بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6791
متن پرسش
از نگاه شما رابطه حق و تکلیف بین زن و مرد به چه صورت است؟ آیا حقوق و تکالیف متقابل است؟ آیا حقوق و تکالیف متقابل فقط در محیط خانواده و روابط زوجین مطرح است؟ حقوق و تکایف متقابل در جامعه به چه صورت تعریف می شود؟ در تفسیر آیه « ولهن مثل الذی علیهن..» بحث حق و تکلیف مهدی مهریزی این گونه مطرح کرده اند: «رابطه حق و تکلیف در میان انسان ها امری متقابل است، یعنی اگر کسی دارای حق است در مقابل شخصی هست که مکلف است آن را ادا کند و اگر کسی تکلیفی بر عهده دارد در مقابل کسی هست که از او مطالبه حق کند. با این توضیح، اگر حقوق زنان به اندازه تکالیف آنهاست و چون مقابل زنان، مردان قرار دارند، قهرا حقوق و تکالیف مردان نیز برابر خواهد بود؛ زیرا آنجا که زنان ذی حقند مردان مکلفند و آنجا که مردان ذی حقند زنان مکلفند. و این نسبت و تقابل و برابری، امری معروف نزد سرشت و فطرت و وجدان سالم و ذهن و فکر انسان هاست. در اینجا نمی توان بالمعروف را قیدی برای حقوق زنان گرفت و گرنه برابری و مثلیت نقض می شود.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است که هرجا حقی هست در مقابل تکلیفی است چه در امور فردی بین زن و شوهر و چه در امور اجتماعی مثل رهبر و مردم و یا بین کاسب و مشتری. اگر مرد حقوقی در مقابل زن دارد و زن مکلف به انجام آن است، مرد نیز در برآوردن لباس و مسکن و غذای زن مکلف است و تازه حق مرد همان اندازه‌ای است که شرع مشخص کرده و این حرف‌ها که مرد بر زن ولایت دارد معنا ندارد. موفق باشید
6000

درباره بیمهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد نظر شما درباره بیمه چیست ؟از این جهت که بیمه سلب نگاه توحیدی اشخاص را رقم میزند . شخصی که بیمه ماشین اش تمام میشود از فردا میگویی چرا سوار ماشین ات نمیشوی ؟ میگوید بیمه اش تمام شده است . تا میخواهد ازدواج کند میگوید وای اگر بیمه نکنم پس آینده خانواده ام چه میشود . یا شما با عباراتی از قبیل اینکه ( خوبه که همین پول بیمه هست , خوبه که همین آب باریکه هست , مجبورم پول بیمه بریزم تا فردا راحت باشم , اگر بیمه نکنم فردا که پیر شوم چه کسی خرج من رو میدهد ) این ها جملاتی هستند عذاب آور . وقتی اینها را از مردم میشنوی و بعد جمله جناب ابوذر به امیرالمومنین را به خاطر میاوری که فرمود یا امیرالمونین علی (علیه السلام) من بر این عقیده هستم که اگر زمین مس شود خدا روزی بنده اش را می رساند . و سپس حضرت امیر او را تحسین کرد .حال نگاه مردم ما کجا و نگاه توحیدی ابوذر غفاری (ره) کجا ؟ حال میخواستم نظر شما را درباره بیمه بدانم . آیا این کار صحیح است که هر ماه مقداری از پول خود را به شرکتی بدهیم ؟ بهتر نیست که همان پول را خرج ایتام کنیم تا حضرت حق ما را بیمه کند ؟ یا به نظر شما بیمه یک وسیله و استفاده از اسباب است ؟ میشود کمی توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر شما موافقم ولی فعلاً با کسانی که این اندازه به اسباب‌های وَهمی امیدوارند نمی‌توانید بحث کنید. موفق باشید
3722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در پاسخ به سؤال 48 (3385) در پاسخ به این که: «آیا ما به ارادة حضرت امام ذیل شخصیت ایشان قرارمی‌گیریم یا خیر؟»، فرمودید: «در ذیل شخصیت امام قرارگرفتن، از جنس قرارگرفتن ذیل شخصیت امام معصوم است در مرتبه‌ی نازله، و به همان اندازه انسان از تصرفات باطنی حضرت امام بهره‌مند می‌شود.». ما از این پاسخ شما چنین برداشت کردیم که معتقدید: این که ما ذیل شخصیت حضرت امام قراربگیریم، به اراده و تصرف حضرت امام است. در این رابطه اشکالاتی برای ما ایجادشد: اولاً این، غیر از معنای الگوگیری است؛ الگوگیری، اعم است از این که شخص الگو اصلاً متوجه الگوگرفتن دیگران باشد یا نباشد، و اراده کند شخص الگوگیرنده متأثیر بشود یا اراده نکند. پس آیا ذیل شخصیت قرارگرفتن، نوع خاصی الگوگیری است و نه مساوی با آن؟ یعنی آیا مدعای شما این است که: «ذیل شخصیت قرارگرفتن، یعنی آن شخصیت را الگوی خود قراردادن، و تأثیرات در شخص الگوگیرنده به ارادة شخص الگو باشد.»؟ ثانیاً دلیل مدعای شما چیست که: «میلیون‌ها نفر انسانی که در این عالم دارند برای اعتلای اسلام در جامعه و بلکه در عرصة جهانی تلاش می‌کنند، به ارادة حضرت امام دارند پیشرفت می‌کنند و فیض امام زمان از طریق ایشان جاری می‌شود.»؟ ثالثاً شاگردان آیت‌الله قاضی مثل آیت‌الله بهجت و یا حضرت علامه و برادرشان، حتی پس از مرگ استادشان، با او ارتباط داشته و مسائل و مشکلات‌شان را از این طریق حل می‌کرده‌اند و همچنان از تصرفات استادشان بهره می‌جسته‌اند، شما با چه دلیلی ادعامی‌کنید که این تصرفات آیت‌الله قاضی در آیت‌الله بهجت، از طریق حضرت امام است؟ رابعاً اگر ما شاگرد یکی از این عرفا مثلاً آیت‌الله بهجت بشویم و به اراده و تصرفات خاص او رشدکنیم، چطور شما ادعامی‌کنید که تصرفاتی که به ارادة استاد ماست، به ارادة حضرت امام است؟ خامساً آیا شما حضرت امام را واسطة فیض بین امام زمان و این عالم می‌دانید؟ یعنی آیا هر فیضی که قرار است به این عالم (لااقل در امور معنوی) برسد، حتماً از طریق حضرت امام می‌رسد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام اراده کرده‌اند تا نور انقلاب اسلامی را به همه برسانند حال اگر افراد به طریق صحیح به حضرت امام رجوع کردند از آن شخصیت بهره می‌گیرند مثل آن‌که همه از پیامبران بهره نگرفتند. شاگردان مرحوم قاضی برای بهره‌هایی که به مرحوم قاضی رسید می‌توانند در حیات و ممات آن مرحوم از او بهره بگیرند. در مورد امام هم اگر کسی بخواهد با حقیقت انقلاب اسلامی زندگی کند باید از امام بهره بگیرد. در مورد رجوع به حقیقت انقلاب اسلامی که نوری است از انوار حضرت حجت، شخصیت اشراقی امام واسطه‌اند. موفق باشید
13858
متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد: چند تا سوال داشتم اولیش درباره ی امام خمینی بود اگر امام از اول می دانست بنی صدر کیست چرا حکم آن را تنفیض کرد؟ چرا به مردم نگفت که چنین هزینه ای کشور ندهد و حضرت آقا در 88 چرا اینها جلوگیری نکردند از این هزینه ها؟ مطلب دوم شیوه ی حکومت امام خمینی است که به نظر من اشکال دارد و آقای مصباح مطلوب تر است. چرا امام معتقد بود هرکس یک رای دارد مگر یک روستایی ساده با یک مرجع تقلید برابر هستند که یک رای دارند و اگر ولی فقیه ولایت الهی دارد اصلا چرا انتخابات، خودش انتخاب کنند این ها نظر آقای مصباح هست که به نظر من منطقی تر از امام هست چرا امام این شیوه را در پیش نگرفتند؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با قسمت آخر سؤال جنابعالی عنایت داشته باشید که موضوع انتخاب یک فرد برای امور اجرایی غیر از انتخاب امام معصوم یا ولیّ فقیه است. مردم‌سالاریِ دینی برای امور اجرایی کشور، راه درستی است از آن جهت که مردم در این رابطه احساس مسئولیت بیشتری نسبت به نظام خود دارند. در مورد بنی‌صدر مسلّم حضرت امام نمی‌دانستند ضعف‌های او کار را به این‌جا می‌کشاند و از این جهت، قصاصِ قبل از جنایت نمی‌توانند بکنند. در مورد فتنه‌ی سال 88 هم، موضوع از همین قرار بود. موفق باشید

12501
متن پرسش
به نام خدا سلام: استاد محترم بنده دوران نوجوانی و اول جوانی را با غفلت تمام طی کردم و از خدا به شدت دور بودم و اصلی ترین دلیل آن مشغولیت به شهوت و مسائل جنسی بوده است اما از قبل از این ماه مبارک اراده محکم کرده ام که به همه این پوچی ها و آلودگی ها پشت کنم و به سوی محبوب واقعی سیر کنم اما برای اینکه دوباره به سمت این عهد پلید قبلی بازگشت نکنم چند سوال اساسی دارم که پاسخ آنها برای بنده به شدت حیاتی است لذا تمنا دارم با پاسخ مفصل و نه اجمالی بنده را در طی طریق حق یاری کنید جناب استاد خاضعانه تمنا دارم استدعا دارم خواهش دارم پاسخ هایتان کوتاه و مبهم نباشد. سوال اول: ملاک کبیره و صغیره بودن گناهان در شریعت چیست هر چند به گفته معصوم با اصرار صغیره نمی ماند و با استغفار کبیره نمی ماند اما به هر حال ملاک چیست که شریعت بعضی گناهان را کبیره و بعضی را صغیره می داند؟ سوال دوم: به نظر شما چرا شهید دستغیب گناه استمناء را کبیره می دانند این گناه کدام ملاک کبیره بودن را دارد؟ سوال سوم: چرا بنی بشر نسبت به گناهان جنسی حیا و عفت بیشتری نسبت به سایر گناهان دارد این امر فطری به چه علت است، مثلا اگر یک نفر از بنده بپرسد تا کنون غیبت کرده ای از جواب مثبت دادن زیاد خجالت به من دست نمی دهد اما اگر یک نفر بپرسد آیا تا کنون استمناء کرده ای، از جواب مثبت دادن به شدت حیا داریم ریشه این مسئله در عالم واقع چیست؟ سوال چهارم: بنده احساس می کنم گناهان جنسی مثل استمناء خیلی بیشتر از گناهان دیگر بنده را از خدا و معنویت دور می کند این را از عمق وجود حس کرده ام که وقتی این عمل شنیع را انجام می دهم حالاتی به بنده دست می دهد که حتی از معنویت متنفر می شوم اما سایر گناهان خیلی کمتر بنده را از راه حق دور می کند به نظر شما علت چیست؟ سوال پنجم: بنده این را به شدت حس کرده ام که وقتی شهوت بر بنده غالب می شود غضب نیز بر من غالب می شود ارتباط این دو چیست که با تسلط یکی دیگری نیز مسلط می شود. با تشکر از شما استاد عزیز به شدت التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ملاک کبیره‌بودن و صغیره‌بودن گناهان از دو جهت است: یکی این‌که آن عمل جهت‌گیریِ الهی انسان را مختل می‌کند مثل شرک و یا به قتل‌رساندن انسان مؤمن. و دیگر این‌که روحیه‌ی عصیان در مقابل فرمان حضرت حق را در انسان شکل می‌دهد. در این مورد است که گفته می‌شود که هر گناه صغیره می‌تواند کبیره باشد. در صورتی‌که آن شخص با همان دید که آن گناه حکم خدا است و باید انجام ندهد، آن گناه را انجام دهد. 2- بر مبنای فوق مرحوم شهید دستغیب آن‌چنان می‌گوید که ملاحظه می‌کنید. 3- گناهان جنسی از آن جهت که وجه پنهان هرکسی است، روح و روحیه‌ی انسان مایل نیست که برای بقیه ظهور کند در حالی‌که غیبت، برای سایرین نحوه‌ای از ظهور دارد و لذا وَجه پنهانیِ آن نسبت به گناهان جنسی کم‌تر است. 4- از آن جهت که عمل استمناء یک نوع سقوط صریح در مقابل حکم خدا است، شخصِ مرتکب احساس می‌کند به حکم خداوند پشت کرده است و نمی‌توان این حالت که برای شما پیش می‌آید را برای عموم به همین شکل دانست ممکن است که کسی رباخواری و یا غیبت از مؤمن را عصیان مستقیم در مقابل حضرت حق بیابد و همان حالت را داشته باشد که شما در مورد آن گناه دارید. 5- معلوم است که وقتی انسان اجازه داد تا شهوت حرام بر او غلبه کند، راهِ ورود شیطان را در جان خود باز کرده است و شیطان یکی از صفات دیگر خود را که غضب است بر آن فرد گناهکار تحمیل می‌کند. موفق باشید

11948
متن پرسش
با اهدای سلام و دعای خیر حضور محترم استاد گرامی و با آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون: همانطور که قبلا به استحضار رسید متناسب با سیر مطالعاتی گروههایی با عناوین «جوان و انتخاب بزرگ» ، «آشتی با خدا» ، «شرح ده نکته از معرفت نفس» ، «برهان صدیقین و حرکت جوهری» در شبکه اجتماعی تلگرام تشکیل شده که فایل های صوتی حضرتعالی به اشتراک گذاشته می شود و سایر دوستان استماع می نمایند و اگر سوالی داشتند در گروه ایی جداگانه به نام مباحثه با پاسخگویی حاج آقا کثیری که معرف حضورتان است به اشکالات و سوالات دوستان پاسخ می دهند که با اتمام گوش کردن در یگ گروه وارد گروه بعدی می شوند حال ما رسیدیم به حرکت جوهری نمی دانیم به کدام اولویت بپردازیم؟ یعنی به کدامیک از مباحث پایه که به توحید، معاد، نبوت و امامت تقسیم بندی فرموده اید بپردازیم یا نه بدون مطالعه مباحث پایه وارد تفسیر مباحث قرآنی و نهج االبلاغه شویم؟ ضمنا طرف مقابل ما در شبکه اجتماعی مشخص نمی کند که چه سن و سالی دارد یا در چه مقطعی تحصیلات دارد ولی این را می دانیم که طیف وسیعی از جوانان را شامل می شود. از این که اظهار لطف می فرمایید سپاسگزارم و آرزوی سلامتی و طول عمر برای حضرتعالی از خداوند منان داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت علامه طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» جایگاه نبوت را در آبادانیِ معادِ بشری می‌دانند و معتقدند چنانچه بشر بفهمد معاد یعنی چه، متوجه می‌شود که انبیاء عظام در راستای آبادانیِ ابدیتِ انسان چه خدمت بزرگی کرده‌اند و لذا دامن پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را با تمام وجود می‌گیرد و امامت نیز که عملاً ادامه‌ی نبوت و تبیین آن است، روشن می‌شود. لذا پیشنهاد می‌شود در ابتدا «معاد» و سپس «نبوت» و «امامت» در منظر مخاطبین‌تان گشوده شود. موفق باشید

11592
متن پرسش
سلام استاد: 1- منشاء اعتقاد و یقین به وجود واقعیات مادی خارج چیست؟ یا در کل منشاء یقین به وجود واقعیات خارج چه مادی و چه غیر مادی چیست؟ 2- آیا منشاء یقین به وجود واقعیات مادی در خارج با واقعیات غیر مادی و مجرد در خارج از نفس، متفاوت است؟ 3- آیا یقین به واقعیات مادی خارج، از بدیهیات است یا نیاز به استدلال دارد؟ 4- نفس چگونه به واقعیات مادی خارج یقین پیدا می کند و چگونه به واقعیات غیر مادی خارج یقین پیدا می کند؟ 5- آیا بدیهی بودن اصل واقعیت مستقل از ذهن مربوط به عالم مادی و غیر مادی است یا نه فقط مربوط به یکی از این دو عالم است؟ یقین به این اصل چگونه در نفس بوجود آمده است؟ لطفا خودتان پاسخ دهید و بنده را به کتاب ارجاع ندهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال‌ها را به طور مختصردر چند جواب تحت عنوان «شک» عرض کرده‌ام، جواب خود را در جواب آن سؤالات دنبال کنید. با توجه به این‌که برای جواب به این نوع سؤالات باید کتاب‌های متعددی خوانده شود پیشنهاد می‌کنم مجلدات شرح مبسوط منظومه از شهید مطهری را دنبال بفرمایید. موفق باشید

8589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بمه تعالی با سلام: مادری 25 ساله هستم فرزندی 6 ماهه دارم. از 3 سال پیش برای پرداختن به امور زندگی یعنی همسرداری و مادری بعد از لیسانس رشته مهندسی را رها کردم و به مطالعاتی جانبی و دینی پرداختم. دغدغه تربیت اسلامی و الهی فرزند برای من و همسرم بسیار پررنگ است. و از بدو تولد فرزند و قبل از آن سعی کرده ایم موارد زیادی را رعایت کنیم اما با توجه به اینکه قصد داریم مباحث دینی و معرفتی از قبیل قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را از سنین پایین برایش مطرح کنیم از شما راهنمایی می خواهیم چرا که آموزش این مباحث نیازمند قوی بودن خود ما دارد. خود ما چگونه روی این مباحث کار کنیم و بعد از آن روش آموزش ما چگونه باشد؟ هدف ما در این تربیت انسانی همه جانبه در جهت الهی و کمالی است و نه انسانی تک بعدی همچون روش تربیتی و آموزشی آموزش و پرورش کنونی. خواهشمندم راهنمایی فرمایید هم در مورد خود ما و هم در مورد فرزندمان. لطف بفرمایید با عناوین مطرح کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آموزش کودکان یک امر تخصصی است که در حدّ بنده نیست. به نظرم کارشناسان رادیو معارف بهتر می‌توانند در این امر راهنمایی بفرمایند. (از جمله استاد دهنوی و استاد تراشیون). آنچه بر عهده‌ی شما است فراگیری معارف است به‌خصوص به صورتی حضوری و نه صرفاً حصولی. مثل آنچه در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض شده است. موفق باشید
6069
متن پرسش
سلام استاد گرامی. بنده در شغلی گمارده شده ام که کاملا مرتبط با مسایل و مشکلات مردم هستم. مردم مسائلشان را مطرح می کنند و ما بایستی دنبال کنیم. استاد بنده سالهاست از آثار و فرمایشات حضرتعالی مستفیض می شوم لطفا به من بگویید چه نیتی در این خصوص خالصانه است. در واقع آن معالی نیتی که ممکن است چیست؟شایان ذکر است نتیجه انجام درست و متقن وظیفه امٰ خوش بینی مردم به نظام اسلامی حاصل می شود.تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش برای رفع حوائج شرعی مردم بالاترین عبادت است شما با این نیت کار را شروع کنید و ادامه دهید. موفق باشید
5755
متن پرسش
سلام استاد،پیرو سوال 5738.بنده در آن سوال عرض نکردم ابن عربی گفته است ذات خدا را دیده که خب معلوم است هیچ ادراکی حتی شهودی و حضوری هم به آن تعلق نمی گیرد.عرض بنده این است که همان طور که ما مثلا ائمه را با تصوری که از صورت آن ها در ذهن داریم در خواب میبینیم یا حتی فرشتگان که مجرد از ماده هستند نیز در خواب برای ما قالب مثالی پیدا می کنند و ما طبق تصورات،مزاج و عوامل گوناگون آن فرشته را به صورتی مثلا انسانی می بینیم،آیا ممکن است خداوند را در مقام تجلی مثالی به شکلی ببینیم؟آیا ابن عربی واقعا خداوند را با صورت مثالی در خواب ندیده است؟این عربی خیلی واضح می گوید من خود حق را در خواب دیدم،در خواب یعنی صورت،تمثل یعنی شکل و اندازه و عمق.او نگفته من تجلی ای از تجلیات حق را دیده ام او گفته انی رایت الحق.وقتی امام ششم می گوید در نماز آنقدر ایاک نعبد و... را گفتم که از صاحب اصلی اش شنیدم وقتی موسی بن عمران از درخت مادی صدای مادی با گوش مادی می شنود و آن صدا می گوید من خدای توام چه اشکالی دارد کسی صورتی خیالی از خداوند ببیند و او بگوید من خدای توام؟استاد خیلی واضح است،خداوند در هر مقامی و با هر مرتبه ای از تجلی در یک درخت تجلی می کند،این خداوند می تواند در یک صورت مادی(حالا نه مادی،در خواب و خیالی)نیز شخصا(مجبورم بگویم شخص خدا تا مطلب معلوم شود) تجلی کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در هرحال منظور او جلوه‌ای از جلوات اسماء الهی است که در جمال صورتی ظهور یافته. همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق‏» در این‌جا هم می‌فرماید آن آیات را که ببینید برایشان روشن می‌شود که حق است که در آن آیات ظهور یافته. با توجه به این امر عرض کردم این طایفه فرهنگ خاصی دارند و باید با آن فرهنگ و با آن ادبیات سخنان آن‌ها را فهمید. موفق باشید
4002
متن پرسش
با سلام و ادب و احترام استاد بزرگوار در سر دو راهی ذیل قرار گرفتم منون میشم جواب بدید : چندی است مشغول سیر مطالعاتی شما هستم اخیرا یک استاد پیدا شده است که شاگردانش می گویند از جامع المقدمات شاگرد آیت الله بهجت بوده اند ، چشم و گوششان باز است که سوالات ذیل برایم پیش آمده :1- با توجه به اینکه منبع مناسبی برای تحقیق ندارم به غیر شاگردانشان چگونه می شود یقین کرد حرف شاگردانشان صحیح است و ایشان بدرد استادی می خورند (من فقط متوجه شده ام شاگردی ایت الله بهجت بودنشان صحت دارد ) آیا صرف شاگردی اشان و باز بودن چشم و گوش دلشان بدرد استادی می خورند در کل از کجا بفهمیم ایشان استاد مناسبی هستند ضمن اینکه کسانی از مردم که به ایشان رجوع می کنند به آنها برای رفع مشکلات ذکر می گوید2- با توجه باینکه من دلم هنوز به انجام سیر مطالعاتی شماست و احتمال بسیار می دهم که سیر شما برتر از ایشان هست در صورتی که ایشان اگر تا حدودی بدرد استادی بخورند بهتر نیست با توجه باینکه علما فرمودند بدون استاد نمی شود راه را پیمود و ایشان زنده اند و به فرموده آیت الله کشمیری (قریب به این مضمون ) که کتاب و ... شاید اثر داشته باشد اما مقطعی است ایشان را جایگزین سیر حضرتعالی بکنیم 4- آیا علمایی همچون حضرتعالی در حین مسیر به صورت روحی دستگیری شاگردان می کنید چه در خواب و ...5- با توجه باینکه مس افت شهر ما تا اصفهان 3 ساعت است برای رفع این نقیصه و استفاده از نفس جنابعالی آیا بهتر نیست ما هفته ای یکبار به اصفهان مراجعه کنیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما شریعت محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و سخنان ائمه«علیهم‌السلام» است، اگر آن عزیز ما را هرچه بیشتر به شریعت الهی با همان جامعیت سنت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نزدیک می‌کند برای ما ارزشمند‌اند 2- بنده در این حدها نیستم، یک معلم می‌باشم که سعی می‌کنم معارفی که اساتیدی همچون امام و علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیهما» مطرح کرده‌اند را در حدّ توان تبیین کنم. موفق باشید
1237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام لطفن به من برای داشتن یک موضوع بایان نامه به درد بخور کمک کنید فقط میخام به درد دنیا واخرت بخوره به همفکری نیازدارمدیزی موردنیاز امروز اسلام وتشیع باشه ولی من خودم احساس میکنم هید دغدغه فکری ندار م احساس میکنم هید به درد درس خوندن نمیخورمخیلی زودجواب بدهیددارم کلافه میشم لطفن این سوال رادر سلیت نزنید
متن پاسخ
بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. اگر سؤالی باشد که بتوانم جواب دهم خدمتتان هستم. موفق باشید
571
متن پرسش
با سلام. حقیر دانشجوی سال دوم دانشگاه هستم. با بررسی هایی که انجام داده ام جز از نظر مالی که هیچ گونه استقلالی ندارم، از سایر جهات خود را برای ازدواج کردن آماده می بینم و نیز نیاز به این امر برای خودم شدیدا حس می کنم. اما در خانواده ما ازدواج در این سن خصوصا برای پسر اصلا مرسوم نیست و میدانم در صورت مطرج کردن این موضوع با مخالفت خانواده و آشنایان مواجه می شوم. حال از نظر شما با توجه به نیازی که در خود حس می کنم، باز هم باید صبر کنم تا لا اقل زمان تحصیل کارشناسیم تمام شود و بعد اقدام کنم و یا اینکه از هم اکنون این موضوع را با خانواده مطرح کنم و زمینه های آن را فراهم کنم. با تشکر از حسن توجهتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر می‌توانید هزینه‌ی حداقلی زندگی با همسرتان را به‌دست آورید و یا خانواده را در حدّی می‌بینید که توان هزینه‌ی حداقل را دارند با آن‌ها در میان بگذارید. ولی اگر زمینه‌های فوق فراهم نیست با منصرف‌کردن ذهن از موضوع، فشارِ خود را به حداقل برسانید. موفق باشید
146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی سوالاتی که از حضورتان داشتم به ترتیب ذیل می باشند1) دوست دارم در مورد هماهنگ شدن انسان در صورت اجرای فرامین اسلام با نظام هستی چیزهای بیشتری بدانم 2)گاهی اوقات اتفاقهای جالبی برایم می افتد که علتشان برایم مشخص نیست به طور مثال کسی را که به فکرش بودم می بینم یا برخلاف این کسی به فکر من بوده یا در ان زمان در حال انجام کاری برای من بوده مسیرم به ان مکان می خورد و پیش ان شخص می روم علتشون چیه3)گاهی اوقات اگه از کارهای خوب خودم که در حال انجام دادنشان هستم مثل حفظ کردن قران یا خواندن نماز نافله و یا... بی انکه قصد ریا داشته باشم و انهابرای کسی باز گو کنم توفیق ادامه ان کار ها را از دست می دهم علت ان چیست؟4)گاهی اوقات هم نسبت به موضوعی که تمرکز می کنم و در عالم رویا با خود فکر می کنم که مثلا اگر الان بروم پیش فلان شخص او الان این حرف را می زند و همین اتفاق می افتد ایا لازم است نسبت به این مسایل حساس باشم یا نه؟پیشا پیش از راهنمائی شما سپاس گزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی جواب: سلام علیکم : 1- به شرح کتاب «از برهان تا عرفان» قسمت برهان صدیقین رجوع فرمایید. 2- در مباحث معرفت نفس روشن می‌شود که نفس فوق زمان و مکان ، در عالم حاضر است و لذا قبل از وقوع حادثه‌ای در زمان خاص ،نفس در آن حادثه حاضر می‌شود و سپس شما در زمان یا مکان خاص با آن روبه‌رو می‌شوید. 3- ابتدا خداوند توفیق کاری را به انسان می‌دهد سپس آن توفیق را کم می‌فرماید تا صبر ما مشخص شود. سعی بفرمایید با تصمیمی پایدار اعمال خود را دنبال کنید. 4- سعی بفرمایید با توکل به خدا امورات را پشت سر بگذارید و بیشتر تمرکز خود را در معارف الهیه رشد دهید. موفق باشید
11632
متن پرسش
سلام علیکم: طبق سوال ۱۱۶۲۳ اصلا از کجا معلوم همه ی ما خواب نباشیم اصلا خود من از کجا معلوم من خودم حال در خواب نباشم. دلیلی بر بیداری من بیاورید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض آن‌که سؤال‌کننده‌ی محترم پذیرفته است در خواب نیست، می‌توان با او سخن گفت و جواب او را داد. اساساً هر گفتمانی با بیداربودن طرف مقابل ممکن است. موفق باشید

7620
متن پرسش
باسلام استاد در مورد استادمحمد شجاعی(موسسه منتظران منجی) که فرمودید مورد تایید است پس دو نفر به اسم مشابه داریم درسته ؟ یکی آیت الله استاد محمد شجاعی نویسنده مقالات و یکی استاد محمد شجاعی که روحانی نیستن!؟ آیا آیت الله استاد محمد شجاعی هم موسسه خاصی دارند؟در قید حیاتند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت آیت‌اللّه محمد شجاعی مؤسسه‌ی خاصی ندارند ولی در بسیاری موارد جناب استاد محمد شجاعی مطالب حضرت آیت‌اللّه را مطرح می‌کنند. آری حضرت آیت‌اللّه محمد شجاعی«حفظه‌اللّه» در قید حیات‌اند و چندین سایت مطالب و سخنان ایشان را در معرض دید علاقه‌مندان به مباحث اخلاقی و عرفانی ایشان قرار می‌دهند. موفق باشید
4094
متن پرسش
شما مدعی هستید که هر کس در این زمانه هر قدر که سلوک کرد، ذیل شخصیت حضرت امام است؛ به این معنی که تمام فیوضات معنوی‌ای که به او می‌رسد، به واسطة حضرت امام است. و اگر کسی اصلاً ذیل شخصیت ایشان قرارنگیرد، اصلاً سلوک نکرده‌است. به نظر حقیر، این مدعای شما مبتنی بر مقدماتی است: اولاً این انقلاب، یا خودش حقیقت مستقلی است، و یا ظهور شدیدی از حقیقتی است که در غدیر ظهورکرده‌است. و آن، ظهور دین در عرصة جامعه است. ثانیاً این انقلاب، تنها ظهور دین یا غدیر است، طوری که نظر به دین از طریق غیر از این ظهور ممکن نیست. شاید روایاتی که اعمال صالح را بدون ولایت اهل بیت باطل می‌داند مؤید این نظر باشد که لااقل غدیر (اگر چه انقلاب اینطور نباشد) و یا لااقل اهل بیت (اگر چه غدیر حقیقتی مستقل و یا ظهوری مستقل نباشد) چنین جایگاهی دارند؛ که دین فقط از طریق آنها به انسان‌ها می‌رسد و لذا آنها واسطة تمام فیوضات معنوی بر مردم هستند. ثالثاً این انقلاب، ظهور تمام دین است، طوری که حتی عبادات فردی مثل نماز و روزه هم در این انقلاب ظهورکرده‌است. لذا حتی اگر کسی خواست از نماز و روزه‌اش بهره بگیرد، فقط و فقط از طریق این ظهور است که فیض حقیقت نمازی که جزئی از دین است، ممکن است به او برسد. رابعاً این حقیقت، به ارادة حضرت امام ظهور کرده‌است. خامساً وقتی حقیقتی از طریق ارادة کسی ظهورکرد، هر کس خواست از طریق آن ظهور، از آن حقیقتْ مستفیض بشود، حتماً آن شخصِ به ظهور رساننده، واسطه در این فیض‌رسانی است. البته این واسطه‌بودن، ممکن است تنها به این صورت باشد که ملائکه واسطة واقعیِ رسیدنِ فیوضاتِ آن ظهور می‌شوند، لکن به این دلیل که آن شخص بوده که باعث این ظهور شده و ملائکه هم دارند ظهوری که او انجام داده را به قلب این سالک می‌رسانند، پس بالاخره آن شخص واسطه در رسیدن فیض دین از طریق این ظهور است. پس اگر چه شخصِ به ظهور رساننده، در رساندنِ فیضِ آن حقیقت از طریق این ظهور، اراده‌ای نکرده، اما چون در اصل این ظهور اراده کرده، این فیض‌رسانی را هم به او نسبت می‌دهیم. پس درحقیقت، این شخص و آن ظهور، در عرض یکدیگرند (چون معنی ندارد که شخصی در طول دین باشد!)، و لذا نمی‌توان گفت: در فیوضاتی که ملائکه از حقیقت دین به سالک می‌رسانند، حقیقتاً آن شخصِ به ظهور رساننده هم واسطه در این فیض‌رسانی است. الف) آیا شما قبول دارید که ادعای شما مبنی بر این که «تمام سالکانِ این زمان ذیل شخصیت حضرت امام قرار دارند و در تمام فیوضات معنوی حضرت امام واسطه‌اند.» متوقف بر اثبات این مقدمات است؟ ب) آیا شما همة این مقدمات را قبول دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری. با این تذکر که قضیه‌ی مستضعفان فکری را باید جدا کرد که نتوانسته‌ا ند حقیقت انقلاب را بفهمند و نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. موفق باشید.
322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام 1.آیا علوم جدید،علوم الهی هستند؟ 2.آیا پرسش از ماهیت ربطی به آینده بشر دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل غرب» و «عالَم انسان دینی» را مطالعه فرمایید تا جوانب سؤال و جواب به آن برایتان روشن شود. قسمت دوم سؤال‌تان مبهم است، زیرا ماهیت به معنی حقیقی شیئ یک معنی دارد و ماهیت در مقام وجود یک معنی دیگر. اگر معنی اول مورد نظرتان است، آری، تا انسان نظر به حقیقت هرچیزی نکند نمی‌تواند در آینده‌ی عالَم حضور داشته یابد. فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب‌های مذکور تا حدّی این نکته نیز روشن شود. موفق باشید
10144
متن پرسش
استاد در یکی از سخنرانیهای اخیرتان به نظرات زن و شوهر اروپایی در سفر به یزد در خصوص ایرانیان اشاره داشتید، می خواستم منبع رو بدونم برای تحقیقی بیشتر. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را از قول جناب آقای دکتر محمد رجبی دوانی عرض کردم که آن سفرنامه را خوانده بودند؛ ایشان در جلسات 28 تا 30 مباحث سیر اندیشه‌ی مدرن این گزارش را دادند. سعی بفرمایید صوت سی جلسه‌ «سیر اندیشه‌ی مدرن» آقای دکتر رجبی را دنبال بفرمایید؛ نکات خوبی را ایشان مطرح می‌کنند. موفق باشید
6474
متن پرسش
سلام.حضرت استاد درنوشتارهای شما این گونه بر می آید که دشمن اصلی جریان اهل بیت (ع)در ابتدای اسلام جریان ابوسفیان ومعاویه می باشند دربسیاری از کتابهای شما نظیر راز شدای امام حسین در قتلگاه ویا کتب مربوط به انقلاب اسلامی وحضرت صدیقه طاهره(ع)این را ابراز داشته اید وفرموده اید که با یدحساب ابوبکر و عمر وعثمان را از معاویه جدا کرد! آیا این فرموده شما تاکتیکی است برای نزدیکی وتقریب بیش از پیش بین شیعه واهل سنت است چون آنها حساسیتی که به خلفا ی 3گانه دارند به معاویه ندارند واز این رو می خواید این دریچه دیالوگ ومفاهمه را باز کنید ویا نه واقعا به این که خلفا بازی خورده جریان اموی هستند را باور دارید ؟ این با برخی از روایات که خلفا را عامل اصلی ومقصر اول و اولین کافران به رسول(ص)می دانند منافات داردواین چنین است که نفرتی که شیعیان به خلیفه دوم واول دارند شاید به معاویه ندارند آیا این کینه ونفرت صدچندان به خلفا اول وثانی از روی احساس است و واقعیت امر چیز دیگری است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حاصل مطالعات بنده در تاریخ اسلام همین‌طور است که شما از سخنان بنده برداشت کرده‌اید و این‌که ملاحظه می‌فرمایید اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در عین انتقاد به خلفاء با آن‌ها مدارا می‌کردند را باید در همین موضوع دانست که به نظرم کتاب شریف «الغدیر» و یا کتاب‌های «امام شناسی» آیت‌اللّه طهرانی در این موارد کمک می‌کنند. ولی با این‌همه نباید از ظلم‌هایی که خلیفه‌ی دوم بدان اقدام کرد - هرچند از سر تحریک باشد- چشم پوشید. خطبه‌ی 162 نهج‌البلاغه نکاتی در راستای عدم غفلت از معاویه در مقایسه با خلفاء دارد. موفق باشید
5307
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده. این نامه ویژه مطلبی خاص است و فوق العاده مهم است. این موضوع که می نویسم سال ها – با شدت ضعف متفاوت – درگیرش بوده ام.لطفا جواب را به ایمیل بدهید. جوانی هستم 22 سال اهل مشهد. عاشق رهبری هستم.تا آن جا که یادم هست با جان و دل به احمدی نژاد رای دادم و فکر کنم دعا می کردم روزی مثل ایشان شوم. - احمدی نژاد منهای آقای مشایی ای که برایم مجهول است - .چند وقتی است با آثاری از شما آشنا شده ام. و از غربی نگری متنفرم از فرزند تفکر غربی بودن و از همه مهمتر عمل به آن چه تفکر غربی می گوید.از اوایل دانشگاه دغدغه دینی کارکردن داشتم.رشته ی من مهندسی شهرسازی است - رشته ی من همان است که کاربری می دهد،تراکم تعیین می کند،خیابان می کشد،مبلمان شهری می کند و .. - و اگر خدا بخواهد از مهر همین امسال شاید ارشد در رشته ی برنامه ریزی شهری یا برنامه ریزی منطقه ای قبول شوم.براساس گفته ی چند نفر و شناخت برخی اطرافیانم در این رشته از محتوای خوبی برخوردار شده ام و درس نسبتا خیلی خوب بوده . خودم فکر می کنم تا حد خیلی خوبی به مباحث رشته ی خود آشنایی دارم و همین الان در این رشته و مجلات موجود به نظر می توانم با همین سطح به راحتی بسیاری مقاله بنویسم(البته با کمک اساتید و مقالات چند نفره).در تحلیل و فهم نظریات قدرت خوبی دارم. اما با این تفاصیل پی بردم – البته پی بردنش خیلی راحت است - که شهرسازی کشور ما تقریبا (یا دقیق ترش شاید این باشد: تماما) حاصل شهرسازی آمریکایی و انگلیسی و شاید غیره است.طرح های جامع شهری اساسا امریکایی و انگلیسی است و الان نگرش راهبردی که در رشته های مختلف شناخته شده است هم غربی است.(هر چند به نظر می رسد این نگرش ویژگی های مثبت زیادی دارد).اصلا رویکردهای ساماندهی و توسعه ی شهری جدید از انجمن نوشهرسازی آمریکا است مثل:رویکرد توسعه ی حمل و نقل محور(TOD) و دهکده های شهری(URBAN VILLAGE) و ... . اما شاید تاسف آورتر این است که در فضای مقالات ما هم مشاهده می شود که پس از توضیح این رویکرها کاربردی کردن آن ها مطرح است فرض کنید در مقاله مثلا این مطرح بشود که در شهر اصفهان در کنار کدام ایستگاه مترو مرکز TOD می توان زد. اصلا به شخصه من یکی ندیدم تی او دی در ایران با نقد مواجه شده باشد.انگار در شهرسازی ما، ما دربست در اختیار غربیم، دربست. البته شاید تی او دی درست باشد ولی مهم این است که بفهمیم درست است یا نه،اگر درست است چقدر درست است... اما تلاش هایی در خصوص شهرسازی اسلامی – ایرانی شده است ولی به نظر آنقدر ضعیف که استاد ما در پاسخ به سوالی می گفت برخی می گویند شهرسازی اسلامی – ایرانی و برخی می گویند ایرانی – اسلامی ،البته این می تواند از ضعف استاد ما باشد که دانشجوی دکترا هم هست.این یعنی دانشجوی دکترای شهرسازی این را هنوز تشخیص نداده که اول ایرانی بیاید یا اول اسلامی ..یعنی اینقدر این شهرسازی اسلامی – ایرانی غریبه و جا نیفتاده است. شاید بتوان پدر این شهرسازی را دکتر محمد نقی زاده دانست که ایشان رجوع زیاد به قرآن دارند و در کتاب ایشان نام جناب علامه طباطبایی مطرح می شود.ایشان در کتاب مبانی نظری خود از وحدت در کثرت،زیبایی و نظم و .. سخن می گویند... و البته این گونه نیست که واقعا تلاش نبوده و جدیدا در تبریز همایش سالانه در این خصوص برگزار می شود و مقاله می گیرد و ... . ولی در عمل و توسعه ی شهری شاید 100% غربی باشیم. جالب است بدانید که در تقریبا در همه ی شهرسازی ما اگر عکسی از فلان میدان در اروپا که مردم دور آن نشسته اند و بستنی می خورند و همه ساله در آن کارناوال فلان برگزار می شود گذاشته شود از آن به عنوان یک فضای شهری موفق نام برده خواهد شد و شهرسازان ایرانی باید این چنین فضایی را الگو قرار دهند. حال با توصیف خیلی اجمالی از شهرسازی موجود کشور و نسبت خود با این شهرسازی، می خواهم گام بردارم و در ذیل تفکر انقلاب اسلامی ، شهرسازی اسلامی کاربردی ارائه دهم،البته من مهم نیستم یعنی می خواهم یک کاری بکنم،عذاب وجدان راحتم نمی گذارد وقتی بدانم می توانستم کاری کنم و نکردم بعد شاید بتوان گفت واقعا چگونه دعای فرج بخوانم ؟! .آخر شهر جایی است که تاثیرات جدی بر زندگی دارد اصلا در بستر همان طبیعتی است که شما می گویید باید با آن تعامل کرد،من احساس می کنم می شود از شهرسازی تا حدی بستری برای توسعه ی کاربردی فرهنگ و عقاید ایجاد کرد. یعنی شهری ساخت در جهت زندگی بندگان خدا. نمی گویم شهر توان این دارد که بشود استاد کامل سخنگوی فلسفه ولی مسکنش که می تواند جایی برای تعالی سریع تر انسان باشد.کافی است تا با عنایت امام زمان – عجل الله تعالی فرجه - شهر بسازیم که اگر آرمان شهر نیست دشمن شهر هم نباشد و حداقل بعضی ویژگی های غلط را نداشته باشد،حداقل حداقل مسجدش درست مکان یابی شود... من با شناختم از شهرسازی می گویم می شود اگر حداقل حداقل نشود دیگر حداقل حداقل حداقل حداقل که می شود.. اما من نیاز به استاد دارم،نیاز به کسی دارم که اسلامی باشد،من خودم هم در راه اسلامی بودن قدم بر می دارم ولی شاید می توان سریع تر گام برداشت، باید سریع تر گام برداشت،شهرساز شدن در چند سال آسان است اما استاد طاهرزاده شدن،احمد رهدار شدن، جناب واسطی شدن به این زودی ها مگر با عنایت ویژه از بالا،نیست.حالا من تا حدی شهرساز شدم اما نیاز دارم به استاد اسلامی ،نیاز دارم به راهنمای تمدن شناس... کسی که حداقل بگوید برو فلان کتاب را بخوان بعد ببین این وحدت در کثرت که آقای نقی زاده مطرح می کنند کیفیتش چگونه است،اصلا تفکر آقای نقی زاده چقدر درست است و ... . کسی که بگوید فلان کار را در شهرسازی موجود بکنی عیبی ندارد الان خوب است.. به این راحتی ها دغدغه ام را کنار نمی گذارم، باور کنید می شود در این زمینه کار کرد.البته نمی خواهم آویزان شوم فقط حداقل به اندازه ی جوانی که سوال از ازدواج و عشقش به دختری دارد و با چشم گریان و دلی طوفان زده جلوی شما در خیابان ظاهر می شود کمکم کنید کافی است. حالا می خواهم یک نقشه ی راه اولیه بگیرم، مثل اینکه بگویید چه کتاب هایی را بخوانم،یا در مشهد به کدام جلسه مراجعه کنم، یا فوق العاده است که وقتی به من بدهید با کتاب های شهرسازی ام یکی دو جلسه یک ساعته به دیدارتان بیایم، طی الارض بلد نیستم ولی با همین ماشین غربی خودم را از مشهد می رسانم!. نمی دانم چگونه سخن بگویم که بدانید من بچه پر رو نیستم فقط کمک می خواهم... . اگر فکر می کردم در این زمینه نمی توانم کاری کنم جلو نمی آمدم... اگر نیاز به توضیح بیشتر است لطفا بفرمایید مطالب تکمیلی بفرستم. ببخشید مطلب طولانی بود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که می‌فرمایید می‌توان شهری ساخت که بستر زندگی را به سوی خداخواهی سوق دهد که اگر آرمان‌شهر نیست لا اقل جایگزینی‌های کاذب ایجاد نکند که انسان احساس کند خداخواهی‌اش به حاشیه رفته. اگر به طرز زیبایی ذهن‌ها به جای تصور حضور در پارک، تصور حضور در مسجد را داشته باشند و در تصور حضور در مسجد گم‌شده‌هایی را مدّ نظر بگیرد که حضور در پارک حجاب آن گمشده‌های معنوی باشد، چقدر جهت‌گیری انسان‌ها در زندگی شهری عوض می‌شود. بنده به‌خوبی خلأ وجود چنین شهری را احساس می‌کنم و می‌دانم نتوانسته‌ایم به مردم بفهمانیم مبلمان شهری وقتی براساس نگاه غربی تنظیم شود ما را به ایده‌آل‌های غربی متوجه می‌کند و به‌کلی از ورود به عالم قدس و ملکوت محروم می‌کند. ولی تا کلیات موضوع در انسان‌شناسی درست تبیین نشود چه کسی می‌پذیرد مبلمان شهری چه اندازه در جهت‌گیری دینی و غیر دینی موثر است. در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» اصولی در این مورد عرض کرده‌ام. عنایت داشته باشید کاربردی‌کردنِ موضوعات به عهده‌ی امثال جنابعالی است و نگاه کلی‌دادن در این مورد وظیفه‌ی امثال ما است. اگر با همین دغدغه، مباحثی که عرض کرده‌ام را دنبال کنید آرام‌آرام قلب شما آماده می‌شود تا اشراقی در راستای طراحی شهری در شما ایجاد شود که روح انسان‌ها در آن شهر در هوای عبودیت سیر کند. ریزه کاری‌های زیادی در میان است. نیاز نیست ریز مطالب را برای امثال بنده ارائه دهید، وقتی توانستید از یک طرف روشن کنید چگونه شهرسازی غربی حجاب رجوع به عالم قدس است و چرا نمی‌توان در یک شهر کافه تریا و پارک داشت و باز جامعه از مسجد تغذیه‌ی معنوی بکند و وقتی توانستید از طرف دیگر روشن کنید مقصد انسان‌ها در این دنیا چیست و چرا مساجد از وظیفه‌ی خود باز مانده‌اند، آرام‌آرام نقطه‌های رجوع به شهرسازی اسلامی ماوراء نگاه غربی به مسجد و پارک شروع می‌شود. چه کسی باور می‌کند این نوع شهرسازی ریشه در روحیه‌ای دارد که معتقد به حکیمانه‌بودن نظام عالم نیست و به خود حق می‌دهد هرطور خواست در عالم و آدم تصرف کند؟ موفق باشید
3651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و درود حضور استاد عزیز استاد چندین روز است تا یادم به رهبری می افتد گریه ام می گیرد، یاد مظلومیتشان می افتم. امروز در راهپیمایی مدام یاد ایشان می افتادم و اشک می ریختم. استاد من چون روز تظاهرات در محکومیت اهانت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله خیلی افتاب به سرم خورد و اذیت شدم قصد نداشتم امروز برم واسه 22بهمن راهپیمایی. اما وقتی رهبری بر حضور در راهپیمایی تاکید کردند با جان و دل رفتم. بهرحال حال غریبی است استاد. به نظر شما این حس خوب است؟راهنماست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبارکتان باد، خداوند یاد یکی از بهترین اولیاء خدا را در قلب شما انداخته. موفق باشید
3611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام- یه سوال خصوصی رو با شرم ازتون میپرسم - بنده از سن 13 سالگی تا الان که 23 و 8 ماه و 12 روزمه به بلوغ جنسی رسیدم - یکی دو سال اولو که با ناآگاهی دست به خودارضایی زدم - مقدار و تعدادش رو نمیدونم ولی زیاد تصور کنید - از 15 به بعد تا 19 باز این کار رو ترک نکردم و به دیدن عکس های نا مناسب هم رسید . از 19 که دانشگاه رفتم تا الان هم به طور ناگهانی و زیاد این کار زشت رو مرتکب شدم و اول فیلم های مستاجن و نامناسب که احساس رو تحریک میکرد و زیاد حیا رو نمیکشت ولی عمل رو نشون میداد و بعد دیدن فیلم های بدون احتیلط و کاملا مشخص و بدون شرم و حیا و مستاجن رو متاسفانه دیدم . تا جاییم که میتونستم سعی میکردم به غسل و نماز هم برسم هرچند خیلی اوقات ترک میشد نمازم . هنوز هم ازدواج نکردم شاید به دلیل شرایطی که هست تا یکی دو سال دیگه هم نتونم ازدواج کنم . نمیدونم چندبار , هزار بار یا دوهزاربار نمیدونم چهقدر ولی زیاد توبه شکستم . حالا میخوام بجنگم قصد کردم این عادت خانمان سوز رو که با یک اشاره از دوست شروع شد رو ترک کنم چون میخوام بیشتر از بودن با خدام لذت ببرم - الان عذاب وجدان این همه عکس و فیلم دیدن 10 ساله و این همه استمناء شاید 1000 شاید 100000 شاید نمیدنم خیلی دفعه تکرار شده باشه رو چطور میخوام جبران کنم - اصلا این گناه کبیره و خدا و من جای بحث داره یا نه ؟ اگه کفاره ای یا مجازات یا کاری که باید یا میتونم انجام بدم تا این بار سنگین و وحشتناک و بینهایت کبیره ده ساله رو از دوشم بردارم , وجود داره بهم بگید و کمکم کنید . ممنون از شنیدن درد دلم . فقط ازتون خواهش دارم صادقانه و بدون ترس و نه برای دلخوشی جوابمو صریح و بدون رو درواسی بدید . بالاخره آدم غیرمنطقی نیستم و هر چی بفرمایید قبول دارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (برای خودش) بدون رودبایستی بگویم اولاً: متوجه باشید این کار گناه است و حجابی بین شما و تجلی انوار الهی به قلب شما می‌شود و از عالی‌ترین نتیجه در دنیا و آخرت محروم می‌گردید و هراندازه این کار را دنبال کنید حجاب خود را غلیظ‌تر می‌کنید ثانیاً: اگر توبه کنید درهای رحمت الهی به سوی شما گشوده می‌شود ولی این‌طور نیست که وقتی گناهی ریشه در درون ما فرو کرده بدون مقاومت از روح و روان ما بیرون برود. لذا به ما فرموده‌اند: «صد بار اگر توبه شکستی باز آ» یعنی عزم کلی شما این باشد که از این عمل فاصله بگیرید و این با پشت‌کار ممکن است. موفق باشید
3101
متن پرسش
با ارز سلام و خسته نباشید برداشت من از کتاب «زن آنگونه که باید باشد» این بوده است که زن نباید کار و خود را درگیر مسائل اقتصادی و اجتماعی کند آیا مقصود کتاب چنین است؟ اگر زنان نباید کار کنند پس تکلیف معلمان، پرستاران ، دکترهای زن ودیگر شغل های زنانه چی می شود؟ اگر زن نباید کار کند پس تحصیل دختران در دانشگاه ها به صورت تخصصی و برای گرفتن کار بیهوده است؟ لطفا با در نظر گرفتن همه ی جوانب به سوالات پاسخ دهید با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در آن کتاب سخن اصلی آن است که نقش اصلی زن تربیت جامعه است و نباید شخصیت اقتصادی آن بر او غالب باشد ولی در هر حال زن نیز در اقتصاد خانواده نقش داشته و لذا چه اشکال دارد که زن با همان شخصیت تربیتی به اموری که جامعه به او نیاز دارد وارد شود. باید بستر تحصیلات زنان در جهتی باشد که ارزش تربیتی او در ذیل ارزش اقتصادی او قرار نگیرد. موفق باشید
441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، لطفاً موارد زیر را در مورد زیارت قبر پدر توضیح فرمایید: 1- آیا پدر از حضور ما بر سر قبر آگاه می شود؟ 2- آیا حضور ما بر سر قبر او برایش فایده ای دارد؟ 3- آیا صدای ما را می شنود؟ 4- آیا اگر در دل حرفی بزنیم متوجه می شود؟ 5- آیا نسبت به حوادثی که برای خانواده اش اتفاق می افتد آگاهی دارد؟ 6- آیا برای خانواده اش نگران هم می شود؟ 7- آیا برای خانواده اش دعا می کند؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی شخص متوفی متوجه حضور افراد بر سر قبرش می شود، اگر برایش دعا کنند از آن بهره می‌گیرد و برای دعاکنندگان دعا می‌کند، درک متوفی از باطن ما است و لذا اگر حرفی بزنیم که با باطن ما مطابق نباشد فایده ندارد، اگر خداوند صلاح بداند از بعضی از احوالات خانواده‌اش آگاهش می‌کند ولی نسبت عاطفی که مربوط به این دنیا است پس از مرگ از بین می‌رود. موفق باشید
نمایش چاپی