بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم نظرتون رو در این مورد بدونم که امروزه زندگی بشر طوری شده که برای جسم سالم بعضا مجبور میشه از امکانات و وسایل سبک زندگی غربی استفاده کنه فرضا مشکل ناباروری و زانو درد در بین زندگی ایرانی ها خیلی شایع تر هست و غربی ها چون بیشتر از مبل و تخت و سرویس بهداشتی سبک خودشون استفاده میکنن کمتر دچار درگیری مفصل می شوند سوال کلی بنده آینه که آیا مثلا تا قبل از این هیچ راهی نبوده و غربی ها با ساخت این سری از امکانات به نفع بشر عمل کردن؟ البته بنده به عنوان مثال مطرح کردم کلا نظرتون راجع به یک سری از پیشرفتها و تکنولوژی غربیها که حالا به ظاهر به درد انسانها خورده چیه؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این نوع زندگی که انسان کمتر تحرک دارد و بیشتر با وسایل نقلیه سفر می‌کند، این مشکلات را برای مردم، چه در غرب و چه در جاهای دیگر به‌وجود می‌آورد و از این جهت نمی‌توان از بعضی از ابزارهایی که به تبع این نوع زندگی مورد نیاز قرار می‌گیرد، استفاده نکرد. موفق باشید

17840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیز: استاد بنده چندین سال هست که یک «اندیشه» را همواره با خودم متذکر می شوم، این که ما برای نیل به آرمان های انقلاب و عبور از ظلمات فرهنگ غرب، باید مسئولین ما به ویژه شخص رییس جمهور ایران علاوه بر این که در عمل و در حوزه اجرایی ما را از فرهنگ غرب عبور دهد و نظام اسلامی را عملیاتی کند (که این مورد را هم حضرتعالی در آثار گران قدرتان مشهود است) بایستی همواره بخش عمده ای از ایراد «سخنانشان» با مردم را که با انحاء مختلف صورت می گیرد به منزله ی یک «عارف و مبلغ دین» ملت ایران را متذکر عالم معنوی کند تا ان شاءالله فکر ملت از «معیشت» به «معنویت» سوق پیدا کند. اولا آیا این اندیشه صحیح هست؟ ثانیا فکر می کنید که الان مردم آمادگی چنین بیاناتی از رییس جمهوری که طبق معمول از مفاهیم اقتصادی همچون تورم و رکود صحبت کرده را دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف صحیحی است و اگر مسئولان اجرایی در سخنان خود و در اعمال خود متذکر چنین اهدافی باشند، مردم یک‌شبه ره صدساله‌ی را طی می‌کنند. ولی ما از نظر تاریخی مسیری را جهت این امر باید در مردم و مسئولان طی کنیم و مهم آن است که بتوانیم در این رابطه برنامه‌ریزی نماییم. موفق باشید

10364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: حضرت ابراهیم علیه سلام در قرآن گفتند «اف لکم و لما تعبدون من دون الله» و با توجه به اینکه بزرگترشان هم بت پرست بود و در میان آن جمع بود می توان نتیجه گرفت «اف» گفتن در جایی که دین در خطر است مشکلی ندارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در جایی که باید بت‌پرستی را نفی کنند بدون درگیری با بت‌پرست‌ها این کار را کردند. موفق باشید
7608
متن پرسش
باسلام استاد شخصی میگفت ما تو خواب رنگ نمی بینیم همش سیاه سفیده! دیدم درست میگه ولی سیاه سفید هم نیست. استاد در برزخ و ... رنگ نیست؟ لطفا توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همیشه این‌طور نیست. بعضی‌ها در خواب سیب سرخ سرخ سرخ و ماهی های رنگین می‌بینند. در برزخ و قیامت نیز صورت‌های اعمال و عقاید شما به زیباترین شکل و جذاب‌ترین رنگ ظهور می‌کند که حریر سبز بهشتی نمونه‌ای از آن است. موفق باشید
6554
متن پرسش
سلام.حضرت استاد کتب انسانشناسی شما راخواندم.این پرسش برایم به وجود آمدکه وقتی تمام ادراکات را به من نسبت می دهیم پس من اصل ما می باشد واز سمتی می گوییم من می خواهم نفس ناطقه خود را بسازم وکامل کنم .آیا حقیقت وجودی من ورای نفس ناطقه است که او را هم به من نسب می دهیم.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً متوجه هستید که نفس ناطقه یک حقیقت وجودی است و هر حقیقت وجودی تشکیکی می‌باشد و دارای شدت و ضعف است و لذا مرتبه‌ی بالای آن بر مرتبه‌ی پایین آن اشراف دارد و می‌توانید از مقام بالاتر خود مرتبه‌ی پایین خود را ادراک کنید. گفت: «من آب شدم سراب دیدم خود را... دریا گشتم حباب دیدم خود را» چون هراندازه انسان به مرتبه‌ی بالاتر خود دست یابد ضعف مرتبه‌ی پایین‌تر برایش روشن می‌شود. موفق باشید
5571
متن پرسش
با درود و سلام فراوان خدمت استاد عزیز با مطالعه جلد 8 و 9 اسفار و اثر ارزشمند حضرت عالی در باب معاد و با توجه به اندوخته های قبلی ام، از موضع مطالعات تطبیقی ادیان به این نتیجه رسیدم که فضیلت اسلام و علوم عالیه اسلامی نسبت به دیگر ادیان یکی در بحث جایگاه انسان کامل در هستی است و دیگری در چیستی و کیفیت معاد انسان. با مطالعه موجزی که در باره مکاتب غیر ابراهیمی مثل نوافلاطونی، تائوئیزم و بودیزم داشتم و مباحثاتی که با بعضی از پیروان آن ها داشتم در عقاید همه آن ها اشاراتی به وحدت وجود، نحوه وجود موجودات مجرد و مادی، اشراق، عالم عقل و ... غیره میتوان یافت اما آن درر گرانبهایی که در هیچ کدام یافت نمیشوند همین دو مقوله حقیقت انسان کامل و معاد است و این خود راز برتری علم و کشف انبیاء نسبت به ادراکات حکمای و عرفای غیرابراهیمی را آشکار میکند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف و نتیجه‌گیری خوبی است ولی موضوع وحدت وجود به آن معنا که در عرفان اسلامی برگرفته شده از قرآن و موضوع اصالت وجود در مکتب صدرایی به صورتی که تدوین شده نیز به عنوان یک تفکر تمدن‌ساز برای عبور از غرب حرف‌های اساسی دارد. موفق باشید
24030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: بنده چند سالی یک راهی را می رفتم که فکر می کردم درست است ولی به تازگی متوجه شدم که اشتباه کردم و الآن در شرایطی قرار گرفته ام که هیچ راهی برای برون رفت از این شرایط ندارم در صورتی که توبه کرده ام و قلبا پشیمان شده ام اما اکنون نمی دانم راه نجات در چیست؟! آیا من باید تا آخر عمر با این شرایط بسازم یا مقامت کنم در حالی که توان هیچ مبارزه ای را ندارم و حتی توان دعا کردن را هم ندارم، آیا خود خدا و اهل بیت در این شرایط راه نجاتی برای ما قرار نمی دهند؟ آیا توبه ام پذیرفته نشده که این قدر زجر می کشم؟ از شما خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید که وظیفه ام چیست؟ و از دعای خیرتان محرومم نکنید و برای نجاتم دعا بفرمایید. با تشکر از توجه شما. باقریان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم موضوع چیست. شاید نیز لازم نیست بدانم. ولی همین اندازه عرض می‌کنم آن‌چه دین خدا در مقابل ما قرار داده، راهی است که هر انسانی می‌تواند وارد آن شود و از راهی که رفته است به سوی خدا برگردد. سعی کنید طبق قاعده‌ای که می‌گوید: «رَه چنان رو که رهروان رفتند» مثل عرف مردم زندگی کنید و زندگی خود را مطابق مردم معمولی شکل دهید. موفق باشید

23132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: جواب سوال ۲۳۱۱۰ رو دریافت نکردم به نظرم ایمیلم خرابه اگه میشه جواب رو روی سایت قرار بدید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: 23110- باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه اعلم. بالاخره نظر مقام معظم رهبری آن است که دولت تا آخر فرصت قانونی‌اش بر سر کار باشد.  موفق باشید

23086
متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. آیا علوم غربی که ریشه سکولار دارند چه علوم تجربی و چه علوم انسانی به واسطه ارتباط با اسم علیم الهی که حضرت جبرائیل اند پدید آمده اند یا فقط علوم الهی اند که از جبرائیل صادر می شوند و بقیه علوم از اسم مضل که شیطان است پدیدار می شود یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان این‌طور سخن گفت. عمده جهت‌گیریِ غلط این علوم است که به جای کشف استعدادهای عالم، به سرکوب و تصرف بی‌رحمانه‌ی آن می‌پردازند. بحثی تحت عنوان «نظر به ماهیت تکنیک» در این رابطه شده است که بر روی سایت می‌باشد. موفق باشید

22207
متن پرسش
سلام استاد: آیا این به ظهور آوردن عقل تکنیکی مربوط به انقلاب اسلامی دوره ی بعد از دوره ی گذاری است که آن را «گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی» خواندیمش و باید به سوی آن حرکت کرد یا این هم مربوط به دوره ی گذار است ولی متکامل تر از گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی و گذاریست بعد از گذاری و چیزی ماورای این ها را انتظار می کشیم (یا در انتظار ماست) که نمی دانیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بحث «عقل تکنیکی» خواستیم نظر هایدگر را در مورد ماهیت تکنیک متذکر شویم و این‌که چگونه انکشاف تاریخی که در غرب شروع شد، با حجابِ گِشتل از جایگاه خود خارج گشت. ولی در بحث «گزینش تکنولوژی» سخن از آن است که ما به عنوان شرایط اضطراریِ خود لااقل افسونِ تکنولوژی نگردیم آن‌هم تکنولوژیِ گِشتل‌شده. موفق باشید

20918
متن پرسش
با سلام: سوال بنده در مورد قوم یهود است. روند تاریخی قوم یهود نشان می دهد که جریان این قوم از زمان حضرت یعقوب علیه السلام شروع می شود. و حضرت یوسف علیه السلام به تنهایی سالیانی در مصر زندگی می کرد. اما پس از این مدت قوم حضرت یوسف به مصر کوچ کردند. از این زمان به بعد بود که این قوم به صورت ویژه رسیدگی می شدند. و این جریان سالیان زیادی و در زمان پیامبران بعدی از جمله حضرت موسی علیه السلام نیز ادامه یافت. و این رسیدگی بلند مدت باعث شده است یهودیان فکر کنند همیشه برتر هستند. سوال من این است که اولا آیا این تحلیل درست است؟ ثانیا علت آن چه بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مصر هم بنی‌اسرائیل بعد از حضرت یوسف «علیه‌السلام» کارشان به ذلت و خواری کشید و در مقابل فرعون تا آن‌جا ذلیل شدند که خدمتگذاریِ قبطیان کارشان بود و به همین جهت حضرت موسی «علیه‌السلام» تلاش کردند آن‌ها را از مصر خارج نمایند. بنی‌اسرائیل به جهت روحیه‌ی توحیدی که در پیروی از حضرت موسی «علیه‌السلام» به‌دست آوردند؛ قرآن در توصیف‌شان می‌فرماید: «يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ» (47/ بقره) و آن‌ها متوجه‌ی این امر نشدند که ملاکِ برتری، توحید است و نه نژاد. و همین توهّم موجب شد تا از توحید محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» استقبال نکنند. موفق باشید

20917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: طلبه هستم می خواستم در رشته علوم تربیتی کار کنم به نظرتون غیر از مطالعات حوزوی چه مطالعات دیگه ای نیازه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از من بپرسید علوم تربیتیِ واقعی «عرفان عملی و نظری» است یعنی «منازل‌السائرین» و «فصوص‌الحکم». موفق باشید

20797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: جناب استاد زلزله های اخیر تحلیل های مختلفی رو رقم زده تحلیل از زلزله ی بزرگ تهران! یا زلزله بزرگ ایران! جناب استاد چقدر میشه به این حرفهای زمین شناسی اعتماد کرد؟ استاد نقش و جایگاه خدا توی این اتفاقات چیه؟ جایگاه دعا کجاست؟ استاد این اتفاقات باعث دلشوره میشه. استاد اگه ایران مثه ژاپن خونه سازی می کرد بازم این حوادث سنگین و به پای تقدیر می گذاشتیم؟ ببخشید که اینجوری می پرسم این سوال رو شاید خیلیا داشته باشند. خواهشا دقیق و کامل توضیح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید می‌توان موضوع را در عین ارتباط‌دادن به تقدیر الهی راهِ انتخاب انسان را برای آن‌که مقدرات خود را تغییر دهد، مسدود نکرد، به همان معنایی که در روایات داریم: حضرت علی «علیه‌السلام» از کنارِ دیوار در حالِ فروریختن خارج شدند و فرمودند از تقدیری به تقدیری یا از قدری به قضایی پناه بردم. به این معنا که اگر در سایه‌ی دیوارِ در حال خراب می‌نشستند، تقدیر ایشان آن می‌شد که دیوار به ایشان لطمه بزند. با همه‌ی این اوصاف ما باید در حدّ توان خود فعالیت داشته باشیم، نه آن‌که گمان کنیم می‌توانیم همه‌چیز را در اختیار بگیریم. موفق باشید

20153
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: آیا می شود گفت راه حل هایی که در نماز برای حل یک مشکل به دل/فکر انسان می افتد و به ظاهر خوب به نظر می رسد، از ناحیه شیطان بوده و بی برکت هستند و نباید دنبالشان کرد؟ با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید دستورات شریعت باشد و اگر وارداتِ قلبیه در عین مطابقت با شریعت الهی موجب تواضع بیشتر و بندگی باشد، خوب است و اگر موجب نحوه‌ای استقلال در مقابل احکام الهی باشد، بد است. موفق باشید  

19277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ممنون میشم دو کتاب یکی با موضوع شخصیت حضرت ابوالفضل و یکی درباره حضرت زینب سلام الله علیهما معرفی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور خاص کتابی را که بتوان به راحتی معرفی کرد، نمی‌شناسم. کتاب «زینب» از خانم بنت شاطی نکات خوبی دارد ولی بدون ضعف نیست. در کتاب «سقای آب» از مهدی شجاعی نکات خوبی در مورد حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» مدّ نظر می‌آورد. در این موارد باید بیشتر به روایاتی رجوع کرد که در کتاب‌هایی مثل «بحارالانوار» مطرح شده است. موفق باشید

18872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در باب صلوات بر محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) به نظر شما صلوات ما چیزی به مقام پیامبر و آل پیامبر اضافه می کند و یا فقط اظهار ارادت و نظر ما به آن مقامات عظمی و کسب فیض از رهگذر صلوات، برای خودمان است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

بحمداللّه بحث نسبتاً مفصلی درکتاب «صلوات برپیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» عامل قدسی‌شدن روح» که بر روی سایت هست، در این باب موجود است، بدان رجوع شود. موفق باشید

 

18848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد منظور از فقر در روایتی که می فرماید وقتی فقر آمد ایمان می رود چیست؟ آیا همه ی فقر ها را شامل می شود یا یک نوع فقر؟ استاد آیا ساز و کار بیمه تامین اجتماعی از لحاظ شرعی اشکالی داره البته میدونم که سوال شرعی رو باید از مرجع تقلیدم بپرسم ولی ما میدونیم که ساز و کار مربوط به بانک ها ربویه حالا هر چی بخوان تحت نظارت شورای فقهی باشه باز همون ربوی هستش و مراجع هم کلی میگن اگه بر اساس عقود شرعی باشه اشکال نداره که در واقع نیست. خواستم ببینم این ساز و کار بیمه چه طوریه آیا مثل بانک یه شورای فقهی نظارت میکنه ولی غیر شرعیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آن‌که می‌فرمایند فقر انسان را به کفر نزدیک می‌کند به آن معنا است که انسان نباید با تنبلی خود به فقر دامن بزند وگرنه پیامبران عموماً اهل ثروت نبودند و کافر هم نشدند 2- بنده خودم خیلی ارادت به این نوع بیمه‌ها ندارم ولی شاید بتوان این‌طور توجیه کرد که یک نوع سرمایه‌گذاری برای آینده است. موفق باشید

18211
متن پرسش
با سلام و وقت به خیر خدمت شما استاد گرامی: جناب استاد اگر کسی خود از مذهب شیعه به مسیحیت رفته با نا آگاهی کامل و فکر می کند که تازه راه را پیدا کرده و سعی در شناساندن دین جدید خود به بقیه دارد بنده نوعی چطور می توانم به این فرد آگاهی دهم و ذهنشان را روشن کنم در حالی که اینها به کشور دیگری رفته اند و غالب اطرافیانشان مسیحی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید با نظر به توحید اسلامی و عمقی که این توحید دارد، او را متذکر اهمیت اسلام نمایید از آن جهت که اساس هر دینی توحید است وگرنه از نظر اخلاقی همه‌ی ادیان متذکر اخلاق می‌باشند. ولی دین مسیحیت خدایی را برای خود تعیین کرده است که می‌تواند در حضرت مسیح«علیه‌السلام» حلول کند و این با توحید حقیقی نمی‌خواند. موفق باشید

17694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد دینانی می فرمایند که ابلیس، نماد غیرت خداوند است که هر نااهلی به حریم وارد نشود، می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم. لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم جلال حضرت حق اقتضا دارد تا هر ناشایسته‌ای به آن حریم نزدیک نشود و شیطان از این جهت، مظهر اسم جلال حضرت حق است. موفق باشید

10874
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا بهتر نیست بجای اینکه تعبیر (مردمسالاری دینی) بکار ببریم، از تعبیر (دین سالاری مردمی) استفاده کنیم؟ چون در واقع هم دین خدا سالار و حاکم است و مردم فقط نقش مقبولیت دارند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مردم در انتخاب یا عدم انتخاب دین جهت ادامه‌ی نظام اجتماعی سیاسی خود آزادند و خودشان نظام دینی را انتخاب کرده‌اند پس محوریت امر با انتخاب مردم است و به همین جهت باید گفت مردم‌سالاری دینی. موفق باشید
8576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. ضمیر «هم» دوم در «انباهم باسمائهم» به کدام مرجع برمیگردد؟ اگر به ملائکه برمیگردد چه لزومی داشت آدم اسماء ملائکه را به خود آنان نشان دهد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: باید به ملائکه نشان داده می‌شد حقیقت شما در نزد خلیفه الهی است. موفق باشید
32483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: روز شنبه هفته گذشته قبل از شروع نماز خدمتتون رسیدم در رابطه با متنی که منتسب به مولانا بود سوال پرسیدم و حضرتعالی به دلیل کمبود وقت و در دسترس نبودن کل متن مورد نظر، امر فرمودید که در قسمت پرسش و پاسخ سایت سوال را همراه با متن مورد نظر ارسال کنم. متن زیر منتسب به مولاناست و مکالمه وی با شیطان است، منتهی در آثار ایشان چیزی پیدا نکردم مبنی بر این موضوع ولی با این‌حال این متن جای فکر کردن داره سوالم این هست که موضوعی که در این متن مطرح شده در ظاهر با آیات و روایات در تضاد هست به گونه ای که شیطان خطاب به حضرت حق می فرماید تو مرا اغوا کردی و یا در جایی دیگر در جواب سوال حضرت حق که می فرماید از چه رو سجده نکردی؟ بحث تکبر رو به میان میاره و می گوید من از آتشم و آدم از خاک و در جایی دیگر قرآن اشاره می کند که (کان من الکافرین) و یا در جایی دیگر خط و نشان می کشد که من سر راه بندگانت قرار می گیرم و آنها را گمراه می کنم به جز مخلصین. ولی با این‌حال فکر می کنم که در باطن باید یه پیامی داشته باشه که خواهشمندم حضرتعالی شرح بفرمایید. و این نکته رو هم عرض کنم که قبلا کتاب هدف حیات زمینی آدم رو هم مطالعه کردم. التماس دعا. یا حق. مولانا گفت : روزي در سير، ابليس را ديدم و او را گفتم «از چه بر آدم سجده نکردي؟» گفت: «تو بنده‌ي مولاي خويشي، من هم بنده‌ي مولاي خويش اگر شمس تبريزي از دري در آن مجلس که در آن نشسته‌اي درآيد و انبياء جملگي از دري ديگر به آن مجلس وارد شوند تو روي به شمس مي‌کني يا ايشان؟» گفتم: «ولله که جز در شمس بنگرم!» گفت: «مگر نه ايشان انبيا باشند؟» گفتم: «مرغ دلم گرفتار بند شمس است و مولاي من اوست». گفت: «اگر شمس امر کند که در ايشان نگري؟» گفتم: «آخر دل نمي‌رود!» گفت: «بعيد از تو، آنچه خود مي‌داني، از من چرا پرسي؟!» گفتم: «تو مي‌دانستي که اگر سجده نياوري به عذاب مبتلا مي‌شوي و آنچه نبايد بر سرت مي‌آيد؟» گفت: «آري!» گفتم: «پس از چه، سجده نبردي!» گفت: «ميل او بر عذاب من بود و راه سلوکم اينچنين بود» مختار بودم که امر او را اطاعت کنم يا دل به ميل او بندم، پس ميل او را بر امر او بالاتر و مقدم دانستم ميل او آزمايش بني‌آدم بود و قبول اين ماموريت، امتحان من!» گفتم: از چه رو کبر ورزيدي گفت: «آنکه با کدخدايي دوستي دارد، فخر فروشد گفتم: «به قيمت قهر و عذاب؟!» گفت: «مگر تو نگفتي عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد؟» آن عاشقي که قهر را لطف نمي‌بيند، عاشقش نگويند که او در بند خويش است، نه در بند معشوق دهان بستم و در عشق نگريستم چه او را عاشقي پاک‌باخته ديدم گفت: «جز حضرت باري چه کس را قدرت در کائنات که بخواهد مرا مجازات کند؟» گفتم: «هيچکس!» گفت: «هر چه از دوست رسد خوب است، گر همه سنگ و گر همه چوب است!» طرفه حالي‌ست که ابليس راست گويد! باز گفت: «ميل خداي اين است که نگذارم نامحرم در حريم دوست رود جز آنها که خدايت دوستار ايشان است و ايشان دوستار خداي در ديدار دو عاشق، جاي ابليس کجاست؟! من دفع مزاحم مي‌کنم در ديدارمولايم با عاشقانش». آخرالامر بر فراق من هم پاياني است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال به ما فرموده‌اند:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

 گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر

قصه عجیبی است قصه اهل دل، که در ابلیس چه چیزهایی می‌یابند. حقیقتاً اگر همه حق را در جناب شمس تبریز دیدند و او را آینه همه آنچه باید باشد، یافتند؛ چگونه می‌توانند دل به جای دیگری ببندند؟ به یاد صحبت شهید حاج قاسم باشید که به او گفتند اگر رهبری امر فرمودند که جهت ریاست جمهوری نامزد شوید، چه کار می‌کنید؟ و او گفت می‌روم آن‌قدر گریه می‌کنم تا حضرت آقا دل‌شان رحم بیاید و منصرف شوند. زیرا بالاخره دل، در جای دیگر سپرده بود. ۲. گویا در درون جان جناب مولوی این حرف‌ها نهفته بود که راستی! اگر شیطان سجده کرده بود، مسیر اغوای بندگان و وسوسه‌های آن‌ها که موجب امتحان اشخاص می‌شود، به کجا می‌کشید؟ این‌جا است که قصه تکوین شیطان در منظر جناب مولوی به ظهور می‌آید و این حرف‌ها در تکوین شیطان برای جناب مولوی به ظهور آمده است. ۳. آری! عرفا متوجه هستند که بالاخره شیطان، مظهر اسم جلال حضرت حق است.

به هر حال مولوی از این نحوه حضور خود گزارش داده تا به ما بگوید می‌توان نظر به وجه تکوینیِ هر موجودی و هر مخلوقی داشت.  موفق باشید

28033
متن پرسش
سلام پدری مهربان. و دلسوز: چند سالی هست که با کتابهای شما و درسهای شما آشنا هستم. همون کتاب اول را که هبوط آدم بود خواندم خواب دیدم اومده بودید خونه ما به دیدنم بعد از اون مرتب از کتابها و صوتهای شما استفاه می‌کنم. بیشتر تمرکزم روی معرفت نفس هست و به لطف خدا تا حدودی تونستم. در زندگی و شخصیت خودم کار کنم. اما چند روزی هست که نگاه می‌کنم و شاید مقایسه، اینکه خیلی از کسانی که به مسیر سیر و سلوک رفتن در این راه خیلی سختی کشیدن و امتحانهای سخت ازشون گرفته شد و از سن پایین. اما من چیزی ندارم. یه خانم خانه دار غیر از خدمت به خانواده و همسر اون هم برای رضای خدا چکار میتونه بکنه حس می‌کنم. مثل یه حلزون هستم. در بین همه آدمهایی که این مسیر رو دارن طی میکنن میدونم. همه چیز زمان میبره و همه چیز به وقتش اما گاهی فکر می‌کنم. این همه خوندم فهمیدم. خوب بعدش چی فقط رو خودم کار کنم. باور کنید تو خونه. اصلا بد خلاقی نمی‌کنم. وقتی مخالفت می‌کنم باشون که دروغ نگن. غیبت نکنن. یا تاکید می‌کنم که نماز بخونن حجاب رعایت کنن دشنام ندن. همه مخالفت میکنن و حرف گوش نمیکنن. اصلا مسیرم با اعضای خانواده کامل تغییر کرده. همسرم فقط نماز میخونه و مخالف همه چیز هست. پسرم که دانشگاه رفت تمام تغییر کرد پسری که اهل نماز و دین بود شده برخلاف روحانیت و اسلام و دختر هم حرف گوش نمیکنه. باور کنید سخت نمی‌گیرم دعوا نمی‌کنم. و بیخال هم نیستم. تمام تلاشم اینه که عمل کنم و آنها ببینن اما تاثیری نداره. و خودم هم ناراحت میشم. میگم نکنه راه اشتباه میرم نکنه اصلا راهم ندن. نکنه زنها جایی ندارن؟ نمیدونم هر بار هم خواستم بیام اصفهان دیدن شما قسمت نبود. مدتی هم هست واقعا حس می‌کنم پدرم هستید. و دلم برای دیدن شما از نزدیک تنگ شده از خدا میخوام بهتون سلامتی بده و سایتون بالاسر همه ما باشه. ببخشید وقتتون رو ‌گرفتم. اگه تونسیتد یه راهی یه توصیه ای بهم بکنید ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سلوک را همین ندانید که باید چون شمع در آن ظلمات بدرخشید و با مهربانی زیاد آن‌ها را در عمق جان‌شان متوجه کنید که ریشه‌ی این آرامش از طرف شما و آن خشونت‌ها از طرف آن‌ها در آن است که راهِ دیانت و دوست‌داشتنِ خوبان را آن‌ها گم کرده‌اند. بالاخره متذکر خواهند شد. گفت:

  نوح نهصد سال دعوت می‌نمود  ** دم به دم انکار قومش می‌فزود 

  هیچ از گفتن عنان واپس کشید  ** هیچ اندر غار خاموشی خزید

موفق باشید

25374
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامي: سوالي در باب قيامت داشتم و اينكه در نتايج حركت جوهري آنچه كه از بيانات شما متوجه شدم اين است كه عام ماده در جوهر خودش سير استكمالي را طي مي كند تا به نهايت خودش مي رسد كه قيامت است. از طرفي هم در حكمت متعاليه عوالم را رتبتي مي دانند بدين منظور كه عوالم در شدت ظهوراتشان، با هم اختلاف دارند، از طرف ديگر وقتي مي گوييم كه عالم مظهر فيض و فضل وجود است بر اساس همين هم بايد عوالم را قديم دانست هر چند كه در عالم ماده خلقت بدين شكل شايد نبوده باشد اما از قديم بوده است. از طرفي هم در احاديث داريم كه قيامت الان حاضر است (پس با توجه به فهم بنده از بيانات شما چند نتيجه به وجود مي آيد) ۱. قيامت به معني از بين رفتن عالم ماده و يا تغيير در جوهر نيست بلكه انسان ها در ذات خودشان توجه به باطن عالم مي كنند و وقتي قيامت شود عالم دنيا هم خواهد بود و از بين نمي رود. ۲. حركت جوهري مادام تا ابد در سير تكاملي به سر خواهد برد و تمامي ندارد. ۳. خاتمه اي براي خلقت انسان نبايد در نظر گرفت. ۴. در بيانات حضرت علامه در رساله رتق و فتق در نتيجه چهاردهم اينگونه برداشت مي شود كه حضرت آدم (ع) در زمين بوده اما وقتي از وحدت به كثرت توجه مي كند خودش را در عالم ماده و ماديات مي بيند و از آن قيامت و برزخ خودش خارج مي شود، براي مثال وقتي عارفي در قيامت خودش به سر مي برد نه بدين معني كه بدن مادي ندارد بلكه توجه تام به قيامت و جلوه احدي خداوند دارد و اگر توجه به قيامت داشته باشد و امورات مادي هم انجام دهد به معني تنزل و اگر توجه اش از قيامت منصرف شود و به ماده توجه كند هبوط رخ مي دهد. (آيا درست است؟) اگر اين معني درست باشد انسان وقتي مي ميرد و به خاك تبديل مي شود چگونه در عالم ماده مي تواند باشد؟ ۵. همانطور كه امر انسان از قديم بوده است خلقت انسان ها نيز از قديم بوده است (اگر اين مطلب درست است آيا در هر دوره كه رتق و فتق مي شود و دوباره دحو الارض پديد مي آيد انسان هاي آن دوره همين انبيا و اوليا اي كه براي ما آمده است مي آيند يا خير؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که می‌فرماید: «الف الف آدم ابوالبشر» داشته‌ایم و با توجه به حرکت جوهری عالم متوجه می‌شویم، عالم ماده با حرکت جوهری خود به قیامت تبدیل می‌شود و باز با نظر به تعطیل‌نشدنِ تجلی، عالم دیگری تجلی می‌کند با آدم ابوالبشرِ دیگری.

در مورد فرمایش علامه، آری! آن آدم که در ابتدای خلقت، خود را در آغوش حضرت حق در برزخ نزولی یافت با نظر به شجره‌ی ممنوعه یعنی عالم کثرت، هبوط خود را که احساسِ حضور در عالم کثرات است شروع کرد. عرایضی در این مورد در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. موفق باشید

23616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال ۲۳۶۰۵ پاسخ داده نشده. در ضمن ارسال به ایمیل مشکل دارد و ارسال نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه ایمیل جنابعالی مشکل دارد. در حالی‌که این نوع سؤال‌ها را بیشتر به صورت شخصی به ایمیلِ کاربران محترم ارسال می‌داریم. این‌طور جواب داده شد:

23605- باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که در دعا، از خدا طلب قتل فی‌سبیلک داریم، پس چرا می‌گویید طلب شهادت در دعا نیست؟ موفق باشید

نمایش چاپی