بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21533
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی ذهنم را درگیر کرده و اینکه همانطور که فرمودید علامه طهرانی از علما و دانشمندان بزرگ بودند و آثار بسیار مفیدی هم دارند اما در حال حاضر کسانی هستند که خود را در مکتب علامه طهرانی معرفی می کنند و اعتقاداتی دارند که در جمهوری اسلامی وجود ندارد مانند رای ندادن، شرکت نکردن در نمازجمعه و اجتماعات، قائل نبودن به حکومت جمهوری اسلامی و... که این افراد مقلد فرزند کوچک علامه آقای سید محمد محسن هستند و ایشان را اعلم زمان حال می دانند. اما برخی دیگر مقلد و تابع فرزند بزرگ ایشان سید محمد صادق هستند که اعتقادات ذکر شده را ندارند. و کسی که بخواهد در این مکتب باشد چطور می تواند حق را تشخیص دهد؟ من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این مرید و مراد بازی‌ها  ما را از وظیفه‌ی اصلی خود باز می‌دارد. باید از علماء استفاده نمود و ذیل زعیم این دوران یعنی ولیّ فقیه، زندگی خود را شکل داد. موفق باشید

21256
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم خدمتتون. منظور اصلی از وحدت وجود چیست؟ آیا این معنی با چیزی که در اسفار آمده مطابقت دارد: به معنی نفی غیریت لله من غیره من الموجودات و نفی الاثنینیـۀ و وحدت شخصـی فی دارالتحقق. لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «اسفار» جناب صدرا به‌خوبی توان تبیین «وحدت وجود» را داراست. وقتی روشن می‌کند که غیر حق، عین ربط به حق است که بودش همان ربط است؛ دیگر جایی برای غیر حق نمی‌ماند. موفق باشید

20975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: من سوال پرسیده بودم که چرا اکثر پیامبران در منطقه خاور میانه ظهور کردند؟ آیا در سایر مناطق و قاره ها پیامبر نبوده؟ یا اگر بوده چرا آنچنان قدر کمند و مشهور نشدند؟ و شما در جواب گفته بودید با مراجعه به سوال 1427 می توانید جواب خود را دریافت کنید ولی من با مراجعه به این بخش جواب خودم را دریافت نکردم اگر ممکن است بیشتر راهنمایی فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب آن سؤال عرض شد از یک طرف ما نمی‌دانیم 124 هزار پیامبر فقط در خاور میانه بوده باشند. خداوند تنها نام پیامبرانی را در قرآن می‌برد که در آن حوزه، مخاطبان می‌توانند تصدیق کنند و به نحوی قابل تحقیق است. و از طرف دیگر ظاهراً خاورمیانه جهت تحقق تمدن‌های دینی، مرکزیتی داشته است که دین، در این منطقه بهتر می‌توانسته ابعاد خود را به ظهور برساند و به سایر نقاط جهان برسد؛ واللّه اعلم. موفق باشید

20404
متن پرسش
کور ِ مادرزاد نیستم اما مرا با دروغ هم میانه ای نیست. بگذار از ندیدنی هایم بگویم، خوب می دانم دیدنی ها را به اندازه ی کافی برایت گفته َند. یقین دارم تو هم دلت نمی خواهد یک مشت دروغ محض ِ تایید در دامان ِ خیالَت بگذارم و خوشحال باشی که این نسل ِجدید، عجب نسل ِ حرف گوش کُن و سر به راه و همراهی ست. بله ؛ من دل دادم، با همه ی دل و وجود و جانم به میان آمدم. من از بی سران بی خبرم اما سر داشتنشان ، سر به سر ِ وجودم نگذاشتم. مجنون ِ شیرینش شدم. این روزهای ِ طلبکاریم از انقلابم را با بی سری َش ، سرَ کردم. در سرخ ِ انتظار ِ آمدنش، مَلَس ِ هستی و نیستی را با هم مزمزه کردم. گرم ِ تشییع شهدای غواص را چشیده بودم و دلم، داغ ِتنور ِ موعود بود و به یاد ِ آن رویای ِ روشن، در تشییع امروز، خورشید را به دلم وعده دادم! اما رشته ی ِ قصه بافی ام سَر از غصه ی دیگری در آورد! در شلوغ ِ امروز، نه آفتابی بود که گرم ِ مان کند، نه ابری بود که با دل ِباردارش بشارت باران به روح مان بدهد. امروز در این شوره زار، این شُر شُر ِ نمک ها بود که از در و دیوار بر زخم های عفونی غربت مان می چکید! شوخی نبود! ققنوسی را در بازار دوره گردان به طوطی شیرین سخنی فروخته بودند و من در این سیرک ساختگی مقدس، چیزی بیش از یک تماشاچی غریب نبودم! همین دیروز در مشایعت ِ حججی از دریای ِ غواصان به جزیره ی دور افتاده تری تبعید شدم. مشایعت ِ غواصان، صحنه ی بازسازی شده ی یک تاریخ نبود، قاچ ِ نوری از دهه ی شصت بود و همه چیز با همان صفا میان ِ همه مان تقسیم شد و مدتها همین قوت ِنور، ته ِ دل مان را گرفته بود. در مشایعت ِ غواصان بیگانگی ام گم و گور شده بود اما دیروز در آن شلوغ ِنمایش پر سرو صدا، سرو کله ی غربتم دوباره پیدا شد! دیروز را سخت گریستم اما در مصیبت ِ غربت ِ گمشده ی قد کشیده تَرَم که حالا مرا یافته بود و همانجا یقه َم را سخت تر از قبل چسبیده بود! شهیدی از نسل ِ ما، در همان ازدحام، میان ِ دروغ ِ زمان مان بلعیده شد! چه خوب که نیمه کاره آمد، چه خوب که خودش را میان ِ ما دروغگوها گم نکرد. چه خوب که سر َش را از سر دروغگوها جدا کرد. مبادا گمان کنی محض ِ پرسش آمده َم. نه؛ طلبکاری و غربت پرسیدنی نیست؛ چشیدنی ست. خواستم بدانی من امروز تمام ِ تلاشم را می کنم که صدای ِ دردآور ِگام های ِ غریبان ِ آینده را که بعدها به گوشت می رسانند، خبر باشم! گوش کن؛ صدای ِگام های ِغریبانه تَر از ما در راه َست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من این سخن آخرت را که می‌گویی «نداهایی هست که بعداً به گوش خواهد رسید» می‌دانم، یا بگو نمی‌توانم ندانم. ولی بسیار تعجب کردم چگونه کسی که دردی آن‌چنان را احساس می‌کند وقتی با زلال‌ترین درمان در تاریخ خود روبه‌رو می‌شود آن را نمی‌شناسد!! در دورانِ جدایی و بیگانگی با حقیقت، شهید حججی تذکر عبور از این دوران است. این، ادامه‌ی آن حضوری نبود که با آمدن جسد مبارک غوّاصان ما متذکر آن شدیم و گذشته‌ی شیرین و متعالی خود را مزمزه کردیم؛ این ورقِ دیگری از تاریخ به‌صحنه‌آمدنِ ابعاد درونی انقلاب اسلامی است برای آن‌که آینده‌ی ما در گشودگی روشنی‌گاهِ انقلاب اسلامی تیره و تار نماند. چرا در صحنه‌ی حضور شهید حججی به دنبال تاریخی بودی که با ایستادن بر قله‌ی آن باید آینده را به تماشا نشست، نه آن‌که آن قله را منزل‌گاهِ خود بگیری. آری! گذشته‌ی ما قله‌ی بس بزرگی است که باید بر فراز آن ایستاد، اما افقی دیگر در میان است و آن افقی است که شهید حججی مأمور ظهور آن بود. عرایضی در سه نوشته‌ی «شهدا و راه خروج اساسي از مشکلات» و «شهدا و قدم گذاشتن در راه آینده» و «تا مردم در عادت و تقلید از جاهلیت دوران غرق نشوند» در این مورد با کاربران سایت در میان گذاشتم، بد نیست برای چنین احساس حضور تاریخی به آن نوشته‌ها رجوع شود. موفق باشید  

19796
متن پرسش
سلام علیکم: استاد مطلبی است که مدت ها ذهن من رو به خودش مشغول کرده و این تشویش با رجوع به آثار عرفای هندی و همچنین نو افلاطونیانی مانند فلوطین به مراتب بیشتر شده. مطلب از این قرار هست که آیا خداوند یک شخص است؟ آیا انسان وار است؛ دارای صفات انسانی است!؟ چگونه صدای ما را می شنود، اصلا صفاتی مثل غضب و مکر برای نامحدود و مطلق به چه معناست؟ قول به وحدت وجود که موید به شهود عارف هست چگونه با عمل عبادت جمع می شود؟ (عبادت به چه معناست؟ با نظر به این قول) ممنونم اگر راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «وحدت شخصی وجود» نسبتِ انسان با حضرت معبود از طریق عبادات تا آن‌جا وسعت می‌یابد که سالک جز حق را در صحنه نمی‌یابد به صورت بالفعل متوجه‌ی وحدت شخصی عالم می‌شود و حضرت حق به حکم علیم‌بودن، عالِم بمافی‌الضمیرِ انسان است و به نور اسم جلال، هرکس که شایسته‌ی قرب به او نباشد را از بارگاه خود دفع می‌کند که این همان صورت غضب الهی است. موفق باشید

18922
متن پرسش
با سلام: استاد اگر ممکنه در مورد دو جمله از جنید بغدادی که به تصریح بزرگان از کملین بوده و به عبارتی پادشاه طریقت و سلطان حقیقت و از کبار مشایخ در زمان خودش بوده، توضیحی بفرمایید. 1. «نهایت توحید، انکار توحید است.» 2. «نهایت توحید، رجوع به ابتدای آن است.» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. می‌فرماید: نهایت توحید آن است که او را در همه‌ی مظاهر بنگری و وحدت او را در عین کثرت بیابی که این به یک معنا،‌ انکار توحید است. 2. وقتی او را در مظاهر یافتی، جز او را در صحنه نمی‌یابی پس در واقع نهایات رجوع به بدایات است. موفق باشید

18821
متن پرسش
سلام: ببخشید امسال عید که می خواهم به خانه اقوام بروم آنها چون می دانند بنده تازه طلبه شده ام هر کدام می خواهند یه متلکی بگویند چگونه با آنها برخورد کنم؟ می توانم جواب حرف هایشان را بدهم اما سکوت کنم و بخندم و یا نه سفت و محکم جوابشان را بدهم تا دیگر جرات بی احترامی به طلاب را نکنند. تا همین الان یه عالمه فحش شنیدیم کلا حالا که در این موضع هستم جواب متلک ها را بدهم یا نه و چگونه بدهم؟ ببخشید مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً جدالی به میان نیاورید با مهربانی بگویید دعا بفرمایید تا همه در خدمت قرآن و معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» باشیم و بتوانیم به مردم خدمت کنیم. موفق باشید

18390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: فرمودین کار قوه وهم صورت دادن به معانی و‌ حقایقه. یه جا هم هست که کارش درک معانی جزئیه‌ است. این دو چطور با هم جمع میشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو یکی است. زیرا قوه‌ی واهمه معانی و حقایق را جزیی و مصداقی می‌کند. موفق باشید

17917
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: من کتابهای زیبای شما را خوانده ام اما راستیتش در مورد شر و بدی ها هنوز کاملا برایم روشن نشده، که آیا با توجه به اینکه خداوند خیر و کمال مطلق است و از او جز خیر صادر نشود، آیا شر و بدی مثل قتل و فساد و بدی وجود دارد در این دنیا اما به آن معنی که ما از آن به معنای شر و بدی یاد می کنیم نیست، بلکه ذیل حکمت الهی است این موارد؟ مثلا این جمله که ظلمت در نبود نور است نه اینکه وجود داشته باشد را نمی فهمم. مگر می شود نور وجود نباشد، خواهشا راهنمایی فرمایید. اگر من اشتباه برداشت کردم لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری«رحمه‌اللّه‌علیه» در کتاب «عدل الهی» به‌خوبی روشن می‌کنند که «شرّ» از آن جهت که شرّ است یا عدم است مثل جهل که عدمِ دانایی است و یا منشأ عدم می‌باشد مثل سیل که عامل تخریب است. موفق باشید

15671
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد بنده با نگاه به مراتب سه گانه نفس خودم چند مورد به نظرم میاد و نمیدونم چقدر درست هست. آیا میتونیم وحدت وجود رو بر این اساس تقریر کنیم؟ انسان دارای یک مرتبه عقلی و یک مرتبه خیالی و یک مرتبه حسی هست. تمام حقایقی که انسان یافته در مرتبه عقلی حاضر هست و به تجرد تام هم هست. مرتبه خیال دارای تجرد نسبیه و حس هم که با محسوس سرو کار داره. حالا فرض می کنیم یک شخص عارف مثل افلاطون حقایقی رو به قلب من اشراق میکنه، اگه بنده در سطح یک انسان حسی باشم و قدرت نفسم بالاتر از حس نباشه اون حقیقت رو در قالب محسوسات احساس می کنم و براش واقعیت حسی و مادی قائل میشم. اگه قدرت نفس من در حد خیال و متخیله باشه به شکل تصاویر و اشکال متخلف نیمه مجرد ترسیم می کنم، اگه در حد عقل باشم تا حدی اون حقیقت مجردی ک به من اشراق شده رو مجردا می یابم. اگر به مرحله قلب و روح رسیده باشم عین اون حقیقت اشراق شده رو میابم. حالا در مثال بالا حقیقت یک چیز بود یک حقیقت مجرد تام و فوق عقلی، اما وقتی بنده بر اساس اون ظرفیت و مرتبه خودم اون رو مشاهده کردم در مرتبه حس که بودم واسش واقعیت حسی قائل شدم در مرتبه خیال و وهم که بودم صور خیالیه و تجرد نسبی قائل شدم واسه اون حقیقت، در مرتبه عقل مطابق عقل و وقتی که از عقل به قلب رجوع کردم واقعیت اون اشراق رو حقیقتا یافتم. آیا مثال بالا میتونه تا حدی بیانگر وحدت شخصی وجود باشه که در عالم خارج و واقع و نفس الامر یک حقیقت مطلق و نامتناهی حقیقتا بیش نیست و اونچه ما به عنوان مراتب و کثرات و ماهیات می بینیم همه از باب مثال بالا و فقط تنها حاصل نوع دیدن ما از یگانه واقعیت بیرون هست؟ البته بین این نحوه دیدن ها با واقعیت بیرونی نوعی سنخیت هست و باز در نگاه عمیق تر خودی هم برای من نمیمونه و در تحلیل ظهور خودم و اینکه من کیم که دارم اینطور تحلیل می کنم واسم سواله که خب نسبت خودم با خدا چیه و در تحیرم؟ استاد عزیزم آیا تحلیل و مثال بالا صحیحه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثال خوبی است. نسبت ما با خدا در وحدت وجود بدین قرار است که هر اندازه نور احدی که عالم را گرفته بر قلب ما تجلی کند، خود را فانی به حق و باقی به حق می‌یابیم. و هر اندازه تجلی نور وحدت ضعیف‌تر باشد، احساس دوگانگی بین خود و حق می‌کنیم و اگر هیچ نوری از نور وحدت او بر ما نتابد، خود را همه‌ی هستی احساس می‌کنیم. موفق باشید

14311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به سوال 14244 و پاسخ شما، جالب اینکه بنده کتاب چه نیازی به نبی را حدودا 1 سال پیش مطالعه کرده بودم منتهی نمی دانم که چرا باز هم این قضیه برایم حل شده نبود و اصلا به ذهن نداشتم که فلان جا، فلان مطلب را خوانده ام. بهرحال ارجاع شما و دقیقا پاسخی که حقیر به دنبالش بودم، بر جانم فرود آمد و از این بابت متشرکم. سوالی داشتم و آن اینکه چگونه بر کتبی که می خوانیم حاشیه بزنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید اصل مطلب هر قسمت از کتاب را انتخاب و همان را یادداشت کنید. موفق باشید

14253
متن پرسش
سلام: اینکه یه نفر علاقه شدید به درسی مثل فلسفه پیدا می کنه رو میشه از نظر فلسفی یه کم توضیح دهید. اینکه حرکت جوهری رو به ویدیو پروژکتور تشبیه کنیم رو توضیح میدید. اینکه خداوند همواره نور خود را کامل می کند یعنی چه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها استعداشان در امور عقلی است و لذا از آن طریق بیشتر تغذیه می‌شوند. خداوند به عنوان کمال مطلق و فیّاض علی‌الاطلاق، فیض خود را در هر مخلوقی که زمینه‌ی گرفتنِ فیض را دارد، متجلی می‌کند و اگر آن مخلوق آمادگی بیشتر داشت آن فیض را کامل می‌گرداند. پس کامل‌شدنِ نور خدا بستگی به «قابل» دارد و نه «فاعل». زیرا که فاعل در مقام خود در کمال مطلق است. موفق باشید

13432
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه باید تمدن سازی بشود شکی نیست، اما آیا تمدن سازی اسلامی زمان امام معصوم می باشد یا انقلاب اسلامی هم الان می تواند تمدن سازی اسلامی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در حوزه‌ی محدودی، انقلاب اسلامی پایه‌های تمدن مهدوی را شروع باید بکند تا إن‌شاءاللّه با حضور مبارک آن حضرت آن تمدن، جهانی شود. موفق باشید

10224
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. در کتاب هدف حیات زمینی آدم فصل آخر فرموده اید انسان موجودی است اخلاقی و در حد دانستن حقایق متوقف نمی شود، و نظر به هر دو نوع معرفت عقلی و قلبی و با تاکید بر معرفت قلبی داشته اید، همه ما به معرفت عقلی می دانیم غیبت و دروغ ....بد است ولو اینکه سطح این معرفت عقلی کم باشد. چرا خیلی ها در همین حد می مانند؟ 2- خواهرزاده 3 ساله من وقتی کتک می خورد هیچ عکس العملی نشان نمی دهد وقتی می پرسیم چرا، میگه گناه داره ولی بقیه میگن کتک نزن ولی اگه کتکت زدند از خودت دفاع کن، این همان تکبر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی انسان متوجه شود باید دانایی‌هایش را در شخصیت خود نهادینه کند تا وجودش شدت لازمه را بیابد و در ابدیتش از آن استفاده کند عزم اتحاد بین علم و عمل در او شکل می‌گیرد. 2- چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید
1399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شر و گناه را چگونه بشناسیم که بتوانیم ترک معصیت کنیم ؟ آیا همین که دائماً خود را در محضر حق نگه داریم تا موفق به ترک معصیت شویم کافی است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری! وقتی انسان از یک طرف خود را در محضر حق احساس کرد و مواظب بود عوامل دنیایی موجب غفلت او از چنین حضوری نشوند و از طرف دیگر متوجه دستورات شریعت الهی شد، به لطف الهی به‌خوبی از شرّ گناهان آزاد می‌شود و بدون حجاب با انوار الهی مرتبط خواهد شد. موفق باشید
834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سللم وتشکر فراوان از استاد عزیز به خاطر مباحث خوب ولطیفتان آیا ما می توانیم برای فرزندار شدن یا نشدن خود تصمیم بگیریم واز ترس اینکه فرزند خوبی نداشته باشیم یا برای اینکه دل به آنها نبندیم وتمام عمر خود راصرف بزرگ کردن وتربیت آنها نکنیم که آخر عمر هیچ در دست نداشته باشیم جز عمر تلف شده برای آنهامی توانیم فرزندار نشویم یابرعکس برای فرار از روز های تنهایی وبرای اینکه آنها تنها نباشند چندین فرزند داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در مسیر انجام وظیفه‌ی دینی چنانچه مانع خاصی در میان نباشد خوب است که انسان‌ها منشاء تولید مثل باشند و چند انسان را بپرورانند و در مورد تربیت آن‌ها در حدّ انجام وظیفه حساس باشند بقیه مربوط به خدا است. کتاب تعلیم و تربیت اسلامی از آیت‌الله حائری شیرازی خوب است چون ایشان روشن می‌کنند بسیاری از مسائل تربیتی در دست ما نیست و مربوط به «ما فِی الإنسان» است و نه «ما فی الشرایط». موفق باشید
26153
متن پرسش

بسمه تعالی: سلام استاد: خبر سقوط هوا پیمای اوکراینی حسابی روحیه ما را به هم ریخت. اولا چرا خداوند در چنین شرایطی چنین واقعه ای را رقم زد؟ ثانیاً چرا سپاه و مسئولان کشور از همان روز اول خطای خود را به عهده نگرفتند تا ما در مقابل ادعاهایی که دشمنان می کردند بدون دلیل موضع‌گیری نکنیم و اساسا چرا در چنین شرایطی این اشتباهات پیش می آید؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به سوی بنیاد تاریخی خود هدایت می‌شویم که راهِ رسیدن به تفکری را بیابیم که آن تفکر می‌تواند به ندای هستی گوش بسپارد و با نظر به حضور تاریخی خود در رخدادِ تجلیل از شهادت حاج قاسم سلیمانی معلوم شد به نوعی از جهش نیاز داشتیم تا به ساحتی دست یابیم که با آشکارگیِ ذاتی خود آن‌چه را که باید به وسیله‌ی آن ساحت آشکار شود به میان آید، تا در عین آشکارگی همواره نهان بماند. زیرا قصّه‌ی آن عبارت است از این‌که بگوئیم: «نهان ز چشمِ جهانی ز بس‌که پیدایی». انقلاب اسلامی آن روشنی‌گاهی از هستی است که خداوند خود را در آن می‌نمایاند و پنهان می‌کند. با شهادت مردانی همچون حاج قاسم سلیمانی خود را می‌نمایاند و همه‌ی قلب‌ها را منوّر می‌کند و باز پنهان می‌شود تا تنها در آن مرحله نمانیم. باید با قدمی بس بلندتر به آینده‌ای دقیق‌تر قدم برداشت که در آن آینده، سهل‌انگاری‌های دیروز و امروز در آن نباشد.

آری! آن‌چه با سقوط هواپیمای بوئینگ اوکراینی پیش آمد، تأسف‌بار است و چند نکته را باید در آن مدّ نظر قرار داد. اولاً: آن‌که چرا به گفته‌ی ستاد نیروهای مسلح، آن هواپیما پس از بلندشدن، چرخشی به سوی یکی از مراکز حساس سپاه داشته است که به قول ستاد مذکور؛

در چنین شرایط حساس و بحرانی، پرواز شماره ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین از فرودگاه امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» حرکت نموده و درهنگام چرخش، کاملاً در حالت نزدیک شونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع و شکل پروازی یک هدف متخاصم قرار می‌گیرد که در این شرایط بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای مذکور مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان باختن تعدادی از اتباع خارجی می گردد.

ثانیاً: با توجه به احتمال حمله انتحاری حتی توسط یک هواپیمای مسافربری و خصوصا با تهدیدهایی که به طور محرمانه توسط سفارتهای مختلف انجام شد حساسیت پدافند در بالاترین حد خود قرار داشت و عکس العمل غیر متعارف هواپیمای مسافربری اوکراینی در یک خطای محاسباتی این فاجعه آفریده شد!!

البته اگرخطایی صورت گرفته شده باید حتما بررسی و مقصرین مجازات شوند! و این احتمال نیز هست که افرادی که متوجه‌ی آن خطای خود شده‌اند، آن را پنهان کرده باشند و اگر واقعاً سپاه کاملا می‌دانسته که خودش زده ولی احتمالات جدی می‌داده که پای عملیات تروریستی با هواپیمای مسافربری در میان بوده و لذا چند روز تاخیر انداخت تا مطمئن شود قضیه از چه قرار است؛ می‌توان آن را پذیرفت، وگرنه لازم بود هرچه زودتر مردم را در جریان قرار می‌دادند تا مدافعان جبهه‌ی حق در مقابل باطل در دفاع خود به اشتباه نمی‌افتادند. با این‌همه نباید این خطاها ما را از کار بزرگی که به لطف الهی به دست مردم انجام شد، چه در تشییع و چه در موشک‌بارانِ پادگان عین الاسد آمریکایی، غافل کند و به موضوعات فرعی مشغول شویم. چیزی که دشمنان قسم‌خورده‌ی ما به کمک شیطان دنبال می‌کنند تا مردم ما از مزه‌ی حضور تاریخی خود که تجربه‌ی درک توحید الهی بود، غافل شوند. موفق باشید

22993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: یکی از دوستان بنده مسئله ازدواج کردنش به تاخیر افتاده و اخیرا یکی از آشنایان به او گفته که شخصی او رو طلسم کرده و یک روزی دم خونه اونها آب ریخته. می خواستم ببینم این دوست ما در این شرایط و برای از بین رفتن طلسم چیکار باید بکنه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست، بتوانند مسائل‌شان را تحلیل کنند. موفق باشید

22072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم تعالی سلام بر عبدالله طاهرزاده: حضرتعالی در سوالی که در مورد مسئله معیار پرسیدم فرمودید در علم حضوری معیار، درکِ وجودی خود معلوم است عند العالم در سابق در آثار دکتر یثربی گویا خوانده بودم که حواله علم حصولی به حضوری گرهی از نظر معرفت شناسی نخواهد گشود لکن اخیرا که توفیق مطالعه کتاب سفینه الصادقین مرحوم یعقوبی قائنی فراهم شد این نکته برایم از منظر دیگری روشن شد مثالهایی از آن کتاب ذکر می کنم یکی را دیشب دیدم حضرتعالی در کتاب واسطه فیض آوردید و آن تصوری است که مرحوم ملاآقاجان داشتند از ارتباط با حضرت صاحب و لکن گویی تجلی نفسشان بوده، مورد دیگر آن فردی که احساس می کرده جلوه قائنی جلوه امام زمان است و موارد متعدد دیگر، اینها نشان می دهد در علم حضوری احتمال خطا هست و الا این موارد خطا چیست؟ پس می بینید مسئله معیار در علم حضوری هم جاری است و بنظر می رسد در اینجا هم به دور مبتلا است بفرض هم نباشد تمام علوم انسان که حضوری نیست برخی علوم حصولی است و باید مسئله معیار را برای آن حل نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی متوجه باشیم که در علم حضوری، معلوم نزد عالم است به تعبیر خواجه عبداللّه انصاری «نعتهُ حکمهُ» وصفش در آن تشویقی است که در ما ایجاد می‌کند و لذا تنها می‌توان آن را با کشف معصوم سنجید. موفق باشید

21616
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ضمن تبریک میلاد بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا علیهاسلام سوالی درباره آیه ۲ سوره ملک داشتم. استاد مگر موت، امری عدمی نیست؟ پس چطور خداوند با آن بصورت امر وجودی برخورد می کند و آفرینش آن را به خود منتسب می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که قرآن می‌فرماید: «خلق الموت و الحیاة» یعنی خداوند با گرفتن حیات، عملاً موت را خلق کرده، نه آن‌که لازم باشد موت، امرِ وجودی قلمداد شود. موفق باشید

20874
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده فرمایشات شما در باب خردسیاسی و همچنین راهی که پیش رو داریم که خارج از توسعه یافتگی و نیافتگی است را شنیده ام و بر نظرات غرب شناسی شما هم تاحدودی مطلعم. اما در بعض موارد و هنگامی که وارد میدان می شویم عرصه بسیار تنگ است. برای مثال من بعنوان یک کارگردان جوان همیشه در سر داشته ام مسئله های مثل بررسی تطبیقی وجود در منظر هایدگر و جناب صدرالمتالهین را در قالب یک روایت ساده و همه فهم بیان کنم ولی باز می بینم روح این سینما و تصویر مستطیلش در نهایت بر بی خردی غربی انسان استوار است تا فطرت. به صورتی که اگر شهیدی هم در فیلمی به تصویر کشیده شود می بینم که این صورتِ غرب فهم و غرب پسند شهید ما است که با مظلومیت سلاخی شده و مخاطب هم با همین جسم بی جان دارد ارتباط برقرار می کند. با این توضیحاتی که عرض کردم از طرفی خوف حق الناس را دارم به جهت تقویت روحیه غربی مخاطب و از جهتی هم کارهایی زیاد پیش رو مانده و احساس مسئولیت نسبت به آنها. لطفا راهنمایی بفرمائید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحثی که گذرانده‌اید در بستر سنتی که حضرت روح اللّه در این تاریخ گشوده است، روحی شما را در بر می‌گیرد که ناخودآگاه متذکر چیزی بیرون از غرب خواهید بود. نباید نگران باشید و اصلاً نباید بحث حق النّاس در این موضوعات برای شما دغدغه شود، خود به خود آن می‌شود که می‌خواهید. موفق باشید

20318
متن پرسش
سلام استاد: «خودِ وجود همواره تحقق خارجی دارد و محال است که موجود نباشد. چون از فرض نبودِ وجود، تناقض لازم می آید؛ چرا که وجود، نقیض عدم است؛ پس محال است وجود معدوم شود» بنده با فلسفه و منطق آشنایی دارم اما اگر می شود جمله بالا را برایم مفصل توضیح دهید چون همواره این سوال در ذهنم است که چرا نمی شود وجود عدم شود؟! یا مدتی بعد عدم شود؟! تناقض هنگامی به وجود می آید که در همان حالی که وجود است عدم باشد که این محال است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی «وجود» برای عین وجود ذاتی باشد، عدم برای آن معنا ندارد، مثل رطوبت که ذاتیِ آب است و خشکی برای آب معنا ندارد و اگر «وجود» عارض چیزی باشد که امکان معدوم‌شدنش هست. موفق باشید

17801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
محضر استاد طاهر زاده سلام عليكم: نظر علمي و اينكه چه برداشت ها و مفاهيمي در مورد كتاب «سنخیت، عینیت یا تباین؟» نوشته آيت ا... سیدان‌ پيرامون‌ بحث سنخیت مي شود؟ لطفاً ارزيابي تان در اين خصوص بفرمائيد (لطفاً توضيح بفرماييد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال قبلی عرض شد که این آقایان متوجه نگاهِ وجودی و تجلیّاتی که در عالم وجود هست، نمی‌شوند و بدین لحاظ گرفتارِ این نوع مفاهیم هستند. توصیه‌ی بنده آن است که کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را مطالعه فرمایید. موفق باشید

16801
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد نازنینم: لطفا بفرمایید چرا گاهی سالکان با آن ظرفیت عظیم بندگی و اطاعت، دچار خطا در محاسبات می شوند و پیام خداوند را دریافت نمی کنند و خرابی های سنگین ببار می آورند؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته خداوند همواره حافظ انسان‌های مؤمن است و آن‌ها را از لغزش‌های بزرگ حفظ می‌کند. آری! در روایت داریم بعضاً برای این‌که مؤمنین مُعجَب نشوند و عجب آن‌ها را نگیرد خطاهایی را به‌دست آن‌‌ها جاری می‌سازد. ولی در هرحال آن نیز در راستای حفظ مؤمنین است. موفق باشید

7905
متن پرسش
چگونه امام زمان درون خود را هویدا سازیم؟چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟ایا ممکن است کسی که گناهکار بوده به طرز فجیح.ولی توبه ی واقعی کرده..امام زمانشو بببینه؟امیدی هست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چرا باید امام زمان درون خود را هویدا سازیم؟ باید با رعایت کامل حرام و حلال الهی و اعتماد به دستورات الهی قلب خود را به آن عصمت کل نزدیک کنیم. توبه نیز ما را از گناه دور می‌کند و به نور عصمت نزدیک می‌نماید. موفق باشید
نمایش چاپی