بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8179
متن پرسش
سلام در جریان حضرت موسی وخضر سوالی داشتم مگر میشود حکم خدا در آن واحد هم حرام باشد و هم جایز این دوگانگی چگونه قابل حل است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هرگز نمی‌شود حکم خدا در آن واحد و در یک ساحت هم جایز باشد و هم حرام، اما می‌شود هرکس بر اساس وظیفه‌ی خود عمل کند. حکم خدا در مورد معیوب‌کردن کشتی و یا قتل آن جوان همان بود که حضرت خضر«علیه‌السلام» عمل کردند و بعد هم علت آن را روشن نمودند ولی وظیفه‌ی شرعی حضرت موسی«علیه‌السلام» آن بود که به حضرت خضر بگویند چرا چنین کردی؟ چون از باطن قضیه آگاه نبودند و وقتی حضرت خضر«علیه‌السلام» موضوع را روشن نمودند حضرت موسی«علیه‌السلام» قانع شدند. موفق باشید
6912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت استاد خواهشا به مسئولین سایت تذکر بدید که پسوند فایل های صوتی ( پسوند فایل های شرح جنود عقل و جهل ) را با پسوند mp3 تنظیم کنند تا بشه روی گوشی های همراه و کلا همه سیستمهای صوتی گوش داد چون با این پسوندی که روی سایت هست فقط روی سیستم خانگی میشه گوش داد در حالیکه اکثرا فایل های صوتی رو روی گوشی همراه یا دستگاه mp3 گوش میدن ... ممنون و التماس دعا
متن پاسخ
سلام علیکم: مسئول محترم سایت
29620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این حرف سید جمال که گفته رفتم در غرب اسلام دیدم و مسلمان ندیدم و آمدم در شرق مسلمان دیدم و اسلام ندیدم تا چه حد درست است؟ خیلی ها از این جمله این استفاده را می‌کنند که کار اروپایی ها اسلام واقعی است و ما باید مثل اروپایی ها شویم. حتی آیت الله جوادی هم این جمله سید جمال را در سخنرانی خود می‌فرماید و از کار مسلمانان گله می‌کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سید جمال اگر چنین سخنی را گفته است، نظر به نظمی دارد که در آن زمان در غرب در صحنه بوده است، وگرنه هرگز منظور او غفلت از برتری قرآن نسبت به سایر ادیان و سایر فرهنگ‌ها نیست. البته اگر در این زمانه بود همان حرف را هم نمی زد. موفق باشید

28810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت: بنده در مورد حضور اجتماعی و حضور در فضای مجازی اینطور یادداشت کرده ام، یعنی به جمع بندی رسیده ام، می‌خواستم بدانم آیا همین گونه است؟ و نظرتان چیست در مورد این جمع بندی: در زندگی غربی چنانچه در کتب برخی از اصحاب قلم ایشان پیداست، حضور اجتماعی پررنگ اغلب برای کنار زدن اغیار است و مطرح کردن خود، که ریشه کتابهای سبکِ موفقیت را هم چنین تفکری قرار داده اند که اگر می‌خواهی موفق شوی باید خودت را مطرح کنی! اما در زندگی توحیدی، حضور در فضای اجتماعی، برای مطرح کردنِ غیر است (توجه به کمالات وجودی افراد)، و مطرح کردن غیر در اینجا یعنی ظهور حق در زندگی... . دقیقا به همین علت است که حضرت مولا الموحدین امیرالمومنین (ع)، با اینکه با افرادی بر خورد می‌کنند که از ایشان می خواهند تعداد موهای سرشان را بگوید!!! باز هم با اشتیاق میان آنها ظاهر می‌شوند، و حرصِ از دست دادن آرامش خود را در این فضا ندارند... . با توجه به همین معنا، هرچه معنویت دور از اجتماع و فضای مردمی باشد، به همان مقدار به کج روی افتاده و گمان می‌کند متحیّر در حق شده است، ولی گویا در درونِ این تحیّر، یک نحوه تحیّر در خود پنهان است. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخ توحیدی حتی در فضای مجازی یعنی به نمایش‌‌درآوردنِ اراده‌ی الهی. مثل حضور اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» در کربلا برای به ظهورآوردن شخصیت قدسی آن حضرت. موفق باشید

28646
متن پرسش
استاد اگر بخواهید به پررنگ ترین و عمده ترین آسیب فرهنگی حال حاضر اشاره کنید به چه موردی اشاره خواهید کرد؟ این پرسش برای انتخاب راهبرد جمعی از دانشجویان و فعالان فرهنگی مطرح شده. با توجه به پاسخ شما این مسئله را آسیب شناسی و ان شاءلله در صدد ارائه راه حل خواهیم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشت‌هایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

از آن‌جایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را می‌خوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیت‌اش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسان‌ها متوجه‌ی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلام‌آوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرام‌آرام آن صمیمیت‌ها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنی‌امیه کینه‌ها و دشمنی در جامعه‌ی اسلامی به اوج خود رسید. در این‌جا بود که اصحاب رسول خدا (ص) به‌خصوص اهل‌البیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دست‌رفته و بازجُستِ سعه‌ی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم می‌گردد:

۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستاده‌اند که هر دو خود را مسلمان می‌دانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر می‌کند و تنها فهم خود از اسلام را حق می‌داند و آن جبهه‌ای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبهه‌ی دیگر جبهه‌ای است که غم گمراهیِ مخالفان را می‌خورد و تلاش دارد آن‌ها را متذکر انحراف‌شان بکند، و آن جبهه‌ای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیه‌السلام» فرزند پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله».

۲. جبهه‌ی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام می‌داند و جبهه‌ی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همه‌ی افراط‌کاری‌هایش، فریب‌خورده می‌داند و معتقد است با نظر به سعه‌ی اسلام، امید آن است که آن‌ها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمی‌کند، ولی تا آن‌جا که ممکن است آن‌ها را تحمل می‌نمایند.

۳. جبهه‌ی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید می‌کند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود می‌گوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیه‌السلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه می‌گویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت می‌دهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حمله‌ور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار می‌کرد و سر جویره به سنگ‌ها و خارهایِ بیابان می‌خورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)

همه‌ی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دین‌دار می‌دانسته‌اند و به پشتوانه‌ی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.

۴. تفاوت اصلی دو جبهه‌ی مذکور در تفاوت رجوع آن‌ها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیله‌ی اُنس بیشتر با خدا می‌یابد و جبهه‌ی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.

28239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: روش کار حضرتعالی در مطالعه چگونه است من مطالعاتم بازده لازم را ندارد بسیار پراکنده خوانی می‌کنم و درصد فراموشی بالاست درک مطلب بسیار بالایی دارم بنحوی که بعضا مطالب ابن عربی را بدون اینکه پیش نیازهایش را خوانده باشم تا حدودی می‌فهمم و معتقدم حرف را باید از زبان محی الدین شنید یا اوایل کتاب هستی و زمان هایدگر را می‌خواندم و تا حدی متوجه می‌شدم ولی اگر الان بگویند که مطالب آن دو بزرگ را تقریر کنم عاجزم. این در جریان تفکر نیز تاثیر می‌نهد بنحوی که به خود که رجوع می‌کنم احساس می‌کنم که از علم تهی هستم مگر اینکه در بحث با دیگری آن شخص بتواند مطالب را از نهادم بیرون کشد و فقط در بحثست که تفکرم جولان می یابد والا فیلم نفسه ساکنست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را سری بزنید شاید کمک‌کار باشد به‌خصوص قسمت دوم کتاب. موفق باشید

28224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در شرح فصوص سها فرموده بودید که جناب مولانا در اواخر عمر به سمت مکتب محی الدینی تمایل پیدا کرده بودند و سپس داستان دیدار ایشان را با صدرادین قونوی بیان کردید، اما واقعا از این حکایت مذکور تمایل مولانا به مکتب محی الدینی آشکار نمی‌گردد، ثانیا اینکه ما در نقل قول های زیادی دیدیم که مولانا گاها به این مکتب طعن هم می‌زند مانند آنجا که می‌بینند شاگردان ایشان در حال صحبت از فتوحات مکیه هستند می فرمایند: «نغمات زکّی به از فتوحات مکّی» یا مثلا نقل قول هایی که «زرین کوب در کتاب پله پله تا ملاقات خدا» در خصوص اختلافات مکتب مولانا با مکتب محی الدینی ذکر می‌کنند و مثال دیگر اینکه دکتر شفیعی کدکنی که خود را مدیون و وامدار عرفان خراسان می داند و مولانا و جناب شمس را در زمره ی عرفان خراسان می‌داند و با تأثیری که از عرفان مولانا و عطار گرفته اند همیشه در مقابل و جلوی عرفان محی الدینی در می آیند و این در آثارشان بصورت کامل مشهود مانند کتاب زبان شعر در نثر صوفیه، ۵ جلد میراث عرفانی و ایرانی، و یا تصحیحات اسرار و التوحید و تذکرة الاولیاء ایشان. خواستم از حضورتان بپرسم در خصوص این بیانی که داشتید یعنی تمایل مولانا به مکتب محی الدینی آیا شاهد قوی تری در کتب و تصنیفات و تاریخ وجود دارد که شما آن را از نظر گذرانده باشید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می فرمایید که در هر حال دستگاهِ نگاه مولوی با نگاه ابن‌عربی کاملاً متفاوت است و اگر در شهر قونیه آن احترام را جناب مولوی به جناب قونوی می‌گذارد، به معنای حضور در آن نگاه نیست. به هر حال، دو نگاه است. موفق باشید

28191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد اندیشه و شخصیت علمی، جناب دکتر ابراهیم فیاض چیست؟ ایشان انتقاد های تندی به فلسفه صدرا و پیروان آن دارند و فلسفه صدرایی را همان فلسفه سرمايه و حامی اشرافیت می‌دانند. ایشان همچنین انتقاد های شدید الحنی به فردید و دکتر داوری و اندیشه این دو بزرگوار دارند. (مثلا جایی گفته بودند، فردید و داوری در قبل از انقلاب از فعالین پروپاقرص کاواره ها و مراکز فساد بودند) خواهش مند است مبنای فکری ابراهیم فیاض و جايگاه او در علم و انقلاب را تبیین کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان ایشان هستم. حکمتی که باید در ایشان باشد، ندیدم ولی دل‌سوزی‌هایشان را درک می کنم. موفق باشید

27199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده طلبه پایه چهار هستم یه مدتی رو آثار شهید مطهری کار کردم. بعد از اون در باب انسان شناسی آثار شما رو مطالعه کردم و سعی در عمل دارم. به نظر شما قدم بعدیم باید چی باشه؟ خودم قصد دارم که شرح کتاب جنود عقل و جهل شما رو گوش بدم. و رو بحث تفسیر هم کار نکردم یعنی حضور قرآن در زندگیم کم رنگه ممنون میشم راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به کتاب «شرح جنود عقل و جهل» جهت اصلاح اخلاق کار خوبی است. ولی برای ورود به قرآن خوب است بعد از مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» و استماع شرح چند سوره از قرآن و مطالعه‌ی جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» ورود به تفسیر المیزان بکنید. موفق باشید

26418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: ۱. در مورد اذکار برای حیات قلب پرسیدم. فرمودید کتاب صلوات شما را مطالعه کنم. از طرفی در کتاب فعلیت& شما می فرمایید امام فرموده دل را عادت به ذکر لا اله الا اِلله بدین تا صورت اخیر نفس شود حالا به نتیجه نرسیدم که کدام ذکر را برای ذکر غالب ام انتخاب کنم که قلبم بیشتر در صحنه باشد و دائم الحضور؟ ۲. نظرتون در مورد ذکر «یا حی یا قیوم» یا من لا اله الا انت» که علامه حسن زاده اکثار آن رو موجب حیات قلب می دونه؟ ۳. آیا صلوات از اذکار دیگر جامع تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با کتاب «صلوات» مأنوس شوید به آن نتیجه که دنبال می‌کنید إن‌شاءاللّه می‌رسید. ۲. بسیار عالی است. ۳. آری! ولی نفیِ بقیه‌ی اذکار نمی‌کند. موفق باشید

26049
متن پرسش
سلام استاد: استاد شما چرا انقدر به انقلاب اسلامی امیدوار هستید؟! بهتر است بگم شما چرا نمی فرمایید امکان دارد نعمت انقلاب اسلامی از کفمان برود و خدا یک قومی دیگر را پرچم دار انقلاب بکند که هم خدا دوستشان دارد و هم آن ها خدا را. اصلا به قول رهبر: اگر نیروی انسانی ما وابسته اندیشید، وابسته حرکت کرد، از وابستگی خوشش آمد، قدر استقلال را ندانست، قدر اسلام و ارزشهای اسلامی را ندانست، به خودش بی‌اعتماد بود -اگر این‌جور بود- آن‌وقت ما وارد یک دالان تاریک طولانی دیگری خواهیم شد، مثل همین دورانی که در زیرسلطه‌ی غرب از اندکی قبل از مشروطه تا قبل از انقلاب قرار داشتیم که با زحمت زیاد و با تلاش زیاد، توانستیم خودمان را به یک نحوی نجات بدهیم؛ باز وارد همان فرآیند تلخ دشوار گذشته خواهیم بود. این بستگی دارد به اینکه شما امروز این دانشجو را چه‌جوری پرورش بدهید. بنابراین پرورش دانشجو به نظر من خیلی مهم است (سایت khamenei.ir). استاد نگرانم خدا نکنه که انقلاب را از دست بدهیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی یک راهِ الهی در این تاریخ است در مسیر مقابله با استکبار. آن‌چه می‌ماند این راه است و خداوند آن را حفظ می‌کند. مردم هستند که باید خودشان را با قراردادن ذیل انقلاب اسلامی حفظ کنند وگرنه از دست می‌روند و خداوند جوانانی را می‌آورد تا این انقلاب از طریق آن‌ها محفوظ بماند و در همین رابطه عرض شد نه‌تنها باکری‌ها و خرازی‌ها رجعت خواهند کرد، حتی جوانانی به صحنه می‌آیند که از باکری‌ها و خرازی‌ها نیز جلوترند و همین حالا انسان با بعضی از آن جوانان اعم از دختر و پسر روبه‌روست. موفق باشید

23788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد صمدی آملی آثار علامه حسن زاده آملی را شرح می دهند می خواستم نظر شما را در رابطه با عظمت علمی ایشان جویا شوم چون بنده خیلی ایشان را نمی شناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در آن حد که ایشان را می‌شناسم انسان فاضلی هستند ولی آن‌طور که بتوانم نظر بدهم،‌ آشنایی ندارم. موفق باشید

23317
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. استاد گرانقدرم اول از همه بگویم به واسطه شاگردی معارف شما در طی پنج شش سال احساس حیاتی در خود دارم که قبلا اصلا احساس چنین حیاتی نمی کردم. خدا خیر دنیا و آخرت به شما عنایت کند. مادر سوالم اینست که چرا به حاج احمد کاظمی شهید می گویند؟ ایشون که در جبهه کشته نشدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بشود این‌طور روی این موضوع فکر کرد که آن سردار بزرگ علاوه بر آن‌که سختْ شیمیایی بود و خود بنده در جلسه‌ای که در خدمت‌شان بودم، می‌دیدم چگونه بعضاً آثار شیمیایی ایشان را به لرز می‌آورد. و از آن مهم‌تر سرداری که تمام وجودش در تمام طول عمر حتی بعد از دفاع مقدس در خدمت حضور حماسیِ انقلاب در عالَم بود و در همین راستا هواپیمای‌شان سقوط کرد، چه نامی جز شهید برای او برازنده است؟!! کسی که از قبل جایِ مرقد شریف خود را در کنار شهید خرازی تعیین کرده بود. سری به مزار شریف او بزنید و ببینید چه غوغایی بر احوالات‌تان جاری می‌شود و این جمله‌ی نایب‌الإمام را در آن‌جا حسّ کنید که فرمودند: «شهیدان عزیز در زمان حیات‌شان با جان خود وارد میدان دفاع شدند و امروز با هویت معنوی خود از کشور و اسلام دفاع می‌کنند، بنابراین دفاع مقدس تمام‌شدنی نیست و یک حقیقتِ در حال پیشرفت است.»  موفق باشید  

22999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده از نوجوانی خیلی به امر پدر و مادرم مقید بودم. در شانزده سالگی از علاقه خود به علوم انسانی چشم پوشی کردم و به نظر والدینم به رشته علوم تجربی رفتم. در کنکور با اینکه یک رشته خوب در شهرستان قبول شده بودم که آینده شغلی آن تضمین بود ولی بنا به نظر والدینم در شهر خود و در رشته ای کسالت بار به تحصیل پرداختم و از همان ترم اول از آنها خواستم مرا معاف کنند ولی چهار سال گذشت و رضایت ندادند و اخراج شدم، بعد از آن به خاطر جبر شرایط در رشته حسابداری مشغول شدم البته به انتخاب خودم ولی ابدا علاقه نداشتم و مشغول به کاری شدم که ابدا رغبتی ندارم، چندی قبل هم با دختری که مورد علاقه ام بود اجازه ندادند بیشتر آشنایی پیدا کنیم. استاد بنده از تمام سالهای خوبم برای والدینم گذشتم و آینده خودم را تباه کردم، اخیرا فهمیدم از نظر شرعی به هیچکدام از حرفهای والدینم‌ نباید گوش می کردم. اکنون نعوذ بالله نسبت به آنها تنفر دارم چون هم درسم، هم شغلم، هم دختر مورد علاقه ام و هم عمر مرا از من گرفته اند و فهمیده ام خدا نیز راضی نبوده در این امور اطاعت از والدینم کنم. چند هفته ای هست که دیگر به خانه نمی روم. احساس می کنم هم دنیایم را داده ام و هم آخرتم را. استاد در مقابل با این رفتارها تکلیف من چیست؟ احساس می کنم زندگی ام را تباه کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید برکات دنبال‌کردنِ رضایت والدین برایتان می‌ماند. آری! لازم نبوده در این موارد از آن‌ها تبعیت کنید، ولی بالاخره این تبعیت، برکات خود را دارد. در حال حاضر هم بهتر است که اصلاً به رویِ خودتان نیاورید که چه شده است. با احترام به آن‌ها کارِ خودتان را بکنید. ترک خانه اصلاً صلاح نیست. موفق باشید

22095
متن پرسش
سلام علیکم: ١. بعضی معتقدند که شعار مرگ بر آمریکا و آتش زدن پرچم آمریکا اشتباه است چون ما باید مردم آمریکا را از دولت آمریکا جدا بدانیم و مثلا در شعارها بگوییم مرگ بر سیاست یا دولت آمریکا. و آتش زدن پرچم آن ها باعث انزجار مردم آمریکا از ایران می شود و موجب می شود که آن ها هم به پرچم ما که نام الله در آن به کار رفته و مقدس است توهین کنند که چنین هم کرده اند به بدترین شیوه ها که جای گفتنش نیست. نظر شما چیست؟ آیا روش اظهار برائت ما از استکبار به این گونه اشتباه است؟ ٢. مدتی است فیلمی کوتاه از امام خمینی منتشر شده با این عنوان که ما انقلاب کردیم که این دستبوسی ها نباشد که در فیلم نشان می دهد امام خمینی دستشان را روی نرده ای گذاشته اند و افرادی صف گرفته اند تا به نوبت بتوانند دست امام را ببوسند. فرق بین دست بوسی شاه و امام را می دانم ولی اینکه امام خودشان به این شکل نشسته اند تا دستشان را ببوسند جای سوال است. (فیلم را اگر در اینترنت سرچ کنید موجود هست)
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آمریکایی که ما با آن درگیر هستیم و نماد استکبار است، همان دولتمردان آمریکا هستند و معنای مرگ بر آمریکا در عرف بین‌المللی به همان معنای تقابل و اعتراض به دولتمردان آن کشور است و با این دید پرچم آمریکا را آتش می‌زنند و مردم خود آمریکا نیز همین را می‌فهمند که اعتراض به دولتمردان آن‌هاست 2- این‌که مردم متدین تبرکاً بخواهند دست یک عالم باللّه را ببوسند غیر از آن تشریفات مزخرف رسمی است که برای دست‌بوسیِ شاهان ترتیب می‌دهند. موفق باشید

21283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا در قرآن از توبه زنا گفته شده ولی لواط و هم جنس بازی را نگفته غیر آمرزش است در جهنم و کافر و بی دین هستی باید حد و اعدام شوی تا خدا ببخشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. در هر گناهی اگر انسان در خلوت خود بین خود و خدا توبه کند، خداوند توبه‌ی او را می‌پذیرد. موفق باشید

21019
متن پرسش
سلام: 1. در سوال 20771 فرمودید شرط تأثیر، عدمِ موافقت سوژه است آیا مقصودتان موافقت سوژه است و اشتباه تایپی صورت گرفته یا مقصود دیگری داشتید. 2. فرض کنید در گذشته خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده ای قرار داده ام لکن او این رخداد را از ذهن من پاک کرده باشد بنابرین اگر چه توسط او در هیپنوتیزم هستم ولی موجبات غفلت ازین موضوع را پدید آورده است پس یا باید اثبات کرد که امکان ندارد فردی هیپنوتیزم شود و نداند که هیپنوتیزم شده است یا پذیرفت که امکان جبر وجود دارد.
متن پاسخ

تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه شده‌اید منظور، موافقتِ سوژه است. سؤال مذکور تصحیح شد 2- تأثیر هیپنوتیزم بر روی خیال می‌باشد و نمی‌تواند چندان پایدار گردد مگر این‌که بعد از حدود 24 ساعت خودِ انسان تصمیم بگیرد که آن نحوه شخصیتی که به او القاء شده است را بپذیرد. مثل انرژی‌درمانی که یک‌نوع هیپنوتیزم‌کردنِ طرف است و او می‌تواند بعد از آن‌که تصور کرد مثلاً دست او مشکلی ندارد، همان حرکاتی که در حالت هیپنوتیزم برای دست خود پذیرفته بود، ادامه دهد. موفق باشید

20396
متن پرسش
با عرض سلام: حضرت استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام را شرح فرمودند؟ اگر نه با توجه به اینکه این کتاب مهمترین کتاب استاد است چه زمانی به شرح آن اقدام خواهند فرمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» در شرح مبانی کتاب سلوک نوشته شده است. موفق باشید

18059
متن پرسش
کندن انسان از تعلق توسط عزراییل فقط برای مردن است یا در هنگام حیات ایشان ظهور این ویژگی هم است؟ یعنی در زمان حیات می توانیم به ایشان متوسل شویم تا قلب ما را از تعلقات بگیرند بدون اینکه جان ما را بگیرند و نمیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرگونه قبض و گرفتنِ تعلقی از امور دنیا به نور حضرت عزائیل«علیه‌السلام» است که به جهت حقیقت مجردی که دارند، در همه‌ی عوالم حاضرند بدون آن‌که عالم ماده و پدیده‌های آن مانع حضور ایشان باشد. موفق باشید

17936
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. چه باید کرد تا فرهنگ اربعین (عشق - نورانیت - ایثار - نفی غرب و...) را در جامعه آورد تا اربعین فقط سلوک فردی و منحصر به چند روز نشود؟ 2. موانع و ظلمات این راه چیست؟ وظیفه ما چیست؟ 3. آیا می توان جامعه اربعینی داشته باشیم چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالات که با سؤال و جواب حل نمی‌شود!! باید در عمل به ایثار و تواضع نسبت به همدیگر رسید تا تاریخِ عبور از غرب، ظهور نماید. موفق باشید

32357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در کتاب خویشتن پنهان و همچنین ۱۰ نکته از معرفت نفس فرمودید رابطه مخلوقات با خداوند رابطه تجلی می‌باشد یعنی مخلوقات ظهور و تجلی خداوند هستند و این باشد استمرار داشته باشد پس چرا خداوند بیشترین جای قرآن گفته خلق مثلا «خلق السماوات والارض» چرا نمی‌گوید یخلق که استمرار داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «خَلَقَ» به معنای «اَلَّفَ» یعنی جمع‌آوری است مثل آن‌که خداوند بدن ما را از همین عالم ماده به این صورت شکل می‌دهد. ولی در موضوع «وجود» و وجوددادن، بحثِ تجلی در میان است که با دنبال‌کردن «برهان صدیقین» این موضوع به خوبی روشن می‌شود. موفق باشید 

30298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: متن زیر را خدمتتان ارسال می‌دارم در صورت صلاحدید نظرتان را بفرمایید. علامه قاضی (ره) در شرح دعای سمات می‌فرماییند علم جدید که می‌گویند فضای بی نهایت وجود دارد مورد تایید نیست و با کتب الهی ما تناقض دارد. کسانی که اهل شهود هستن و دیده اند که زمین دارای گنبد شیشه ای می‌باشد. «هو الذی یسیرکم فی البر و بحر» سوره یونس آیه ۲۲. او کسی است که شما را در خشکی و دریا حرکت می‌دهد. و تا زمانی که سفر از طریق خشکی ممکن است از راه دریا سفر مکن. پس تو -که خدا موفقت بدارد- بنگر که خداوند چگونه بندگانش را به هر وسیله که باشد تعلیم می‌دهد. اکنون این سوال پیش میاید که درهای آسمان چیستند و چرا بر ما بسته شده اند و کلیدهای آنها چیست و گشاینده آن درها چه کسی می‌باشد؟ اولا بدان که مردمانی پنداشته اند که بین آسمانها جدایی نیست و آن فقط یک فضای بینهایت می‌باشد و دلیل ادعای آنها کشفیات جدید با وسایل پیشرفته است. این نظر با توجه به اثبات وجود آسمانها در کتاب کریم ما و دیگر کتابهای آسمانی و کشف اهل شهود و دیگران از این امت قابل پذیرش نمی‌باشد. و ممکن است که آسمان ها همانند شیشه های شفافی باشند که طوری روی هم قرار گرفته اند که فاصله بین آنها قابل تشخیص نیست. ثانیا در زبان عربی هر چیزی که برتری و علو نسبت به شخص داشته باشد سماء نامیده می‌شود و اما درهای آسمانهای حسی فراوانند مانند خورشید و ماه و ستارگان و ابرها که خداوند سبحان می‌فرماید «ففتحنا ابواب السما بماء منهمر» پس درهای آسمانها را با ابی فرو ریزنده گشودیم. سوره قمر آیه ۱۱. پ ن: و گفته اند که آسمانها عنصر پنجم هستند و راهی به سوی شناخت آن از زمین وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید بین شهود عرفا که وجه قدسی و صورت برزخی موجودات و آسمان‌ها را می‌نگرند؛ با نگاه تجربی تفکیک کرد. از طرفی از ظاهر نامه برمی‌آید که مرحوم قاضی در حدّ فهم مخاطب به صورت اجمالی سخن گفته‌اند. موفق باشید

29727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اینکه پس از مرگ با ملکات روبرو خواهیم بود برایم مبهم است. چون ملکات امری مطلق نیست. مثلا بسیاری درست است که دابشان بر صداقت است اما گهگاهی دروغ می‌گویند یا در مواردی مشخص نیست کدام ملکه است فرد ممکن است مدتی خوش خلق باشد چندی بعد بدخلق شود دوباره خوش خلق و این سخن پایان ندارد فرد با برخی افراد برخورد خوبی دارد با برخی دیگر نه برخی افراد ملکه مشخصی ندارند نه صفت رذیله در جانشان به آن صورت ریشه دوانده نه صفت حمیده ملکه وجودش شده تکلیف افراد بی ملکه چیست؟ یا برخی افراد مذبذب هستند و ملکات مختلفی در طول حیات دارند آیا ملاک لحظه مرگ است، فردی در طول عمرش صادق بوده سال آخر به دروغگویی مبتلا می‌شود از سویی بسیار می‌شود که توبه کردیم اما هنوز ملکه گناهان در روحمان است تکلیف چیست؟ اگر ملکه ملاک است قاعدتا فرد معذب خواهد بود و اگر بخواهیم قبول توبه را منوط به این کنیم که فرد آن ملکه رذیله را زائل کرده باشد که فکر کنم در روایات اینگونه نباشد توبه فرد با استغفار جدی قبول است بعد از آن نباید گناه را ادامه دهد و با توجه به اینکه بسیاری توبه را می‌شکنند که نشان از رسوخ ملکات است اگر فرد پس از استغفار فوت شود در حالی‌که رسوخ ملکات را زائل نکرده چه سیری در برزخ و قیامت خواهد داشت؟ بنده گمان می‌کنم بحث ملکه در راستای اثبات تجرد اعمال است تا ابدی بودن عذاب نسبت به این امد بسیار کوتاه توجیه شود که با این مشکلات که مطرح کردم بنظر صحیح نمی آید بهتر است ابدی بودن بهشت را تفضلی دانست و عذاب جهنم را همچون عرفایی چون ابن عربی نهایتا عذب دانست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اخیر سؤال، اختلاف هست. به گفته‌ی آیت الله طباطبایی و آیت الله جوادی، بالاخره انسانی که در کلیّت شخصیت خود مطابق فطرتش عمل نکرده و شخصیتی جدای امور فطری خود دارد، پس از مرگ دائماً با آن شخصیت در تضاد به‌سر می‌برد تضادی بین شخصیت او و فطرت او، و حقیقتاً این امری آزاردهنده است. مگر آن‌که بپذیریم آن انسان وقتی رحلت کرد به‌کلّی از انسانیت خارج می‌شود و نه آن‌که انسانی است که گناه کرده است؛ که این امری است غیر قابل قبول. ولی اگر شخصیت کلّی افراد رویهمرفته جدای از فطرتش نبود، اعمالِ گاه و بی‌گاهِ خلاف او، او را مخلّد در آتش نمی‌کند، زیرا ملکات یا شخصیت اصلی او جهت مخالف فطرتش نداشته. موفق باشید  

28739
متن پرسش

بسمه تعالی با سلام و خدا قوت: استاد در کانال مطالب ویژه دو کلیپ با صدای خواننده زن لبنانی و فلسطینی بارگذاری شده بود و مطلبی از تفسیر سوره ممتحنه جنابعالی برای معرفی کلیپ استفاده شده بود، پیگیری کردم از مسولین گروهها عنوان کردند مطالب همه مورد تایید استاد هست، استاد بنده بضاعتی از معارف ندارم و جسارت است اما آیا پخش صدای یک خواننده زن شرعا درست می‌باشد؟اگرچه با نظر شما موافقم که جهانی دیگر در حال طلوع است و چه بسا دروزی و مسیحی و سنی سوری و لبنانی که قلبا حزب اللهی است اما این موضوع مجوز نشر خوانندگی یک زن است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به جواب شماره‌ی ۲۸۷۳۲ بزنید.

در این رابطه می‌توان نسبت به این موضوع هم فکرکرد. دیروز، هنوز توحید ما آن چنان وسیع به ظهور نیامده بود که سایر ملل احساس کنند ما از آن‌ها جدا نیستیم لذا دوگانگی‌ها شدید بود ولی امروز توحیدِ انقلاب اسلامی طوری گسترده شده که بسیاری از ملل جهان، حاج قاسم سلیمانی را از آنِ خود می‌دانند پس ما از مواضع خود عدول نکرده‌ایم. تاریخ، تاریخ دیگری شده و نسبت انسان‌ها با ظهور توحیدی، گسترش یافته تا آن‌جایی که باید منتظر آینده‌ای بود که گرگ و میش بر یک آخور غذا می‌خورند.

در ابتدای ظهور اسلام پیامبر خدا (ص) به حکم قرآن از ازدواج با زنان اهل کتاب نهی می‌کردند ولی وقتی به مرور چهره‌ی توحیدی اسلام با سعه‌ی بیشتری به ظهور آمد و بیش از پیش ابعاد خود را نشان داد و بر قلب مردم اعم از مسلمان و اهل کتاب سیطره‌ی بیشتری یافت، آیه آمد: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ » (مائده/۵) ‏امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده؛ و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است؛ و طعام شما براى آنها حلال؛ و (نيز) زنان پاكدامن از مسلمانان، و زنان پاكدامن از اهل كتاب، برای شما حلال‌اند؛ و این بدان معناست که وقتی شرایط، تاریخی تغییر کند نحوه‌ی حضور اسلام بین ملل و جوامع نیز تغییر می‌کند در آن حدّ که تا دیروز ازدواج با زنان اهل کتاب را ممنوع کرده بود و امروز ازدواج با آن‌ها را بدون آن‌که لازم باشد مسلمان شوند، اجازه می‌دهد. زیرا سیطره‌ی فرهنگیِ اسلام پس از یازده سال آن‌چنان قدرتمند شده است که نه‌تنها هضم فرهنگ یهود و نصارا نمی‌شود، بلکه آن‌ها را در خود هضم می‌کند بدون آن‌که نیاز باشد آن‌ها دین خود را تغییر دهند.

این شبیه آن است که دیروز دریاچه بودیم و امروز اقیانوس شده‌ایم. و این هنر سید حسن نصراللّه می‌باشد که چگونه توانسته است اسلام را در قلب‌‌ها جای دهد هرچند هنوز راه بسیاری در پیش است. موفق باشید

26489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دست بوسم بزرگوار. دعاهای رزق روزی، سوره واقعه، تعقیبات نماز عشا، استغفار دو ماهه و یا استغفار امیرالمومنین. چقدر می توانند موجب رسیدن رزق و روزی بنده بشوند؟ می توانند کاری کنند که بتوانم ازدواج کنم خانه بخرم و راه درامدم سهل و آسان باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه به شرطی که به زندگی ساده فکر کنید و نخواهید خود را در به درِ شهرهای بزرگ نمایید. موفق باشید

نمایش چاپی