باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف و نظر خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً رؤیت برای حضرت موسی«علیهالسلام» بعد از صعقه هم پیش نیامد لذا حضرت چون به هوش آمدند عرضه داشتند: «تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» پروردگارا! به سوی تو توبه کردم و من اولین مؤمن در قوم خود هستم که دیگر، تقاضای رؤیت ننمایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنی که میفرمایید نکتهی دقیق و با ارزشی است. ولی موضوع سفرهای سهگانه در رابطه با عزم سالک است به سوی فنای فی اللّه و این در قوس صعود محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما بِإزایِ معقولات ثانیه در خارج موجود است و ذهن، آنها را به صورت مفهوم در خود دارد و از خارج انتزاع کرده است و لذا آن مفاهیم، ذهنیِ صِرف نیست، بلکه اشاره به خارج دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی ما همواره در کاری است چه در بیداری و چه در خواب. منتهی بعضی از کارهایی که در خواب انجام میدهد در حافظه نمیماند که در بیداری یادمان باشد. همانطور که بعضی از کارهای بیداری در یادمان نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه آقانجفی اصفهانی از بزرگانی هستند که ریشهی تاریخی ما را تشکیل میدهند برای ادامهی ما در آینده 2- به نظرم در وقت خود باید این نوع زندگینامهها را دنبال کرد. عرایضی در جزوه «نظر به غدیر در حضور تاریخی زعمای دین» داشته ام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خطاب به حضرت اللّه است که جامع کمالات و اسماء میباشد، هرچند با عمق توحیدی بیشتر قلب انسان تا نظر به حضرت احدیت که همان تعین اول باشد میتواند جلو رود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «در جهانِ جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بنا نیست از خیالاتی که سراغ ما میآیند، فرار کنیم. باید بتوانیم در رویارویی با آنها به افق دیگری بیندیشیم، به همان معنایی که فرمودند: «رنج، راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله توتیای چشم گرگ». مثل آنکه با تحریمهای آمریکا، ملت باید به نوعی دیگر از زندگی بیندیشند که ماوراء این تحریمهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات هرچیزی همهی آن چیز است، دیگر بالاتر معنا نمیدهد. ۲. استغفار اولیاء الهی به تعبیر اساتید بزرگ «للدفع» است یعنی آنکه گناه سراغشان نیاید و نه «للرفع» که بخواهند گناهِ انجامشده را رفع کنند ۳. علامه طباطبایی در تفسیر آیهی «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً» (2)/فتح) نکات ظریفی دارند که خوب است به تفسیر قیّم المیزان رجوع شود تا معلوم گردد «ذنب» در این آیه به معنای گناه نیست که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ابتدا قوت خیالش شدید است و در این مسیر اگر جلو برود عقل و قلب شدت میگیرد به همان صورتی که در نماز انسان به حضور قلب نایل میشود. و در مرحلهی سوم عقل و قلب و خیال، جمع میگردد. لذا هم حضور قلب هست و هم اشک، به همان معنایی که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد که: «آن خیالاتی که دام اولیاء است / عکسِ مهرویان بستان خدا است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند خودش در تربیت انسان نقش اصلی را دارد. ما با حرکات و گفتارمان باید متذکر سیرهی پیامبر (ص) و امامان (ع) باشیم. ۲. خیر، متأسفانه چنین کاری صورت نگرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس را در معرض الطاف الهی قراردادن و به هویت یگانهی او نسبت به خداوند توجهکردن راهی است که کتاب ارزشمند «لبّ اللباب» در راستای دفع خواطر پیشنهاد میکند 2- اگر انسان استاد رهیافتهای بیابد دیگر باید سعی کند جان خود را در معرض نسیم هدایت او قرار دهد تا همواره افقهایی از طریق آن استاد در مقابلش گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که روحِ اعظم را فوق ملائکه بدانیم، باید روحِ اعظم را از شئون الهی بشناسیم، مگر آنکه معنایی از روح اعظم به میان آید که مطابق عقل و اولین مخلوق باشد که در آن صورت، بحثِ مخلوقیت آن در میان است. در این موارد باید در متنِ مورد نظر ببینیم که این واژه به کجا اشاره دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، موضوع بسیار مفصلی است. به نظر بنده نیاز است کتاب «تمدنزایی شیعه» مطالعه شود زیرا در کشور اسلامی تنها سعی بر رعایت دستورات اولیهی دین است ولی در تمدن اسلامی زیرساختهایی جهت تحقق تمام مناسبات مورد نظر اسلام به میان میآید در آن حدّ که انسانها در تمام مناسبات اقتصادی و تربیتی و سیاسی، تعریف اصیلی را مدّ نظر دارند و کشور اسلامی مقدمهای است برای ایجاد چنین زیربناهایی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حساس شدهاید نمیدانیم قضیهی دایناسورها به چه نحو و در کجاها بوده؟ و آیا مانع حضور حجج الهی بوداهاند یا نه؟ از طرفی شاید موضوع «لَوْ لَا الحُجّه لَساخَتِ الْارض باهلِها»؛ اگر حجت الهى نبود زمين نابود مى شد، داراى مفهوم وسيعى است، يعنى همين حالا نيز اگر مديريت حضرت نبود جهان شديداً گرفتار بحرانهاى غير قابل تحملى بود. به عبارت ديگر اين طور نيست كه حجت خدا آن بالا نشسته و منتظر زمان ظهورشان باشند بلكه در جاى جاى زمان در تصميم گيرىهاى مردم براساس ظرفيت زمانه نقش دارند، و اگر ظرفيت زمانه از آن چه فعلًا هست بيشتر مى شد و ظهور آن حضرت محقق مى شد، نقش حضرت هم فوق العاده مى گشت. 2- مسلّم اولین انسان بر روی زمین پیامبر بوده که همان حضرت آدم «علیهالسلام» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تخصص ندارم. عرایضی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است ممکن است از جهتی راهی در مقابل شما بگشاید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اصلی بنده آن است که با حوصله کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را دنبال فرمایید تا به طور اصولی مطالب برایتان روشن شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید رویکرد ما همه در مطالعهی این نوع مباحث رجوع إلی اللّه در این تاریخ باشد 2- با تعمق بیشتر سعی شود قصد نویسنده معلوم گردد 3- آری! خود این کار به خودی خود قوت حضور را در پی دارد 4- حتماً در هر موضوعِ وجودی اینچنین است که دائماً با تفصیلی روبهرو هستیم که نسبت به مرتبهی بالاترش حالت اجمال دارد 5- به نظرم کار درستی است بعضی از رفقایتان نیز به طور گسترده این کار را کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کمی با حوصله با همان الفاظ عربی، نماز خود را جلو ببریم، نهتنها آن احساسی که با واژههای فارسی برایمان پیش میاید، ظهور میکند؛ بلکه با روح زبان عربی که ظرفیت فوقالعادهای نسبت به زبان فارسی دارد، آشنا خواهیم شد و در نتیجه وارد افق دیگری از تفکر میشویم. اشکال مردم ما آن است که عربیخواندنِ نماز را سرسری میگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید ولی به این موضوع، جبری که مقابل آن اختیار باشد، نمیگویند. بلکه به آن، «موجبیت» میگویند. یعنی ما در نظامی قرار داریم که ما آن را انتخاب نکردهایم ولی میتوانیم خود را با انتخابهای خود در آن نظام شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری حبّ اهلالبیت«علیهمالسلام» در این مورد شده است. خود خداوند میفرماید: بندهی من از طریق نوافل به جایی میرسد که محبوب من میشود و در این رابطه با گوش من میشنود و با چشم من میبیند و...... «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»[1] بنده ى من از طريق نوافل خالصاً همواره به من نزديك مى شود تا آنجايى كه محبوب من مى گردد و چون او را دوست داشتم، من گوش او مى شوم كه با آن بشنود و چشم او مى شوم تا به آن ببيند و دست او مى شوم كه با آن بگيرد. موفق باشید
[1] ( 1)- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 91.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تنها یک معلم معارف هستم و آنچه را که برای سعادت خود و دیگران مفید میدانم در اختیار عزیزان قرار میدهم. امیدوارم که خداوند از بنده قبول فرماید و از سر کرم خود آبادانی آخرت را از من دریغ ندارد. موفق باشید
