بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32089
متن پرسش

سلام علیکم: پیرامون پاسخ شما درباره امید دانا از منظر شما که مداما به حمایت این هتاک از مقام رهبری اشاره می‌کنید باید گفت که دقیقن نگاهی مانند مسیحیان به این مقوله دارید که با حمایت از رهبری گناه گذشته و حال و آینده فرد به مانند مسیحیان با ایمان به حضرت عیسی بخشوده می‌شود. از نگاه شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودید، من ندیدم در جایی که شهید حاج قاسم چنین منظری نسبت به لات مجازی ای که بر سر موضع گذشته خود مانده و به آن هم افتخار می‌کند. نسبت تحجر به بنده زدید که بیشتر لایق شخص خودتان هست که از مبانی اسلام قدم پس کشیده و به تفکر مسیحیت رسیده اید اگر قرار نیست پشت امید دانای ناصبی نماز بخوانیم حمایت از او هم لازم نیست. افرادی که از نظام فاصله گرفته اند نتیجه اعمال شما و امثال شماست که لباس روحانیت بر تن دارید و خارج موازین اسلامی و شیعه، پاسخی غیر واقع میدهید نه بنده که بی ادعا هستم. امید دانای ناصبی و تند روی ذرتشتی نان چاپلوسی و هتاکی خود را می‌خورد شما چطور؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده افتخار داشتن لباس روحانیت به تن ندارم ولی اجازه بدهید که در این مورد با شما تفاوت نظر داشته باشم. در این مورد عرایضی شده است که عینا خدمتتان ارسال می شود. موفق باشید

 جایگاه تمدن نوین اسلامی در این تاریخ

باسمه تعالی

در طلیعه‌ی حضور تاریخی هستیم که از یک طرف در افق خود نظر به تمدن اسلامی داریم و در جستجوی مبانی الهیاتی آن باید بود و از طرف دیگر در جهانی باید حاضر بود که در مواجهه با تمدن غربی است و در صدد گشودن راهی هستیم که در عین حضور تمدنی در این تاریخ از هویت قدسی خود، غفلت ننماییم و نیز در جهان خود جایگاه سایر افکار و ادیان و عقاید روشن گردد تا آن‌ها نیز تکلیف خود را با تمدنی که تحت عنوان تمدن نوین اسلامی در پیش است، روشن بدانند. با توجه به چنین نکاتی نظر عزیزان را به موارد زیر جلب می‌نمایم:

۱. اسلام به عنوان یک حقیقت فراتاریخی، مطابق طلب انسان‌ها و آمادگی روحی آن‌ها در هر تاریخی برای آن‌ها به ظهور می‌آید. وقتی بشر روحِ تمدنی داشته باشد و خود را جهانی احساس کند، جواب آن روح را مطابق آیه‌ی «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» (الرّحمن/29) خواهد داد و خداوند با جلوه‌ی آن اسماء حسنایی که مناسب آن روزگاران است، بشر را تغذیه می‌کند، از آن جهت که در وصفِ جهانی‌بودنِ اسلام فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً»(سبأ/28) و در دل همین حضور جهانی است که ما را دعوت به ارتباط با حضرت پروردگار در فضای اجتماعی و جمعی می‌کند و می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»(آل‌عمران/103) و ملاحظه دارید که روی «جمیعاً» تأکید شده است تا به تحقق جامعه‌ی دینی توجه شود.

۲. بشر امروز خود را جهانی می‌یابد و به همین اندازه می‌خواهد در جهان حاضر باشد و قرآن نیز او را با چنین حضوری همراهی می‌کند. امام خمينى «رضوان‏اللّه‌تعالی‌‏عليه» در پيام‏ استقامت‏، در همین راستا مى‏فرمايند: «راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده خواهند بود؟» زیرا در جهانی حاضر هستیم که قدرت‌های بزرگ با روحیه‌ی تمامیت‌خواهی‌شان همه‌ی ملت‌ها را ذیل تمدن خود می‌خواهند و ضرورت قدرتی بزرگ که همه‌ی مناسبات را با فرهنگ خود تعریف کند، امری است که حکایت از واقع‌بینی و زمان‌شناسی حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دارد، وگرنه هویت اسلامیِ جهان اسلام به فراموشی می‌رود.

۲. اگر تمدن، بسط دانش و فکر و فرهنگی است که توان انسجام عقلانی و درونی در حوزه های مختلف که مربوط به انسان است را، دارا می‌باشد، می‌توان گفت آنچه امروزه در ایران اسلامیِ شیعیِ حاضر در انقلاب اسلامی واقع شده، شرایط تحقق یک تمدن را در خود فراهم کرده و این مشروط بر آن است که از فرآیندی‌بودنِ تمدن‌ها در تاریخ غفلت نشود.[1]

۴. تمدنی که در پیش رو خواهیم داشت، مسلّم تمدنی است که در مواجهه با تمدن غربی به ظهور می‌آید، تا از طرفی از ضعف‌های آن تمدن مبرّا باشد و از طرف دیگر خوبی‌های آن را بسط دهد، و لذا هرگز نباید بحث تقابل تمدن‌ها در میان باشد از آن جهت که هر تمدنی، روحی است تاریخی و خردی است که بشر را در هر دورانی در برمی‌گیرد و از این جهت بین خرد مدرن و فرهنگ غربی باید تفکیک کرد.

۵. خرد جدید، خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو می‌کرد، خدا را در همه‌جا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید می‌تواند قدمی به جلو باشد.[2]

 با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود می‌باشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشته‌ی ما نیست و به یک معنا  در آن خرد جدید نحوه‌ا‌ی از جهانی‌شدنِ بشر به میان آمده است.

۶. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نسبت به مواجهه‌ی ایشان با خردِ مدرن می‌فرمایند: «یک نمونه‌ی دیگر از این تحوّل - در حضرت امام- در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه می‌کرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» (14/3/99)

۷. انقلاب اسلامی به عنوان یک موجود زنده مانند خودِ اسلام، مراحلی دارد، مثل آن‌که در قرآن داریم: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُم‏» (مائده/5) و این بدان معناست که وقتی شرایط، تاریخی تغییر کند نحوه‌ی حضور اسلام بین ملل و جوامع نیز تغییر می‌کند در آن حدّ که تا دیروز ازدواج با زنان اهل کتاب را ممنوع کرده بود و امروز ازدواج با آن‌ها را بدون آن‌که لازم باشد مسلمان شوند، اجازه می‌دهد. زیرا سیطره‌ی فرهنگیِ اسلام پس از یازده سال آن‌چنان قدرتمند شده است که نه‌تنها هضم فرهنگ یهود و نصارا نمی‌شود، بلکه آن‌ها را در خود هضم می‌کند بدون آن‌که نیاز باشد آن‌ها دین خود را تغییر دهند.

۸. رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» در پیام خود به امام جمعه‌ی هرمزگان می‌فرمایند: «... تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و روی گشاده و دست مهربان با عموم طبقات، توصیه‌ی مؤکد اینجانب است.» (26 تیرماه 98). ملاحظه می‌فرمایید که انقلاب در شرایطی قرار دارد که علاوه بر نظر به جریان انقلابی و جوانان مؤمن، به عموم مردم که جدای از جریان انقلابی و جوانان مؤمن هستند، رویی گشاده و دست مهربانانه دراز می‌کند تا آن‌ها را در برگیرد، زیرا بحمداللّه در شرایط تاریخیِ گشوده‌ای حاضر شده است تا بقیه را نیز از آنِ خود کند.

۹. خردِ جدید با نظر به جهانی‌شدن انسان، به یک معنا هجرت از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی است و دغدغه‌ی اصلاح اجتماع را به جای تأکید بر اصلاح فرد به میان می‌آورد و ما با انقلاب اسلامی و تأکید بر ساختن اجتماع دینی با دغدغه‌های خاصی روبه‌رو هستیم، شبیه دغدغه‌های هگل و هایدگر در ساختن اجتماعی که در عین مدرن بودن، مذهبی باشد. هگل با روبه‌روشدن با تاریخ و خرد مدرن سعی دارد با مدّ نظر قراردادن خرد مدرن، راه کارهای حفظ هویت دینی را پایه‌ریزی کند و در این رابطه قانون را به جای اخلاق می‌گذارد، با این رویکرد که انسان مدرن با رعایتِ قانون احساس کند کاری اخلاقی انجام می‌دهد.

۱۰. تنگ‌نظری در هرجایی باشد، به‌خصوص در جریان مذهبی‌ها، ریشه در متوقف‌شدن آن‌ها در مفاهیمِ دینی دارد و برعکس، انسان‌ها با نظر به حقایق قدسی سعه‌ی صدر پیدا می‌کنند. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در خاطرات خود می‌فرمایند:

«یکی از کمونیست‌ها را به سلول ما آوردند، در حالی‌که بنده در حال نماز بودم چون لباس سفیدی را به صورت عمامه به سر داشتم و به جای عبا یک پتو به دوشم بود، هرکس مرا در تاریکیِ سلول می‌دید تصور می‌کرد من لباس روحانی به تن دارم. همین‌که آن فرد با بنده روبه‌رو شد چهره‌اش در هم رفت و غمگین و افسرده به گوشه‌ی سلول خزید. من به او نزدیک شدم و کوشیدم با او نیز مانند سایر زندانیان جدیدالورود رفتار کنم و افسردگی‌اش را بزدایم. به او گفتم: شما گرسنه‌اید یا تشنه؟ اما اخم از چهره‌اش کنار نرفت، با دست به مالش‌دادن شانه‌ها و سر و گردنش پرداختم، سعی کرد از پاسخ‌دادن به هر سؤالی خودداری کند. من عادت داشتم مقداری از غذای افطار را نگه دارم، به او نان و قدری مربا دادم، حاضر نشد بخورد. بالاخره به زور به او غذا خوراندم و آب نوشاندم چون می‌دانستم پس از دستگیری‌اش غذایی نخورده و چه بسا کتک هم خورده باشد. قدری چهره‌اش باز شد. جهت مراعات او نماز عشای خود را به تأخیر انداختم. صحبت با او را ادامه دادم. چون گمان می‌کرد من می‌خواهم او را به صفوف اسلام‌گرایان جذب کنم، سرش را بلند کرد و با لحنی خشک گفت: اجازه دهید اعتراف کنم من به هیچ دینی عقیده ندارم. فهمیدم که چه در ذهنش گذشته، دنبال جمله‌ای مناسب ذهنیت و منطق و شرایط او می‌گشتم. گفتم: سوکارنو رئیس جمهور اندونزی در کنفرانس باندونگ گفت: ملاکِ اتحاد ملت‌های عقب‌مانده، نه وحدت دینی و نه وحدت تاریخی و فرهنگی و امثال آن، بلکه وحدتِ نیاز است. مسائل، یکی است و سرنوشت، نامعلوم، و دین نباید میان من و شما جدایی بیندازد. انتظار این پاسخ را از من نداشت. دیدم تغییر در چهره‌اش آشکار شد، خیلی هم باز شد و با ما گرم گرفت. بعد به او گفتم: شما استراحت کن و ما نماز می‌خوانیم.»[3] ما در ادامه‌ی انقلاب و حضور تاریخی خود در این زمانه نیاز به چنین سعه‌ی صدری داریم تا بدون آن‌که بخواهیم جهان را مسلمان کنیم، جهان از آنِ ما باشد. مثل مردم غزّه که در موردشان گفته‌اند شیعیانی‌اند که دست‌بسته نماز می‌خوانند، زیرا عقل و قلب‌شان شیعه است.

۱۱. نظر به اسمای الهی و مظاهر آن و عبور از مفاهیم، عاملی است تا انسان با حقایق اسماء در آینه‌ی مخلوقات روبه‌رو شود. قرآن در آیات 36 و 37 سوره‌ی جاثیه می‌فرماید: «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمينَ & وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» این یعنی کمالات الهی که مورد حمد قرار می‌گیرند و کبریایی او را در همین آینه‌های مخلوقات که در زمین و آسمان هستند بنگریم و در همین مخلوقات با حقیقت مأنوس شویم.

۱۲. قرآن در رابطه با تحمل سایر ملل و سایر افکار، به پیامبر خدا «صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ»(جاثیه/14) ای پیامبر! به مؤمنین بگو نسبت به آن‌هایی که امیدی به ایّام اللّه ندارند، اغماض داشته باشد و به آن‌ها گیر ندهد. و این حکایت از آن دارد با آن‌هایی که مانند مسلمانان به برزخ و قیامت و یا به ایّام اللّهِ حاکمیت حق در جهان امیدوار نیستند، باید اغماض نمود.

۱۳. قرآن اهل کتاب را به جای دعوت به اسلام، به توحید دعوت می‌فرماید و می‌گوید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً» و در راستای پذیرش حضور متدینینِ اهل کتاب می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ & يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ»(آل‌عمران/113 و 114). و نیز در سوره‌ی نساء آیه‌ی 162 می‌فرماید: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً».

 آیات فوق همه حکایت از آن دارد که اسلام بنا دارد در سعه‌ی توحیدی با سایر ملل به گفتگو بنشیند.

۱۴. در مورد اهل سنت از امام صادق «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهَا شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَى الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِيعَتِي وَ مُحِبِّي وَ أَنْصَارِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي فِي دَارِ الدُّنْيَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكَ وَ شُفِّعْتَ فِي شِيعَتِكَ وَ يُشَفَّعُ كُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي وَ نَصَرَنِي وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِي بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مِنْ جِيرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْت‏»(الخصال، ج‏2، ص: 408) بهشت هشت در دارد؛ يك‌ در از آنِ پيغمبران و صديقان است، يك در از آنِ شهيدان و صالحان است، و از پنج در شيعيان و صديقان ما داخل مي‌شوند، من پيوسته بر سر صراط ايستاده و درخواست مي‌كنم؛ پروردگارا! شيعيان و دوستان و ياران مرا و كسانى كه مرا در دنيا به ولايت شناخته ‏اند، سالم دار. يك بار آوازى از شكم عرش مي‌رسد كه‏ درخواست تو پذيرفته شد، شفاعت تو درباره شيعيانت قبول شد، هر تن از شيعيان من و كسانى كه ولايت مرا پذيرفته و مرا به گفتار يا كردار يارى كرده و با دشمنانم جنگيده‏اند، هفتادهزار تن از همسايگان و خويشان خود را مي‌توانند شفاعت كرد؛ از يك درِ ديگر مسلمانان ديگرى كه خدا را به يگانگى شناخته و ذره‏ اى دشمنى ما خاندان در دلشان نيست وارد مي‌شوند.

راوی از ابی‌جعفر «علیه‌السلام» سؤال می‌کند وضع موحدین که اقرار به نبوت حضرت محمد «صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» دارند ولی اهل گناه هستند و امامی ندارند و ولایت را نمی‌شناسند، پس از مرگ چگونه است؟ حضرت فرمودند: «أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِي حُفَرِهِمْ لَا يَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدّاً إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ بِالْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ الرَّوْحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبَهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ الْمَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ»(بحارالأنوار، ج‏69، ص: 158). امام «عليه‌السّلام» فرمودند: آن‌ها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آن‌جا بيرون نخواهند گرديد، هركدام از آن‌ها كه كارهاى نيك انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‏ها ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى كه خداوند در مغرب آفريده است باز مى‏ گردد و تا قیامت روح و بشارت به قبر او مى‏‌رسد، تا روز قيامت برپا شود، در آن هنگام در پيشگاه عدل خداوندى حاضر مى‌‏گردد و به حساب كار او مى‌‏رسند و خوبى‏ها و بدي‌هاى او را در نظر مى‏‌گيرند، در اين‌جا يا به طرف بهشت مى‌‏روند و يا به طرف دوزخ رهسپار مى‌‏شوند، وضع اين‌ها بستگى به امر خداوند دارد.

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

در ضمن کلیپی در فضای مجازی هست که آقای امید دانا اعتراف می‌کند که از خودم شرمنده هستم از آن جهت که امام خمینی را درست نشناختم. بد نیست سری هم به آن کلیپ بزنید. موفق باشید

 

31259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. صوتی از آیت الله جوادی آملی پخش شده که در مورد استخراج مس و نقره هست و نقل روایتی در این مورد از امام صادق علیه السلام. که نقره وقتی به موقع استخراج نشود تبدیل به مس می شود. توضیح علمی از نظر علم شیمی در این مورد جایی دارید. لطفا آدرس بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید بتوان با نگاه تأویلی به این موضوع نگاه کرد که اگر نقره جان خود را که شفافیت پذیرش انوار الهی را دارد به موقع به کار نگیریم بعداً به حالتی در می‌آید که آن نوع شفافیت را ندارد، مثل مس. موفق باشید

24459
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱) دلتنگی و غم درونی در موقع فراق و جدایی از حرم ائمه و حضرت معصومه (س) را چه باید کرد؟ خیلی سخت است این جدایی و دل کندن، مخصوصا اگر مدتی میهمان آن حضرات بوده باشی. کمی شرح دهید. ۲) در موقع اوقات دلتنگی و غربت قلب چه اعمال و اذکاری را برای رجوع به حضرت حق پیشنهاد می کنید؟ آیا این دل تنگی علت خاصی دارد؟ ممنون
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با عبادات خود را به اولیاء‌ معصوم که مظهر عبادت الهی هستند در مأوای سایه‌ی وجود آن‌ها قرار دهید. ۲. ذکر «لا اله الا الله» ذکر محبوبی است و یاد محبوب را در جان زنده نگه می‌دارد. موفق باشید.

23886
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: استاد چطور می شود نفس را پرورش داد تا از عالم ماده جدا شود؟ البته ابدا منظور بنده این نیست که فقط بتونم نتیجه فوتبال رو پیش بینی کنم یا ذهن افراد رو بخونم خیر. بنده یک پزشک هستم و حقیقتا همه هم و غم من رفع مشکل بیماران هست. خب از آنجایی که انسان جایز الخطا است خب امکان اشتباه هم هست. طبق قوانین طبیعی عالم یک پزشک اگر خوب مطالعه کند دقت خود را بالا ببرد شنونده خوبی باشد و شرایط بیمار را درک کند می تواند کاری جهت کاهش رنج های او انجام دهد. من همیشه در ذهنم این بود که ای کاش توانم بیشتر بود و راهی برای کم کردن خطای انسانی بود که بیشتر از این ها می توانستم کاری برای بیماران انجام بدم. البته توکل بر خدا رو همیشه مد نظر دارم و حقیقتا خودم رو تنها یک وسیله میدونم اما دنبال راهی هستم برای خدمت بیشتر خستگی کمتر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر نور شریعت محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و دل‌سپردن به معارفِ حضوری، خود به خود دلْ منور به الهاماتی می‌شود که در پرتو آن الهامات، شما نسبت به مراجعین خود بهتر عمل می‌کنید. توصیه‌ی بنده، دنبال‌کردن مباحث معرفت نفسی است همراه با صوت آن و سپس پرداختن به بحث «معاد» آن‌هم همراه با صوت آن. موفق باشید

23587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد منظور حصرت آقا (حفظه الله تعالی) از این کلام در مورد عرفان نظری چیست!؟ «حالا شما از قول مرحوم آقای فاضل، از امام (رضوان الله علیه) خاطره‌ای نقل کردید؛ خود من هم یک خاطره‌ای دارم که آن را هم بگویم. من از ایشان پرسیدم که شما درس مرحوم حاج میرزا جواد آقا را درک کردید یا نه؟ ایشان گفتند که نه، افسوس، افسوس، نشد. البته در برخی کتابها می نویسند که امام جزو شاگردهای آ میرزا جواد آقا بودند؛ در حالی که نخیر، قطعاً ایشان نبودند. ایشان گفتند که آقای آ شیخ محمدعلی اراکی آمد من را دو جلسه برد درس ایشان. ظاهراً شبهای جمعه جلسه داشتند. ایشان گفتند دو جلسه رفتم، اما نپسندیدم. می گفتند آن وقتها ذهن ما پر بود از آن حرفها. یعنی همان حرفهای عرفان نظری. امام در سن هشتاد و چند سالگی افسوس می خورد که درس آ میرزا جواد آقا نرفته؛ با اینکه ایشان شاگرد و مرید و عاشق مرحوم شاه‌آبادی بوده. یک خاطره‌ی دیگر هم به مناسبت عرفان نقل کنم. گفتند اوّلی که ایشان مرحوم آقای شاه‌آبادی را در قم دیده بودند، یک کسی گفته بود آن که شما دنبالش می گردید، این است. مرحوم شاه‌آبادی چند سالی هم در قم مانده بودند. ایشان گفتند که من و فلانی - یک کس دیگری را اسم آوردند، که من حالا یادم نیست - دو نفری رفتیم پیش ایشان و گفتیم یک درسی برای ما شروع کنید. ایشان اول امتناع می کرد، اما بعد با اصرار زیاد ما گفت: خب، حالا چه می خواهید؟ منظومه، اسفار، فلان؟ گفتیم نه، ما از این چیزها گذشته‌ایم؛ «مصباح الانس» می خواهیم. ایشان گفت: اِ، «مصباح الانس»!؟ خانه‌ی ایشان ظاهراً گذر جدّا بود. امام می گفتند از مدرسه‌ی دارالشفاء یا فیضیه تا گذر جدّا با ایشان همین طور رفتیم، تا اینکه بالاخره ایشان را وادار کردیم که برای ما «مصباح الانس» بگوید. امام از اول هم از «مصباح الانس» شروع کرده. ایشان خیلی هم به عرفان علاقه‌مند بودند. می دانید تبحر امام بیشتر در عرفان بود، بیش از فلسفه - یعنی امام متبحر و منغمر در عرفان بودند - خب، در فلسفه هم که ایشان بلاشک استاد بودند؛ لیکن حالا بعد از سن هشتاد سالگی به بالا، که یادم نیست چه سالی بود، ایشان به من اینجوری می گفتند: افسوس؛ نه، ذهن ما آن وقتها پر بود از آن حرفها. خب، حرفهای عرفان نظری، حرفهای پر زرق و برقی هم هست؛ اما آن چیز دیگری است، راه دیگری است، حرف دیگری است. من حرفم این است؛ والّا نخیر، بنده هیچ مخالفتی به این معنا با این مسئله ندارم،۱۳۹۱/۱۱/۲۳»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم افسوس حضرت امام به جهت آن بود که چرا در مجلس آن عارفِ عامل که متذکر امور اخلاقی ناب می‌شده است، به طور مستمر حاضر نشده‌اند. چیزی که همه‌ی ما نیازمند آن هستیم. موفق باشید

23011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: ببخشید Hیا توجه به تلفظ الفاظ نماز حضور قلب در نماز محسوب می شود؟ آگر در نماز اجازه ندهیم هواسمان پرت شود و تمرکز داشته باشیم برای حضور قلب کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضور قلب، همین است که می‌فرمایید. ولی باید عادت کرده باشیم بدون وسواس الفاظ را درست ادا کنیم. موفق باشید

22928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا در امور زیر کتاب یا مقاله و... معرفی کنید، لطفا جواب مختصر ندهید، سئوال: با توجه به بازخوانی شرایط کنونی که هستیم و همچنین مشکلاتی که با آن مواجه هستیم و همچنین وظیفه ی ما در عصر غیبت همراه با ادله آیات و روایت که حجیتی داشته باشیم با شخصی گفت و گو کردیم اما در این دو مورد نیاز به اطلاعات بیشتری داشتم که لطفا راهنمایی بفرمایید. ۱. درمورد وظیفه ایجاد حکومت دینی در عصر غیبت [قیام قبل از حضرت قائم جایز است؟] ۲. وظیفه فراهم سازی مقدمات (نرم افزار و سخت افزار) حکومت دینی یا تمدن نوین اسلامی [وظیفه ما کادر سازی می باشد تا بعد ایجاد حکومت دینی توسط خود حضرت؟] با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای یافتن درست این سؤال‌ها باید مطالعات مبنایی و اساسی‌ای را دنبال بفرمایید. پیشنهاد اولیه‌ی بنده ۱. مطالعه‌ی کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» می‌باشد که در قسمت آخر کتاب مبنای عقلی و رواییِ حکومت دینی مطرح شده است ۲. کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در رابطه با چگونگی تمدن دینی کمک می‌کند. موفق باشید

22812
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: بنده تازه به کانالتون پیوستم و کتاباتون را میخونم. خداوند فرموده روزیه همه ی بنده هام رو میدم، پس چطوره که این همه ادم از گرسنگی میمیرن، یا اگه نمیرن هم با بی ابرویی زندگی میکنن. چندی پیش چند تا از دوستای من ازدواج کردن و گفتن خدا روزی رسونه، ولی الان درس و علم رو ول کرده، فقط دنبال کاره، البته زندگیش بد نیست ولی تقریبا درس رو بعد چند سال بیخیال شد. آیا با این وضعیت منم که وضعیت مالیم به شدت خرابه، با این وضعیت اقتصادی، ازدواج کنم تا به گناه نیافتم، پس درس و ابروم چی میشه. ممنون از راهنماییتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع رزق، عرض عریضی دارد. آری! بالاخره خداوند برای هر مخلوقی راهی برای رسیدن به رزقش مقرر کرده. عمده آن است که با آرزوهای دنیایی و غفلت از وظایف شرعی، آن راه را گم نکنیم و به بیراهه برویم. وقتی آن راه تا حدّی خود را نشان داد، ازدواج‌کردن هم جا دارد. در صداقت و تواضع است که راه گشوده می‌شود. موفق باشید

22482
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ابتدا بنده موضع خود را اعلام کنم که معتقد به ولایت فقیه هستم و عمل به قوانین اسلام بدون افراط و تفریط و بدون سهل انگاری را تنها راه حل مشکلات فرهنگی و اقتصادی می دانم. احتراما پاسخی که جنابعالی به سوال 22475 داده اید همان موضوعی است که بنده در سوال 21791 و 21796 مطرح کردم. جای تعجب است که حرف بنده را در سوالات مذکور قبول نداشتید! بنده متولد قبل از انقلاب هستم و در جریان سیر انقلاب بوده ام. به خدا خسته شده ام از این انتخاب های غلط مردم هر 4 سال یکبار و خسته شده ام از چب و راست بازی ها. معتقدم اگر رهبر مسئولین اجرایی را انتخاب می کردند اوضاع خوب می شد و این همه هزینه سنگین انتخابات متعدد و هزینه انتخاب های غلط به کشور تحمیل نمی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده باز بر روی همان نکاتی تأکید دارم که در جزوه‌ی «پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» عرض شده. عنایت داشته باشید این تاریخ، تاریخِ نحوه‌ای از آزادی است و در انتخابی که مردم باید داشته باشند؛ ظهور می‌کند. موفق باشید

21182
متن پرسش
سلام استاد: آیا کتاب بسیار عالی شرح نامه ۳۱ موجب بی نیازی از کتاب هایی مانند جامع السعادات و شرح چهل حدیث می شود؟ (در صورت کارکردن به صورت عمیق و با تدبر)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی کتاب‌های اخلاقی تذکر و «یاد»اند تا ما عهدی که در عهد الست با خدا بسته‌ایم، از یادمان نرود. لذا رویکردمان به همه‌ی کتاب‌های اخلاقی می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

20386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: ضمن تشكر از زحمات استاد و آرزوي توفيق روزافزون براي ايشان سوالي از محضرشان داشتم كه ممنون ميشم جواب بفرمايند: استاد بزرگوار تفاوت تجافي در دعاي «اللهم تجافي عن دار الغرور» با كمال انقطاع در «الهي هب لي كمال الانقطاع اليك» دقيقا فرق تجافي با كمال انقطاع چيه؟ اگر اين دو كلمه نسبت به هم شدت و ضعف دارن چرا حضرات معصومين در هر دو جا درجه بالاتر رو درخواست نميكنن؟ و اينكه منبع مطالعاتي مي خواستم دراين زمينه. ممنونم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «تجافی عن دار الغرور» با نظر به پهلوگرفتن از دنیا مطرح است. ولی انقطاع به سوی حق با نظر به حضرت حق در میان است و طلبِ انقطاعی که موجب فناء در عزّ قدس حضرت حق گردد. موفق باشید

17742
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: می بخشید استاد اگه امکان داره 1. در مورد اینکه روح یا نفس انسان قبل از بدن وجود نداشته و همزمان با حدوث بدن حادث شده توضیحی بفرمایید یا اگه کتابی در این باره دارید معرفی کنید معرفت النفس و الحشر (اگه اسمشو اشتباه نگم) دیدم چیزی نبود. 2. استاد در حماسه حسینی شهید مطهری خواندم که چرا ما می گوییم بعد از هزار و چند سال هنوز حضرت زهرا (س) عزادار امام حسین (ع) است آیا این سخن ایشان درست است. اینکه از مداحان می شنویم مثلا سوریه می روید زیارت حضرت رقیه (س) کودکانتان را نوازش نکنید او یتیم است، درست است؟ ایشون الآن تو بهشت نزد پدرشون متنعم از نعم بهشتی نیستند و این حرفا....
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک موضوع عقلی و استدلالی است که ملاصدرا در بحث «حرکت جوهری» بدان می‌پردازد و شواهد قرآنی آن نیز در آیه‌ی 29 سوره‌ی حجر می‌باشد که می‌فرماید: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ» چون جسم انسان در تعادل خاص قرار گرفت و ما در او از روح خود دمیدیم پس شما ای ملائکة اللّه به او سجده کنید. آیه نشان می‌دهد که ابتدا بدن به تعادل لازم رسیده است و سپس روح بر آن دمیده شده است. یعنی این روحِ خاص، با تعادلِ بدن ظهور کرده است، جدایِ آن‌که روح، به طور کلّی در قبل بوده ولی به طور خاص با بدن و در دوره‌ی جنینی شروع شده 2- این حرف‌ها نیست که این افراد می‌گویند! این‌ها بیشتر می‌خواهند احساسات مخاطبان را نسبت به آن مصیبت بزرگ تحریک کنند که کار بدی هم نیست. موفق باشید

7931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد گرامی اگر کسی نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا را باهم بلافاصله پس از اذان بخواند آیا نمازش اول وقت محسوب می شود ؟ یا باید در پنج نوبت خواند؟ آیا در جماعت و فرادا حکم این مسئله متفاوت است؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در جواب سؤالات فقهی صاحب نظر نیستم. موفق باشید
7215

صله رحمبازدید:

متن پرسش
استاد گرانقدر سلام علیکم. استاد عزیز سوالاتی با توجه به تاکید دین مبین بر صله رحم و نهی قطع رحم چند سوال برای من مطرح است: 1. استاد من به طور ذاتی و طبیعی هیچ علاقه ای به صله رحم ندارم اصلا نه احساس یگانگی و سنخیتی با فامیل دارم و نه علاقه نشست و برخاستی با آنان ولیکن صرفا و مطلقا به خاطر نتایجی که در روایات برای صله رحم برشمرده شده است این کار را انجام می دهم، استاد بزرگوار التفات بفرمایید برای نتایج، در واقع هنوز به آن حدی نرسیده ام که صرفا برای دستور خداوند این کار را بکنم؛ استاد آیا این روند را ادامه دهم؟ممکن است روزی مطلقا به خاطر دستور خداوند این کار را بکنم نه نتایج آن؟2. در بحث صله رحم در بسیاری از روایات بسیار تاکید بر آثار و نتایج مترتب بر صله رحم می شود، چرا؟3. استاد فامیل ما انسانهای خوبی هستند منتهی مثل خیلی های دیگر، در نشست هاشان از مسائل اقتصادی و فرهنگی شروع می کنند و کل نظام و روحانیت و...را نقد می کنند و بهرحال فضایی نیست که مورد پسند بنده باشد؛ گاهی در میان بحثهاشان نظری داده ام که به کنایه و طعنه بنده رو جیره خوار نظام و ...معرفی کرده اند در صورتی که اصلا اینگونه نیست و دیدم خیلی فایده ای ندارد من دفاع کنم اگر فایده داشت؛ دفاع می کردم و مهم نبود آبرویم را هم ببرند اما فضا طوری است که هرچه من بیشتر دفاع کنم فکر می کنند عایداتم بیشتر شده!!!خلاصه صفایی نمی برم از این گردهمایی ها. استاد تکلیف چیست؟4. استاد من احساس می کنم با توجه به شرایط امروز جامعه، نیاز به یک الگوسازی در خصوص صله رحم برای افراد مومن داریم، من یک بنده خدای مومنی رو می شناختم که هر از گاهی با فرزندش راه می افتاد و به چند فامیل سر می زد و می گفت صرفا از باب صله رحم اومده و چند دقیقه می ماند و حال و احوالی می کرد و می رفت بدون اینکه غیبتی بشه و یا بحثی پیش بیاد، فرد میزبان، کمی از روزگار خودش می گفت و و میهمان هم براش دعا می کرد یا راهنماییش می کرد و ...این قضیه مال چندسال پیش است به ذهنم می رسد چقدر خوب میشه که ما قالب صله رحم هامان از وضعیت فعلی که اولا میزبان باید میهمان را دعوت کند و بعد ساعتها بنشینند خونه طرف و اطاله های بلا تطویل و بعد یک سفره مفصل و ...در بیاید و یک حالتی که صرفا جهت انجام وظیفه دینی است شود. حتی برای میهمانی های طولانی هم می شود الگوسازی شود و فرد متدین و انقلابی خودش آغازگر بحثهای مادی نباشد ولیکن اعراض آشکار نکند(در سیره رسول الله صلوات علیه و آله هم هست که با جمع همراهی می کردن اگر جمع به چیزی می خندیدند ایشان هم لبخند می زدند اگر تعجب می کردند ایشان هم تعجب می کردند و ...)همچنین مومن انقلابی به غیبت ها و تهمت ها بی محلی کند تا کم کم خداوند به خاطر پایداری بر ایمان، مهر این فرد را به دل افراد حاضر بیاندازد و فضا دینی شود .و...استاد نظر حضرتعالی در خصوص این الگوسازی ها چیست؟5- استاد اینکه در روایات داریم صله رحم کن حتی با یک سلام، آیا امروزه که مشغله ها بالاست و افراد درگیرند و ارتباطات سخت، آیا می شود با تلفن سلام و احوالپرسی کرد؟آیا این از مصادیق صله رحم محسوب می شود؟باسپاس از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هرحال صله‌ی رحم برکات دنیایی و آخرتی دارد و با ادامه‌ی آن متوجه برکات آن می‌شوید 2- خداوند عالمی را که خلق کرده می‌داند یکی از عوامل تعالی انسان در این عالم صله‌ی رحم است 3- ارتباط را قطع نکنید ولی اگر تذکرات شما تأثیر ندارد لازم نیست تذکر دهید 4- حرف درست و سنجیده‌ای است، بنا نیست به اسم صله‌ی رحم اوقات خود را ضایع کنیم 5- صله‌ی رحم با تلفن هم بد نیست ولی نباید به‌کلّی جای ارتباط طبیعی را بگیرد. موفق باشید
6976
متن پرسش
باسلام. بنده سالهاست به سبب عدم اعتماد به نفس کافی و استرس های بی مورد بخش زیادی از توانایی خود را معطل گذاشته ام و از این بابت رنج می برم .نداشتن قدرت ریسک و عدم ابراز نظرات در جمع و گوشه گیری و افسردگی نتایج حالات بنده بوده و این حالات سبب مشکلات گوارشی نیز برای اینجانب گردیده ،با عنایت به اینکه جنابعالی روانشناسان را مراجع خوبی برای حل مشکلات روحی نمی دانید،لطفا توصیه های لازم را جهت حل مشکلات بنده بفرمایید.لازم به ذکر است بنده باورهای خوبی دارم،اهل روضه ومنبر وجلسات مذهبی بوده و هستم ولیکن در عمل برای فعلیت بخشیدن به باور دینی خود در عمل دچارضعف هستم.بنده عمده کتابهای جنابعالی ازجمله چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی را مطالعه نموده ام ولی هنوز این باورها برای بنده یقینی نشده و از این بابت رنج میبرم.لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که اگر علم و اندیشه‌ی کافی در خود ایجاد کنید به اقتضای آن علم و اندیشه به وقت‌اش سخن می‌گویید و عمل می‌کنید. سعی بفرمایید مبانی علمی خود را محکم کنید و در این رابطه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» خوب است به‌خصوص اگر سعی کنید با مباحثه همراه باشد. در ضمن از ورزش و اُنس با رفقای ایمانی نیز غافل نباشید و برای درمان گوارشی خود از رجوع به پزشک کوتاهی نکنید. موفق باشید
6603
متن پرسش
با سلام بنده دانشجوی تاریخ تمدن می باشم .اساتیدم به من می گویند که دیدگاه کلامی دارم وباید برای به دست آوردن تحلیل تاریخی درست دید تاریخی داشته باشم ونباید نگاهی مطلق نسبت به مثلا عصمت پیامبر وائمه داشته باشم که در اینصورت تعصب من نسبت به این مسائل ودیگر مسائل دینی ،دید صحیح تاریخی را ازمن میگیرد وبنده نمی دانم با این مباحث چگونه برخورد نمایم .منتظر راهنمایی اساتید بزرگوار می باشم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتیدتان حرف درستی زده‌اند، نگاه کلامی در عین آن‌که لازم است همه‌جانبه‌ نیست. فکر می‌کنم کتاب «تمدن‌زایی شیعه» و مقدمه‌ی کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» نشان دهد چرا باید موضوع تمدن به‌خصوص تمدن اسلامی را در وسعت روح طالب ترقی و تعالی انسان‌ها جستجو کرد. در مقدمه کتاب «تمدن‌زایی شیعه»عرایضی در این مورد داشته ام موفق باشید
27961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من قبلا اهداف خوبی داشتم. مثلا عمل به وظیفه. کار برای انقلاب. حتی بخاطرش رشتم رو تغییر دادم. ولی الان که فکرش را می‌کنم با ۲۸ سال سن هنوز هیچ قدمی بر نداشتم که هیچ، درسم مونده، تازه در روابط خانوادگیم دچار بحران شدم. یعنی من تو خودم موندم چجوری دم از انقلاب میزده بودم تا حالا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور در بعضی از مراحل زندگی پیش می‌آید، ولی هرچه حضور خود را در افقی که شهدا مقابل ما گشودند، حاضر کنیم و بر این مبنا به قرآن و تفکر قرآنی رجوع نماییم؛ راه، گشوده و جبران مافات می‌شود، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

22312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد طاهرزاده در آثار خود در باب معرفت النفس فرموده اند که حیوانات قدرت تعقل ندارند؛ در داستان حضرت سلیمان در قرآن داریم که حیوانات داری فکر و تفکر بودند و حتی نظرات خودشان در مورد مسائل مختلف بیان می کردند نظیر حرف هایی که یک مورچه یا هدهد به حضرت سلیمان گفتند ؛ چطور این مطلب که حیوانات قوه تعقل ندارند با اون موارد مطرح شده در داستان زندگی حضرت سلیمان قابل جمع است؟ در کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی هم در ضمن نقل یک روایت گفته شده که بین انسان ها نسبت های تکوینی خاصی وجود دارد و برای مثال گفتید که اگر شخصی مرتکب قتل پدر خود شود عمر خودش هم کوتاه می شود؛ برای نمونه منتصر، پسر متوکل عباسی رو هم مثال زدین ولی در تاریخ شخصیت های زیادی داشتیم که مرتکب این عمل شدند و تا سال ها بعد از آن زندگی کردند، این مسئله رو چطور تحلیل و توجیه می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه در مورد عدم تعقل حیوانات گفته می‌شود تعقل به معنای درک مفاهیم کلی است و یافتن قواعد عالم و این غیر از فهمی که آن مورچه یا هدهد داشتند 2- در مورد کوتاهی عمر پسر متوکل، نظر ما به سخن امام هادی «علیه‌السلام» بود و جنبه‌ی تکوینی آن عمل. ولی فراموش نکنید که ممکن است عوامل دیگری در میان باشد که مانع تحقق آن جنبه‌ی تکوینی بشود. موفق باشید

20588
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. بده در بحث معاد فرمودید که خداوند به بالاترین عمل جزا میده مثلا از بین همه نمازها اون نمازی که حضور قلبش بیشتره، حالا یه سوال برام پیش اومد. این در رابطه با مومنه؟ چون مثلا شخص گناهکار اعمالش با گناه نابود میشه و ظرفشویی خالیه، پس یعنی باید اول شخص مومن باشه و در سیرش به بهترین عملش نگاه میکنن یا شامل غیرمومن هم میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر طلبِ متعالی انسان مؤمن است و این‌که حضرت پروردگار مطابق طلب متعالی او جزای اعمال او را به او می‌دهد به شرطی که همواره در آن طلب پایدار باشد. به همین جهت قرآن می‌فرماید: «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (96)/ نحل). موفق باشید

19555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص اسم ممیت حضرت حق پرسیده بودم به کتاب اسماء حسناء ارجاع فرمودید که با جستجویی که انجام دادم در کتاب یاد شده در خصوص این اسم مطلبی یافت نگردید سوال بنده صرفا در مورد این اسم است لذا مجددا سوال را ارسال می نمایم امیدوارم منت نهاده پاسخ بفرمایید. با تشکر «با سلام و آرزوی قبولی طاعات استاد گرامی 1- در چه جاهایی اسم ممیت حضرت حق در صحنه است ؟ 2- با تکرار اسم ممیت و توجه به آن به چه خواسته هایی می توان رسید؟ با تشکر»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن جهت پیشنهاد شد آن کتاب را مطالعه فرمایید تا جایگاه اسماء الهی برایتان روشن شود زیرا با سؤال و جواب، چنین موضوعی قابل تبیین نیست زیرا اسم ممیت به یک معنا ذیل اسم جلال است و از جهت دیگر، ذیل اسمِ قابض می‌باشد. و ذکر اسم ممیت معمول نیست که کسی حضرت حق را به عنوان یکی از اذکار خود با چنین اسمی مورد خطاب قرار دهد. موفق باشید  

19252
متن پرسش
سلام استاد: کتاب جوان و انتخاب بزرگتون رو خوندم راجع به ورزش گفتین، خواستم بدونم من که میرم والیبال چجور از این ورزش همچین استفاده ای که گفتین رو ببرم منظورم اینه وقتی تمرین می کنم وقتی ورزش می کنم چه چیزی باعث میشه روح من همچین قدرتی بدست بیاره؟ به چی فکر کنم تو دو ساعت تمرین و ورزش؟ آیا ژیمناستیک هم ورزش خوبیست برای بدست آوردن همچین قدرتی؟ هنگام این ورزش موسیقی های تند پخش میشه و شما خودتون چه رشته های ورزشیی رو توصیه می کنید؟ بعد سوال دیگرم اینه که اگر تو ذهنم از اینکه از این ورزش تناسب اندام هم درست می کنم خوشحال باشم آیا خلوص نیت ندارم؟ اگر هم به نیت تناسب اندام برم هم قدرت روحی آیا خلوص نیت ندارم؟ چیکار کنم که اصلا برایم مهم نباشه تناسب اندام بدست میارم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده در هر ورزشی عزمِ حاکمیت اراده بر بدن باید باشد. لذا هر دو ورزش که نام بردید چنین ظرفیتی را دارد. هم‌چنین ورزش‌های رزمی، بستر خوبی برای حاکمیت اراده بر بدن است. در ضمن طبیعی است که در کنار ورزش، نتایجی هم برای بدن ما پیش می‌آید. موفق باشید

18803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: 1. آیا هر موضوع علمی را که شروع کردیم بهتر این است که تا آخرش تحقیق کنیم بعد ورود به مبحث دیگری کنیم یا چه توصیه ای می فرمایید؟ 2. مدتی است که با همچین مسئله ای در گیرم که نکند من بزرگ شدم عالم و عارف کامل نباشم لذا برای خودم دعا کردم این به فکر خود بودن اشکالی دارد آیا گم شدن در آینده نیست؟ 3. بنده نوجوان هستم و هنوز 18 ساله نشده ام در این شرایطی که قرار داریم مساجدی هستند که نیاز به مسئول جلسه دارند بنده هم بحمد الله اهل سیر هستم و اهل شوخی و بازی و... نیستم اگر عالم من با عالم این بچه ها نخوره از آن طرف هم باید این ها را کسی هدایت کند که فردا گمراه کننده نشوند دوست دارم هدایت شوند ولی ان شاءالله خودتان بهتر می دانید که بچه های امروزی غالبا چگونه اند. اگر بچه هایی باشند که اهل شوخی وقت سوزی و بازی احیانا حرف بد و کار بد و... من با این حال آیا اخلاقا بهتر است مسئول شوم یا نه؟ آیا این عذاب نیست که کسی که معنویتی دارد گرفتار عده ای شود که او را در ک نمی کنند و گرفتار بی عالمی هستند (اگرغافل باشند البته)؟ از آن طرف مسئول جلسه باید تلاش فراوان کند جان بکند و... شاید 70 درصد کار مسئول جلسه در بیرون جلسه است من اگر بروم بشوم پس مطالعات خودم چه می شود هم درس هم مطالعه هم جلسه! استاد آیا اگر مسئول جلسه نشدم کار بدی کردم امام زمان (عج) ناراحت می شوند؟ باید روی خودم در این سنی که دارم وقت بگذارم پس جامعه چه؟ بچه های مدرسه و دم کوچه و مسجد و شهر را چه کسی هدایت کند قحط الرجال است! یا روی جامعه وقت بگذاریم پس شخصیت علمی و فکری و خلوت و...چه؟ در ضمن کسی که مسئول شد چه بسا باب مکروهات زیادی را مرتکب شود روحیه عرفانی به درد جلسه نمی خوره! آیا روحیه شاد و... نداشتن من دلیل محکمی هست که مسئول نشوم؟ آیا اخلاقا مجاز است من به خاطر این امر مکروهات را مرتکب شویم؟ استاد عزیز جوری جواب دهید که از سرگردانی، کاملا نجات یابم و مجبور به پرسش های دیگر نباشم. ممنون و متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! ولی با تفکر اجتهادی، ولی نه در حدّ حفظ‌شدن و حفظ‌کردن 2- خیر! خیلی هم خوب است 3- روی این فکر کنید که اگر بشود مسئول نباشید ولی در خدمت موضوعات فرهنگی آن گروه قرار داشته باشید، بهتر است 4- اگر این پیشنهاد عملی نیست، لااقل در مسئولیت خود وقت‌تان را تقسیم کنید که سایر کارها و مطالعات زمین نماند و همه‌ی فکر و ذهن‌تان مسئولیت‌تان شود. موفق باشید

17732
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: امسال به امید خداوند متعال با گروهی از برادران اهل سنت به زیارت اربعین مشرف می شویم خواهشمندم اگر توصیف یا توصیه ای در این رابطه دارید ما را مستفیض کنید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده یک کلمه بیشتر نیست و آن این‌که از طریق این نوع پاس‌داشتِ اربعین می‌خواهیم عزّت اسلام و اتحاد اسلامی را در مقابل فرهنگ سکولار نشان دهیم. عرایضی در قسمت سوم کتاب «اربعین حسینی؛ حضور در تاریخی دیگر» شده است. موفق باشید 

17679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در آن سوره از قران کریم در مورد آن قضاوتی که حضرت داوود (ع) بین دو فرشته ای که در محراب نزد ایشان آمدند و بعد پیش خداوند توبه کردند علت توبه حضرت داوود (ع) را نفهمیدم؟ امکان داره کمی توضیح دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت، زود قضاوت کردند در حالی‌که باید نظر طرف مقابل را نیز می‌پرسیدند و این امتحانی بود از طرف خدا تا حضرت داوود را برای قضاوت، بپروراند و ایشان تمام شروط قضاوت را رعایت کنند. موفق باشید

17167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی حضم و تشخیص این مسئله که امام خمینی در رساله شان قائلین به وحدت وجود را مشرک و نجس می دانند و از طرفی اکثر کتبشان ذیل وحدت وجود است برای ما ترسی ایجاد کرده است. لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعجب می کنم که می فرمایید امام در رساله شان معتقدین به وحدت وجود را مشرک می دانند در حالی که تمام حرف ایشان دفاع از وحدت وجود است. آری آیت الله مکارم در اولین رساله شان چنین موضوعی را مظرح کردند ولی بعداً در رساله های بعدی منصرف شدند. موفق باشید

نمایش چاپی