بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دلسوزی شدید خدا و اهل بیت (ع) نسبت به خودمون رو چگونه درک کنیم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در اولین توسل به نور آن‌ها از گناه متنفر می‌شوید دلیل دلسوزی آن‌ها است که نمی‌خواهند شما هلاک گردید. موفق باشید

16903
متن پرسش
سلام استاد: استاد در مباحث معرفت نفس ذیل روایت مولا امیرالمونین که فرمودند «من عرف نفس فقد عرفه ربه» : هر کس خودش را شناخت خدایش را می شناسد بعضی از بزرگان و علما معتقد هستند که این روایت این می رساند که از خداشناسی به خودشناسی می رسیم. در واقع از علت به معلول پی می بریم و امکان ندارد از معلول به علت پی برد. چون معلول رقیق شده علت است. سوالم این است که کدام درست است؟ آیا از خداشناسی نفس شناخته میشه یا از خودشناسی خدا شناخته می شود؟ جواب علمی این بحث چیست؟ استاد بنده در حال مطالعه سیر کتاب های شما هستم و در این سیر متوجه شدم که معرفت نفس ما را به خداشناسی می رساند اما این بحث ذهنم را مشوش کرده است. ممنونم استاد پاسخم را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ما با انوار و اسماء الهی مأنوس خواهیم شد. حال از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان تجلی جامعی از نور اسماء الهی است؛ اگر کسی سعی کند از نسبت‌های اعتباری و مجازی خود را آزاد کند و با «هستِ» خود که عینِ ربط به هستِ حضرت حق است رابطه برقرار کند همان لحظه که به خود نظر دارد، به خودی نظر دارد که تماماً متصل به حق است و این، اوجِ ارتباط یک انسان با حضرت رب‌العالمین می‌باشد. و در این دستگاه که رابطه‌‌ی حضوری با حضرت حق پیش می‌آید، مسئله ماوراءِ رابطه‌ی حصولیِ علت و معلول است زیرا انسان خود را بنگرد، حق را می‌یابد. به حق بنگرد، وجودِ خود را که آینه‌ی جمال حق است می‌یابد. به همین جهت بنا به نظر حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» واژه‌های علت و معلول در متون دینی ما نیامده است. موفق باشید

15071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: شما در جواب سوال یک نفر درباره استخاره های شیخ جعفری تبار فرمودید همه آنها از شیطان بوده است. لطفا توضیح بفرمایید چگونه از طرف شیطان بوده؟ منظورم اینست که چطور می شود این اطلاعات دقیق از طرف شیطان باشد؟ در این زمینه به کدام یک از مباحث شما مراجعه کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» شده است. در ضمن جناب آقای قائنی در کتاب «سفینة الصادقین» نکات خوبی در این مورد دارند. موفق باشید

12971
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در مورد معرفت النفس در نکته اول خواندیم که فرمودید ما یک تن داریم و یک من. و آن را پذیرفتیم. اما در جایی دیگر از مطالب دیدیم که فرموده بودید (نقل به مضمون) بین تن و من دوگانگی وجود ندارد و هر کس دوگانه ببیند به دوگانگی عین و ذهن دچار است. (اگر مطلب را درست ذکر کرده باشم) لطفا این تناقض را برایمان برطرف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو درست است. آن‌جا که گفته می‌شود بین تن و نفس، دوگانگی نیست، بدین‌معنا است که نفس از طریق بدن ظهور می‌کند و شما عملاً وقتی به تن انسان زنده‌ای اشاره می‌کنید، با نفس روبه‌روئید و آن‌جایی که گفته می‌شود نفس، غیر از تن است، نظر به حقیقت نفس دارد خارج از آن‌که به مظهریت بدن توجه شود. موفق باشید

11315
متن پرسش
سلام و رحمت الله با توجه به بیانات امام خامنه ای پیرامون سینما، چگونه تحول در علوم انسانی منجر به تحول در سینما می شود؟ و با این فرض آیا سینمای انقلاب اسلامی ممکن است یا خیر؟ ممنون و متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نگاه به عالَم و آدم الهی شد با همان نگاه می‌توان سینمایی ساخت که متذکر وجه الهی انسان‌ها باشد، ولی به سینما نمی‌توان اکتفا کرد، حقایقی هست که اظهار آن در توانِ دوربین نیست. موفق باشید
11304
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: در مورد این جمله شهید آوینی که می فرمایند: «میان انسان و عالم خلقت، روح و جسم، کم و کیف اتحاد فطری برقرار است و دلالت و تاویل امور کمی بر امور کیفی، ناشی از همین سرمنشا واحد و اتحاد فطری میان آنهاست.» سوال اینجاست که منظور از صادق بودن قواعد حاکم بر عالم ماده بر عالم مجردات چیست و گستره آن تا کجاست؟ و آیا می توان بر طبق قواعد حاکم بر عالم ماده و طبیعت، پی به قواعد حاکم بر عالم مجردات برد؟ مانند ضرب المثل افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است. و برعکس آیا می توان قواعد عالم تجرد را بر عالم ماده تطبیق داد؟ پس این وسط تفاوت های عالم ماده و عالم تجرد چه می شود؟ مثلا این که در عالم ماده تزاحم است ولی در عالم مجردات تزاحمی وجود ندارد؟ هرچند که در مورد این سوالات خود شهید آوینی در مقاله تاملی در ماهیت سینما بدان جواب گفته اند، اما بنده می خواهم توضیحات و ارجاعات شما را هم در مورد این موضوع بدانم تا ابهاماتم در این زمینه کمتر بشود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی «برهان صدیقین» نگاه خوبی جهت این امر برایتان پیش می‌آید که عالم ماده از جهت وجودی نازله‌ی عالم ملکوت است و از این جهت می‌تواند آینه‌ی آن عالم باشد، مشروط بر این‌که با نگاه وجودی به آن بنگریم. تزاحم‌ها به جهت کثرت‌هایی است که منشاء آن ماهیات‌اند. موفق باشید
8561

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. شما فرمودید که اگر فرصت شود هزاران نمونه از سرگردانی نظام علمی دنیای جدید به خاطر غفلت از نظام طولی مطرح خواهید کرد . لطفا چند نمونه بارز آن را بفرمایید. و دیگر این که چه طوری این مصادیق را کشف کنیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده این‌جا نباید بدون مقدمه در سؤال و جواب وارد این موارد جزیی شوم. کافی است در این موارد کتاب «تمدن‌زایی شیعه» را مطالعه فرمایید. موفق باشید
8135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و ادب خدمت استاد گرامی استاد گرامی علی رغم فرمایشات مقام معظم رهبری و حضرتعالی که بسیار جالب و مورد توجه است ، میبینیم به علت بی تدبیری مسئولین جمهوری اسلامی به علت نرخ پایین جمعیت شیعیان نسبت به سنی ها تا چندسال دیگر جمعیت سنی ها در ایران بیشتر از شیعیان خواهد شد ، به طوریکه یکی از مسئولین پاکستانی گفته بود که با توجه به اینکه امسال دانش آموزان دبستانی سنی ها 51 در صد و شیعیان 49 در صد شده ، ایران در آینده یکی از از کشور های سنی و وهابیت منطقه خواهد بود . بنابراین این نگرانی وجود دارد که در آنده از تمدن اسلامی مورد نظر شیعه در ایران خبری نباشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در عین آن که باید به این موضوع حساس بود و إن شاء اللّه مشکل پیری جمعیت در آینده رفع می شود. آماری که می فرمایید مربوط به بعضی از شهرهای سنی نشین است و نه مربوط به کل کشور. موفق باشید
7058
متن پرسش
سلام علیکم: اگر امکان دارد در خصوص مفهوم بیت ذیل توضیح بفرمایید گر چه وصالش نه به کوشش دهند آنقدر ای دل که توانی بکوش
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می دانید که هر توفیقی در امر بندگی پیدا می کنیم لطف حضرت حق است. پس به قول شاعر: کوشش ما از آن جهت که از او است نمی تواند موجب وصال شود ولی در کسب توفیقی که از طرف او می رسد، باید بکوشیم که این تنها چیزی است که ما داریم. در واقع مقام بنده تنها در حدَ کسب توفیقی است که خدا می رسد. موفق باشید
6755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا نوشتن اسم الله بر روی جمادات اثری بر روی آن ها می گذارد؟ به عنوان مثال اگر اسم الله را بر روی یک کاغذ نوشته و به یک سیب بچسبانیم و اسم شیطان را هم به یک سیب دیگر، آیا این گفته صحیح است که سیبی که اسم الله بر روی آن است سالم می ماند اما سیب دیگر می گندد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید
6679
متن پرسش
سلام.استاد آیا فرشتگان هم جسم متناسب باخود دارند مانند نفس ناطقه که در هیچ عالمی بدون بدن نیست ودرهرعالم بدن مناسب با خود را دارد با این که خود مجرد است.واگر جسم دارند جنس آن از چیست؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موقعیت فرشتگانم به عنوان مظاهر اسماء الهی شبیه موقعیت قوای نفس‌اند، که در هر موطنی به آن موطن ظهور دارند. مثل آن‌که قوه‌ی بینایی در چشم به بینایی ظهور دارد در حالی‌که نفس ناطقه به خودی خود یک چیز است ولی قوای نفس به نفس است که در اعضاء ظاهر می‌شوند و فرشتتگان نیز در مواطن مختلف ظهور خاص خود را دارند. موفق باشید
28659
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: استاد در برخی روایات نقل شده است: «لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم؛ در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود. الكافی، ج‏۳، ۲۳۵ ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. فروع کافی ،ج۲،ص ۲۳۷ ببخشید استاد منظور این دسته از روایات رو میشه بیان بفرمایید خوب متوجه نمیشم ایمان خالص رو یعنی افرادی عادی مثل ما که اکثریت مردم هستیم و اون ایمانی رو که باید در قلب مون وارد بکنیم نشده سوال و جواب فرشتگان الهی رو نداریم؟ یا ماها هم که شیعه و محب اهلبیت عصمت و طهارت هستیم با همین اعمال و با همین گناهان هم جزو کسانی هستیم که ایمان خالص دارن؟ چون در روایت هم به این مضمون داریم که امام معصوم می‌فرمایند روز قیامت هیچ کدام از شیعیان جهنم نمی‌روند ولی والله من از برزخ شما نگرانم استاد بنده کتاب معاد شما رو خوندم و سخنرانی هاتون در شرح کتاب رو گوش دادم. ممنون ان شاء الله لطف و عنایت خاص خداوند و امام زمان (عج) که به بهترین بندگانش در این روز عید میشه نصیب تون بشه. التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید منظور خاصی از آن روایت‌ها مدّ نظر باشد. زیرا تأکید بیشتر روایات آن است که در اولین فرصت که انسان وارد برزخ شد ملکین نکیر و منکر به سراغ او می‌ایند و رویهمرفته و به طور کلی موقعیت او را مشخص می کنند تا در قیامت که «یوم الحساب» برپا می‌گردد، هویت تفصیلی انسان معلوم شود. با توجه به این امر احتمالاً منظور از آن که فرموده‌اند از کسانی‌که در ایمان محض و یا کفر محض هستند، سؤال می‌شود به این معناست که آنچه برای بقیه در «یوم الحساب» روشن می‌شود، برای این افراد از ابتدا مشخص است و «یوم الحسابی» نیاز ندارد. موفق باشید

26473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر و بزرگوار. عذر خواهی می کنم بابت مزاحمت ایجاد شده از طرف بنده. چند سوال داشتم خدمت جناب عالی: ۱. نظر بزرگان و اهل معرفت در مورد مرحوم آیت الله سعادت پرور رحمه الله چیست؟ ۲. به نظر جناب عالی آیا مرحوم علامه طهرانی رحمه الله در مورد مرحوم شعادت پرور نظری داشته اند؟ اگر داشته اند بیان می فرمایید؟ اگر صلاح می دانید این سوالات به صورت عمومی نشان داده نشوند. آدرس ایمیل را نوشته ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً نظر بزرگان نسبت به آیت اللّه سعادت‌پرور مثبت است و ایشان منشأ خدمات خوبی شده‌اند. ۲. نمی‌دانم. ولی حتماً باید مثبت باشد. موفق باشید

24290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد سلوکی بزرگواری داریم که در گذشته به صورت اتفاقی با ایشان آشنا شده ایم ایشان روحانی نیستند و فیلسوف هستند و در گذشته از محضر آیت الله بهجت و برخی دیگر از بزرگان فیض برده اند اما ظاهرا به صورت عمومی. بسیار از ایشان کرامات دیده ایم و همیشه دعوت به عقل و دین کرده اند و شکی در حقانیت ایشان نداریم. اما دو موضوع ما را دچار وسواس و تشکیک نموده. اول اینکه از شاگرد آیت الله حسن زاده یعنی آیت الله شوشتری شنیدم که گفت استاد حتما باید روحانی باشد. دوم. با اینکه ایشان منتقل کننده پیام های خاص الهی به افراد مستعد هستند اما از روش مرسوم علمای اخلاق که مثلا چله ای با اذکار خاصی پیشنهاد می کرده اند و پی گیر داستان می شده اند و... پیروی نمی کنند و به صورت کلی تاکید به سنگین نبودن اعمال مستحب و ذکر عملی و تفکر و تعقل دارند و اگر ذکری پیشنهاد بدهند اذکار عمومی مانند صلوات و استغفار بدون تعداد است و اذکاری که اجازه به اذن استاد دارد مورد استفاده ایشان نیست و مثلا اگر دعوت به نماز شب کنند فقط به شفع و وتر و هنگامی که توصیه به قرآن خواندن می کنند یک یا دو صفحه در روز. ۱. آیا این روش هم مانند روش دیگر علمای اخلاق پاسخگو است؟ ۲. نشانه های یک استاد کامل چیست؟ آیا یک استاد کامل می توان روحانی نباشد؟ ۳. آیا اگر فردی در سلوک خود به جایی برسد که نیاز به اذکار خاص داشته باشد یا اعمال سنگین آیا چنین استادی از جانب خداوند به استادی بالاتر و قوی تر ارجاع می دهند؟ (نکته ی مهم این است که از بزرگواری همین آقا بس که حتی از شاگردان جوانشان هم کرامات دیده ایم) ۴. آیا درست است که بگوییم روش بعضی از عرفا با دیگرا متفاوت است مثلا بعضی از راه قرآن و علم رسیده اند مانند علامه طباطبایی بعضی از راه ریاضت ها و اعمال سنگین مانند آیات نخودکی و کمیلی و بعضی دیگر با تفکر و یاد خدا هر چند با اعمال کمتر رسیده اند و... ۵. و آیا کدام روش ترجیح دارد؟ ممنون از پاسخگویی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به نکاتی که از آن استاد محترم می‌فرمایید باید ایشان فردِ ره‌رفته‌ای باشند و اگر نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی حساسیت لازم را دارا باشند، نباید در مورد ایشان نسبت به خود نگران باشید. آری! مشرب عرفا متفاوت است ولی همه به سوی یک حقیقت رهنمایی می‌کنند. موفق باشید

23636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آقای صمدی می فرمایند خواب انسان نشسته است انسان اگر بخواهد شکارچی باشد باید نشسته بخوابد تا تمثل برایش اتفاق بیفتد ایشان می فرمایند آقای قاضی ۳۰ سال همینطور نشسته خوابیده نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم و تا حال هم نشنیده‌ام. موفق باشید

22462
متن پرسش
سلام استاد: در بحث مربوط به قیامت فرمودید طبق آیه خدا به اسم احد جلوه می کند تا همه خود را به حق باقی بشن و بعد به واحدیت جلوه می کند تا هر کسی جایگاه خود را بیابد این چند سوال پیش می آید: ۱. اسم احد و واحد جز شوون الهی است و مخلوقیت نیست اگر در قیامت اسم احد جلوه می کند و مخلوق در معرض آن واقع می شود آیا یعنی موطن مخلوقیت جمع می شود و مخلوق در عین ثابته خود که آن هم جز صعق ربوبی و شان الهی هست واقع می شود؟ ۲. طبق روایت به عقل گفت ادبر و عقل برگشت پس عقل که مظهر تام آن اهل بیت هستند همین الان در قیامتند و دیگر فزع قیامت را ندارند آیا درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در تجلی نور احدی هیچ أنانیتی برای مخلوق باقی نمی‌ماند 2- به نظر بنده همین‌طور است. موفق باشید

20142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شیطان یا جن می تواند در یک انسان باخدا و مومن تصرف کند، بطور کامل به طوری که همه زندگی او را به دست بگیرد و او کاری نتواند بکند و راه رهایی چیست؟ اصلا چنین چیزی طبق شریعت و عقل ممکن است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. شیطان یا جنّ مأذون نیستند که هر کاری بکنند. بحث آن در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

19983
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: به نظر حضرتعالی کدام ملتی با اجبار می تواند حجاب را بپذیرد؟ امروز ملت ایران با این اجبار به وضع بدی تبدیل شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب به عنوان یک قانونِ رسمی کشور جمهوری اسلامی مطرح است و این غیر از تکلیف شرعی و وجوب الهی است که از این جهت مثل سایر واجبات الهی، اختیار با خود مردم است. مثل نمازخواندن که اختیار با مردم است و از این جهت اقلِ حجاب هم وقتی به معنای حجاب باشد، در رعایت قانون کافی است می‌ماند که آیا این نوع حجاب‌ها که عین بی‌حجابی است را شرع می‌پذیرد؟ مسلّم که نه. موفق باشید

19017
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: استاد مدتی است که سعی می کنم چله ی ترک گناه بگیرم و در کنارش یک سری اعمال مستحب هم انجام میدم بلکه مورد عنایت خداوند سبحان قرار بگیرم؛ ولی هر بار که شروع به چله گرفتن می کنم، غیبت می کنم و یا تصور می کنم که غیبت کردم. تقریبا گناهان دیگه رو انجام نمیدم ولی غیبت می کنم. البته حد و حدود غیبت رو نمی دونم. در حال حاضر خیلی نسبت به موضوع غیبت وسواسی و حساس شدم. مدام حس عذاب وجدان دارم و خیلی تمایل ندارم حرف بزنم و فکر می کنم غیبت شده و خودم رو سرزنش می کنم و باز چله رو با یه نماز و غسل توبه شروع می کنم و همون دور تسلسل اتفاق می افته. گاهی هم خسته میشم و به خودم میگم راهی برای آدم شدن نیست ولی چند روز بعد عزمم رو جزم می کنم که دوباره چله ی ترک گناه رو شروع کنم. می خواستم راهنماییم کنید. هم درباره ی چله ی ترک گناه و هم درباره ی حدود غیبت (البته در حضور دیگران هم باهاشون حرف می زنم گاهی از حرفم پشیمون میشم و به خودم میگم نکنه ناراحت شده باشند. خلاصه که مدام درحال سرزنش خودم هستم.) ضمن اینکه در بین دوستانم به ایده آل گرایی مفرط مشهور هستم و همیشه اگر بخواهم کاری رو انجام بدم باید از ریشه درست و خوب انجام بدم وگرنه به دلم نمی شینه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در ادامه‌ی چله‌ی ترک گناه نسبت به آن‌چه غیبت نامیده‌اید، حساس نباشید و چله را ادامه دهید مگر آن‌که اراده در غیبت‌کردن و بی‌آبروکردنِ شخص داشته باشید که دیگر چله نمی‌شود 2- امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «عَلَيْكُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الْأَعْظَم‏» یعنی شبیه آن‌چه عموم مؤمنین عمل می‌کنند، عمل کنید و خود را تافته‌ی جدابافته ندانید. موفق باشید

18966
متن پرسش
با سلام و احترام: با مطالعه کتاب حقیقت نوری اهل بیت (ع) سوالی برایم پیش آمده. در جایی می فرمایید اگر جوان اهل سنت خاشع باشد با تحقیق پیرامون تناقضات راجع به خلفا می تواند به حقیقت برسد. اما در جای دیگر همان کتاب می فرمایید از اینکه مولانا نتوانسته از خلفا عبور کند کوتاهی کرده است هر چند تفکر مولانا شیعه است. پس چطور از یک جوان سنی انتظار کشف حقیقت می توان داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری کوتاهی مولوی به آن جهت بود که تلاش نکرد ما وراء احادیثی که بخصوص از زمان معاویه به بعد در تقویت خلفاء و در نفی فضائل علی علیه‌السلام جعل شده بود، تحقیق لازم بنماید ولی امروز جوان اهل سنّت با تحقیقاتی مثل کتاب «الغدیر» و «عبقات الانوار» و «المراجعات» می‌تواند آن تحقیق را به راحتی انجام دهد. موفق باشید

18960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد: بنده پسری هستم ۲۶ ساله ساکن تهران، در مورد شغل وکالت که به اون مشغول هستم سوال داشتم. با توجه به مواردی که توی شغل وکالت هست و حتی در بهترین شرایط مسایل مادی و دنیایی و به دور از نورانیت الهی زیاد بوجود میاد. هر چند که انسان با تلاش قلب خودشو نورانی میکنه و پیشرفت چشمگیری داره، ولی این حرفه واقعا در عمل متضاد هست و حواس انسان را به سمت مادی گرایی و تلاش در جهت دنیا میبره و دوباره آدم باید با تلاش به جای اول الهی در قدم اول برگرده. راه هایی به ذهن انسان میرسه مثل تغییر شغل. ولی این نکته هم صادق است که تلاش در این شغل با هدف الهی و پیشرفت معنوی، ثواب و سرعت در سیر را بسیار زیاد میکنه. حالا به نظر استاد گرانقدر چه راهی پیش نهاد میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر کاری مثل کار شما، قوه‌ی واهمه به میدان می‌اید و «نظر» را متوجه سودهای مادی می‌کند. راه‌کار آن نیست که از این کار فاصله بگیرید بلکه باید دائم متذکر خود باشید که در جهت حق و حقوق مظلومان قدم بردارید. در ضمن حق‌الزحمه‌ی خود را نیز بگیرید. موفق باشید

18953
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. ممنون استاد بابت پاسخی که به سوال قبلم دادید اما دقیقا جواب سوالم رو نفهمیدم 1. که با اینکه مرتاض ها نمیتونن به درجات توحید برسند اما آخر به عالم عقل میتونن برسن یا خیر؟ 2. استاد یه سوال دیگه ازتون داشتم و اون اینکه در مورد زندگینامه شیخ عبدالکریم جیلی صاحب کتاب انسان کامل که اسمش تو لب اللباب علامه طهرانی اومده و تکریم و تجلیل شده و به عنوان فردی که دارای مقامات بالای توحیدی است معرفی شده، بررسی می کردم دیدم در مقاله ای که با عنوان زندگینامه اش تو سایت ویکی فقه گذاشته شده، بعضی از سخنانش رو نقل کرده که یکیشون یه خوده خلاف قران و روایات به نظر میرسه. خواستم اگه ممکنه توضیحی بدهید.: (جیلی‌ از گشت‌ و گذار خود در عالم‌ خیال‌، از جمله‌ از حضور در طبقات‌ بهشت و دوزخ و ملاقات‌ با بهشتیان‌ و دوزخیان‌، گزارش‌ مفصّلی‌ داده‌ که‌ از آن‌ میان‌، این‌ آرا درخور توجه‌ است: مشاهده اهل‌ ملل‌ و نحل‌ مختلف‌ در طبقه سوم‌ بهشت‌ (جنّة‌المواهب) [۵۰] و اینکه‌ در بین‌ دوزخیان‌، افرادی‌ مقرب‌تر از برخی‌ بهشتیان‌ حضور دارند که‌ خداوند آنان‌ را برای‌ این‌ در دار شقاوت وارد کرده‌ است‌ تا در آن‌جا بر آنان‌ تجلی‌ کند) پایان سخن ویکی فقه. استاد این قسمت دوم که میگه برخی دوزخیان از برخی بهشتیان مقام بالاتری دارند و...؛ استاد واقعا ممکنه همچین چیزی حقیقت داشته باشه یا این شهودات مربوط به قبل از کمال است و ممکنه صحت و سقمش مخلوط باشه؟ آیا ابن عربی و پیروانش به این مساله اشاره ای داشته اند؟ لطفا اگه ممکنه توضیح دهید. بسیار ممنونم. خسته نباشید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! بحثی در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» در این رابطه شده است 2- باید جایگاه سخن عرفایی امثال عبدالکریم جیلی را فهمید. او می‌خواهد بگوید بعضاً کسانی هستند که در معارف به درجات خوبی رسیده‌اند ولی در عمل به ملکات خوبی نایل نشده‌اند، لذا از این جهت تا مدتی در جهنم‌اند تا آن ملکات از آن‌ها زدوده شود و بعد در درجاتی از بهشت قرار می‌گیرند که بالاتر از بهشت افراد معمولی است. موفق باشید

18896
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت قلبی خدمت استاد متعهد و دلسوز: استاد گرامی با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب (دامت برکاته) اشاره دارند که هم اکنون کشور در جنگ اقتصادیست و اینکه بسیاری از مراجع فرموده اند سیستم بانکی ما ربوی ست، به نظر حضرت عالی 1. وظیفه ما (من شهروند) در عرصه این جنگ چیست؟ 2. به چه صورت باید مبارزه کنم؟ 3. فرماندهان ارشد این جنگ و مبارزان و سرداران چه اشخاصی هستند که فرمانبر و سربازشان باشیم؟ 4. سوال بسیار مبهمی که برایم پیش آمده که نمی دانم تحلیلم درست است یا نادرست: آیا نباید مثل سالهای دفاع مقدس تمام مراکز و سازمانها از جمله مجموعه شما (لب المیزان) مبارزه در این جنگ جز دغدغه اولشان باشد؟ خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید مگر نه اینکه دشمنانی که مقابل امام حسین (ع) جنگیدند شکمهاشان پر از مال حرام بود پس مردمی هم که سیستم بانکیشان (که به هر حال ناخواسته پولهایشان و معیشتشان با آن در ارتباط است) مشکل شرعی دارد هیچ وقت نمی توانند در کنار امام زمانشان دین خدا را یاری کنند؟ 5. آیا وقتی لقمه ها شبهه ناک می شود و ریشه خراب می گردد می توان کار فرهنگی در راستای تبلیغ دین و دیانت کرد؟ استاد گرامی ان شاءلله خداوند به شما خیر دنیوی و اخروی عنایت کند که با ترویج و تبلیغ دین و ایمان، آرامش را به دیگران هدیه می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلِ امور بانک‌ها یک مشکل ساختاری است و باید دولت و مجلس تلاش کنند تا مشکل حل شود و من و شما به عنوان شهروند در این مورد کاری نمی‌توانیم بکنیم تا وظیفه‌ای به عهده گیریم 2- مشکل حرام‌بودن کار، برمی‌گردد به آن‌هایی که عامل آن هستند و این‌طور نیست که من و شما و سایر مردم گرفتار آن حرام شویم، مگر آن‌که ما هم در کمک به این نوع بانک‌ها شریک باشیم. موفق باشید

18310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: این سایه هایی که اطرافمون می بینیم به اسم مردم آیا صحیح هست؟ در کل آیا حقیقتی به اسم مردم وجود دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مخلوقات، مظاهر عالم والا هستند مگر اعتباریاتِ ذهنی. موفق باشید

18254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد من حدود 8 تا از بچه های محله ی خودم رو جمع کردم همه زیر 17 سال هستن و یه هیئت قرآن درست کردم در کنار خوندن قرآن بهشون روایات مربوط به سبک زندگیه اسلامی تو همه ی زمینه ها و بخشی احکام میگم، به نظر شما چه جوری باهاشون رفتار کنم چه برنامه ای براشون بزارم بهتره و وظیفمه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. با نظر به جواب سؤال شماره‌ی 18253 در موضوع معرفت نفس از طریق کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» غفلت نشود. موفق باشید

نمایش چاپی