بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21817
متن پرسش
سلام استاد: در گفتن اذکاری که ائمه عددی برای ما مشخص ننموده اند باید چه تعداد آن ذکر را گفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قلب همراهی کند می‌توان با آن اذکار مأنوس بود. در روایت داریم: «سیّد الکلام، ذکر لا إله إلا اللّه» است. موفق باشید

19966
متن پرسش
با سلام مجدد: ببخشید استاد حرف شما درست اما من هنوز جواب سوالم رو نگرفتم. خب شما میگید وقتی نفس به کمال برسه جسم رو رها میکنه. خب این کفارِ مشرک چطوری ممکنه به کمال برسن تا جسمشون رو رها کنند؟ یعنی اگه کسی به کمال نرسه دیگه جسمشو رها نمیکنه؟ خواهش می کنم استاد کمکم کنید و منت بگذارید و توضیحات بیشتر و مفصل تری در این موضوع افاضه بفرمایید و بهم ثابت کنید که نمی شود جاودان در دنیا ماند چه کافر چه مومن. خداوند سایه تون رو از سر ما کم نکند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد بحث را در کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن دنبال فرمایید تا معلوم شود کمال نفس، یا در بُعد انسانی است و یا در بُعد حیوانی. حیف نیست با این‌همه تأکید بر روی معرفت نفس ما از این معرفت جدا باشیم!! موفق باشید

19905
متن پرسش
سلام استاد: سه تا سوال جداگانه در مورد حرکت جوهری: ۱. آیا اعراض انتزاع ذهن است، مثلا وزن سیب، یعنی سیب و وزن در خارج یک پدیده اند و ما در ذهن وزن رو انتزاع می کنیم؟ ۲. آیا زمان هم جزء اعراضه؟ ۳. چرا توی کتاب وزن رو جزء کیف آوردید نه کم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اعراض، همان نحوه‌ی بودنِ پدیده است که حسّ با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. 2- خیر، زمان، ذاتیِ پدیده‌ی مادی است از آن جهت که آن پدیده دارای حرکت است. 3- وزن را به اعتبار کیفیتی که برای پدیده به‌وجود می‌آورد، جزو کیفیات برده‌اند، ولی اگر اعتبار خود را عوض کنیم این تقسیم‌بندی به هم می‌خورد و اساساً این نوع تقسیم‌بندی‌ها مورد اتفاق همه نیست. موفق باشید

18989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید وقت گرانبهایتان را می گیرم، شبهه ای در ذهنم افتاده و آن اینکه: ما علما و بزرگان زیادی داشتیم که اهل مبارزه با هوای نفس و اهل مکاشفات بوده اند ولی با این حال یک وابستگی هایی داشتند. مثلا بعضی هایشان وابستگی شدیدی به سیگار و قلیان داشتند. مگر این دنبال هوای نفس رفتن نیست؟ اصلا چرا از اول سراغ این چیزها بروند که بعد عادت بکنند؟ استاد بحث من سر ضرر سیگار و قلیان نیست، سر وابستگی و تعلقی است که به این چیز ها داشته اند ولی با این وجود انسان های عارفی بودند و بعصا به عوالم دیگر هم ورود پیدا کرده اند. این تناقص چگونه جواب داده می شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن بزرگان در فضای دیگری به چنین موضوعاتی می‌نگرند و بیشتر جنبه‌ی تفریحی برای کم‌کردنِ فشار روح در آن زمان داشته است و نه جنبه‌ی اعتیاد که امروز مورد بحث است. موفق باشید

18921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد عزیز سوال نابجا و حقیرانه ای دارم. 1. در سیره اهل البیت مخصوصا امیر المومنین و سید الساجدین امام سجاد علیهما السلام در چهره و بدن مبارکشان مثل سجده گاه و زانوان مبارک آثار عبادات زیاد ذکر شده اما در چهره مبارک شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی کمتر شاهد این آثار زیبا هستیم. آیا اینان مصداق این حدیث اند که می فرماید رسیدن به خدای متعال با دل رساننده تر از به زحمت افکندن اعضا و جوارح است یا وظیفه شان در حین جنگ وقتی برای عبادات بدنی نمی گذاشته است؟ 2. آیا شما خود در زمان جنگ نمونه یا خاطره ای در باب افرادی با جمع عبادات بدنی و قلبی به یاد دارید؟ یاد امام و شهدا به خیر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دوام عبادت اولیاء ‌مذکور قابل مقایسه با بقیه‌ی خوبان امّت نیست تا با آن‌ها مقایسه کنیم. موفق باشید

18105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توی بحث مرگ از ناامیدی نفس، منظور نفس تکوینیه یا تشریعی؟ مرگ پیرها از کدوم دسته از مردنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع تکوینی است و ربطی به اختیار انسان ندارد. در کتاب «خویشتن پنهان» تا حدّی به آن پرداخته شده است. موفق باشید

7202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. حرکت جوهری چه ارتباطی با معاد دارد؟ حرکت جوهری نهایتا به چه امری ختم می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «از برهان تا عرفان» قسمت حرکت جوهری را با سی‌دی مربوطه دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه روشن می‌شود. موفق باشید
31666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد وقت بخیر: بنده تا مدتی پیش سخنرانی های استاد پناهیان رو دنبال می کردم و ایشون می فرمودن برای مبارزه با نفس با خودت لج کن و من به همین خاطر با اینکه بیدار شدن برای نماز شب برام سخت بود بیدار می شدم و نماز می خوندم و معمولا بدون حال دعا می خوندم ولی شما فرمودین که انجام مستحبات که زوری و با اکراه باشه خوب نیست و حتی قساوت قلب میاره و من دیگه نماز شب نمی خونم هرچند معمولا اون ساعات بیدار میشم اما از ترس نتیجه ی عکس نمیخونم و حالم گرفته ست که چرا در دینداری عقب گرد کردم یا لااقل حدود دو سال نماز شب خوندن و گاهی حال خوش دست دادن هم منو به این عبادت واقعا علاقه مند نکرد استاد به نظر شما چیکار کنم؟ و نکته ی دیگه درمورد زندگی با کسیه که نماز نمی خونه ببخشید همسر بنده ۴۱ سالشونه اهل نماز و روزه و امام و پیغمبر نیست بعضی وقت ها به علما که تلویزیون نشون میده توهین میکنن اون لحظه می خوام بمیرم. استاد جدیدا روایتی شنیدم که مال بی نماز و خوابیدن کنار بی نماز و این ها حرامه ناراحتم استاد چه کنم؟ به نیت قرب به خدا به همسرم خدمت می کنم ولی گاهی می ترسم وقتی دستم از دنیا کوتاه شد و پرده ها کنار رفت خدا تو صورتم نگاه نکنه که به ایشون خدمت کردم. استاد خواهش می کنم راهنماییم بفرمایید. اجرتون دعای خاص مولامون باشه ان نشاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با خود باید مدارا کرد ولی به صرف بی‌حالی از عبادات بخصوص نماز شب، نباید از آن منصرف شد زیرا نقش تکوینی آن در جای خودش محفوظ است. ۲. این افراد جاهل‌اند و بازی‌خورده دشمن، ولی معاند نیستند. شما کار خوبی می‌کنید که زندگی خود را در چنین شرایطی محفوظ می‌دارید. موفق باشید

29854
متن پرسش

سلام و درود: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند این روزها که قدم به قدم با (بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان) حضرتعالی جلو می آیم و لحظه لحظه به آن فکر می‌کنم و تمام لحظاتم را پر کرده است؛ هر کاری که می‌خواهم بکنم آن افق گشوده را جایی جز شهدا و مکتب سردار شهید حاج قاسم سلیمانی پیدا کنم؛ نمی توانم که نمی توانم. و اینجاست که این روزها به این می اندیشم که زبان انقلاب اسلامی جز شهادت و جز حاج قاسم کجا می تواند باشد؟ که آن هم در وصیت نامه ایشان به ظهور کامل می رسد. حال با پذیرش اینکه وصیت نامه سردار شهید در قله تفکر زمانه جهان بین دو جهان قرار دارد و زبان گم شده انقلاب است باید پرسید حاج قاسم را چه شده که به این زبان رسیده است که این چنین شیوا و بلیغ اشارات را بازگو می کند؟ آیا حاج قاسم در استقرار صدرا و ابن عربی با دیالوگ با متفکرینی چون هایدگر و گادامر دارای زبان شده یا نه؟ این لسان الغیبی حاج قاسم که امام جامعه تعبیر به مکتب می‌کنند ناشی از مسیر دیگری است که هر کسی که هم هایدگر و صدرا را نمی‌فهمد و با زبان آنها مرتبط نیست اما می تواند با زبان سردار شهید و افق گشوده سردار شهید همراه شود و خود را در مسکن تفکر انقلاب مستقر کند و مستقر بیابد؟ اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وآنگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که در این تاریخ یا باید حاج قاسم شد به همان معنایی که او در جای خود مکتبی است برای حضور در این تاریخ و یا باید آوینی بود و گرنه هیچ چیز نیستیم. در مباحث «جهان بین دو جهان» عرض شد اگر متوجه حضور تاریخی خود نباشیم نه حاج قاسم خواهیم بود و نه آوینی بلکه یا کدیور می‌شویم و یا امجد زیرا اولی خود را در جهان غرب معنا کرد و دومی در اخلاق فردی. آری در اخلاق فردی، آن‌که محکوم است ولیّ فقیه است زیرا او متوجه حضور تاریخی ما می‌باشد ولی در اخلاق فردی به مسائل جزئیِ فردی توجه می‌شود نه به حضوری که باید با حیات قدسی در این تاریخ داشت. این همان اشکالی است که آقای منتظری نیز گرفتار آن شد و آن نامه‌ها را به حضرت امام نوشت و عملاً حضرت امام را مقصّر آن ضعف‌ها دانست غافل از آن‌که برای آبادکردن دهی نباید از آباد کردن شهری غافل بود. موفق باشید

28779
متن پرسش
به نام خدا سلام استاد گرامی: از خواندن کتاب رزق در گستره ی هستی به نتایجی رسیدم که می‌خواستم صحت این نتیجه گیری ها را از زبان خود شما بشنوم: اینکه انسان امروز تمام تلاش و حیله خود را به کار گیرد و درآمدی کسب کند و به جای اینکه مازاد آن را صدقه دهد یا انفاق کند یا قرض دهد، بخواهد آن‌را پس انداز کند که در آینده دور خانه بخرد و یا سرمایه فرزندان خود کند (کاری که االان به شدت تبلیغ می‌شود بوسیله بانک ها) و با توجه به اینکه هر روز هم از ارزش پول پس انداز شده کمتر می‌شود این عین حرص در مال اندوزی است و اشتباه است و ۲) زمان خانه خریدن ما مقدر است و آینده فرزندان ما مقدر است و اینچنین نیست که جمع آوری نکردن مال توسط ما بخواهد به اینها آسیبی بزند. استاد متاسفانه خانواده های مذهبی ما که ادعای پیروی از اهل بیت دارند دائما ما را در استرس مال جمع کردن برای آینده می اندازند در صورتی که بنده و همسرم علاوه بر خرج کردن متعارف برای سه فرزند خود متکفل سه یتیم دیگر هم شده ایم و البته برای آینده هیچ پس اندازی هم نداریم و از زندگی الان خود راضی هستیم ولی خانواده های ما دائما ما را با خواهران و برادران دیگر مقایسه می‌کنند که شرایط مادی بهتری دارند و منشا این را تلاش بیشتر و عقل بیشتر آنها می دانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه خوبی است. تلاش برای رفع نیازهای معمولی، وظیفه می‌باشد و البته تهیه‌ی مقدمات جهت داشتن مسکن، در بستر طبیعی آن امر معقولی است. موفق باشید

26127
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در کتاب مقام لیلةالقدری حضرت فاطمه فرموده بودید که نقش ایشان نجات انسان از زمینی بودن و در نهایت آسمانی شدن است. آیا منظور همان حیات طیبه ای است که در قرآن گفته شده. یعنی انتقال به حیات طیبه به کمک مقام نوری حضرت فاطمه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» تعیّن کامل حیات طیبه هستند تا بشر در ابعاد گوناگون راهِ خود را گم نکنند. موفق باشید

24665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نفس بعد از مرگ چگونه می بیند، آیا دیدن او بعد از مرگ با دیدن در دنیا از نظر کیفیت و بعد و... یکسان است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل دیدن ما در خواب، که این علاوه بر رؤیت قلبی است که به رؤیت حقایق مربوط می‌شود. موفق باشید

23632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده به این نتیجه رسیدم سکوت خیلی کار راه اندازه طوری که اکثر مواقع مایل به حرف زدن نیستم امکان خطای این امر کجا و چطور میتونه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. انسان تنها در جایی که احساس وظیفه بکند باید سخن بگوید. موفق باشید

23393
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: استاد جان من هنوز درک درستی از ماهیت بدست نیاورده ام. تا حدودی وجود را می توانم بفهمم ولی ماهیت را خیر. می خواستم لطف بفرمایید کمک بفرمایید در این مورد. به عنوان مثال ماهیت درخت دقیقا چیست؟ رنگ و بو و شکل و سطح و ... که اعراض هستند و همگی وجودند پس ماهیت درخت دقیقا جیست؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تشخص هر موجودی ماهیت آن موجود است. لذا درخت‌بودنِ درخت، ماهیت درخت است، رنگ و بو و شکل، به تبع آن ماهیت مطرح است. موفق باشید

23023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ملاک تقسیم سود در مشارکت چیست؟ آیا یکی از شرکا می تواند بگوید فقط در سود شریک هستم و در ضرر سهیم نیستم؟ آیا این شرط در مشارکت ربا است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

23007

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: استاد تقاضا دارم نظر خود را در مورد سید حسن ابطحی و کتاب پرواز روح ایشان که در شرح حال مرحوم ملا آقاجان زنجانی نوشته اند بفرمایید. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلاً کتاب‌های آقای حسن ابطحی مبنای درستی ندارد. موفق باشید

21634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت زیارت ناب عزیزان خدا گوارای وجودتان. ببخشید استاد بنده حدودا سه هفته پیش به شما پیام دادم و از مشکلاتم گفتم و شما وقتی از کربلای معلی برگشتید پاسخ بنده رو دادید و فرمودید صوت های طول هفته شما رو گوش کنم. اما الان بنده یک هفته است که میرم تو سایت صوت های جدید شما بارگذاری نشده. بنده چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم کدام قسمت را می‌گویید؟ در حالی‌که آخرین جلسات یعنی حتی جلسه‌ی 4 شنبه‌ی اخیر در سایت هست، به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/weekly   مراجعه فرمایید. موفق باشید

19942
متن پرسش
سلام:خیلی از مردم می گویند قبول خداوند در قرآن می فرماید اطاعت تام از خدا و رسول و اولی الامر داشته باشد. ولی در این تاریخ که هیچ کدام از ایشان نیستند کجای قرآن نوشته ولایت فقیه مصداق اطاعت تام از پیامبر است؟ چه جوابی باید بدهیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اطاعت از ولیّ فقیه به اعتبار یک شخص نداریم. ولی از آن‌جایی که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم خدا و رسول و اولی‌الأمر است و اطاعت از آن‌ها واجب است؛ اطاعت از ولیّ فقیه واجب می‌باشد. موفق باشید

19197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم استاد: استاد آیا اجازه می دهید به شما به عنوان بنده ی مخلَص خدا و ولی خدا و یار امام زمان (عج) در امورات فردی متوسل شد؟ به چه نحوی متوسل شویم که ادب رو رعایت کرده باشیم؟ پیشاپیش از پاسختان ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار بی‌خود و بی‌ثمر و غیر مفیدی خواهد بود. آدمِ حسابی! مگر اولیای الهی را گم کرده‌ای؟!! کوچک‌ترین آن‌ها مثل علی‌اصغر«علیه‌السلام» غوغاها می‌کنند و گشایش‌هایی در مقابل ما باز می‌نمایند. امتحان کن! موفق باشید

29032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: برای اینکه بتوانیم کار تربیتی حساب شده و با برنامه انجام بدیم باید در رشته های دانشگاهی مثل علوم تربیتی تحصیل کنیم یا نیازی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به رویکرد خودتان دارد. آنچه باید اصل باشد، آموزه‌های دینی است که بسیار کمک‌کننده هستند و بعضاً در دانشگاه‌ها روی این موضوعات نیز تمرکز دارند. موفق باشید

27737
متن پرسش
سلام: چرا شما اینقدر بر تفسیر المیزان تأکید دارید در حالی که بعضی ها معتقدند تسنیم همان المیزان معاصر است که هم با استنادات بیشتر نوشته شده و هم مسائل جدید که در زمان علامه نبودند را نیز مطرح کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «تسنیم» از آیت اللّه جوادی «حفظه‌اللّه» سعی دارد با دقت زیاد، ابعادی از تفسیر شریف «المیزان» را تبیین کند و در این کار بحمداللّه موفق بوده‌اند. ولی در هر حال کتابِ مادر در تفسیر «تسنیم»، تفسیر «المیزان» است با جامعیت خاص خود. به همین جهت بنده همیشه به رفقا پیشنهاد می‌کنم در کنار تفسیر المیزان، از تفسیر تسنیم غفلت نشود. موفق باشید

27512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من اینجور فهم می کنم آیا درست است؟! علوم تجربی و علوم انسانی در بستر تمدن و فرهنگ غرب زاییده شده اند. یکی به نحو اقتضاء مثل علوم تجربی و یکی به نحو اضطرار مثل علوم انسانی. گمان می کنم برای عبور از فرهنگ و تمدن غرب باید به اضطرار علوم اقتضائی را بگیریم و اضطراری را اصلاح کنیم تا کم کم وارد تمدنی شویم که علوم متناسب با خود را به صحنه آورد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین طور است که می‌فرمایید. به نظرم تفصیلِ بحث را در پرسش و پاسخ ۲۷۵۱۱ می‌توانید بیابید. موفق باشید

26592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شما می فرمایید که مثلا صندلی اعتبار ذهن است و باطن ندارد. در حالی که همین صندلی یا از راه حلال یا حرام به دست آمده پس باید باطن داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنش همان صورت ذهنی است؛ ربطی به حلال و حرام بودن ندارد. موفق باشید

24556
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مبحث معرفت شناسی در مسئله مطابقت بدیهیات اولیه با واقع جوابی که داده می شود آن است که: مفاهیم به کار رفته در اینها برگرفته از علم حضوری هستند. مثل هر معلولی احتیاج به علت دارد. آیا علم به خود این مسئله نیز که اثبات می شود برگرفته از علم حضوری اند، علم حصولی نیست؟ آیا دور باطل نمی شود؟ یا وقتی می گویند در قضیه هر معلول محتاج علت است با تحلیل مفهوم معلول این نتیجه می رسیم معلول موجودی است که نیاز به علت دارد و این از طریق علم حضوری یافت می شود پس با عالم خارج مطابقت دارد اگر سوال کنند که آنچه با علم حضوری یافت می شود شخصی است (وابستگی اراده به نفس) چگونه آن را تعمیم می دهیم؟ و در جواب گفته شود که از آن جهت که هر چیزی جز در مواردی که با علم حضوری مصداق بودن آن برای معلول ثابت است با برهان عقلی یافت شود که مصداق معلول است آن را تعمیم می دهیم. آیا این نیز خود علم حصولی نیست و دوباره دور باطل نیست؟ چگونه مسئله حل می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطه‌ی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس می‌کند و آن را به امور بیرونی تعمیم می‌دهد. در این مورد نکاتی در جزوه‌ی «فلسفه‌ی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی می‌گردد. موفق باشید

عليّت‏: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى‏ اش كه فقط به دريافت‏ هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شى‏ء را بالكل مردود مى ‏داند مى‏ گويد: در وهله اول مى ‏بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى ‏آيند «هم‏ پهلو» هستند، در حالى‏ كه چه بسا شيئى با شى‏ء ديگر «هم‏ پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى‏ گيريم چنين علت‏هاى خاص بايد چنين معلول‏ هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلول‏ها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلول‏ها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم ‏پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده‏ ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى‏ دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم‏ پهلويى» را مشاهده و تجربه‏ كرده ‏ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده‏ ايم نمى ‏پذيريم. در حالى‏ كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه ‏اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به‏ دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى‏ يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى‏ دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه ‏اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى‏ كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى‏ گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى ‏كند و به حكم كلىِ عليّت مى ‏رسد كه بر تمام مصداق‏هاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم‏ پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداق‏هاى عليت مطرح مى‏ شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آن‏ها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى‏ شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى ‏برند و همچنان‏ كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون‏ هاى متوالى دريافت مى ‏كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم‏ پهلويى» و «تقارن بين دو شى‏ء» را دريافت مى‏ كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى‏ خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى ‏كند بپذيرد مى‏ گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى ‏يابيم، نمى ‏پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى‏ كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى ‏آغاز موجود باشد در حالى‏ كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى ‏پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى‏ گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته‏ ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى‏ گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسان‏ها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت‏ هاى حسى نمى ‏تواند زندگى كند، ولى به جاى اين‏كه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى‏ شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى‏ گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.

23106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما اعطای جایزه فرهنگستان به دست دکتر داوری به دکتر طریف وجهی دارد؟ غفرالله لنا و لکم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که ایشان در جلسه‌ای قسم جلاله خوردند که من مبتنی بر مسائل سیاسی سخن نمی‌گویم و عمل نمی‌کنم؛ باید دید توجیه‌شان نسبت به این کار که به ظاهر، شایسته نمی‌نمود، چه بوده است؟ موفق باشید

نمایش چاپی