باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان خدا را فراموش کرد متوجهی اتصالِ وجودی خود به حضرت حق و عبودیت خود نخواهد بود و این به معنای فراموشی خود است چون حقیقت خود را فراموش کرده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آن کتاب استفاده کردهام و چیز غیر قابل اعتمادی در آن ندیدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی جنین به رشد مناسب خود رسید، روحِ مناسب آن بر جنین دمیده میشود؛ حال ممکن است آن جنین در نسبت با اجداد خود بسترِ دمیدن روحِ خاصی را فراهم کرده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از نظر درجهی وجود در درجهی وجودیِ شدیدتری قرار دارد و همین امر موجب میشود که خصوصیات خاصی برای انسان پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرگز نباید قرآن را بر اساس یافتههای علم تجربی معنا کرد و یا محک زد. مگر اصول علمی که آن اصول فوق تجربه میباشد، مثل انکه مییابیم کرات در فضا در حرکتاند. این یک موضوع مسلّم علمی است و بعد متوجه میشویم قرآن نیز سالهای قبل متذکر این امر بوده است 2- هبوط به معنای افتادن از بالا روی زمین نیست، بلکه به معنای توجه نفس انسان است از عالم یگانگی به عالم کثرات که بحث آن در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است 3- با تأمل در تاریخ میفهمیم که کدام مطلب قابل اعتماد است و کدام مطلب نه 4- ما با انقلاب اسلامی بنا داریم از زندگی غربی عبور کنیم و اکنون، اولِ راه هستیم با هزاران مانع که باید پشت سر بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگاه که به جای اشاره به معانیِ قدسی کلمات الهی دقت نشود به همان اندازه از نتیجهای که باید بگیریم، محروم میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید ماورای سطح فکری آنها خود را قرار دهید. بالاخره آنها در تاریخ خودشان و با مسائل خودشان زندگی میکنند. مدارا با آنها در عین حال، مافوقِ آنها زندگیکردن روش پیامبرانه است. در همین رابطه جناب مولوی میفرماید:
اين يكى نقشش نشسته در جهان
و آن دگر نقشش چو مه در آسمان
اين دهانش نكته گويان با جليس
و آن دگر با حق به گفتار و انيس
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است که جناب صدرا در کتاب «ایقاظ النائمین» به وحدت شخصیه وجود نظر دارد و معلوم است که در اینجا دیگر بحث علت و معلول در میان نیست، هرچند که امکانِ فقری در حکمت و عرفان، هر دو قابل فهم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علیالقاعده انسان به علم حضوری، خود را مییابد که جایگاه آن قلب است، ولی میتواند به علم حضوری خود علم داشته باشد که به آن «علمِ به علم» میگویند و در اینجا تعقل در میان است. از این جهت گفتهاند معرفت نفس، جامعِ بین عقل و قلب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نگاهِ صدرایی با عرفا، در تشکیکیدیدنِ «وجود» و در «وحدت شخصیه»ی وجود است. زیرا در تشکیکیدانستنِ وجود، همهی مخلوقات بهرهای از وجود دارند، ولی در وحدت شخصیه، خداوند است که همهی عالَم را پر کرده است و مخلوقات، مظاهرِ انوار اسماء او هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشائین به یک معنا ماهیت را محور تفکر میدانند و به وجودهای متباین قائلاند. و این غیر اعتقاد به ماهیتی است که عرفا تحت عنوان «عین ثابته» بدان نظر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شهود، حقیقتِ عالم را در جلوهای روشنتر و همهجانبه در مقابل ما قرار میدهد و برعکسِ نگاه انتزاعی عقل، که عملاً «ما به الاشتراک» را از «ما به الامتیاز»ِ موضوع جدا میکند و در مقابل ما قرار میدهد آنهم به صورت مفهومی. و از این جهت حکمت متعالیه برعکسِ حکمت مشاء، سعی دارد این دو را جمع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات را شخصی جواب میدهیم، باید در قسمت «اسپام»ِ ایمیل خود یا در «آلمایل»ِ خود دنبال جواب بگردید. موفق باشید سؤال قبلی اینطور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت سعهی صدر و حوصله و رفاقت، به وقتش به او تذکر بدهید که رعایت حقوق بقیهی افراد از جمله همسرشان، راهِ نظر حق به قلبشان را میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم سیر مطالعاتی بر روی سایت به عنوان محور فکری رفقا کارساز باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل تفاوت حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» با سایر علماء، همه خوباند ولی تاریخِ حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» با آن 313 نفر شروع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به فرمایش آیت اللّه بهجت، آمدنِ آن افکار در اختیار شما نیست، ولی ترتیبِ اثردادنِ آنها مربوط به شماست و هر آنچه در مقابل آن افکار بیشتر مقاومت کنید، به تواناییهای خود و صفایی که بین شما و خدا پیش میآید، بیشتر پی میبرید 2- فکر میکنم در کنار آثار شهید مطهری مطالعهی کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که نامهی امام علی«علیهالسلام» به فرزندشان میباشد، مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور خدا به حکم «کنت کنزاً مخفیا فخلقت الخلق لکی أن اعرف» در مظاهر قابل ارتباط است چه در مظاهر افرادی مثل ائمهی معصومین به حکم آنکه فرمودند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» تا آنچه باید در سیرهی آنها بیابیم و آن شویم را، گم نکنیم، و چه در مظاهر تاریخی به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن»، تا میدان مسئولیتی که باید به عهده بگیریم را از دست ندهیم. عرایضی در جواب سؤال 19714 در رابطه با تولد تاریخی که در آن هستیم، شد. خوب است به آن سؤال سراسر شور و آن جواب پیرمردی با حوصله، نظر بفرمایید. در ضمن جواب سؤال شمارهی 19710 میتواند تفکری را به ما متذکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ چیز دیگری به ما میگوید. به نظرم خوب است مباحث «تاریخ اسلام» جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای امیر غنوی را از روی سایتشان بگیرید و آن مباحث را دنبال کنید، خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف چندان مهمی که ارزش جوابگویی بدان باشد در آن سخن نبود. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» مبانی فکریِ آقای سروش را طرح نمودم. آن نوع مباحث باید مدّ نظر عزیزان باشد. موفق باشید
مه تعالی: سلام علیکم: اکنونزدگی یک نوع غفلت است به جهت روزمرّهگیها، و این غیر از در «حال» بودن و خود را از روزمرّهگیها آزادکردن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید با معارفی مثل «معرفت نفس» شخصیت علمی اخلاقی خود را شکل دهید. پیشنهاد ما بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح 10 جلسهای آن است. کتاب و صوت مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترمتان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزههای انچنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معاد و شرح صوتی آن مباحث ان شاءاللّه جمعی بین سلوک علمی و عملی را برایتان پیش خواهد آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میبینید که ما مجبوریم راهِ بعد از دفاع مقدس را بازخوانی کنیم، آن راه را ادامه ندادیم. احساس تاریخی که در آن بودیم را با مادهی مخدّرِ دولت سازندگی و با شعار توسعه از دست دادیم. احساس تاریخی عجیب دیر در دسترس است. میگویید که بنده امثال جنابعالی را ببینم! اتفاقاً همیشه در منظر من امثال شما هستند که از یک طرف بنیادِ تاریخی خود را حس میکنند و میفهمند گمگشتهی آنها در عمقِ افق زندگیشان در حالِ سوسوزدن و دعوت به آن دوردستهاست، ولی به درمانِ خود که آزادشدن از تخته سنگی است که پیکر آنها را در بر گرفته است؛ نمیاندیشند. هنرمند مجسمهسازی نیاز است تا از دل این تختهسنگ پیکری را به ظهور آورد و آن پیکر، در این تاریخ با «مداد العلماء» که افضل از دماء شهداست، تراشیده میشود. پیکر سیرهی علمی و عملی شهدایی که ماورای الفاظ کهنه و مرده، کردند آنچه کردند و نگفته گفتند آنچه باید میگفتند. تاریخِ ما از این به بعد، یا تاریخ شهداست که زندگانی هستند بس آرام و یا تاریخ مردههایی هستند پر از ادعا.
مقدمهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» و آن چند جلسه شرح آن مقدمه، انعکاس شخصیت گمشدهی جناب سلمانی است که میداند حالا بدون محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و با حضور سقیفه چه کند که همهچیز گم نشود. حرفهایی در جواب سؤال 19710 داشتم. باید در جستجوی تاریخی بود که نه گذشته است و نه بهخوبی ظهور کرده است. مثل فرزندی است که هنوز در دورهی جنینی بهسر میبرد. به امید روزی که متولد شود، ولی هیچ تولدی بهراحتی صورت نمیگیرد، بهخصوص تولد تاریخی که در پیش داریم و انقلاب اسلامی بدان اشاره دارد.
چگونه میتوان نگهبانان انقلاب اسلامی بود وقتی آن را حقیقت وجودی دوران بدانیم، جز با گوشسپردن به آن از طریق وجود خود و به زبانآوردن تعلق خاطری که به آن داریم و باید بار سنگین این مسئولیت را به دوش بگیریم. زیرا همانطور که انسانها واجد ناخودآگاه فردی هستند، ناخودآگاه جمعی هم دارا هستند که در ناخودآگاه جمعی همهی افرادِ قوم شریکاند، این خودآگاهی فراتر از زمان و مکان، انسانها را در بر میگیرد، در حالیکه هنوز نمیدانند به چهچیزی رسیدهاند.[1] حقیقت به صورت رخداد در تاریخ ظهور میکند و معرفتی خاصی را به انسانها متذکر میشود، مثل حضور در مرغزاری خوش منظره، مثل پرتو روشنایی در دل تاریکی. رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است و نه مثل فهمیدنهای معمولی. انسان در آن واقع میشود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند میتواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده میشود و در آن صورت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت حاکم میگرداند و به آن ملت خطاب میکند و آن ملت آن معنا را از خود میکند و حاضر میشود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.
ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفتهایم قبل از آنکه فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیشفهمهایی است در امری معنادار و معنوی که در سنت رخ مینمایاند و در افق درونی انسانها عالَمی را به آنها عطا میکند و انسانها در آن عالم از خود فهمی پیدا میکنند و وظیفهی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشت صحنهی آن است تا انسانها بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازهای از خود پیدا کنند و وارد تاریخی اثرگذار شوند.
خوب است سری به جواب سؤالهای شمارهی 19725 و 19710 بزنید. موفق باشید
[1] - قرآن در رابطه با آگاهی تاریخی که سپس به خودآگاهی تبدیل میشود، میفرماید: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا»(آلعمران/84) نمیفرماید «ما اُنْزِلَ عَلیّ» که تنها شامل پیامبر (ص) شود.
مه تعالی: سلام علیکم: آیهی 5 سورهی طه مربوط به تدبیر اسم رحمان بر عرش است 2- آیهی 55 سورهی طه نظر به مراحل جنینی و مرحلهی حیات دنیوی و مرحلهی برگشت به قیامت دارد و علامه در المیزان نکات خوبی در این مورد دارند به این معنا که شما در دورهی جنینی بدن خود را از زمین میگیرید و سپس با تولد خود به زمین برمیگردید و در نهایت جهت رجوع به حق، از زمین خارج میشوید. موفق باشید
