باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحثها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر میآید در ایجاد معارف عالیه، کمک آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانِ مضطر در شرایطی قرار میگیرد که راههای معمولی و مادیِ رسیدن به هدف همه در مقابلش بسته میشود و از این جهت مضطرّ است ولی اگر نگاه توحیدی به جریانها داشته باشد، مضطرب نیست و در همان حال هم امیدوار است تا حضرت حق راههایی را در مقابلش بگشاید هرچند دشمنان حق و حقیقت سعی کردهاند موانع موفقیت او را به نهایت برسانند. و به همین جهت حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» مضطرّ هستند ولی مضطرب نیستند، و این قصهی همهی اولیاء الهی و موحدین تاریخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه وارد زندگی مدرن بشویم ولی مجهز به عقلِ توسعهیافتگی نگردیم، کار را به اینجاها میکشاند. بالاخره یا باید با عقل قدسی الهی زندگی کرد و مطابق وظیفهی الهی، انسانها به کارها دل ببندند و نسبت به وظیفهی خود متعهد باشند، یا باید با تربیت عقلِ توسعهیافتگی، مردم در انجام وظایف خود مسئولیت احساس کنند. اینکه آن شرکتها، کارِ اتوبوسهای دانشگاه را به عهده بگیرند ولی نه انسانهای متعهد به وظایف دینی خود نسبت به کارشان باشند و نه تربیتشدهای مطابق عقل مدرن، این مشکلات را که 200 سال است با آن درگیر هستیم؛ بهوجود میاید. و همان خانم کمحجاب هم متوجه نیست که دارد در کدام جهان زندگی میکند. 200 سال است جریان روشنفکری میخواهد کشور ما را به دنیای مدرن متصل کند و 200 سال است با همین صحنههایی که شما متذکر هستید در همهی نهادها روبهرو میباشیم وگرنه هیچ تفاوتی بین آنچه در صحنهی سقوط اتوبوس پیش آمد با آنچه در بیمارستانهای ما و ادارات ما و نظام قضایی ما میگذرد، نیست. آنجا هم جوانان بسیاری به صورتی خاموش دارند به قتل میرسند و ما هنوز به این عبرت نرسیدهایم که چرا به تاریخ خود برنگردیم و چرا با سنت دینی خود در جستجوی زندگی نباشیم؟! دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعهنیافتگی» سخنانی دارد و این حقیر نیز چند جلسهای نکاتی در شرح آن کتاب داشتهام. باید راهکار را در جای دیگر جستجو کرد و به آیده ای دیگر فکر نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد معمار نکات خوبی را با نظر به آیات مطرح کردهاند ولی هرگز نمیخواستند نتیجه بگیرند که مثلاً «حضرت یوسف «علیهالسلام» که به آن زندانی فرمودند به عزیز مصر بگو من را بیجهت زندانی کردهاند و البته شیطان آن موضوع را از یاد آن فرد برد»؛ کار درستی نکردهاند. علامهی طباطبایی «رحمتاللّهعلیه» میفرمایند بر حضرت یوسف واجب بود که از اسبابی که موجب خلاصی آن حضرت میشد، استفاده کنند. اساساً تفاوت دنیا و آخرت آن است که در قیامت، اسباب و ابزار منقطع و منتفی میشود. لذا قرآن در این رابطه میفرماید: «وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ» (بقره/166). در حالیکه در دنیا خداوند برای هر امری اسبابی را قرار داده و ما باید از طریق آن اسباب به مقاصد خود دست یابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر طرف توبه کند عذاب آخرتی از او برداشته میشود، چه بعد از قصاص توبه کند و چه قبل از آن. عمده توبه به معنای رجوع به حق است جهت طلب مغفرت از حضرت ربّ العالمین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس خودش باید حساس باشد که بهترین راه هدایت به سوی پروردگار عالم را بیابد. کافرانی که در قرآن به عذاب تهدید شدهاند، آنهاییاند که مقابل حقیقت اسلام ایستادهاند و مسلّم رفیق شما از این جنس نیست. ولی آیا نباید انسان هدایت اصلی را از جایی بهدست آورد که ربّ العالمین در آنجا خود را به عنوان هدایت بشریت به میان آورده است؟ و این جز در این تاریخ، اسلام است و قرآن؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان استعدادی دارد که به کمک آن میتواند حقایق عالم را که به یک معنا، روح و باطن عالم است مدّ نظر قرار دهد و این با چشمِ دل و یا به تعبیری، ابصار قلوب انجام میشود. بعضاً در جملاتِ دینی یا آیات قرآن «فؤاد» به این معنا بهکار میرود، ولی بعضاً به معنای عقل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که ولایت، سرپرستیِ خدا بر مخلوقات است امامت، صورت متعیّنِ آن ولایت است. لذا امام، ظهور ولایت الهی در شخص معین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رویکردْ در کارها است که جهتگیری کلی ما در همهی امور را شکل میدهد و در این جهتگیری است که باید تلاش پیگیری در راستای تحقق جامعهی اسلامی و پشتکردن به فرهنگ استکباری نمود و این نباید محدود به زمان خاصی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیدانم آن شخصی که این سیدی را در مقابل برخوردی که شما با او داشتهاید، چه کسی است؟! هرچه هست این سیرهی پیامبران است و راهی است که آن بندهی خدا در مقابل شما گشوده است. اگر بتوانید در آن راه جلو روید به چیزهایی میرسید که تصور آن را هم نمیکردید. حال! خود دانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه توجه کنید که به پیامبر میفرماید در مقابل اتهامزنان که بدون هیچ سند و مدرکی سخنگوی کفر و کافران میشوند، «ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» آنها را در فرورفتن به اباطیل خود رها کن تا همچنان سرگردان و بازیخورده باشند. مگر بناست هرکس هر حرف بیخود و غلطی زد، ما جوابگوی حرفهای غلط او باشیم؟ شما سعی کنید از تکتک ادعای ایشان دلیل و مدرک بخواهید. به گفتهی جناب مولوی:
گر شوم مشغول اشکال و جواب
تشنگان را کی توانم داد آب.
تمام آنچه میگوید دروغ و اتهام است یک آیه بیاورد که قرآن گفته است هرکس به دین اسلام نیاید، باید کشته شود. در حالیکه برعکس، خداوند به پیامبر خود فرمود به مؤمنان بگو نسبت به آنهایی که امیدی به تحقق «ایّام اللّه» ندارند اغماض کنند برای آنکه خداوند هر قومی را نسبت به آنچه که کردهاند و یافتهاند جزا میدهد. «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (جاثیه/۱۴) وقتی جبههی توحیدی شروع به حضور تاریخی خود کرد یعنی اگر جبههی نصرت و یاری برای تحقق ارادهی الهی به میان آمد، حتماً خداوند پیروزی خود را به شما عطا میکند و با نظر به این قاعده است که فرمود اولاً: «یغفروا» چندان به آنها گیر ندهید و معطلشان نباشید ثانیاً: این را هم بدانید که خداوند جزای هر قومی را در ازای آن کاری که میکنند و آنچه که کرده و یافتهاند، میدهد.
ملاحظه کنید که اینجا بحث آن که چه کسی بد است و چه کسی خوب است نیست. بلکه خواست ما را متوجه کند خداوند نسبت به اعمال هیچ قومی بیتفاوت نیست و نمیخواهد آنهایی که امید به تحقق ایام الله ندارند را تبرئه کند و در رابطه با اهل کتاب هم فرمود: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم» بیایید به سوی آن کلمه و عقیدهای که بین ما و شما پذیرفته شده که آن همان توحید است، جلو برویم. در هیچ کجای قرآن نداریم که حتی یهودیان و مسیحیان را دعوت به اسلام به معنای دین حضرت محمد «صلواتاللهعلیهواله» کرده باشد و آنجا هم که فرمود: « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ» (آلعمران/۱۹) یعنی دین در نزد خدا تسلیمشدن در مقابل فرمان الهی است، چه از طریق دین اسلام و چه از طریق سایر ادیان توحیدی. بیچاره آنهایی که این اتهامات را از سر جهل و نادانی میزنند و بعد که مسئله روشن شد، نهتنها همهی زحماتشان بر باد میرود، شرمندهی حضوری میشوند که بنا داشتند با آن حضور، ابرویی کسب کنند.
آیا این افراد به خود زحمت دادهاند و حدّاقل آیهی 8 سورهی ممتحنه را نگاه کنند که به صراحت میفرماید:
«لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» ای مسلمانان! شما را نهی نمیکنیم از آنکه نیکی بورزید نسبت به کفاری که با شما مقاتله نکردهاند و شما را از شهر و زندگی اخراج ننمودهاند، و نهتنها به آنها نیکی کنید، حتی با آنها با قسط و عدالت برخورد کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا باید بیشتر شبیه دعاهایی باشد که از ائمه «علیهمالسلام» وارد شده است. مثل مناجات «خمسه عشرة» که موجب رفع حجابهای أنانیت میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آنکه «جسم، همان روح است» غیر از آن است که «روح، علتِ جسم باشد». فلاسفه در تعريف نفس ناطقه مى گويند: «النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة»[1] يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى كند. در اين تعريف نظر به جسم دارند از آن جهت كه داراى حيات است، يعنى نفس را بايد در همين جسمِ زنده ملاحظه كرد وگرنه در يك انتزاع ذهنى با مفهوم نفس سر و كار داريم و نه با وجود آن. يعنى همين بدنِ زنده ى شما نفس است، اشكال مرحوم شهيد مطهرى به افلاطون اشكال به جايى است. چون افلاطون مى گويد حضور نفس در بدن مثل حضور روغن در كنجد است. اشكال مرحوم مطهرى اين است كه سخن افلاطون يك نوع دوگانگى بين نفس و بدن را در عالم خارج القاء مى كند در حالى كه چنين نيست، همينطور كه بين حضرت حق و مخلوقات، جدايى و دوگانگى نيست، مگر در انتزاع ذهنى. نفس ناطقه همان جسم آلى ذى حياتى است كه شما با آن روبه روئيد. جسم آلى يعنى دست من كه شما مى بينيد در حركت است، اين جسم آلى، «نفس است در اين موطن». درست است كه در تحليل ذهنى مى گوئيد كه نفس است كه اين دست را به حركت مى آورد، اما اين در تحليل ذهن است، در خارج اينطور نيست. همينطور كه در خارج اينطور نيست كه يك خدا داشته باشيم و يك مجموعه آيات الهى در كنار خدا. خداوند در اين موطن به اين آيات ظهور مى كند هرچند خداوند محدود به موطن عالم ماده نيست. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ»[2] هركس بگويد خدا در كجاست، خدا را در ضمنِ مخلوق قرار داده و اگر كسى بگويد خدا بر كجاست، درون آن شيئ را خالى از خدا پنداشته است. در حالى كه خداى بى نهايت نه در ضمن مخلوقات است و نه درون مخلوقات از حضور خداوند خالى است. حضرت حق وجود مطلقى است كه تمام اين عالم، مظاهر او است. مواظب باشيد افلاطونى فكر نكنيد. متوجه باشيد عالَم مظاهر و آيات خدا است به اين معنا كه حق با اسماءاش به جمال مخلوقات در صحنه است، نه اينكه كنار مخلوقات باشد، به تعبير حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه»: نفس تمام منازل وجود را سير نموده و در مرتبه ى ادنى با دانى است و در مرتبه ى فوق و غيب با آنچه غيب است، غيب است و در نهايت دنائت و در نهايت اعلائيت است؛ چون نمونه اى از توحيد «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأسْمَاءَ كُلَّهَا» است و متعلم به تمام اسماء حق؛ اعم از تنزيهيه و تشبيهيه است. پس چنانكه او عالم غيب الغيوب است، هكذا نفس هم چنين است و چنانكه او «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ»،[3] هكذا نفس چنين است و چنانكه او به مخلوقاتش عالم بالرضاست، هكذا نفس چنين است و چنانكه لا يعزب عنه شىء، نفس نيز چنين است و چنانكه يكى از اسماء حق اين است كه: «يا مَن عَلا في دُنوّه و يا مَن دنا في عُلوّه» هكذا النفس عالٍ في دُنوّه و دانٍ في عُلوّه، و اصل محفوظ در سير اين سلسله قوا و عمود جميع مراتب وجود، نفس است.[4] موفق باشید
[1] ( 1)- محمد على التهانو، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 2، ص 1716.
[2] ( 2)- نهج البلاغه، خطبه ى 1.
[3] ( 1)- سوره ى غافر، آيه ى 19.
[4] ( 2)- ر. ك: تقريرات فلسفه، ج 1، صص 291- 292.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عموماً سورههای مربوط به معاد مثل سورهی واقعه و الرّحمن را به کمک کتاب جناب عبدالرزاق کاشانی مشهور به تفسیر ابنعربی انجام میدهم. زیرا همانطور که مطلع هستید علامهی طباطبایی معتقد بودند تا آن زمان هنوز حوزهها آمادگی ورود به بحث معاد را آنطور که باید ندارند. البته فعلاً شرایط تغییر کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه نسبت به چنین امر مهمی حساسیت به خرج دادهاید، کار خوبی است. ولی عنایت داشته باشید این مسئله در فطرت هر زن و مردی نهادینه شده است و باید بگذاریم به همان صورتی که خداوند در زوجین کار را جلو میبرد، کار جلو رود. وظیفهی ما رعایت دستورات الهی است، اما در همان بستر فطری و غریزیِ آن، بیش از این نباید حساس بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حوزه بستری است تا خودتان به کمک تفاسیر قرآن با قرآن آشنا شوید و جایگاه روایات را درک کنید. در این صورت است که میتوانید درست به قرآن رجوع فرمایید. بالاخره دروس حوزه زمینه است برای درست ورود پیدا کردن به قرآن و روایت همان طور که امثال علامه طباطبایی ها اینطور عمل کردند. بالاخره روش علمای ما در درس خارج طوری انسان را میپرورانند که در سایر موضوعات یعنی موضوعات غیر فقهی نیز ورود و خروج فقیهانه داشتهباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور جسته و گریخته چیزهایی به ما میرسد که مقام معظم رهبری در امور فرهنگی ورود مستقیمتری دارند. مثلاً آقای دکتر حداد میفرمودند معاون سینماییِ وزرات ارشاد را مستقیماً خود حضرت آقا مدّ نظر دارند که چه کسی باشد. یا آقای سردار حسین یکتا میفرمودند جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را رهبری فرموده بودند زیر نظر خود من کارهایتان را جلو ببرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فعلاً بیانیهی حضرت آقا اولویت دارد ۲. همینکه هر فراز مدّ نظر قرار گیرد خودش، خودش را روشن میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جواب سوالهای شماره «21632» و «14842» رجوع شود. عنایت داشته باشید که علما اگر کسی اعلان و اظهار نکند که از اسلام خارج شدهاست را مشمول حکم ارتداد نمیدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بتوانید بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را همراه با صوت آن که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید نهتنها این نوع سؤالاتتان جواب داده میشود بلکه طلیعهای میشود برای تفکر بهتر و بیشتر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این همتت پناه ببر که میخواهی در این ظلمات آخرالزمانی پاک باشی! و اگر به گناه آلوده شدی، به ادامهی آن راضی نیستی! زیرا: گمان میکردیم در سیطرهی فرهنگ سکولاریتهی مدرن که در حاکمیت نظام شاهنشاهی بر ما گسترش یافته بود، اسلامیت ما در حال رفتن خواهد بود. در حالیکه با حضور انقلاب اسلامی معلوم شد اسلام به سوی ما میآید و همین گمان را ممکن است در مورد انقلاب اسلامی داشته باشیم غافل از اینکه انقلاب اسلامی سنت تاریخ ما است و به ما سپرده شده و ما، إحاله به آن هستیم. ممکن است گمان کنیم ماشین ما واقعیتر از ایدهی انقلاب اسلامی در این تاریخ است، در حالیکه ایدهی آن انقلاب بدون آنکه مستقیماً با ما سخن بگوید، ما را در سنت خود فرا گرفته و از بیتاریخی حفظ میکند. دیدگاهی که رخدادهای تاریخی را امور تاریخی میبیند، متعلق به گونهای خودفریبی است تا وقتی به راستی تفکر به میان نیامده است.
یعنی ما بخواهیم و نخواهیم دیگر، در سنت تاریخی انقلاب اسلامی قرار داریم و آن، همواره به سوی ما میآید. و اگر تفکر، تفکر نسبت به سنتی است که ما را در بر گرفته است، هرمنوتیکِ فلسفی به گفتآوردنِ همان سنت است و این یعنی تفکرِ دوران. خوشحال باشید که تفکر دوران شما را فراگرفته است و این به همان معنا است که در روایت داریم حبّ علی«علیهالسلام» آنچنان جهت انسان را نورانی میکند که ظلمتهای دوران و گناهان جاری در زمانهی دوران، شخصیت کلی او را از او نمیگیرد و فیالفور توبه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باید روی این موضوع فکر کرد که بعد از قرون وسطی یک رویکرد کلی در غرب بهوجود آمد که منجر به فرهنگ مدرنیته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً با توجه به آیهای که متذکر شدید، میتوانید اندازه و جایگاه بخششها را مشخص کرد و جناب خواجه سعید ابوالخیر در همین رابطه میفرماید:
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش بیبهره مباش
تعلیم ز اره گیر در امر معاش
نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش
موفق باشید
