بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: زیارت شهدا هشت سال دفاع مقدس بر شما گوارا باد . استاد سوالات زیر در جمع دوستان مطرح شده است لظف بفرمایید پاسخ آنها را مرقوم بفرمایید 1. آیا فصاحت و بلاغت سوره های مکی بیشتر از سور مدنی است؟ چرا؟ 2. بعضی از بزرگان در مورد شخصیت مرحوم هاشمی بعد از رحلت ایشان جملات عجیب بیان نموده اند با توجه به مواضع مرحوم هاشمی در دوران حیات، آیا این نوع بیانات یک روش و اندیشه در اسلام است؟ البته سرور عزیز التفات دارند ما می خواهیم اندیشه خود را درست کنیم و در آینده این نوع تفکر را بشناسیم. همیشه الطاف خیر دعای شما بما رسیده است. از خدا می خواهم آنچه برکات در ماه رجب وجود دارد از لطف و کرمش شامل شما و ما بگرداند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این امر تخصص ندارم. فدایِ سوره‌های مکی و مدنی با هم بشوم که چقدر زندگی‌سازند 2- بالاخره در عین احترام به آقای هاشمی، نمی‌توان به سیره‌ی ایشان انتقاد نداشت وگرنه سیره‌ی ایشان در مدیریت کشور که فعلاً ما را با این مشکلات روبه‌رو کرده است، نهادینه می‌شود. موفق باشید

17910
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: استاد این جمله درست است که وظیفه ما کارکردن است نه پول درآوردن؟ یعنی ما وظیفه داریم که خودمان را در معرض رزق قرار دهیم، اینکه به رزق برسیم یا نرسیم دیگر به ما ارتباطی ندارد؟ در این صورت اگر جایی پیشنهاد کاری رایگان به ما شد و ما شرایطش را داشتیم باید قبول کنیم زیرا وظیفه ما این است که کار کنیم ولو به رزق نرسیم. درست است استاد؟ ممنون خدا خیرتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نیاز به رزق داریم جهت کسب آن وظیفه داریم فعالیت نماییم بدون این‌که حرصی در کار باشد. ولی نمی‌شود وقتی نیاز به کسب روزی داریم کاری را بپذیریم که رایگان باشد. موفق باشید

17892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد میگن حضرت عباس (علیه السلام) اگر در کنار علقمه آب می نوشیدند قدرت و توانشون افزایش می یافت و بهتر و بیشتر می توانستند از امام حسین (علیه السلام ) دفاع کنند. پس چرا این کار را نکردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، بالاتر از این‌ها بود که با توان بیشتر حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» حل بشود. در حالی‌که شب قبل حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» فرموده بودند فردا حتی علی اصغر«علیه‌السلام» هم شهید می‌شوند. موفق باشید

15398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: پیرو سوال 15344 یعنی استدلال امام به قضیه قتل عام بنی قریضه اشتباه بوده، به عبارتی در چنین مسئله ی حساسی، استدلال غیر متقنی آورده شده؟ این موضوع را از این منظر می پرسم که: صحبتی منتسب به آقای سید مهدی طباطبایی مطابق زیر آورده شده ولی در صحیفه امام صحبتی از پشیمانی نیومده و به واقه ای که شما فرمودید صحت نداره استدلال شده: (صدور برخی حکم‌های اعدام صادر شده بلافاصله پس از پیروزی انقلاب توسط مرحوم خلخالی) امام خمینی خودشان خیلی موافق این حکم‌ها و اعدام‌ها نبودند از طرف دیگر منتظر بودند که کارها هم پیش بروند که انقلاب شکست نخورد. در واقع گاهی اوقات ناچار بودند که برخی افراد را اعدام کنند که انقلاب به بن بست نرسد. اما این حدی که انجام شد تندروی بود و امام هم راضی نبودند. fararu.com/fa/news/267234/طباطبایی-خلخالی-از-حکم‌های-اعدام-پشیمان-بود با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل وجود خیانت بنی‌قریظه را کسی منکر نیست ولی ظاهراً در رابطه با اعدام آن‌ها از کاه، کوه ساختند تا بگویند در صدر اسلام نیز هولوکاستی واقع شده است. آری! حکم خیانت آن‌ها قتل بود و انجام گرفت، همچنان‌که باید اعدام منافقین انجام می‌شد وگرنه در آستین انقلاب، مارهای خطرناکی پروریده می‌گشت. موفق باشید

13224
متن پرسش
سلام علیکم: روانشناسان عده ای کودکان را در گروه بیش فعال تقسیم بندی می کنند و بعضا برای آنها دارو تجویز می کنند. سوالم این است اولا در نگاه دینی چنین تقسیم بندی وجود دارد و این کودکان مریض محسوب می شوند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر تجربی است در رابطه با نسبتی که انسان‌ها با مناسبات این دوران برقرار می‌کنند. شاید نتوانیم بگوییم این افراد بیمار هستند، هرچند جهت تعادل نسبت‌های مطلوب دارو مصرف کنند. موفق باشید

12655
متن پرسش
به نام پروردگار مهربان: با عرض سلام و احترام محضر جناب استاد طاهر زاده: اینجانب تاکنون دو مرتبه در ارتباط با موضوع ولایت فقیه با جنابعالی مکاتبه کرده ام. اما پاسخ های شما قلبا نتوانسته بنده را متقاعد کند. این سوال سالهاست ذهن بنده را مشغول نموده و از افراد متعددی نیز مشورت گرفته ام اما دریغ از یک جواب قانع کننده !!! تنها برای کمک به پاسخ گویی استاد عرض می کنم که بنده به لطف الهی با مباحث شما و مباحث کلامی نسبتا آشنایی خوبی دارم. و اما خود سوال، اگر حکومت ولایت فقیه، خدای ناکرده، توسط مدیران دولتی و دست اندرکاران به اندازه ایی فاسد شود که مردم عامه شورش کنند بالطبع حکومت را به زور ساقط می کنند (تا اینجا را بر طبق مکاتبات قبلی می دانم که می پذیرید). سوال اینجاست اگر حکومت ولایت فقیه فاقد هر گونه ساز و کار دمکراتیک برای کنار کشیدن خود در صورت عدم مقبولیت مردمی باشد خواه ناخواه حکومت ولایت دینی به استبداد دینی منتهی خواهد شد. بنابراین چرا بایستی انسان پشتیبان حکومت دینی باشد که غیر دمکراتیک است و مستعد به استبداد. اینکه ما می گوییم حکومت ولایت فقیه یک رویکرد تمدن ساز است قابل قبول است ولی تنها زمانی که با مقبولیت مردمی بر سر کار بماند نه به زور شمشیر! با آروزی توفیق روز افزون و قبولی طاعات و عبادات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهای مجلس خبرگان به عنوان عالمان متعهد ناظر بر ولیّ فقیه هستند تا به‌جای نظر حق نظر خود را حاکم نکند. وقتی هم که حکم الهی حاکم باشد، چون حکم الهی با فطرت‌ها هماهنگی دارد دیکتاتوری نیست، زیرا در نظام دیکتاتوری نظر شخص حاکم است و نه حکم خدا. به همین جهت نظام ولایت فقیه از دموکراسیِ صرف، افضل است که در دموکراسیِ صرف، میل مردم حاکم است، نه نظر مردم در ذیل حکم خدا. موفق باشید

7767
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. سه سوال بسیار مهم دارم : 1) نظر به اینکه قبلا فرموده بودید تمارین یوگا را می توان با نگاه مثبت انجام داد و منعی ندارد، تمرین های یوگا و حتی تمرین های تمرکزی آن رو اگر با چه رویکرد و نیتی انجام بدهیم اشکال ندارد و اثر مثبت هم دارد ؟؟ رویکرد و نیت ما باید چه باشد؟؟؟ 2) انجام تمرین های تمرکزی در یوگا با انجام آن تمرین ها با رویکرد صحیح ، چه تفاوتی دارند که یکی موجب شقاوت و دیگر زمینه ی سعادت بشر است ؟ 3) از کجا و با چه ملاکی بفهمیم چه تمرین هایی از فرق انحرافی ( مثل تمرین چشم سوم) قابلیت این را دارند که در مسیر درست هم از آن ها استفاده بشود ؟؟؟ لطفا پاسخ مبسوط با استدلال بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1 و 2- تمرکزدادن روح بر جسم کار خوبی است تا اراده هرچه بیشتر جسم را در اختیار بگیرد و در جسم نفوذ کند که با تمرکز به صورت مستمر معنا پیدا می‌کند. ولی تمرکز با انگیزه‌های دیگر را نباید دنبال کنیم 3- در تمرین‌های انحرافی اولاً: مبنای عقلانی مدّ نظر انسان نیست ثانیاً انگیزه‌ی انسان در مسیر نفی انانیت و رجوع به حضرت اللّه نمی‌باشد. موفق باشید
7359
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته عرض تشکر از راهنمایی بزرگ شما در مورد سوال پیشین خواستم از استاد در مورد روش تحقیق و تدبر در قرآن را بپرسم. با وجود جذبه فوق العاده ای که قرآن کریم در وجود آدمی ایجاد می کند ولی این موضوع که بتوان از قرآن نه به معنی ترجمه و تفسر از نص قرآن بتوان مطلب استخراج کرد و استنتاج نمود گاهی بسیار دشوار می شود. برای اینکه بیشتر منظور حقیر را متوجه شوید اگر روش با روش تحقیقی خطیب و محقق توانمند اصفهان جناب حجة الاسلام معمارمنتظرین اعلی الله مقامه آشنا باشید در می یابید که شناختی اجمالی نسبت به کل موضوعات قرآن دارند که البته این هم یقینأ از تجربیات سرشار ایشان الهام گرفته شده است ولی حال ما با شرایط فعلی و کم تجربی هایمان چگونه باید با قرآن کریم برخورد کنیم؟ پیشاپیش از راهنماییتان سپاسگزارم. یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از دست حسود چمنش یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ابتدا همان‌طور که متوجه هستید یک فهم کلی از روح آیات و سوره‌ها باید داشته باشید که در این قسمت تفسیر قرآن به‌خصوص تفسیر قیّم المیزان کمک زیادی می‌کند. بعد از آن است که با آن نگاه کلّی به هر سوره و آیه‌ای که نظر کنید به وجه ملکوتی و باطنی آیات منتقل می‌شوید. موفق باشید
4667
متن پرسش
سلام لطفاً روایت رایت( مضمون : حکومت هایی به نام حکومت های اسلامی تا قبل از قیام قائم ظلمه هستند) را از جهت سند و دلالت توضیح فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب این سؤال را در سایت www. Mazaheb.ir یا سایت انتظار موعود و سایت پرسمان دانشجو نیز آن را جواب داده کافی است جمله‌ی «حکومت قبل از قیام مهدی، طاغوت» را جستجو کنید. موفق باشید
1224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز 1- می خواهم در جلسات حضوری شما شرکت کنم ؛ ولی به دلیل اینکه اول راه هستم (با استفاده از مشاوره و سیر مطالعاتی ارائه شده از جنابعالی -کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته از معرفت نفس» تفسیر سوره‌ی زمر و عنکبوت ، برهان صدیقین از کتاب «از برهان تا عرفان» ، شرح مباحث توحیدی خطبه‌های 1 و 113 نهج‌البلاغه، بحث معاد کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و کتاب «مبانی معرفتی مهدویت) آیا از نظر شما لازم است که در جلسات شما شرکت کنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین مسیری را که انتخاب کرده‌اید ادامه دهید ولی اگر می‌توانید آخرین بحث قرآنی را هم که در حال بحث آن هستیم از سایت بگیرید و دنبال کنید. موفق باشید
23916
متن پرسش
سلام: بسم الله الرحمن الرحیم اول: هرچیزی که غیر او جل علا باشد حادث و مخلوق اوست. دوم: اسماء و صفات او غیر او هستند. (توحید صدوق باب نامهای خداوند و فرق آنها با نامهای مخلوقین حدیث شماره ۶) سوم: او نامها را آفرید و خلق نمود تا وسیله ای باشند بین او و مخلوقانش. (قران کریم سوره ی مائده آیه ی ۳۵  توحید صدوق باب نامهای خداوند و فرق آنها با نامهای مخلوقین حدیث شماره ۷) چهارم: ائمه معصومین او را به نامهایش قسم داده اند و از او بواسطه ی نامهایش حاجت طلبیده اند. (در دعاهای روزانه بعد از نماز می خوانیم «اسئلک باسمک العظیم الاعظم ....» امام علی (ع) در دعای کمیل می فرماید: ۱. «و باسمائک اللذی ملئت ارکان کل شیئ» ۲. «اسئلک بحقک و قدسک و اعظم صفاتک و اسمائک ان تعجل اوقاتی من اللیل و....» پنجم: امیرالمومنین در خطبه ی اول نهج می فرمایند: «اول الدین معرفته و... و کمال الاخلاص نفی الصفات عنه کمال اخلاص» این است که صفات او را از او نفی کنیم یعنی او منزه از این صفات است. حال سوال این است که اگر اسماء او غیر اویند و اگر مخلوق اویند و اگر آنها را آفرید تا واسطه باشند بین او و مخلوقاتش و اگر در لسان ائمه می بینیم از او بواسطه ی اسمائش حاجت طلبیده اند و اگر کمال اخلاص این است که او را از صفات منزه دانسته و صفات را از او نفی کنیم پس این اسمها چه هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آیه‌ی ۳۵ سوره‌ی مائده چیزی در رابطه با اسماء الهی نیافتم. ۲. اسماء الهی در تعبیرات مختلف به صورت‌های متفاوت مطرح شده. باید از فضای آیه و روایت متوجه شد که به چه معنایی اشاره شده است. آری! همان‌ طوری که شارحین نهج‌البلاغه در آن فرازِ خطبه‌ی اول فرمودند، صفاتی که عارضِ ذات حق باشد را، باید از حضرت حق نفی کرد و گرفتار نگاه معتزلیان نبود که ذات را غیرِ صفات می‌دانند. ولی صفاتی که عین ذات حضرت حق هستند را نباید از حضرت حق نفی نمود. مثل آن‌که گفته می‌شود «هو السمیع»؛ در این‌جا نظر به ذات حضرت حق است به اعتبارِ ظهور حضرت حق به جلوه‌ی سمیع‌بودن. این صفات، مخلوقِ حق نیستند، بلکه همان حق است با آن جلوه‌ی خاص. موفق باشید     

23083
متن پرسش
با سلام: جناب استاد بزرگوار من یک سوال داشتم در باب ترکیب از وجود و عدم یا وجدان و فقدان که من به نظر خودم هنوز کامل معنای آن را درک نکرده ام. سوالم این است که اگر یک نقیقت وجودی فاقد علم که یک امر و حیثیت وجودی است یعنی به عین موجودیت وجود موجود است باشد آنگاه چه محدودیتی برایش پیش میاید؟ آیا اینکه حقیقتی را از ذانش خارج کردیم محدود هست؟ منظور این است؟ من یک فهم ناقص و قاصر و آمیخته با اشتباه خود را برایتان بیان می کنم. آیا این برداشت بنده درست است؟ بسم حق تا آنجا که به بنده فهمانده شده اگر ذات واحب تعالی که ضرورت ازلییه وجود او مبرهن است در ذاتش فقدان امر وجودیی باشد در واقع او محدود می گردد و نتیجه محدودیتش خلف در واجب بودنش هست. اما توضیح اینکه محدود می گردد این است که به محض سلب امری وجودی (مانند علم که به فرض الان کل روح شما نحوه وجودش علم است نه امری زاید بر آن تنها در حیطه معنا با وجود فرق دارد) امری وجودی را از حیطه ذاتش (ذاتش) خارج کرده ایم و پس ما اینجا دو محدوده داریم محدوده ای خارج از ذات واجب و محدوده وجود واجب و معنای محدودیت همین است. اما این بیان مستلزم نفی ضرورت ازلیه وجود واجب است زیرا فرض این است که وجودش در همان حیطه مقید شده محصور است. اساسا من کمی فیزیکال تصور می کنم مطلب را از شما راهنمایی می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید، وقتی متوجه باشیم هر جا پای وجود هست، پای کمال هست و هرجا پای عدم هست، پای نقص هست. پس عین وجود، عین کمال است و لذا ازلیت او و کمال مطلق او ذاتی اوست و جایی برای عدم در او نمی‌ماند. موفق باشید

23027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در دیدار رهبر با مدال آوران مسابقات پاراآسیایی شاهد بودیم که ایشان در بخشی از سخنان خود به حضور بانوان چادری اشاره کردند و این حرکت را ارج نهادند و آن را قدرت نمایی فرهنگی خواندند و حرکتی در جهت جنگ اراده ها دانستند. سوال اینجاست که چرا با وجود اینکه در سال های گذشته نیز بانوان چادری در این مسابقات حضور داشتند به این شکل مستقیم خطاب نشدند، چه تحلیلی در پس این حرف رهبری و خطاب مستقیمشان وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید پیش نیامده و شاید احساس کردند باید در حال حاضر بر این امر تأکید شود تا از آن غفلت نگردد. موفق باشید

22954
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار با دوستانمان در حال مطالعه و مباحثه ی کتب معرفت النفس هستیم. و در حال حاضر به کتاب آشتی با خدا رسیدیم. در جلسه ی هفتم این کتاب بعد از آنکه توانایی تجرد نفس انسان را بیان کردید و وسعت نفس حضرت رسول (ص) را توضیح دادید به داستانی پرداختید که شما آن را تجربه کردید. داستان آن نوجوانی که از درون خود صدایی را می شنید که چون نوجوان توانسته بود خود را کاملا آماده کند گاهی از آن صدا نیز اذیت می شد و شما آن را امتحان کردید. سوال بنده و دوستانم این هست که ممکن است روحی از یک جسم وارد جسم دیگر شود و با روح خود جسم در یک جسم ظهور پیدا کنند؟ این مورد به صورت خرافه در بین مردم عادی به وفور هست و کلی ادعاهایی از این قبیل که روحی خبیث در جسم یکی دیگر رفته یا روحی نیکو یا روحی که عبادات و مناجات را از طرف دیگر گرفته و... صدق و کذب این موارد را چگونه می دانید؟ چطور برای مردم عادی بیان کنیم؟ ممنون از راهنمایی تان!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان جلسه از آن کس که از طریق آن جوان سخنان خود را می‌گفت پرسیده شد: «با توجه به آن‌که حلول در بدن افراد محال است، نحوه‌ی حضور شما را چطور می‌توان توجیه کرد؟» ایشان فرمودند: حلولی صورت نگرفته است. و در همان حال که بنده در حال سخن‌گفتن هستم، ایشان خودشان هم فهمی و درکی که مربوط به خودشان است، از آن سخن‌ها دارند. در حالی‌که در حلول اساساً شخص قبلی به‌کلّی از صحنه بیرون است. موفق باشید

22742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر فراوان از شما که فرصت پرسیدن و پاسخ گرفتن را به ما دادید. سوال من در مورد ملاک و معیار قصد و میانه روی است. چگونه در امور مختلف مانند عبادت، حجاب، سکوت و کلام، تفریح و ... می توانیم مطمئن باشیم که میانه رو هستیم و دچار افراط و تفریط نشده ایم؟ ملاک چیست؟ از پاسخگویی شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در این امور، سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» و زعیمِ دوران است که در نهایت تعادل سیرِ إلی اللّه را به ما متذکر می‌شوند. موفق باشید

22674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: نظر حضرتعالی در خصوص مرحوم آیت الله کشمیری و عرفان ایشان چیست؟متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر چه از ایشان سراغ دارم خوبی و صفا است. موفق باشید

22097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات قبول. آیا درست است که برخی اذکار مثل ذکر یونسیه و مداومت بر زیارت عاشورا عوارضی مثل فقر یا چوب خوردن دارد؟ برخی معتقدند ذکر یونسیه فقر می آورد و زیارت عاشورا بدلیل معارف بالایی که دارد، خصوصا برای حاجات دنیوی چوب دارد و باعث گرفتاری انسان می شود. در حالی که ما برای گرفتاری ها و حاجات مهم مثل ازدواج، متوسل به ائمه می شویم و چله زیارت عاشورا در برآوردن حاجات معروف است. بارها شنیده ایم که نمک سفره تان را هم از اهل بیت بگیرید. در باور من نمی‌گنجد که ائمه اطهار علیهم‌السلام با آن همه رأفت، کسی را به خاطر متوسل شدن از طریق عاشورا برای حاجات چوب بزنند و یا اذکاری مثل یونسیه که در احوال باطنی ما موثر است چنین عارضه ای داشته باشد. متشکر می شوم اگر درباره عوارض اذکار و زیارت عاشورا بنده را روشن بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مثل جنابعالی چنین باوری نداریم که این نوع اذکار که به اصطلاح اذکار عمومی می‌باشد چنین مشکلاتی را به‌بار بیاورد. موفق باشید

21780
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: آیا تجمل ممدوح و مستحب است؟ اخیرا حجت الاسلام سید محمد صادق علم الهدی در مصاحبه ای، نظریه ای را بیان کردند که اسلام تجمل را ممدوح و مستحب می داند. خواستم بدانم تعریف دقیق تجمل چیست؟ و آیا خود لفظ تجمل از حیث شرعی قبیح نمی باشد؟ گزیده از سخنان ایشان به همراه آدرس سخنان کامل ایشان: سید محمد صادق علم‌ الهدی در گفتگو با اجتهاد: تجمل نه فقط از عناوین محرم در شریعت نیست، بلکه از عناوین ممدوح و مستحب است و بر آن تأکید زیادی هم شده است. مرز ممنوع تجمل، اسراف است. یعنی به‌ گونه‌ای باشد که در عرف بگویند این همه هزینه بابت این پوشش، اسراف مال محسوب می‌شود. بین تجمل و تبرج باید فرق نهاد و این‌ها دو مقوله کاملاً منفک هستند. وقتی که مدگرایی، فی نفسه عنوان حرامی نیست، مدهای اسلامی هم به طریق اولی نمی‌تواند حرام باشد. #فقه_و_مدگرائی متن کامل مصاحبه: http://yon.ir/6k1sa
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجمل به معنای خود را به جمال و زیبایی آراستن، کار خوبی است ولی تجمل به معنایی که امروز مطرح است یعنی همه‌ی ذکر و فکر انسان به ظاهرسازیِ خود و زندگی دنیایی‌اش باشد، مذموم است. عمده آن است که ظاهر انسان آراسته باشد و این غیر از جلف‌بودن است. موفق باشید

21683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: عنه (عليه السلام) - حيث كان جالساً على نهر الفرات وبيده قضيب، فضرب به على صفحة الماء وقال: لو شئت لجعلت لكم من الماء نوراً وناراً امام علي (ع) هنگامی که کنار فُرات نشسته بود، در دستش چوبی بود که آن را بر آب می زد، فرمود: «اگر می خواستم، می توانستم برای شما از آب، نور و آتش ایجاد کنم.» موسوعة الإمام علي بن أبي طالب عليه السلام في الكتاب و السنة و التاريخ (محمد ری شهری) تعليق: لم يفصح الامام (ع) عن مضمون كلامه بل أجراه مجرى الرموز، و ذلك لأن عقول الناس في ذلك الزمان لا تتحمل أكثر من هذا. و في قوله (ع): «لجعلت لكم من الماء نورا و نارا»، دلالة خفية الى ما في الماء من طاقة يمكن أن تولد النور (و هو الكهرباء) و النار (و هو الطاقة الحرارية). و اذا تعمقنا في النظرة وجدنا ان الماء يتركب من عنصرين هما الهيدرجين و الاكسجين، الاول قابل للاحتراق و اعطاء النور، و الثاني يساعد على الاحتراق و يعطي الحرارة. و أبعد من ذلك فان وجود الماء الثقيل 2 في الماء الطبيعي بنسبة 2 الى 000، 10، يجعله أفضل مصدر طبيعي للهيدرجين الثقيل الذي نسمية (الدوتريوم) و نرمز له بالرمز. و هذا النظير هو حجر الاساس في تركيب القنبلة الهيدروجينية، القائمة على اندماج ذرتين من الدوتيريوم لتشكيل الهليوم. علما بأن الطاقة الناتجة عن هذا الاندماج و التي- هي منشأ طاقة الشمس- تفوق آلاف المرات الطاقة الناتجة عن القنبلة الذرية التي تقوم على انشطار اليورانيوم و لأخذ فكرة فان اصطناع غرام من الهليوم نتيجة اندماج الدوتيريوم يعطي طاقة 675 مليون بليون ارغة 200 الف كيلوواط ساعي. كل هذه المعاني الدقيقة و الاسرار العميقة تضمنها قول الامام علي (ع) و علمه، و هو القائل: «بل اندمجت على مكنون علم، لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية في الطّويّ البعيدة» أي كاضطراب حبل الدلو في البئر العميقة. (تصنیف نهج البلاغه،ص782و783) (تصنیف نهج البلاغه ،لبیب بیضون ،انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ) استاد! اصلا آیا این حدیث صحیح است؟ چون ظاهرا سند معتبری ندارد. و اینکه منظور حضرت دقیقا چیست؟ آیا منظور از نور همان برق امروزی است؟ مگر نیروی برق نشأت گرفته از تمدن اومانیسم غربی نیست و از لزومات تکنولوژی نمی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلم آن‌چه بنا بوده به دست مبارک آن حضرت انجام شود غیر از این نوع انرژی است که با سدسازی و از طریق مهندسان انجام می‌گیرد. موفق باشید

21020
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت حضرتعالی: سوالی در خصوص قوه خیال داشتم، می گویند قوه خیال انسان با هر چیزی انس داشته باشد معمولا آن چیزها را در خواب می بیند. من از زمانی که یادم می آید از دوران کودکی بر سر قبور شهدا می رفتم و در دوران جوانی و نوجوانی هم زیاد کتاب ها و زندگی نامه شهدا را مطالعه کرده ام و به آنها اندیشیده ام اما آنقدر که در خواب چیزهایی که در خصوص آنها بسیار کمتر اندیشیده ام به خواب می بینم، در این سالها شاید به تعداد انگشتان یک دست هم خواب شهدا را ندیده ام چرا؟ جزاکم الله خیرا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه مهم است نظر به عقاید پاک است و بسیار حوصله می‌خواهد تا انسان آرام‌آرام به نور عقاید پاک و با مؤثردانستنِ حضرت معبود، خیالات خود را پاک کند تا خواب‌های خوب ببیند و این‌هم چندان آسان نیست. من که نتوانسته ام! موفق باشید

20284

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد آیا میانمار، جبهه ی جدیدی برای فتح توسط سربازان امام زمان (عج الله) خواهد بود؟ همان طور که ما الان در سوریه و لبنان تا مرز اسراییل پیش رفته ایم؟ پیش بینی شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آمریکا فعلاً می‌خواهد از طریق میانمار حضورِ استکباریِ خود با فتنه‌گری هرچه تمام‌تر به میان آورد و باید با جبهه‌ی جهانیِ اسلام با آن مقابله کرد. ظاهراً در نشست آستانه بنا است چنین جبهه‌ای تشکیل شود. موفق باشید

19997
متن پرسش
سلام: پرسش و پاسخ های موجود در سایت را خوانده ام و جزوه جبر و اختیار را نیز خوانده ام و این رو هم بگم که نه با جبر کامل موافقم نه با اختیار مطلق انسان. واقعا این موضوع برایم مبهم است. در رابطه با جبر و اختیار روایت الشقی شقی فی بطن امه 3 تا سوال دارم: 1. منظور این است که اگر کسی مادرش شقی و بدکار باشد، خدا علم دارد که او نیز شقی و بدکار می شود؟ در این صورت یعنی می توانسته خوب باشد ولی راه هدایت را انتخاب نکرده؟ با توجه به این، یعنی خداوند در مسیرهای 2 راهی، نخواسته که او بخواهد که راه راست را انتخاب کند. که یعنی از لحاظ لغوی، اختیار داشته ولی در باطن ماجرا میشه گفت یه جورایی خدا نخواسته که در اون 2 راهی به راه راست برود یا خدا می توانسته با الهام و تاثیر در قلب او، مسیر راست و درست را به دل او بیندازد ولی نینداخته؟ 2. در مورد پسر نوح چه طور؟ مگر مادر پسر نوح (همسر نوح) شقی و بدکار بوده که پسرش هم شقی باشد؟ 3. در سخنرانی هایتان گفته اید که «لا موثر فی الوجود الا الله».این عبارت و تمامی روایات دیگر اختیار انسان را نفی نمی کند بلکه انسان اختیار دارد ولی الهامی که خدا در قلب او می کند و چیزی که به اصطلاح به دلش می اندازد، نتیجه عمل او را مشخص می کند. مثل این می ماند که شخصی به من بگوید خورشید بزرگ تر از زمین است و اگر این عبارت را بر زبان بیاوری، 10 میلیون تومان به تو می دهم. پس در این جا من اختیار دارم که جمله ی خورشید بزرگ تر از زمین است را بگویم و محال است که نگویم چون 10 میلیون تومان را از دست می دهم. ولی در اصل شخصی که به من این جمله را گفته نیز موثر اصلی است و یه جورایی چون واضحه که من از این کار سود می برم، پس در لغت اختیار دارم ولی همه چی تعیین شده است. و برای همین مثال اگر کسی نداند که اگر جمله خورشید بزرگ تر از زمین است را بگوید به او 10 میلیون تومان می دهند، پس در نتیجه در دانستن این که اگر جمله خورشید بزرگ تر از زمین است را بگوید به او 10 میلیون تومان می دهند اختیار نداشته و در مورد خدا هم همین است که به بعضی ها بعضی چیزها را الهام می کند و اسباب هدایت آن ها را مهیا می کند و می خواهد که آن ها بخواهند هدایت شوند پس در نتیجه وقتی می خواهند هدایت شوند و اراده ی هدایت می کنند، با اختیار خود هدایت می شوند و همچنین می توان این را گفت که نمی خواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند چون اگر که بخواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند، قطعا هدایت می شوند پس چون خدا نمی خواهد که بعضی ها بخواهند هدایت شوند، این با عدل خدا سازگار است؟ آیا این طور است که برای بعضی اسباب هدایت را فراهم می کند ولی آنها با خواستن خودشان، هدایت را نمی پذیرند؟ که در این صورت باز هم خدا نخواسته که آن ها بخواهند که هدایت را بپذیرند، پس ما فقط بازیگرانی هستیم که اختیار داریم ولی هر چه خدا بخواهد که ما بخواهیم رخ می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت: «السّعيد سعيد فى بطن امّه و الشّقى‏ شقى‏ فى بطن امّه» ربطی به مادرِ فرد ندارد. می‌فرماید انسان سعید یا انسان شقی از همان ابتدا، خودش آن نوع شخصیت را برای خود انتخاب کرده و به دلیل همان روح انتخاب‌گرش می‌تواند آن را ادامه بدهد یا نحوه‌ی دیگری از شخصیت، برای خود انتخاب کند. و این نوع روایات، جبری را در انتخاب انسان تعیین نمی‌کند. همچنان‌که در روایات داریم: «کلّ مولود یولد علی الفطره» یعنی در بنیادِ هرکس فطرت توحیدی‌اش همواره با اوست و اوست که باید آن بنیاد را انتخاب کند و یا به نفس امّاره‌اش جواب مثبت دهد. موفق باشید 

18645
متن پرسش
سلام: خدا قوت و روز خوش. دهه فجر را تبریک عرض می کنم. سوال بر اساس مطلب پاراگراف بعدی، نگاشته شده: این که آقا می فرمایند«وحدت نیاز»، این یعنی چه؟ چطور بر این اساس می شود با کمونیست هم بست و نگذاشت فاصله بیافتد؟ این غیر از یک تاکتیک برای غلبه به دشمن مشترک هست؟ صدر انقلاب انواع فکر ها برای غلبه به شاه وارد میدان شدند. اما بعد از انقلاب، هر دفعه بخشی از آنها از جامعه تصفیه شد و از قطار انقلاب پیاده شد هزینه هایی متوجه انقلاب گشت. با این وجود این نوع وحدت چه توجیهی داره؟ لطفا ذیل بحث عقل و ادب ادامه انقلاب، پاسخ بفرمایید. مطلب یاد شده در فوق: آیت الله خامنه ای: سزاوار نیست دین، بین من و تو جدایی بیندازد. بر اساس آنچه در کتاب شرح اسم از گفتگوی میان آیت الله خامنه ای و یک زندانی کمونیست در سال 1354 آمده است، آیت الله خامنه ای خطاب به آن کمونیست می گوید: «ملاک اتحاد ملت‌ها»، «وحدت دینی» نیست، بلکه «وحدت نیاز» است؛ و آنچه که اکنون ما را به یکدیگر نسبت می‌دهد همین «وحدت نیاز» است. مصائب‌مان یکی است و سرنوشت‌مان نیز نامعلوم. سزاوار نیست دین، بین من و تو جدایی بیندازد." منبع: http://l1l.ir/czg
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در بستر انقلاب اسلامی خود را تعریف کرده‌باشیم و با ملاک‌های انقلاب اسلامی در این تاریخ، خود را نشان دهیم، دیگر با هرکس می‌توان تعامل کرد، ولی نه به معنای آن‌که مبانی خود را تغییر دهیم، بلکه بر اساس مبانی خود. و لذا ملاحظه می‌کنید که تعامل ما با روسیه با حفظ هویتی است که جبهه‌ی مقاومت در منطقه برای خود شکل داده است. در این‌جا دیگر ما در جاده‌ای که روسیه برای خود تعریف کرده است، قرار نمی‌گیریم. در این فضا که روحِ ضد استکباری بر آن حاکم است اگر با کشور دیگری هم تعامل داشته باشیم، عملاً او را از اردوگاهِ استکبار فاصله می‌دهیم. موفق باشید

18269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. آیا می شود کسی که حلالش کردیم را نبخشیم؟ اگر آثار ظلم همچنان باقی باشه چطور؟ 2. آیا «بخشیدن» آدم ها، اعتباری است که وقتی به کسی گفتم بخشیدمت، واقعا بخشیده شود یا می توانم او را نبخشم در حالیکه هنوز قلبا او را نبخشیدم؟ 3. آیا بخشیده نشدن، از جانب یک نفر که بهش ظلم شده، می تواند برای همیشه انسان را از سلوک بازدارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه بیشتر تلاش کنید کینه‌ی طرف مقابل را از قلب‌تان بیرون کنید، بیشتر به صفت عفو منوّر می‌گردید. موفق باشید

17570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با آروزی قبولی عزاداریها، در این ایام از زبان مداحان مطلبی با این مضمون که «در ظهر عاشورا قلب مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در فشار است و برای رفع فشار و بلا از آن حضرت برای ایشان دعا کنید و صدقه بدهید»، شنیده می شود. این مطلب به تازگی شنیده می شود و آن هم از طایفه مداحان. آیا چنین چیزی با مبانی ای که در تفکر شیعی و در باره ائمه علیهم السلام داریم صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن‌ها با توجه به وجهِ انسانی و عاطفی حضرت باشد که مثل سایر انسان‌ها دوست دارند برای جدّ بزرگوارشان اشک بریزند. ولی بهتر است که به این طریق و با این واژه‌ها مباحث را مطرح نکنند. موفق باشید

نمایش چاپی