باسمه تعالی: سلام علیکم: تا ساختارهای نظام اداری ما در هر سه قوه تغییر نکند، اگر هم آن امور همه مستقیماً زیر نظری مقام معظم رهبری باشد، مشکل باقی خواهد بود. مدیریت ایشان از آن جهت با ارزش است که تحت عناوینی مثل آتش به اختیار و یا رشددادن جریانهای خودجوشِ مردمی، جامعه را از ساختارهای غربی عبور دهد 2- چون خداوند در سورهی نساء آیهی 113 به پیامبر خود به عنوان رهبر دینی جامعه میفرماید: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً»، اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى كنند؛ و هيچ گونه زيانى به تو نمى رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد؛ و آنچه را نمى دانستى، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. رهبر دینی امروز ما نیز تواناییهایی دارند که امثال حضرت آیت اللّه حسنزاده با نظر به این تواناییهای خدادادی آنچنان تواضعهایی را انجام میدهند، در عین آنکه همواره حرکات رهبری را در نسبت با سیرهی امامان معصوم میسنجند و جای نقد را محفوظ میدارند. 3- تصمیمگیریهای مربوط به شورای امنیت ملی را به عهدهی اعضای آن گذاشتهاند که رئیس آن از طرف رئیس دولت انتخاب میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان اصالت را به میلِ خود داد، عملاً نحوهای از سکولاریسم و ماتریالیسم به میان میاید. بدین معنا که هرجا میلش کشید، از دین استفاده میکند و در امور اجتماعی راضی به حضور دین نیست. و به گفتهی رهبری اگر حوزه هم نسبت به انقلاب اسلامی حساس نباشد، از جهتی گرفتار سکولاریته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آقای یزدانپناه را دنبال بفرمایید. مکان: فلکه شهدا، خ کاوه، بعد ترمینال بابلدشت، کوچه شهید مقارزاده، ساختمان سها (سرای هنر و اندیشه). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته وقتی به حکم وظیفهی الهی و برای رعایت زنان بیسرپرست و در راستای رعایت یتیمان این کار انجام بگیرد، موضوع فرق میکند شاید هم به مزاح آن جمله را گفتهاند که در آن صورت دیگر انسان از دنیا سیر میشود زیرا آن دو خانم دست به یکی میکنند و دَمار از روزگارِ طرف در میآورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سورههای قرآن، حقایق وسیع و گستردهای را در مقابل ما قرار میدهند و منحصر به یک موضوع خاص نیستند که بخواهیم هر سورهای را به موضوعی منحصر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شهود، حقیقتِ عالم را در جلوهای روشنتر و همهجانبه در مقابل ما قرار میدهد و برعکسِ نگاه انتزاعی عقل، که عملاً «ما به الاشتراک» را از «ما به الامتیاز»ِ موضوع جدا میکند و در مقابل ما قرار میدهد آنهم به صورت مفهومی. و از این جهت حکمت متعالیه برعکسِ حکمت مشاء، سعی دارد این دو را جمع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» اگر بخواهیم با سادگی موضوع سلوک اخلاقی را دنبال کنیم؛ مباحث «ای اباذر» کارساز است و اگر بخواهیم کمی با شدت بیشتر، کار را شروع کنیم مباحث «یابن جندب» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای مولایمان علی ابن ابیطالب«علیهالسلام» شوم که چگونه در عین توجهدادن به این قاعدهی بزرگ که انسانها باید با انسانها زندگی کنند و کمال خود را در کنار هم جستجو نمایند، ما را متوجه میکنند که در متن چنین قاعدهای راهِ ارتباط با خدا را گم نکنیم و از استغنایی که باید با اُنس با خدا بهدست آوریم، غفلت نماییم. حقیقتاً این نوع روایات، معنای زندگی طبیعی را که بشر باید داشته باشد متذکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید هر دو کار خوب باشد. خودتان تجربه کنید ببینید کدام با روحیهی شما بهتر میسازد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی عقل خود را درست پرورش بدهد و مواظب صفای باطن خود باشد که آرزوهای دنیایی آن را مکدّر نکند، همواره سعی میکند با حقیقتِ هر علمی مرتبط شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خدا را شکر میکنم به جهت نورانیتی که خداوند به جناب حجتالاسلام و المسلمین استاد پناهیان دادهاند، ولی در مورد این موضوع که میفرمایید باید عین سخن را بشنوم. آدرس صوت ایشان را بدهید تا دنبال کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این افراد نتوانستهاند جایگاه تاریخی و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را متوجه شوند. جواب آقای محمد ایمانی در کیهان، جواب به جایی بود. گویا بنا بر آن است که آنچه را هم که دشمن بر سر انقلاب اسلامی آورده، رهبری باید جوابگو باشند. نظر جنابعالی را ذیلاً به یادداشت ویژهی امروز روزنامهی کیهان جلب مینمایم: موفق باشید
خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ؟ (یادداشت روز)
تاریخ: ۰۸ تير ۱۳۹۹
۱. فضای رسانهای جدید در کنار همه سودمندیهایش، بیشباهت به بازار آهنگران نیست؛ پر سر و صدا. بازار تحلیل از هر قماش دایر است و گاه چنانکه به قول معروف؛ «گنه کرد در بلخ آهنگری- به شوشتر زدند گردن مسگری». کسانی میگویند نباید نیتخوانی کرد. میگویند «اُنظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال». اما استناد نصف و نیمه، راه به خطا و مغالطه میبرد. متن کلام امیرمومنان عليهالسّلام در کتاب شریف «غُرَرالحکم» چنین است: «خُذ الحكمَهًَْ حَيثُ كانَتْ وَ انْظُر اِلي ما قالَ و لا تنظُرْ الي مَنْ قال. حكمت را هر جا باشد، فرا گير. و نگاه كن به آنچه گفته ميشود، نه به گوينده سخن». یا: «خُذِ الحكمَهًَْ ممّنْ اَتاكَ بِها و انظُرْ الي ما قالَ... حكمت را از هر كس كه نزد تو آورد، بگير و نگاه كن به گفته، نه گوينده سخن». حضرت میفرماید توقف در گوینده، مانع از گرفتن حکمت نشود. چنانکه فرمود «الْحِكْمَهًُْ ضَالَّهًُْ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَهًَْ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» (حکمت ۸۰ نهجالبلاغه).
۲. اما حضرت هرگز نفرمود بر انگیزه گوینده چشم ببندید، بلکه بارها انگیزه منافقین را به چالش کشید. وقتی طلحه و زبیر، بهخاطر اشرافیتطلبی شورش کردند، حضرت ساکت ننشست. آنها با وجود مخالفت صریح امیرمومنان (ع)، خلیفه را کشتند، اما چند ماه بعد با عاملان بیعدالتی در دربار خلیفه ائتلاف کرده و خونخواه خلیفه شدند! امام در مقابل این فتنهانگیزی فرمود «انهم لیطلبون حقا هم ترکوه و دما هم سفکوه». شورشیان خوارج هم- که سران آن با معاویه بسته بودند- پس از آشکار شدن خسارتهای حکمیت، مدعی «لا حکم الّا لله» شدند که آیه قرآن بود. آنها خود، مذاکره و صلح را تحمیل کرده بودند و حالا میگفتند ما توبه کردیم، تو هم که حکمیت را پذیرفتی، باید توبه کنی! امام در اینجا هم فرمود «کَلِمَهًْ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِل». لا حکم الا لله، کلمه حقی است اما اراده باطل از آن دارند.
۳. تصور میشد برخی افراطیون مدعی اصلاحات، فقط به دموکراتهای آمریکا سرویس میدهند. اما شواهد، حاکی از این است که آنها برای ستاد انتخاباتی ترامپ هم پادویی میکنند؟ سند اگر میخواهید، توییت یک بازداشتی فتنه ۸۸: «پرسش من بهعنوان یک شهروند از رهبر کشور این است؛ با این همه فشار اقتصادی بر گرده مردم، دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز میشود؟». ترامپ نگونبخت، چهار ماه مانده به انتخابات، از همه طرف بد آورده است. غیراز ناکامی در عراق و سوریه، او در حوزه تدابیر اقتصادی و بهداشتی نیز در مقابل کرونا ضربه فنی شد و سرانجام، در برابر اعتراضات بیسابقهتر عاجز ماند. نظرسنجیها شانس پیروزی دوباره ترامپ را ده درصد نشان میدهد. در این شرایط، او نیاز به برگ برندهای مانند القای تسلیم ایران و قبول مذاکره با وجود لگدمال شدن برجام را دارد. مردم ما نوعا به این عبرت رسیدهاند که مذاکره، چیزی جز خسارت نیست. حتی آقای روحانی، مذاکره دوباره را «دیوانگی» خواند. در چنین وضعیتی، وقتی عضو احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین، خواستار مذاکره دوباره میشود، آیا جز این است که برای ستاد انتخاباتی ترامپ کار میکند و میخواهد او را به هر قیمت در مسند نگه دارد؟ اگر این پالس، از طرف دوستانش در حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون نیست، چرا آنها این موضع وطنفروشانه را محکوم نمیکنند؟
۴. فرد دیگری که سوابق نظامی داشته اما به نشریات زنجیرهای سرویس میدهد، به روزنامه اعتماد گفته است «باید با ترامپ مذاکره میکردیم و پرچم مذاکره را از دست او میگرفتیم(!) سؤالي كه طرف ايراني بايد روي ميز مذاكره ميگذاشت اين بود كه اگر به توافق رسيديم، چه ضمانتي وجود دارد رئيسجمهور بعدي، رفتار شما را تكرار نكند و از توافقی که امضا میکنیم، خارج نشود؟». این در حالی است که امثال وی، اگر صداقت و درایت داشتند، تضمین را باید در برجام و از اوباما میخواستند. نفر سوم داستان، عضو اولین تیم مذاکراتی روحانی بود و به جرم ارائه اطلاعات محکوم شد. او به روزنامه ایران میگوید «اوباما واقعاًً میخواست طبق تعهدات در برجام همه تحریمها را بردارد. او کری را هم بهعنوان بازاریاب برای ایران، به کشورها فرستاده بود. کری صبح تا شب با همه ملاقات میکرد و میگفت با ایران کار کنید، ما شما را مجازات نمیکنیم... ما در تاریخ ۴۰ ساله گذشته، مانند اوباما نداشتهایم که بهدنبال تعامل با ایران باشد. با وجود چنین شرایطی امکان مذاکره فراهم نشد... ایران در دوره اوباما فقط مجوز گفتوگو در موضوع هستهای را به دیپلماتهای خود داد. به همین دلیل وقوع هرگونه مذاکره در کوتاهمدت ممکن نخواهد بود». او هیچ وقت پاسخ نمیدهد که اگر توافق متقن بود، چرا ظریف دنبال گرفتن تضمین پسابرجامی درباره مجازات نشدن شرکای تجاری ایران بود و هرگز موفق نشد؟ یا اینکه؛ امثال او چرا اصرار داشتند برنامه موشکی و نفوذ منطقهای را هم در مذاکره واگذار کنیم؟ آیا از پروژه تبدیل ایران به لیبی و عراق بیخبر بودند؟
۵. نفر چهارم داستان ما، دبیر مجمع روحانیون است. پنجشنبه گذشته بود که اکانت توییتر وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی نوشت «مردم ایران از شعارهای جمهوری اسلامی فاصله گرفتهاند. در حالی که حکومت جمهوری اسلامی و مزدوران حقوقبگیر او مشغول به خیالپردازی هستند، خوشبختانه مردم ایران از شعارهای توخالی جمهوری اسلامی فاصله میگیرند». به دو روز نکشید که آقای خوئینیها، همین ادعای اسرائیل را عینا تکرار کرد! این اتفاق افتاد تا از یاد نبریم که دو روز قبل از حرمتشکنی فتنهگران در روز قدس (۲۷ شهریور ۸۸)، وزارت خارجه اسرائیل خواستار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز قدس شده بود! فتنه را خاتمی، موسوی و موسوی خوئینیها مدیریت میکردند و هرگز از حمایت صهیونیستها - که جنبش سبز را سرمایه بزرگ اسرائیل خواندند- برائت نجستند. ده روز بعد، رابرت گیتس (رئیس سیا و وزیر دفاع در دولتهای بوش و اوباما) با اشاره به ساختارشکنی روز قدس، به CNN گفت «بهدلیل شکافهای عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما شکافهایی را شاهدیم که در ۳۰ سال گذشته بیسابقه است. مخالفان به جای پیگیری رای خود، سیاستهای کلان حاکمیت را هدف گرفتهاند.» روایت سه هفته بعد روزنامه لسآنجلس تایمز، حکایتی جدا و خارج از حوصله این یادداشت است که نوشت نمایندگان سران جنبش سبز از مقامات آمریکایی خواستهاند تحریمهای فلجکننده را علیه ایران اعمال کند. چرا برخی تحرکات برخی مدعیان اصلاحطلبی، تا این حد هماهنگ با راهبرد آمریکا و اسرائیل یا تسهیلکننده آن بوده است؟ چه کسانی شعار صهیونیستی «نه غزه، نه لبنان» را در دهان مدعیان اصلاحات گذاشتند؟ و چرا برخی از همینها (از جمله نفر اول داستان ما) بعدا دوشادوش داعش، اسرائیل و آمریکا، مدافعان حرم را که فرمانده آن سردار سلیمانی بود، کوبیدند؟ آیا تودهنی بزرگ مردم در روز تشییع سردار سلیمانی کافی نبود که دم از فاصله گرفتن مردم از نظام میزنند؟
۶. کسی که مشکلات اقتصادی را بهانه عقدهگشایی نیابتی علیه نظام میکند، اگر صداقت داشت، باید رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون (خاتمی) و شورای سیاستگذاری منتسب به او را خطاب قرار میداد؛ که با کلیشه «تکرار میکنم»، لقمههای مسموم انتخاباتی را سر سفره مردم گذاشت و شریک اصلی برخی سوءعملکردهای اجرایی و پارلمانی است. و برادر خاتمی بود که گفت «اصلاحطلبان، تضمین وعدههای روحانی هستند». چرا نمیپرسند ۱۸ میلیارد دلار ارز جهانگیری و ۲۷ میلیارد دلار ارز تخصیصیافته به نام صادرات (45 میلیارد دلار)، کجا رفته که کشور باید گرفتار بحران مصنوعی ارز باشد و آقای «نشتی بشکه» (نفر اول داستان ما) بگوید «دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز میشود؟»!
۷. مگر در خانههای تیمی دائما همدیگر را نمیبینند؟ بپرسند فلانی! تو با بهمان دستیار ارشد دولتی و محکومشده در پرونده ارتشاء، چه پیوندی داری که وقتی خرداد ۹۵ از زندان آزاد شدی، بلافاصله به همراه برخی عناصر گروهکی به ملاقات تو آمد؟ خبر نداشتی که او کار چاقکن دانیالزاده (با چهار هزار میلیارد تومان بدهی) است و رئیس بانک جابهجا میکند تا او مجبور نباشد پولها را برگرداند؟ در این خانههای تیمیچند نفر بیخبر بودند که دانیالزاده و نجفی و...، سرمایهگذار ستاد انتخاباتی آنها هستند و خون مردم را در شیشه کردهاند؟ خبر ندارند چه کسانی هفت سال به مسکن مهر پوزخند زدند تا قیمت مسکن چهار برابر شد؛ چه کسانی ارز ۴۲۰۰ تومانی دادند و گرفتند؛ کدام مدیران اجازه واردات قاچاق خودروهای لوکس را از مجاری رسمی وزارت صمت دادند؛ کدام مدیران، حقوق و پاداشهای چند ده تا چند صد میلیون تومانی گرفتند؛ و کدامها، سازمان خصوصیسازی را تبدیل به سر گردنه غارت شرکتهای دولتی کردند؟ با این همه خیانت، منتظر چیزی جز افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی)، رکود تورمی، رکورد تورم ۵۲ درصدی، ۳۶ پله کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی برخی کارخانهها بودند؟!
۸. با این مقدمات، میتوان فهمید که چرا برخی محافل امنیتی و سیاسی غرب، از قاطعیت قوه قضائیه در مبارزه با فساد دانهدرشتها و روی کار آمدن مجلسی باترکیب انقلابی ابراز نگرانی میکنند، یا تلاش پرحجمی را برای مخدوش نمایاندن روند احیای آرمانهای انقلاب سازماندهی کردهاند. آخرین بار روزنامه انگلیسی گاردین نوشت «دیپلماتهای اروپایی نگران انتخابات سال آینده ریاستجمهوری و چشمانداز سیاسی ایران هستند... آنها معتقدند وضعیت بر خلاف پنج سال قبل پیش میرود. نگرانی دیپلماتهای اروپایی این است که قدرت جریانهای مخالف غرب، پس از انتخابات مجلس در حال تقویت است. اگرچه میانهروها تضعیف شده، اما کاملاً از ساختار قدرت حذف نشدهاند... اصولگرایان بهطور فزاینده بر این باورند که رشد آینده ایران نه در دیپلماسی با غرب، بلکه اتکای بیشتر به توانمندی خود است».
محمد ایمانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درستی است که باید نگاه فلسفیِ ما نقد و بررسی شود. ولی در این مسیر باید با همان روحیهی فلسفی، فلسفه نقد شود و نه با پیشفرضهای کلامی و یا با فهم اولیهای که از یک موضوعِ فلسفی داریم. مثل اینکه میگویند فلسفه غافل از بُعدِ مادی انسان و تعلق نفس به آن است. این جمله نشان میدهد که گوینده یک حرف از فلسفهی صدرایی نسبت به نفس نمیداند و این نوع ندانستنها، حجابی خواهد شد که بهکلّی از فهم فلسفی محروم شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نباید از این طریق زندگی را شکل داد. اساساً استخاره، مشورت با خدا و قرآن محسوب نمیشود باید با عقل و تدبّر در قرآن و مشورت با انسانهای حکیم، زندگی را شکل داد. آری! بنده هم از استخاره بهره میبرم ولی بر سر دو راهیهایی که بنا بر رجحان یک طرف است که برایم معلوم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جهت آن باب خدمتتان باز شد تا از این زاویه به موضوع بنگرید که بدنِ نازله از روح، همان بدنِ برزخی است نه بدنِ ابزاری. و لذا همانطور که متوجه شدهاید آن بدن است که همیشه با ما است و ما با اعمال خود آن را میسازیم و با خود به برزخ و قیامت میبریم و صورت عقاید و ملکات ما میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم همهی آن سؤال و جوابی که در این مورد بحث شد را مطالعه فرمودهاید یا نه؟ بحث بر سر انتقاد به آقای دکتر داوری نیست، بحث بر سر آن است که آقای عباسی در جایی پا میگذارند که اساساً هیچ فهمی برای ایشان در آن جایگاه نیست و این بسیار خطرناک است. از آن جهت که فردا چنین افرادی لیدر جامعهی ما و جوانان ما گردند و شخصیتی برای انقلاب شکل بگیرد که نخبگان جامعه مثل آقای دکتر داوری اینطور مورد طعن و تنفر قرار گیرند. اینجا است که هیچچیزی از آن انقلاب اسلامی که بنا است جهانی را در مقابل جهان مدرنیته به ظهور آورد؛ نمیماند. خطر، بسیار بزرگ است بهخصوص اگر اندیشمندان جامعه امثال آقای دکتر داوری به این نتیجه برسند که آیندهی انقلاب با افرادی مثل آقای عباسی بنا است ادامه پیدا کند، وگرنه اگر آقای عباسی در جای خود میایستاد، حرفهای خوب و مفیدی داشت. ای کاش شما آن کلیپ را که بیشتر به یک «شو» شبیه بود ببینید، آن وقت است که نگرانی بنده بیشتر برایتان ملموس میشود. باور بفرمایید بعد از دیدن آن کلیپ، مدتها آرامش روحی خود را از دست داده بودم که بر ما چه میگذرد؟ آیا داناییهای ما وقتی در این حدها باشد برای ادامهی خود در این جهان کافی است؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که بحمداللّه سعی میکنید در فهم اسماء اللّه مطالب را به انتها برسانید، سعی بفرمایید مبنا را همان مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» قرار دهید و بر آن اساس به بحث شرح تفسیر حمد حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» رجوع داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تا حدّی کتاب «ارشاد» شیخ مفید و یا «منتهیالآمال» شیخ عباس قمی کمک کند. إنشاءاللّه بنا است رفقا از جناب استاد غنوی تقاضا کنند مباحثشان را با طرح سیرهی امام هادی و امام عسگری«علیهماالسلام» کامل کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبهی نازلهی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر میکند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبهی بالاتر نایل میشود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضهی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضهی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! همیشه شهود در مظاهر انجام میشود و اینجا است که قوهی خیال آن معانی را صورت میدهد همچنانکه صورت ها را معانی میبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با پشتکار و پایداریِ لازم عبادتی را دنبال کرد و به دنبال تحقق صورت آرمانی و ایدهآلِ آن عبادت بود، نفسِ این پایداری یعنی صبر موجب میشود تا جزایِ او همان صورت آرمانیِ عمل عبادی گردد. موفق باشید
