بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز سیر مطالعاتی را قرار است با دوستم شروع کنم ان شالله، در این سیر که خودم طبقه بندی کرده ام، به ترتیب کتب حضرت آقا، شهید مطهری، شهید آوینی، خود شما، کتب تاریخ و در آخر زندگی نامه شهدا گنجانده شده، بنده و دوستم کتب معرفت النفس و برهان را گذرانده ایم، آیا این طبقه بندی برای ما خوب است، با توجه به اینکه کتاب ها را از یک شخص در نظر نگرفته ام که بعد از مدتی ادبیاتش خسته کننده نشود و از افراد دیگری هم باشد و موضوعات هم گوناگون باشد، نظر شما چیست استاد؟ ممنونم خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است. البته در کنار این کار، از قرآن غافل نشوید. موفق باشید

19236
متن پرسش
با سلام: آیا نفس اماره میل و امر به سوء ندارد؟ خوب از خداوند جز انتظار خیر نمی رود. این موضوع و وجود دیگر شرور چگونه قابل تفسیر است؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به جهت آن‌که باید با انتخاب خود، کمال خود را به‌دست آورد حضرت حق او را در مقابل دوگونه میل یعنی میل به بدی‌ها و میل به خوبی‌ها قرار می‌دهد و می‌فرماید: «انّا هدیناه السبیل امّا شاکراً و امّا کفوراً» ما او را در مقابل جاده‌ای قرار می‌دهیم که می‌تواند از آن استفاده کند و یا از آن منحرف شود. موفق باشید

18945
متن پرسش
پیشگفتار و خلاصه ی کل مباحث: مسئله‌ی ولایت در اسلام موضوعی است که در اصل مزبوط به خداوند متعاله و هیچ یک از بندگان بر دیگران ولایتی ندارند مگر به اجازه و دستور خداوند. بنابر این اگر برای پیامبر و امام و فقیه ولایتی تعریف میشه ذیل همین ولایت هست و لاغیر. و ولایت خداوند بصورت تکوینی است، یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم تحت ولایت الهی هستیم. این موضوعی است اساسی که وقتی در باره‌ی ولایت مخلوقات بر دیگر مخلوقات سخن می گوییم حواسمان باشد که این ولایت مطلقه نیست! بلگه مشروط است و شرطش هم احکام الهی است. درباره‌ی معصوم علیه السلام چون این قابلیت کامل است و به صورت کامل و دقیق و بدون خدشه قادر به استنباط احکام الهی در مرحله‌ی فهم و عمل هست، ولایت معصوم ولایت الهی است که معصوم علیه اسلام در کنار قرآن، تنها وسیله‌ی ارتباطی ما مخلوقات محجوب با خداوند متعال است. اما درباره‌ی دیگر انسان‌ها مطمئناً بر اساس تقربشان به معصوم این موضوع قابل دقت و بازنگری و کنترل بیشتری است و مهمترین عامل کنترلی همین رفتار و کلام معصوم و قرآن کریم است، در واقع معصوم علیه السلام در نقش پدر برای جامعه است و وقتی که در غیبت به سر می‌برد، جامعه موظف به انتصاب و انتخاب شخصی است که نقش ولایت معصوم را در حد مقدورات خودش برای جامعه بازی کند و این شخص نقش برادر بزرگ را بازی می‌کند و نه پدر، بنابر این باید با روش‌های مختلف دائماً این شخص و رفتارش و تصمیماتش توسط دیگر برادران تحت نظارت باشد. این مطلب در مورد ولایت فقیه درست است؟ استاد بزرگوار لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است فقیهی که در جایگاه ولایت فقیه قرار می‌گیرد به جهت خلوص خاص خود منوّر به ولایت تکوینی ذیل ولایت تکوینیِ امامان باشد، ولی ولایت فقیه یک موضوعِ تشریعی است از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم تشریعی خداوند است. موفق باشید

8459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز بهترین ساعات شبانه روز برای گفتن ذکر یونسی چه موقع است؟وآیا می شود در مسجد که عموم مردم رفت و آمد دارند انجام داد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در ساعاتی که شرایط روحی شما مناسب باشد. بهتر است در جای خلوت باشد. موفق باشید
30471
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جواب سوال ۳۰۴۶۵ تفاوت سلوکی که منجر به تقویت قوای نفس می شود یا منجر به تجلی توحیدی در قلب سالک می شود چیست؟ آیا نوع رجوع سالک در سلوک مهم است؟ سالک چگونه متوجه شود که در قلمرو کدامیک قرار دارد؟ قربان شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک عرفانی، سالک نظر به توحید حضرت حق دارد و سعی می‌کند خود را نفی کند تا حضرت حق در همه‌ی ابعاد وجودی او به ظهور آید. به همان معنایی که در حدیث شریف قرب نوافل مطرح است. ولی در روش مرتاض‌ها نظر به نفس و قوای نفس می‌شود و این امری نیست که در عرفان جاری می‌شود. موفق باشید

29007
متن پرسش
سلام استاد: امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که «علیکم انفسکم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید 

28339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راز خواب دیدن مکرر اولیای خدا چیه؟! توقع خاصی از ما دارند؟! خصوصا یکی از اولیای حاضر در این عصر که من احساس می‌کنم مظهر نور حضرت حجت بن الحسن هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم اولاً هر اندازه عقل انسان بیشتر باشد، خواب‌دیدن انسان کم می‌شود و ثانیاً: به خواب نباید اعتماد کرد. موفق باشید

26895
متن پرسش
سلام علیکم: برخی ها با تاسی و با عَلَم کردن آنچه که در منشور کوروش می باشد؛ به بهانه آزادی عقیده و به این بهانه که می خواهند به اعتقادات سایر ادیان و جریانات احترام بگذارند، معتقدند باید به عقیده و عمل گروه های مختلف حتی کمونیستم و بت پرستان احترام گذاشته و فعالیت های تبلیغی آنان را معتبر کرد و ایرادی بر آنها نگرفت. آیا واقعا این رویکرد صحیح است و اقتضای احترام به آزادی تفکر، جواز تبلیغ هر تفکر و اعتقادی در هر عرصه اجتماع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام با تفتیشِ عقاید مخالف است و هرکس می‌تواند هر عقیده‌ای داشته باشد، ولی اسلام به عنوان جریانی که بر حق اصرار دارد هرگز جای و جایگاهی برای باطل قائل نیست تا آن را به رسمیت بشناسد در عین حال، سایر ادیان را در انجام عبادی‌شان آزاد می‌گذارد و این با منشور کوروش نیز همراه است ولی جناب کوروش که کشور را دستِ ادیان مختلف ندادند با آنچه که خودشان تشخیص می‌دادند و بدان معتقد بودند، کشور را اداره می‌کردند. موفق باشید

24969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: در موضوع معرفت النفس ۱. وقتی ما عالم خارج را درک می‌کنیم و احساس می‌کنیم به صورت بدیهی وجدانی و بدون تفکر و توجه درک و احساس خارج بودن اشیا را داریم، اما موقعی که ناخودآگاه و بدون اختیار و اراده قبلی تخیل می کنیم و خطوراتی سراغ ما می آید به صورت بدیهی وجدانی درک و احساس درونی بودن تخیل را نداریم به جز اینکه توجه کنیم و به خود بیاییم که متوجه می‌شویم در خیالات بودیم، در صورتی که تنها وقتی که اختیارا و به خواست خودمان خیال کنیم، در همان لحظه تخیل، می دانیم در حال خیال کردنیم، چرا این علم به درونی بودن تخیل و خطورات را در زمانی که تخیل و خطورات ارادی وآگاهانه و اختیاری نیست نداریم؟ آیا این به این دلیل است که آن خطورات و خیالات غیر ارادی و دفعتا و جبری حقیقتا از خارج از نفس من است، که یا القا شیطان است یا الهام ملک، و به خاطر همین ما آن خطورات و خیالات را درونی احساس نمی‌کنیم چون حقیقتا درونی نیست و نجوا و القا یا الهام است؟ ۲. حال اگر این خطورات و خیالات غیر ارادی و خارج از اختیار از جانب شیطان و ملک می باشد، چگونه می توان خطورات و خیالات و الهام های ملکی را بیشتر کرد و خطورات و خیالات و القائات شیطانی را به حداقل و حتی صفر رساند؟ متشکرم از شما استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همین‌طور است که می‌فرمایید. ۲. همین‌طور که در روایت از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم: «إنّ فی ایام دهرکم نفحات»، آری! الهاماتی از مَلَک به ما می‌رسد همچنان که وسوسه‌ها و القائاتی از شیطان در «عُقَد» و اندیشه‌های ما در میان است ولی در هر حال آن‌چه مورد پذیرش و نپذیرفتن آن‌ها می‌شود در درون ما است و زمینه‌هایش را ما فراهم می‌کنیم و از این جهت از اختیار ما بیرون نیست. موفق باشید

24935
متن پرسش
با سلام: به نظر شما فقه و احادیث فقهی ما، خالی از توحید و معارفند و سنخشان از سنخ احادیث اعتقادی جداست؟ یا با توجه به اینکه احکام ریشه در تکوینیات دارند نه اعتباریات، خود اینها هم معارف ما حساب می شوند و از مثلا احکام ارث و دیات هم می شود، معارف اعتقادی بیرون کشید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر می‌کند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام می‌شود. موفق باشید

24251
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: شما بر هایدگر و گادامر تاکید دارید، و اینکه می‌فرمایید برای فهم و درک عرفان اسلامی و سنت خودمان (در دوره ما) باید آنها را خواند. حال سوال این است، بنده به عنوان یک طلبه (که در سیر عرفان، به فصوص الحکم رسیده ام) اول باید سنت را بخوانم و بعد هایدگر را یا بالعکس؟ سوال دوم: تفکر هایدگر را باید چگونه خواند و سیر مطالعاتی برای فهم آن چیست؟ آیا اکتفا به کتب خودتان جواب گو هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده تا «حکمت» و «عرفان» را خوب نچشیده باشید نباید به هایدگر و گادامر که نحوه‌ی حضور دین داری در این تاریخ را متذکر‌ند رجوع کنید. ۲. باید کتاب «هستی و زمان» هایدگر را دنبال کرد. موفق باشید

23845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به شرایط موجود در استان های سیل زده و نیاز شدید به نیروی جهادی آیا حضور در شهر های سیل زده وظیفه ی طلاب می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیاز باشد و کسی بتواند کمک کند و وجودش تازه آن‌جا مانع کار نباشد؛ چرا کوتاهی نماید؟ موفق باشید

23151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی وقت شما بخیر: من به سوالی داشتم و پاسخ این سوال را جاهای دیگر نتوانستم پیدا کنم. اگر ما از امام زمان (عج) بخواهیم به نیت و حاجت مد نظر ما نمازی بخوانند (مثل نماز جعفر طیار) آیا ایشان حتما حتما این لطف را در حق ما می‌کنند؟ یا معیار و ملاک برای انجام این کار از طرف ایشان‌، اعمال ما است و قطعی نیست؟ (منظور من به جز دعاهای همیشگی و طلب استغفار و... برای شیعیان است.) آیا در روایات به این موضوع اشاره شده است؟ پیشاپیش کمال تشکر را دارم بابت پاسخگویی. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست ما تکلیف برای آن حضرت معلوم کنیم! موفق باشید

22426
متن پرسش
استاد عزیز سلام: در پاسخ یکی از دوستانم که تقریبا دچار یک پوچی و احساس غبنی شده بود این جواب رو نوشتم می خواستم ببینم ایراداتش چیه؟ چقدرش درسته؟ «امروز در زمانه‌ی ما، معناداری زندگی در اعتقاد و ارتباط و تلاش برای انقلاب اسلامی در مسیر رسیدن به شهداست. شما تا هدفی جلوی چشمات نباشه کم میاری، پوچی میگیرتت، خسته میشی، دادت در میاد، حتی نمیدونی دادت روی سر کی بزنی و اصلا چرا داد بزنی. اما باید اون هدف اصلی جلو چشمت باشه و اون شهدان، اینی که میگم از کتابای شهدا هی بخون نه از سر تفنن و سرگرمی و ایدئولوژی میگم، این خاطرات و کتاب ها امروز تنها و تنها راه میانبر و کوتاه برای سلوک و معناداری زندگیه، اصلا همین انس گرفتن با این کتابا شما رو عوض میکنه، بعدِ ی مدت می بینی صبورتر شدی، زندگی برات معنادار تر شده، ی حس و حالی داری که بقیه ندارن هیچ کار دیگه هم نکردیا مثل بقیه زندگیتو می کردی ولی می بینی کم کم دیگه مثل اونا زندگی نمیکنی»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. پوچی از بی‌معناییِ زندگی سر بر می‌آورد و امروز، زندگی با وفایِ به انقلاب اسلامی و قرارگرفتن در بستر مقابله با استکبار در متن سنت توحیدی، معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

22134
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 22130 ، پس تفاوت ما که حمد خدا رو بر زبان بیاوریم و بگوییم همه چیز خوب است و تلاش کنیم و.... با روشنفکران غرب زده که به مخاطبین خود توصیه می کنند هر روز جلوی آیینه بایست و بگو همه چیز خوب است و.... چیست؟ آیا قرار است هر دو فرهنگ با زبان یک نتیجه خوب بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حمدی که ما در نماز داریم نظر به حضرت ربّ‌العالمین است و اظهار این باورِ متعالی که منشأ همه‌ی خوبی‌ها و پاکی‌ها از اوست، و با این کار، نحوه‌ای از گفتگویی صمیمی با آغازین‌ترین حقیقت و مبنایی‌ترین وجود به میان می‌آوریم. این چه ربطی به نحوه‌ای از القای روان‌شناسانه دارد که تنها شارژکردنِ خود می‌باشد از طریق توهّم‌سازی؟! موفق باشید   

21929
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در بحث معرفت النفس و اینکه من ما تن ما نیست نکاتی فرمودید که شاید چندان علمی بنظر نرسد. مثال هایی گفته شد مانند خواب، بیهوشی و اینکه در افراد مسن علت اینکه داروهای بیهوشی ضعیفتری داده می شود تعلق کمتر نفس به تن است در حالی که ما می دانیم قلب افراد مسن ضعیف تر است و اگر بیهوشی شدید رخ دهد و ضربان قلب افت شدید پیدا کند ممکن است دیگر عضلات قلب نتوانند پمپاژ قلب را راه بیاندازند. لطفا در باب مثال ها (که البته مثال ها نوعی استدلال بودند) دقت بیشتری شود زیرا که می تواند باعث غیرقابل پذیرش شدن اصل موضوع شود. (بنده دانشجوی پزشکی هستم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید علم پزشکی با نگاهی آغازین‌تر و مبنایی از خود بپرسد چرا در هنگام پیری، قلب انسان ضعیف‌تر می‌شود؟ جز آن است که آن‌چه موجب تدبیر بدن است مثل دوران جوانی، توجهش به بدن کم شده تا حضور خود را در جای دیگری شکل دهد؟ موفق باشید

21228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده می خواهم وارد سیر و سلوک ناب اسلامی شوم ولی چون آلوده به گناهان زیادی هستم و باید توبه خالصی انجام دهم و بعد وارد این عرصه شوم اما توبه کردن که به این راحتی نیست، برای کسی که عمری غرق در کثافات بوده و هست و از طرفی می دانم توبه کردن هم قسمتی از سلوک الی الله است و راه و روش دارد و استاد راه بلد نیاز است و حالا بنده چنین استادی که مورد اعتماد باشد سراغ ندارم. لذا از جنابعالی تقاضا دارم راهنمایی ام کنید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با نظر به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، شروع کنید «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». هرگز از رحمت خدا مایوس نباشید. موفق باشید

 

20533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر عبد خدا طاهرزاده: دلیل حمایت مرحوم هایدگر از هیتلر چه بود وقتی انسان آن دقت های عقلی را از ایشان می بیند واقعا می مانیم چرا در این موضوع دقت نکرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از موضوعاتِ پر گفتگویی است. جمع‌بندیِ آقای دکتر داوری آن بود که تصور هایدگر به حزب نازی در ابتدای امر، چیزی غیر از آن بود که در عمل واقع شد و به همین جهت سریعاً از ریاست دانشگاه در زمان هیتلر استعفا داد. در ضمن این مصاحبه هم برای تفکر در این موضوع بد نیست که آدرسش خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2833953

20279
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یک سوال داشتم خدمت استاد ارجمند: ۱. همانطور که می دانید اولین مرحله قیامت با نفخ صور آغاز می شود که همه در پی آن می می میرند. بر این اساس آیا منظور از مردن در اینجا این است که انسان در اینجا عدم می شود و روحش هم از بین می رود؟ اگر اینطور باشد که مخالف میل به جاودانگی در انسان است و نیز ضد برهان حکمت است چرا که بعد می فرماید که دوباره در صور دمیده می شود و همه زنده می شوند پس می تواند به این معنا باشد که انسان عدم شده و بعد دوباره زنده می شود و اگر چنین نیست پس منظور از اینکه همه ی انسان ها می میرند و بعد با نفخ صور دوم زنده می شوند چیست؟ (بنابر اینکه شما خودتان فرمودید که روح و حقیقت انسان هیچ موقع از بین نمی رود پس اگر اینطور باشد دیگر زنده شدن معنا ندارد چرا که خود زنده است و دیگر نفخ صور دوم معنا نخواهد داشت.) لطفا توضیح دهید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخه‌ی اول، همه‌ی موجوداتِ زمینی به برزخ منتقل می‌شوند و در نفخه‌ی دوم، همه‌ی موجودات برزخی در برزخیتِ خود می‌میرند و به قیامتی‌بودن خود زنده می‌شوند. موفق باشید

20167
متن پرسش
سلام: استاد با توجه به گسترش کانال های تلگرامی در خصوص موجودات فضایی و سفر در زمان به آینده یا گذشته، آیا شما با وجود داشتن موجودات فضایی و سفر در زمان و... موافقید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلال‌های مطرح در حرکت جوهری روشن می‌کند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی می‌توان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل این‌که اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید

19282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: نظرتان راجع به عالم ذر و اختلافات علماء به چه صورت هست؟ اینکه عالم ذر وجود دارد یا همان فطرت است؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است با مباحث فطرت، بحث را جلو برد زیرا روایات عالم ذر بعضاً قابل اعتماد نیست. در این مورد می‌توانید به تفسیر آیات 171 و 172 سوره‌ی اعراف توسط آیت اللّه جوادی رجوع فرمایید. موفق باشید

19055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شرمنده، من دانشجو پزشکی هستم و تقریبا از دو سال پیش مباحث حضرتعالی رو پیگیر هستم و کار کردم، تقریبا حدود هفتاد درصد از مباحثتون رو کار کردم الان هم شروع کردم شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» امام رو با صوت شما کار کردن، ولی می خواستم در کنار پزشکی سیر جدی فلسفه و عرفان رو کار کنم، می خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بعد از سیری که به معاد و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» بینجامد، به نظر می‌رسد مباحث شرح «رساله الولایه» باب خوبی برای ورود در آن امور باشد. موفق باشید

18822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این قضیه مدتی من را به خود مشغول کرده: آیا صورتهایی که در ذهن خود می یابم، در خارج هم وجود دارند و آیا وجود خارجی آنها مانند وجود ذهنی آنهاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع مفصل فلسفی است. آن‌چه در نهایت باید مدّ نظر قرار گیرد همان درک بدیهی ما است که به کمک نفس ناطقه به عنوان یک پدیده‌ی مجرد با خارج از ذهن مرتبط می‌شویم. موفق باشید

8210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام: بنده طبق سیرمطالعاتی که در سایت قرار دادید پیش میرم اکنون می‌خواهم بحث معاد را شروع کنم. با یکی از شاگردان شما صحبت کردم ایشان گفتند تا خشم و عصبانیت خود را کنترل نکنی نمی‌تواتی معاد کار بکنی..آیا شما حرف ایشان را تایید می‌کنید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. چون هر اندازه با روح آرام‌تری وارد مباحث معاد شوید به همان اندازه احساس حضور شما در معاد بیشتر خواهد شد. موفق باشید
8095
متن پرسش
با سلام. به آبروی جده سادات انشاءالله در راه اشاعه اسلام حقیقی موید به فضل الهی باشید. استاد، دو سوال داشتم1. در دعای مکارم اخلاق حضرت سجاد در یک جا هست که می گوید اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ لِی یَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِی ، وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِی ، وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِی ، وَ هَبْ لِی مَکْراً عَلَى مَنْ کَایَدَنِی ، وَ قُدْرَهً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِی ، وَ تَکْذِیباً لِمَنْ قَصَبَنِی ، وَ سَلَامَهً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِی ، وَ وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی ، وَ مُتَابَعَهِ مَنْ أَرْشَدَنِی و بعد از ادامه داده می شود اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِی بِالنُّصْحِ ، وَ أَجْزِیَ مَنْ هَجَرَنِی بِالْبِرِّ ، وَ أُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالْبَذْلِ ، وَ أُکَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَهِ ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّکْرِ ، وَ أَنْ أَشْکُرَ الْحَسَنَهَ ، وَ أُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ استاد بزرگوار در عین حال که میدانم این هر دوجنبه نگاه کردن و کل را دیدن از ختصاصات ائمه هدی سلام اله علیهم هست اما خوب گیج می شوم که1. آخر با مردم با روحیه ای که در فراز اول آمده مواجه شوم و یا با روحیه ای که در فراز دوم آمده چون خیلی متفاوت است و 2.دیگر اینکه آیا این دو فراز برای دو گروه متفاوت از مخاطبان آمده مثلا گروه اول برای کسانی که با ما عناد بنیادین دارند و فراز دوم برای کسانی که آنچنان عنادی ندارند.3. استاد مثلا من اغلب مواقع وقتی کسی طعنه و کنایه می زند تغافل می کنم، و در منابع هم هست که تغافل مهمترین اصل تربیتی است؛ خوب جایگاه این روحیه تغافل کجاست در این دعا؟استاد بنده فایلهای صوتی شرح دعای مکارم رو هم گوش دادم.تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- از طرفی حضرت سجاد«علیه‌السلام» از حضرت حق می‌خواهند در مقابل ظالمان ضعیف نباشند و از طرف دیگر طالب روحیه‌ای هستند که با انسان‌های خطاکار که از سر جهل به ایشان ظلم می‌کنند از سر خیرخواهی برخورد کنند و آن‌هایی که از اردوگاه توحید فاصله گرفته‌اند و به دشمنان اهل‌البیت«علیهم‌السلام» رجوع کرده‌اند را رها نکنیند، بلکه با نیکی‌کردن به آن‌ها جامعه‌ای بسازند تا انسان‌های آن جامعه گرفتار انواع دوگانگی نسبت به همدیگر نباشند. در شرح این دعای شریف که بحمداللّه هنوز هم ادامه دارد عرض کرده‌ام که حضرت در تلاش اند با این دعا پایه‌ی تمدن اسلامی را شکل دهند 2- همین‌طور است که متوجه شدید در مقابل معاندان و مستکبران نباید از خود ضعف نشان داد ولی در مقابل شهروندانِ خطاکار و دشمنان فریب خورده باید برخورد دیگری داشت 3- بحمداللّه در رابطه با تغافل کار خوبی می‌کنید چون بنا نیست ما دائماً با مردم حتی مردم خطاکار درگیر باشیم و جای تغافل همین‌ جاها است نه این‌که نسبت به نقشه‌های دشمن خود را به نادانی بزنیم و او هم هرکاری خواست انجام دهد. موفق باشید
نمایش چاپی