باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای رحمانی به آن معنا است که نفس ناطقه با سیر خود به سوی عالمِ بالا، منوّر به حالات خوشی عبودی میشود و به جهت جامعیتی که دارد، برای سالک حالات معنوی ایجاد میشود و نه به صورتهای خاص که در مکاشفات ظهور میکند و نیاز دارید آن صورت کشفشده را به نحوی تعبیر کنید تا به اصل خود برگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مطمئن باشید وقتی جبههای توحیدی در تاریخ در مقابل جبههی استکباری به میدان آمد با توجه به اینکه فطرت انسانها توحیدی است، حتماً خود را متمایل به جبههی توحیدی میدانند. فعلاً هنوز در قبضِ عادت غربی خود هستند 2- از خدا بخواهید حقیقت را به شما نشان دهد به همان معنایی که رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» در دعای خود عرضه میدارند: «اللهم أرنی الأشیاء کما هی» پروردگارا! چیزها را آنطور که هستند به من بنامایان 3- در این قسمت سعی کنید بحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط، شرایطی میشود که با تجلیات انوار الهی، انسان خود را در موطنی می یابد که اساساً ارادههای منجر به گناه غرق حضور و توجه به حضرت حق میشود و حضوری در میدان شخصیت آن افراد ندارد همانطور که بعضاً در دنیا نیز برای اهل ایمان پیش میآید که به کلّی ارادههای قبلی آنها نسبت به اعمال خلافشان از میدان شخصیتشان خارج شده و اساساً این افراد دیگر آن افراد نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنیدکه آیت الله خویی با اینکه استعدادهای خوبی داشتند، ولی بیشتر در فقه متوقف شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 29670 عرض شد، طب سنتی و طب جدید هر دو مبتنی بر آزمون و خطا هستند و مثل هر علمی، جایگاه خود را دارند و مطلق هم نیستند. و بهتر است به جای طب اسلامی، عنوانِ طب سنتی در میان باشد. زیرا اولاً: همچنان که فرمودید استناد آن سخنان به ائمه «علیهمالسلام» کار آسانی نیست، ثانیاً: معلوم نیست که اگر مثلاً طب الرّضا از نظر سند هم مستند باشد، آیا به این معنا نیست که حضرت مطابق مزاج خود مأمون چنین پیشنهادهایی کرده باشند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر «تحریر الوسیله» را مطالعه فرمایید که زمانی نوشته شده که هیچ نوع ارتباطی بین حضرت امام و آیت اللّه طهرانی نبوده؛ متوجه خواهید شد که قضیه چیز دیگری است. همچنانکه عرض شد آیت اللّه طهرانی خود را در حدّ گرد پای امام هم حساب نمیکردند و حقیقتاً اصلاً نباید بنا به فرمایش آیت اللّه اراکی، بعد از معصوم کسی را با حضرت امام مقایسه کرد. آری! توصیهکردن یا به اصطلاح، نصیحة الملوک کار خوبی است همچنانکه صعصعه به جناب امیرالمؤمنین «علیهالسلام» نصیحت میکرد و خود حضرت نیز به صعصعه میفرمودند: «عِظنی». ولی این به این معنا نیست که نتیجه بگیریم جناب صعصعه باید در مقام ولایت باشد! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی شده ولی جمعآوری نشده است. به نظرم شرح آیت اللّه محمدتقی جعفری نکاتی را متذکر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که دادید. اگر بتوانید به هر حال کمکی به آن افراد بکنید نباید کوتاهی کنید، إلاّ اینکه کسی بهتر از شما باشد که او بتواند به آنها کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو. آری! آن روحی که قبل از بدن خلق شده، برای ظهور در بدن، به مرور بدن خود را در دوران جنینی شکل میدهد تا آن بدن، محلِ تدبیر آن روح شود. در بحث «حرکت جوهری» به این نکته نیز پرداخته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در مقدمهی کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد، مقدمهی فهم این امور، مطالعهی مباحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین همراه با شرح صوتی آنها است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منوّرشدنِ جامعه به معارفِ حقّهی الهی ۲. چرا که نه! ولی هرچه دشمن با تجهیزات بیشتر برای فتنه به میدان آید، بیشتر از قبل، عظمتِ انقلاب اسلامی روشن میشود. قرآن میفرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب، یعنی اتحاد کفر جهانی روبهرو شدند که بنا داشتند ریشهی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/22) این است آن وعدهی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسولاش وعدهی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با اجتماع کفارِ متحد، نهتنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دلسپردگیشان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همهی کفر به میان میآید، با شکستی که میخورد هویت تاریخیاش را از دست میدهد و تاریخ دیگری ظهور میکند. آن مؤمنین با نظر به چنین آیندهای، توانستند آن روز خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حیات مرحوم علامه، ترجمهی مرحوم آقای موسوی همدانی مورد تأیید علامه قرار گرفت و میتوانید از آن ترجمه استفاده کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده چنین امکانی در این تاریخ برای ما هست به شرطی که سنتگرایی، ما را از درک تاریخی غافل نکند و بدانیم در مواجهه با دنیای جدید میتوان سرمایههای دینی خود را در این تاریخ به ظهور آورد تا نه مثل متجددین بهکلّی به سنتهای خود پشت پا بزنیم، و نه مثل متحجرین جرأت مواجهه با دنیای مدرن را نداشته باشیم.
به نظر بنده میتوانیم مدرنیته را بر اساس وضعیت جدید بازبینی کنیم، مدرنیتهای که در دورهی متأخرِ خود بر سنتزدایی تأکید دارد و به قول لئو اشتراوس، مدرنیته در صورتِ متأخر آن مقابل سنت است و به یک معنا، اساس فکریاش زندگیِ بدون خدا شده است. و اینکه گفته میشود تجدد در ایران ریشه ندارد، بدین لحاظ است که متجددین ما تحت تأثیر مدرنیتهی اخیر خود را تعریف کردهاند بدون هرگونه تعمقی در فهمِ تجدد و در فهمِ سنت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در موضوع وجود ذهنی باید مدّ نظر قرار گرفت این است که نفس انسان با روبهروشدن با وجود خارجی، مستعد میشود تا صورتی مطابق صورت موجود خارجی در خود إبداع کند که آن از جنس علم است و انسان این امر را برای خود بدیهی میداند که آنچه از وجود خارجی در نزد خود دارد، علمی است از معلوم خارجی، وگرنه گرفتار شکاکیّت خواهد شد. با این فرض و با این تبیین، دیگر جایی برای آن شبههها و جواب به آن شبههها نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در رابطه با عبادات معارفِ دقیقتر و عمیقتری را دنبال کند، همت او در انجام عبادات شدت مییابد. پیشنهاد بنده مطالعهی کتاب «آشتی با خدا» و سپس کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است. هر دو کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
مه تعالی: سلام علیکم: انقطاع از دنیا به آن معنا است که برای هیچچیز جز خدا نقش قائل نباشیم و دل خود را به دنیا به معنای جایدادنِ دنیا به جای خدا شکل ندهیم وگرنه سیرهی خود انبیاء و اولیاء این نبوده است که به زن و فرزند خود قطع علاقه نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از طرف خدا جز رحمت و لطف در میان نیست. ولی انسان، خودش نباید قواعد نظام عالم را زیر پا بگذارد و سرنوشت خود را به هم بزند. یعنی حق اللّه را خداوند با توبه میبخشد، ولی این بدان معنا نیست که اگر کسی سمّ بخورد و مسموم شود، بگوییم چرا خدا نبخشید. ترک رحم از جنس زیرپاگذاردن نظام تکوین الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه بشر امروز از یک طرف متوجهی پوچی زندگی سکولار شود و از طرف دیگر ارزش عطای الهی در این تاریخ یعنی انقلاب اسلامی را بشناسد و در راستای تحقق اهداف آن تلاش کند، حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» بیشتر امیدوار ظهور خود میشوند و فکر نمیکنم اینکه فرموده بودید شرایط طوری است که ظهور، به تأخیر افتاده است؛ درست باشد. زیرا برعکس، شرایط در کلیت نظام اسلامی به عمقِ تقابل با استکبار رسیده است و این معنای حقیقی شرایط ظهور حضرت خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در سوره مبارکه البقرة آیه ۲۹ میفرماید: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا» همهی آنچه در زمین است برای شما خلق کردیم. بدین معنا که شرایط زندگی زمینی به عنوان بستر عبودیت الهی فراهم است. به همان معنایی که فرمود:« يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».(21/ بقره) اى مردم! پروردگارتان كه شما و پيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد. آیات زیادی در رابطه با این موضوع که میفرمایید در قرآن هست. خوب است با حوصله و با تدبّر در قرآن نکات ارزندهای را بهدست آورید. مثل آیهی «ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید خدا در مظاهر خود را به نور اسماء مینمایاند و خلق خدا، مظاهر انوار الهیاند و اگر کسی با این دید به آنها بنگرد، عملاً با خدا مرتبط شده است. حتی به ما میفرمایند: «السائلُ رسول اللّه» یعنی حتی سائل، رسول خدا است. و در رابطه به رجوع حضرت حق ما با او برخورد میکنیم از این جهت راهِ رجوع به خدا از طریق نظر به دیگران امکان دارد. موفق باشید
سلام استاد: عذرخواهی می کنم بابت زحمتی که ایجاد می شود. ان شاء الله خداوند جبران کنند. مباحث وحدت وجود، اسفار، تفسیر سوره توحید و وحدانیت خدا و... در حد فهم تئوری مطالعه شده است هرچند فهم و درک واقعی محقق نشده است. سوالی برای من پیش آمده که با تفکر و مطالعه نتوانستم پاسخش را پیدا کنم لطفا راهنمایی بفرمایید. با توجه به اینکه فقط الله وجود دارد و مخلوقات تجلی او هستند و جز او وجود ندارد، بودن مخلوقات به خصوص انسان به عنوان تجلی حق متصور است کشش انسان به سمت حق و اطاعت و انجام عمل صالح هم متصور ست، هرچند درکش سخت است، اما قوه اختیار او و رودررویی و مخالفت با الله توسط چه چیزی انجام می شود؟ الله که با خودش مخالفت نمی کند آیا می توان گفت؟ شدت و ضعف این تجلی عامل کشش و دوری می شود، انسانی با شدت وجود بیشتر به سمت درجات بالاتر وجود میل دارد و انسانی با ضعف وجود نسبت خود را با عدم و نیستی بیشتر حس می کند و به آن سمت حرکت می کند. و هرچه وجود ضعیف تر باشد، حق پوشیده تر و فرد در غفلت بیشتری است. با این توصیف عامل حرکت شدت و ضعف وجودی فرد است که رنگ و بوی اختیار ندارد. و اگر انتخابگری انسان را بپذیریم، هویت انتخاب گر انسان گویی یک هویت استقلالی است که با توجه به وحدانیت خدا قابل فبول نیست. استاد بی زحمت راهنمایی کنید و اگر منابعی برای فهم این مطلب موجود هست معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علامه طباطبایی میفرمایند ما در مختاربودن، مجبوریم به این معنا که اختیار، نوعی عطای الهی در وجه تکوینی ما است تا خداوند در بستر اختیار ما یعنی در آینه مخلوق به نحوی خاص به ظهور آید تا خود را در آینه خود بنگرد و این احساس بودن، احساس بودن دیگری است نسبت به آنچه خداوند خود را در خود احساس میکند. ۲. به انسان فکر کنید و امکانات مختلفی که در مقابل او هست بر عکس سایر موجودات که دارای امکانات مختلف نیستند. همینکه انسان در مقابل خود امکانات مختلف را مییابد، خود به خود ترجیح یکی بر دیگری موجب به ظهورآمدن اختیار در ذات او است و از این جهت میتوان گفت اختیار، ذاتیِ انسان است زیرا امکان، ذاتی او است. ۳. شدت و ضعف ظهور انسان برای خود نسبت به بنیانی که دارد که همان فطرت اوست، در راستای اختیار او معنا دارد چرا که میتواند نسبت خود را از طریق عبادات و تقوا به فطرتش نزدیک کند و با شدت بیشتر از کمالات در خود و در محضر خداوند حاضر شود. بنابراین نه اختیار موجب استقلال انسان در مقابل خداوند میشود و نه اختیار، امری است که توسط آن خدا با خود مخالفت کرده باشد بلکه در ذات انسان و پیرو خلقت او به میان میاید از آن جهت که انسان در مقابل امکانات مختلف قرار میگیرد و خود را باید در درون یکی از آن امکانات به ظهور آورد و این خود به خود موجب ظهور اختیار میگردد. و اینجا است که سخن علامه طباطبایی معنا میدهد که چرا میفرمایند انسان در مختار بودن، مجبور است زیرا همچنانکه عرض شد و جناب شیخ الرئیس نیز بر آن تأکید دارد «امکان، ذاتیِ انسان است»[۱] و اختیار را به امکانهای مختلف انسان باید ربط داد. موفق باشید
[۱] - جمله مشهور شیخ اشاره به همین دارد که میفرماید: «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها».
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود به وسعت همهی هستی است. اگر در مسیر تقوا قدم بگذارد، آن نوع وسعت را مییابد. کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» در این رابطه نکاتی را مطرح کرده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه انسان خودش با نفس ناطقه در عالَمی حاضر شود، غیر از آن است که در خیالِ خود، فکرِ آن حضور را بکند. موفق باشید
