بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: چگونه است که شق القمر رخ داد ولی ما اسناد تاریخی بر آن نداریم صدها هزار نفر از افرادی که بودند در کشورهای مختلف هیچ یک گزارش نکردند و اگر بگوییم مسلمانان برای تقویت نبوت پیامبر این واقعه را جعل کردند باید بپذیریم بسیاری از معجزات دیگری هم که به حضرت نسبت دادند ولو متواتر باشد همه جعلیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست در آن زمان سایر ملل متوجه‌ی غیرعادی‌بودن آن صحنه نسبت به «ماه» شده باشند. لذا وقتی همان حرکات را هم، حرکات عادی ماه بدانند، چیزی را ثبت نمی‌کنند. در این زمان است که این حساسیت‌ها پیدا شده. موفق باشید

20267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قدیمی ترین نسخه قرآن کدام است و آیا حضرتعالی آن نسخه و عدم تحریف آن را ملاحظه نمودید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، اطلاعی ندارم. آن‌چه هست قرآن در طول تاریخ سینه به سینه حفظ شده است و امکان هرگونه تحریفی را از هرکس گرفته است. موفق باشید

19926
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از سوال کنندگان این برداشت را کردم اگر غلط است اصلاح کنید: یک سلسه عللی باعث صدور فعل از انسان می شود، یکی از این علت ها اراده انسان است که تا نباشد فعل انجام نمی شود ولی فقط اراده انسان در صدور فعل از جوارح او نقش ندارد بلکه چیز های دیگری هم هست مانند خواست خدا - شرایط محیط - ترس - وسواس - و... که ارده انسان در کنار همه این ها است و کامل می کند علل را برای صدور فعل از جوارح او، پس نه فقط ارده محض انسانی است که باعث صدور فعل است (لا تفویض) و نه فقط چیزهای دیگری است که باعث صدور فعل انسانی می شود به طوری که بگوییم اراده انسانی اصلا دخیل نیست (لا جبر) بلکه هم ارده هم چیزهای دیگر هست که ارده انسانی کامل کننده علت های دیگر همچنان که خودش یکی از علت هاست در کنار سایر علل؛ و این معنای (بل امر بین امرین) است. 1. این صحبت های بالا درست است؟ 2. یعنی می شود گفت در قتل ظالمانه یک فرد، هم خدا دخیل است هم شرایط هم اراده قاتل؟ خدا چرا؟ 3. اگر این متن بالا درست است پس چرا انسان تماما به کارش معذب می شود؟ انسان اراده اش یکی از علت هاست نه تمام علت اراده باشد. پس انسان باید به اندازه دخالت اراده اش که در کنار سایر علت ها است عذاب شود؟ ممنونم از شما استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید همان‌طور که مرحوم شهید مطهری متذکر می‌شوند اراده‌ی انسان، آخرین حلقه از سلسله عللی است که موجب تحقق فعل می‌شود و لذا تا انسان اراده نکند آن فعل انجام نمی‌گیرد و از این جهت انسان مسئول آن افعال خواهد بود. موفق باشید   

19902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی ک جنبه گلایه دارد از خدمتتان داشتم: کاش می شد ایمیل را ننویسم، چون پاسخ شما دیگر به حال من سودی ندارد. استاد عزیز، انسان های اهل فکر، یک موضوع را از جهات مختلف می بینند. در تعجبم چرا شما در مورد مسئله سیگار کشیدن، موضوع را فقط از جنبه حیات ثانوی مطرح کردید. آن هم در جایی که می دانید حرف شما دلیل و حجت و بهتر بگویم بهانه برای عمل افراد می شود. در جایی که در خانه ای پول برای تهیه اقلام ضروری وجود ندارد، پول هفتگی و ماهانه تهیه دخانیات جز ثابت برنامه خانواده می شود، پاتق های شبانه و عصرانه و گاه و بی گاه با رفقا به دلیل جمع شدن برای مصرف دخانیات، جای با خانواده بودن را می گیرد. روابط زناشویی کاملا تحت تاثیر این موضوع، به سردی و دوری می گراید. آبروی اجتماعی یک طلبه، به خاطر نوع رفت و آمدها و بسیاری مسائل کوچک، تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی از دست دادن با افراد امتناع می شود، چون خیلی مواقع فرصت و امکان این نیست که بوی بد سیگار را برطرف کرد. پازلی که از هزار جزء آن، شما تنها به حیات ثانوی اکتفا کردید و طرفدارانتان نفهمیدند که گفتید، خودتان این کار را انجام نمی دهید، چرا که علاوه بر عمل، قول افراد حکیم هم مورد وثوق است. و من هنوز حکمت ورود تک بعدی شما را ب این موضوع نمی فهمم. ان شالله وجدان آگاهتان در پیشگاه حضرت حق، به خاطر بیان این سخنان آرام باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید که برای بنده و جنابعالی همین نکات باید مدّ نظر باشد، ولی از آن‌جایی که باید کارِ بزرگان را حمل بر صحت کرد، آن نکات گفته شد. موفق باشید

19200
متن پرسش

با سلام و احترام و ارادت خدمت استاد عزیز: یک بحث مهم: همچنان که استحضار دارید عالمان و عارفان متعددی داشتیم و داریم (در همین عصر) که در زمان نونهالی و نوجوانی معنویت چشم گیری داشتند!!! سئوالی که مطرح می شود این است که نوجوان و جوان امروزی به سختی و دشواری می تواند این معنویاتی را که عالمان و عارفان در زمان نوجوانی و جوانی داشتند، داشته باشند، چند سئوال: 1. به نظر حضرتعالی علل این تفاوت در چیست؟ 2. روح مدرنیته و عالم غربی که در قیاس با 40 سال پیش تشدید شده چقدر می تواند در سلوک معنوی جوان امروزی دخیل باشد؟ 3. به نظر حضرتعالی چه عواملی می تواند یک نونهال 13 ساله یا نوجوان 17 ساله که به اقتضاء سن خویش در معرض توهمات و عدم بلوغ هست دارای مراتب معنوی باشد و به تهذیب نفس بپردازد مثل آیت الله بهجت (ره)؟ 4. آیا انتخابی قبل از ورود به عالم ماده داشتیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انتخاب‌هایی از قبل داشته‌ایم ولی همان روحیه‌ی انتخابگری همچنان برای انتخاب راه‌های دیگر در نزد ما است. بنده در همه‌ی جواب شما، یک آوینی را در آستین دارم که نشان دهم؛ چگونه فهمید؟ چه چیزی را ببیند؟ و در کدام جاده قدم زند؟ راهِ گشوده‌ی جوانان ما، شهید آوینی است با آن اشارت‌های آسمانی‌اش. با تمام وجود باید خود را در او بیابیم. موفق باشید

18562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: 1. در مسیر سلوک آیا می شود استاد بدون حضور مستقیم فقط از طریق روحش یا تصرف یا هر روش دیگر شاگرد خود را هدایت کند یعنی غیر مستقیم با شاگرد خود روبه رو شود بدون اینکه شاگرد اینطور سلوک را از استاد خواسته باشد و شاگرد فقط سلوک عادی را خواسته باشد؟ 2. یک سلوک تا رسیدن به پله ی اصلی چند سال طول می کشد؟ 3. آیا بدون علم و کتاب و درس و مدرسه می شود سلوک کرد یعنی درس نخوانده باشیم و فهم و درک ما خیلی خیلی پایین باشد اما سالک واقعی شویم؟ بسیار تشکر که وقت می گذارید و به سوالات ما پاسخ می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چنین امکانی هست ولی کار هرکس نیست 2- بستگی به همت او و توفیق الهی دارد 3- می‌شود ولی امروزه راه‌هایی گشوده شده است توسط علمایی مثل حضرت امام خمینی که نمی‌توان به راه‌های بدون استاد و درس دل بست. موفق باشید

15668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: فردی هستم که به شدت از خود متنفرم. در ناامیدی شدیدی بسر می برم نمی توانم خود را بخاطر گناهان و خطاهایی که در گذشته مرتکب شده ام ببخشم، در حق خودم، پدر و مادر بستگان و بندگان خدا مرتکب ظلمهای زیادی شده ام. دائم حسرت گذشته و نعمت هایی که در گذشته داشتم و خدا آن ها را ازم گرفت را می خورم. خانه ای که دوست داشتم را از دست دادم و در خانه ای به اجبار ساکن شده ام که علاقه ای به آن ندارم. کاری که به آن مسلط بودم و حقوق خوبی داشتم از دست دادم و مشغول به کاری هستم که علاقه ای به آن ندارم که البته در مقابل ظلمهایی که بخاطر آن عذاب می کشم قابل ذکر نیست. بنظرم خطاهایم به حدی رسیده بود که خدا رسوایم کرد (لطف حق با تو مداراها کند / چون که از حد بگذرد رسوا کند) و خسر الدنیا و الاخره شده ام. چند روز است دیگر نماز نمی خوانم چون تاثیری از آن حس نمی کنم. آیا کسی که خدا در دنیا کمکش نکرد و در زمان اول بلوغ و نادانی به راه راست هدایتش نکرد در آخرت کمکش می کند هرچند نماز بخواند؟ اعتماد به نفس خیلی کمی داشتم که آن را نیز از دست داده ام نه جرات خودکشی دارم و نگران فرزندم نیز هستم و نه میل به زندگی دارم. در بن بستی گرفتار شده ام که راه خلاصی از آن نمی بینم. قبلا دعای کمیل می خواندم قسمت «لا اجد مفرا مما کان منی» را با تمام وجود درک می کردم. همچنین معنای «اللهم اغفر لی الذنوب التی تغییر النعم» (تغییر نعمت ها در زندگیم) امام سجاد (ع) در جایی به خدا فرموده اند هرجا دیدی زندگیم چراگاه شیطان شده جانم را بگیر. حال سوال من اینست اگر خدا ارحم الراحمین است چرا جان مرا در همان ابتدای بلوغ نگرفت که حالا دچار عذاب نشوم؟ همچنین از اینکه خدا عقل درستی بهم نداد که تصمیمات درستی در زندگی بگیرم و دچار مشکلات نشوم شاکی هستم. من هم مثل شما آفریده خدا هستم چرا باید شما را هدایت کند و من را محتاج التماس به شما برای کمک، آیا این بی عدالتی نیست؟ چرا بعضی از همان اوایل کودکی آثار هوش و بزرگی در آینده در چهره شان هویداست ولی برخی از افراد مثل من بعد از عمری زندگی تازه می فهمند که باید چکار می کرده اند که نکرده اند و دیگر امکانات و فرصت لازم را از دست داده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست که مصلحت شما در آن چیزهایی است که از دست داده‌اید. بهترین راه، راضی‌بودن به همان چیزی است که خداوند برای شما مقدّر کرده است و با عمیق‌کردن عبادات و نماز، خداوند نور هدایت خود را مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید

15567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار چرا خداوند جبرا من را به این دنیا آورد و خلق کرد؟ این عدالت است که کسی را جبرا به این دنیا بیاورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسات اول کتاب «آشتی با خدا» تحت عنوان «چرا خدا ما را خلق کرد؟» شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

15269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
یکی از سوالات اساسی که در ذهن همه ی ما انسان ها وجود دارد اعم از این که به آن توجه داشته باشیم یا نداشته باشیم این است که چرا علارغم این که هیچ یک از ما در درون خودش تمایلی به درد و رنج ندارد با این حال کم و بیش متحملش می شویم در واقع همه ی ما دچار نوعی تعارض و تضاد بین خواسته ی درونی و امر بیرونی می شویم، خواسته ی درونی که به ما می گوید هیچ یک از انواع درد و رنج با هیچ شدت و حدتی قابل پذیرش نیست و واقیعیتِ بیرونی که ما نشان داده که چنین خواسته ای تحقق پذیر نیست. سوال من یک چرای اعتراضی است که چرا چنین تعارض و تضادی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «تریدون عرض الدنیا واللّه یرید الاخره» یعنی انسان‌ها در شرایط معمولی به امور دنیایی و اموری که به آن‌ها نزدیک‌ است، مشغول می‌شوند و لذا نسبت به مشکلاتی که این نوع انتخاب‌ها برایشان پیش می‌آورند، در حجاب قرار می‌گیرند. موفق باشید

14138
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چرا در نماز باید وقتی سوره توحید خوانده می شود به جای اینکه از ضمیر متکلم وحده استفاده شود باید بگوییم قل هوالله احد؟ بنده به نظرم می رسد به خاطر اینکه باید حرمت قرآن حفظ شود و نسبت به حفظ قرآن ادب داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، بحث مفصلی را به دنبال دارد. در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایضی شده است مبنی بر فنای ذاتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌و‌آله، که حضرت در آن مقام عین ظهور حکم خدا هستند و در مقابل احدیت حضرت حق، هویتی ندارند لذا به همان شکلی که حضرت حق می‌فرماید «بگو او احد است» همان را اظهار می‌کند و این در مورد تمام آیاتی که با «قل» شروع شده است، صدق می‌کند. موفق باشید

8564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. نظر حضرت امام (ره) راجع به پرستش ماه و خورشید و ستاره چیست؟ اگر ممکن است توضیحش دهید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تا آن‌جا که در ذهن دارم حضرت امام معتقدند حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» با ملکوت خیال و عقل و قلب روبه‌رو شدند که ستاره، ملکوت خیال و ماه، ملکوت عقل و خورشید، ملکوت قلب حساب شود. موفق باشید
7673
متن پرسش
سلام علیکم . استاد من دارم کتاب آشتی با خدا را برای بچه های پایگاه بسیج شرح میدهم . حال دنبال منبعی میگردم که تجرد روح را با استناد به قرآن و حدیث ذکر کرده باشد . کتابی هست به من معرفی کنید ؟ و سوال دیگر اینکه جند تا سوال در خصوص علم دینی قبل از حضورتان پرسیدم ولی باز هم برای من جای سوال است . علمی که راهش به سمت مصرف زدگی و رفاه گرائی است و انسان را از حقیقت وجودی خودش دور میکند . چرا رهبری توصیه میکنند که این علوم باید فراگرفته شود ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در ابتدای کتاب «خویشتن پنهان» روایاتی آورده شده. در ضمن، تفسیر علامه از آیه‌ی «قوا انفسکم» در همان کتاب به صورت خلاصه آورده شده، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند 2- شاید جواب سؤال 7659 در این مورد کمک کند. موفق باشید
7636
متن پرسش
با سلام میدانیم که ملکوت هرچیز امرکن فیکون و ایجاد هرچیزی است که تدریج بردار نیست.با این حساب عالم ماده که عالمی زمان مند و دارای حرکت جوهری است،ملکوتش برزخ و قیامت است؟با این حساب ملکوت هرچیزی بدست خداست،در مورد عالم ماده به چه صورت است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و لذا ملکوت عالم ماده آن جنبه‌ی وجودی آن عالم است که به صورت حرکت و تبدیل قوه به فعل ظاهر شده، زیرا ملکوت هرچیز جنبه‌ی ثبات آن است. موفق باشید
7587
متن پرسش
با سلام آیا عالم ملکوت همان عالم برزخ است؟در لسان قرآن منظور از اینکه ملکوت هرچیزی بدست خداست یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به اعتبار آن‌که جنبه‌ی ملکوتی موجودات، جنبه‌ی وحدانی آن‌ها است و حضرت حق با اراده‌ی کن فیکون در آن تصرف می‌کند می‌فرماید ملکوت هر شیئ در دست خداوند است، در حالی‌که شأن موجودات مادی تدریجی است و غیر از تصرفی است که با اراده‌ی کن فیکون در آن‌ها تصرف می‌شود. عالم برزخ یکی از عوالم است که از جهتی ملکوت عالم ماده می‌باشد. موفق باشید
6736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد با عرض ادب و احترام و دعا برای سلامتی حضرتعالی. سؤال بنده در باره اختلاف مراتب انبیا و اولیاء و به طور خاص امامان معصوم صلوات الله علیهم است. آیا این عرض بنده قابل قبول است؟ امامان معصوم علیهم السلام همه نور واحد، همه در عالیترین مرتبه عصمت و همه مبرای از هر نقص و رجس به عنوان انسان کامل هستند. اما این به معنی تساوی در همه مراتب و عدم برتری یکی بر دیگری نیست. در هر صورت این حضرات نیز در سیر الی الله سلوک فردی خود را دارند و هر کدام هر اندازه که مراتبی را فتح کند به همان میزان بر آن عزیزی که آن مرتبه را فتح نکرده است برتری دارد. ولی این ناقض کمال انسانی و نور واحد بودن ایشان نیست. وجه جمع این دو مطلب به این صورت است که امامان معصوم علیهم السلام به عنوان امام انسان کامل بوده، در مقام امامت و هدایتگری انسانها هیچ کاستی ندارند. در مقام مثال می توان اینطور فرض کرد که اگر امام برای هدایت کامل انسانها باید به درجه 100 رسیده باشد هر دوازده امام این 100 درجه را فتح کرده اند و در این بعد هیچ فرقی با هم ندارند. اما در ابعاد دیگر که هیچ ربطی به هدایت مردم ندارد و به سلوک شخصی خود ایشان مرتبط است، مقام امام امیرالمؤمنین علیه السلام یک مقام است و مقام امام حسین علیه السلام مقام دیگر و ... و برای هر کدام این امکان است که در سیر به سوی خدا بر دیگر عزیزان درگاه خدا سبقت گیرد. نظیر افضلیت مقام حضرت ابراهیم علیه السلام بر بقیه انبیا با اینکه بخش هدایتگری ایشان نسبت به مثلا حضرت موسی علیه السلام - با توجه به تعالیم ارائه شده در کتابهایشان - اگر نگوییم کمتر نیست لااقل مساوی است و این به خاطر اختلاف فهم مردم زمانشان است ولی بازهم اعتقاد داریم مقام ابراهیم بالاتر است. یا تفاوت بین موسی و خضر علیهماالسلام که موسی صاحب دین و شریعت است اما پیش خضر شاگردی می کند. استاد آیا این مطلب صحیح است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم و این‌که معتقدیم امامان با هم از جهاتی متفاوت‌اند را از خود امامان داریم وگرنه این چیزی نیست که ما تشخیص دهیم. مثلاً حضرت باقر«علیه‌السلام» می‌فرمایند حضرت علی«علیه‌السلام» افضل از سایر ائمه«علیهم‌السلام» هستند و این شاید به همین معنایی است که شما فرموده‌اید. موفق باشید
833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چرا ما نسبت به آینده احساس ترس داریم؟وچه کنیم که با عهد هایی که باخدا و امام زمان(عج)می بندیم پایبند باشیم؟ احساس تنهایی که در بعضی مواقع سراغ ما می آید ناشی از چیست؟ با تشکراز شما
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خوف از آینده اگر به جهت آن باشد که روح شما متوجه است اگر به همین منوال بماند آینده‌ی او نورانی نیست ، خوب است، ولی اگر فکر می‌کنید که آینده در دست خدا نیست و یا ممکن است خدا شما را فراموش کند، این‌ها وَهمیات است و با تدبّر در قرآن رفع می‌شود. عهد با خدا و امام را با رعایت تقوا و ترک گناه زنده و با طراوت نگه دارید. در مورد قسمت آخر سؤال؛ سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» مطالعه شود. موفق باشید
26877
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم «ان الله لا یستحی ان یضرب مثلا ما بعوضه فما فوقها» «بی تردید خداوند از مثل زدن به پشه و حتی کوچکتر از آن شرم ندارد.» نمرود ادعای خدایی نمود و خداوند کوچکترین جانداری که در آن زمان دانش آدمیان می شناخت (یعنی پشه) را مامور نمود تا این متکبر جبار را مثلی برای عالمیان نماید. اکنون تمدن غرب ادعای کبریایی می کند و خود را در قله قابل تصور تکامل؛ و پایان تاریخ، می داند و اینک خداوند ویروسی بسیار کوچکتر از پشه را مامور می سازد تا این متکبر جبار را نیز بر زمین زند چرا که دانش آدمیان کنونی؛ کوچکتر از ویروس را جاندار نمی شناسد. و چه زیبا پشه از راه بینی وارد سر نمرود گشت و اینک کرونا از راه بینی وارد می شود تا دماغ این متکبر آخر الزمان را به خاک بمالد. اگر خدا نمرود را با ویروس می کشت چون دانش انسانها آن موقع ویروس را نمی شناخت؛ آنگاه مردم می گفتند نمرود مریض شد و مرد. پس خداوند در آن موقع پشه را مامور این کار نمود زیرا دانش بشر آن زمان کوچکتر از پشه را نمی شناخت. خداوند فرعون؛ متکبر دیگر تاریخ؛ را نیز با شُل ترین شی، یعنی (آب) منکوب نمود. با این نگاه کرونا مصداق «فما فوقها» است. و شاید کرونا جند خدا است. «و ان جندنا لهم الغالبون»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نیز یکی از وجوهِ حضور کرونا را در این تاریخ همین می‌دانم تا انسان‌ها لااقل به راهِ دیگری فکر کنند و ببینند علوم جدید با آن‌همه تفرعُن و ادعا، چگونه زمین‌گیر شده است. موفق باشید

25286
متن پرسش
سلام استاد جان: ببخشید ما هفته آینده عازم سفر اربعین هستیم. بنده و سه نفر از دوستانم رو به عنوان مربی به جای مبلغ در این سفر دعوت کردند که با جمع دانشجویی ارتباط بگیریم و کار تربیتی انجام بدیم. می خواستم ببینم تو این سفر ما باب مباحث مبنایی مثل معرفت النفس و ظاهر و باطن عالم رو باز کنیم بهتره یا مباحث اربعینی که روی سایت اخیرا بارگذاری شده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بگذارید به عهده‌ی آن‌چه حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» در ابتدا تا انتهای این سفر پیش می‌آورند، همان را انجام دهید. موفق باشید

24507
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تسلیت و آرزوی سلامتی برای شما ممنون میشم نظرتون رو راجع به این متن بفرمایید. «تاریخ جدیدی شروع شده است» بسم الله الرحمن الرحیم با مطالعه کتبی مثل «گلستان یازدهم» یا «یادت باشد» یا «سربلند» و از این قبیل کتب به فهمی می رسیم که از حقائق زمانه ماست. آری، شهدای ما نوعی جدید از ازدواج و تشکیل خانواده را برای ما نمایان کردند. آن ها با درک این حقیقت که مسافری بیش در این دنیا نیستند و سفر آن ها الی الله است برای خود همراه و همسفر گزیدند. همراه و همسفری که سیر او را تسهیل، تسریع و محقق کرد. همراه و همسفری که اگر نبود شاید هیچوقت آن شهید حقیقتا مفهوم حب الله، ایثار و فدای حق شدن را نمی فهمید و اگر هم می فهمید در جامه ی عمل پوشاندن به آن موفق نمی شد. آری شهدای ما ذیل حب الحسین علیه السلام که همان حب الله است بر یکدیگر در خانواده محبت کردند و محبت حقیقی را در عالم نمایان ساختند. محبتی از جنس روضه های خانوادگی شهید حججی که در آن روضه ها کنار همراهش تمنای فدای حق شدن می کرد و بعید نیست که این سعادت را مدیون همین روضه ها باشد. محبتی که ذیل محبت خدا بود تاریخی را محقق می کند که یک همسر از سوریه رفتن همسرش که در عرف مقرون با کشته شدن و جدایی از محبوبش است بسیار خوشحال شود. خوشحالی از جنس توحید و اخلاص نه از دل سیری، خوشحالی از جنس کسب رضایت ولی الله نه یک حس زودگذر. آری شهدای ما آموزش دادند که می توان نگاه دیگری به ازدواج کرد که در زمانه کنونی ما از خانواده دری گرانبها ایجاد کند و مردان را چون وهب و همسران را چون همسر وهب بار بیاورد. همچنین فرزندان آن ها را همان یاران در گهواره سید روح الله کند. همان ها که نیامده انتظار فدای حق شدن می کشند. ازدواجی نه برای محرومیت ها، نه برای دنیا و دنیا خواهی، ازدواجی از جنس سفر، از جنس مستقر در دنیا نبودن، ما بنایی برای استقرار در این دنیا نداریم و به قول شهید کاظمی ما اهل اینجا نیستیم. ازدواجی که اصلا فقط برای رفتن محقق شده است و در این خانواده همه ی هم و غم یک چیز است و آن رضایت الله است و چقدر کسب این رضایت در این فضا و در کنار همراه سهل است. دیگر باید این عینک را از چشم ها کنار بگذاریم که هر ازدواجی را صرفا برای ارضای امیال بدانیم، خیر ازدواج در زمانه ما تبدیل به نردبان ترقی سالکان راه حق شده است، نه صرفا نرده ی محافظ آن ها از افتادن در قعر چاه. بعید نیست که بگوییم در امر طلبگی نیز بسیاری از کسانی که همراه داشته باشند می توانند بهتر به وظایف خود عمل کنند و در فضایی واقعی تر زندگی کنند. که حاصل این در فضای واقعی زندگی کردن و مواجهه حضوری با مسیر بهتر عمل کردن آن ها است، چه در فضای درسی، چه در فضای تبلیغی و چه در سلوک عرفانی آن ها.... شاید فتح قله های تاریخ ما با همراه راحت تر است و به محقق شدن نزدیک تر. ما باید برای انقلاب و دغدغه انقلاب، این ظهور خدا در زمانه ی خود زندگی کنیم، معنای زندگی لله در این تاریخ این است. در نتیجه سایر دغدغه های ما نیز باید با این اصل کلی جهت پیدا کنند. آن گونه می شود که با فهم صحیح از زمانه ی خود و نیاز و وظیفه زمانه، خانواده هایی تشکیل می شود که تک تک اعضای آن خانواده و تک تک افعال آن اعضاء خار چشم دشمنان خدا و موجب خشنودی اولیا الله است. و هدف خلقت انسان که عبودیت باشد محقق می شود. همچنین دغدغه‌های نائب الامام بر مسأله جمعیت، بر مسأله ی خانواده، بر ترویج ازدواج ساده، بر تسهیل امر ازواج جوانان و... دلایلی روشن بر دغدغه دینی برای ازدواج است. آن که مفهوم سرباز بودن را بفهمد طبیعتا ازدواج مخل علم آموزی او نیست، بلکه مقوم مسیر اوست و از تکه های پازل سربازی اوست که منافاتی با علم آموزی اش ندارد. راجع به علم نیز ما نیامده ایم که درس بخوانیم که درس خوانده باشیم و برای خود شخصیت ایجاد کنیم که به ما بگویند عالم. ما آمده ایم در حوزه به حسب سرباز بودن خود درس بخوانیم و آنقدر بخوانیم که آن هایی که به آن ها لقب عالم اطلاق شد نیز شاید آنقدر نخوانده اند، ولی ذره ای تشخص عالم بودن به خود نگیریم. صرفا در جهت سرباز بودن خود زندگی طلبگی کنیم نه جهت کسب جایگاه اجتماعی یا حتی امیال نفسانی مثل لذت عالم بودن و چشیدن مزه ی علم. سرباز فقط ممتثل امر مولا ست نه به دنبال خودیت خود، او وقتی سرباز بودن را انتخاب کرد خودیت خود را نفی کرد و غیر از این حالت با فلسفه وجودی سرباز در تعارض است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات ارزشمندی را در این کلمات می‌بینم. آری! باید به این فکر کرد که راستی می‌شود در اوج به عشق همسر و فرزند، به عشقی بس عمیق‌تر و گسترده‌تر نیز فکر کرد؟ این معجزه‌ی بزرگ این قرن است که به دست حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به ظهور آمد و در این‌جا است که اگر جوانان ما دامان این عشق را بگیرند، دیگر برایشان این سختی‌هایی که آن‌ها را سرگردان و بی‌خانمان و بی‌ساز و برگ کرده است، مهم نیست. این‌جا است که بنده در عین ناراحتی از وضع بعضی از خواهران و برادران و این‌همه بی‌سر و سامانی که آن‌ها را در بر گرفته است؛ معتقدم حضرت ربّ العالمین می‌خواهد آن‌ها را به آن عشق متعالی دعوت کند. لذا دیگر تفاوت نمی‌کند که مثل همسر شهید سیاهکالی ابتدا با آن شهید زندگی کند و بعد با از دست‌‌دادن او وارد آن عشق عمیق و گسترده گردد، و یا مثل بعضی از خواهران از ابتدا در آن وادی وارد شوند. بحمداللّه می‌بینم خواهران و برادران به‌خصوص خواهرانی که چقدر زیبا به عطای حضرت ربّ العالمین که عطایِ عشق در این دوران است که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» واسطه‌ی ظهور آن بوده است، به‌سر می‌برند. این است آن عشقی که خداوند در این دوران عطایمان کرده است تا از پوچی و نیهیلیسم دوران نجات یابیم. موفق باشید 

23350

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص پاسخ سوال 23330، وقتی حضرتعالی برای فرار از بی نظمی راهی به جز نظم دنیای مدرن نمی شناسید، خیلی عجب نیست از برخی مسئولین که برای پیشرفت کشور راهی جز هضم در نظم نوین جهانی نیندیشند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همین‌جا است که سیاسیون از سیاستِ متعالیه که در فرهنگ حکمت متعالی مطرح است، غافل می‌باشند. موفق باشید.

23079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز. صابری هستم. مسئول کتابسرای حکمت که قبلا خدمتتان می رسیدم. یک سوال در باره آقای غفاری از شاگردان آیت الله سعادت پرور رحمه الله دارم. ظاهرا ایشان به مرحله شوریدگی رسیده اند که همچون سید حسن مسقطی شاگرد بزرگ آقای قاضی که حوزه علمیه نجف تاب آن شوریدگی را نداشت و منجر به آوارگی و این شهر به آن شهر شدن ایشان شد. آیا تصور بنده صحیح است یا نه مطلب همان است که بعضی شاگردان دیگر آقای سعادت پرور می گویند و ایشان را تخطئه می کنند. اگر مصلحت نمی دانید پاسخ این سوال در معرض دید عموم قرار گیرد لطفا پاسخ را برای شخص بنده مرحمت فرمایید. خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نسبت به جزئیات شخصیت ایشان اطلاعات کمی دارم و همان‌طور که در جواب سؤالات قبلی عرض شد بیشتر، ذکر خیر ایشان را دارم. موفق باشید

22247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: ۱. اینکه در شرح حال عارفی در تذکره الاولیا آمده که در پوستینش جانور بوده و به این افتخار می کرده آیا این جزو همان رفتارهای قابل تاویل عرفاست یا عطار مقصودی از ذکر این حکایت داشته؟ ۲. پیش نیازهای انسان در عرف عرفان را می شود معرفی بفرمایید؟ ۳. بهتر نیست قبل از شروع اسفار یک دوره شواهد خوانده شود؟ اینطور راحت تر در اسفار جلو نمی رویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علکیم: 1ـ مطمئن باشید که در این موارد باید متوجه بود که «کار نیکان را قیاس از خود مگیر». تنها کسانی معنا و مفهوم آن نوع حرکات را می‌فهمند که در آن وادی وارد شوند و در واقع جناب عطار قصد دارد گزارش آن احوالات را بدهد و این به معنای آن نیست که ما چنین وظایفی داریم یا برای ما این حرکات قابل فهم باشد. وظیفه‌ی ما رعایت دستورات شرعی در این موارد است. 2ـ پیش نیاز های عرفانی همان مبانی معرفتی است که مثلا در جلد هشتم و نهم اسفار می‌توان به آن پرداخت. 3ـ بستگی به استاد دارد که شواهد را می‌تواند مقدمه‌ی اسفار قرار دهد یا از طریق خود اسفار کمک لازم را به مخاطب می‌کند. موفق باشید

22042
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده به توفیق الهی اکثر کتب شما رو مطالعه کردم و با نوع تفکر شما مانوس گشته ام از تاکیدات شما بر فلسفه صدرا و همچنیت توصیه های رهبر انقلاب و امام راحل بر فلسفه صدرا شیفته فلسفه صدرا گشته ام. رهبر انقلاب نیز بارها توصیفه فرموده اند که فلسفه صدرایی در مدارس تدریس شود از آنجا که بنده دبیر هستم و در جمع دوستان و شاگردان هم رای بار ها از نکات شیرین و لطاءف فلسفه صدرا که بیان فرمودید نقل کرده ام آنها نیز مجذوب این مباحث شده و به کرات از من تقاضای تدریس فلسفه صدرا نموده اند. با توجه به دور افتاده بودن و نبود اساتید فلسفه صدرایی در شهر ما از شما استاد محترم تقاضا دارم سیر مطالعاتی و یا فایل های صوتی مشخص فرمایید تا به صورت مقدماتی نیز که شده با فلسفه صدرایی آشنا گردم تا ان شاءلله به دستور مقام معظم رهبری نیز در حد توان خود جامه عمل بپوشانم. ضمنا بنده در مقطع کارشناسی الکترونیک و در مقطع ارشد الهیات خوانده ام. لطفا مفصل پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید که اگر به ترتیب از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و بحث کتاب «معاد» کار را جلو ببرید، با روح حکمت متعالیه آشنایشان کرده‌اید و سپس کتاب «عرشیه» را با شرحی که آقای دکتر امامی‌جمعه داده‌اند به میان آورید. موفق باشید

21922
متن پرسش
سلام علیکم: امام خمینی می فرمایند وقتی حضرت ولیعصر (عج) ظهور کنند تمام بشریت را از انحطاط بیرون می آورند و در وضعیت دوره آخر الزمان هم که بسیار آمده در نهایت همه جا از عدل و داد پر می شود، فقیری نمی ماند، نعمتهای خدا سرازیر می شود، کسی به مال کسی طمع نمی کند و... حال دو سوال دارم: ۱. با وضعی که بوجود خواهد آمد آیاتی از قرآن که در رابطه با انفاق، بخشش، دزدی، قتل و.... هست در آن زمان چگونه معنا می شود در حالی که قرآن مجسم حکومت می کنند و همه دستورات اسلام عمل می شود؟ آیا آن آیات بی استفاده می ماند؟ وقتی دیگر شری نیست، فقیری نیست و... ۲. در آیه ۴۹ سوره یس می گوید در پایان دنیا ناگهان صیحه عظیمی رخ می دهد در حالی که اهل کفر مشغول دنیا هستند. مگر بعد از ظهور حضرت و حکومت طولانی و انتهای دنیا دیگر کافری روی زمین هست؟ اگر هست چرا در روایت دوران آخر الزمان جور دیگری وصف شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌فرمایند در زمان ظهور، عدل حاکم می‌شود؛ یعنی فرهنگ استکباری و تجاوز، سیطره ندارد، نه به آن معنا است که دیگر، تجاوز و فقر و کفر از میان می‌رود. تا زمانی‌که انسان بر روی زمین هست و اختیار و انتخاب معنا می‌دهد، حق و باطل هست. آری! وقتی عدالت حاکم باشد، اگر فقیری هم به جهت مصائبی گرفتار فقر باشد، تنها نیست و با آموزه‌های دینی به او مدد می‌شود. موفق باشید

21752
متن پرسش
سلام استاد: استاد اخلاقی هست که خلافی در مطالبش نشنیده ایم، شاگردش به بنده می گفت که بنده کرامات زیادی از ایشون دیدم، یا یکی دیگر از شاگردانش می گفت که من یک مشکل روحی چند ساله داشتم چله گرفته بودم از روحانیت کمک گرفته بودم و مشاوره رفته بودم و حل نمی شد همین که پیش ایشون رفتم حل شد. این سخن مطابق است با آن سخن شما که فرمودید با حضورش حال ما را خوب کند نه اینکه توصیه کند تا خوب شویم، از خبرگان هم شاگرد ایشون هستند. ایشون از شاگردان آیت الله بهجت و آقای سعادت پرور است. و مطالبی را می گوید که به مطالب شما هم نزدیک است و روش ایشون معرفت النفسی است. مثلا همچین مطالبی را می گوید: اگر این عرفان موید انقلاب نشود ما این عرفان را زیر ما له می کنیم. ما فرزندان امام هستیم. امام شرایط را برای ما فراهم کرده است. ما رهبری دیگری نخواهیم داشت ان شا الله و... .شاگردش به بنده گفت ۴۰ روز دم غروب توسل که اهل بیت استاد را معرفی کنند، که شما فرمودید یا این شیوه (توسل) نمی شود کار را تمام شده دانست. نام این بزرگ وار آیت الله غفاری است. ایشون مخالف دارد، البته آیت الله قاضی هم مخالف داشت. البته بنده هنوز از ایشون مطمئن کامل نیستم که خودم را دست ایشون بسپارم، ولی گمان خوبی دارم. حال سوال بنده: ۱. آیا لازم است درباره ایشون تحقیق کنم و حرف مخالفان را گوش کنم ببینیم چه می گویند یا ۲. اینکه سریع شروع کنم و خودم به دستشان بسپارم؟ ۲. آیا لازم است توسل کنم یا لازم نیست؟ لطفا به ۲ سوال واضح جواب دهید. بسیار از شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید عجله کرد و از آن مهم‌تر ما باید سعی کنیم با معارف الهی مسائل اخلاقی خود را جهت دهیم و در آن صورت از استاد اخلاق هم بهتر می‌توانیم استفاده کنیم. چرا با معرفت نفس کار را شروع نکنیم؟! موفق باشید

نمایش چاپی