بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در چند سوال قبلی که با هگل مرتبط بود، اشاره داشتید به دغدغه او برای حضور در جهان مدرن در عین حفظ انسانیت و دغدغه های اخلاقی و نظر به شخصیت حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) که این را حتی در عقل در تاریخ خود هم بیان می‌کند. علت اینکه همین مبانی هگل، پشتوانه ای برای مارکسیسم و کمونیسم شد و حتی مارکس تز تاریخی خود و اینکه کمونیسم ایستگاه پایانی جهان است را مطرح کرد و رسما گفت فلسفه هگل مثل انسانی بود که روی دستهایش ایستاده است بود و من آن‌را منظم و مدون و سرپایش کردم. هر چند خود دیدگاه های هگل هم با مبانی توحیدی و وحدانی فاصله جدی داشت ویژه در بدبینی به ذات و فطرت بشر و آن نظرش در فلسفه تاریخ که به تعبیر یکی از اساتید، جبر تاریخی غیر توحیدی و مغایر با حکمت تاریخ از منظر توحیدی و الهی بود، ولی چگونه از دیدگاه های او، نظرات مارکس و متفکران کمونیست و مارکسیست و حتی ماتریالیست بیرون آمد و مارکس مدعی شد من سر و پا کردم مبانی هگل را؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نباید نقش فوئرباخ را نادیده گرفت که به قول خودش، محور تفکر همه‌ی فیلسوفان خدا می‌باشد در حالی‌که خدا بی‌نهایت است و بی‌نهایت، قابل دسترس نیست و مارکس و انگلز در دستگاه فوئرباخ از هگل فاصله گرفتند و ادامه‌ی هگل را با فضای عبور از خدا ادامه دادند وگرنه همچنان‌که شهید مطهری در کتاب «فلسفه‌ی تاریخ» می‌فرمایند هگل را باید جزو فیلسوفان موحد قلمداد کرد. موفق باشید

28533
متن پرسش
سلام و خسته نباشید: یه سوال داشتم در مورد حضرت امام (ره) مگه ایشون بشر نبودن؟ معصوم هم که نبودن پس کجاست یه نقطه ضعف انسانی در ایشون؟ خطای انسانی؟ اشتباه بشر به هر حال یه جا آدم باید یه عملکرد متوسط حتی از ایشون ببینه عجیبه حتی با گذر زمان باز یه حرف یه تصمیم یه حرکت از ایشون ندیدم که بشه بهش ایراد گرفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» معصوم نبودند، ولی خود را با تمام وجود ذیل معصومین قرار دادند و خداوند هم ایشان را حفظ نمود. آیا آن روایت را ندارید که حضرت رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند: ««إِنَّ‌ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‌اي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينه‌ي او را گشاده مي‌گرداند. تا در مديريت خود کوچک‌ترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مي‌شود که در جواب‌گويي به هيچ نيازي در نمي‌ماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و به خوبي مصلحت مردم را در نظر مي‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است. موفق باشید

 


[1] - تحف العقول،ص443

28336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در زمینه خودسازی به خصوص مسائل جنسی و کنترل خشم چه توصیه ای می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه باشیم با مشغول‌شدن به چنین اموری که شرع اجازه نمی‌دهد، عالم با صفایی که خداوند در اختیار اهل تقوا می‌گذارد، را از دست می‌دهیم. موفق باشید

27026
متن پرسش
سلام: در ذکر یونسی. چه‌ اموراتی می بایست سالک در نظر داشته باشد با توجه به اینکه‌ افکارهای معرفتی و یا افکارهای امیالی آدم را محاصره می کند. نحوه پرداخت این ذکر بایست چگونه باشد؟ آیاتی مثل «شهدالله قل اللهم مالک الملک» و حمد و آیت الکرسی تاکید بر تعقیبات شده. پیام روایت در این است به عرش الهی سئوال ما را در وادی دنیا نفرست منظور روایت در چیست؟ در روایت داریم دعا مخ عبادت است. چه دعایی منظور است؟ آیا دعا را برای دعا؟ دعا را برای حوائج؟ دعا را برای انس و ارتباط؟ این مخ یعنی بالاتر از دعا عبادتی نداریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آیا نباید ما خود را همچون حضرت یونس «علیه‌السلام» در دلِ دریا و در این ظلمات دنیا احساس کنیم و به امید آخرِ آن آیه که فرمود: «كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنين»، بگوییم ‏«لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ»؟! ۲. اذکار توحیدی کمک می‌کنند تا انسان خود را در جهانی وسیع‌تر از آن‌چه از این دنیا در روبه‌روی خود دارد، احساس کند. ۳. آری! دعا، مغز و اصلِ عبادت است از آن روی که هر عبادتی برای اُنس با خدا است. موفق باشید   

26781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دشمن بیش از آنکه از هلاکت و نابودی کامل اسلام و مسلمین، سود ببرد و آن را دنبال کند، از حالت نیمه مردگی مسلمانان سود می برد و همواره درصدد نگهداشتن وضعیت جامعه اسلامی در حالت نیمه مردگی بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. دین زنده است که انسان را زنده می‌کند. موفق باشید

26583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه علامه حسن زاده آملی فرمودند اینکه می گویند علم نوری است که خداوند در دل افرادی می اندازد هرگز صحیح نیست و انسان باید درس بخواند تا به علم برسد. آیا در مورد شهدایی به مانند برونسی و حسن باقری که قبل از جنگ انسان های معمولی ای بودند و هنگام جنگ بهترین فرمانده میدان و علم زیادی (در مورد طرح ریزی جنگ) هم نداشتند. آیا این حرف علامه با این مسیر شهدا تناقض ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور علامه حسن زاده نفی اموری که فرمودید نیست ولی به هر حال اگر همان شهدا بخواهند در قرآن تدبر کنند،‌ باید مقدمات را گذرانده باشند. موفق باشید

24200
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: در شرف ازدواج هستم. می ترسم ازدواج کنم اسیر عشق شوم و از عشق حقیقی باز بمانم. خیلی می ترسم استاد. ما طعم عشق خدا را نچشیدیم به خاطر همین حالا که عشق غیر وسط آمده هرچه برای خدا به سینه می زدیم از یادمان رفته. استاد من فهمیده ام که نیاز به آرامش دارم و هیچ چیز جز خدا آرامم نمی کند ولی عاشق خدا هم نیستم که خواطر و دیگر محبت ها را دور کنم. اگر ازدواج خوب است پس چرا ما را از عشق خدا دور می کند. استاد راهی برای دل ناآراممان بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مودّت و رحمتی که بین زن و مرد در اثر ازدواج پیش می‌اید به خودی خود می‌تواند مسیر گشوده‌شدن دلدادگیِ به حق شود. اگر با موضوع درست برخورد شود. موفق باشید

23972
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، با مطالعه اثر حرکت جوهری و بحث وحدت شخصی وجود و تشکیک در وجود و این موضوع که خداوند فقط وجود اشیا و.. را می دهد، این سوال برایم پیش آمد که آیا این موضوع که خداوند فقط وجود شی را می دهد و بحث تشکیک در وجود لازم و ملزوم یکدیگرند؟ حال زمانی که ما از بحث تشکیک در وجود به سوی وحدت شخصی وجود برویم؟ جای این بحث که خداوند فقط وجود شی را می دهد و مثلا آب در آن مرحله از وجود تر است، چگونه می شود؟یا به زبان ساده تر اینکه شما فرمودید که خداوند فقط وجود هر شی را می دهد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید که از مرحله صدور وجود شی تا وجود جسمی شی چگونه است؟ چه می شود که شی این شی می شود؟ ممنون میشم‌ هر چند کوتاه راهنمائی بفرمائید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجودی در ذات خود ممکن‌الوجود است و در علمِ خدا به وجود علمی‌اش موجود است. و لذا در عین آن‌که هر موجودی در وجودِ امکانیِ خودش می‌باشد؛ با نظر به وجودِ مطلق، به ظهوراتِ مختلف به میان آمده. پس وحدتِ او در عین کثرت، و کثرت او در عین وحدت است. مثل آن‌که شما ستون مسجد را غیرِ مسجد نمی‌دانید و در عین حال، ستون را غیر از سقف مسجد می‌دانید. موفق باشید

23856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد لطف کنید کمی بیشتر توضیح دهید مطلبی که درباره بودا فرمودید که بودا از اگزیستانس انسان سخن می گوید مانند آنچه هایدگر در این باره می گوید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید با مطالعه‌ی کتاب‌هایی که مکتب بودا را به طور مفصل توصیف می‌کند، دنبال کنید. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب دنبال کرد. بنده سال های پیش  از کتاب «فروغ خاور» شامل زندگي، آيين و رهبانيت بودا، اثر «هرمان الدنبرگ» دانشمند بزرگ آلماني ترجمه بدر الدین کتابی استفاده کردم. موفق باشید

23503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. اگر حمد و سوره رو برای یک میت بخوانیم یا برای چند میت تو اینکه به میت ثوابش برسه فرق میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. سعه‌ی رحمت الهی آن‌چنان است که می‌توان یک صلوات را خرج هزاران انسان نمود. موفق باشید

23460
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: استاد جان بنده طلبه هستم و در زمینه داستان کوتاه فعالیت دارم با موضوعات مذهبی و اجتماعی و با روزنامه ای همکاری دارم. مدتی هست که مشغول مطالعه فلسفه هستم و اکنون نیز بحث حرکت جوهری را از فایل های شما دنبال می کنم. در فایلی فرمودید که قصه خیال انسان را تقویت می کند و جناب ابن سینا عهد کرده بودند که هیچ گاه قصه نخوانند. خواستم بپرسم به نظر جنابعالی بحث داستان نویسی را رها کنم؟ آیا مانع رشدم می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً آن را رها نکنید. آری! در نگاه فلسفی نباید خیال را وارد کرد، ولی: «آدمی را فربهی هست از خیال / گر خیالاتش بُوَد صاحب‌جمال». موفق باشید

22803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه نفس بدن متناسب با خود را می سازد چطور است که بعضی افراد به حدی با جنسیت خود مشکل دارند که حاضرند تغییر جنسیت دهند؟ این جوابی که تشریعا نفس چیزی که تکوینا ساخته قبول ندارد برایم قابل قبول نبود. چون مشکلات افراد ترنس خیلی زیادست. چطور تکوین و تشریع نفس اینقدر با فاصله می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آن‌که انسان‌ها با داشتن فطرت الهی، این امکان در مقابل‌شان هست که از آن وجهِ تکوینی خود یعنی فطرت الهی دور شوند و قوه‌ی واهمه‌ی آن ها بر آن‌ها حکومت کند، می‌توان گفت اکثر مواردی که می‌فرمایید از این جنس است مگر آن‌که عامل خارجی موجب شده باشد که در دوره‌ی جنینی، روح نتواند بدن مناسب خود را تنظیم کند. موفق باشید

22080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد تقریبا دو سالی هست که مباحث معرفت نفس را دنبال می کنم. «ده نکته»، «آشتی با خدا»، «براهین صدیقین» و اوایل «معاد» هستم. تا حالا چندین مرتبه شب دچار استرس شدید شدم که تپش قلب همراه دارد و طبق مباحث آشتی با خدا، حس می کنم که ابلیس مرا دچار وسوسه می کند و هر بار با همان مباحث، یاد خدا به قلبم آرامش می دهم، چند صباحی می گذرد شرایط عادی می شود و به ناگه دوباره این حالت پیش میاید. استاد در این مواقع بهترین راه کار چیست باید چه کرد تا این اصطراب و استرس از بین برود .احساس می کنم ابلیس نمی گذارد یاد خدا رو قوت بدهم و واقعا گاهی اوقات فشار زیاد است و از عاقبت کار واهمه دارم. راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با استراحت و تقویت بدن و ورزش، از قوه‌ی واهمه هرچه بیشتر عبور فرمایید. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت است، بد نیست. موفق باشید

21981
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در فصل آخر آشتی با خدا یه جایی می فرمایید که این عقیده ها هستند که در دوران پیری برای ما می مانند و اطلاعاتمان فراموش میشه. آیا کسی هم که آلزایمر می گیرد و دیگه یادش میره نماز بخونه و درکی نسبت به نماز نداره هم میشه اینطور گفت در موردش که نمازش عقیده نشده براش یا ربطی نداره به این موضوع؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آلزایمر یک بیماری است که موارد جزئی مورد نیاز زندگی را از صحنه‌ی حافظه می‌برد. ولی در پیری انسان موارد جزئی زندگی را که چندان مورد نیاز نیست با نظر به امور کلی، از آن‌ها عبور می‌کند. و به همین جهت ملکات انسان در پیری از دست نمی‌رود همان‌طور که آن ملکات در قیامت برای او باقی است. موفق باشید

21762
متن پرسش
سلام: در کتاب آشتی با خدا در رابطه با اینکه چرا خداوند ما را خلق کرد و صفت دائم الفیض بودن خداوند آیه ۶ سوره الرحمن رو شاهد آوردید. در بحث حرکت جوهری هم از این آیه تقریبا برای همین موضوع استفاده شد. ولی در این روزها از این آیه برای نشان دادن ظهور حضرت حق در هر تاریخ و دوران از این آیه استفاده می کنید. آیا اینها به هم ربط دارد؟ لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فیض حضرت حق دائمی است و در هر صحنه‌ای مطابق آن صحنه و آن پدیده ظهور می‌کند، حال چه آن پدیده موجودی مثل انسان باشد، یا رخدادی مثل انقلاب اسلامی. موفق باشید

21682
متن پرسش
سلام علیم: استاد جان خداوند چگونه انسان را می بیند؟ خداوند که چشم ندارد. آیا مثل نفس که قوه ی بینایی دارد خدا هم با اسماء خود ما را می بیند؟ اگر جزوه یا کتابی در این رابطه دارید لطفا معرفی بفرمایید. خدا نگهدار شما باشد. ان شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خدا علیم است علم به دیدنی‌ها دارد و همه چیز معلوم خدا است نه آن‌که لازم باشد با چشم ببیند تا فقط ظاهر موجودات برای خدا معلوم باشد. در کتب کلامی این نوع بحث‌ها شده است. در ذهنم کتاب خاصی نیست. موفق باشید

21395
متن پرسش
سلام استاد: استاد توی این مدتی که سیر شما رو در ابعاد مختلف دنبال می کنم به یک نگاهی رسیدم. در دل هر مسئله و موضوع دینی میتونم از نظر عقلی روح توحید رو ببینم که مثل نخ تسبیح همه چیز رو در گرفته حتی تمام اصول دین و حتی فروع رو میتونم ببینم که توحید همه رو احاطه کرده و میتونم همه رو در راستای توحید شرح بدم، حتی موضوعات غیر دینی و هر چیزی رو میتونم با نگاه توحیدی تحلیل کنم و خالص رو از ناخالصی یه موضوع تشخیص بدم، نمیدونم الان کجای کارم. ولی میخوام شما راهنمایی کنید. شاید فعلا در جزییات و اطلاعات دینی قوی نباشم البته ولی میخوام این حالت عقلی رو هم قلبی کنم. لطفا از این شاگرد خود دستگیری کنید. چون شما رو تنها استاد خودم میدونم و اگه این شاگردی رو شما بپذیرید شاید در یک سیر منظم قرار بگیرم و بدونم چطور پیش برم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی نیاز نیست. اگر هم‌چنان نظرتان به توحید عالم باشد، این نور توحید است که همچنان به سراغ انسان می‌آید و هرچه بیشتر خود را نشان می‌دهد در آن حدّ که به لطف الهی همه‌ی عالم را به نور توحید می‌نگرید. موفق باشید   

20299
متن پرسش
سلام علیکم: حقیر مساله جبر و اختیار را تا کنون نتوانستم برای خود حل کنم از طرفی لزوم پذیرش دعوت انبیا منوط به این است که بپذیرم یک معادی هست و دو ما صاحب اختیاریم و چون این مساله برایم حل نشده بدین نتیجه رسیدم تا زمان حل این مساله در تکلیف همانند اطفال قبل از بلوغ هستم. آیا حضرتعالی این نتیجه گیری را تایید می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! زیرا انسان به طور بدیهی مختاربودنِ خود را احساس می‌کند و به قول مولوی: «این‌که گویی این کنم یا آن کنم / خودْ دلیلِ اختیار است ای صنم». موفق باشید

6823
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر.زیارت قبول. روزی که در ویکی پدیا در خصوص «اربعین» خواندم: بزرگترین اجتماع صلح آمیز بشری است و پیاده روی اربعین را بزرگترین و انبوهترین پیاده روی بشریت (البته نمی دانم چرا اکنون دیگر این قسمت ها از ویکی پدیا برداشته شده است؟!!)احساس کردم تغییر و تحولی در تاریخ اتفاق افتاده است؛ استاد تا همین چندسال پیش کمتر کسی از غیرمسلمانان، کربلا و امام حسین علیه السلام را می شناخت ولی خواست خدا بر این تعلق گرفت که مستکبران(صدام) توسط مستکبران(آمریکا) نابود شوند و همین امر و حضور آمریکایی ها در عراق باعث شد تشیع جهانی شود و به شدت تشیع تبلیغ شود و شیعه که تا چندی قبل به عنوان یک گروه کوچک دینی در دنیا محسوب می شد که حتی مستشرقین و دین شناسان آنقدرها وقعی به شناخت دقیق آن نمی نهند؛ یک مرتبه در جهان شناخته شد. من فکر می کنم این از معجزات این دوره است. احساس می کنم تحولی در حال رخ دادن است. چطور می شود علیرغم این همه تلاش وهابیت، میلیونها نفر سینه چاک در اربعین حسینی در کربلا حاضر می شوند؟انگار که قرار است همه اهل دنیا از خود بپرسند: «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟این چه شمعی است که جانها همه فرزانه اوست؟»...استاد وقتی که فکر می کنم چطور کید و مکر آمریکا و اسرائیل و عربستان و... در حمله به عراق نقش بر آب شد؛ چرا که قطعا آنها نمی خواستند شیعه این چنین نترس و سینه چاک در صحنه حاضر شود؛ شیعه این گونه در جهان شناخته شود؛ شیعه این چنین آزادانه شعایر دین را به جای آورد؛ آنها نمی خواستند ؛ اما انگار «ان الله متم نوره ولو کره الکافرون»...استاد دید من این است که جمهوری اسلامی ایران هم در این حقایق نقشی خاص و البته بی بدیل جایگزین را ایفا می کند؛ استاد گرامی خواهشمندم در خصوص این نقش توضیح دهید.تشکر و التماس دعای ویژه
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و عرض بنده آن است که بنا است تقدیری در عالم حضور یابد که دیگر در خاور میانه با چیزی به نام اسرائیل و وهابیت روبه رو نباشیم، إن شاءاللَه. موفق باشید
27419
متن پرسش
سلام علیکم استاد: تعدادی سوال داشتم در مورد دو موضوع: امام صادق علیه سلام: «اگر گروهی تنها خدا را بپرستند و برای او شریک نگیرند و نماز برپا داشته و زکات داده و حجّ خانۀ خدا را بجا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، امّا دربارۀ یکی از افعال خداوند یا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) چنین بگویند: ای کاش برخلاف آنچه انجام داده، رفتار می کرد یا همین فکر به ذهنشان خطور کند، مشرک می شوند.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «پس سوگند به پروردگارت (اى پيغمبر) كه ايشان ايمان نمى آورند؛ تا زمانيكه در مشاجرات و خصومتهائى كه در ميانشان واقع گردد، تو را حَكم قرار داده و به تو رجوع كنند؛ و سپس از آنچه كه تو به نظر خودت در ميان آنها حكم كردى و قضاوت نمودى، ابداً ناراحتى و حرجى در خود احساس ننمايند و گرفتگى را در خود نيابند؛ و به آخرين درجه از تسليم، تسليم امر و نظر تو باشند.»؛ پس از آن امام صادق (علیه السّلام) فرمود: تسلیم باشید.» برشی از کتاب کیمیای سعادت در پرتو رفیق: ارجاع دادن استاد به رفیق، بخاطر خوف از هلاکت شاگرد در اینجا تذکّر این مطلب بسیار مهم است که گاهی منشأ ارجاع دادن استاد به رفیق، بازگشتش به عدم استعداد برای قبول حق از طرف شاگرد است. یعنی اگر استاد بخواهد مستقیماً مطلبی را به شاگرد تذکّر بدهد، ممکن است شاگرد بواسطۀ عدم تحمّل شانه خالی کند و خدای ناکرده در مقام تعارض با استاد قرار گیرد؛ چه اینکه این اعتراض را به زبان بیاورد و زبان به اعتراض باز کند و یا اینکه در قلب خود نگه دارد. در هر دو صورت، چون این تعارض و تقابل با مقام ولایت صورت می پذیرد، فرد بسیار ضربه می خورد و به هلاکت می افتد و ساقط می شود. ۱. استاد از مطالب گفته شده برداشت میشه که ما باید از دستورات صاحبان ولایت (خدا و پیغمبر و اهل بیت و رهبری و اولیا الله) در عمل اطاعت کنیم و نارضایتی قلبی نداشته باشیم که این ساده نیست ما شاید بتوانیم در عمل تابع آنها باشیم ولی اینکه از دستورات آنها حتی ناراحت هم نشویم یا نارضایتی درونی هم نداشته باشیم خلیی سخت است چرا که ناراحتی که امر قلبی است در دست ما نیست. یا اینکه رضایت کامل به قضا الهی داشته باشیم و در مصیبت ها ناراحت از اراده و قضای الهی نباشیم و اینکه در متن های بالا گفته شده که حتی خطور نارضایتی در ذهن مساوی با شرک است و تعارض و تقابل با مقام ولایت است و موجب هلاکت می شود بیشتر افراد که در مقام تسلیم و رضا قرار ندارند چطور بدین شکل باشند؟ ۲. استاد در کتاب معاد فرمودید که اگر در دنیا شخص دارای سمت و سوی الهی باشد و در مسیر حقیقت بوده باشد بعد از مرگ در عالم برزخ و قیامت با طی عوالم و منازل با کنار رفتن تعلقات و حجاب ها در نهایت به لقا الله می رسد آیا برای همه ی انسان هایی که مومن هستند و سمت و سوی الهی دارند جنت لقا و فنی در ذات احدیت در نهایت میسر می شود؟ در پناه حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی پذیرفتیم حضرت حق عین حکمت عمل می‌کند و اولیای معصوم «علیهم‌السلام» مظهر حکم خدایند؛ عقلاً جایی برای اعتراض درونی نمی‌ماند هرچند از نظر احساس و عاطفه ممکن است ناراحت باشیم و همین اندازه که عقل، انکارِ حکمت الهی را نمی‌کند برای توحید و عدم شرک کافی است. ۲. به اندازه‌ای که انسان‌ها به حقّ رجوع داشته باشند با جلوات انوار الهی در مظاهر مختلف روبه‌رو می‌شوند. موفق باشید

25957
متن پرسش
سلام: زمانی که انسان وارد عالم مثال می‌شود صورتهای مثالی در خیال متجسم می‌شوند اما خیال دقیقا کجاست؟ جایی در نفس ناطقه است یا جایی در مغز انسان است؟ (مثلا غده پینه آل)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان، وسعتی تا عالَم جبروت دارد و یکی از مراتبِ نفس انسان، عالم خیال است. در این مورد خوب است سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

25761
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، حقیقتاً در زمانه فعلی می شود گفت حوزه های علمیه روند تحجر و بدور از واقعیات زمانه را دنبال می کنند؟ آیا همچنان هنوز انتقادات شهید مطهری به حوزه ها مبنی بر اینکه حوزه های علمیه در تولید علم دینی مبتنی بر واقعیات و ضرورت های جامعه ضعف اساسی دارند و روند عقب ماندگی را دنبال می کنند؟ این سخنرانی آقای رحیم پور ازغدی هم که در فیضیه قم سال پیش بیان کردند ریشه سکولاریسم در حوزه است هم کمی به ابهام من اضافه کرده و ذهنم رو نسبت به تحجر و سکولار بودن حوزه درگیر کرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به قشر طلبه‌های جوان و دانشجویانی که به حوزه آمده‌اند امیدوارم، هرچند گله‌ی آقای رحیم‌پور به جاست که حوزه در مسائل مبتلابهِ جامعه سرزنده نیست. ولی در هر حال، در حالِ به نشاط‌ آمدن است. موفق باشید

25288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در تکمیل سوال ۲۵۲۴۴ لطف می کنید به این سوالات هم پاسخ بدید: ۱. استاد عربی ما می فرمایند اگر عمل مستحبی به نیابت انجام بشه و اشتباهی در آن رخ بده مانند اشتباه خواندن قرآن و.. گناه آن برای میت یا هر کسی که شما به نیابت آن عمل را انجام دادید حتما نوشته می شود آیا این نظر درسته؟ ۲. اگر هدیه دادن منزلت بیشتری داره پس چرا در اکثر کتبهای شما قید شده که به نیابت از امام زمان (عج) زیارت کنید حج بروید و یا قرآن بخوانید؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمی‌دانم. ولی ملاک، نیّت ما است که بخواهیم خیری را به طرف برسانیم. إن‌شاءاللّه خداوند بر اساس نیّت ما عمل می‌کند. ۲. هدیه‌کردن یک عمل، غیر از انجام‌دادنِ آن عمل به جای آن فرد است. هر کدام در جای خود مفید و مؤثر است. موفق باشید

25261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم سوال بپرسم که تا چه حد می تونیم به نظریات روانشناسی اعتماد کنیم و جهت درمان خودمون و خوب شدنمون بهشون اعتماد کنیم با توجه به افق توحیدی که داریم، من یه سری کلاس دارم میرم توش میگن خیلی از مسایل و مشکلات ما بر میگرده به دوران کودکی و حتی زمانی که در رحم مادر خودمون بوده ایم، و خیلی هم به نظر بی ربط نیست و من سال ها تلاش کردم تا اینا را برطرف کنم و نشده، آیا میشه به درمان به این روش اعتماد کرد؟ با توجه به اینکه استاد ما یه شخص کاملا مومن و با علم توحیدی هست و همه چیز را در دستان خدا می داند، بعضی وقتا میگم اگه این روش برای درمان خوب بود چرا ائمه به آن سفارش نکردن؟ میشه من رو راهنمایی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید ما فرزندِ دلیل باشیم و نظرات روان‌شناسان آن‌جایی که با عقل و نقل معتبر می‌خواند، چرا پذیرفته نشود؟ موفق باشید

24602
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۵۸۸ فرمودید که: به هیچ وجه بحثی این‌چنین مهم را کم‌تر از دو یا سه سال مطالعه و تدبّر نمی‌توانید دریابید. اگر می‌بینید برایتان مشکل است، چرا بی‌خیالش نمی‌شوید؟ اولا بنده انتظار این جواب را نداشتم و انتظار داشتم حداقل معنای کلی وحدت وجود مد نظر حکمت متعالیه و خودتان را برای بنده در چند سطر بگویید، البته بنده طلبه نیستم که امکان پیگیری موضوع در حوزه و نزد اساتید حوزه به راحتی برایم فراهم باشد و کسی را هم نمی‌شناسم که بخواهم با ایشان مبحث وحدت وجود را پیگیری کنم، جنابعالی هم که به بنده پیشنهاد پاک کردن صورت مسئله را می دهید به جای حل مسئله، حال سوال بنده این است که برای جا افتادن معنای صحیح و فهم صحیح وحدت وجود از کجا و چگونه شروع کنم تا بتوانم در هر مدت زمان مسئله وحدت وجود را برای خودم به فضل الهی حل کنم و دچار انحراف نشوم، پیشنهاد جنابعالی چیست؟ ممنون از پاسخ‌گویی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید بعضی معارف آن‌چنان عمیق‌اند که یا باید وارد آن نشد و یا باید با آمادگی کامل و حوصله‌ی زیاد وارد آن شد. بدترین برخورد با معارف عالیه، تقلیل آن‌ها است. حضرت سجاد (ع) مى ‏فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[1] خداوند مى ‏دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى ‏آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. اين خبر نشان مى‏ دهد براى فهم سوره‏ ى توحيد و شش آيه‏ ى اول سوره ‏ى حديد نياز به روح آخرالزمانى است. نتيجه اين‏كه واژه‏ ها هر اندازه هم كه مقدس باشند تنها در گرو تفكرى كه به آن‏ها رجوع مى‏ شود بزرگى و قداست خود را مى‏ نمايانند و فكر مى ‏كنم ما هنوز در شرايطى نيستيم كه واژه هاى «,وحدت وجود» و «آخرالزمان» و «پايان تاريخ»، معنى خود را درست بنمايانند تا منشأ تفكر شوند، مگر آن كه به فرهنگى رجوع شود كه اين واژه‏ ها در درون آن فرهنگ معنى خود را بيابند و دل‏ها را زير و رو كنند. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 91.

نمایش چاپی