باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب سؤالهای شمارهی ۲۵۶۰۴ و ۲۵۶۱۱ نکاتی را برای رفقا متذکر میشود. متوجه باشید که بالاخره وضع مصرف بنزین ما اگر همچنان ادامه پیدا میکرد، سالهای آینده باید بنزین وارد میکردیم، در حالیکه با نخریدنِ بنزین ما، دلاری برای واردکردن بنزین نداشتیم. چاره ای نبود که چنین تصمیمی گرفته میشد. در روش، چندان موفق نبودیم. آقای دکتر سعداللّه زارعی در کیهان امروز نکتهای تحت عنوان «غائلهی مغلوب» داشتهاند. عین متن خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
غائله مغلوب (یادداشت روز) اغتشاشات اخیر کشور پس از آنکه دولت نرخهای جدید بنزین را اعلام کرد که از افزایش بین ۵۰ تا ۳۰۰ درصد خبر میداد، دارای نکات فراوانی است و بررسی آنها میتواند در شرایط و وضعیت ایران مؤثر باشد. حجم خسارتها و آسیبهایی که وارد شد و اقدامات جدیدی که از سوی دشمنان کشور و مردم به اجرا گذاشته شد، موضعگیری نسبتاً متفاوت برخی جریانات و افراد داخلی و در نهایت نحوه مدیریت نظام برای کاهش خسارتها و آسیبها از جمله مواردی هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند: ۱. میزان مصرف بنزین در کشور و هزینههای «بسیار سنگینی» که از این ناحیه بر بودجه عمومی- ارزی و ریالی- دولت وارد میکرد، به گونهای بود که تغییر جدی و اساسی در آن را ضروری مینمود. مصرف روزانه حدود ۱۰۰ میلیون لیتر بنزین در کشور که روندی رو به افزایش هم نشان میداد، حدود ۵۰۰ میلیارد تومان در روز و حدود ۱۸۲۵ هزار میلیارد تومان در سال بود. در این میان یک چهارم این مبلغ از شهروندان گرفته میشد و بقیه از جیب همه مردم میرفت و به واسطه فشاری که بر بودجه دولت وارد میکرد، دولت را مستأصل کرده بود. در این میان نه این حجم مصرف قابل قبول بود و نه حجم یارانهای که بابت آن هزینه میشد. در این بین منطق دولت این بود که با اصلاح نسبی قیمت بنزین میتوانم زمینه انجام خدماتی که به آن متعهد هستم، فراهم کنم و هم میتوانم با صادرات بنزین ناشی از کاهش مصرف، بخش قابل توجهی از نیاز ارزیام را تأمین کنم، ضمن آنکه متعهد میشوم که این افزایش نرخ بنزین روی سایر کالاها و از جمله فراوردههای دیگر نفتی اثرنگذارد. این منطق بطور طبیعی در جلسه مشترک سران قوا به تصویب رسید که از یک سو دربردارنده منافع مردم و از سوی دیگر تأمین کننده نیاز دولت بود. در این بین، دولت محترم به گمان اینکه با مطرح شدن پیش از اقدام افزایش قیمت بنزین قادر به مهار آثار روانی آن بر بازار نیست و با واکنش تند اجتماعی هم پیش از اعلام نهایی مواجه شده و برای کنار گذاشتن جمعبندی تحت فشار شدید قرار گرفته و تصمیم را با تزلزل مواجه میگرداند، رویه «کتمان» و سپس «غافلگیری» را در پیش گرفت! این جمعبندی مردان دولت هر چند چندان بلاوجه هم نبود، اما از دقت و همه جانبهنگری هم بهرهای نداشت. چرا که از یک سو ذات جمهوری اسلامی، ذات بیان است نه کتمان و در طول این سالها، نظام با بیان صادقانه توانسته است بسیاری از مسایل را با کمک مردم حل کند که اگر غیر از این بود، نوعاً قادر به حل آنها نبود. از سوی دیگر تصمیم به این مهمی که تقریباً زندگی همه مردم را در شئون مختلف- و نه فقط حمل و نقل- تحت تأثیر قرار میداد و در واقع طرف اصلی ماجرا مردم بودند، در عمل نمیتوانست بدون متقاعد کردن آنان به اجرا گذاشته شود. براین اساس اعلام تصمیم دولت در روز جمعه با بهت عمومی و اعتراض و نگرانی شدید مردم مواجه گردید و فضا را برای شکلگیری اعتراضات فراهم کرد و کاملاً پیشبینی میشد که دشمنان ایران که در جریان مسایل دی ماه ۱۳۹۶ نتوانسته بودند برنامه خود در شکلدهی به اغتشاشات عمومی در ایران را به جایی برسانند و از این رو ناگزیر به شکلدهی گروههای آموزش دیده و مسلح روی آورده و در این حدود دو سال بطور جدی کارکرده بودند، از این فرصت استفاده کنند. ترکیب اعتراضات طبیعی مردم و برنامه منسجم دشمن برای به دست گرفتن اوضاع کار را سخت میکرد و در دو روز اول تخریب زیادی را پدید آورد و میزان تلفات را به نسبت رویدادهای مشابه افزایش داد.
کمی بعد با موضعگیری روز شنبه رهبر معظم انقلاب اسلامی- دامت برکاته- مردم از اغتشاشگران تروریست فاصله گرفتند و کار نیروهای انتظامی و امنیتی برای مهار حرکت تروریستها آسان گردید. در این میان تعداد زیادی از آنان توسط سه دستگاه مسئول کشور دستگیر شدند و در واقع ضمن سوار شدن بر روند اوضاع توانستند سرمایههای هنگفت آمریکا و... را برباد بدهند.
۲. حوادث چندی درکشور پدید آمده بود که خبر از برنامهریزی سرویسهای اطلاعاتی در ایران میداد. دراین چند سال بعضی از گروهکهایی که واقعا به آخر خط رسیده و مضمحل شده بودند، بازسازی شدند که یک نمونه آن حادثه حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی و حادثه دیگر آن قضایای سال پیش یکی از خیابانهای فرعی منطقه پاسداران تهران بود. بعضی گروهکهای تروریستی هم نوپدید بودند که از سوی بعضی از رژیمهای فاسد عربی مدیریت میشدند. روند حرکت آنان در هفتهای که پشت سر گذاشتیم نشان داد که این ظرفیت سازماندهی شده، یک جا به خدمت گرفته شدهاند و حوادث روی داده در متن این اغتشاشات نشان میدهد که ماجرا به نیروهای کف آشوبها محدود نبوده است. استفاده از سلاحهای گرم و سرد در این آشوبها یک راهبرد بود که از سوی کسانی که در ساختمانهای اطراف نقاط آشوب بهوسیله تک تیراندازها پشتیبانی میشدند تعداد قابل توجهی از کشتهها نه از جلو بلکه از عقب و در فاصله نسبتا دور مورد اصابت گلوله قرار گرفتهاند و این نشان میدهد، در این صحنه «کشتهسازی» و به هم ریختن اعصاب مردم و نیروهای انتظامی و امنیتی بهعنوان راهی برای گسترش اغتشاش و منفعل کردن نیروهای مسئول مدنظر بوده است.
تلاش برای گسترش تخریب، یک روی مسئله بوده است. بستن اتوبانها و راههای اصلی در استانهایی که درگیر این آشوبها بودند، حمله به بانکها و سایر مراکز خدمات عمومی و کشاندن دامنه تخریب به خانههای مردم برای عمق بخشیدن به اغتشاشات و ناامید کردن مردم و بهخصوص نیروهای مدافع امنیت صورت گرفت. البته در این میان بعضی از طراحیهای سران خارجی تروریسم مثل حمله به زیرساختهای مخابراتی در شیراز و اصفهان که لااقل ۲۰ استان کشور را پوشش مخابراتی میدادند و نیز حمله به انبار اصلی مایحتاج عمومی کشور که مواد غذایی، دارویی و... سالانه کشور نگهداری میکرد، با رشادت نیروهای مدافع امنیت کشور ناکام گذاشته شد.
در نهایت در روزهای اول هفته گذشته، ما شاهد «دوئل امنیتی» نیروهای انقلاب و معاندان داخلی و خارجی بودیم که غلبه سریع و شوقانگیز نیروهای انتظامی و امنیتی بر برنامهریزی و ساماندهی پیچیده دشمنان و معاندان نشان داد، ایران و جمهوری اسلامی علیرغم مواجه بودن با توطئههای پیچیده، از اقتدار بسیار بالایی برخوردار است. در این میان یک نکته مهم که از چشم ناظران پنهان ماند، اقتدار ایران در حفظ ارتباطات داخلی بین بانکی و... بود که دشمن را وادار به اعتراف کرد. آمریکاییها و... گمان میکردند ایران در مواجهه با اینترنت با بنبست مواجه است چراکه اگر آن را باز بگذارد، خدمت بسیار ویژهای به مخالفان و اجرای برنامههای دشمنان خود کرده است و اگر اینترنت را مسدود نماید ارائه خدمات بانکی و... آن بهم میریزد و کشور مختل میگردد که خود این به معنای تن دادن به سطحی از فروپاشی است. اینها توجه نداشتند که در طول این سالها ایران در کنار اینترنت به یک زیرساخت مخابراتی در داخل رسیده و میتواند سیستمهای حساس خود را روی آن سوار کرده و از آسیبهای قطع اینترنت مصون بماند. این سبب عصبانیت شدید آمریکا، اروپا و... گردید و در عین حال یک درس هم برای کشور بود که برای بومیسازی اینترنت عمومی نیز وارد عمل گردد. ۳. یکی از جنبههای مهم و قابل تحلیل در مقوله افزایش قیمت بنزین و حوادث پس از آن، موضعگیری امام خامنهای «دامت برکاته» بود و البته مثل بسیاری از موارد دیگر، گذشت زمان عمق این موضعگیری را بیش از حالا نشان خواهد داد.
مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی در دوره حضرت امام خمینی - قدس سره- و در دوره حضرت امام خامنهای -دامت برکاته- همیشه دو جنبه را پوشش داده است؛ یک جنبه آن «ایدئولوژیک» بوده به این معنا که معظملهما بهعنوان سنگربان نظام فکری اسلام و اصول آن در مواجهه با رخدادها بودهاند و جنبه دیگر آن «مصالح» مردم بوده است که نوعاً در قاعده «عدالت اجتماعی» جلوهگر بوده است. مردم نیز همواره از معظملهما همین دو انتظار را داشتهاند و مقتضای رهبری توأمان دینی و دنیوی مردم هم جز این نیست. در این صحنه، رهبری با هدررفت سرمایه ملی از یک سو و برنامه ارائه شده از سوی دولت و سپس سران سه قوه برای مهار این معظل مواجه بود. در عین حال کاملاً پیدا بود که اجرای برنامه دولت ولو بهصورت موقت فشار سنگینی را بر مردم وارد میکند و دفاع از چنین برنامهای برای رهبری «هزینه» جدی دارد و البته حفظ وجاهت رهبری بزرگترین سرمایه کشور و پشتوانه اداره آن میباشد و یک واجب بزرگ به حساب میآید و بر این اساس حضرت امام میفرمودند «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور شما آسیبی وارد نشود».
با توجه به حساسیت بالای این موضوع، بعضیها توصیههایی داشتند که این توصیهها در نهایت ناظر به جداشدن حساب رهبری از حساب این تصمیمگیری بود. در این صحنه رهبری معظم انقلاب اسلامی با چند گزینه مواجه بودند؛ مخالفت با طرح دولت و مصوبه سران قوا، سکوت در مقابل طرح، گرفتن موضعی دوپهلو که مسئولیت را متوجه او نکند، اما امر دادن کاملا مسئولیت به سران قوا و کنار کشیدن از صف قوا و در نهایت اعلام صریح پشتیبانی از تصمیم دولت و سران قوا به نحو مشروط که رهبر معظم انقلاب، راه پنجم را انتخاب کردند. درخصوص تحلیل این موضوع باید به نکتههایی توجه کرد:
- واقعیت این است که ادامه روند کنونی هدررفت سرمایه ملی به مصلحت کشور نیست و رهبری نظام نمیتواند نسبت به آن بیتوجه باشد و در اینجا ترجیح حفظ وجاحت بر مصلحت کشور معنا و مفهومی ندارد و در قاموس رهبر معظم انقلاب نیست کما اینکه چنین چیزی در قاموس حضرت امام- روحی لهالفداه- هم نبود؛
- پیامدهای سنگین طرح دولت بهگونهای نبود که بدون حمایت قاطع رهبر معظم از آن، به جایی برسد. مسلماً بدون پشتیبانی رهبری، حتی اگر دولت طرح را اعلام و شروع به اجرا میکرد، قادر به ادامه راه نبود و طرح به شکست میانجامید و خسارت هنگفت هدررفت سرمایه کشور استمرار مییافت؛
- در صورتی که رهبری از طرح اصلاح نرخ بنزین به صورتی که ذکر آن رفت، حمایت نمیکرد هم مردم و هم مسئولین دچار دودستگی شدید میشدند. با عدم حمایت رهبری حتماً پدیدههایی در مجلس شکل میگرفت که در روزهای اول در قالب استعفای برخی از نمایندگان و ارائه طرح استیضاح رئیسمجلس و استیضاح رئیسجمهور از سوی برخی دیگر شکل هم گرفت و این سبب بگو مگوی زیاد میان مسئولین کشور میگردید. از سوی دیگر عدم موضعگیری صریح رهبری در حمایت از طرح، بخش زیادی از مردم ارادتمند ایشان را که فقط به یک جنبه ماجرا توجه داشتند هم به صحنه اعتراضات میکشاند و طرح اصلاح قیمت بنزین عملاً از بین میرفت و از آن پس این دولت جرأت نمیکرد در هیچ زمینه اصلاحی دیگر که کشور به آن نیاز داشت، پا پیش بگذارد و این یعنی عملاً کشور قفل میشد! موضعگیری صریح رهبری سبب شد ضمن حفظ وحدت درونی نظام، وحدت مردم نیز تأمین شود و دولت هم فرصت پیدا کند تا برای جنبههای نگرانکننده طرح افزایش قیمت بنزین فکر کند این در حالی بود که برخی از خناسان آماده بودند تا پس از مخالفت رهبری بر طبل بسته بودن دست دولت بکوبند و فریاد وا دولتا سر دهند.
در واقع موضعگیری صریح رهبری سبب شد تا از یک سو، دولت بحران ناشی از تصمیم اخیر- که از جنبههایی قابل نقد هم هست- پشت سر بگذارد و خود را برای بخش دوم ماجرا که مدیریت قیمتهاست آماده کند.-
موضعگیری رهبری سبب جدا افتادن اعتراضات طبیعی مردم از توطئههای بسیار پیچیده خارجی گردید. سخنان روز شنبه رهبری تکلیف دو دسته را معین کرد یکی تکلیف مردم در جداکردن صف خود از معارضین و هوشیاری آنان و دوم تکلیف نیروهای انتظامی و امنیتی در تردید نکردن در مواجهه با طراحی پیچیده دشمن. و از این رو بود که این توطئه در زمان بسیار کوتاهی مهار گردید و حجم خسارات- که دشمن تخریب حداکثری را مدنظر داشت- به شدت کاهش پیدا کرد.
رهبری در این صحنه به وظیفه خود به درستی عمل کرد و خدا خوداو را محافظت میفرماید. سعدالله زارعی
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی بر اساس اسلام بر موضوعات نظر دارد، اسلامی که دارای ابعاد مختلف فقه اکبر و فقه اوسط و فقه اصغر است. بسیاری از مردم ما در عین آنکه مسلمان هستند بعضاً مقیّد به احکام فقه اصغر نمیباشند و لذا نباید تصور شود که اینان بهکلّی از اسلام بیرون میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری همانطور که رهبری فرمودند هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید. بیشتر باید با مردم جاهل مدارا کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بنده پس از مطالعهی آثار ایشان متوجهی گوهر وجود ایشان شدهام، بهخصوص که بی سر و صدا از شاگردانِ خاصالخاص علامهی طباطبایی «رحمتاللّهعلیه» بودهاند. امتحان کنید ببینید آیا ذوقتان از طریق ایشان، راهی به سوی حقیقت میگشاید یا نه؟ بالاخره ذوقها متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اطلاع جنابعالی میرسانم که سهشنبهی گذشته بحث در مورد این نامه در مرکز «سُها» شروع شد و اتفاقاً بر روی همین نکات که میفرمایید بحث، شکل گرفت. میتوانید با ارتباط با آن رفقا صوت جلسه را به دست آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما باید در حدّ وظیفه تلاش کنیم و همیشه این دغدغه برایمان هست که آیا خدا از اعمال ما راضی میباشد یا نه؟ و البته نباید ناامید بود 2- به نظرم نکتهی خوبی را مطرح کردهاید، واقعاً اگر کسی امثال مولوی را درست بفهمد نمیتواند با آن مخالف باشد. مقام معظم رهبری میفرمایند: «مثنوى؛ که خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب برداشتی از موضوع شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً گلهی من آن است که چرا در مورد هر سخنی، پدیدارشناسانه و همهجانبه فکر نکنیم! اولاً: ایشان در صدر سخن میگوید: «ما در کشور معصوم نداریم». یعنی بستر سخن ایشان آن است که غیر معصوم قابل نقد است. ثانیاً: فرهنگ شیعیان طوری است که حتی یک شیعهی عامی هم در سنتی قرار دارد که امام و پیامبر را معصوم میداند. چرا سخن آقای روحانی را در همین سنت تاریخی نفهمیم؟! و من این را مشکلِ ضعف فهم جامعه میدانم که سخنان را از سنت حاکم بر آن سخنان جدا بنگریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها بیشتر دیدنی است. آیا در شیاطین و بدبختیهای آنها نور اسم جلال حق را نمیبینید که چگونه مشخص شده است حضرت حق اجلّ از آن است که اینان را در بر بگیرد بلکه شیاطینی مثل ترامپ آنچنان به خود واگذاشته شدهاند که هیچ قدمی به سوی نجات و نتیجه برنخواهند داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با بزرگواری از لغو گذشتن، غیر از آن است که اشتباهات طرف مقابل را به او متذکر نشدن. آری! مراء و بحث و جدل است که فرمودهاند قلب را میمیراند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وحدت وجود موضوع بسیار عمیق و مهمی است و فهم آن و لوازم آن به مباحث طولانی نیاز دارد. اگر شرح صوتی مباحث شرح تفسیر سورهی حمد امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» را از ابتدا و با دقت و بدون وقفه دنبال کنید إنشاءاللّه افقی از این نوع توحید برایتان گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شدهاید. به نظر بنده باید روحی در حوزهها حاکم باشد که در عین نظمی خاص که مربوط به حوزه است، در نظمِ ماکیاولیستی دنیای مدرن گرفتار نباشیم و باید به آن فکر کرد. متأسفانه در حال حاضر برای فرار از آن بینظمی که جنابعالی نیز متذکر آن هستید، یک راه را بیشتر نمیشناسیم و آن نظم دنیای مدرن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت و برای رسیدن به حقیقت، اسلام و مباحث معرفت نفس که اسلام بر آن تأکید دارد کافی است. ولی روانشناسی به عنوان علم کاربردی در امورات جزیی انسانها، مثل سایر علوم تجربی میتواند جایگاه خود را داشته باشد. مشکل آنجایی پیش میآید که علم روانشناسی بخواهد جایِ دین بنشیند. البته فکر نمیکنم در حال حاضر با توجه به روانشناسان متعهدی که هم جایِ آن علم را میشناسند و هم جایِ دین را؛ چنین مشکلی پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسهی دوشنبهها تا اول مهرماه تعطیل است و بدین لحاظ صوتی از آن در سایت نیست. وقفهای هم که پیش آمده بود رفع شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان در ذات خود مختار است و با اختیار خود کافر یا مؤمن میشود و در همین راستا میتواند رو به تکامل داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمیکند خوب است چند کتابی که از ایشان هست مثل «رسالهی محبت» و «چراغ هدایت» مطالعه شود 2- بحث در مورد اسم «رحمن» مفصل است. صوت شرح تفسیر سورهی حمد حضرت امام إنشاءاللّه کمک میکند 3- بلی! وقتی وارد شدیم خودمان متوجه میشویم که دیگر به امور محدود نظر نداریم و به باطن امور نظر میکنیم 4- نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای اهلالبیت شوم؛ آنها راهاند و مقصد خداست، باید با تعقل و با کسب معارف لازم حرکت کرد و آن عزیزان راهِ رسیدن به خدا را در مقابل ما میگشایند. آیا توسل جز آن است که از آنها کمک بگیریم که راهِ رسیدن به حقیقت را به ما نشان دهند وقتی که با معارف لازم، حقیقت را شناختهایم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که هنر، ظهورِ حالات روحانی یک قوم است، اعم از هنرِ یونانی یا رومی و یا هنر مدرن، روحی که منجر به معماری اسلامی شده خبر از هنر اسلامی میدهد. در این رابطه جناب آقای دکتر شهرام پازوکی سخنانی تحت عنوان هنر و هنرهای اسلامی دارد. اگر بتوانید بهدست آورید، تذکرات خوبی در آن هست. فراموش کردم آن صوت را از چه کانالی گرفتم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از نظر حقوقی و حقیقت انسانی همهی انسانها برابرند. ولی وقتی شرایط اجتماعی طوری شد که همهی انسانها نمیتوانند در یک موقعیت باشند و از همه نمیتوان یک انتظار را داشت، و اگر کنیز و غلام را فیالفور آزاد کنیم، هیچ پایگاه اقتصادی و اجتماعی برای ادامهی حیات خود ندارند، پس باید بعد از ایجاد شرایط مناسب به روش فرهنگی آرامآرام توصیه به آزادکردن آنها نمود. مثل اینکه کفارهی ابطال روزه، آزادکردنِ یک برده است و یا اینکه اگر بردهای آماده شد که خود را از صاحبش خریداری کند، یعنی امکان فعالیت اقتصادی برای او بود، باید صاحب او تن به این کار بدهد و به عهدهی حکومت است آن برده را یاری کند. که بحث فقهی این موارد در کتب فقهی ما آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال مذکور ثبت نشده، لطفاً مجدداً ارسال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهى ممكن است «بدن»، آمادگى فرمان پذيرى از نفس را داشته باشد ولى خود انسان كارى كند كه «بدن»، شرايط فرمان پذيرى از روح را از دست بدهد و «نفس» با روبهروشدن با آن شرايط، از «بدن» منصرف شود. به عنوان نمونه در جريان بیهوشى، ماده اى را به «بدن» تزريق مى كنند تا به طور مصنوعى شرايطى ايجاد كنند كه تحت آن شرايط، «بدن» آمادگى فرمان پذيرى از «نفس» را نداشته باشد. اينجا هم «نفس» از «بدن» منصرف مى شود، پيداست كه اين جريان با خواب تفاوت دارد. تفاوت اين دو در آن است كه خواب، عكس العمل طبيعى «بدن» است، اما انصراف «نفس» از «بدن» در بیهوشى، مصنوعى و تحميل شده به بدن است. بیهوش بودن فرد تا موقعى ادامه دارد كه ماده تزريق شده، در «بدنِ» او وجود داشته باشد. معمولًا موادى كه براى بیهوش كردن، به «بدن» تزريق مى كنند گازهايى هستند كه به مايع تبديل شده اند و لذا پس از چند ساعت آن مواد از محيط بدن دفع مى شوند و بدن توان فرمانپذيرى توسط نفس را پيدا مى كند و فرد به هوش مى آيد.
از نمونههايى كه گواه است تن انسان در حقيقت انسان دخالت ندارد نكتهاى است كه در هنگام بيهوش شدن انسان روشن مىگردد. چون در عمل بيهوشكردن، دارويى را به بدن تزريق مىكنند تا نفس ناطقه از تدبير كامل بدن در زمان مشخص و محدودى منصرف شود و در نتيجه انسان در اثر زخمها و برشهايى كه جرّاح ايجاد مىكند دردى احساس نكند. از اين طريق معلوم مىشود احساس درد مثل هر ادراك ديگرى، مربوط به نفس است. عمل بيهوشى نشان مىدهد آنكه درد را احساس مىكند بدن نيست وگرنه بايد در هنگام بيهوشى، بدن دردِ ناشى از جراحى را احساس كند ولى چون با تزريق داروى بيهوشى توجه كاملِ نفسِ انسان به بدن را از بين بردهاند، نفس انسان آنچه را بر بدن مىگذرد احساس نمىنمايد.
براى بيهوشى از موادى استفاده مىكنند كه زمينهى تدبيرِ نفس را مشكل مىكند، در بىحسّى موضعى نيز ارتباط نفس را با قسمتى از تن كه محل جرّاحى است به طور موقت قطع مىكنند تا نفس نتواند نسبت به جرّاحى اعضاء حساسيت نشان دهد. سعى مىكنند مادهاى به بدن تزريق كنند كه پس از مدتى نه چندان طولانى آرامآرام از بدن دفع بشود، تا نفس دوباره زمينهى تدبيرِ بدن را بيابد و كار خود را ادامه دهد. البته كار بسيار حساسى است زيرا اگر دارو از حدّ معمول بيشتر تزريق شود ممكن است نفس براى هميشه از بدن منصرف شود و بيمار ديگر به هوش نيايد، به همين جهت افراد سالخورده را بيهوش نمىكنند زيرا نفس ناطقه در افراد سالخورده آمادگى بيشترى جهت انصراف كامل از بدن را دارد.[1] موفق باشید
[1] ( 1)- در گذشته با گاز« اتر» و امثال آن بيهوش مىكردند كه درصد چشمگيرى از بيهوشىها به مرگ مىانجاميد، چون آنچنان با استنشاق آن گاز به نفس فشار مىآمد كه ديگر به بدن بر نمىگشت.
