از مکانها و زمانها امکان ظهور عالم غیب را بیشتر دارند مثل چشم که در نشاندادنِ احساسات روح، استعداد بیشتری نسبت به بقیهی اعضای بدن دارد ۳. جامعیت، با شدت و ضعف در مراتب قابل جمع است مثل نور بیرنگ که در عینِ جامعیت، شدت و ضعف دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه 2- آری! باید پایداری کرد 3- عنایت داشته باشید که توهّمات قبلی بالاخره هنوز نحوهای از حضور را از خود نشان میدهند و با پایداری نسبت به وظایف دینی، آرامآرام آن اوهام از تحرک خارج میشود 4- در همین مسیر اگر با حوصله جلو بروید متوجه میشوید که: «ای برادر، عقل یکدم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در علم خداوند وجود علمی مخلوقات به همان شکلی میباشند که در عالَم و از جمله در عالم کثرات هستند. هرچند از نظر فطرت، همه در مقام توحید میباشند و در شهود الهی در عهد الست، حقیقت انسان گفت: «بلی شهدنا». و از این جهت فرمودهاند همه در امر واحدی بودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با رجوع به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» که روی سایت هست، بتوانید به جواب سؤالات خود برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. بیچارهها در همین حدّ از فهم بودند که میپنداشتند اگر رقیب خود را در عین آنکه متذکر توحید الهی است به قتل برسانند، میتوانند باقی بمانند و از جهانی که اولیای الهی در آن قرار داشتند و انسانها را متذکر آن می کردند؛ غافل بمانند. این، همهی مصیبت جریانهای غافل از مسیر انبیاء و اولیای الهی میباشد که متوجهی جهان حیّ و حاضر و کیفیِ اولیای الهی نیستند. جهانی که ذات همهی انسانها، حقیقتاً آن را میطلبد و در آن مأوا میگزیند. بر فرض که جسد مبارک جناب مسلم بن عقیل را از بالای دارالعماره به پایین بیندازند، آیا جهانی برای آنها گشوده شد و آیا بشریت را از جهانی که جناب مسلم در آن حاضر بود و متذکر آن میشد، بیرون کردند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح مسئله همین است که بفهمیم آنها چه میگویند و شرایط تاریخی سخنانشان را با توجه به مسائلی که در پیش رو داشتهاند، مدّ نظر قرار دهیم. آنان با مسائلی روبهرو بودند که هنوز ما با آنها روبهرو نیستیم و لذا اگر موضعگیریهای آنها را نسبت به آن مسائل بدانیم، بهتر میتوانیم در تاریخ آینده حاضر شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده است هر اندازه ما ذهن خود را با مطالعات دقیق و عمیق و تدبّر در آیات و روایات مدیریت کنیم؛ قدرت واهمه جهت تحمیل توهّمات، کم میشود. در کنار این موضوع از ورزش نیز نباید غفلت شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید برای جوابگرفتنِ این سؤالات، خوب است کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آن صورت، بهتر نسبت به تجزیه و تحلیل معارف میتوانید فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر زبانی باید وارد فرهنگ آن زبان شد. اگر کسی مدتی با قرآن و روایات بهسر کند مانند علامهی طباطبایی اشاراتِ قرآنی را میفهمد و این مربوط به هر زبانی است. زیرا آیات و روایات متذکر امری هستند که انسانها در موردش مسئله دارند. بدون مسئله نه قرآن با ما سخن میگوید و نه روایت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. ولی آن عزیز نیز باید بپذیرند بالاخره این یک نوع بیماری است و خداوند إنشاءاللّه درمان آن را در یک روانپزشک قرار داده است و باید به او رجوع کرد. بنده قبلاً اینطور جواب داده بودم: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم دعا خواهم کرد، إنشاءاللّه با صبر مشکلات حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که رزق حقیقی انسان از قبل، مقسوم و تعیین شده است و چنانچه خودمان مسیر آن را خراب نکنیم بدون حرص و در مسیری صحیح به ما میرسد. در این مورد خوب است کتاب «جایگاه رزق در هستی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید تا معلوم شود بعضی چیزها، رزق ما نیست و تلاش برای بهدستآوردن آنها موجب زحمت ما و فرزندانمان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اینطور به آن سؤالات جواب دادم:
22918- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم ممکن باشد، ولی نماز صورت روشنتری دارد. موفق باشید
22919- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد نباید زندگی خود را به جهت این امور موسمی و زودگذر کدر کنید. به این فکر کنید که قرآن میفرماید: «اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما» چون با اموری لغو روبهرو شدید با بزرگواری از آن عبور کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم تحلیل آقای رحیمپور ازغدی در این مورد تحلیل خوبی است. http://t.me/joinchat/BBmAijuziGup93W29V-moA. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام میگیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود میفرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل میگیرد به همین جهت میتوان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور میکند و ندا سر میدهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامهی آیه میفرماید اینکه برای مدیریت جامعه به غیر از زعیم الهی امید بستهاید، نمونهای از شرک است و به طور کلی اگر برای مخلوقات، تأثیر استقلالی قائل شویم گرفتار شرک هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که با بودن نایب حضرت، چگونه سرنوشت این ملت بهکلّی با سرنوشت سایر ملل متفاوت است. حال اگر خودِ حضرت تشریف بیاورند، ببین چه میشود! موفق باشید
