بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا» و برخی کتب دیگر رو مطالعه کردم اما یک نکته هنوز برام قابل حل نیست. احساس می کنم بین باور به حقایق و استفاده از اونها موندم. من مدت زیادی با آتئیست ها زندگی کردم و حس می کنم مراجعه و مواجهه شدن با حقیقت برام سخته و درحد باور مونده و نگاهی که احساس می کنم هنوز مادی‌گرایانه هست. با خود می گویم اینجا همان نقطه عطفی ست که اختیار رخ می نمایاند و شخص اینجاست که باید انتخاب کنه چجوری و با چی زندگی کنه. خواستم ازتون کمک بخوام که چجوری این مرحله رو پشت سربزارم و بتونم راحت تر با حقیقت مواجه بشم و بهش رجوع کنم؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سه جلسه‌ای که تحت عنوان «همدمیِ عبد و ربّ» بر روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید

22187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: درمان بلند پروازی و کمال گرایی چیست؟ بنده به گونه ای شده ام که اگر 99 درصد امور بدون اشکال باشه و یک درصد مشکل دار مدام فکرم مشغول اون یک درصد هستم و میخوام همیشه همه چی کامل باشه که خب شاید از طرفی باعث تلاش برای پیشرفت و بهبودی اوضاع بشه اما مشغولیت فکری زیادی هم به همراه داره که آزار دهنده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعه‌ی مطالبی مثل «معرفت نفس» راهْ گشوده می‌شود. موفق باشید

21540
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: نقل شده که اگر امام خمینی «ره» در همان اوایل نهضت یعنی سال 42 به جای «مردم» گفتن!! فقط می فرمودند «خدا» همان سال 42 انقلاب محقق می شد. 1. آیا صحت این خاطره را که گویا از امام هم نقل شده را تأیید می کنید؟ به نظر شما این خاطره با دستگاه سلوکی و معنوی امام هم خوانی دارد؟ 2. اگر صحت آن را تأیید می فرمایید، آیا می توان نتیجه گیری کرد، که امام در سال 42 در مقام اخلاص «تام» و مقام توکل «تام» نبوده است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این سخن درستی باشد. مگر در قرآن نداریم: « وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً (115)/نساء) که یکی از انحرافات افراد پیروی‌کردن از راه غیر مؤمنین است به همان معنای مردم که حضرت امام بر آن تأکید دارند. موفق باشید

20467
متن پرسش
با سلام مگر نه اینکه موهبت اختیار از حضرت احدیت است؟ پس هر کار خیری از ما سر زند در واقع از او سر زده است؟ چون فعل خیر با اختیار افاضه شده از جانب او سر زده. پس بهشت هم برای اوست. آیا این نظر درست است؟ یعنی او خود به خودش پاداش (بهشت) می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار عبارت است از انجام فعل و ترک فعل، و هرکدام را شما ترجیح دهید آن، فعلِ شما می‌شود هرچند انسان در مختاربودن مجبور است ولی نه در انجام فعل. بد نیست سری به جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

19863

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی را با توجه به جواب ۱۹۸۵۰فرستادم، که در مورد این بود که چرا ما انتخابات آزاد نداریم؟ در پاسخ گفتید که: این موارد مواردی نیست که بتوان با سؤال و جواب به میان آورد. به‌خصوص که در تخصص این سایت نیست. منظورتان چیست؟ یعنی من سوال نکنم و شما هم جوابی برایش ندارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی اصلی این سایت، ارتقاء فرهنگ دینی و جوابگویی به سؤالات معرفتی است. اگر خود را مشغول این چراها بکند که تا حشر هم این چراها تمام نمی‌شود! به گفته‌ی مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید

18448
متن پرسش
سلام استاد: 1. اسم مستأثر الهی چیست؟ 2. دلیل اینکه شما اینقدر درباره اتقلاب و حکومت اسلامی بحث می کنید چیست؟ چقدر ضرورت دارد؟ آیا بهتر نیست موضوعات قرآنی عقب مانده را دنبال کنید؟ 3. آیا شما با این حرف موافقید؟ (خواندن کتابهای معرفتی باید یک حالت حضور برای ما ایجاد کند اگر همین کتابها را از فضای مجازی مطالعه کنید دیگر درست نمی تواند شما را به بالا انتقال دهد خود کتاب معنویت دیگری دارد پس تا می توانید کتاب ها را بخرید و مطالعه کنید). ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم 2- با نظر به درک حضور تاریخی که انقلاب اسلامی در منظر ما قرار می‌دهد، قرآن برای ما هدایت‌ها خواهد داشت 3- رویهمرفته می‌تواند درست باشد، ولی کلّی نیست. موفق باشید

18148
متن پرسش
سلام جناب استاد: در تعریف معروف حقیقت و واقعیت آیا واقعیت به گونه ای ظهور حقیقت است؟ و اگر واقعیت حجاب حقیقت باشد آیا ظهور حقیقت در مرتبه ی اسفل نیست که حجاب آن شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد معنا و اشاراتِ این واژه‌ها را با توجه به کاربرشان در جملات می‌توان فهمید و لذا نمی‌توان به راحتی گفت واقعیت حجاب حقیقت است، زیرا حقیقت هم واقعیت است. موفق باشید

15684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
معنای دقیق فتح باب، علم توحید، اهل معرفت، دقیقا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها «چشیدنی» است و فوقِ مباحث فلسفی و کلامی است، چون بحثِ فتح باب در میان است. موفق باشید

4149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر «شناخت روح حاکم بر غرب» به معنای شناخت قلبیِ بطلان مبادی غرب است، پس به اندازه‌ای غرب‌شناس می‌شویم که به خدا نزدیک شویم و غیب این عالم و زشتیِ گناهان و تلخیِ بُعد از حق را درک کنیم. آیا این نتیجه‌گیری درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب شماره 4086 نظر خود را عرض کردم.
32740
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: چند صباحی است از حضورتون فیض نبردم. اما چند سحری پای رکابتون در پیاده روی و بعضا جلسه ها تون را بودم و جواب خیلی سوال ها رو حضوری پرسیدم. اما یک مسئله مهمی که واقعا امروزه دارد اذیت میکنه من و امثال من و در نگاه وسیع تر کل جامعه را گسستگی اقتصادی و کوچک شدن سفره مردم و عصبانی شدن مردم از شرایط که بنظرم خیلی خطرناک هستش و متاسفانه متاسفانه علی‌رغم قسم هایی که خوردیم تو محافل و جوامعه ای که حضور داشتیم رو شخص آقای رئیسی واقعا انتظارها براورده نشده و باور کنید تو جوامع مایه سرکوب ما شده و ما جوابی نداریم. وزیر وعده خودرویی در سال جدید میده و حالا برعکسش رو فرمان میده. یک وزیر دیگه حرف از وامهای بدون ضامن میزنه ولی هر بانکی تسهیلاتش فرقی نکرده بعضا سخت تر شده و از این دست رفتارها زیاد هستش. البته شاهد هستیم یک اقداماتی میکنه ولی واقعا جواب گوی بازار و مردم نیست. مردم واقعا نگران هستند و متاسفانه عصبانی. دیگه انگار تاب و تحمل ندارند. اما شما و امثال شما چقدر در کشور هستید؟ چند ملیون از جمعیت کشور را مهیا برای شرایط سخت از هر نوعش کردید؟ اگر در این دولت اتفاقاتی رقم نخوره چطور می‌توان حرف حاج قاسم را به عمل رساند که فرمود ایران حرم اهل بیت است مواضب باشید آسیب نبیند. واقعا اگر صدایتان به بالا می‌رسد صدای مردم را برسانید. سنگر مردم خالی از آذوغه شده اگر بهشون نرسید خط میشکنه و اگر خط شکست.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تجربه سالیانی که در متن انقلاب و در امور اجرایی داشته‌ام می‌توانم خدمت جنابعالی عرض کنم همه آنچه این روزها با آن روبه‌روئیم بنا بود پیش آید. ولی با دولتی که خود را در مقابل چنین مشکلاتی می‌باخت و تسلیم می‌شد. و این‌جا است که به مدد الهی مردم، با انتخاب جناب آقای رئیسی موجب شدند تا دولت، با روحیه‌ای انقلابی با این امور و معضلات روبه‌رو شود و مطمئناً از آن‌ها ما را عبور می‌دهد همان‌طور که حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با روحیه انقلابی و با توکل به خدا ملت را از معضل جنگ عبور دادند و تجربه‌ای شد برای عظمت تاریخیِ ملت ایران. یقیناً ما نیز در این شرایط با پیروزی‌هایی که برای انقلاب پیش می‌آید از مشکلِ جنگ اقتصادی نیز به صورت مبنایی عبور خواهیم کرد، همان‌طور که اخیراً ملاحظه کردید وزیر کشاورزی نسبت به آرد مراکز صنعتی در حال برنامه‌ریزی اساسی می‌باشند که از این جهت مشکل قاچاق در این مورد خاص مرتفع خواهد شد، إن‌شاءالله. و این تجربه‌ای می‌شود برای سایر اموری که به جهت یارانه‌ای بودن، عملاً این مردم هستند که از یارانه محرومند و نه قاچاق‌چیان. هنر مردم آن است که به گفته رهبر معظم انقلاب:  «واقعاً هم جفای به مردم است، هم جفای به کشور است، هم جفای به انقلاب است، اگر امروز کسی بخواهد مردم را ناامید کند و احساس بن‌بست را به مردم القاء کند و بخواهد روحیه‌ی مردم را بشکند و اراده‌ی مسئولین را تضعیف کند.» ( ۱۴۰۱/۰۱/۲۳) و بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان با دانشجویان در رابطه با امید نسبت به آینده فرمودند: «البتّه بعضی از نسل‌های گذشته‌ شما اینجا کم آوردند، در این مورد کم آوردند و دچار خطا شدند؛ یعنی آنجایی که نبایستی مأیوس بشوند، نباید ناامید بشوند، ناامید شدند، و این ناامیدی آن‌ها را از میدان خارج کرد، و بعضی‌هایشان هم بدجوری خارج شدند! حالا بعضی‌ها فقط خارج شدند امّا بعضی‌ها علاوه بر خارج شدن از میدان مبارزه‌ انقلابی، هم‌صدای با دیگران هم شدند. خب پس این توصیه‌ اوّل من: مواظب باشید به افق پشت نکنید، به قلّه پشت نکنید، همیشه به سمت قلّه و به سمت افق روشن حرکت کنید.» فرمودند:« توصیه‌ من به شما دانشجوها پرهیز از انفعال و ناامیدی است؛ مواظب باشید؛ یعنی مواظب خودتان باشید، مواظب دلتان باشید، مواظب باشید دچار انفعال نشوید، دچار ناامیدی نشوید. شما باید کانون تزریق امید به بخشهای دیگر باشید. بله، نابسامانی‌هایی در بخشهای مختلف وجود دارد امّا این نابسامانی‌ها غیر قابل رفع است؟ ابداً؛ اینها قابل رفع است. مدیران خوبی هستند، وجود دارند، ان‌شاءاللّه می توانند، می کنند، کما اینکه تا حالا خیلی از کارها انجام گرفته. موفق باشید

28082
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ اخیرتان به یکی از سوالات نوشتید به شرطی که سیاسیون ما فکر نکنند ما از آن به بعد می‌خواهیم این چنین شویم و جای آنها را بگیریم. به یاد دارم خودتان زیبا در کتاب مبانی معرفتی مهدویت می فرمودید که اگر انقلاب اسلامی را در مقیاس عصر ظهور و در راستای ظهور که اوج سلوک و تجلی اسماء الهیه در زندگانی بشریت است، نبینیم و فکر کنیم می‌خواهیم هلند یا ژاپن یا سوئیس شویم، به انقلاب اسلامی و مهدویت رنگ و بوی غیر اصیل و حتی در جهت لیبرال دموکراسی داده ایم. واقعا امروز اگر بخواهیم مانند بعضی کشورها مثلا چین، فکر کنیم که دوره آمریکا و پرچمداری و محوریت آن در نظم عالم و طراحی نظم نوین جهانی که خود را مدعی آن می‌داند، معلوم است روح انقلاب را نفهمیده ایم و بسیار غافلیم که حضرت امام فرمود ما بر آنیم تا پرچم لا اله الا الله که اصل وجودی بشریت و خلاصه جمیع حکمت های عالم است و سعه وجودی عالم را عظیم می‌کند، را بر قلل عزت و کرامت انسانها ببینیم. اگر قرار بود ما هم به همان شیوه و استعمار نوین برویم و فکر بشود که چنین باید بکنیم و خود یک ابرقدرت تصمیم ساز شویم، معلوم است که صدای تاریخی انقلاب و عطیه الهی بودن آن و اینکه اشراقی ناشی از عبودیت و تولی به اولیاء الله برای امت و امام هست را نفهمیده ایم. حتی کسینجر که کهنه استراتژیست و طراح برنامه های استحاله انقلاب در طول سالیان بوده است، در کتاب اخیر خود می‌نویسد که انقلاب اسلامی و رهبری آن، سیطره نظم وستفالی و توسعه دموکراسی در نظم نوین را به چالش کشید و عصر و افقی را مقابل آن و در برابر آن گشود و اساسا نظم وستفالی و توسعه دموکراسی در مواجهه جدی با انقلاب قرار گرفت. تمدن نوین اسلامی و راه مقاومت آن نیست که مانند لیبرال دموکراسی و نظم وستفالی رقم بخورد و عمده همان چیزیست که حضرت آقا سال گذشته در سخنرانی ۱۴ خرداد فرمودند مقاومت چیزی نیست که ما صادر کنیم و بفرستیم به جاهای دیگر و بخواهیم به شیوه تغلب ببریم، خیر؛ مقاومت یک راه است و فکر اگر ملتی رفت و سایر مردم و جوامع دیدند آن را می پسندند و انتخاب می‌کنند. ولی من بشخصه استاد، با وجود رهبری عزیز و بصیرت ایشان معتقدم حتی اگر متولیان و مسئولینی چنین باشند و چنین افکاری در ذهننشان نقش ببندد، انقلاب چنین مسیری را نخواهد رفت و مسیر گام دوم همانیست که ان شاء الله آقا در بیانیه گام دوم ذکر کرده اند و این گونه مسائل جایی و اصالتی نخواهد داشت و ما بحمدالله از آنها در گذاریم و بشریت بتدریج دارد می فهمد باید خود را از اسارت و ولایت غیر الهیه عبور کند و راه در العبودیه کنه ها الربوبیه و مسیر شهدا و آزادگانی مثل ابومهدی المهندس و شیخ زکزاکی است که گوهر تابناکی را در دل این نهضت یافته اند. من یکی بسیار امیدوارم و ان شاء الله این انقلاب مسیری را که باید باز کند باز می‌کند ورای این بحثها و نکات و اتفاقا ما خیل مشکلات و بحرانهای تمدنی مان ناشی از اینست که خواسته ایم بستر توسعه و نظم مدرن و زیر نظام های موجود را بیاوریم تا حدی که با مبانی اسلام و ظواهر احکام شرع مخالفت و تعارض نداشته باشد و گزینشی بکنیم و با مبانی اسلامی همراه کنیم که یک وضع آشفته را برای ما ساخته است و فکر می‌کنیم با همین گزینش‌گری کار حل می‌شود ولی عبور انقلاب از این دیدگاه ها و بحرانها بحول و قوه الهی نزدیک است و آینده، طلوع دیگری است. ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! واقعی‌ترین واقعیات این است که در توحیدِ انقلاب اسلامی خود را جای دهیم و در معرض عطایی قرار گیریم که هویت قدسی ما را به ما برمی‌گرداند. مطمئناً امیدواریِ شما در ادامه‌ی انقلاب و حضور جهانیِ آن، واقع‌بینی کاملی است. عرایضی در مرکز «سرای هنر و اندیشه» در رابطه با شخصیت امام به مناسبت رحلت آن بزرگوار تحت عنوان «در معرض عطایی که با حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به ظهور آمد» شد که متن مورد بحث ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

در معرض عطایی که با حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به ظهور آمد

باسمه تعالی

۱. «تفکر»، راهي است به سوي حقيقت، بدون آن‌که گمان کنيم حقيقت در دست ما قرار دارد. زيرا تفکر از جايي آغاز مي‌شود که ندايي ما را به سوي خود فرا خواند و آن «ندا» به عنوان اراده‌ي الهي در جلوه‌ي شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و انقلاب اسلامي به صدا در آمده و همان‌طور که شهداء را به خود دعوت کرد و آن‌ها پذيرفتند؛ ما را نيز به خود دعوت مي‌کند تا پس از دفاع مقدس از نقشي که بايد ايفاء کنيم، غافل نمانيم.

۲. با تفکر نسبت به شخصیت اشراقی امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رخصت مي‌يابيم تا وارد ساحتي شويم که انقلاب اسلامي مجال نماياندن خود را مي‌يابد. بايد بياموزيم که چگونه به حقيقت، مجالِ به ظهورآمدن بدهيم.

۳. باید در جستجوي انديشه‌اي باشيم که متذکر عطاي الهي است و عطاي الهي را براي ما قابل فهم مي‌کند، آن‌چه در اين زمانه عطاي الهي را به صورتي اصيل و نه انتزاعي به ما مي‌دهد، تفکري است که ما را متوجه‌ي راز تاریخی حضور امام در این زمانه می‌نماید.

۴. ولي به نظر مي‌آيد بسي اندک تفکر کرده‌ايم زيرا آن‌چه خداوند براي انديشيدن به ما عطا کرده - يعني حقيقت، در مظهري به نام امام و انقلاب اسلامي- طوري است که در عين «ظهور»، به «خفا» مي‌رود، در نتيجه نمي‌توان به راحتي با آن ارتباط برقرار کرد مگر با انديشه‌اي که حقيقت را در تشکيکي‌بودنِ آن چشيده باشد.

۵. با شناخت اراده‌ي الهي در اين عصر با جهانی روبه‌رو می‌شویم که همه‌چیز در آن معنای دیگری پیدا می‌کند، زیرا بودن انسان معنای دیگری به خود می‌گیرد.

۶. نظر به شخصيت قدسي حضرت امام خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» و تفکر در بسترِ تاريخي انقلاب، آيا روحِ تازه‌ای نخواهد بود که در مواجهه با غرب، ولي در بستر اسلام شيعي، در حال تولد است؟

۷. مي‌توان گفت انقلاب اسلامي رخدادي است که مي‌خواهد گذشته‌ي توحيدي بشر را در تاريخي بين دو جهان به ظهور آورد، جهاني بين جهان توحيدي و جهان مدرن. و شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نیز چنین جایگاهی داشت و سبب نگه‌داري ما در این تاریخ شد.

در مواجهه با شخصیت امام سه نوع رویکرد پیش آمد: ۱. رویکرد استادهای اخلاق ۲. رویکرد آقای هاشمی و آقای سید حسن خمینی ۳. رویکرد رهبر معظم انقلاب که در عین توجه به دو رویکرد قبلی سبب نگه داری ما نیز خواهد بود.

 

۸. با حضور امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این تاریخ چيزي براي انديشيدن به انسان داده شده تا نسبت به زمانه‌ي خود فکر کند و از بن‌بست‌هايي که روبه‌روي خود مي‌شناسد عبور نمايد، تنها از طريق انديشه‌اي که در مواجهه با شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» پیش آمد مي‌توانيم از تنگناهاي تاريخي، چه در امور اخلاقي و چه در امور اقتصادي و اجتماعي، عبور کنيم. مشکل آن است که ما هنوز به امام و انقلاب اسلامي آن‌طور که لازم است نمي‌انديشيم و براي گوش‌سپردن به نداي تاريخي آن -که عين تفکر است- تلاش نمي‌کنيم.

۹. تا زماني که ما نسبت به آن‌چه از طرف خداوند در اين تاريخ به ما روي آورده، نينديشيم؛ ياراي عبور از تنگناهاي موجود را نداريم مگر آن‌که بتوانيم تعلقِ ذاتي خود را در اين زمانه متوجه‌ي انقلاب اسلامي و حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و اهداف اصيل آن قرار دهيم و اجازه ندهيم با انواع کاهلي‌ها، اين عطاي الهي از ما روي برگرداند، در حالي‌که همه‌ي ما متوجه هستيم ذات ما کششي دروني نسبت به آن دارد و به همين جهت راه شهدايي که براي تحقق و بقاي انقلاب اسلامي آن‌طور فداکاري کردند را پاس مي‌داريم و حاج قاسم را می‌فهمیم.

۱۰. ما از طريق انقلاب اسلامي در شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و نه در شخصیت سیاسیون طرفدار انقلاب، به حکم تقدير الهي به راهي کشيده شده‌ايم که هرچند آن راه چندان روشن نيست، ولي شواهد فراواني حکايت از آن دارد که آن راه، راهِ آينده‌ي ما است، هرچند هنوز اهداف اصيل آن از ما دور است. ولي اگر بخواهيم به خالص‌ترين تفکر رجوع کنيم، نمي‌توان خود را در معرض تندبادِ آن قرار نداد، زيرا هر ملتي که بخواهد آن تقدير بلند را براي خود محقق کند گريزي ندارد که خود را در پناه تندبادهاي شديدِ دوران خود قرار دهد. گويا ما در اين تاريخ خودمان نشانه‌ي آن تندباد هستيم.

۱۱. اين يک سؤال اساسي است که در فهم انقلاب اسلامي و شخصیت تاریخی حضرت امام، چه ابعادي از آن ناانديشيده مانده است و ما هنوز نتوانسته‌ايم به اهدافی که آن بزرگوار مدّ نظر داشت، دست يابيم؟ جز اين است که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»، حقيقي‌ترين انديشه در اين تاريخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انساني شويم که آن انديشه براي او آرامش‌بخش باشد؟ هرچند ممکن است در برهه‌اي از زمان، افقِ روبه‌روي ما تيره و تار گردد و «وقت» گم شود. ولي در هر حال، «وقتِ» ما در اين زمانه، با حضرت امام متولد می‌شود که بودنِ اصیل ما است.

۱۲. زباني نیاز است تا به بودنی متذکر باشد. زبانی که از هر امر حاضر ديگري، رساتر باشد و بر انسان وارد ‌شود.

۱۳. بگذاريم انوار الهي از طريق جمال امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به سوي‌مان ظاهر شود تا تفکری به ما عطا شود که بر روح حضرت امام عطا شد و آغازي شد براي تاريخ ما.

۱۴. پيام آن مردي که در وصيت‌نامه‌ي خود فرمود: «با دلي‌آرام ‌و قلبي‌مطمئن‌ و روحي‌شاد و ضميري ‌اميدوار به ‌فضل ‌خدا از خدمت ‌خواهران ‌و برادران ‌مرخص‌، و به‌سوي ‌جايگاه ‌ابدي ‌سفر مي‌كنم‌...» این پیام خبر از آن مي‌دهد که او راهِ آرامش در اين تاريخ را در سُکني‌گزيدن در سايه‌ي انقلاب اسلامي و صيانت از آن در مقابل ما قرار داد.

۱۵. امید است سلوک ذیل شخصیت إشراقیِ حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» راهی باشد که در آن راه بتوانیم با عطایایی روبه‌رو شویم که هرگز با فکر به دست نمی‌آید و تنها باید خود را در معرض آن قرار داد. آری! در معرض «جمالی» که «جلال» الهی را نمایان می‌کند.      

25068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مگر رابطه خویشاوندی با پیامبر (ص) به تنهایی چه اندازه برتری است که امام حسین (ع) و پس از آن حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) از این رابطه برای نشان دادن برتری خود نسبت به یزید استفاده می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رابطه‌ی خویشاوندی به تنهایی مهم نیست، ولی چون اهل سنت نیز این روایت را از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قبول دارند که احترام به یک فرد با احترام به خانواده‌ی او محقق می‌شود؛ حضرت می‌خواستند از این جهت آن‌ها را متذکرِ انحراف‌شان بنمایند. موفق باشید

24260
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد عزیز: استاد گرانقدر بنده اینطور که متوجه شدم خیلی از مشکلات ما ناشی از عدم ارتباط با سلوک امام (ره) است بنده گاه مشکلات پیچیده ای برایم بوجود میاد بعد جواب را در جملات امام می بینم حتی گاه مشکلات معمولیم هم می بینم قبلا توسط امام آن مرد بزرگ حل شده حالا سوالم اینه استاد شما در مورد بحث زن مباحثی ارایه دادید بنده هم به عنوان یه خانم تو این بحث تقریبا مطالعه داشته ام و دارم ولی دلم می خواهد این مبحث را بیشتر ذیل سلوک امام پیش ببرم کتب شما راجع به امام و مباحث مربوط به ایشان را به حمدالله دنبال می کنم ولی دوست دارم زن ذیل شخصیت امام را دنبال کنم لطفا بنده را راهنمایی کنید چطور بهتر میتونم اینطوری بیام جلو اولا، دوم استاد بنده گاه حرفهای این جبهه ای ها منظورم دفاع مقدس را و مشکلات اونها را می بینم فکر می کنم یه جور وارونگی گاه بین دو تا نسل اتفاق افتاده از یه جهت شما و خودم هم نظرم این هست که شما فرمودین نسل ها متناسب زمان خودشون تربیت نشدن ولی آیا این که بنده فهمیدم هم درسته؟ که بنده حس می کنم گاه بعضی افراد دارن مسئله را برعکس می بینن انگار یه آیه قران هم داریم راجع این موضوع نه استاد؟ ممنون استاد ازتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در فضایی که حضرت امام گشودند به نحو معجزه آسایی زنان معنای خاصی از زندگی را برای خود یافتند که نه معنای گذشته‌ی ما بود و نه معنای دنیای مدرن البته هنوز ما اول کار هستیم و زنان ما آن‌چه باید برای خود تعریف کنند را به اجمال دارند. به یاد آر فیلم «یتیم خانه‌ی ایران» را که آن خانم چگونه با نگهبانی خود، بالاخره به سالار کمک کرد که داروها را از قافله‌ی انگلیس مصادره کند و کودکان گرفتار وبا را نجات دهد. کار آن زن به ظاهر فقط نگهبانی بود ولی همین نگهبانی که عملاً حرکتی نرم است نقش آفرین بود. نگهبانی زنان ما در حفظ و حراست حیات دینی در این تاریخ هنوز به ظهور نیامده‌است. ۲. جوانان ما در شرایط بسیار سختی به سر می‌برند از یک طرف فضای باز دنیای بی بند و باری مدرن و از طرف دیگر علاقه‌ی قلبی آن‌ها به معنویت آن‌ها را در فشار قرار داده‌است امید است با افول دنیای غرب تکلیف آن جوانان نیز روشن شود و نه در نسبت با ازدواج این همه تنگنا در میان باشد و نه در حفظ ایمان چنین در زحمت باشند. موفق باشید

23891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چگونه مفاهیم دینی را در قلب مان وارد کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث  معرفت نفس می‌تواند مفید باشد إن‌شاءاللّه. موفق باشید

23280
متن پرسش
سلام استاد: در یکی از دروس صوتی تون شنیده بودم که می فرمودید کتاب «این است مذهب من» از گاندی، که کتاب خوبی بود و ازش تعریف کردید ولی گفتید که حیف دیگه چاپ نمیشه... خواستم عرض کنم که در آدرس زیر کتاب الکترونیکی اش با قیمت 4000 تومان موجود است. https://www.ketabrah.ir/کتاب-این-است-مذهب-من/book/30442 همچنین یک سوال هم داشتم بیزحمت: کتاب بهاگاواد گیتا رو خواندید یا شنیدید؟ خود گاندی این کتاب رو مرجع روحانیش میدونه. منم یکم خوندمش. به نظر خوب و کاربردی میاد و جمله معصوم (ع) رو یادم می اندازه که می فرمود: حکمت رو یاد بگیرید حتی از منافق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از آدرسی که برای کتاب مذکور ارائه فرمودید. در مورد کتاب‌های فرهنگ شرق، آقای دکتر شایگان می‌فرمایند من و آقای دکتر حسین نصر، کتاب‌های حکمت هندی را ترجمه می‌کردیم و برای علامه‌ی طباطبایی می‌خواندیم و ایشان سختْ علاقه‌مند به آن‌ها بودند و در بسیاری موارد آن را تأیید می‌کردند. بنده هم بعضاً از آن کتاب‌ها از جمله «اوپانیشادها» استفاده کرده‌ام. موفق باشید

22232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به اینکه اجنه هم دارای حقیقتی هستند، این حقیقت از کدام عالم هست، آیا مانند انسان از همان روح در آنها هم دمیده شده و می‌توانند مظهر جمیع اسماء الهی باشند، انسان تا چه مرتبه ای از مراتب روح که برسد شیاطین به او دسترسی ندارند، آیا می شود انسانی غیر از معصومین به جایی برسد که شیطانی برای او نباشد و به او دسترسی نداشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با این موضوع در دو کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و «هدف حیات زمینی آدم» به میان آمده است. آری! شیاطین هم مثل انسان، هم جسم دارند و هم روح. منتها جسم آن‌ها شبیه جسمِ صور ذهنی است و آن‌ها حامل همه‌ی اسماء الهی نیستند و به همین جهت شیطان که از جنس جنّ است باید به آدم سجده کند که حاملِ همه‌ی اسماء الهی می‌باشد. موفق باشید

21848
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه 48 سوره انفال: «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَنُ أَعْمَلَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى‏ عَقِبَيْهِ وَ قَالِ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِّنكُمْ إِنِّى أَرَى‏ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ» اگر شیطان از خدا می ترسد و می داند که شدید العقاب است چرا توبه نمی کند؟ (ظاهراً در این آیه واقعیت را بیان می کند و قصد تعارف یا دروغ ندارد چون می گوید چیزی می بینم که شما نمی بینید). پیرو سؤال 21827 «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ» آیا منظور از انحراف از اسماء خدا متوسل شدن به اسماء غیر خدا چون اسامی ائمه اطهار علیهم السلام و یا امام زادگان نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر مفهومی شیطان مثل هر انسان کافری متوجه‌ی عقاب الهی است ولی به جهت فعال‌بودن نفس اماره نمی‌تواند به حکم خدا تمکین کند. 2- اتفاقاً انحراف از اسماء، همان انحراف از ائمه است زیرا اسماء الهی، مظاهر دارند و مظاهرِ تامّ و تمام آن‌ها ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید   

21576
متن پرسش
سلام خدمت استاد حکیم و سپاس خدا قوت: استاد جلال الدین آشتیانی در «شرح مقدمه قیصری» صفحه 74 می نویسند: بیان عرفا در اسرار و مبانی دلپذیرتر از حکما و انبیا و ائمه کرام است. خواستم استاد با توجه معارف عرفانی اهلبیت علیهم السلام علت این جمله مرحوم آشتیانی را توضیح دهند. گاهی مخالفان طریقه عرفا در فضای مجازی سوء استفاده می کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مرحوم آشتیانی، انبیاء و ائمه را افضلِ خلق می‌دانند؛ احتمالاً منظورشان باید این باشد که انبیاء و ائمه با نظر به سطح مخاطبانشان سخن می‌گفتند و از این طریق در اصلاح جامعه می‌کوشیدند. ولی عرفا چنین محدودیتی نداشته‌اند. ولی در هر حال، همان اسرار و مبانی که عرفا دارند همه را در لابه‌لایِ سخنان انبیاء و اولیاء به دست آورده‌اند. موفق باشید

21112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فشار قبر عقلا با توجه به آیات قران چگونه فابل اثیات است؟ و در ضمن حضرت آقا جوانی هستم از زنجان که با مشگلات اعتقادی زیادی روبرو هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با وجود عالَم برزخ و قبر در قرآن‏ داریم: چون انسان‏ها از سكرات گذشتند و وارد عالم برزخ شدند و با قواعد آن عالم روبه‏ رو گشتند و عوامل غفلتى كه در دنيا آنها را از ابديتشان غافل مى‏ كرد، همه از مقابل انسان عقب رفت، در آن حال اگر فرد متوفى اهل ايمان نباشد با يك پشيمانى فوق‏ العاده‏اى روبه ‏رو مى‏ شود و از خدا تقاضا مى‏ كند خدايا مرا برگردان بلكه عمل صالحى انجام دهم. قرآن در اين رابطه مى‏ فرمايد: «حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ‏ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».[1] چون آن كفار را مرگ فرا گرفت، تقاضا مى‏ كنند؛ پرودگارا مرا برگردان بلكه عمل صالحى در آنچه ترك كرده ‏ام انجام دهم. جواب مى ‏شنود ديگر نمى ‏شود و تا قيات مانعى پشت سر آن‏ها هست كه نمى‏ توانند به دنيا برگردند.

پس معلوم مى‏ شود آن‏ها، اولًا: پس از مرگ و قبل از قيامت در عالمى بين دنيا و قيامت قرار مى‏ گيرند. ثانياً: در آن دنيا هوشيارى و شعور دارند و نتيجه كارهايشان را مى ‏يابند كه پشيمان مى‏ شوند و تقاضاى برگشت به دنيا را مى‏ كنند. ثالثاً: اين تمنّا در شرايطى است كه فاقد نفس امّاره - كه موجب انجام گناه و غفلت است - هستند، ولى اگر به دنيا برگردند به اين جهت كه زندگى دنيايى همواره با نفس امّاره همراه است، دوباره همان كارهايى را انجام مى ‏دهند كه در مدت عمر خود انجام دادند و اين است كه در جواب به آن‏ها گفته مى ‏شود: «كلّا إنّها كلمةٌ هو قائلُها» نه! راست نمى‏ گويند، اين يك حرفى است كه اين‏ها مى‏ زنند و لذا خداوند مى‏ فرمايد: «و لَو رُدُّوا لَعادوا لِما نُهُوا عَنْهُ و إنَّهُم لَكاذِبُونَ».[2] اگر آنها برگردند باز به همان كارهايى كه پيامبران در دنيا از كارها بازشان مى ‏داشتند، برمى ‏گردند و آنها دروغ مى‏ گويند.

موفق باشید


[1] ( 1)- سوره مؤمنون، آيات 99 و 100.

[2] ( 1)- سوره انعام، آيه 28.

17981
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شرمنده وقتتونو میگیرم. استاد من علاقه ای به انجام اعمال مستحبی یا شب زنده داری یا سیر و سلوک و... ندارم! من فقط میخوام همه ی عمرمو در راه کمک به انقلاب (مثلا در زمینه ی تولید علم یا دادن مقالات مربوط به تبیین نظرات انقلاب اسلامی درباره علوم غربی و رشته ی تخصصی خودم یا انتظاراتی که رهبر انقلاب از دانشجو ها و نخبگان دارن یا حتی یه کار کوچیک که ازم بربیاد) بذارم. حتی بعضی وقتا فکر می کنم اصلا هدف از زندگی من همینه... اگه هم یک ثانیه از این اهدافم دست بکشم احساس پوچی شدیدی بهم دست میده، درصورتی که اگه عمل مستحبی یا شب زنده داری نکنم چنین حسی ندارم! می خواستم بدونم الان وضعیت من چیه؟ چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است ولی هر اندازه روح انسان از طریق عبادات با نور حق مرتبط باشد، راه و جهت رسیدن به اهداف الهی برایش گشوده‌تر می‌شود. موفق باشید

16835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می شود خدمت استاد عزیزم: بنده نمی توانم برای تحصیل به حوزه بروم و می خواستم اگر امکان دارد دروس پیشنهادی حضرتعالی را مطالعه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی روی سایت که مبتنی بر روش معرفت نفسی است با ذوق‌تان هماهنگی داشت؛ خوب است که از آن استفاده کنید. موفق باشید

12055
متن پرسش
با عرض سلام و ادب. بخش سیر مطالعاتی برای ما باز نمیشه و نمی توانیم مطالب این بخش رو ببینیم. لطفا راهنمایی کنید اشکال کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاح گردید.تشکر. موفق باشید

36104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و ادب حضور استاد عزیز و بزرگوار: در سوالی که پیش‌تر از شما درباره معنای شاکله در آیه شریفه: «کل یعمل علی شاکلته» پرسیدم جنابعالی نظر علامه طباطبایی را تبین فرمودید. در ادامه پژوهشی که در این باره آغاز کردم با فرضیه‌ها، سوالات و یافته‌هایی مواجه شدم که ضرورت داشت جهت اطمینان از مسیر تحقیق با شما در میان بگذارم. ۱. بحث لغوی: عرب زمان پیامبر (ص) با توجه به اینکه شاکله از ریشه شکل به فتح (ش) باشد یا به کسر آن دو معنا را ممکن است برداشت کند. در صورت اول زمانی که میگفته (شَكَلْتُ الدابَّةَ أَشْكِلُها شَكْلاً) أي: شَدَدْتُ يَدَها وَرِجْلَها. منظورش این بوده که او را شکل دادم. در این صورت معنای شاکله در آیه شریفه این است که دست‌وپای عمل انسان را می‌بندد و او را محدود می‌کند. در صورت دوم که به معنای (هیئت، صورت و فرم) به کار می‌رود معنای گسترده‌تری دارد و چون از این ریشه هم فعل متعدی ساخته می‌شود و هم فعل لازم و هم استعمال آن به عنوان اسم فاعل صحیح است و هم اسم مفعول، این ظرفیت در واژه شاکله وجود دارد که هم از یک سو شکل پذیر باشد و هم شکل دهنده. شکل پذیر از آن جهت است که عواملی بر او اثر می‌گذارند و شکل دهنده از آن جهت است که عمل را شکل می‌دهد. معنای متعدی شکل به فتح (ش) می‌تواند با معنای آن به کسر (ش) هم سازگار باشد؛ چراکه شکل دادن به معنای صورت در نهایت و نتیجه موجب بستن و محدود کردن ـ به همان معنایی که عرب درباره دابه به کار می‌برد ـ هم می‌گردد. ۲- بحث روایی: در کتب: (تفسیر عیاشی، تفسیر البرهان، نورالثقلین، الکافی، من لایحضره الفقیه و تهذیب الاحکام) روایاتی ذیل آیه شریفه از امام صادق علیه السلام نقش شده که معنای شاکله را (نیت و عمل) می‌دانند. از آنجا که بحث یک مسئله تربیتی است نه تعیین تکلیف مکلف و به حوزه فقه اکبر مربوط است و نه فقه اصغر و از آنجا که هر واژه‌ا‌ی در هر علمی معنایی به تناسب آن علم دارد، بین (نیت) در این روایات با (نیتی) که شرط فقهی انجام عمل است مانند: نیت نماز ظهر یا نیت روزه قضای ماه رمضان که موجب تفکیک و تعیین نوع عمل است تفاوت وجود دارد. در اینجا منظور از نیت هر آن چیزی است که منجر به انگیزه، قصد و حرکت در انسان به سوی یک عمل می‌شود و او را بر می‌انگیزاند. نه اینکه در ذهن و لسان خود نوع عملش را معین کند. به همین دلیل امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: نیت به منزله روح نسبت به بدن است و بدن همان عمل انسان است. از این رو بحث علامه صحیح است که فرمودند: شاکله» نسبت به عمل انسان، نظیر روحِ جاری در بدن است که بدن با اعضاء و اعمال خود آن را مجسم می‌نماید. از آنجا که بین اصولیون از متاخرین موافقت وجود دارد که در بحث الفاظ اخذ چند معنا برای یک لفظ چنانچه با هم تعارض و تناقض نداشته باشند بلامانع است و همه این معانی که برای شاکله تحقیق شد یا از باب اعم و اخص یا از جهت موافقت در نتیجه با هم قابل جمع است، می‌توان نتیجه گرفت که: اولا) اگر چه انسان یک شاکله اولیه دارد؛ ولی این شاکله خود نرم و شکل پذیر است و انتخاب‌های انسان به این شاکله شکل می‌دهد. پس اینگونه نیست که شاکله فقط همان بنیه اولیه انسان باشد قبل از تربیت؛ بلکه تداوم و تکرار در تثبیت یک عمل و تبدیل آن به رفتار و عادت می‌تواند این صورت جدید را در شاکله تثبیت کند و همواره عمل انسان تحت تاثیر شاکله است. از این بحث می‌توان اینچنین نتیجه گرفت که تربیت پایدار باید منجر به تثبیت صورت جدید شاکله شود وگرنه در حد اطلاعات و آگاهی باقی می‌ماند و چون شاکله همچون دابه دست و پای عمل انسان را می‌بندد، انسان در زمانی که هوشیاری و حافظه خود را از دست بدهد ـ مانند شرایط دشوار که انسان در معرض سختی قرار می‌گیرد ـ ناچار بر اساس شاکله خود رفتار می‌کند و اینچنین است که برخی در هنگام خشم یا سختی و دشواری دقیقا بر خلاف آن چیزی رفتار می‌کنند که در زمان هوشیاری. آن زمان که مغز خسته است، اعصاب به هم ریخته و جریان تفکر مختل شده، شاکله به صورت واضحی حقیقت خود را نمایان می‌کند و روشن می‌شود که در باطن انسان چه خبر بوده است. آنچه انسان در طول سال‌ها با عمل و رفتار خود ساخته یکباره بیرون می‌ریزد و هر آنچه از اجداد و نیاکان خود به ارث برده و دست خوش تغییر نشده را پدیدار می‌کند. با این اوصاف جای تعجب نیست که جنابعالی در کتاب خویشتن پنهان می‌فرمایید: "تا عالم انسان عوض نشود جایگاه دستورات روشن نمی‌شود وگرنه آن آقا به طبیعت خودش برمی‌گردد و می‌گوید: خدا لعنتت کند، پدر سوخته! چرا اینطور کردی؟ و بعد کتک را شروع می‌کند." توجه به شکل پذیر بودن شاکله از یک سو و شکل دادن به عمل و بستن دست و پای عمل از سوی دیگر به عقیده من ضرورت توجه انسان به حضور در عالم دینی را که مکررا بیان فرموده‌اید توضیح می‌دهد. ثانیا) شناخت شاکله می‌تواند نتایج مطلوب گسترده‌ای داشته باشد. در اموری مانند ازدواج، تربیت، مشاوره و استخدام فرد شاکله‌شناس قادر است ظرفیت‌ها و نقاط ضعف افراد را تشخیص دهد. به ویژه در مشاوره شاکله‌شناسی قرآنی می‌تواند ضعف روانشناسی را که بر رفتار بنا شده آشکار کند و ریشه عمل که شاکله است را برملا سازد و متناسب با آن چاره‌اندیشی کند. همچنین از طریق نگاه به والدین و اجداد و اقوام یک فرد می‌توان عمل او را در شرایط مختلف پیش‌بینی کرد و دریافت که این خصلت‌ها و روحیات در فرد متاثر از کدامیک از این افراد است. پرسش مهمی که در بحث شاکله باید پاسخ داده شود آن است که شاکله اولیه بر چه اساسی شکل پذیرفته و متاثر از چه عواملی است؟ آیا پدر و مادر در ایجاد این شاکله می‌توانند نقش موثری ایفا کنند؟ آیا تربیت قبل از فرزندآوری آغاز می‌شود؟ به کمک قرآن، احادیث و علومی مانند طب می‌توان چنین نتیجه گرفت که در سه نقطه حساس، والدین بر شاکله فرزند خود اثر می‌گذارند: اول: خون والدین: موید من در این ادعا آنجاست که در زیارت امین الله می‌خوانیم: «اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره، لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها و لم تلبسک من مدلهمّات ثیابها.» همین مضمون در زیارت وارث هم آمده. سلسله خونی که در اصلاب و ارحام ائمه معصومین علیهم السلام جریان داشته از میان نسلی به نسل بعد گذشته که طهارت خود را حفظ کرده و از پلیدی جاهلیت به دور مانده. این مسئله در مورد هر یک از ما چگونه است؟ به نظر می‌رسد تعمق در این مسئله که من از چه نسلی هستم و از چه اصلاب و ارحامی به وجود آمده‌ام، بیانگر این خواهد بود که چرا برخی از کارها و رفتارها و عادت‌ها را بدون آنکه بخواهم به گونه‌ای خاص انجام می‌دهم؟ چرا به طریق خاصی راه می‌روم؟ به گونه خاصی می‌خندم و چرا هر چه می‌کنم نمی‌توانم به راحتی از برخی عادت‌ها خلاص شوم؟ دوم: نطفه: در روایات ما درباره لحظه انعقاد نطفه دستوراتی وارد شده، مواردی نهی شده، مواردی دیگر مکروه دانسته شده و نحوه مطلوب آمیزش توصیف شده است. داستان ابلق شدن گوسفندان حضرت شعیب نشان می‌هد فرزند انسان ذی شعور چگونه ممکن است از حالات پدر و مادر خود در لحظه انعقاد نطفه متاثر شود. تفاوت پدر با مادر در تشکیل نطفه: در توضیح آیه شریفه {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ} از ابن عباس نقل شده که قَالَ: خُلِقوا فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ، وصُوِّروا فِي أَرْحَامِ النِّسَاءِ. آیه حرث نیز آنجا که می‌فرماید: (نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ) به همین معنا اشاره دارد که بذر ویژگی‌های خود را از پدر می‌گیرد و زن کیفیت رشد را مشخص می‌کند. از این رو انتخاب همسر، تکلیف و مسئولیتی است که بر عهده مردان گذاشته می‌شود تا با انتخاب رحم مطهر و شایسته نسل را مدیریت کنند. سوم: شیر مادر: از امیرالمومنین نقل است که فرمودند: اِیّاکُم اَن تَستَرضِعُوا الحمَقاءَ، َفاِنَّ اللّبَنَ یُنشِئُهُ عَلَیهِ رسول خدا نیز فرمودند: تَوَقَوُّا اَولادَکُم لَبَن البَغِیَّة وَ المَجنُونَة،فَاِنَّ اللَّبَنَی یَعدی در این روایات بنابر قاعده: (العلة تعمم الحكم) ما امکان سرایت دادن علت به سایر افراد خودش را داریم و می‌‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که روحیات مادر همراه با شیر به فرزند منتقل می‌شود. البته در اینجا بحث دیگری هم در تربیت جنین مطرح است که عوامل غیبی از جمله اراده الهی چه نقشی دارد؛ زیرا اراده الهی علت تامه است و دعا از اسباب جلب خیر خداوند است به همین دلیل در شب انعقاد نطفه دعاهای مخصوصی وارد شده است. از سوی دیگر در روایات مربوط به این دوران از شیطان هم زیاد گفته شده و نشان می‌دهد که شیطان هم این نقاط حساس را به خوبی می‌شناسد و هر لحظه فرصت طلبانه آماده مداخله است. آنچه برای من سوال جدی است و نتوانستم موضوع را با خود حل کنم این است که چگونه ماده ای مانند خون، نطفه و شیر می‌تواند روحیات، خلقیات، باورهای قلبی، استعدادها و توانایی‌ها و شکل اولیه رفتارهایی مانند نوع نشستن را به فرزند سرایت دهد؟ مگر نه اینکه ماده عین حرکت است و از قبل و بعد خود بی‌خبر است؟ بعید است مسأله به DNA و ژنتیک خلاصه شود؛ چرا که می‌دانیم حاکم اصلی و وجه پایدار انسان نفس است و حداقل بعد از تعلق روح به بدن، اختلافی نیست که روح خود طفل، مدیریت شکل‌دهی بدن را هم برعهده دارد. این سوالی است که در آن منتظر راهنمایی و پاسخ شما می‌مانم. سوال دیگری که باید پرسید این است که آیا نحوه عمل پدر و مادر در این چند مرحله موجب جبر برای فرزند می‌شود یا از آنجا که نفس ذاتا مختار آفریده شده او انتخاب‌گری می‌کند؟ و اگر آنچه به او سرایت می‌یابد انتخاب خود اوست، این انتخاب‌گری چگونه است و چطور می‌شود آن را درک کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در مورد شاکله و نظر به آیه مربوطه متذکر نکات خوبی شده‌اید. عمده آن است که متوجه شویم وقتی قرآن می‌فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا» با مبنای آن‌که انسان را مختار می داند، متذکر این امر می‌شود تا ما نسبت به شاکله خود و یا به تعبیر روان‌شناسان به منش خود حساس باشیم. به آن معنا که در مسیر کمالات خود به کلیتی از شخصیت خود نظر داشته باشیم که ماورای اطلاعات خود و یا عادات و اعمال‌مان می‌باشد که در اصطلاح عرفانی به آن «ملکات» می‌گویند. و به همین جهت می‌فرماید انسان در دنیای دیگر که شاکله او نقش‌آفرین است، این ملکات او هستند که انسان را فرا می‌گیرد و از انسان صادر می‌شود آنچه باید صادر شود. موفق باشید

25959
متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: در سوال ۲۵۹۰۵ بنده سوالی در مورد تغییر احکام پرسیدم. استاد ما در دانشگاه پیرامون این موضوع داشت بحث می‌کرد که گفت احکام اجتماعی وابسته شرایط زمانه است و گفتند در زمان یکی از امامان با وجود اینکه پرداخت خمس واجب بوده ایشان این حکم را با توجه به زمانه‌شان برداشتند و مورد دیگه‌ای که گفتند حق دیه زن و مرد هست که الان مساوی شده و بریدن دست دزد که الان اصلا انجام نمیشه و... سوالی که برای خیلی از ماها پیش اومد مسئله حجاب بود که یک حکم اجتماعیه و بحث‌هایی پیرامونش شد که در نهایت کل احکام رو برد رو هوا و این مدلی فکر کردن باعث میشه ما هیچ وقت نتونیم حرف بزنیم و همیشه باید ساکت باشیم چون نمیشه در مورد هیچی با قطعیت صحبت کرد البته غیر از اصول دین که اونم بحثی نداره فقط توصیف انچه هست و اثبات نداره و اصلا کلا هر چه قدر هم استدلال اورد همون طور که شما هم فرمودین برام غیرقابل قبول بود که وقتی یک حکمی در قرآن و کلام اهل بیت به طور روشن بیان شده با توجه به زمانه قابل تغییر باشه چطور باید پاسخ داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احکامی که مبتنی بر بنیان‌های قرآنی است که مستقیماً بشر با آن‌ها رابطه دارد و مافوق زمان و مکان است. آری! اگر عالِمی با توجه به مبای قرآنی مطابق زمانه حکمی بکند، این حکم ممکن است مطابق تغییر شرایط از نظر ظاهر، تغییر کند. قمار در هر حال حرام است ولی وقتی بازی شطرنج دیگر حکم قمار را ندارد، همچنان قمار حرام است ولی بازی شطرنج دیگر حرام نخواهد بود. با توجه به این امر است که می‌توان گفت صراحت رعایت پوشش برای زنان در قرآن، تغییرپذیر نیست. ولی بر اساس شرایط، می‌توان نحوه‌ی آن پوشش تغییر کند. موفق باشید

24868
متن پرسش
استاد عزیزم سلام: آیا شیطان می تواند بر عقل انسان تسلط پیدا کند و او را دچار زوال عقل کند به گونه ای که هذیان گویی و افکار و عقاید پوچ و ضد عقل بر او چیره شود؟ آیا واقعا عقل زایل می شود و یا نه شیطان بر وهم تسلط پیدا می کند و توهم و موهومات بجای تعقل بر نفس چیره می شود و در اصل عقل بر اثر چیره شدن وهم پوشیده شده و اینگونه هر فکر بیهوده و پوچ یا وسوسه ای که شیطان بر او القا کند را می‌پذیرد و دچار هذیان گویی و حرف ها و عقاید دیوانه وار می شود، به گونه ای که انگار دچار جنون شده و عقلش را از دست داده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ حضور شیطان در خیال و وَهم است. اگر کسی مقیّد به نور عقل باشد، تحت تأثیر شیطان قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

نمایش چاپی