بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16349
متن پرسش
با سلام: طاعات و عباداتتان قبول. استاد عزیز من کتابهایی از کتابهایتان را مطالعه کرده ام. سوالی داشتم و آن اینکه قرآن می فرماید آسمانها ابتدا به شکل دود بود، فرمودید به معنی بی شکل بودن است،صحیح؛ آیا این به شکل دود بودن در ابتدا، برای همین آسمان مادی هم صدق می کند؟ و دوم اینکه آسمان باطن و معنی به شکل دود و بی شکل بود، بی شکل بودن آسمان معنی به چه معناست؟ آیا به معنی تعین نداشتن و یکی بودن صفات و اسماء است و جدا جدا نبودنشان است، یعنی مثلا صفت کریم و عظیم هنوز تعین نگرفته اند و واحدند؟ لطفا یه کم توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آیه‌ی مذکور نظر به دخان‌بودنِ ماده‌ی اولیه‌ی عالَم ماده دارد و حقیقتاً چیزی بوده که اطلاق دود بر آن صدق می‌کرده است و امروز نیز یکی از نظریه‌های مربوط به ماده‌ی اولیه‌ی جهان همین موضوع را تصدیق می‌کند. بنابراین نمی‌توان موضوع را به عالم معنا سرایت داد و معنای آسمان در آیه‌ی 11 سوره‌ی فصلت می‌تواند آسمانِ همین زمین باشد که از عالم ماده‌بودن خارج نیست. موفق باشید

15407
متن پرسش
سلام استاد: چرا به پرسش بنده جواب نمی دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بر آن است که جواب سؤالات کاربران محترم داده شود، حال یا به صورت شخصی، یا به صورت عمومی. آدرس الکترونیکی خود را بررسی فرمایید. موفق باشید

13142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا اینها اشعار مولوی است؟ اگر آری لطفا اگر خاطرتان هست منبعش را بفرمایید بنده رجوع کنم. ممنون نه شرقیم نه غربیم، نه بریم نه بحریم / نه ارکان طبیعیم، نه از افلاک گردانم نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش / نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم / نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ / نه از آدم نه از حوا نه از فردوس رضوانم هو الاول هو الاخر هو الظاهر هو الباطن / بغیر از هو و یا من هو دگر چیزی نمی دانم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً مربوط به جناب مولوی در دیوان شمس است. موفق باشید

10177
متن پرسش
سلام علیکم. بخشش لیالی قدر و روز عرفه شامل چه کسانی میشود ؟ در بخشی از سوالات سایت در مورد احادیث خاصی شما میفرمایید فلان حدیث را باید با توجه به فضای خاص ان زمان یا مردمان ان زمان یا سایل ان سوال یا ... مورد بحث وفهم قرار داد .ایا احادیث در مورد بخشش اکثر افراد هم تفسیر خاصی دارد؟ ایا گناهکاران قهر کرده با او! میتوانند کورسویی داشته باشند ؟ ایا بخشیده شدن علامت خاصی دارد؟ نگران نباشید اگر بفرمایید رحمتش به قاضی ها و خمینی ها و بهجت ها کجا و تو کجا!! کاری نمیکنم خود را حلق اویز نمیکنم چون من ضعیفم مگه جه کارش میتوانم بکنم زورم بهش نمیرسه . قهر هم بکنم هیچیش نمیشه ای امان از مخلوق ضعیف بودن. ای امان از نیازمندی به کسی که خیلی قدرتمند است..فقد هربت الیک.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو مگو ما را بدان شه راه نیست/ با کریمان کارها دشوار نیست» کافی است فقر خود را برداری و به سوی کریم ببری و امیدوار باشی هیچ کم نمی‌گذارد. اگر حق الناسی بر پشت داری و یا بی‌انصافی‌هایی به خلق داشته‌ای و خودخواهی‌‌هایی را بر خلق خدا تحمیل کرده‌ای، برو حلالیت بطلب و راه را به سوی پروردگارت بگشا.« نگو زورم به خدا نمی‌رسد» بگو چه خدایی که با این‌همه قهر و قدرت چقدر مهربان است و چقدر از خطاهای ما اغماض می‌کند. موفق باشید
9188
متن پرسش
آیا چیزی که الآن بالقوه است، صورت بالفعلش الآن موجود است؟ مثلاً اگر قرار است یک ساختمان خراب شود و الآن اجزایش قوة «نامنظم بر هم قرار گرفتن» را دارد، آیا صورت خراب شدن آن ساختمان الآن بالفعل موجود است؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این چه مثال‌هایی است؟ موضوع را در قوه و فعل ادامه دهید. قوه یعنی جهت‌گیری به سوی فعلیت، اگر فعلیتی در میان نباشد قوه به چه سویی حرکت می‌کند؟ موفق باشید
8109
متن پرسش
سلام علیکم اگر ممکن است کتابی در رابطه با قضا و قدر معرفی بفرمایید باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و کتاب «طلب و اراده» از حضرت امام خوب است. اگر کتاب‌هایی بعد از این کتاب‌ها به بازار آمده است – که حتماً آمده – از آن ها اطلاع ندارم. عرایضی هم به صورت صوت در رابطه با قضا و قدر در سی‌دی‌ها داشته‌ام. موفق باشید
7616
متن پرسش
سلام علیکم. مدتی است که قبل از خواب مسبحات میخوانم و حالات خاصی برای بنده رخ میدهد ( البته نمیدانم این حالات برای خواندن مسبحات هست یا خیر ولی این اتفاقات بعد از خواندن سوره مسبحات رخ داده است). اولین حالاتی که برای بنده رخ داد این بود که هنگام خواب وقتی که چشم خود را بستم نورهایی که پرشدت و کم شدت میشدند مشاهد کردم ( در حالی که چشمم رو بسته بودم و تازه میخواستم بخوابم) نگها احساس کردم نیرویی دارد دستم را حرکت میدهد، ناگهان دستم بلند شد و دوباره به سر جای اولش برگشت ، بعد ان دستم ، بعد پاهام و سپس چشم هام حرکت کردند و باز و بسته میشدند. اولش ترسیدم ولی بعد برایم عادی شده است. تا وقتی که بخواهم اختیار بدنم در دست خودم بود اما وقتی بدنم رو شل میکردم و اختیار را بر میداشتم خودش کم کم شروع به تکان خوردن میخورد و حرکت میکرد. الان مدتی است که کنترلم بیشتر شده و دیگر بدنم بدون اختیار تکان نمیخورد بلکه مثلا اختیار میکنم دست بلند شوم دستم با نیروی دیگری غیر از نیروی بدنی بلند میشود. ( البته فشار زیادی به دستم وارد میشود) خواستم بدانم این حالت ها آیا خوب است یا بد؟ اگر خوب است چکار کنم تا کامل ترش کنم و اگر ناقص است چگونه درمانش کنم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نباید وارد این حالات شوید وگرنه راه برای شیطان باز می‌شود و در بدن‌تان تصرف می‌کند. با اراده‌ای که از طرف خدا به شما داده شده است و در ذیل نور عقل و شرع عمل کنید و بدن‌تان را در اختیار هیچ اراده‌ای قرار ندهید. موفق باشید
26065
متن پرسش
سلام و رحمت خداوند بر استادی که دریچه‌ای شد تا با عالم اندیشه شما آشنا شویم، و با تنفس در آن علاوه بر آنکه اندیشیدن را بیاموزیم، به اندازه وسع احساس حضور کنیم، همان چیزی که گمشده‌ی انسان این عصر است. قریب به چهار سال پیش بود، که به‌سان یک مادر با کتاب جوان و انتخاب بزرگ دستمان را گرفت و با آشتی با خدا، خویشتن پنهان و فرزندم گام به گام ما را پیش برد، و در همین حین یعنی شناخت خود، حقیقتی برایمان جلوه کرد به نام انقلاب اسلامی، و این همان اصل اصیلمان بود که مدت‌ها آن را گم کرده‌ و غیر آن را خود پنداشته‌بودیم. و حال این ایام سرگردانی چنین بود: زندگی کردن من مردن تدریجی بود / هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردم. مدت زیادی نگذشته بود که با چند نفر از رفقا (جمع طلبگی) تصمیم گرفتیم که شناختمان از انقلاب را عمق ببخشیم و بذری را که کاشته شده بود را پرورش دهیم. لذا شروع کردیم به مباحثه کتب انقلاب اسلامی، قرارمان هر چهارشنبه بود، روزی که تمام ایام هفته را به شوق آن سپری می‌کردیم تا لحظه دیدار فرا رسد و مستانه به تماشای حقیقت انقلاب بنشینیم. کلام را طولانی نکنم گرچه چاره‌ای نیست. همین هفته گذشته بود که با جملات غم‌انگیز اما روح افزای مطلب «ای امام» کتاب برون رفت از عالم غربی را پایان رساندیم. اما از اوایل کتاب چهارم بود که جمعمان حضور یک چالش را احساس کرد و الان یعنی پس از پایان کتاب چهارم -گرچه شاید دیر باشد- اما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید به طوری جدی با آن مواجه شویم و راه‌حلی برایش بیابیم. گردنه‌ای که در این ایام برایمان صعب العبور شده است عبور از عالم ذهن به عالم عین است، واضح تر بگویم مدتی است احساس می‌کنیم صرف بحث نظری و مطالعه کتاب برایمان حجاب شده است و باید متناسب با فعالیت نظری این سه چهار سال کار عملیاتی و در وسط میدان انجام دهیم، یعنی دچار یک احساس بی عملی شده‌ایم احساسی که به نظر می‌رسد بی‌پایه نباشد. استاد تمام این‌ها را گفتم تا به این سوال برسم که پیشنهاد شما برای شروع چیست؟ روش پیشنهادیتان برای یک گروه طلبگی که می‌خواهد این معارف عمیق انقلاب را با سایرین نیز در میان بگذارد چیست؟ چه نوع فعالیت را دنبال کنیم تا به پوچی ختم نشود؟ از اینکه وقت گرانبهای شما را گرفتم بی‌نهایت عذر خواهم امیدوارم توانسته باشم دغدغه تشکیلات فرزندان امام روح الله رحمه الله را منتقل کرده باشم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعات نظری برای درکِ تاریخی که در آن قرار داریم و ما را فرا گرفته است، موجب رویکرد صحیح به موضوعاتی می‌شود که ما بنا است در آن وارد شویم، چه کارگر باشیم و چه کارآفرین و چه طلبه و چه مهندس. آری! یک طلبه وقتی که بنا است به نور قرآن و روایات به مردم کمک کند و آن‌ها را از زندگی‌های پوچ بر حذر دارد؛ وقتی با آن‌ها تذکرات قرآنی و روایی را در میان می‌گذارد باید بتواند آن‌ها را متوجه‌ی وظایف اصیلی کند که در زمانه‌ی خود به عهده دارند. این‌جا است که یک طلبه می‌فهمد چرا باید درس بخواند و دیگر گرفتار بی‌انگیزه‌‌گی نمی‌شود، زیرا در تاریخ و زمان خود، آیات و روایات را می‌فهمد و می‌فهماند. البته این برای یک دانشجو از جهت دیگر باز صدق می‌کند. موفق باشید

24405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز در یک سایت مذهبی پرسش و پاسخ در جواب سوالی راجع به برزخ نوشته بود که دو دسته برزخ دارن انسانهای خیلی خوب و انسانهای خیلی بد و انسانهای متوسط در حالتی مثل خواب و بی حسی به سر می برند در برزخ... آیا این حرف درست است؟ ۲. شما در تایید فرمایشتون مبنی بر اینکه بهشت و جهنم از درون انسان نشأت می گیرد به آیه « تطلع علی الافئده» استناد می فرمایید ولی ظاهر آیه به این معناست که عذاب قلبها را احاطه می کند نه اینکه از قلبها ناشی شود (کلمه «علی» آمده و «من» بکار نرفته) لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال چون نفس ناطقه مجرد است و هرگز نابود نمی‌شود بعد از انتقال از بدن به هرحال در برزخ خود زندگی می‌کند. ۲. در این مورد خوب است که به تفسیر آیت اللّه جوادی رجوع شود از آن جهت که بعضاً «علی» اشاره به وجه متعالی و در برگرفتگی می‌دهد و این در درون انسان رخ می دهد. موفق باشید

23613
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دو سوال از خدمت شما داشتم: ۱. در جلسه امشب و چند جلسه گذشته با توجه به آیات بیان شده نوضیحاتی در مورد تبعیت و دوستی با یهود و نصاری را بیان نمودید، گفتید که نیاز نیست که آنها را لعن کنید ولی از دوستی با آنها خودداری کنید، من هنوز برایم با وجود توضیحات شما ابهام برایم وجود دارد که چگونه باید این مرزبندی را در ارتباطاتمان با یهود و نصاری تنطیم کنید، لطفا با ذکر مثال بیشتر برایم توضیح دهید. در ضمن اگر موردهای محسوسی از به دوستی گرفتن و تبعیت از یهود و نصاری به طور مستقیم و عیر مستقیم در زندگی ما هست که در جامعه زیاد شایع است لطفا ذکر کنید. ۲. در دو سه جلسه پیش در حاشیه جلسه توضیحاتی در مورد امامزاده نزدیک فرودگاه دادید. که برداشت من این بود که شما هم صحت این امامزاده را تائید نمی کنید، اگر این صحیح است چرا اعتراضی از سوی بزرگان و رووحانیون شهر در این مورد نمی شود که بیش از این از شعور مردم سو استفاده نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر قرآن در مورد تورات و انجیل نفرمود: «نوراً و هُدی»؟ و فرمود یهود و نصاری به همان هدایتی که خداوند در کتب آسمانی‌شان در مقابل آن‌ها گذاشته است، مشغول باشند؟ پس چرا به آن‌ها بدبین باشیم و بگوییم چرا اسلام نیاورده‌اند؟ از طرفی علاقه به آن‌ها که متأسفانه در جامعه‌ی ما هست، در حالی‌که آیه‌ی ۵۱ سوره‌ی مائده علاقه‌مندی به آن‌ها را نهی کرده، باید مدّ نظر باشد وگرنه ما جامعه‌ی دینی خود را که مأوای توحیدی ما است، از دست می‌دهیم و این غیر از آن است که با یهود و نصاری رابطه‌ی اقتصادی و سیاسی داشته باشیم. ۲. فکر می‌کنم همین راه درست است که اهل نظر، متذکر امر باشند ولی جبهه‌بندی پیش نیاید.   موفق باشید

 

23010
متن پرسش
سلام و عرض ادب کوتاه سخن می گویم استاد گرامی: 6 سال پیش سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم و لذت می بردم تا اینکه امر ازدواج و پس از آن تولد فرزندان و کار اداره فراغت بال را کاملا از من گرفت. دوست دارم دوباره شروع کنم به لطف الهی. از طرفی همسری دارم کم توجه به مسائل دینی و انجام واجبات که حتی نمازهای یومیه را با یاداوری من و یکی در میان می خواند نمی دانم چکار کنم؟ نگران آینده ی مذهبی دخترانم هستم که نکند آنها هم به این فرهنگ عادت کنند. گاهی اوقات به جدایی فکر می کنم ولی وابستگی عاطفی فرزندان مانع از این کار می شود. بفرمایید چه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مأوای زندگی دینی بدون هرگونه افراط و تفریط و اضطرابی می‌توانید فرزندان خود را تربیت کنید و به همسرتان هم کمک نمایید. به مأوای زندگی دینی فکر کنید و نه به جدایی. موفق باشید

21702
متن پرسش
سلام: در تکمیل بحث انجام شده در صفحه ی زیر می خواهم بگویم: الرزق رزقان اشاره به صفت رحمان و رحیم خداوند دارد. یعنی به خاطر رحمان بودن یک رزق معینی را به همه ی موجودات عالم می دهد و به خاطر رحیم بودنش به کسانی که از قوانینش پیروی می کنند و شاگرد اول کلاس می شوند رزق خاصی را به عنوان جایزه می دهد. ارادتمند شما عباسعلی ملک http://lobolmizan.ir/quest/2304
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد رزق این نکته که می‌فرمایید، نکته‌ی قابل دقت و تأمّل است. موفق باشید

21656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من همیشه از بی خدایی خودم رنج می برم. از این زندگی و بندگی نکبت باری که دارم رنج میبرم. از اینکه چرا نماز شب بیدار نمی شوم یا حتی نماز صبح ها هم اکثر اوقات بیدار نمی شوم. تا اینکه چند شب پیش وقتی که خواستم بخوابم با خودم این افکار را مرور می کردم که ناگهان گریه ام گرفت از این وضع بندگی ام. خیلی هم گریه کردم و اشک ریختم (با اینکه من خیلی سخت اشک چشمم می آید). استاد جان! خیلی خیلی دلم برای خدا تنگ شده بود. (خیلی حالت عجیبی بود). ولی استاد بعد از اینکه گرفتم خوابیدم، نه برای نماز شب بیدارم کرد و نه برای نماز صبح. استاد این حالات چندین بار برایم اتفاق افتاده ولی هر بار حتی برای نماز صبح هم بیدارم نکرد. سوالم این است که چرا؟! چرا احساس می کنم التفاتی نمی شود؟ گاهی وقت ها هم به خاطر همین، افکار شیطانی سراغم می آیند که اینها همه الکی اند و خبری نیست و ...تو رو خدا راهنمایی ام کنید. از دست نروم! یه جوری جوابم را بدهید که دلم را قانع کند. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد مأیوس شد. سعی کنید با آمادگی‌هایی که در روز در خودتان ایجاد می‌کنید، روح‌تان را نسبت به بیدارشدن حساس کنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید

21522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده چند وقتی هست در اقامه نماز کاهل شده ام و خیلی وقت ها نماز نمی خوانم و در ضمن می دانم این نمازهایی که نمی خوانم را بدهکارم و بالاخره باید بخوانم و می دانم که اگر الان بمیرم در جهنم عذاب خواهم دید و همچنین درک می کنم که نوعی مرض در نفس من به وجود آمده که نخواندن نماز برای من سهل و آسان شده، این مرض را می فهم اما دلیل به وجود آمدنش را نمی دانم، لطفا به بنده بفرمایید چطور این مرض نفسانی را درمان کنم و از این حالت خلاص بشوم؟ راه و روشی روشن جلوی پای بنده بگذارید، با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که با تقویت معارف الهیه این مشکل رفع می‌شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است. هر دو بر روی سایت هست. موفق باشید

21264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: نظرتون در مورد کتاب شش جلدی نور هدایت آقای سعادت پرور برای فهمیدن دعاها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را رحمت کند. به نظر بنده مطالب ارزشمندی را در آن آثار مطرح کرده‌اند. موفق باشید

20952
متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: شما در فایل صوتی مربوط به مبحث حرکت جوهری فرموده اید که: «جسم مثالی حاصل حرکت جسم طبیعی است» یعنی جسم مادی در اثر حرکت جوهری به جسم مثالی تبدیل می شود. این در حالی است که انسانها در خواب هم دارای جسم مادی هستند و هم جسم مثالی و جسم مادی به مثالی تبدیل نشده! یا وقتی کسی می میرد جسم مادی هنوز ماده است و به جسم مثالی تبدیل نشده ولی متوفی در برزخ جسم مثالی خود را داراست. استدعا دارم این ابهام ذهنی بنده را روشن بفرمایید. بی نهایت از الطافتان سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مثالی که حاصل حرکت جسمِ طبیعی است، آن جسمی است که انسان پس از مرگ با خودش در قوس صعود دارد و مربوط به خود اوست. ولی آن‌چه فعلاً به‌عنوان جسم مثالی دارد، مربوط به قوس نزول است و بعد از مرگ، مثل همین جسم که برای او از بین می‌رود، جسم مثالی قوس نزول هم از بین می‌رود و خودش می‌ماند و اعمال او و جسمی که حاصل اعمال و عقاید اوست. موفق باشید 

20779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، می‌شود در باب این که ماده مانع حضور مجرد نیست روایاتی بیاورید؟ و سوال بعدی من این است که: انسان مثل اعلی خدا است یا مثل اسفل، در ۱۰ نکته از معرفت النفس گفتید انسان مثل خداوند است و آیه آوردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در اصول دین هم باید به دنبال روایت بود؟!! مثل آن است که بخواهید برای حقانیت اسلام و قرآن، از روایت استفاده کنید؛ در حالی‌که اعتبار روایات بعد از حقانیت دین مطرح است 2- چرا انسان مثل اعلای خداوند نباشد به همان معنایی که می‌فرماید: «علّم آدم الاسماء کلّها». موفق باشید

20100
متن پرسش
سلام علیکم: گاه در خلوت خودم با کانت، هیوم و مخصوصا دکارت حرف می زنم و می گویم این چه کار بود که تو کردی؟ می بینی وضعیت امروز ما و دیگران را؟ در بن بستی قرار داریم که یا باید در حباب تحجر خود را سرگرم کنیم یا در بی خردی توسعه یافتگی و نیافتگی. درد درد عجیبی است، با من سخن بگو دوکوهه ی آوینی را که می بینم، حس می کنم من همان دوکوهه ی دردمندم و آوینی با من است که می گوید می دانم که چه می کشی دوکوهه. ولی افسوس که این گونه نیست و حقیقت و واقعیت هر دو حکایتی دیگر دارند و خیال خوشِ من تنها سازنده و پردازنده ی این هاست. می دانم که تنها راه برون رفت، جهانِ انقلاب اسلامی است اما پای حرکت نیست. ظلمت دوران و سنگینی این سیئه تاریخی بقدری است که کمر ما را شکسته و اراده و روح و روان ما را تحت تاثیر قرار داده است. رویمان به سمت انقلاب است ولی کج دار و مریض. گاها هم که به دلایل مختلف و البته برخلاف میل باطنی رویمان برمی گردد می بینیم که سخت ضربه می خوریم ولی انگار چاره ای نیست. انگار رو برگرداندن ها جبری شده. سوال من این است که چکار کنیم؟ نه می توان انقلابی نبود و نه با این انقلابی بودن ما می شود انقلابی بود. بی انقلاب هیچ ایم و این انقلابی بودن ما هم فرقی با بی انقلاب بودن ندارد. دل می خواهد شب و روزش با خمینی و خامنه ای ورق بخورد ولی انگار دست منحوسی مانع است. دل که هیچ، عقل هم فهمیده و رام شده ولی اشکال را نمی دانم که کجاست. مسئله و مشکل انقلاب نیست؛ مشکل رابطه من و ما و انقلاب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که چنین روحی شما را نسبت به انقلاب اسلامی در بر گرفته است. شاید رجوع به فیلسوفان غربی با چنین روحیه‌ای کمک کند تا در فهم تاریخیِ خود جدّی‌تر باشید. عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی به عنوان یک رخداد تاریخی به آن صورت نیست که شما بخواهید آن را بیابید، بلکه باید روح خود را آماده کنید تا شما را در بر بگیرد مثل این‌که آماده می‌شوید تا شب قدر بر شما احاطه یابد. موفق باشید

19886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالی داشتم در مورد بحث آیه های 56 الی 70 سوره نساء، تمام مواردی که در این آیات شما به آن اشاره فرمودید را قبول دارم و آرزوم همینه که بتونم مومن حقیقی باشم ولی در عمل به آن عاجزم. هر زمان تصمیم جدی برای اطاعت از خدا می گیرم شکست می خورم. حتی در نماز یومیه ام. برای قوی شدن اراده ام چه کاری باید انجام دهم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دوری از گناه و نداشتن آرزوهای دنیایی، توفیق اطاعت هرچه بیشتر از خدا و رسول او را فراهم می‌کند. موفق باشید

19715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بعد از کار کردن کتاب مقالات با صوت چه چیز را باید کار کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معاد و شرح صوتی آن مباحث ان شاءاللّه جمعی بین سلوک علمی و عملی را برایتان پیش خواهد آورد. موفق باشید

19290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا سخنان آقای قالیباف در مناظرات و مباحثات در مورد وعده و عیدهای آقای روحانی و کنایه های وی به ایشون و جهانگیری را باید «تخریب» دانست و خلاف شریعت الهی یا «روشنگری» برای انتخاب درست توسط ملت ایران؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد مشکل است. با توجه به خطرناک‌بودن بعضی از افکار دولتی‌ها، گویا وظیفه است که مردم در جریان روحیه‌ی غیر انقلابی و غیر ارزشیِ دولت یازدهم قرار گیرند. موفق باشید

16467
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت در جزوه جبر و اختیار فرمودید: خدا به اختیار ما علم دارد. و می داند که وقتی ما تصمیم می گیریم مسجد برویم به مسجد می رویم. سوال : اگر اینگونه باشد، پس زمان برای خدا معنا دارد؟ آخر تا وقتی که ما تصمیم به کاری نگرفته ایم خدا هم چیزی نمی داند، وقتی تصمیم گرفتیم، می داند که ما در آینده آن را انجام می دهیم، این استدلال کمی مرا گیج کرده استاد، راهنمایی بفرمایید. احساس می کنم خدایی که در جزوه ی جبر و اختیار بود غیر خدایی است که در برهان صدیقین با آن روبرو بودم. و احساس می کنم خدا محدود شده است در این استدلال، چون خدایی است که منتظر است تا ما اختیار کنیم، اولا و محدود به زمان هم هست، ثانیا التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند از آن جهت که خلاق همه‌ی مخلوقات است، علم به خود به معنای علم به همه‌ی مخلوقات می‌باشد آن‌ هم به مخلوقات به همان شکل که مخلوقات وجود دارند و لذا اگر شما صد سال دیگر کاری را انجام دهید حضرت حق به همان صورتی که آن کار را بعدا انجام می‌دهید یعنی با اختیار خود، او به آن کار به همان صورت علم دارد و به همین خاطر در دعای صباح می‌خوانید «علم بما کان قبل ان یکون» یعنی او به هر چیزی قبل از آن‌که به وجود آید عالم است. موفق باشید

16175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به نظر حقیر، دلیل اینکه خیلی از عوام دچار شرک خفی هستند و نقش خدا در زندگیشان بسیار کمرنگ است، به این دلیل است که علما به درستی نحوه اراده و تاثیر خداوند را در جهان برای عوام تبیین نکرده اند. برای مثال بیماری که پشت در اتاق عمل است، خب ما می بینیم که این جراح و کادر بیمارستانی است که مشغول کار بر روی بیمار است، نقش خدا اینجا چگونه تبیین می شود؟ یا مثلا کاسب یا راننده تاکسی را در نظر بگیرید، بالاخره باید مشتری با اختیار خود به سمت او بیاید، خدا اینجا چگونه اثر می گذارد، آیا مثلا به مشتری الهام می شود؟ هنوز بنده نفهمیدم خداوند چگونه در جهان نقش ایفا می کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه ما می‌دانیم که خدا، خدائی‌اش را می‌کند مثل تدبیری که نفس ناطقه نسبت به بدن دارد. ما در این دنیا بدون حرص و دلواپسی باید وظیفه‌ای که هدایت الهی برایمان روشن نموده است، را به‌خوبی انجام دهیم. موفق باشید

14614
متن پرسش
سلام.1-من چند وقتی است که برای این که بتوانم مسائل جامعه را تحلیل کنم شروع کردم به خواندن تاریخ انقلاب و در حال حاضر دارم کتاب 3 جلدی اقای حمید روحانی را می خوانم و همچنین صحبت های حضرت اقا را بررسی میکنم و این وقت زیادی می برد ایا برای اگاهی یافتن از مسائل جامعه نیازی هست که به خبر گزاری ها و روزنامه ها مراجعه کنم با این وقت کم یا همین ها کافی است؟نظر خودم این است که وقت برای این روزنامه ها و خبر ها نگذارم چون من تا الان مطالعه ی درست روی تاریخ انقلاب نداشتم برای همین اگر خبری هم به دستم برسد نمی توانم درست ان را تحلیل کنم برای همین گفتم فعلا وقت خود را صرف مطالعه ی کتاب بکنم نظر شما چیست؟2-تا اینجا که من صحبت های شما و حضرت اقا را پیگیری کردم به این نتیجه رسیدم که برای مبارزه با غرب و تکنولوژی باید دروس دانشگاهی را خوب بخوانم با توجه به این که دانشجو هستم ولی من خیلی ها را دیدم که خوب درس می خوانند اما اخرش شیفته ی غرب می شوند ایا با چه دیدی باید درس خواند که به این مصیبت گرفتار نشویم؟من خودم تو این فکر بودم که فقط وقتم را بگذارم روی در اوردن قوانین نظام طبیعی عالم از دل این دروس دانشگاهی تا اینکه وقتم را برای جزییات و اثبات فرمول ها هدر بدهم چون مثلا قانون جاذبه در عالم هست چه نیوتن بهش برسد چه خواجه نصیر اما این مهم است که ما از این قانون استفاده کنیم برای تمدن اسلامی خودمان و مشکل من این جاست که اگر این قوانین را پیدا کردم چه جوری از این ها برای تمدن سازی استفاده کنم من که از موقعی که به دنیا امدم در نظام تکنولوژی غربی و با تفکرات انها بزرگ شدم؟3-من چند وقتی هست که در راستای مبارزه با هوای نفس دچار تردید شدم چون یک مدت با هوای نفس مبارزه کردم و برنامه داشتم بعد یک مرتبه سقوط کردم دوباره شروع کردم ولی باز بعد یک مدت سقوط کردم و این مساله هنوز هم ادامه دارد یعنی یک درجه بهم میدن ولی دوباره ازم می گیرن و دفعه ی بعد درجه ی بهتر از قبل را می دهند ولی باز میگیرن ولی چون در این مدت درجه ام بالا نبود این سقوط ها مشکل چندانی برای من درست نکرد برای همین میترسم با هوای نفس مبارزه کنم. چون به خاطر این مبارزه ممکنه درجه ام زیاد بالا بره و بعد که ازم میگیرنش یک سقوط بدی برام پیش بیاد که نتونم از جایم بلند شوم نمی دونم چه کار کنم که این مشکل حل بشه ایا بذارم از چهل سالگی شروع کنم؟چون به نظرم این مشکل به دلیل عدم علم کافی نسبت به نفس است ولی از طرفی هم نمیشود دست روی دست گذاشت و هی علم کسب کرد چون اگر عالمی به علمش عمل نکند قساوت قلب می گیرد لطفا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جلد اول کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» کافی است در کنار آن سعی کنید فضای رسانه‌ای را نیز دنبال بفرمایید 2- اگر در کنار دروس دانشگاهی سعی کنید با تفسیر «المیزان» مرتبط باشید از آن طریق؛ قرآن راه‌کارهای خوبی را در مقابل شما قرار می‌دهد 3- مبارزه با نفس چیزی بیش از رعایت حرام و حلال الهی و رعایت اخلاق اسلامی نیست و نیاز به سخت‌گیری‌هایی که نفس را به زحمت بیندازد، نمی‌باشیم. موفق باشید

13775
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: آیا در معرفت نفس می توان من انسان بدن یک انسان دیگر را در اختیار بگیرد؟ لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» عرایضی در این مورد شده است که به طور کلی این کار ممکن نیست زیرا نفس ناطقه بدن خود را تدبیر می‌کند و از آن طریق از قوه به کمال می‌رسد. ولی می‌تواند عضو دیگری را که به بدنش پیوند می‌زنند، تدبیر کند. موفق باشید

نمایش چاپی