بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27584
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می‌توان گفت نماز خودش یک فرهنگ است که عصاره تمام مبانی و معارف دین است و اگر وقتی گفته می‌شود باید حرکت جامعه بسمت جامعه نماز خوان و اقامه نماز باشد، منظور این هست که باید جامعه ای را ساخت و بسمتی برد که جامعه توکل و تعبد دائمی و نفی عبودیت غیر خدا و عدم پذیرش ولایت ضالین و مغضوب علیهم است و لذا باید جامعه مومن و اقامه کننده نماز و نظر کننده به ابدیت اندام و قواره متمایز با جامعه غیر توحیدی در تمام زمینه های اجتماعی داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. نماز، وقتی با حساسیت دنبال شود تمام وجود انسان را وارد عالمی متعالی می‌کند که اقلّ آن نجات از فحشاء و منکر است و موجبِ ساختن شخصیت‌هایی می‌شود که دقیقاً برای خود و دیگران مؤثر خواهند بود. موفق باشید

25893
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت و عرض دلتنگی و اشتیاق دیدار و حسرت جلسات خوب تفسیر شنبه ها که سالهاست از آن محرومیم. الان من مشغول تحصیل کتاب نهایة الحکمه محضر استاد بزرگوار جناب فلاح هستم. از آنجا که ایشان شاگرد استاد یزدان پناه هستند خب خیلی مباحث ایشان هم سر کلاس طرح می شود که گاها خیلی سوال برانگیز است به خصوص که ایشان هم سر کلاس به شدت سوالات را پرواز می دهند و سر ذوق انسان را باز می کنند. سر کلاس فلسفه بسیاری از مباحثی که در دوران دانشجویی محضر شما در سیر معرفت النفس و برهان صدیقین گذرانده بودیم جلوی چشم می آید و آدم احساس می کند مطلب عمقی دارد که اساسا در آن دوران متوجه آن نبوده ایم و ذوق درک حصولی آن مطالب اصلا وجود نداشته است و حالا این ذوق فعال است. لذا اگر اجازه بفرمایید هر از چندی برخی سوالات را که درگیر هستم محضرتان طرح کنم. استاد یزدان پناه در کتاب فلسفه فلسفه (نمی دانم رویت فرموده اید یا نه و دوست دارم نظرتان را هم درباره این کتاب و این جنس کار درجه ۲ فلسفی بدانم) بین شهود عقلی و قلبی تفاوت می گذارند که ظاهرا این ادراک از مباحث جناب صدرا ادراک جدید یا حداقل ادبیات جدیدی است. می خواستم بدانم الان بحث حضوری که حضرت عالی مطرح می کنید در غالب مباحث، آیا صرفا ادراک قلبی مد نظر است یا شهود عقلی؟ یعنی آن توجهی که مدام می فرمایید ما باید مطلب را حضوری کنیم، آیا در نگاه دقیق شهود عقل مد نظر است یا شهود قلب؟ اصلا ایا این تفکیک را قبول دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که عزیزانی مثل استاد فلاح را داریم با آن حکمت و آرامش و صفا و گشودگی. و حمد و شکر به جهت وجود عزیزی مثل استاد یزدان‌پناه که به جهت بی‌قراری‌شان در فهم و تفهیم معارف، بدن‌شان از دست‌شان کلافه است. آری! کتاب «فلسفه‌ی فلسفه» را دیدم. از نامگذاری‌اش معلوم است تا کجاها باید فکر شود و چه زیبا متذکر تفاوت شهود عقلی و قلبی می‌شود. بنده بیشتر در مباحث خود، نظر به شهود قلبی دارم، منتها «قلوبٌ یعقلونَ بِها» که بحث آن در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

25730
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شرح و مبحثی را درباره هویت غیبی و مقام هو در کتاب مصباح الهدایه بیان فرمودید. سوالم اینجاست که صفاتی مثل العلیم، الخبیر، الطیف، الکریم، القدوس و حتی صفت و مقام الله که انسان می تواند حامل و تجلی آن باشد، حادث هستند و آیا مقام هو هم حادث است یا قدیم به حساب می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی صفات الهی در ذات خود به اعتبار آن‌که نزد خدایند، قدیم‌اند و به اعتبار آن‌که برای ما ظهور می‌کنند حادث‌اند. موفق باشید

25626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم: استاد من از بحث عالم دینی که مطرح کرده اید بسیار لذت بردم. فقط کتاب عالم دینی کمی موجز است و البته دیده ام در بحث های مختلف اشاراتی به عالم دینی داشته اید. سوال بنده از محضر شما این است که آیا بحث عالم دینی پایه و مبنای اصلی کار شماست و سایر مباحث به گونه ای تفصیل آن هست یا این که یک بحث مستقلی است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه می توانم تفصیل این بحث را دنبال کنم؟ سوال دیگر این است که رابطه حکمت انسی با حکمت متعالیه چگونه است؟ در این زمینه می خواستم منابعی را معرفی فرمایید. من وقتی کتب استاد مدد پور (ره) را مطالعه می کردم. این بحث برای من بسیار لذت بخش بود فقط می خواهم یک مقدار به صورت علمی و تخصصی با حکمت انسی آشنا شوم. با آرزوی سلامتی شما التماس دعا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فضای همه‌ی عرایض بنده در بستر استقرار در عالّمِ دینی به ظهور می‌آید و إن‌شاءاللّه مفید می‌افتد. ۲. فکر می‌کنم علاوه بر کتاب مرحوم معارف، در مورد «حکمت اُنسی» با بحث‌های «جهان گمشده» بر روی کانال اشارت، بتوانید رابطه برقرار کنید. موفق باشید

24971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم. در زمان پیغمبر (ص) مردم مسلمان در شهر با حجاب بودن اما اسیر ها و بردگان غیر مسلمان بدون حجاب آزادانه در شهر رفت رفت و آمد می کردند. الان ما به چه حکم شرعی ای موظف به این هستیم که مسلمان و عیر مسلمان را ملزم به رعایت حجاب کنیم. دلیل شرعی ای که ما را به این حکم منجر می کند را می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته‌باشید نباید بین برده‌ها و تمامی زنان غیر مسلمان مانند زنان یهود که در مملکت اسلامی و تحت ذمه‌ی اسلام زندگی می‌کرده‌اند خلط کنیم. زنان یهود و نصاری موظف به رعایت حجاب بوده‌اند و آن‌‌چه شما می‌فرمایید نظر برخی فقها است در مورد بردگان غیر مسلمان آن هم به جهت عدم فهم مناسب اجتماعی که داشتند مثل برخی زنان دوره‌گرد امروزی که چندان متوجه‌ی احکام اسلام و وظایف اجتماعی خود نیستند و امر و نهی به آن‌ها موثر نمی‌افتد این گروه قابل مقایسه نیستند با زنان غیر مسلمانی که امروز ادعای فهم و درک قوانین و مسائل اجتماعی کشور اسلامی را دارند نیست. موفق باشید

24792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید من می خواستم راهکارهای افزایش حیا رو بدونم. من قبل از ازدواج خیلی رعایت می کردم ولی الان راحت با آقایون فروشنده مغازه ها صحبت می کنم و احیانا سوال می پرسم‌. خیلی از این موضوع ناراحتم. اگر قبلا سوال شده من نتونستم پیدا کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت احکام شرع نسبت به نامحرم، ریشه در جان انسان دارد و وظیفه‌ی ما است در رعایت آن کوشا باشیم. ولی این‌که انسان در حال نیاز و مطابق دستورات شرع با نامحرم صحبت کند، ناشی از بی‌حیایی نیست. موفق باشید

24286
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب یکی از سوالات اینطور فرموده اید: «اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد.» تعجب می‌کنم که شما با سابقه سالها تفسیر قرآن آیا تا بحال سوره یوسف را دقت نکرده اید؟ سوره ای که از جانب خداوند متعال احسن القصص نامیده شده؟ حضرت یعقوب چطور پی به جایگاه بالای یوسف و نبوت او برد؟ غیر از رویای سجده ماه و خورشيد و ستارگان بود؟ چرا گفت که رویایت را برای برادرانت تعریف نکن؟ برادران یوسف همه پیغمبرزاده بودند و جایگاه رویا در دین را می‌دانستند! اگر خواب حجت نبود آیا به او حسادت می کردند؟ اگر خواب حجت نبود اصلا چه دلیلی داشت قرآن یک مساله لغو و بی ارزشی را بازگو کند؟ شاید بگویید یوسف پیامبر بود! خب خواب زندانی هم بند او چه؟ چرا یوسف برمبنای آن خواب گفت مرا نزد پادشاه یاد کن؟ و چرا اصلا قرآن این ماجرا را گفته؟ رویای فرعون کافر چه؟ حجت نبود؟ یعنی پیامبر خدا حضرت یوسف علیه السلام بر اساس خواب بی ارزش یک کافر برنامه اقتصادی هفت ساله می چیند؟ مادر حضرت موسی (ع) و جریان به آب انداختن نوزاد، وحی بر حواریون عیسی (ع)، رویای سربریدن حضرت اسماعیل (ع) و... همه باد هوا؟ امام حسين (ع) که در جواب اصرار بر نرفتن کربلا فرمود رسول‌ الله را در خواب دیدم که گفت خدا می خواهد تو را کشته و اهل بیت ات را اسیر ببیند، نعوذ بالله اشتباه کرد و آن خواب حجت نبود؟ این حجم عظیم از روایاتی که رویای صالحه را جزئی از اجزای نبوت معرفی می‌کنند (نه فقط مختص معصومین) بی ارزش است؟ اینطور با ثقلین برخورد می کنید؟ خدا عاقبت مان را ختم بخیر کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آن‌چه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکته‌ی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید

در قرآن از خواب‌هايي نام برده است كه از رابطه‌اي بين آنچه شخص در خواب با آن روبه‌رو مي‌شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه‌السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي دو رفيق هم‌زنداني حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسول‌خدا «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه‌اي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.

     با اين‌همه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت‌هاي شديد مي‌كند. همچنان‌كه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص‌ و طمع در خيالاتش تأثير مي‌گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مي‌كند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.

    رؤياها، يا خواب‌هاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثه‌اي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مي‌شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مي‌كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مي‌شود. البته نفس پاره‌اي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مي‌كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مي‌بيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورت‌هاي جزيي كه با آنها مأنوس است مي‌يابد. مثل اين‌كه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبه‌رو مي‌شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مي‌شود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» به‌خود مي‌گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مي‌شناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مي‌بيند. و يا مثلاً چون رابطه‌اي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود مي‌سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد به‌طوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مي‌يابد صورت عكس آن را در خود مي‌سازد. مثل اين‌كه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل مي‌شود.

    پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبه‌رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نمي‌توان فهميد از كدام‌يك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.

    در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبه‌رو مي‌شود و به صورت مناسب آن منتقل مي‌شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به‌طوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع‌كردن كثافت است، در واقع صورت به‌دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مي‌دهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبه‌رو مي‌شود بر اين‌كه بدنش ورم كرده‌است، با صورت به‌دست آوردن مال زياد روبه‌رو مي‌شود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنان‌كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت‌يابي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان‌كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوش‌گذراني دنيايي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.

    در هر صورت با اين احوال نمي‌توان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن‌قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت‌ها را تغيير مي‌دهد و از جايگاه خود خارج مي‌كند.

    صاحب كتاب «تحف‌العقول» از قول پيامبر «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مي‌شود.

    اين‌كه دستور داده‌اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب‌هاي بي‌خود و باطل مي‌گردد.

    مرحوم محدث‌نوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام مي‌فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان‌ها را مي‌يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي‌شود.

    قال رسول‌الله «صلواة‌الله‌عليه‌وآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه‌ است: يكي القائاتي كه شيطان مي‌كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اين‌كه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مي‌بيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خواب‌هايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.

    امام‌صادق «عليه‌السلام» مي‌فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به‌كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده‌اي نبود.

   در فرمايش امام‌محمدباقر «عليه‌السلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن‌كه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مي‌آيد و قطعي مي‌شود» (كافي ج8ص336).                    

24108
متن پرسش
استاد گرامی سلام: جنابعالی حقیقتا مباحث فلسفه بخصوص حکمت متعالیه را راه گشا می دانید و معتقدید که بهترین راه می‌باشد؟ اگر اینچنین هست دلیل و برهان شما چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه نوعی از تفکر است و معلوم است که انسان در تاریخی که تاریخِ تمدن‌ها است باید به تفکری که مناسب این تاریخ است، مجهز بود و جناب صدرالمتألهین با روبه‌روشدن با اندیشه‌ی دکارتی متوجه‌ی این امر شد. لذا حکمت متعالیه، روحی را مجهز می‌کند که می‌تواند در عبور از تفکر دکارتی آماده باشد. بحثی تحت عنوان «ما و حکمت متعالیه» بر روی سایت  هست. به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1284

 موفق باشید

23397
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد عزیز: با یکی از دوستان صحبت می کردیم شبهه ای مطرح نمودند که خواستم از محضرتان بپرسم: چرا مسیر قرب و نزدیکی به خدا و رشد کردن با سختی همراه است؟ چرا خداوند کاری نکرده که با راحتی به خدا نزدیک شویم و رشد کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این ربطی به خداوند ندارد. ذات سلوک اقتضای چنین قواعدی را دارد. مثل راه‌رفتن برای رسیدن است، ذاتِ رسیدن به هر مکانی در إزای رفتن است. این‌طور نیست که خداوند قرار گذاشته باشد اول راه بروید و بعداً برسید، بلکه رسیدن، عین راه‌رفتن است. در سلوک هم بالاخره باید منازلی طی شود تا نتیجه حاصل گردد. موفق باشید

23033
متن پرسش
سلام سه سوال داشتم: ۱. در بحث معاد مشخص شد که خداوند انسان را عذاب نمی کند بلکه قاعده عالم است که انسان با صورت اعمال بدش روبرو می شود. چرا در قرآن خداوند عذاب را به خود نسب داده «ان عذابی لشدید» و یا در دعای کمیل آمده «لانه لا یکون الا عن غذبک ونتقامک و سخطک»؟ ۲. چرا برخی از مکانها مثلا مسجدالاحرام یا برخی از زمانها مثل شب قدر دارای حجاب کمتر هستند و قدرت انتقال انوار غیبی را دارند؟ ۳. مقام عالم غیب مقام جامعیت است و نه مجموع. پس چرا می گویند هفت آسمان؟ مگر در عالم غیب تعداد وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال نظامی که انسان‌های معاند در آن نظام با اعمال خلاف خود روبه‌رو می‌شوند و عذاب می‌بینند، نظام الهی است. ۲. در بحث «معرفت نفس» عرض شد بعضی از مکان‌ها و زمان‌ها امکان ظهور عالم غیب را بیشتر دارند مثل چشم که در نشان‌دادنِ احساسات روح، استعداد بیشتری نسبت به بقیه‌ی اعضای بدن دارد ۳. جامعیت، با شدت و ضعف در مراتب قابل جمع است مثل نور بیرنگ که در عینِ جامعیت، شدت و ضعف دارد. موفق باشید

20776
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده 4 سال گذشته به یکباره مسیر زندگی ام تغییر پیدا کرد به لطف خداوند و کاملا دگرگون شدم در واقع تمام مطالبی که الان در جلد دوم کتاب مقالات می خوانم را خداوند به من عطا کرد (آن زمان نمی فهمیدم که آن حالات تفسیرش چیست) ولی قدر آن نفحه ی الهی را ندانستم و آنقدر سقوط کردم تا به تدریج رسیدم به سهل انگاری در نماز یومیه. استاد بعد از سیر مطالعاتی من الان شرح شما بر جلد دوم مقالات را هم تمام کردم و قلبا تمام قسمت یقظه را قبلا تجربه کردم و تصدیق می کنم قلبا، ولی الان تمام آن حالات را از دست داده ام. 1. «بزرگی می گفت اگر قدر نفحات الهی را ندانید و از دست بدهید دیگر تا آخر عمرتان آن نفحه بر نمی گردد و کسی که از راه سلوک برگردد چوب بدی خواهد خورد.»، آیا مصداق این مطلب بنده هستم؟ 2 . به نظر شما آیا خداوند به من مجددا نظر لطفی خواهد کرد یا اینکه از درگاه او مطرود شده ام؟ 3. اگر امیدی هست چه کنم تا دوباره خداوند مرا قابل بداند و نفحه ای بفرستد و قلبم را احیا کند؟ 4. در حال حاضر انگار اصلا قلبی ندارم و فقط کلی اطلاعات معرفتی و فلسفی و عرفان نظری و فقهی را جمع کرده ام که بارم را سنگین تر کرده، کلافه شده ام، اکنون وظیفه ام چیست؟، راه را گم کرده ام؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه  2- آری! باید پایداری کرد 3- عنایت داشته باشید که توهّمات قبلی بالاخره هنوز نحوه‌ای از حضور را از خود نشان می‌دهند و با پایداری نسبت به وظایف دینی، آرام‌آرام آن اوهام از تحرک خارج می‌شود 4- در همین مسیر اگر با حوصله جلو بروید متوجه می‌شوید که: «ای برادر، عقل یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

29713
متن پرسش
سلام: در علم خدا و مقام احدی یا واحدی همه انسانها فقط یک حقیقت و یک عین ثابته هستند یا متکثرند؟ مثلا حسن یک عین ثابته هست و بتول یک عین ثابت؟ همچنین برای بقیه موجودات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در علم خداوند وجود علمی مخلوقات به همان شکلی می‌باشند که در عالَم و از جمله در عالم کثرات هستند. هرچند از نظر فطرت، همه در مقام توحید می‌باشند و در شهود الهی در عهد الست، حقیقت انسان گفت: «بلی شهدنا». و از این جهت فرموده‌اند همه در امر واحدی بوده‌اند. موفق باشید

28964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: استاد بزرگوار حقیر دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان هستم و هر چه تلاش کردم نتوانستم منبعی برای سوالات زیر پیدا کنم لطفا بزرگواری فرموده منابعی را معرفی بفرمایید که در آن به سوالات زیر پاسخ مستدل داده شده باشد. ۱. نقش مودت اهل بیت در خود آگاهی انسان ۲. تبیین عقلی ضرورت مودت اهل بیت سپاسگزارم اجرتان با اهل بیت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با رجوع به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» که روی سایت هست، بتوانید به جواب سؤالات خود برسید. موفق باشید

28777
متن پرسش
سلام خدمت استاد و تسلیت بمناسبت شروع ایام عزای سیدالشهداء (ع) می‌شود گفت عاشورا، تقابل تمدنی غدیر و سقیفه بود که تمدن غدیری در برابر تمدن سقیفه صف آرایی کرد و اساسا زیربنای سقیفه این بود که افراد با پاییندی به یکسری از مناسک و آداب اسلامی و رعایت دستورات اخلاقی و یکسری از شرایع اسلام، همچنان ولی از پرتو تاریخ جاهلیت بیرون نیامدند و روح تاریخی شان از تمدن جاهلی تغییر نیافت و در عین تعهد به یکسری مناسک و شرایع و آداب در روح تاریخی جاهلی و روح تاریخی که تولی به اولیاء الله نداشت و بدنبال این نبود که تمام جنبه های زندگی بشر و جامعه، توحیدی و وحیانی شود و جامعه سازی توحیدی حول محور اولیاء الهی شکل گیرد و تمام ساختارهای سبک زندگی و سیاست و زمامداری و معیشت و ارتباطات با سایر امت ها بر مبنای توحید و بینش الهی و مشی انبیاء و معرفت وحیانی باشد و این دین و توحید را از روح تمدنی و فلسفه تاریخی اش بیرون می‌برد و باعث می‌شود همچنان در تاریخ جاهلیت و تمدن غیر توحیدی و ساختارهای اجتماعی مخلوّ و منقطع از دیانت و توحید تنفس کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره‌ها در همین حدّ از فهم بودند که می‌پنداشتند اگر رقیب خود را در عین آن‌که متذکر توحید الهی است به قتل برسانند، می‌توانند باقی بمانند و از جهانی که اولیای الهی در آن قرار داشتند و انسان‌ها را متذکر آن می کردند؛ غافل بمانند. این، همه‌ی مصیبت جریان‌های غافل از مسیر انبیاء و اولیای الهی می‌باشد که متوجه‌ی جهان حیّ و حاضر و کیفیِ اولیای الهی نیستند. جهانی که ذات همه‌ی انسان‌ها، حقیقتاً آن را می‌طلبد و در آن مأوا می‌گزیند. بر فرض که جسد مبارک جناب مسلم بن عقیل را از بالای دارالعماره به پایین بیندازند، آیا جهانی برای آن‌ها گشوده شد و آیا بشریت را از جهانی که جناب مسلم در آن حاضر بود و متذکر آن می‌شد، بیرون کردند؟ موفق باشید     

28768
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جواب سوال ۲۸۷۵۲ هم دلی با فیلسوف به چه معنایی است لطفا قدری توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح مسئله همین است که بفهمیم آن‌ها چه می‌گویند و شرایط تاریخی سخنان‌شان را با توجه به مسائلی که در پیش رو داشته‌اند، مدّ نظر قرار دهیم. آنان با مسائلی روبه‌رو بودند که هنوز ما با آن‌ها روبه‌رو نیستیم و لذا اگر موضع‌گیری‌های آن‌ها را نسبت به آن مسائل بدانیم، بهتر می‌توانیم در تاریخ آینده حاضر شویم. موفق باشید

27849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: مدتی حیران و سرگردان مباحث توحیدی و معرفت نفس بودم که خداوند متعال با لطف بی نهایتشان شناخت شما را برایمان میسر کرد. درحال حاضر مباحث توحیدی قرآن کریم و نهج البلاغه و همچنین شرح کتاب جامع السعادات را مدتی است شروع کرده ام و بنا بر توصیه حضرتعالی و به لطف و عنایت رب العالمین دعای شبانه دارم. اما متاسفانه حملات شیطان زیاد اذیت می‌کند. اگر امکان دارد برنامه عبادی توصیه بفرمایید ممنون می‌شوم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده است هر اندازه ما ذهن خود را با مطالعات دقیق و عمیق و تدبّر در آیات و روایات مدیریت کنیم؛ قدرت واهمه جهت تحمیل توهّمات، کم می‌شود. در کنار این موضوع از ورزش نیز نباید غفلت شود. موفق باشید

26547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کدام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا تمام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا می توان گفت که ارتباط انسان و خطورات ذهنی حضوری (وجودی) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای جواب‌گرفتنِ این سؤالات، خوب است کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آن صورت، بهتر نسبت به تجزیه و تحلیل معارف می‌توانید فکر کنید. موفق باشید

25729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: در مورد نکته ای در سوال ۲۵۷۱۵ فرمودید اگر روایات هم مثل قران اینقدر مبهم باشند پس آیا واقعا می توان گفت که اهل بیت قرآن را متناسب با فهم ما تفسیر کردند؟ اینگونه که شما می فرمایید جز فلاسفه که تعدادشون بسیار محدوده ( البته بماند که قبلا اصلا فلسفه در عالم اسلام نبود) درک درستی از خلقت و زمین و آسمان و دنیا و آخرت و جسم و روح ندارند. آیا نباید روایات به گونه ای باشه که عموم بتونند درک درستی از خلقت و دنیا و آخرت و جسم و روح داشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر زبانی باید وارد فرهنگ آن زبان شد. اگر کسی مدتی با قرآن و روایات به‌سر کند مانند علامه‌ی طباطبایی اشاراتِ قرآنی را می‌فهمد و این مربوط به هر زبانی است. زیرا آیات و روایات متذکر امری هستند که انسان‌ها در موردش مسئله دارند. بدون مسئله نه قرآن با ما سخن می‌گوید و نه روایت. موفق باشید

25308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کاربر شماره ۲۴۶۷۴ هستم که دو بار دیگه غیر از بار اول سوال فرستادم اما جوابی نیامد برام، خواستم یه ورق دیگه از زندگیمم بهتون بگم، گفتم شوهرم به خاطر فشارهایی که در خانه داشته دچار وسواس فکری شده، الان توی این ۶ سال هفته ای نبوده که کامل حالش خوب باشه، مدام آرزوی مرگ میکنه، مدام بهم میگه کاش مُرده بودم، از همون اوایل عقدمون همین بود، یعنی هر شب بهم پیام می داد بدون اینکه توی طول روز احوالی ازم بپرسه که دعا کن بمیرم و نمیخام دیگه زنده باشم و ... الانم که یه بچه ی یه سال و نیمه و ناخواسته دو ماهه باردارم همون حالات را داره، حتی شدیدتر از قبله، هر چقدر اصرار می کنم که به غیر از خودت من و بچه هام درگیر هستیم برو پیش یه روانشناس و باهاش حرف بزن میگه چرا من باید برم پیش روانشناس و بقیه سالم باشن. خلاصه الان رفته پیش یه بنده خدایی بهش گفته براش طلسم درست کردند و باید بطلانش را انجام بده ،۲۰۰ هزار تومن خودم از دوستم قرض گرفتم تا ببینیم از این بطلان ها کاری بر میاد، البته خودم چشمم آب نمیخوره. الان با این وضعیت بچه ی کوچیک و بارداری و همه ی اون مشکلاتی که قبلا بهتون گفتم دیگه طاقتم آب رفته، خسته شدم، میدونم جوابم را نمیدین، فقط شما را به همین راهی که دارین میرین دعامون کنید. فقط دعامون کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. ولی آن عزیز نیز باید بپذیرند بالاخره این یک نوع بیماری است و خداوند إن‌شاءاللّه درمان آن را در یک روان‌پزشک قرار داده است و باید به او رجوع کرد. بنده قبلاً این‌طور جواب داده بودم: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم دعا خواهم کرد، إن‌شاءاللّه با صبر مشکلات حل می‌شود. موفق باشید

24144
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: از اینکه وقت با ارزش شما را می گیرم عذرخواهی می کنم. سوال من شاید هیچ ربطی به مباحث شما نداشته باشد ولی از آنجایی که که به شدت روح و روانم را درگیر کرده است و به شدت اذیت میشم و در ثانی محرمی برای رفع خطورات پیدا نکردم تصمیم گرفتم مزاحم شما بشوم. با توجه به شرایط بد اقتصادی و تورم وحشتناکی که هر چند سال یکبار در کشور همیشه داریم، ذهنم را به شدت درگیر کرده است. الان دارم به این فکر می کنم که به راحتی می توانستم با مختصری وام مثلا خونه ام را عوض کنم تا یک شبه احساس فقر نکنم و چرا به موقع اقدام نکردم از طرفی فکر می کنم اگه اینجوری بخواهم فکر کنم بیشتر باید به فکر دنیا و جمع کردن مال و اموال دنیا باشم که این هم مشغله فکری خود را دارد. از طرفی در بین همکاران بازنشسته می بینم کسانی که به فکر بودن الان وضعشان بهتره و براحتی می توانند از بچه هاشون که احتیاج به ازدواج و مسکن و غیره دارن حمایت کنند. خواهشمند است راهنمایی فرمایید چگونه قلبم برای همیشه آرام بگیرد و نگران دنیای خود و فرزندان خود نباشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که رزق حقیقی انسان از قبل، مقسوم و تعیین شده است و چنان‌چه خودمان مسیر آن را خراب نکنیم بدون حرص و در مسیری صحیح به ما می‌رسد. در این مورد خوب است کتاب «جایگاه رزق در هستی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید تا معلوم شود بعضی چیزها، رزق ما نیست و تلاش برای به‌دست‌آوردن آن‌ها موجب زحمت ما و فرزندان‌مان می‌شود. موفق باشید

22934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: پاسخ سوالات 22918 و 22919 ارسال نشده لطف می کنید ارسال کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این‌طور به آن سؤالات جواب دادم:

22918- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم ممکن باشد، ولی نماز صورت روشن‌تری دارد. موفق باشید

22919- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد نباید زندگی خود را به جهت این امور موسمی و زودگذر کدر کنید. به این فکر کنید که قرآن می‌فرماید: «اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما» چون با اموری لغو روبه‌رو شدید با بزرگواری از آن عبور کنید. موفق باشید

21521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: لطفا برداشت و تحلیل خودتون را از دو مطلبی که آقای روحانی در سالگرد پیروزی انقلاب فرمودند، بفرمایید. 1. سخن ایشان در مورد رفراندم، برخی از دوستان تحلیل می کنند که غرض ایشان، رفراندم برای جایگاه ولایت فقیه هست! آیا این تحلیل را می پسندید؟ یا صرفا سخن رئیس جمهور را تذکری برای قابلیت بالای قانون اساسی می دانید؟ 2. ایشان در بخش دیگر از سخن خود فرمودند «در حریم خصوصی مردم دخالت نکنید». همچنان که استحضار دارید تمام نهادهای امنیتی و اطلاعاتی تحت نظارت و اشراف شخص رئیس جمهور هست، به جزء سازمان اطلاعات سپاه که آن هم رئیس جمهور با قدرت زیادی که دارد، می تواند از اقدامات غلط این نهاد جلوگیری به عمل آورد. استاد به نظر شما چرا آقای روحانی این گونه صحبت می کند؟ آیا واقعا دخالت می کنند؟! الان هم که در رقابت انتخاباتی نیستیم که تحلیل کنیم، بنا دارند رقیب هراسی کنند. بالاترین اختیارات و قدرت را داشتن در مملکت، در عین حال در نقش مخالف خوان بازی کردن! واقعاعجیبه!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم تحلیل آقای رحیم‌پور ازغدی در این مورد تحلیل خوبی است. http://t.me/joinchat/BBmAijuziGup93W29V-moA. موفق باشید

21511
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 21502 خدمت سرورم عرض می کنم وقتی در زمینه اعتقادی القای شکی ولو از طرف ملک صورت پذیرد چون زیربنای فکری انسان فروریخته چگونه می توان باز عبودیت پیشه کرد تجربه ای که حقیر دارم اینست که اصلا نمی توان با تردید در اصول دین حضور قلب در نماز داشت اگر عبودیت را به معنای تحقیق علمی در زمینه اصول دین بدانید بله به این طریق می توان مرز بین خطورات رحمانی و شیطانی را یافت چون اگر شیطانی باشد پس از خطور شک یاس از رسیدن به واقع هم القا می کند ولی ملک گوید تا آخر عمر باید تحقیق کرد ولو به نتیجه نرسیم «لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبا» لکن اگر عبودیت را به معنای تعبد به فروع دین بدانیم خوب چگونه می توان شک داشت و باز گفت اشهد ان محمدا رسول الله آیا این شهادت دروغ و نفاق نیست «إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام می‌گیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود می‌فرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل می‌گیرد به همین جهت می‌توان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور می‌کند و ندا سر می‌دهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید

21347
متن پرسش
استاد گرامی سلام: احتراما در خصوص آیه مبارکه - إِن‌َّ اللَّه‌َ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَک بِه‌ِ وَ یغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَ َلِک لِمَن یشَآءُ - خواهشمند است نمونه و مصداق های شرک را در جامعه امروزی بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامه‌ی آیه می‌فرماید این‌که برای مدیریت جامعه به غیر از زعیم الهی امید بسته‌اید، نمونه‌ای از شرک است و به طور کلی اگر برای مخلوقات، تأثیر استقلالی قائل شویم گرفتار شرک هستیم. موفق باشید

20259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بالا ترین و مهم ترین دلیلی که باید برای ظهور امام زمان (عج) دعا کنیم چیه؟ چه جوری فکر کنیم تا به جایی برسیم که از تمام وجود برای ظهور دعا کنیم و زار بزنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که با بودن نایب حضرت، چگونه سرنوشت این ملت به‌کلّی با سرنوشت سایر ملل متفاوت است. حال اگر خودِ حضرت تشریف بیاورند، ببین چه می‌شود! موفق باشید

نمایش چاپی