باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مشکلی که مطرح میفرمایید مشکلی است که امروز، خودِ غرب را نیز فرا گرفته است. و این روح غربی نسبت به 50 سال پیش، هم در غرب رشد بیشتری داشته و هم در سایر جهان. میماند که غرب، اسیر این فکر است و ما اگر به خود آییم، فرهنگی داریم که از این گرفتاریها آزاد شویم. میماند که بالاخره با این نسل چگونه رفتار کنیم تا اولاً: برخورد ما تند نباشد و وسیلهی بیداریِ فرهنگی این نسل باشیم. ثانیاً: آری! اگر کسی مخلّ کلاس است و راه دیگری برای اصلاح او نیست و عملاً کلاس قربانیِ گستاخی او میشود، چارهای جز اخراج او نیست، ولی این آخرین چاره باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نایب نورانیِ او حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» از طریق رهنمودهایی که میدهند؛ میتوان مسائل خود را حل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد تنظیم نکردهام اگر سؤال معرفتی در موضوع معارف اسلامی داشته باشید و در حدّ توان بنده باشد؛ در خدمتتان هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و عملا ما با صلوات خدا به ذوات مقدسه نحوهای از هماهنگی و هم افقی با آنها را در جان خود پایه ریزی میکنیم. کتاب «صلوات عامل قدسی شدن روح» که روی سایت هست میتواند در این نوع افق گرایی کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود به مباحث «با دعا در آغوش خدا» که بر روی بنر سایت هست نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کار شود. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: هلول ماه رجب را خدمت شما و سایر عزیزان و زحمتکشان سایت تبریک میگم. استاد حقیقتش خیلی ناراحتم که بابت یه ویروس ساختگی این همه بازی رسانه ای راه انداختن و در بین عوام ایجاد ترس و دلهره کردن بخصوص که مراجع علمی متعهد کشور دایما دارن اعلام می کنن که این ویروس از لحاظ سلامتی جسمی تهدید ضعیفیه و آمار کشندگی و خطرناکی ویروس انفولانزای تنفسی پاییز، خیلی بیشتر از این ویروس بوده و از طرفی خود اطبای سنتی و اسلامی هم میگن افرادی که سیستم ایمنی قوی دارند شدیدا ایمن هستند و اصلا نگران نباشن و بقبه افراد هم با حجامت کردن میتونن قدرت دفاعی بدنشون را بالا ببرن) منتها این وسط یه سری عوامل داخلی با ایجاد رعب و وحشت برنامه ریزی شده متاسفانه جامعه را خانه نشین و مضطرب کردن و البته از دید اقتصادی که هزینه های گزافی به جامعه تحمیل کردن. استاد من بیشتر نارحتیم از اینه که خودتون هم مستحضرید این توطئه آمریکایی تونسته جمعیت مساجد را فوق العاده کاهش بده (در سه چهار مسجد محل ما که اینجور بوده) حتی جشنهای ماه رجب و (در صورت ادامه توطیه) ماه شعبان را هم تحت تاثیر قرار میده (کما اینکه در مسجد ما شب اول رجب را برخلاف گذشته جشن نگرفتند) از طرفی تعطیل شدن مراسم اعتکاف و راهیان نور و حتی رسم ایرانی نوروز و دید و بازدیدهای سالی یکبار مردم را! استاد به نظر شما ما باید در برابر این هجوم و توطئه چه کار کنیم؟ حداقل نباید نیروهای انقلابی، شجاعانه بیان چند تا از مساجد را برای اعتکاف باز بذارن؟! (البته در همان زمان نکات طبی مرتبط را بازگو کنن) استاد به نظرتون کاهش جمعیت مساجد (سنگرها به قول امام) و تعطیلی اعتکاف و اردوی راهیان نور همون به هدف رسیدن نقشه و تهدید ترامپ ملعون نیست که دقیقا بعد از شهادت سردار سلیمانی گفته بود در صورت پاسخ ایران، ما مراکز فرهنگی ایران را مورد هدف قرا می دیم! ممنون و سپاسگذارم از سعه ی صدرتون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم چیز مهمی باشد. میآید و میرود و مردم به خود میآیند و تجربهای بر تجربهی تاریخیِ ما اضافه میشود. در حالِ حاضر نباید تکروی کرد و مستقل از برنامههای مسئولان، عمل نمود. به همین جهت ما نیز احساس کردیم نباید جدا از دستورات سازمان تبلیغات، اعتکاف را برقرار کنیم. ولی مطمئناً بعد از این جریان، ایمانِ مردم محکمتر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم. خارج از ناشیگریِ های پیش آمده در مورد نحوهی گرانیِ بنزین که به نظر میاید باید مجلس برای آن فکری بکند و به گفته رهبر معظم انقلاب « انشاءاللّه به کمک مردم، به همفکری و همافزایی مسئولین و دلسوزی و پیگیری آنها و لطف الهی انشاءاللّه این کار به بهترین وجهی پیش برود.»؛ موضوعِ سوء استفادهی دشمنان از این پیشآمدها مدّ نظر است. تصور دشمن آن است که چون ما در زیرساختهای اقتصادی خود آنطور که در سیاست تحول ایجاد کردیم، تحولی ایجاد نکردهایم، از طریق ایجاد مشکلات اقتصادی، انقلاب اسلامی را زمینگیر میکند. حتماً میدانید که ۱۰ سال پیش گفته شد اگر یک دلار برابر ۵ هزار تومان بشود امکان ندارد مردم تحمل کنند، غافل از اینکه مردم ما پا به پای حضور تاریخی انقلاب اسلامی و درکِ درست دشمنیهای دشمن، تحمّلی غیرقابل تصور پیدا کردهاند. مثل همان تحمّل فوقالعادهای که در نسبت به تجاوز صدام حسین از خود نشان دادند. با اینکه هم در آنجا ضررهای شدیدی به مردم وارد شد و هم در حال حاضر ضررهای اقتصادی شدیدی بر ما وارد میشود. عمده مطلب آن است که متوجه باشیم دشمن با این فشارها به اهدافی که دنبال میکند نمیرسد. نمونهاش برنامهریزیهای همهجانبهای که در فتنهی سال ۸۸ انجام دادند و تصور آن را هم نمیکردند که شکست بخورند. خوب است به مرحلهی بعدی این فشارها فکر شود که ملت ایران چگونه کارآیی و تاثیر چنین ابزارهایی را از بین میبرند. تنها اسلحهی حاضر دشمن همین تحریمهای اقتصادی شده است. مثل کاری که در دفاع مقدس انجام دادند ولی آنچه دشمن میخواست واقع نشد. این طلیعهی سقوط یک تمدن است، زیرا پدیدهی مقاومت در برابر اسلحههای بسیار مخوف توانسته در این تاریخ برای خود جایگاهی داشته باشد. نمونهاش مقاومتِ مردمی یمن است که بسیار جای بحث و تفکر دارد. دشمنان هر کاری که امکانِ شدنش بود در یمن انجام دادند، ولی روندِ مقاومت بهخوبی سرِ پا ایستاده است. این یعنی آنچه استکبار در این تاریخ در مقابل انقلاب اسلامی عمل میکند به نتیجه نمیرسد چون روحی بر مردم حاکم شده است که در بستر آن روح آن نقشهها خنثی میگردد و در نتیجه امکاناتی را که استکبار با آن امکانات تا به حال خود را ادامه داده، از دستش میرود، به همان معنایی که در روایات داریم چون حضرت مهدی (عج) ظهور کنند اسلحهها کاراییِ لازم را ندارند. امکاناتی که استکبار دارد یا اقتصادی است و یا تسلیحاتی. امکانات تسلیحاتی او بهخصوص در یمن از کارآییِ لازم خارج شد و اقتصاد استکباری هم با مقاومت ما و حضور ما در ساحتی دیگر، از کارآیی میافتد و این طلیعهای میشود برای ظهور حضرت مهدی (عج).
تلاش آمریکا آن بود که اقتصاد را به اسلحهای در مقابل ما و سایر ملتها تبدیل کند و گویا رسالت ایران انقلابی این است که کارآیی این اسلحه را نیز از بین ببرد و حقیقتاً روح ایرانی در این مورد مهارت قابل ملاحظهای از خود نشان داده و با توصیههای رهبر معظّم انقلاب، مقاومتی که شایستهی ملت است، در حالِ انجام است که منجر به قطع امید، حتی سیاسیونِ ما از آمریکا و اروپا میشود. با مراجعه به توانمندیهای داخلی و آزادشدن از اقتصادِ نفتی، همهی اینها معجزهی مقاومت است که مکتب حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» به این تاریخ عطا فرمود.
دیگر چه کار میتوانند بکنند که نکردند؟ ولی ما همچنان در حال ادامهی خود هستیم. آل سعود هر کاری بکند شکست خورده است، دوباره شروع کردهاند زیرساختهای یمن را بمباران کنند، مگر تا به حال این کار را نمیکردند؟ نه میتوانند صلح کنند زیرا مجبورند حوثیها را به رسمیت بشناسند و نه میتوانند این تجاوز را ادامه دهند. معجزهی مقاومت یعنی اینکه عملاً با مقاومت، دشمن از پا در میآید و شما به بهترین شکل به نتیجهای که به دنبال آن بودید میرسید.
ملاحظه کنید که در عالم چه خبر شده، هزاران هزار دلار برای نابودکردن انقلاب اسلامی علاوه در ایران، در لبنان و یمن و سوریه خرج کردند ولی به اهداف خود نرسیدند. عرض بنده آن است که باید متوجه بود چیزی در حال وقوع است که به ظاهر بستر آن را حملهی دشمن به ما برای ما فراهم میکند، مثل وقتی احزاب در جنگ خندق به ما حمله کردند و ما فهمیدیم در این حمله باید در جستجوی پیروزی نهایی بر استکبار باشیم. علیالقاعده باید مسلمانان با محاصرهشدنِ مدینه در جنگ احزاب بیشتر میترسیدند ولی آیهی ۲۲ سورهی احزاب میفرماید «وَ لَمَّا رَاَ الْمُؤْمِنُونَ الْأحْزاب» وقتی مؤمنین احزاب را دیدند - یعنی جبههی متحد کفر را – گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» این است وعدهی خدا و رسولش. خدا و رسولِ خدا راست گفتند و در این راستا ایمانشان به خدا و تسلیم در مقابل اوامر الهی بیشتر شد. بنده در این قضیهی تحریمها بسیار امیدوار و آرام هستم، آنچه دشمن میخواست همین کاری بود که کرد. جبههی توحید با بانک توحید و از این طرف، جبههی کفر با بانکِ کفر به ظهور آمدهاند و معلوم است که در این رویارویی حتماً جبههی توحید پیروز است. حال وقتی کارایی دشمن از بین رفت خود به خود جبههی توحید صحنه را در دست میگیرد و بسیاری از مشکلات فرهنگی مثل مشکل بیحجابی خود به خود رنگ میبازد. مهم آن است که رهبر معظم انقلاب برای تهدیدهای جبههی استکبار جایگاهی قائل نیستند که جای شکر بسیار دارد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است، ولی علم خدا به حادثهها قبل از وقوع آن حادثهها، موجب جبر نمیشود که در جزوهی «جبر و اختیار» به آن پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تن، نازلهی روح نیست زیرا در نظامِ طولی، نازلهی هرچیز، تجلیِ آن چیز است ولی جسم ما تجلیِ روح ما نیست بلکه روح ما، تن را به عنوان ابزار خود در دورهی جنینی برای خود شکل میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده، معرفتِ توحیدی است که کارساز است. ذکر، برای زندهنگهداشتنِ آن معارف است برای قلب. حدیث ۱۲ «چهل حدیث» امام خمینی متذکر همین امر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده عرایضی که در شرح کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده، در این رابطه کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد خوب است هم نظری به کتاب «آشتی با خدا» بیندازید و هم سری به مؤسسهی إنشاء قسمت پزشکی آن بزنید. شمارهی روابط عمومی مؤسسهی انشاء 09135553661 میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً هر چیزی که عین وجود و عین علت نباشد، در حوزهی معلولیت قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- یعنی انسانها باید نسبت به انسانها متعهد باشند و این معنای انسانشدنِ انسانها است نسبت به همدیگر 2- در هر شرایطی اعتصام بحبلاللّه متفاوت است. مثل آنکه زمانی اعتصام بحبلاللّه جهاد با کافران است و زمانی خدمت به امور اقتصادی مردم . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد روایتهای متفاوتی نسبت به تقدم و تأخر اذکار مذکور داریم که جناب شیخ بهائی در کتاب «مفتاح الفلاح» آن روایات را آورده. به نظر میرسد بهترین ترتیب همین ترتیبی است که مردم انجام میدهند. یعنی اول تکبیر، سپس تحمید و در آخر تسبیح. موفق باشید
باباسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور میفرماید: اعمال کافران مانند سرابی است در بیابانی خشک که انسانِ تشنه فکر کند آب است و او را سیراب میکند، در حالیکه وقتی به آن رسید در آن تنهایی و بیکسی، هیچچیز جز خدا را نمییابد که باید به آن امید میبست. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: در این مورد، خوب است که به شرح غزل بیست و چهارم در قسمت «ما و حافظ» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: وجیزهای را خدمت شما فرستادم تا در این ماه عزیز یاد این حقیر در ایام اعتکاف هم باشید، امید آنکه این کمترین، از برکات توحیدی ماه رجب به برکت دعای دوستان بهرهمند باشم. پیشاپیش از شما بابت وقتی که در خواندن این نوشته از دست میدهید عذرخواهم و شرمنده.
ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
امیرالمومنین «علیهالسلام» در غررالحکم میفرمایند: «إنّ الأكياسَ هُمُ الذينَ للدُّنيا مَقَتوا، و أعيُنَهُم عن زَهرَتِها أغمَضوا، و قُلوبَهُم عنها صَرَفوا، و بالدّارِ الباقِيَةِ تَوَلَّهوا» زيركان، كسانى هستند كه دنيا را دشمن دارند و از زرق و برق آن چشم فرو بندند و دلهايشان را از آن روي گردان كنند و شيفته سراى جاويدان شوند.
پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زرِّ سرخ و این حسها چو مس
صحت این حس، ز معموری تن / صحت آن حس، ز ویرانی بدن
صحت این حس بجویید از طبیب / صحت آن حس بجویید از حبیب
عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا.» ماه رجب همان نفحهای است در کالبد وجودی که آن را عفونتِ پوچی زمینگیر کرده است. نسیمی است برای روحهایی که از دردِ بیگانگی، به خود میپیچند و راهِ پیش روی حقیقت را گم کردهاند. «رجب»، بازگشت به انسانیت است در اصیلترین لایههای وجودی خودش، همان هویت اتصالی او که یک سرش وصل به کمال مطلق است و در این سو وصل است به توجه به این اتصال. میماند نحوهی رجوع به این حقیقت و اتصال به آن کمالات که فتح الفتوحش در ماه رجب رخ میدهد آنگاه که انسان خسته میشود و نفسهایش به شماره میافتد از تنگی و ضیقِ عالم دنیا از افق تاریک و سیاه عالَم مجازی که او را غرق در توهّم و از خود بیگانگی کرده است و سرپوشی شده است برای رهاییاش.
انسان گمان میکرد این تاریخ، عصری است که انسانها را وسعت میدهد و انسان در آن میتواند خودش را در تجربههای مختلف عالم مدرن که برایش به میان آورده است تجربه کند و وسعت پیدا کند، و از حصارهای مختلف مشکلات و مسایل پیرامونی دنیا آزاد شود؛ اما خیلی زود به این پیبرد که سرابی که برایش دریا جلوه کرد، جویِ کوچکی بود که به قیمت لجنمالشدنِ روحش تمام میشد و حالا در میان علفزار هرزِ عالمِ مدرن، این افق توحیدی ماه رجب است که نسیم دشتزارِ حقیقتش را به روی او نشان میدهد تا او حقیقت را از درون جان خود و نه بیرون از خود «بچشد» و «حس» کند و «بیابد» و «تصدیق» کند و «لذت» ببرد. و فریاد برآورد: «من کیستم؟!!» آتش به دل افروخته در خرمن عشق، چهره بر در دوخته ماه رجب از آن منظر که انسان از خود گسیخته شده و در تاریخ عالم نیهیلیسم دست و پا میزند و از درون فریاد بیهویتی سر میدهد، اشارتی است برای رجوع به «هویت اصیل انسان» در امتداد افق معنایی وجودش که عین اتصال به حقیقت است، در این صورت است که میتوان سکراتِ بیهویتی و بیمعنایی را به او متذکر شد و او را از وحشت و مرگِ خاموش و زجرآور نیهیلیسم بیدار کرد.
بشر امروز سخت محتاج عبور از پیچ هویتی خود است و اگر وجه اصیلی در برابر آنچه که با تشنگی به سراب رسیده است، در برابر خود پیدا نکند، اگر نتواند خود را با روزمرّگی سرگرم کند؛ لاجرم دست به انتحار خود میزند، چرا که آنچه میخواست آنی نبود که ابعاد وجودیاش را اشباع یا ارضاء کند، فلذا سرد و سردرگم و خسته خواهد شد. روزمرّگیِ تاریخِ ما وجهی از سرگردانی انسان در میان بیهویتی و عالَم معناست، نه میتواند با آنچه که هست خود را راضی کند، و نه میداند آنچه که جواب طلب اوست چیست!! شاید بتوان وجهی از عصبانیت انسان امروزین را هم در این سو تحلیل کرد که در اصل او از خودش و نارضایتی از افق کور عالمی است که در برابرش قرار گرفته و آنی نیست که انسان میخواست فلذا بهانهگیری میکند و مشکلات را به گردن بیرون میاندازد. در این میان این رجب است که در حال ظهورکردن در این عصر است برای «یگانگی» و «یافت حقیقت» و «روبهروشدن با طلب اعلای انسان آخرالزمانی» تا در این خلوت و انس، انسان آرامآرام متذکر لایههای عمیق حضور در عوالمی شود که برتر از افق طبیعت است، تا خلأ اُنسی که طبیعت، او را از آن محروم کرد، بچشد آنگاه است که میبینید در سحری یا شبی در دل همین خلوتها با صدایی رسا اعلام خواهد کرد که:
مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا / سایهی او گشتم و او، برد به خورشید مرا
جانِ دل و دیده منم، گریهی خندیده منم / یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا
آری! ماه رجب شکفتگیِ درون است و راهش از انسان آغاز میشود. یعنی باید بگوییم «رجب»، فتح انسان است در عصر تاریک پوچیها. یا اینگونه بگوییم: شروعی است بر یک پایان یا آغازی است از طلیعهی اُنس انسان با خودِ وجودیاش، نه خودِ شخصی یا اعتباریاش. مطلع الفتحِ آغاز انسان در تاریخی که عالم مدرن آمده است تا انسان را بردهی ساحتهای مکاتب خود کند یا انسان را منفعتطلب و سودجو پروش دهد، یا آنکه انسان را محور تصمیمهای اساسی زندگیاش قرار دهد، همان انسانمحوری به آن معنایی که انسا ن، گرگ انسان میشود، نه آنکه انسان، آینهی انسان باشد.
«ماه رجب» است. در «رجب» انسان، محور قرار میگیرد اما در انس و اتصال، فرقش با اومانیست در آن است که در مکتب انسانمحوری، انسان ربطی با عالم و آدم ندارد، بلکه «خودش» در سود و منفعت و نظام سرمایهداری مهم است، حتی فضیلت و اخلاق از آن جهت که انسان اخلاق و معنویت را در زندگی به عنوان سود و منفعت نیاز دارد. اما انسانِ «عالَم رجب» متفاوت از انسان عالم نیهیلیسم، محوریتاش در عین ربط و اتصالی است که با افق معناییِ عالم قدس دارد که انسان در عین یگانگی میتواند در تمام عالم باشد. یعنی حضور بیکرانگی که نه راهی بر کسی میبندد، و نه میگذارد کسی راه بر او ببندد، آنگاه تجلیِ ظهور و بروزش میشود. کربلا، آری! میشود اربعین که انسان در آنجا فقط «هست» و «هست» و «هست»، در عین اتصال به ملکوت قدیم الإحسانی در صورت حسینی. حال باید بگوییم ماه رجب ماه انس است و انس در بستر تمرکز و خلوت و کنارهگیری از وجوه کثرت عالم طبیعت بهدست میآید و «رجب» بستری است تا در دل ظلمتِ عالم بیمعنای پیرامونمان سر در گریبان وجود و درونمان کنیم تا حالت انس پدید آيد آنگاه پس از انس جذبه خواهد آمد و پس از آن عشق و آنگاه اتصال روی خواهد داد پس باید بگوییم شروعی است مبارک و راهی است گشوده برای آنی که می خواهد دوباره خود را بیابد و با خود آشنا شود و ساحتی دیگر از افق عالم را تجربه کند . این راه رفتنی است ......مرد سفر کجاست؟ خلاصه آنکه جمعیت رلف پریشان عالم مدرن انسان را به هم ریخته است و این ماه رجب است که به سراغمان آمده تا با آن همراه شویم، به خدا که نیاز نیست کاری بکنیم چون ما عین ناتوانی و فقریم در برابر نسیم فضل او، فقط کافی است طبق روایت، خود را در مسیر و همراه با آن نفحه کنیم، او «خود»ِ شما را در بر خواهد گرفت و با او همدم خواهیم شد فقط باید همراه شد و منتظر ماند.... رجب همان روح قُرب است که تروح جسم میباشد، از آن جهت که انسان را مسانخ با عالم مجردات میکند، عالمی که تجربتاً برای انسان مورد تصدیق است، عالَمی فراتر که انسان بدون مزاحمت احکام بدن طبیعی در آن عین بودن است و عین لذت است و عین توحّد و انس است. باید برای ورود به آن عالم، به خود رجوع کرد و برای رجوع به خود نیازمند خلوتی هستیم تا با خود روبرو شویم و آنگاه که با خود روبرو شدیم سوال از من کیستم که روی دهد، تصدیق خواهی کرد برتر از آنچه که به آن تن دادهام،
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک / چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
باید به پرسش این خلوت صادقانه جواب داد که نمیتوانی خودی باشی جدای از حقیقتی عالی تر و برتر که عین کمال و صدق و صفاست، مگر نه آن است که ناقص در ذیل کامل معنادار میباشد؟ و مگر نه آن است که نقص با کمال جبران میشود؟ و اگر کمالی مطرح شود که در عین کمالیت نقصی در آن راه ندارد، قطعا مطلوب خواهد بود و انسان ذاتاً کمالطلب است. سخن زیاد است و حرف ها در میان و آینده در انتظار رجبیون است... «این الرجبیون»!!
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنچه را که از ماه رجب به مشامِ دلتان رسیده است، از همان نوعی از احساس روحانی است که روح روایات ما بدان اشاره دارد. معلوم نیست چه سرّی در گشودگیِ ماه رجب است که گویا هرکس به جایی رسیده است، از نسیمی بوده است که ماه رجب بر قلب او تابانده و از عالیترین هوشیاریها بهرهمندش کرده است. و این درستْ همان نسیمی است که ما را به گفته شما از سکرات نیهیلیسم به بهشت حضور در نزد خود حاضر میکند تا در وسعت بیکرانه خود عرشی که فوق ملکوت است و دارای جامعیت خاص میباشد؛ تجربه کنیم. اینجا است که معنی سخن خدا را مییابیم که فرمود: «ماه رجب، ماه من است» و این همان جامعیت شب قدر است که آرامآرام با «ماه شعبان» که نور تعیّن نبیّ را به ظهور میآورد و «ماه رمضان» که ناس را در جلوه الهیشان به کثرت و تعیّن ظاهر میکند، شکل میگیرد. مگر نه آن است که جامعیت شب قدر در دلِ سالی که پس از آن پیش میآید، در جلوات مختلف خود را مینمایاند؟!
گفتید: «توحید ماه رجب، نسیمِ دشتزار حقیقت را در مقابل انسان میگشاید تا انسان از سکرات بیهویتی خود را آزاد کند.» و این قصه بشر امروز است که از دست خودش کلافه شده است و خداوند با سفره گسترده ماه رجب او را به خود میآورد تا نهتنها خودِ گمشده خود را بیابد، بلکه خدایی را که نیز گم کرده است، با دعاهای ماه رجب پیدا کند. و این همه حرف بنده برای معتکفین عزیز است که متوجه باشند خدای خود را گم کردهاند، آری! خدایِ دیروز، خدایِ امروز نیست، به دنبالِ خدای دیروزگشتن، سرگردانی است. پس خدای خود را گم کردهایم و به گفته جناب مولوی: «هر روز مرا تازه خدای دگری هست» و میتوان او را با اشاراتی که مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» در دعای مخصوص ماه رجب به او کرده است، پیدایش نمود. دعایی که در ابتدای آن میخوانیم: «اَللّهُمَّ يا ذَاالْمِنَنِ السّابِغَةِ وَالاْلاَّءِ الْو ازِعَةِ والرَّحْمَةِ الْو اسِعَةِ وَالْقُدْرَةِ الْجامِعَةِ...». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ورحمة الله فرمایشاتی داشتید پیرامون «شورمندی شهید حاج قاسم سلیمانی» مبنی بر این که: «حقیقت؛ منشأ شورمندی است و حقیقتاً شورمندی در قالب نظر به حقیقت بروز میکند و چون شورمندی در شخصیت انسانها به ظهور آید، به صورت ایثار و فداکاری و شهادت خود را مینمایاند.» سوال بنده این است که، بالاخره در طریقت و راه حقیقت، چه از نوع سلوک علامه قاضی ها و چه در تاریخ معاصر ما سلوک حاج قاسم ها، باید به اسم یا اسمائی از اسماءالله چنگ زد تا در جان سالک متجلی شود، حال سوال من این است که، نزدیک ترین اسم از اسماء الله به مؤلفه «شورمندی» کدام است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد حقیقت این دوران، انقلاب اسلامی است که مظهر همهی اسمائی میباشد که انسانها باید در این زمانه به آن اسماء رجوع کند. فراموش نکنید هر اسمی، مظهری دارد و با آن مظهر باید به آن اسم نظر کرد و جان خود را محلِ تجلی آن اسم قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای سروش کتاب «صناعت و قناعت» را در زمانی مینویسند که به گفتهی خودشان هنوز سروشِ «حرکت جوهری» نمرده بود و شریعت را رؤیای رسولان نمیدانستند. اگر در آن زمان به آقای فردید و آقای داوری انتقاد دارند، به جهت آن بود که آن آقایان متوجهی روحیهی پوپریِ آقای سروش شده بودند و ایشان فکر میکرد به جهت نفوذی در آن زمان داشت، میتواند آنها را از صحنه بیرون کند. ولی چون هرچه جلو رفت ناکامیِ ایشان در این امر بیشتر شد عصبانیتشان صد چندان گشت در آن حدّ که اگر به مصاحبهی اخیر ایشان در رابطه با «کرونا ویروس» نظر کنید، دیگر عصبانیت نیست؛ دریدنِ آقای دکتر داوری به میان آمده است در آن حدّ که به قول یکی از افرادی که چندان هم با دکتر سروش مخالف نبود؛ میگفت این پایان دکتر سروش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نامه را با دقت مطالعه کردم. بحث در مورد آن مفصل است. ولی این سؤال پیش میآید که چرا برای حضور در جهانی آن اندازه پیچیده، باید از فلسفه عدول کرد؟ آیا نباید در مواجهه با تفکر جهانِ مدرن، آنچه در ذخیرهی فرهنگی خود داریم را، به صحنه آوریم و حیاتی دوباره ببخشیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! هیچوقت نباید از رزقی که در دست خدا است، مردم را مأیوس کرد. سعی کنید توصیه کنید زندگیها را ساده و ساده شکل بدهند. ۲. به نظرم همان قسمت اول، بهتر باشد. موفق باشید
