بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
571
متن پرسش
با سلام. حقیر دانشجوی سال دوم دانشگاه هستم. با بررسی هایی که انجام داده ام جز از نظر مالی که هیچ گونه استقلالی ندارم، از سایر جهات خود را برای ازدواج کردن آماده می بینم و نیز نیاز به این امر برای خودم شدیدا حس می کنم. اما در خانواده ما ازدواج در این سن خصوصا برای پسر اصلا مرسوم نیست و میدانم در صورت مطرج کردن این موضوع با مخالفت خانواده و آشنایان مواجه می شوم. حال از نظر شما با توجه به نیازی که در خود حس می کنم، باز هم باید صبر کنم تا لا اقل زمان تحصیل کارشناسیم تمام شود و بعد اقدام کنم و یا اینکه از هم اکنون این موضوع را با خانواده مطرح کنم و زمینه های آن را فراهم کنم. با تشکر از حسن توجهتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر می‌توانید هزینه‌ی حداقلی زندگی با همسرتان را به‌دست آورید و یا خانواده را در حدّی می‌بینید که توان هزینه‌ی حداقل را دارند با آن‌ها در میان بگذارید. ولی اگر زمینه‌های فوق فراهم نیست با منصرف‌کردن ذهن از موضوع، فشارِ خود را به حداقل برسانید. موفق باشید
331
متن پرسش
سلام.شنیده ام بعضی از مراجع عظام تقلید تبعیت از ولایت فقیه را بر خود واجب دانسته اند اما ولایت فقیه را ولایت مطلقه نمیدانند.آیا این موضوع درست است. آیا ولایت فقیه مطلق هست یا نه. چه تفاوتهایی دارد. ممنون.التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام فقیه انسان کارشناسی است که توان کشف حکم خدا را از متون دین دارد، حال اگر آن حکم در امور فردی باشد به آن «فتوا» می‌گویند و اگر در امور اجتماعی باشد به آن «حکم حکومتی» می‌گویند. پس در هرحال فقیه حکم خدا را استخراج نموده و تبعیت از آن حکم، مطلق است و نمی‌شود مقداری از حکم خدا را عمل کند. در همین راستا ولایت فقیه فقط به معنی مطلقه‌ی آن معنی می‌دهد و بر همه‌ی مسلمانان واجب است وقتی فقیهی که حاکم جامعه است حکم خدا را در اموری از امورات جامعه مطرح فرمود تبعیت کنند، منتها همان‌طور که حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای«حفظه‌الله‌تعالی» در جمع دانشجویان فرمودند، همه‌ی نظرات ایشان حکم حکومتی نیست و لذا فرمودند شما می‌توانید به رهبری هم انتقاد کنید. حکم حکومتی آقا در سال‌های اخیر حکمی بود که به آقای کروبی در مجلس هشتم کردند که لایه‌ی مربوط به مطبوعات را از دستور مجلس خارج کنند ولی پیشنهادهایی امثال توصیه‌ای که در رابطه با عدم معاونت اوّلیِ آقای مشائی به آقای احمدی‌نژاد کردند هرگز در زمره‌ی حکم حکومتی نبود.
322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام 1.آیا علوم جدید،علوم الهی هستند؟ 2.آیا پرسش از ماهیت ربطی به آینده بشر دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل غرب» و «عالَم انسان دینی» را مطالعه فرمایید تا جوانب سؤال و جواب به آن برایتان روشن شود. قسمت دوم سؤال‌تان مبهم است، زیرا ماهیت به معنی حقیقی شیئ یک معنی دارد و ماهیت در مقام وجود یک معنی دیگر. اگر معنی اول مورد نظرتان است، آری، تا انسان نظر به حقیقت هرچیزی نکند نمی‌تواند در آینده‌ی عالَم حضور داشته یابد. فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب‌های مذکور تا حدّی این نکته نیز روشن شود. موفق باشید
3093

شیعه واقعیبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم باتوجه به اینکه همه ی شیعه ها در نهایت به بهشت می روند و هرکس هم به آنچه که به او می رسد رضایت دارد پس عده ای می گویند ما که به بهشت می رویم پس چرا خودمان را در این دنیا عذاب بدهیم و باری به هرجهت زندگی می کنند علی رغم اینکه واقعا در دلشان محبت به اهل بیت علیهم السلام دارند و گاها کارهای خیر هم می کنند از طرفی ما هرچقدر هم که تلاش می کنیم بازهم در آن دنیا احساس می کنیم که کم گذاشتیم و احساس ضعف و کمبود را داریم پس چه فرقی دارد که خیلی زحمت بکشیم یاکم؟ ضمن اینکه اگر قرار باشد بهشتیان در بهشت هم حسرت بخوردند و این حسرت عذابی برای آنان باشد با بهشت بودن آن و محل امن بودن آن منافات دارد باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شیعه‌ای به بهشت می‌رود که آداب شیعه‌بودن را رعایت کند. حضرت صادق«علیه‌السلام» فرمودند: «لَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فِی الدُّنْیَا- وَ مُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ- وَ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ یَظْلِمُ النَّاس‏» به ولایت ما نائل نمی‌شوند شیعیان ما مگر با ورع و تلاش در دنیا و رعایت حقوق برادران دینی، و از شیعیان ما نیست کسی که به مردم ظلم کند. از طرفی بهشت رفتن در مرتبه‌ی نازله با بهشت رفتن در مرتبه‌ی عالیه خیلی فرق می‌کند. درست است هر دو حسرت نمی‌خورند ولی برخورداری از کمالات شدیدتر چیز دیگری است. دیوانه‌ها هم حسرت نمی‌خورند ولی در فضایی زندگی می‌کنند که عالمان دین زندگی می‌کنند؟ موفق باشید
6284
متن پرسش
سوال راقبلا پرسیدم جواب ندادین گفتن به مناسبت این ایام وهدف امام شاید خوانده شود. الاترون ان الحق لایعمل به وان الباطل لایتناهی عنه........ سلام وایام تسلیت استاد می خواستم از تجربه ی شما که از قبل از انقلاب تا الان داشتیداستفاده کنم-(جواب سوال نمی خواستم)-زکات العلم نشره موضوع:نحوه نگاه فعالانه وپویا به واجب فراموش شده(می دانم وقت نوشتن مقاله اگربگویم نداریددر مطالب زیرفقط به یکی ازموارداین واجب پرداختم) درباره برخورد ما بافضای حجاب بیرون(فضای افتضاح خیابان ومترو که کاری به این ندارم که تا توی خونه ما آمده) چطورباید باشد؟ زنای چشم ودل وذهن-فضای مجازی وفیس بوک و...-روابط دوست پسر ودختر-و...تاعلنی شدن وعادی شدن نحوه نگاه وعبور ماباید چه باشد؟می گویند:آخرالزمانه طبعییه؟تحمل وصبرباید کرد؟راه پیامبر زور نیست.نگاه را بندازیم (به کجاآخه؟)علیکم انفسکم؟امام زمان بیاد خودش..؟کاره گشت ارشاد!عادی میشه!و...... خلاصه سخنان حضرت عالی درسوال ها گفتید:ذکرویاذهن خود را متوجه امور معنوی کنیدیاازطریق فعالیت‌های فرهنگی کردن یانشان دادن واجراتمام تفکرات امام .دفع بدحجابی - استاد میدانم مشکل اول ما این نیست اما من هنوز توی همین هر روز بد گیریم.(خیلی اعصابم خورده که به شاخه پرم گیرکرده وهرروز...) زدست دیده ودل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد. خلاصه کارم شده با خواندن وسوالات ازشما: که من این را بس شنیدم کهنه شد چیزدیگرگو به جز آن ای عضد چیزدیگر تازه ونو گفته گیر باز فردا زو شوی سیر ونفیر دفع علت کن،چو علت خو شود هرحدیث کهنه پیشت نو شود عمرو سرتونو درد اوردم یه دنیا معذرت.... تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول خودتان اگر به دنبال چیز جدیدی باشیم در همان ساحتی که هستیم باز آن چیز جدید کهنه می‌شود. پس باید خیلی عمیق‌تر از این‌ها فکر کرد. باید عزم عبور از تمدن ظلمانی غرب و نظر به تمدن نوین اسلامی را در خود رشد دهیم تا چون ابرمردی تاریخ‌ساز وارد تاریخی شوید که خداوند برای امروز بشریت رقم زد. موفق باشید
4370
متن پرسش
سلام استاد عزیز. جایگاه سادات و ذریه آل رسول در هستی چیست؟منظورم همین ساداتی است که هم دوره ما هستند؛ نه امامان. 2.آیا در صلوات که بر محمد و آل محمد فرستاده می شود, سادات هم مشمولش می شوند؟3. من حس می کنم سادات، حتی اگر به آن درجات ایمان هم نرسیده باشند؛ یک جذابیتی برای دیگران دارند. استاد واقعا سیادت، تاثیری ماورایی در افراد دارد؟چگونه؟4. استاد، اگر یک سید خود را در دامان دین پرورش دهد نسبت به یک غیرسید، چه تفاوتی دارد؟آیا زمینه برای سید فراهم تر است یا فرقی نمی کند؟5.آیا حضرت زهرا(س)نظر ویژه به اولادشان دارند؟ممنون. انشاءالله به حقیقت رسول الله و اولاد طاهرینش، در دنیا و آخرت با این ذوات مقدسه مانوس و محشور باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وظیفه ما نسبت به سادات و اولاد حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» داریم که با احترام به آن‌ها راه رضایت به حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» را برای خود هموار می‌کنیم که رضایت آن حضرت رضایت رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و رضایت خداوند و است، و یک وظیفه خود آن‌ها دارند که باید شأن خود را رعایت کنند و شاید از این جهت با بقیه فرقی نداشته باشند زیرا رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» می‌فرمایند: من هیچ کاری برای تو نمی‌کنم إلاّ آن‌که خودت برای خودت کاری بکنی. موفق باشید
2943

ادب خیالبازدید:

متن پرسش
سلام در مورد تماشای فوتبال از تلوزیون من به تماشای فوتبال عادت کردم ، به این نکته رسیدم که وقت تلف کردنه ولی نمی تونم این عادت را ترک کنم چون تاثیر منفی زیادی هم روی روحیه داره می خواستم یه راهی برای ترک این مشگل پیشنهاد بدبد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیشنهاد می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید. موفق باشید
2793
متن پرسش
سلام علیکم پاسخ حضرتعالی را به سوالی که در مورد علت خلق کسی که خداوند می داند به جهنم می رود خواندم. اما جسارتاً به نظرم اشکالاتی بر آن وارد است. یک حکیم رحیم، اگر درخواستی از او بشود که به ضرر درخواست کننده باشد، قطعاً اجابت نمی کند. حال بقول حضرتعالی مخلوق از خداوند فرصتی می خواسته تا خود را جهنمی کند. آیا خداوند مهربان باید اجابت می نموده؟ چرا خداوند هر مخلوقی که امکان خلق شدن دارد را خلق می کند؟ آیا این عاقلانه است؟ بر فرض هم که اینگونه باشد، این امکان را چه کسی رقم زده؟ ان چه کسی است که نعودبالله پیش از خداوند تعیین کرده چه مخلوقی امکان خلق شدن داشته باشد و چه مخلوقی نه؟ فرمودید: «اگر انسان‌های بد را خلق نمی‌کرد از کجا معلوم می‌شد آن انسان بد است» خب باشد، چه سودی برای آن بدبخت دارد که بر دیگران و بر خودش ثابت شود که او قطعاً جهنمی است؟ به نظرم مسأله «علم الهی» مسأله بسیار حادی است؛ چرا که تمام خلقت را تبدیل با «بازی یم فیلمنامه از پیش نوشته شده» و یا به عبارت دقیق تر «بازپخش آرشیوی یک فیلم ازلی» تبدیل می کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: امکان هر مخلوقی ذاتی آن مخلوق است و خداوند در علم خود به امکان هر مخلوقی علم دارد و وجودِ امکانی هر مخلوقی در علم خدا است به همین جهت قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» امر خدا آن است که اگر چیزی را اراده کرد تا ایجادش کند به آن می‌گوید «بشو» و «می‌شود». ملاحظه کنید که آن شیئ در علم خدا موجود است که خداوند به آن خطاب می‌کند بشو و می‌شود و در همین رابطه ابن‌سینا می‌فرماید: 'ما جعل الله المشمشه مشمشه بل اوجدها'خداوند زردآلو را زردآلو نکرد بلکه آن را وجود داد. نه آن که همه اول یکسان بوده اند و بعد خداوند به یکی خاصیت درک و رشد را داده است و به دیگری هیچکدام را نداده است و به سومی یکی را داده و یکی را نداده است برای مثال ذکر شده است. منظور همه موجودات است. خدا اشیا را آفریده است و آن ها ذاتا اختلاف دارند. خدا زرد آلو را آفریده، سیب را آفریده، انار را آفریده و غیره...؛ و چنین نبوده که قبلا همه آن ها یکنواخت بوده اند و خدا بین آن ها اختلاف برقرار ساخته باشد. در همین رابطه است که خداوند مخلوق را خلق می‌کند پس دیگر معنا ندارد که بگوییم چرا جهنمی‌بودن کسی را به او می‌دهد، امکان او را به او می‌دهد تا خودش با انتخاب خودش آنچه باید بشود، بشود. البته این بحث مفصلی است که مرحوم شهید مطهری تا حدّی در کتاب عدل الهی باب بحث را گشوده‌اند. موفق باشید
13987
متن پرسش
سلام و ارادت استادگرامی: اهلبیت (ع) هنگام تولد معصوم بوده اند و علم لدنی داشته اند. معلوم است چنین ویژگی در هر انسانی باشد گناه نمی کند. پس چطوری الگو هستند؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» ذیل صفحه‌ی 108 دنبال بفرمایید. در رابطه با اعتقاد به وجود انسان‌هايي که خداوند به نحوه‌ي خاصي برگزيده، موضوع مخلَصين در قرآن است. شيطان مي‌داند كه از بين بنـدگان خدا فقـط يك گروه هستنـد كه هيچ ابزار و امكاني براي گمراهي آن‌ها در اختيار ندارد و آن «مخلَصين» هستند و لذا به خداوند عرض کرد: «فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعين، اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[1] به عزت تو همه را گمراه مي‌كنم مگر بندگان مخلَص را. مخلَصين آن‌هايي هستند که خداوند در آن‌ها تصرف خاصي دارد و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد تا شيطان بتواند در آن‌ها تصرف کند. اگر به معني «مخلَص» توجه شود، متوجه خواهيد شد كه مخلَص‌بودن غير «مخلِص»بودن است. همّت براي خوب‌شدن مربوط به مخلِصين است و نه براي مخلَصين، بلكه مخلَصين برگزيدگاني هستند كه خداوند براي خود خالص كرده و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد، بلكه آن‌ها به دليل مخلَص‌بودنشان آينه‌ي خواست و رضايت خدايند و هركس خواست و رضايت خدا را جلب کند، بايد حركات و افكار و عقايد آن‌ها را ملاك قرار دهد. مشخص است كه اين مقام يک مقام اكتسابي نخواهد بود، بلكه موهبتي است، هرچند آن‌ها با اختيار خود بايد اين عصمت را حفظ نمايند و مسلّم حفظ كردن عصمتِ موهبي مشكل‌ترين كار ممكن براي بشريت است، زيرا حفظ عصمت به اين معنا است که يك لغزش نبايد از آن‌ها سر بزند. در همين رابطه است که عارفان گفته‌اند: «محنت قرب ز بُعد افزون است / جگر از محنت قربم، خون است». حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون مي‌کند که با يک خطا از آن مقام سقوط مي‌نمايد. موفق باشید

 

 


[1] - سوره‌ي صاد، آيات 82 و 83.

13094
متن پرسش
سلام استاد گرامی: روایاتی که در مورد مقام و منزلت عقل و جایگاه آن در کمال انسانی است ناظر بر کدام نوع، عقل است؟ آیات قرآن که تحت عنوان «افلا تعقلون» یا برعکس «لقوم یعقلون» به کرات تکرار می شود چطور؟ به نظر نمی رسد منظور از این عقل، عقل نظری باشد چرا که بسیاری از کفار و مشرکان در همه اعصار، عقولی قوی در زمینه مسایل نظری دارند ولی باز هم مخاطب آیاتی هستند که می فرماید چرا تعقل نمی کنید و همین طور وقتی در روایات عقل بیشتر نشانه فضل و کرامت شمرده شده به نظر نمی رسد این نوع عقل مدنظر باشد. لطفا علاوه بر پاسخ به سوال حقیر لطف بفرمایید منابعی در زمینه تعریف عقل، انواع و آثار آن و ...که بتواند پاسخگوی نیاز بنده در راستای پژوهشی در این مورد باشد معرفی فرمایید. لطفا اگر در تفسیر مبارک المیزان نیز بحثی در این مورد وجود دارد بفرمایید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تفاوت عقل‌ها، موضوعی نبوده است که در تاریخ تفکر گذشته‌ی ما محل بحث باشد. زیرا اندیشمندان ما در جمعی از تفکر ریاضی و فلسفی و کلامی و قدسی به‌راحتی می‌اندیشیدند و سخن می‌گفتند تا این‌که در دوران جدید متفکرانی همچون دکارت پیدا شدند که در ذیل تفکر ریاضی خواست کار را جلو ببرد. و اما این‌که قرآن پس از طرح موضوعی خطاب می‌کند «افلا تعقلون» خطاب او به عقل انسانی است، همان عقلی که در فطرت هر انسان به‌راحتی می‌تواند موضوع‌های نزدیک به بدیهی را جمع‌بندی کند. ولی آن‌جا که می‌فرماید: «لقوم یعقلون» نظر به حقایق قدسی دارد و می‌خواهد ابعاد متعالی عقل را به صحنه آوریم تا آن موضوع را بیابیم. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر قیّم المیزان آن‌جایی که سه آیه به ترتیب بحث «یعقلون» و «یسمعون» و «یتفکرون» را می‌کند، نکاتی داشته‌اند. موفق باشید

11652
متن پرسش
سلام علیکم: استاد طی الارض چیست؟ منظورم مکانیسم عمل است. چگونه ما می توانیم به دست بیاوریم؟ البته این را ذکر کنم جهت گیری ما کریم است نه کرامت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در حدّ تئوری در کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت حرکت جوهری عرایضی در این مورد داشته‌ام، از نظر عملی هم چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

10480
متن پرسش
سلام علیکم: استاد برای اجتهاد در فلسفه و عرفان و همچنین در فقه نیز خواندن ادبیات تا چقدر لازم است؟ آیا علامه طباطبائی و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی ادیب هستند (یعنی بر 12 علم ادبیات تسلط دارند یا خیر؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون زبان معارف اسلامی و فقه، به عربی ارائه شده و از آن مهم‌تر استنادهای این علوم، آیات و روایاتی است که تنها با زبان عربی می‌توان ارتباط درستی با آن‌ها برقرار کرد. باید ادبیات را خوب خواند و بزرگانی که نام بردید در ادبیات عرب سرآمدند حتی از اساتید ادبیات عرب در ادبیات عرب بالاترند. موفق باشید
441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، لطفاً موارد زیر را در مورد زیارت قبر پدر توضیح فرمایید: 1- آیا پدر از حضور ما بر سر قبر آگاه می شود؟ 2- آیا حضور ما بر سر قبر او برایش فایده ای دارد؟ 3- آیا صدای ما را می شنود؟ 4- آیا اگر در دل حرفی بزنیم متوجه می شود؟ 5- آیا نسبت به حوادثی که برای خانواده اش اتفاق می افتد آگاهی دارد؟ 6- آیا برای خانواده اش نگران هم می شود؟ 7- آیا برای خانواده اش دعا می کند؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی شخص متوفی متوجه حضور افراد بر سر قبرش می شود، اگر برایش دعا کنند از آن بهره می‌گیرد و برای دعاکنندگان دعا می‌کند، درک متوفی از باطن ما است و لذا اگر حرفی بزنیم که با باطن ما مطابق نباشد فایده ندارد، اگر خداوند صلاح بداند از بعضی از احوالات خانواده‌اش آگاهش می‌کند ولی نسبت عاطفی که مربوط به این دنیا است پس از مرگ از بین می‌رود. موفق باشید
7651
متن پرسش
باسلام بعضیها معتقدند نظرات شما در مباحث غربشناسی تا حد زیادی متاثر از جناب فردید می باشد. که شاگرد جناب هایدگر بودند. و نیز معتقدند شهیدآوینی هم یک هایدگری بوده. و نیز معتقد هستند از دل فلسفه فردید، نمی توان انقلاب اسلامی در آورد. به عبارتی فلسفه فردید، منجر به انقلاب اسلامی نخواهد شد. از طرفی این دسته نیز معتقد هستند نظرات فردید و شهیدآوینی و جنابعالی و حتی استاد میرباقری در بحث نگاه به تکنولوژی مدرن و ابزار و آلات ایجاد شده پس از مدرنیته در تضاد با نگاه حضرت امام و رهبر انقلاب قرار دارد. به این معنا که در این مباحث نمی توان و نباید به نظرات اساتید نامبرده شده مراجعه کرد. لطفا نظر خود را در مورد فردیدی بودن خودتان، و اینکه از دل فلسفه فردید انقلاب اسلامی بیرون نمی آید و همچنین تضاد نظرات شما در بحث تکنولوژی با امام و رهبری توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده بدون آن‌که فردید یا هیدگر را بشناسم در آن حالتی که به لطف الهی مثل سایر جوانان، همه‌ی وجود خود را به حضرت امام سپرده بودم متوجه شدم حضرت امام غرب را ظلمانی می‌دانند و دائماً زشتی آن فرهنگ و آن تمدن را متذکر می‌شوند. در چنین فضایی متوجه نوشته‌های آقای دکتر داوری و آقای فردید و آقای هیدگر شدم و احساس کردم سخنان این آقایان در تبیین ظلمانی ‌بودن غرب، سخنان خوب و محققانه‌ای است وگرنه ما به لطف الهی همه‌ی نسبت خود را با حضرت امام تعریف کرده‌ایم و با بررسی‌هایی که بنده کرده‌ام نمی‌توانم بپذیرم حرف‌های آقایان منجر به انقلاب اسلامی نمی‌شود، بلکه معتقدم به ما کمک می‌کند تا تفاوت اساسی خود را با تمدن غربی بهتر بشناسیم. موفق باشید
2962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.چرا اسم ایمه بطور مستقیم در قران نیامده با اینکه مسئله خیلی مهمی است.ولی اسم بعضی از پیامبران با اینکه از نظر رتبه ای پایینتر است امده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جناب آقای دکتر قدوسی جوابی در رابطه با علت نیامدن اسم علی«علیه‌السلام» در قرآن داشته‌ایم، نمی‌دانم کجا پیدایش کنم.-------------------------------------------------------------------------------------------------------باسلام خدمت استاد--سوال2049-میخواستم ارجاع به جواب سوال را درسایت بگذارم ولی گفتم شاید بخواهیدتغییری درجواب بدهید.
11460
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال شماره ۱۱۴۲۹ (مربوط به رسیدن قدرت بدنی حضرت علی) ۰۱ ملاک تعیین این غذای محدود چیست همینطور ورزش و اخلاق حسنه؟ ۰۲ من چگونه می توانم توحید را در خود قوی کنم و زمینه تجلی قدرت الهی را ایجاد کنم؟ ۰۳ چگونه معرفت قلبی کسب کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس ناطقه‌ی انسان دارای قدرت بسیاری است که با ورزش آن قدرت را در بدن ظاهر می‌کنیم ولی اولیاء الهی با اُنس با حضرت حق به قدرت الهی کارها را انجام می‌دهند. در مورد تقویت توحید و سلوک قلبی سعی کنید سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید. موفق باشید

7183
متن پرسش
سلام استاد. بنده طلبه ی پایه دو هستم. اخیرا با موسسه فرهنگی آشنا شدم که از من دعوت کردند که در معاونتی از آن موسسه فعالیت داشته باشم و برنامه هایی در طول هفته دارند که هر وقت موسسه تصمیم بگیرد باید تابع آنها بود.از طرفی هدف بنده از آمدن به حوزه رسیدن به درجه ی اجتهاداست و فکر می کنم این مسولیت ذهن مرا مشغول کند. و از طرف دیگر مسول موسسه که خودش هم طلبه است می گوید که مقام معظم رهبری تنهاست و در عرصه ی کار فرهنگی و جنگ نرم امروز باید از همه چیزمان بگذریم و نباید مثل طلابی باشیم که مثلا در قم هستند وبعضا اجتهادهم دارند ولی به درد نمی خورند. نهایتا سوالم این است که آیا رفتن بنده در پایه دو به چنین مجموعه هایی خوب است یا بایدصبر کنم تا پایان سطح یک که به سطح علمی مطلوبی برسم و سپس وارد عرصه شوم ویابالعکس؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما در شرایطی هستید که اگر یک شب درس‌های روز قبل را خوب مطالعه و مباحثه نکنید و همان شب درس‌های فردا را خوب پیش‌خوانی نکنید، نسبت به آنچه باید به‌دست آورید عقب می‌افتید، حتی شما باید تنها خلاصه‌ی اخبار را گوش بدهید تا دروس برایتان ملکه شود و در این شرایط اگر پنجشنبه یا جمعه‌ای فرصت پیدا کردید کمک کنید آن‌هم با این فرض که خیلی ذهن‌تان مشغول نشود که در طول هفته‌ بتوانید دروس را دنبال کنید. آیا رهبری عزیز همین طور درس نخواندند که حالا تا این اندازه برای جهان اسلام مفیدند؟ موفق باشید
578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی،بنده کتاب های بسیار خوب شما را مطالعه می کنم و اخیرا کتاب "جایگاه جن ،شیطان و جادوگر در عالم " را مطالعه کردم و سوالها و اشکالاتی برایم بوجود آمده که احتیاج به صبر و جواب حضرتعالی دارم: 1- تمام علما و مراجع بالاتفاق میگویند یادگیری سحر برای دفع سحر اشکال ندارد و بعضی میگویند واجب کفایی است و مراجعه به ساحر برای این امور نیز خالی از اشکال است. 2- اینکه شما میفرمایید که ما توجهی به سحر نداشته باشیم پس چرا مراجع بزرگوار میفرمایند برای ابطال سحر حتی میتوان از سحر استفاده کرد(به اصطلاح فقهی دفع سحر به سحر و یا حتی دفع مفسده به سحر،کتاب فقه الصادق جلد 14 این موضوعات را کاملا از دید فقهی واشکافی کرده است) و بزرگان این قضیه را به بیماری و مراجعه به پزشک که اسباب است تشبیه کرده اند (تصاویر استفتائات موجود است) 3- چرا بعضی بزرگان مانند ابن سینا ، میرداماد ، ملا حسین کاشفی (اسرار قاسمی)و ... کتاب درباره علم طلسمات و تسخیرات دارند؟ 4- نقش چیزهایی که بعنوان طلسم چال می کنند که متشکل از چیزهای عجیب (مانند استخوان مرده ،موی مرده ،اب غسالخانه و ...)است چیست؟ 5- شما که فرموده اید احضار روح حرام است چرا خودتان در جلسه احضار ارواح شرکت می کنید؟(در سخنرانی حضرتعالی در بحث معاد و قضیه رجعت و سوال از روح درباره امام خمینی(ره)) و یا امثال شاگرد برادر علامه (ره) و از کجا معلوم کسی که به شما درباره رجعت اطلاعات داده شیطان نبوده؟ 6- با هیپنوتیزم میتوان به عالم برزخ سیر کرد؟ 7- اگر کسی بخواهد واقعا با روح مرده ای ارتباط برقرار کند (حداقل از احوالاتش آگاه شود) از چه روشی میتواند بهره بگیرد؟( از روش های شرعی) 8- در صفحه 97 به بحث دنبال خواب رفتن پرداخته اید و آنرا خیلی درست نمیدانید در صورتیکه در مفاتیح چند دستور دینی برای خواب دیدن فرد یا موضوع موردنظر داریم، این دو چطور با هم تفسیر میشوند؟ 9- ایا جنیان قابلیت تغییر در جسم مثالی خود دارند،مثلا در جایی فرمودید که دو وجب قد دارند و در جای دیگر در هنگام تشرف خدمت معصوم فرموده اید به هیبت انسانهای هندو بوده اند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به گفته‌ی شیخ انصاری در مکاسب محرمه، یکی از اعمالی که فی‌نفسها تحریم‌شده و فاعل آن معاقب است، سحر است و همان‌طور که فرمودید در ابطال سحر به کمک سحر استفاده از جادو تجویز شده، ولی باز تأکید می‌کنند که حرام‌بودن سحر از ضروریات دین است و کسی که آن را حلال بداند محکوم به کفر است. امیرالمؤمنین در خطبه 79 می‌فرمایند: « ِ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ » کاهن چون ساحر، و جادوگران همانند کافران و کافر در آتش است. و نیز حضرت فرمودند: هر آن‌کس جادوگری را فرا بگیرد کم باشد یا زیاد، کافر شده است.(وسائل‌الشیعه، ج 12، ص 107). آنچه بنده در آن کتاب عرض کردم تأکید بر روی آیه‌ی102 سوره‌ی بقره است که تأکید دارد ساحر به خودی خود نمی‌تواند نقشی در سرنوشت انسان‌ها داشته باشد مگر به اذن خداوند که خداوند بخواهد کسی را از طریق جادوگر تنبیه کند. می فرماید:« ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ ‏ »پس راه اصلی مقابل سحر ساحران توسل به خداوند و توکل به اوست و به نظرم این بهتر است از این‌که بخواهیم سحر بیاموزیم تا سحر ساحران را خنثی کنیم. آیه‌ی مذکور به ما کمک می‌کند که عمرمان را صرف این امور نکنیم ، زیرا در مورد آن می‌فرماید: « وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُم » چیزی را می‌آموزند که نه ضرری به آن‌ها می‌رساند و نه نفعی. اما در مورد علم طلسمات که امثال میرداماد به آن دست زده‌اند، علم به علوم غریبه است که علم مخصوصی است و از حوزه‌ی اطلاعات بنده بیرون است و موضوع کتاب مذکور نیست، ولی طلسم به همان معنایی که بعضی از جادوگران به آن دست می‌زنند مثل همان‌که فرمودید از استخوان مرده و امثال آن استفاده می‌کنندة در حوزه‌ی جادو است و به کمک شیاطین انجام می‌شود و حرف در این موارد همان حرفی است که در مورد جادو و جادوگری زده شد که هیچ نقش استقلالی ندارند و با توسل به خداوند توکل به او به‌کلی بی‌اثر خواهند بود. در مورد احضار روح، حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» احضار ارواح را از قبیل سحر می‌دانند که تعلیم و تعلّم و عمل به آن را حرام می‌دانند(تحریرالوسیله، ج 2، ص 352، مسئله‌ی 16). ولی آنچه آیت‌الله حسینی تهرانی در کتاب «معادشناسی» در مورد برادرِ علامه طباطبایی«رحمه‌الله‌علیه» می‌فرمایند؛ که شاگردی داشتند که با روح علماء ارتباط پیدا می‌کرد و یا آن جلسه‌ای که بنده عرض کردم که روح علامه یا شاگردان علامه انتخاب کرده بودند از طریق یک جوانی پیام‌هایی را به افراد بدهند و یا پرسش‌هایی را جواب دهند، هیچ ربطی به احضار روح ندارد و هیچ‌کس در آن جلسه برنامه‌ای برای احضار روح نداشت و از شواهد می‌توان احتمال داد که جریان شیطانی نباشد، ولی هرگز چنین مواردی نمی‌تواند مبنای فکر و تصمیم کسی باشد. هیپنوتیزم هیچ ربطی به سیر به عالم برزخ ندارد و از طرف ما راهی جهت ارتباط با ارواح مردگان وجود ندارد، مگر آن‌که آنان اذن داشته باشند و در خواب به سراغ ما بیایند که اولاً: قابل اعتماد نیست. ثانیاً: عموماً پیام‌ها با احوالات کسی که خواب می‌بیند مخلوط می‌شود. در مورد این‌که جنّیان می‌توانند صورت‌های مختلف به بدن خود بدهند، ظاهراً قضیه از همین قرار است. موفق باشید
102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت محضر استاد معظم جناب آقای طاهرزداه. حقیقتا" از کتب و جزوات حضرتعالی بهره فراوان بردم.سوالی داشتم. این که مرحوم دکتر فردید یک چارچوب کلی تحلیل تاریخی تحت عنوان "تفکر فرهنگ تمدن " ارائه میدهند که البته دکتر داوری هم در کتبشان به این موضوع می پردازند و همانطور که مستحضرید به ترتیب تفکر را منشآ پیدایش فرهنگ و تمدن را تجسد یافته فرهنگ می دانند. بنده تقریبا" اکثر کتب دکتر داوری را مطالعه کردم تا جواب این سؤال که منشآ پیذایش تفکر چیست؟ را بیابم و نهایتا" به چند جمله جالب توجه برخوردم که یکی جمله ای است در کتاب "فلسفه چیست؟" که ایشان می گویند " تفکر دعوتی است از سوی حق " و دیگری جمله ای است در کتاب " فلسفه سیاست و خشونت " آمده که میگوید " انسان عین بستگی به حق است". از طرفی در مباحث توحید افعالی گفته می شود که انسان در مرحله تصمیم و تفکر مختار است اما این که تصمیم او در عمل محقق شود بسته به اراده و حکمت خداوند است. با آن تبیینی که حضرتعالی در شرح برهان صدیقین فرمودید همه کثراتی در عالم وجود از خداوند میگیرند پس با این حساب موجد تفکر نیز خداوند است پس در این میان تکلیف اختیار انسان چه می شود؟ احساس میکنم در پازلی که ساخته ام جای بعضی ازقطعات خالی است چون اصلا" مسآله جبر و ختیار را درک نمی کنم. خواهشمندم بنده را راهنمایی نمایید.
متن پاسخ
جواب: علیک السلام؛ خدای را شکر که او شما را به چنین تفکراتی راهنمایی فرمود و می‌رود که إن‌شاءالله در فضایی آزاد از تفکر متافیزیکی ادامه‌ی راه دهید. شاید بسیار ساده باشد که به روش متافیزیکی عرض کنم «خداوند که مخلوق همه‌ی ابعاد بنده‌اش می‌باشد، اراده کرده است که بنده‌اش مختار باشد.» ولی بیا و در نگاه به چنین موضوع حساسی که باید با نگاه حضوری بدان بنگری، نعلین تفکر حصولی را از پای به‌در آر، زیرا که در این گلستان خاری نیست. بِکَنْ ای موسیِ جان خَلْعِ نعلین..... که اندر گلشن جان نیست خاری اگر کفش‌های تفکر حصولی را در گلستان نگاه حضوری از پای به‌در نیاوری می‌خواهی چیزی را بفهمی که ساحت آن فوق فهمیدن به روش انتزاعی است. به گفته‌ی آن آقا؛ «تا از من در مورد اختیار سؤالی نشده و من سخنی نگفته‌ام، می دانم که مختارم ولی چون خواستم آن را تعریف کنم، دیگر معلوم نیست مختارم یا مجبور». مولوی در موضوعِ توجه به اختیار برای شما برهان نمی‌آورد، بلکه شما را به خودتان نشان می‌دهد و می‌گوید: این‌که می‌گویی این کنم یا آن کنم.....خودْ دلیل اختیار است ای صنم اشاعره در فضای تفکر انتزاعی و حصولی گرفتار جبر شدند، و در همان مسیر، معتزلیان گرفتار تفویض گشتند، شاید سخت نباشد به روش معتزلیان ثابت کرد که انسان مختار است، ولی من از خدا می‌خواهم شما را از آن اختیاری که تفکر متافیزیکی معتزلیان اثبات می‌کند آزاد نگه ‌دارد و به حضرت صادق«علیه‌السلام» نزدیک کند که فرمودند: «لا جَبْرَ وَ لا تَفْویض، بَلْ اَمْرٌ بَیْنَ الْأمْرِین»؛ حضرت در این جمله به همان اندازه، جبر اشاعره را نفی می‌کنند که تفویض یا اختیار به سبک معتزله را ، و ما را به چیزی بین آن دو دعوت می‌نمایند. و مسلّم قبول دارید که منظورشان این نیست که پنجاه‌درصد جبری باشیم و پنجاه‌درصد تفویضی، بلکه می‌خواهند بگویند یک حالتی است که اگر به خود بنگری می‌بینی که مختاری، و بر مبنای اختیار، دین به ما دستوراتی می‌دهد که انجام دهیم، و اگر به حق بنگری می‌بینی که عالم تماماً در قبضه‌ی اوست،و می توانی ناظر شکوه حضور او باشی،اما به این معنی که: این معیت با حق است و جبر نیست..... این تجلیِ مَه است، این ابْر نیست احساس حضور حق در همه‌ی مناسبات عالم نتیجه‌ی سلوک و بصیرت است که: این نه جبر، این معنی جبّاری است..... ذکر جبّاری برای زاری است می‌ترسم دوباره از ساحت علم حصولی سؤال خود را به صحنه بیاوری و بخواهی مرا وادار به جواب‌های حصولی و انتزاعی نمایی، در آن صورت «هایدگر» مجبور است جلد دوم کتاب «زمان» را ننویسد. آیا می‌توان در تفکر حصولی به چیزی دست یافت که حضوری است؟ و آیا می‌توان وقتی در حضور خود اختیار را احساس می‌کنی به دنبال اختیار حصولی بگردی؟ شما که تقصیر نداری مولوی هم بر خلافِ توصیه‌ی شمس که به او گفته بود کتاب‌ها را رها کند تا حقیقت به حضور او آید، باز نمی‌توانست از کتاب تَرْمذی دل بکند و آن را در آستین خود پنهان کرده بود، ولی شمس متوجه شد و او را از آن تفکر آزاد کرد تا مزه‌ی نگاه حضوری را به بشریت بچشاند. سؤال خوبی بود، منِ گنگ را به زبان آورد. قربان آدمِ زبان‌فهم
8549
متن پرسش
با سلام و احترام مسئول یک مجموعه فرهنگی هستم که قصد داریم اردویی به مشهدالرضا داشته باشیم انشالله. خواستم نکات کلیدی و طلایی از جهت تربیتی و فرهنگی که باعث ثبیت و تربیت و رشد نفرات اردو شود را بیان بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سعی کنید در این اردو یک دوره معرفت نفس و امام‌شناسی را به جوانان متذکر شوید و یادشان دهید چگونه از طریق مفاتیح‌الجنان امام را زیارت کنند. جواب شماره 8536 نیزکمک می کند. موفق باشید
8017
متن پرسش
علت این همه سیاه نمایی درمورددولت قبل وهمچنین بدگویی درموردیارانه که چپ وراست اگر دریک چیز تفاهم داشته باشندبدگویی درمورد یارانه است یارانه نقدی چه کرده که فریاد این اقایان رابلند کرده وسه سال است با تمام وجود علیه ان موضع می گیرندلطفا علت خوب یا بد بودن یارانه نقدی ودر کل شیوه اقتصادی اقای احمدی نژادراتوضیح دهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: طرح آقای احمدی‌نژاد بسیار طرح علمی و مطابق واقع بود بر این‌که دولت نباید در همه‌ی امور قیّم مردم باشد. می‌گفت: پول مردم را که از نفت حاصل می‌شود به خود مردم بدهید و خود مردم بهتر می‌دانند چگونه مدیریت کنند. به جای این‌که به قول آقایان پول مردم را مثلاً به بیمارستان‌ها بدهند و مردم بروند گردن خود را کج کنند تا بیمارستان‌ها هرطور دلشان خواست ولخرجی کنند، پول در دست مردم باشد و خودشان به هر بیمارستان و پزشکی که خواستند رجوع کنند. تحلیل بنده آن است که این پول تنها پولی است که دولت نمی‌تواند هرطور خواست آن را در دست بگیرد ، تلاش می‌کند با لطایف‌الحیل از دست مردم بگیرد تا مردم در این حدّ هم از پول نفتی که مال مردم است نتوانند بهره‌مند شوند و دولت هرطور خواست آن را مصرف کند و بعد به همان بحران‌هایی دچار شویم که غرب از نظر اقتصادی دچار شد. آقا! این یک موضوع بسیار ساده‌ای است که پول مردم را به مردم بدهند تا خود مردم برای آن تصمیم بگیرند و این‌قدر تحقیر و تهدید نکنند و یقه‌ی مردم را به دولت گره نزنند و مردم را تملق‌گوی دولت کنند. . موفق باشید
6911
متن پرسش
با سلام در جواب سوالی فرموده اید:نفس حیوانات نیز مجرد است ولی ظاهراً تشخص ندارند که هر حیوانی خودش باشد، بلکه هر حیوانی در صورت نوعیه‌ی خود محشور می‌شود. مثل این‌که همه‌ی گوسفندها در نوع گوسفندی محشور می‌شوند زیرا انتخاب خاصی نداشته‌اند تا با شخصیت خاصی محشور شوند .پس روایاتی که در آنها گفته شده که حتی اگر یک حیوان به دیگری بیهوده شاخ زده باشد در قیامت حسابرسی میشود چیست؟صورت نوعیه به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نکته که در آخر اشاره می‌فرمایید واژه‌ی «ظاهراً» را به‌کار بردم چون بعضاً دیده شده روحیه‌ی بعضی ازحیوانات از همدیگر متفاوت است و در سوره‌ی انعام در آیه‌ی(38) می فرماید:« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ » بنده تفسیر علامه در این قسمت بحث را از حشر صورت نوعیه‌ی حیوانات بالاتر می‌برند. می فرمایند: هیچ جنبنده‏اى در زمین و هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند، نیست مگر این‌که امت‌ها و مجتمعاتی همانند شما هستند و ما هیچ چیز را در این کتاب تکوین فروگذار نکردیم که بی‌حساب به‌وجود آمده باشد، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند. می‌خواهد بفرماید: حیوانات زمینی و هوایی، امت‌هایی هستند مثل شما و مثل شما به طرف رب خود محشور می‌شوند. ملاک حشر، احقاق حق است که در آن اختلاف دارند. در کتاب کوتاهی نشده و هر چه رعایت آن واجب بوده، حقش داده شده، به همین جهت ضمیری که مخصوص ذوی‌العقول است آورد. «هیچ جنبنده‌ای نیست در زمین و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند نیست، مگر این‌که همه‌ی آن‌ها مانند شما انسان‌ها امت‌ها و مجتمعات هستند و ما در کتاب تکوین، چیزی را بی‌حساب بوجود نیاوردیم» طبق آیه‌ی فوق باید حیوانات هم مثل انسان‌ها در بازگشت به سوی خدا مثل انسان‌ها باشند زیرا ملاک حشر به‌سوی خدا نوعی از زندگی ارادی است که راهی به سوی سعادت یا بدبختی در آن باشدو تفکر عمیق در مورد حیوانات ما را متوجه می‌کند که آن‌ها هم دارای آراء فردی و اجتماعی هستند که موجب جلب منافع و دفع مضار برای آن‌ها می‌شود و گاهی چیزهایی می‌فهمند که ما نمی‌فهمیم و مثل آدمیان، خوب و بد را تشخیص می‌دهند وگرنه چرا باید انواع مختلف‌شان در آراء مختلف باشند. و گاهی یک خروس تند خو و یکی نرم‌خو باشد مثل اختلاف انسان‌ها، و چطور آراء انسان‌ها در زندگی اخروی‌شان مؤثر است و در حیوانات مؤثر نباشد؟ و چون افرادی از حیوانات را می‌بینیم که ظلم می‌کنند پس باید برای آن‌ها نیز حشر در کار باشد. در آیه‌ی 61 سوره‌ی نحل می‌گوید: «وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ...» اگر خدا می‌خواست مردم را به کیفر ظلمشان بگیرد، هیچ جنبنده‌ای روی زمین نمی‌ماند» این نشان می‌دهد که جنبنده‌ی ظالم هم هست. خلاصه معنی اختیار این است که انسان وقتی بعضی از امور را تشخیص نمی‌دهد و نمی‌تواند بفهمدآیا تصرف در آن نافع است یا مضر، فکر را به کار می‌اندازد تا نفع و ضررش را در بین سایر محتملات معلوم نماید و اما اگر مانند موش در نظر گربه و گربه در نظر موش، نفع و ضررش روشن باشد؛ از همان اول بدون درنگ و بدون هیچ احتیاجی به تفکر، اراده‌ی خود را در تصرف به کار می‌اندازد. حال وقتی صحیح باشد که بگوییم حیوانات هم تا اندازه‌ای، خالی از معنای اختیار نیستند و آن‌ها هم از این موهبت سهمی دارند، هر چه هم ضعیف باشد، چرا صحیح نباشد احتمال دهیم که خداوند حد متوسط از همان اختیار ضعیف را ملاک تکالیف مخصوص قرار دهد که مناسب با افق فهم آنان باشد و خلاصه راهی باشد که از آن راه پاداش دادن به حیوانِ مطیع و مؤاخذه از حیوانِ سرکش صحیح باشد (مثل خروسی که سر صبح می‌خواند با خروس بی محل). از این آیه می‌توان نتیجه گرفت حیوانات نیز کمالی دارند و به سوی کمال در حرکت‌اند حتی بعضی از آن‌ها شعور بالایی دارند. می‌فرماید: به حضرت سلیمان سخنان پرنده را آموختیم «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْر» این نشان می‌دهد آن‌ها فکر می‌کنند و حرف برای زدن دارند، مثل این‌که با سایر ملل حرف دارند و ما نمی‌فهمیم. هدهد برای حضرت سلیمان برهان توحید اقامه کرد و گفت: چرا قوم سبأ خورشید می‌پرستند و لذا در آخر آیه‌ی مورد بحث می‌فرماید: «إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ» به سوی پروردگارشان محشور می‌شوند. این نشان می‌دهد حساب و کتابی دارند و به اندازه‌ی شعوری که دارند مسئول. موفق باشید
6080
متن پرسش
سلام استاد عزیز پیرامون حدیث شریف رسول خدا در مورد همسر من فکر میکنم منظور حضرت این بوده که اگر بحساب نفس سیری ناپذیر انسان بگذاریم اگر بهترین زنان را داشته باشد باز قناعت ندارد و زنی با جمال دیگری را میخواهد و باز هم آن زن جدید برای او عادی میشود بنابر این زنی را که او انتظار دارد و فکر میکند مطلوب اوست همین الان آن زن برای شوهر کنونیش یک زن عادیست و نتیجه میگیریم در دنیای هوس و جدید خواهی همه زنان در یک لحظه مطلوب یک نفر و نامطلوب نفر دیگر است پس شاید منظور رسول خدا(ص) این بوده که فرض کن همسرت الان زن تو نبود حتما طالب او میشدی (زیرا در اولین خواستگاری چیزی در او دیدی که به خواستگاری رفتی) حالا بخاطر گرفتاری وهمی از او سیر شدی ودر واقع از تصاویر ذهنی خودت سیر شدی وگرنه او چیزهایی دارد که در همه زنان سراغ میتوان گرفت به نظر شما این شرح درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه دقت خوبی بر روی حدیث . به نظر بنده برداشت خوبی است. موفق باشید
5027
متن پرسش
سلام .راجع به نکاتی که در ده نکته مطرح شده چند سؤال برای من مطرح شده: 1- این که گفتید که ما نمی خواهیم یه سری اطلاعات فقط داشته باشیم این نکات را مطرح نمیکنیم بلکه برای شروع نگاه تازه ای به خودمون هست . یرای من این شبهه پیش اومده که آیا من بشینم گوشه ی خونه و راجع به نفس خودم فکر کنم ! یا اینکه منظورتون اینه که در جریان زندگی و بین مردم بودن این شناخت حاصل میشه. 2- مباحثی که کلا در کتب و جزوات و سخنرانیهاتون مطرح میشه برای خودم فکر میکنم که به فطرتم نزدیکه، ولی این که درک درستی ازوضعیت فعلی خودم داشته باشم و بعد به این مباحث روی بیاورم هم برای من مطرحه. شما لطفا بفرمایید که با شرایط حال بنده که یه مقداریش رابراتون گفتم وخیلیش هم موند مثلا اینکه یکی از دغدغه های من به فعلیت رسوندن استعدادها و توانایی ها یی است که خداوند درونم قرارداده ویکی از علتهایی که شاید دچار این بیماری شدم همین بود که راهی یا یه دوست یا رفیقی توی این دغدغه شریک خودم نمیدیدم. و تمام عوامل ضد این دغدغه ی من بوده وهمه توی ون گروه هایی که هماهشون بودم فکر خودشون و از نظر مادی و قدرت بالاکشوندن خودشون بود حال با توجه به این دغدغه و اینکه خودم را هنوز پیدا نکردم که توی زندگی چی می خوام نمیدونم واقعا چکار کنم و مدتهاست که احساس تنهایی میکنم وحال به این نتیجه رسیدم که ازدواج میتونه این دغدغه را جامه ی عمل بپوشونه البته با یه انتخاب درست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازمه‌ی توجه حضوری به نفس ناطقه گوشه‌نشینی نیست، باید در مطالعه‌ی مباحث رویکردمان حضوری باشد و نه مفهومی که در کتاب «ان‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» بحث شده 2- سعی کنید مورد مناسب ازدواج که پیدا شد دیگر بهانه‌گیری نکنید. موفق باشید
4592
متن پرسش
سلام استاد حلول ماه پر برکت رجب بر شما و دیگران عاشقان سیر الی الله مبارک باشد. مطلبی در باره جایگاه علامه سید محمد حسین تهرانی در پاسخ به سؤال 2604 مرقوم فرموده بودید که با مطالبی که در سایت عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت ذیل سؤال 42 در باره نوع ارتباط ایشان با مرحوم حداد آمده است تعارض دارد. در صورتی که برایتان زحمتی نیست مطالب آن سایت را ملاحظه و برداشت خود را اعلام فرمایید تا از آن استفاده کنیم. از لطف شما ممنونم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که فرزند ایشان یا جناب حجت‌الاسلام آقای وکیلی چه می‌فرمایند که نظرشان برای بنده محترم است یک بحث است، و این‌که آیا از کتب خود ایشان جز این برمی‌آید که ایشان یکی از دانشمندان جهان اسلام هستند، بحث دیگری است که بنده روی دومی تاکید دارم. موفق باشید
نمایش چاپی