بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12038

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: در بحث حرکت جوهری فرمودید عالم ماده چون ذاتش حرکت است و تغییر عالم قابل است که فیض دریافت کند. فیض وجود و کمال و در بحث برهان صدیقین فرمودید علت حقیقی فقط خداست علتی که ایجاد می کند و در عالم ماده علت ایجاد کننده نداریم و علت مُعده داریم و فرمودید که نفس به علت تعلقش به بدن حکم بدن که تغییر است در نفس جاری می شود و نفس می خواهد از طریق بدن بالقوه ها را کامل کند و فرمودید بالقوه یعنی عدمی که جهت دار است حالا باید این عدم ها را هست کند یا در بعد حیوانی یا انسانی. از طرفی هست دهندگی فقط مال خداست آیا این درست است که بگوییم که عالم ماده که قابل است شرایط فراهم می کند که با اسم خواصی از الله رو به رو شود؟ مثلاً چنگیز نفس خود را آماده کرده که با اسم غضب الهی رو به رو شود و خدا با اسم غضب در چنگیز بالقوه های درندگی را هست می کند یا نه نفس خودش این بالقوه ها را ایجاد می کند بدون دخالت خدا. توضیح دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در رابطه با فعلیت‌یافتن افراد شقی در حیوانیت حرف خوبی است. موفق باشید

8446
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی علامه در تفسیر آیه 21 نور می فرمایند و اینکه فرموده : ((و لکن اللّه یزکى من یشاء و اللّه سمیع علیم )) اعراض از مطالب قبلى است ، و حاصلش این است که خداى تعالى هر که را بخواهد تزکیه مى کند. پس امر منوط به مشیت او است ، و مشیت او تنها به تزکیه کسى تعلق مى گیرد که استعداد آن را داشته ، و به زبان استعداد آن را درخواست کند، که جمله ((و اللّه سمیع علیم )) اشاره به همین درخواست به زبان استعداد است ، یعنى ، خدا شنواى خواسته کسى است که تزکیه را به زبان استعداد درخواست کند، و دانا به حال کسى است که استعداد تزکیه را دارد. ما در فرمایش علما داریم که توبه همان بازگشت قلبی به خداست ونیاز حتمی به گفتن ذکر استتفار نیست ولی اینکه الان علامه فرمودند تزکیه کسى تعلق مى گیرد که استعداد آن را داشته ، و به زبان استعداد آن را درخواست کند. با آن مطلب چگونه قابل جمع است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: زبان استعداد یعنی این‌که انسان شخصیتاً از گناه منصرف شود و به حضرت حق رجوع نماید. موفق باشید
7876
متن پرسش
بسمه تعالی چند روزی به جهت زیارت شهدا در جبهه ها از جوابگوئی به سوالات عزیزان معذوریم
متن پاسخ
چند روزی به جهت زیارت شهدا در جبهه ها از جوابگوئی به سوالات عزیزان معذوریم
965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و التماس دعا. از خدمت استاد راهنمایی و مطالبی در مورد راه درست طلبگی،نیاز های یک طلبه در آینده،زندگی خانوادگی طلبه،و آنچه که یک طلبه باید در دست داشته باشد تا بتواند از این بازار رنگارنگ حوزه جان سالم به در برد؟ظاهرا جزوه ای موجود است که ما هرچه کردیم بدست نیاوردیم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی جزوه‌ی «عالم طلبگی» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که در سایت هست، إن‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
25769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: علامه حسن زاده آملی درباره مقام حضرت زهرای اطهر (س) فرموده اند که: لیل، قوس نزول است و یوم، قوس صعود. و حضرت زهرا (س) مجتمع مرتبه قوس نزول و لیل هم چنین قوس صعود و یوم هستند. معنی و مفهوم این جمله چیست و چرا ایشون یوم و لیل را در مقام تشبیه برای قیس نزول و صعود و شان حضرت صدیقه طاهره بکار می برند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که در قوسِ نزول، از بالاکه نور باشد، به پایین که دنیا و لیل حساب می‌شود؛ حرکت صورت می‌گیرد و البته در دلِ لیل باز افقی از نور مدّ نظر است که همان مطلع فجر باشد. موفق باشید

23771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد سخن امیر المؤمنين (ع) که فرمودند «اگر پرده از برابرم برداشته شود، چیزی بر یقینم افزوده نگردد» تفسیری از یکی از علمای عرب زبان دیدم که گفتم شاید بد نباشد با شما مطرح کنم؛ ایشان اینطور گفته اند: گمان برده نشود امیرالمؤمنین (ع) از حجاب‌های ملکوتی سخن می‌گوید! چطور چنین چیزی ممکن است در‌حالی‌که او در گورستان‌های کوفه حرکت می‌کرد و با مردگان سخن می‌گفت و متوجّه حبه‌ی عرنی شد در‌حالی‌که به او چنین معنایی را می‌فرماید: «ای حبه، اگر پرده از برابرت برداشته شود آن‌ها را می‌بینی که حلقه‌وار با یکدیگر صحبت می‌کنند» 1 امیرالمؤمنین (ع) از پرده‌هایی که لاهوت را از او محجوب ساخته است سخن می‌گوید، از حجاب‌هایی سخن می‌راند که اگر برای علی (ع) کنار زده شود، علی (ع) باقی نمی‌ماند، و حتی چیزی جز خدای واحد قهار باقی نمی‌ماند. امیرالمؤمنین (ع) باقی ماندن این حجاب را گناهی بزرگ به شمار می‌آورد و می‌فرماید: «إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا» (پروردگارا! با گرایشم به خواهش نفسم، بر خود ستم کردم. پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری). و حتی قرآن آن را گناهی ملازم انسان می‌داند که جز با فتح مبین و فنا شدنش در لحظاتی و بازگشت او در لحظاتی دیگر از او جدا نمی‌گردد؛ تا انسان بودن انسان و عبودیت مخلوق بر‌جای بماند. خدای تعالی می‌فرماید: (إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ) (ما برای تو پيروزی نمايانی را مقدر کرده‌ايم * تا خدا گناه تو را آن‌چه پيش از اين بوده و آن‌چه پس از اين باشد برایت بيامرزد). گناه در این‌جا همان «من» یا شائبه‌ی ظلمت و عدمی است که از بنده جدا نمی‌شود و محمد (ص) به خاطر این فتح، به نوسان درمی‌آید: برای ساعتی محمد (ص) باقی نمی‌ماند و فقط خدای واحد قهار بر جای می‌ماند؛ و ساعتی دیگر محمد (ص) به عبد اول و نور اول و عقل اول و پیروز در مسابقه که سلام و صلوات خداوند بر او باد، بازمی‌گردد. از آن‌جا که علی (ع) باب محمد (ص) است و محمد (ص) صاحب فتح المبین، و در لحظاتی از او هیچ اسمی و هیچ رسمی بر جای نمی‌ماند مگر خداوند واحد قهار، باب یا علی (ع) سرگشته و ممسوس به ذات خداوند و در مقام صاحب فتح مبین می‌گردد و از همین‌رو می‌فرماید: «اگر پرده از برابرم برداشته شود، چیزی بر یقینم افزوده نگردد» (1)- از حبه‌ی عرنی روایت شده است: با امیر مؤمنان به سوی پشت کوفه خارج شدیم. امیر‌المؤمنین (ع) در پشت کوفه در وادی السلام ایستاد و گویی با کسانی سخن می‌گفت. من نیز با او ایستادم تا خسته شدم. پس نشستم تا این‌که ملول شدم. دوباره برخاستم و دوباره مثل مرتبه‌ی اول خسته شدم. سپس نشستم و ملول شدم. سپس ایستادم و ردایم را جمع کردم و گفتم: ای امیر مؤمنان! من بر شما از ایستادن زیاد نگرانم، ساعتی استراحت کن! و ردایم را بر زمین پهن کردم تا بنشیند. فرمودند: «ای حبّه، آنچه دیدی نبود مگر سخن گفتن و انس گرفتن با مؤمن». گفتم: ای امیرالمؤمنین! آن‌ها نیز چنین هستند؟ فرمود: «آری، اگر آن‌چه من می‌بینم برای تو هم کشف می‌شد، می‌دیدی که مؤمنان حلقه‌وار نشسته با هم سخن می‌گویند». عرض کردم: اجسادند یا ارواح؟ فرمودند: «ارواح، و مؤمنی در جایی از زمین نمی‌میرد مگر این‌که به روحش گفته می‌شود: به وادی السلام ملحق شو، که وادی السلام قطعه‌ای از بهشت عدن است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسّلم رؤیت حضرت، رؤیت فوق ملکوت است. یعنی رؤیت قیامت کبری ولی استناد به آیه ی اول سوره‌ی فتح به نظر بنده نظر علامه طباطبایی صائب تر است مبنی بر این‌که «ذنب» در آیه‌ی فوق به معنای تبعات ذهنیتی است که بت پرستان از حضرت داشتند و می‌فرماید با فتح مکه آن ذهنیت برای همیشه چه در گذشته و چه در آینده بر طرف شد. در این مورد خوب است که به «المیزان» رجوع شود. موفق باشید

23040
متن پرسش
سلام استاد محترم: آیا مطالعه کتب معرفت دینی که شما نوشته اید به خودی خود نوعی سیر و سلوک در عالم معنویات است؟ یا باید توام با عمل مثلا خواندن دعاها و ... باشد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر رعایت شریعت الهی، معارف دینی موجب عمق‌بخشیدن و تأثیر بیشتر دستورات دین می‌شود و معنای سلوک در همین رابطه است که انسان کاری بکند تا دستورات دین تأثیر بیشتر بر شخصیتش بگذارد و معلوم است که در بستر رعایت دستورات الهی، جایگاه نماز و دعا بسیار مهم است. موفق باشید

21305
متن پرسش
@ensanshnasie کانال تلگرامی حقیقت انسان تهیه اسلاید از کتاب شرح معرفت النفس استاد شاید برای دوستان مفید باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که رفقا انجام داده‌اند. إن‌شاءاللّه موفق باشند. 

19764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستانی از حوزه گفتند که خودشان شنیده اند که حاج آقا حسن امامی گفته اند اکنون چون بحث جادو زیاد شده در جامعه افرادی باید تعلیم ببینند که بتوانند در ابطال آنها و رفع گرفتاریهای مردم کمک کنند. خانمی هستند در اصفهان که می گویند من در قم دوره های مربوطه در این خصوص را دیده ام و اکنون هم در حال آموزش هستم. البته خودشان اظهار کرده اند که موکل دارم ولی فقط در راستای حل مشکلات مردم این علم را بکار می گیرم. یکی از دوستان به ایشان مراجعه کرده بود خب هر چی گفته بود درست بود و تا حدی با دعاهایی که داده بودند و اذکار مشکلشان حل شده بود. ایشان گفته پولی رو هم که می گیرم خرج امور خیریه می کنم. دو سوال داشتم: 1. آیا واقعا حاج آقا حسن همچین حرفی زده اند؛ یعنی آیا علما توصیه به یادگیری این علوم برای برخی دارند و آیا اصلا علم است؟ 2. بر فرض که این خانم کارش درست باشد آیا اصلا مراجعه به ایشان برای حل مشکل کار صحیحی است؟ و یا کلا حرام است ولو اینکه مشکل فرد را رفع نماید. 3. آیا اصلا علمی در این رابطه وجود دارد که به صورت علمی آموزش داده بشود و چه کسانی متولی آموزش هستند در آن صورت؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی شریعت الهی جادوگری را و رجوع به آن‌ها را حرام کرده، مگر می‌شود کسی به آن‌ها رجوع کند و کارش ختم به خیر شود؟!  2- در این مورد توصیه می‌شود کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» را مطالعه فرمایید. موفق باشید

18137
متن پرسش
با سلام: جناب استاد آیا امکان دارد برای حضرتعالی شرح دعای کمیل را شروع کنید. همانطور که خودتان هم اشاره داشتید شرح جامعی برای این دعای عظیم موجود نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش توفیق آن، نصیب این حقیر می‌شد تا مثل ماهی که در آب زلال به رقص در می‌آید بنده نیز از چشمه‌ی زلال دعای آسمانی کمیل سخن می‌گفتم و به شعف می‌آمدم. موفق باشید

17805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا استغفار ملایک به معنای پوشش گناهان ما است؟ آیا ارتباطی با صفت ستارالعیوبی خدا دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو یکی است زیرا ظهور ستارالعیوبی حضرت حق و غفّاریت او در فرشتگان است که ظاهر می‌شود و به مدد ما می‌آید. موفق باشید

17079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای جلسات روضه هفتگی یک هیئت که از زمینه های فکری مختلف در آن حضور دارند. چه بحثی را پیشنهاد می کنید که زمینه ی اجتماعی داشته باشد و در راستای اهداف انقلاب باشد و باعث اختلاف در هیئت نشود اما منجر به تغییر بعضی از تفکرات انحرافی و غیر انقلابی شود چه موضوع و سیری را پیشنهاد می کنید؟ و چه شخصی را برای سخنرانی این سیر پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با طرح مباحث قرآنی در نگاه علامه فضای تفکر برای همه فراهم می‌شود و یا آن‌که مباحث کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را با آن‌ها در میان بگذارید 2- اشخاصی که برای آن جلسه مفیدند را باید خودتان پیدا کنید. موفق باشید

16836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای یک جمعی که دارد کار فرهنگی می کند چه سیر مطالعاتی و کتاب هایی رو برای اعضای این جمع معرفی می کنید؟ این جمع دارد کار فرهنگی می کند ولی خودشان می خواهند یک خوراک فکری داشته باشند تا با دید درست تری کار های فرهنگی رو انجام بدن. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی روی سایت می‌تواند کمک کند. موفق باشید

15419
متن پرسش
سلام: بازگشت به سوال 15394: شما در بحث حرکت جوهری در قسمت جابجا کردن تخت ملکه سبا فرمودید عفریت بر خلاف برخیا به مبادی عالم دسترسی نداشت و توانست با سرعت تخت را جابجا کند. حال چگونه در سوال قبل گفتید جنّ‌ها با مبادی عالم فوق ماده ارتباط دارند؟ سوال بعدی اینکه گفتید در زمان گذشته و آینده می توانند حاضر شوند بدین معنی است که می توان مثلا در گذشته تغییری ایجاد نمود و یا می توان مثلا از شخصی سوال کرد و یا اینکه فقط حوادث را در جلوی خود دارند و با خبر می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب عاصف‌بن‌برخیا نه‌تنها آگاه به عالم غیب بودند، بلکه قدرت تصرف در مبادی عالم شهود را نیز داشتند. در آن حدّی که به‌جایِ ایجاد تخت جناب بلقیس در یمن، آن را در اورشلیم ایجاد کند. ولی عفریت جنّ، تنها توان جابجایی سریع آن تخت را داشت. عرض شد جنّیان به مبادی حوادث، قبل از وقوع آن حوادث آگاه می‌شوند و این غیر از تصرف در مبادی‌ِ حادثه‌ها است و بدین لحاظ جنّیان نمی‌توانند تغییری در عالم ایجاد کنند، مگر با وسوسه‌هایی که در واهمه‌ی انسان‌ها شکل می‌دهند و به دست انسان‌ها، تغییراتی انجام می‌دهند. موفق باشید

12233
متن پرسش
سلام استاد: حدیث «هر کس قدر خود را نشناسد هلاک گردد» می تواند بر این معنا هم باشد که اگر کسی استعدادها و توانمندیهای خدادی اش را پیگیری نکند به ضررش است؟ یا صرفا در بحث گناه و عزت نفس و ... است. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که قدر و جایگاه انسان بندگی خداوند است می‌توان گفت در آن روایت، استعداد اصلی انسان که همان عبودیت رب‌العالمین است مدّ نظر باشد، آری در راستای عبودیت استعداد های انسانی جهت می‌گیرد و او را از هلاکت در بندگی شهوت و غضب نجات می‌دهد. موفق باشید

10446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: امیدوارم حالتون خوب باشه. میشه کمی در مورد این که «قرآن دارای حقیقت و حقایق غیبی است» توضیح بدید؟ تا حالا بهش فکر نکرده بودم!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را در تفسیر سوره‌ی واقعه در آیات 77 تا 78 باید دنبال بفرمایید. اگر بعد از آن سؤالی بود، در خدمتتان هستم. موفق باشید
8335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده ببخشید استاد دانشگاه معارف اسلامی قم ثبت نام دارد و یکی از گرایشات این دانشگاه گرایش انقلاب اسلامی است ،به نظر شما برای شناخت انقلاب اسلامی خوب است این رشته را به عنوان رشته دانشگاهی خود انتخاب کنم ؟یا اینکه با مطا لعات شخصی هم می توانم این شناخت را بدست اورم و وقتم را صرف رشته دیگری بکنم ؟با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر صورت فرصت و زمینه‌ای است تا از نظر رشته‌ی دانشگاهی هم در این مورد کار کنید وگرنه با مطالعات شخصی هم می‌توانید نتیجه بگیرید. موفق باشید
7995
متن پرسش
سلام علیکم 1.مقام معظم رهبری جمله ای دارند که می فرمایند راهی که یک عارف 100 سال طول می کشد برود با استاد و ریاضت ها و ذکرهای سختی که دارد این جوان 13،14 ساله ما در مدت 15،20 روز در جبهه ها رسید به آنها، یا امام خمینی می فرمایند اینها راه صدساله را یک شبه طی کردن، واقعا سئوال است که آیا مثلا مقام شهید آوینی یا همت ها و باکری ها از این عرفایی که با این خون دل خوردن ها جلو رفتند یکی است یا اینکه بیشتر است، شهادت عرفا تدریجی بود و با آن سختی که ان مع العسر یسری ولی شهدا دفعی به شهادت رسیدند،از این هم که بگذریم برخی از شهدا که عالم نبودند اما عرفای ما اکثرا عارف بودند برخی از شهدا تا دیروز جبهه حتی گناه هم می کردند اما عرفایی مثل علامه حسن زاده و طباطبایی و ... از گناه سالها دوری کردند،لطفا این را روشن بفرمایید؟ 2.حضرت آقا می فرمایند بعد از ائمه معصومین و انبیا کسی را مانند امام خمینی نداریم، ولی آقای حداد می فرمایند بعد از ائمه کسی را مانندآقای قاضی نداریم بالاخره حق یکی است و کدام یک از اینها درست می فرمایند؟ 3.شما در سخنی فرموده بودید ما عارفی مثل آقا نظیری برایش جز امام خمینی نداریم، اشکالی که به این سخن شما می گیرند این است که پس چرا آقا مانند علامه حسن زاده و علامه طهرانی ظهور عرفانی ندارند تا کسانی با آن ظهور و آثار آقا سیر و سلوک کنند، اما علامه طهرانی و ما بقی آداب سیر و سلوک دارند و سالک را مقید به اموری می کنند و ...، و اینکه اگز مقام عرفانی آقا بالاتر از علامه حسن زاده است پس چرا آقا به ایشان فرمودند خداوند ما را با شما در این دنیا و آن دنیا محشور بفرمایند، خلا صه اینکه آیا احساس نمی کنید مکتب های عرفانی علامه طهرانی و حسن زاده و ... بالتر از مقام معظم رهبری است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- مسلّم شهداء با تمام وجود به دنبال حق بودند و در ذیل نور عرفانی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» متوجه اشاراتی شدند که آن مرد بزرگ به صحنه آورد و لذا در جبهه‌ی توحیدی زمانه‌ی خود حضور یافتند و شدند آنچه باید می‌شدند زیرا در همان عزمی قرار داشتند که عرفایی مثل علامه‌ طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» در آن عزم بودند و مطابق آن عزم چون راه فنای فی‌اللّه را گشوده یافتند در ورود به آن راه درنگ نکردند 2- در ارائه‌ی سلوک اجتماعی حضرت امام حرف همانی بودندکه رهبری عزیز فرمودند. و در امور فردی و شاگردپروری مرحوم سید علی آقا قاضی منحصر به فرد بودند 3- همه‌ی عزیزان در جای خود کامل هستند و مورد غبطه‌ی ما، ولی امروز نور جامع حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در حرکات و گفتار حضرت آقا ظهور خاص خود را دارد و حضرت پرچم را به دوش ایشان گذارده‌اند. موفق باشید
3975
متن پرسش
شما در پاسخ به سؤالی که پاسخش را به ایمیلم فرستادید، فرمودید: «حدس، از جنس اشراق است، حال چه دانشمند حصولی به آن برسد و چه دانشمند حضوری.»، از طرف دیگر در پاسخ به سؤال (3391) فرمودید: «اشراق، در علم حصولی معنا ندارد.»! اگر ممکن است، لطفاً رابطة «اشراق» و «حدس» و «علم حصولی» را دقیق‌تر بیان بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشراق یک نحوه خطوراتی است که به قلب وارد می‌شود و انسان بدون واسطه آن را احساس می‌کند ولی علم حصولی به کمک مقدمات عقلی یا حسی به صورت مفهوم در نزد ما واقع می‌گردد. موفق باشید
1179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما اگر کسی پس از ارتکاب گناه توبه کند و توبه اش مقبول درگاه حق واقع شود، آیا به این معنی است که آثار وضعی گناه که در وجود شخص اثر گذاشته از بین می رود؟ آیا اگر اثار وجودی گناه را در خودمان حس کردیم میتوانیم نتیجه بگیریم که توبه ی ما پذیرفته نشده است؟ اگر اینطور نیست پس حدیث پیامبر (ص) که میفرمایند هر کس توبه کند مانند کسی است که آن گناه را انجام نداده چیست؟! ( برای بنده به شخصه اینطور بوده است که پس از توبه باید با تزکیه و مراقبه بیشتر خود را به مرتبه ای که قبل از گناه در آن بودم برسانم) با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنا به قول رسول خدا «صلی‌الهز‌علیه‌وآله» توبه از گناه همانند وقتی است که انسان گناه را مرتکب نشده، هنر انسانی که توبه کرده است آن باید باشد که بر توبه‌ی خود پایدار بماند و نگذارد صورت ذهنی گناه قوت بگیرد تا آرام آرام صورت ذهنی گناه نیز ضعیف و محو شود. موفق باشید
28827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ارسال پیامک معمولی به کسی که قصد ازدواج با او را داریم اما محرم نیستیم اشکالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید

23718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ارادت: متاسفانه بنده یکسالی هست که گرفتار فیلم ها و مطالب غیراخلاقی شده ام و گاهی خود ارضایی می کنم مدتی است که می خواهم توبه کنم اما بیشتر از دو روز نمی توانم تحمل کنم و شهوت جوانی به حدی به من فشار آورده که قابل توصیف نیست. لطفا بگید من چیکار کنم؟ نمیتونم ذهنم رو از مسائل جنسی آزاد کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راه‌کارِ رفع مشکل آن است که اولاً: متوجه باشید با مشغول‌شدن به این نوع تصاویر از حقایق بزرگی که بر ذهن و قلب شما منعکس خواهد شد، محروم می‌شوید و بدین جهت حضرت ربّ العالمین این اعمال را حرام کرده است. زیرا کثیف‌ترین انسان‌ها در منظر ذهن شما قرار می‌گیرند و در این حالت، چگونه حضرت حق انوار رحمت خود را بر جان شما متجلی کند وقتی که جایی برای آن تجلیات در خود نگذاشته‌اید؟! ثانیاً: فراموش نکنید که در این موارد باید چیزی را جای این چیزها قرار داد و آن مطالعات و عبادات است. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

23628
متن پرسش
سلام: فرمودید در مقام ولایت هیچ واسطه ای بین ولی و حضرت حق نیست و یا امام باقر فرمودند هر کس می خواهد بدون حجاب با خدا روبرو شود محبت ما را داشته باشد ولی از آنجایی که فرمودید رویت حضرت حق بدون اینکه صورتی در صحنه باشد ممکن نیست آیا همان صورت واسطه و حجاب نمی شود؟ ارسال به ایمیل حتی با عوض کردن ایمیل از یاهو به گوگل نیز اصلاح نشد. فکر می کنم اشکال از سایت لب المیزان باشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی آن صورت، حکمِ آینه را داشته باشد و معلوم شد آینه، واسطه‌ی بین ما و صورت مرئی نیست، جایی برای واسطه‌بودن نمی‌ماند. ۲. چون موضوعِ ارسال به ایمیل‌ها آزمایش شد و مشکلی پیش نیامد؛ احتمالاً اشکال از سایت نیست. موفق باشید

23457
متن پرسش
سلام: ۱. فرمودید انسان باید از نظر عقلی کاملا قانع شود که مثلا الان چرا مسلمان است چرا شیعه است. ولی جای دیگر فرموده بودید با این مضمون که لازم نیست حتما با عقل قانع شوید شاید جان انسان و قلب انسان حقیقتی را یافته باشد و به آن راضی باشد و عقلش نتواند دلیل بیاورد. ۲. اگر یهودی یا مسیحی به حقانیت اسلام رسیده باشد و بشارت پیغمبر اسلام را در کتب خود دیده باشد باز هم اگر مسلمان نشود و بر دین خود بماند راه صحیح را طی کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید جان انسان بر حقانیت دین‌اش گواهی دهد، حال یا با نور عقل یا با نور قلب ۲. آن‌جایی که اسلام اجازه می‌دهد تا مسیحی یا یهودی بر دین خود باقی باشد و بر توحید باقی بماند و نه بر شرک؛ عملاً او سخن اسلام را پذیرفته است که می‌فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم. موفق باشید

23365
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد پیشاپیش از شما عذر خواهی می کنم، چون دسترسی به جایی ندارم مصدع اوقات شدم. در مباحث معرفه النفس بسیار پیش رفتم و انگار از مطالعه ها و گوش دادن سخنرانی ها عالم بزرگی از مفاهیم و اطلاعات بر وجودم افزوده می شود، اما درگیری ذهنی دارم که دایما جلو حرکت مرا می گیرد و چند روز مرا معطل می کند. حوزه را رها کردم، حفظ قرآن را رها کردم و الان نیرویی در درونم دایما به من تلنگر می زند که از مستحبات اضافه ای هم که انجام می دهم رها شوم و وقت خود را بیشتر برای کشف و فهم حقایقی بگذارم که شیرینی فهم آنها چنان مرا محو می کند که از زمان و مکان فارغ می شوم، آرامشی درونم را گرفته، در اخلاق بسیار رشد داشتم، صبر ندارم برای اینکه با برنامه ریزی جلو بروم، اما انگار نیرویی دیگر از درونم می گوید پشیمان می شوی که حفظ و درس را رها کردی، آیا تو نمی دانی می توانی از این طریق چه خدمتی به جامعه داشته باشی در صورتی که اگر مدرک نداشته باشی هر چه هم بفهمی نمی توانی به دیگران منتقل کنی، تو باید برنامه ریزی می کردی و اینها را کنار هم پیش می بردی! ولی از سوی دیگر باز یاد سخنان اهل بیت (ع) می افتم که یک ساعت تفکر بهتر است از هزار رکعت نماز است و این خداوند است که اراده کند تو را مظهر اسم هادی می کند نه مدرک گرایی که هدیه غرب است برای جامعه ما؟ مدرکی که هیچ حکمتی پشت آن نیست و در حال حاضر برای کسب آن مدرک پوچ باید از کسب معرفت حقیقی کم بگذاری. مرا از این برزخ وحشتناک رها کنید کدامیک از این نداها از عقل من است و کدام از وهم من؟ بارها دیده ام که پاسخ داده اید که هر دو را در کنار هم داشته باشند ولی آیا این وقت تلف کردن نیست، توجه به آینده ای نیست که اصلا وجود ندارد که بخواهی برای آن برنامه ریزی کنی؟ آیا امام زمان (عج) این روش حوزه ها و جوامع قرآنی را تایید می کند که همه پوست دین را گرفتند و حقیقت آن را رها کردند که من بخواهم از آن طریق حرکت کنم؟ چرا امثال شما که سخن از حقایق می زنید در هیچ حوزه و دانشگاهی تدریس نمی کنید؟ از خدا می خواهم که ولی حقیقی ما را به ظهور برساند که نفوس مضطرب مانند خود را زیاد در جامعه می بینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، معنای انسان در ارتباط با سایر انسان‌ها به فعلیت می‌رسد. لذا اگر بستری را فراهم نکنیم که آن‌چه را یافته‌ایم را به سایر انسان‌ها برسانیم و با آن‌ها در میان بگذاریم، انسانیت ما به فعلیت نمی‌رسد. به همین جهت فکر می‌کنم باید در همان بسترِ رسمی دروس حوزه، خود را ادامه دهید. موفق باشید

نمایش چاپی