بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22018
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد 1. قصد تهیه جهیزیه برای دخترم دارم ایشان می گوید اجناس ایرانی کیفیت ندارد مثلا لباسشویی ایرانی هم زود خراب می‌شود هم خوب نمی شوید، به من لوازم اصلی مثل یخچال و لباسشویی را خارجی و خوب بده تا خیالم برای سالها راحت باشد برای خودت هر چه می خواهی بخر. حال با توجه به این که توصیه رهبری فتوای واجب نیست آیا رخصت دارم اجناس خارجی تهیه کنم؟ 2. در شهر مرزی بانه یا قشم اجناس را به قیمت مناسب تری از اصفهان می توان خرید، آیا خریدن اجناس از آنجا که بسیاری توسط کوله بران آورده می شود و در بازارهای بزرگ آنها فروخته می شود با توجه به توان مالی ما مجوز دارد؟ با تشکر و التماس دعا. لطف بفرمائید جواب در سایت گذاشته شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ مطمئن باشید در شرایط حاضر اگر اجناس خارجی وارد ابتدای زندگی شود آن زندگی برکت نخواهد داشت و آه کارگرانی که بی‌کار می‌شوند آن خانواده را گرفتار می‌کند. از طرفی تجربه‌ی ما نشان داده‌است که حقیقتا اجناس ایرانی جواب‌گوی نیازهای ما بوده و مشکل خاصی برای ما به وجود نیاورده‌است. 2ـ حرفش را هم نزنید. موفق باشید

21487
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز دامت برکاته: آیا در بهشت برزخی عذاب راه دارد؟ علامه طهرانی (ره) در کتاب معادش مکاشفه مرحوم نراقی را چنین نقل کرده: کسی را در بهشت دیدم اما هر ساعت ماری او را نیش می زد. آیا این مکاشفه پاسخ سوال فوق را مثبت می کند؟ آیا روایات، بهشت برزخی را ترکیبی از ثواب و عقاب دانسته اند؟ یا نه مثل بهشت اخروی اول شخص را عذاب می دهند و بعد از تزکیه وارد بهشت و سعادت خالص و بدون عذاب و ناراحتی می شوند؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از حساب که در قیامت واقع می‌شود، اگر طرف از آن بهشت شد، دیگر برای او عذاب نیست. ولی اگر چنان پاک نیست که اهل بهشت باشد، در جهنم می‌ماند تا پاک شود و بهشتی گردد. در برزخ چون قبل از یوم‌الحساب است، این نوع عذاب‌ها که می‌فرمایید برای مؤمنان که به نهایت پاکی نرسیده‌اند، هست. موفق باشید

20287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا یک عارف حق و اجازه دارد که از خبرهای غیبی به شخص عادی خبر دهد و طبق شرع آیا امکان آن هست یا مثلا خطاهای کسی را بازگو کند به دلایلی خاص _ و چقدر یک عارف می تواند در بدن یک انسان تصرف کند؟ حد آن چقدر است و این اجازه را برای سلوک افراد دارد یا خیر؟
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً عرفا چنین اذنی ندارند که اسرار کسی را فاش کنند و تازه، حضرت حق که ستارالعیوب است به راحتی باطن افراد را برای هر عارفی آشکار نمی‌کند! موفق باشید

19701
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم بپرسم جوانانی که بعد از مطالعه ی کتاب های شما دیدگاه جدیدی پیدا می کنند و در گذشته رشته ی دیگر دانشگاهی مثل معماری خوانده اند و اکنون در شرایطی قرار گرفته اند که نه پشتوانه ی محکمی در زمینه ی دیدگاه جدید دارند و نه دیدگاه های گذشته ی خودشون رو می توانند دنبال کنند، چه کاری باید انجام بدهند و چه فعالیتی رو باید پیگیری کنند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی که بنده و امثال بنده عرض می‌کنیم بیشتر به جهت آن است که جهت‌گیریِ افراد در امورات‌شان تصحیح شود و لذا لازم نیست که مثلاً جنابعالی رشته‌ی معماری را دنبال نکنید، بلکه معماری را با روحِ معنیِ لازم می‌توانید عرضه نمایید. به عنوان نمونه کانال «ندای اندیشه» دو جلسه از سخنرانی آقای دکتر محمود ارژمند را در رابطه با معماری اسلامی مطرح کرده‌اند خوب است به آن کانال به آدرس https://t.me/nedayeandishe/284 رجوع فرمایید. موفق باشید  

19470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیه چهل و سه سوره انعام می فرماید در عین تضرع قلبشون قساوت داشت. چطور امکان دارد؟ چطور دچار این قساوت نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور در مذمت افرادی که شیطان اعمال‌شان را برایشان زینت داده است، می‌فرماید اینان همین‌که خطری برایشان پیش آید، تضرع می‌کنند ولی چون قساوت قلب دارند در غیر آن حالت، تلاش نمی‌کنند راهی به سوی خدا در جان‌شان بگشایند. موفق باشید

18791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. چه کتابی برای شرح حافظ معرفی می کنید؟ آیا خودتان کتابی در این زمینه دارید؟ چرا شعر خواندن در شب خوب نیست؟ چه اشکالی داره؟ نظرتون در مورد دیوان فیض چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- متأسفانه شرح جامعی از دیوان حافظ نمی‌شناسم شاید هم انتظار بی‌جایی باشد که یک شرح با یک نگاه خاص بتواند حافظ را بیان کند. شرح سودی از نظر فهم واژه‌ها بد نیست. شرح دکتر دینانی هم از جهت توجه به بعضی از اشارات حافظ خوب است. نرم‌افزار «عرفان» و نرم‌افزار حافظ مرکز کامپیوتری شرح‌های قابل توجهی دارد 2- می‌فرمایند چون شعر در حدّ خیال است، هرچند خیالِ پاک را مدّنظر قرار دهد و شب، بسترِ صعود به عالم بالاتر است؛ خود را در حدّ خیال متوقف نکنید. 3- به طور مستمر با دیوان جناب فیض مرتبط نبوده‌ام، ولی در همان حدّ هم که رجوع داشته‌ام صفایی دارد. موفق باشید

18209

معنای تفکربازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اینکه می گویید در باب مطالب تأمل و تفکر کنید یعنی چی؟ آیا صرفا تبدیل مجهول به معلوم است؟ حال اگر بخواهیم مطالب رو به‌صورت حضوری درک کنیم چیکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در ابتدای امر تفکر به همان معنایی است که می‌فرمایید ولی پس از مدتی که روح آماده‌ی نظر بر عالم معنا شد، معنای تفکر توجه به عالم معنا است تا حقایق غیبی به صورت جامع به او برسد. و روایتی که می‌فرماید یک ساعت تفکر از 70 سال عبادت برتر است، نظر به حالت دوم دارد. موفق باشید

18208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر و خسته نباشید، ببخشید استاد نظرتون درباره کتاب، صلات معراج مومن معراج عشق، از استاد مهدی سمندری چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه نکرده‌ام. ولی با توجه به شخصیت روحانی و معنوی ایشان حتماً کتاب خوبی باید باشد. موفق باشید

17170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم بدونم مقام حضرت جبرائیل برتر هست یا حضرت محمد (ص) یکی از اساتید دانشگاه گفتن که جبرییل عامل حیاته و حتی از پیامبر (ص) بالاتره. حتی معراج رو پرسیدم، گفت روایت اشتباهه نظرت حضرتعالی چه می باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام حقیقت محمدی(ص) فوق جبراییل و میکاییل است ولی مقام نفس ناطقه ی حضرت از طریق حضرت جبراییل تعلیم می گیرد. موفق باشید

17154
متن پرسش
فرق بلا و امتحان چيه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً تشخیص این‌دو آسان نیست. به همین جهت انسان در کنار استغفار برای رفع بلا در مقابل سختی‌ها از خود، ناآرامی نشان نمی‌دهد به امید آن‌که اگر آن سختی‌ها به جهت امتحان است موجب سرافرازی انسان گردد. موفق باشید

17025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد بزرگوار سلام: در خصوص کار فرهنگی که بسیار مهم می باشد، با توجه به سخنان بزرگان اگر افراد جامعه دو مقوله خودشناسی و خداشناسی را مطالعه کرده باشند و در آن عمیق شده باشد دیگر مشکلات فرهنگی نخواهیم داشت. حقیر این را در جلسات فرهنگی مطرح کردم ولی مسوولین محترم نمی پذیرند و گاهی دلیل عدم پذیرش را زمان بر بودن این مقولات می دانند و به عنوان مثال می گویند ما باید تلاش کنیم اول فرد بی حجاب محجبه گردد... الان وظیفه حقیرکه مشغول کار فرهنگی ام چیست؟ با توجه به اینکه مسوولین رده بالا فقط از کار فرهنگی امور ظاهری و سطحی را درخواست می کنند و نتیجه کار فرهنگی را صرفا در ارایه آمار و نتایج مقطعی می بینند؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در عین رعایت فعالیت‌های ظاهری، اگر در امور فرهنگی عمق لازم شکل نگیرد، پس از مدتی بر خلاف آن‌چه تصور داشته‌ایم با مسائلی روبه‌رو می‌گردیم که مطلوب ما نیست. در این رابطه عرایضی در آخر کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تحت عنوان «چگونگي حضور تاريخي کانون‌هاي فرهنگي در انقلاب اسلامي» شده است. کتاب بر روی سایت هست. خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید   

14841

رزقبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مقصود اینکه خداوند رزق همه بندگان را می دهد و روزی را تعهد کرده با فقر و گرسنگی که حتی منجر به مرگ می شود چیست؟ و سوال دیگر اینکه در بعضی روایات گفته شده است که اگر این کار یا این ذکر یا این اداب را رعایت کنید رزق زیاد می شود. چگونه می شود فهمید منظور رزق مادی است یا معنوی یا اینکه بر هر دو صادق است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با موضوع به شکل خاص روبه‌رو می‌شویم متوجه می‌گردیم خداوند حقیقتاً در دادنِ رزق به هیچ‌کس کوتاهی نکرده است. 2- هرکس مطابق نیّتی که دارد با انجام آن دستورات، رزق مادی یا معنوی نصیب خود می‌کند. موفق باشید

13080
متن پرسش
سلام علیکم: پیرو سوال 13051 آیا شما شیمی و فیزیک و...را - که مورد نیاز جامعه اسلامی است برای این که عزت مند باشد و مستقل ... - علم می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در حال حاضر با توجه به این‌که فرهنگ مدرنیته نیازهایی برای ما ایجاد کرده است که با این علوم برآورده می‌شود نمی‌توانیم این علوم را نادیده بگیریم، ولی به تاریخی فکر کنید که شاید نیازهای ما آن‌چنان طبیعی باشد که مجبور نباشیم از طریق این علوم این‌همه سر به سرِ طبیعت بگذاریم. موفق باشید

12999
متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا عمل انسان چه خیر و چه شر به محض انجام دادن جز نفس انسان می شود؟ اگر اینگونه است در دنیا یا در آخرت؟ 2. در یکی از پرسش و پاسخ ها دیدم فرموده بودید زبان مقدر است. اگر در فکر باشد و به زبان جاری نشد مقدر نیست درست است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن‌جایی که فطرت انسان با خوبی همراه است عمل خیر او سریعاً در شخصیت او تثبیت می‌شود و عمل شرّ او بنا به روایت، 24 ساعت همچنان هست تا اگر او توبه نکرد و بر آن اصرار داشت جزء شخصیت او می‌گردد 2- با توجه به این‌که حضرت حق در حدیث قدسی می‌فرماید: «انا عند ظنّ عبدی» پس آن‌چه هم در گمان ما می‌گذرد می‌تواند منشأ تحقق باورهای‌مان گردد. موفق باشید

10441
متن پرسش
سلام استاد. معنی این اشعار چیست؟شد محمد الپ الغ خوارزمشاه در قتال سبزوار پر پناه تنگشان آورد لشکرهای او اسپهش افتاد در قتل عدو سجده آوردند پیشش کالامان حلقه‌مان در گوش کن وا بخش جان هر خراج و صلتی که بایدت آن ز ما هر موسمی افزایدت جان ما آن توست ای شیرخو پیش ما چندی امانت باش گو گفت نرهانید از من جان خویش تا نیاریدم ابوبکری به پیش تا مرا بوبکر نام از شهرتان هدیه نارید ای رمیده امتان بدرومتان هم‌چو کشت ای قوم دون نه خراج استانم و نه هم فسون بس جوال زر کشیدندش به راه کز چنین شهری ابوبکری مخواه کی بود بوبکر اندر سبزوار یا کلوخ خشک اندر جویبار رو بتابید از زر و گفت ای مغان تا نیاریدم ابوبکر ارمغان هیچ سودی نیست کودک نیستم تا به زر و سیم حیران بیستم تا نیاری سجده نرهی ای زبون گر بپیمایی تو مسجد را به کون منهیان انگیختند از چپ و راست که اندرین ویرانه بوبکری کجاست بعد سه روز و سه شب که اشتافتند یک ابوبکری نزاری یافتند ره گذر بود و بمانده از مرض در یکی گوشهٔ خرابه پر حرض خفته بود او در یکی کنجی خراب چون بدیدندش بگفتندش شتاب خیز که سلطان ترا طالب شدست کز تو خواهد شهر ما از قتل رست گفت اگر پایم بدی یا مقدمی خود به راه خود به مقصد رفتمی اندرین دشمن‌کده کی ماندمی سوی شهر دوستان می‌راندمی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً داستان آن مردی را شنیده‌ای که به آرایشگرگفت موهای سفید مرا از سر من خارج کن - در حالی‌که نیمی از موهای او سفید بود و لازمه‌ی این کار، یک عمر فرصت نیاز داشت- آرایشگرِ با هوش تمام موهای او را تراشید و در دامن او گذاشت و گفت حقیقتاً من کار و زندگی دارم خودت که بیکاری به جداکردن آن‌ها اقدام کن. آدم حسابی! شرح و معنای این‌ اشعار دمِ دستی برای آدمی که نمی‌داند وقتش را چطوری تمام کند، پیشنهاد خوبی است یکی را پیدا کن تا این کار را برای شما انجام دهد. موفق باشید
8035
متن پرسش
باسلام خدمت استاد. تمدن به چه معناست؟ آیا شهر و کشوری که دین در آن راه یافته را باید متمدن خواند یا هر شهری را؟ آیا اصلا غربی که دین در کار آن نیست دارای تمدن هست که ما بخواهیم نقد کنیم؟آیا بجای نقد تمدن غرب نباید گفت نقد فرهنگ یا رویه یا رویکرد غرب؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حقیقت حرف درستی می‌فرمایید زیرا اگر تمدن را به نحوه‌ای از نزدیکی مجموعه‌ی انسان‌ها بدانیم، قلب‌هایی که به عالم کثرات مشغول‌اند حقیقتاً نزدیک نیستند تا بتوانند تمدنی صورت دهند. موفق باشید
1255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام. استاد گرامی سوالی از محضرتان داشتم: در محافل مختلف صحبتهایی می شود درذ خصوص اینکه علمای بزرگ حسابعای بانکی آنچنانی دارند و در کارخانه های مختلف سهام دارند و ... و این ها با ذکر سند قید می شود. حتی اخیرا در مورد مرحوم آیت الله بهجت رحمت الله علیه هم گفتند که حسابداران فلانک بانک گفتند در منوقع مرگ چند میلیارد به حسابشان بوده است. این صحبتها موجب تشویش اذهان عمومی و بی اعتمادی به علما می شود. من خودم سعی میکنم این شایعات را باور نکنم اما به هرحال یک تاثیراتی بر قلب آدم و دیدگاه نسبت به علما می گذارد. سوالم این است آیا این حرفها حقیقت دارد؟ اگرنه چه کنیم تحت تاثیر قرار نگیریم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلّم بدانید حقیقت ندارد. بد خواهان حساب‌هایی که مربوط به شهریه‌ی طلاب است و در حساب مراجع می‌باشد به اسم آن‌ها شایع می‌کنند و یا پول‌هایی که مؤمنین در اختیار آن‌ها می‌گذارند تا با مدیریت آن‌ها خرج امور مسلمین شود، را به حساب خود مراجع می‌گذارند. از خودتان بپرسید این علمایی که هزاران راه برای پول‌درآوردن داشتند چرا حاضر شدند با زندگی طلبگی به‌سر ببرند؟ اگر پول می‌خواستند که راه‌های دیگر باز بود. مگر آیت‌الله بهجت می‌دانستند مرجع تقلید می‌شوند که آمدند طلبه شدند؟ موفق باشید
24337
متن پرسش

سلام: الحمدلله به همراه تعدادی معلم انقلابی جوان اهل بحث و کتابخوانی می خوایم ان شاءالله یک دوره مقالات و کتب شهید آوینی رو مطالعه کنیم و هر هفته روی مطالب خوانده شده با هم تبادل نظر انجام بدیم. ان شاءالله. ولی هرچی دنبال سیر مطالعاتی کتب شهید آوینی می گردیم چیزی پیدا نمی کنیم. چون مقالات و کتب شهید در زمینه های مختلف اعم از هنر، غرب شناسی، انقلاب و ... هستند. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه باید هر موضوع رو شروع کنیم و چه سیر و ترتیبی توی مطالعات داشته باشیم؟ اصلا از کدام موضوع شروع کنیم بهتره؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

 

24337- باسمه تعالی: سلام علیکم: از هر کجا که شروع کنید همان‌جا اول کار است. برکات خوبی حاصل می شود. رفقا کارهایی کرده اند از این قبیل:

عصر جدید

گزین گویه هایی از سید شهیدان اهل قلم

شهید سید مرتضی آوینی

۱. موعد سرنگونی فرارسیده است...

غرب ذاتی پارادوکسیکال دارد و این پارادوکس های پایانه ای، سرنوشت محتومی هستند که تمدن امروز به سوی آن راه می سپرده است. انفجار اطلاعات از همین ترمینال هایی است که تناقض نهفته در باطن تمدن امروز را آشکار خواهد کرد. وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت.  قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد. اکنون در غرب، همه چیز با سال های دهه ۱۹۳۰ تفاوت یافته است. مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی برمی آید به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه ردیف منظم آجرهایی که متکی بر یکدیگر هستند فرو ریزد، کافی است که همان آجر نخستین سرنگون شود. تمدن ها هم پیر می شوند و می میرند و از بطن ویرانه هاشان تمدنی دیگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با یک اعتماد مطلق به قدرت خویش پا می گیرد و هنگامی که این احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشید، باید دانست که موعد سرنگونی فرارسیده است. «انفجار اطلاعات»

۲. او این عالم را در درون خویش باز خواهد یافت...

تحولاتی که این روزها در کره زمین روی می دهد نوید عصر دیگری را می دهد که در آن ابوالهول از اریکه قدرت به زیر خواهد افتاد و غرب از هم فرو خواهد پاشید و تمدنی دیگر ، نه از شرق و نه از غرب ، که از خاورمیانه بر خواهد خاست. همین که دهکده جهانی آقای مک لوهان انکار شود و «وضع موجود» در خطر افتد به منفعت همه انقلابیونی است که عصر دیگری را انتظار می کشند. و مردم جهان هم اگر ترس از مرگ و عدم آرامش بر تفکر اتشان سایه نمی انداخت، در می یافتند که چقدر از وضع موجود خسته اند. کره زمین خسته است . بشر بعد از قرن ها زمین گرایی و خود پرستی احساس می کند که نیازمند عالم معنا است . او این عالم را در درون خویش باز خواهد یافت و به آن باز خواهد گشت، اما نه «بی رنج» بلکه «با رنجی بسیار» این دوران رنج اکنون سر رسیده است. «ايمان منجی جهان فردا»

۳. یک تحول انفسی به سوی قبله ای جدید...

روشنفکران سرگردان که دریافته اند منع مردم از راه دین تنها با ایجاد شک در بنیان های شریعت به قصد آشتی دادن دین مردمان با دنیای جدید و استحاله فرهنگ سنتی در فرهنگ غرب و انحلال عقل دینی در خرافه های علم نمای این روزگار میسّر است، در جست و جوی ترفندهایی برای عُرفی کردن احکام منطقی و اعتباری و اخلاقی غرب هستند، غافل که این تبدیل و تحول در فرهنگ متعارف، همواره سیری از درون به سوی بیرون دارد و تا یک رویکرد باطنی به تبع یک تحول انفسی به سوی قبله ای جدید ایجاد نشود، عُرف یک جامعه متحول نخواهد شد. پس اینان به تجدید نظری پروتستانتیستی در دین اسلام امید بسته اند، حال آنکه این عصر که باید آن را «عصر توبه انسان » نام نهاد، متناظر معکوس نهضتی است که در رُنسانس اتفاق افتاد. بشر یک بار دیگر – و این بار در سطح تمامی سیاره زمین – متوجه قبله معنویت شده است و این توجه به زودی همه معادلات و مناسبات را به هم خواهد ریخت و زمین از این وضع تعادل ناپایداری که در آن واقع شده است بیرون خواهد آمد. «آزادی قلم»

۴. زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت...

اضطرابی که بشر امروز را فرا گرفته است نشان از یک زلزله قریب الوقوع دارد، زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خویشتن خویش و عالم دیگرگون خواهد کرد. از آنجا که تمدن امروز جهان را در تسخیر دارد، انقلاب فردا نیز یک واقعه جهانی خواهد بود و به یکباره همه عالم را خواهد بلعید. حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی(س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر.آغازی بر یک پایان

5 این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد کرد...

عالم در گیر حادثه عظیم تحولی است که همه چیز را دگرگون خواهد کرد و این تحول، خلاف این دو قرن گذشته، نه از درون تکنو لوژی، که از عمق روح مجرد انسان بر خاسته است، استمرار این تحول هرگز موکول به آن نیست که تجربه تشکیل نظام حکومتی اسلام در  ایران به توفیق کامل بینجامد؛ این امری است که به مرزهای محدود نمی ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از آسمان به زمین باز گرداند، این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد کرد . این راهی است که انسان فردا خواهد پیمود و چه بخواهد چه نخواهد، لاییسم و اوما نیسم در همه صورت های آن محکوم به شکست هستند.پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

6 فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه...

غرب نیز دوران تاریخی خویش را طی کرده است و اکنون رو به سوی اضمحلال و فروپاشی دارد . غرب و شرق سیاسی هر دو مظاهر تاریخی اومانیسم بوده اند و اکنون دوران اومانیسم به سر رسیده. رفع تباین ایدئولوژیک شرق و غرب سیاسی نیز از نشانه های تاریخی این حقیقت است. اکنون انسان بار دیگر از زمین و نفس خویش روی گردانده است و به عالم معنا و آسمان توجه یافته و این مستلزم انقلاب و تحولی دیگر است خلاف آنچه در رنسانس روی داد. انسان یک بار دیگر تولد یافته است و عصری دیگر آغاز شده و کره زمین پای در آخرین مرحله تاریخ پیش از پایان نهاده است. " فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه...." پروسترویکای اسلامی وجود ندارد

عصر تمدن غرب و سیطره روح سرمایه داری بر بشر به پایان رسیده و عالم در محاصره حقیقت است ....آدم فریب خورده و از بهشت حقیقت وجود خویش هبوط کرده ، اما دیگر توبه اش مقبول افتاده است و زود است که باز گردد: "فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه ." ...وفاق اجتماعي

 

7 خورشیدی تازه را در آسمان تاریخ...

انقلاب اسلامی ایران آغاز عصر جدیدی در كره‌ی زمین است كه دیر یا زود آثار تحقق آن را در جهان آینده خواهیم دید. این انقلاب صرفاً با وجه سیاسی تمدن غربی یعنی امپریالیسم رو در رو نیست. همان طور كه پیش از این عرض شد، مثل این سخن، مثل آن است كه بگوییم: «ما فقط با دندان‌های غول می‌جنگیم و به بقیه‌ی اعضایش كاری نداریم.» آیا می‌توان فقط با دندان‌های غول جنگید و با مغز آن كاری نداشت؟ انقلاب اسلامی ایران آغاز عصر فرهنگی جدیدی در عالم و سرمنشأ تحولی فرهنگی است كه در آینده بنیان همه چیز را، از اقتصاد و هنر گرفته تا سیاست و تمدن، زیر و رو خواهد كرد و طرحی نو در خواهد افكند. ریشه‌ی همه‌ی تحولات ظاهری فردی و اجتماعی در تحولات اعتقادی است و به‌همین علت است كه حقیر با یقین كامل و با اطمینانی اینچنین، درباره‌ی آینده‌ی جهان سخن می‌گویم، چرا كه اكنون امت مسلمان بار دیگر به پیمان نخستین خویش با آفریدگار جهان بازگشته است، به عهد الست:« ألست بربكم قالوا بلی» و این عهد الست، خورشیدی تازه را در آسمان تاریخ متولد ساخته است كه نور آن سراسر جهان را در خواهد نوردید و بنیان همه چیز را دیگرگون خواهد ساخت. ترقی یا تکامل؟

8 عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است...

پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند واین نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت ، بشر مستغرق در ظلمات بیش تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد ، او قابلیت «تلقی کلمات» و «توبه» پیدا نمی کرد. " انا لله و انا الیه راجعون " «دایره کاملی» است که عالم هستی را معنا می کند. تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پیدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد برای همه بشریت یکجا اتفاق بیفتد. تعبیر «دهکده جهانی» نشان می دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسیده است، چرا که آن تحول عظیم که بشر در انتظار آن است باید همه بشریت را شامل شود _که خواهد شد. در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از آسمان معنویت هبوط خواهد کرد _ که کرده است _ و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش «توبه» خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران _ که ام القرای معنوی سیاره زمین است _ این عصر نیز آغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد. .. عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است و او می رود تا خود را باز یابد. آن که حقیقت را فراموش کند ، به مصداق "نسوا الله فانسیهم  انفسهم " خود را گم خواهد کرد و انسان امروز در یک رویکرد دیگر باره به حقیقت ، می رود تا خود را باز یابد.دولت پایدار حق

9 این سیاره به مرحله‏اى جدید از صیرورت خویش وارد شده...

عصر ما، عصر احیاء مجدّد اسلام و تمهید آن مقدّمات علمى و اجتماعى است كه مبناى تمدّن آینده بشریت در كره ارض قرار خواهد گرفت. براى ما مسلمانان، و خاصّه مسلمانان ایران، هیچ تردیدى در این زمینه وجود ندارد كه از این پس، تاریخ این سیاره به مرحله‏اى جدید از صیرورت خویش وارد شده كه مى‏توان آنرا «عصر توبه بشریت» نامید. این «توبه» كه آثار آن اكنون به روشنى در سراسر كره زمین تشخیص‏پذیر است، به سرعت به انحطاط تمدّن كنونى بشر كه ریشه در «استكبار شیطان» دارد خواهد انجامید و اهل زمین، اهلیت ولایت آل محمد(ص) را خواهند یافت و ظهور موعود اوّلین و آخرین را ادراك خواهند كرد ؛ چرا كه او عینِ ظهور و حضور است و این مائیم كه در غیبتیم و محجوب، و اینچنین بر ماست كه حجاب‏هاى ظلمت را به یكسو زنیم و اهلیتِ حضور بیابیم و زمینه‏هاى رجعت به مبانى اسلام را در همه ابعاد فراهم كنیم.رأى اكثریت

10 و او روایت تازه ای از چگونه بودن خویش باز خواهد گفت...

در اعصار جدید، وضع بشر در برابر جهان، یعنی « چگونه بودن »اش ، تغییر کرده است ...اکنون در سراسر جهان، همه ارواح منتظر دریافته اند که عصر تازه ای آغاز شده است. با این عصر تازه انسان تازه ای متولد خواهد شد – که شده است – و او روایت تازه ای از چگونه بودن خویش باز خواهد گفت... روح زمین عصر تازه ای را انتظار می برده است ...و انقلاب اسلامی طلیعه فردایی دیگر است؛ چشمه آب حیاتی است در دل این وادی ظلمات... انسان با تحولی که به تبع انقلاب معنوی اسلام در جهان ایجاد شده است وضع تازه ای در برابر هستی خواهد یافت. « من »، یعنی « کیفیت حضور انسان در عالم وجود » است که دیگرگون خواهد شد ...رمان و انقلاب اسلامی

11 هر دوره از تاریخ با عهد جدیدی آغاز می شود...

انسان در آغاز عصر تاریخی جدیدی است ... مشخصه اصلی انسان اختیار و آزادی اوست و همین اختیار است که تاریخ را بر اساس قواعدی ثابت و لایتغیر شکل می دهد. اگر انسان هایی که مأمور به ایجاد تحول در تاریخ هستند خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند، دیگر هیچ تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد. هر دوره از تاریخ با عهد جدیدی آغاز می شود که متضمن شکستن عهد پیشین است و لذا، در آغاز این تحول عظیم تاریخ، ما را نمی توان با توّهم امروزی بودن یا نبودن فریفت. اگر بنا بود ما معیارهای روز را بپذیریم، دیگر چه داعیه ای بود که خود را به رنج انقلاب و جنگ دچار کنیم؟ جنگ را بر ما تحمیل کردند تا این فکر تازه را به بند کشند و نتوانستند. روشنفکران و معاصر بودن

 

12 عصر آینده بلاشك از ‎آن اسلام است...

نظریه ترقی، تاریخ را در یك سیر ارتقایی خطی معنا می كند و بر این اساس، انسان این عصر را از همه اعصار گذشته كامل تر می بیند. آنها می گویند كه امروزه دیگر علم جانشین شریعت شده است و دانشمندان جانشین پیامبران، حال آنكه اصلاً تاریخ سیری « خطی» ندارد و صیرورت آن « ادواری» است... و همواره در پایان هر یك از دوران های جاهلی، انسان از طریق یك نهضت دینی به دورانی دیگر پا می گذارد كه عصر شكوفایی معنوی و روحانی است. ما اكنون در كشاكش یك چنین دوران انتقالی هستیم و عصر آینده بلاشك از ‎آن اسلام است. آیا شواهد تاریخی در سراسر جهان، و مخصوصاً در جهان اسلام، با صراحت این مدعا را تأیید نمی كنند؟ در جهان امروز كسی جز ما حرفی برای گفتن ندارد و این شجره نورسته مبارك انقلاب، تنها نهال سبزی است كه در این برهوت خشك و تشنه روییده است. این عصر جاهلی از همه آن اعصار جاهلی دیگر در تمامی قرون پلید تر است و شیطانی تر. عار و ثمود و فراعنه، اشراعیت و نژادپرستی یونان و روم باستان، بربریت مغول ها و... همه و همه در این دوران جمع آمده اند، اما با نقاب های موجه آداب دانی و تكنولوژی و رفاه و حقوق بشر... و الفاظی تهی از معنا، از همین نوع. و در این دار المجانین بزرگ، صاحبان عقل و دل دیوانه می نمایند و باید هم كه اینچنین باشد. ..و راستش اگر خدا با ما، و روح خدا در میان ما نبود، اكنون از انقلاب اسلامی هیچ چیز، حتی یاد و نام و خاطره ای نیز باقی نمانده بود. اما آن آتش بر ما گلستان شد... و از این بیش باز هم خواهند دید و خواهیم دید كه چگونه سخن ما كه آوای اصیل فطرت الهی انسان است، قلب ها را و فردای جهان را تسخیر خواهد كرد و علم عدالت را بر فراز این ظلم آباد بر خواهد افراشت.

فرزندان انقلاب در برابر عرصه هاي تجربه نشده سينما

 

13 عصر ما عصر تجدید میثاق با خداست...

عصر ما عصر تجدید میثاق با خداست... اگر خدا انسان را به خویش واگذارد ظلمیتی جاودان زمین را یکسره تسخیر خواهد کرد. اما در هر عصری کسی می آید از خیل منذران و هادیان، تا آن عهدی را که انسان در عمق باطن خویش با خدای دارد تازه کند؛ میثاق فطرت را. و اگر نبودند اینان، تاریخ شاهد است که بشر روی از بت پرستی هرگز بر نمی تافت. و کاش بتها تنها همان اصنام سنگی لات و هبل بودند؛ بت خود را می پرستید و متعلقات و نیازهای خود را ، شیطان را و هر فرعونی را که داعیه ی  «أنا ربکم الاعلی» سر دهد؛ آمریکا را ؛ اهوای کج افتاده ی نفس اماره را، و بت هایی دیگر راجلوه های رنگارنگ طاووس دنیا را، بی شمار....تاریخ دین تاریخ تجدید عهد فطرت است ، عهدی که میان ناس و رب الناس بسته شده و امام امت (ره) برای این تجدید میثاق آمده بود، برای شکستن بت ها و آزاد ساختن انسان از قید اغلالی که بر جسم و جانش غلبه یافته بود. تحول تاریخی عظیمی نیز که از وجود او در جهان ظهور یافت، تنها با تحولات و انقلاب هایی قابل قیاس است که از وجود انبیای اولوالعزم جلوه کرده است.امام امت و انقلاب اسلامی را اینچنین باید شناخت: از طریق معرفتی که با تامل در تاریخ حاصل می آید؛ تاریخ انبیاء و نه تواریخ رسمی.هنر ، تاریخ و میثاق ولایت

14 تنها تحولی که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد...

جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید. این دوران با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شده است و به این لحاظ، دهه شصت را باید اولین دهه از تجدید عهد محسوب داشت. غرب با شاخک های حسی خویش، فراتر از عوالم درک کامپیوتری، این حقیقت را در یافته است و بنابراین، می کوشد تا با اثبات سیادت خویش بر جهان راه را بر تصوراتی از این دست – که دوران تمدن غرب را پایان گرفته می دانند – ببندد. ... غرب با هر تحولی که منتهی به غایات او نگردد مخالفت خواهد کرد، اما میزان این مخالفت فی نفسه می تواند حکایتگر اهمیت مسئله حاضر در نگاه غرب باشد. بعد از چهار پنج قرن از رنسانس، انقلاب اسلامی ایران تنها تحولی است که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد، و لذا برای اَ حراری که حُریت را در استقلال از غرب می بینند، دهه شصت درخشانترین برهه تاریخ معاصر جهان است. بر همین قیاس، همه همت غرب نیز مصروف آن است که انقلاب اسلامی را در نظام گسترده و سیستماتیک فرهنگ خویش ببلعد. غرب انقلاب اسلامی را مبتنی بر تفکر سنتی ایران بعد از اسلام می بیند و لذا رودر رویی انقلاب را با خویش همچون مقابله « سنت و تجدد » یافته است و می داند که تهاجم خویش را باید متوجه نقاطی سازد که سنت و تجدد – به زعم او – به یکدیگر می رسند. يك هشدار

به کانال @gnoe_ir

سری بزنید صوت  میز گردی در باره اوینی در ان جا هست
موفق باشید

22984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر و خوشی، ان شاءالله که در صحت کامل هستین، استاد در جلسه ۹ چگونگی به فعلیت رسیدن باورها با استناد به حدیثی از امام جواد (ع) فرمودین که سرعت سیر به سوی حق از طریق قلب خیلی سریعتر هستش تا از طریق عبادات همراه با حضور قلب. استاد سوال بنده اینجاست؛ خوب قلب یعنی خود آزاد از زمان، در نماز هم تا از زمان آزاد نشیم که به حضور قلب نمی رسیم یا بازم در عبادات همراه با حضور قلب، پای قلب یا همون خود آزاد از زمان در میان هست. پس یعنی هر دو حالت یکی می شوند. ممنون میشم ابهام بنده رو برطرف بفرمایید.تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان به این نکته فکر کرد که حضرت می‌خواهند ما همواره حتی خارج از عبادات هم آن نحوه احساس در محضر حق را در خود نهادینه کنیم. موفق باشید

22947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مورد این بیت حافظ سوالی برایم پیش آمده: جمالت آفتاب هر نظر باد / ز خوبی روی خوبت خوبتر باد. سوالم اینست: جمال محبوب (حضرت پروردگار) مگر بهتر از این می شود که حافظ دعا می کند و می گوید «خوبتر باد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جناب حافظ اذعان می‌کنند که هر اندازه خوبی و خوبان را در عالَم در نظر بگیریم، رخ محبوب از آن هم خوب‌تر است. باید به این فکر کرد که حضرت محبوب هر اندازه ما را شایسته ببیند در جلوه‌ای متعالی‌تر از ظهور قبل به میان می‌آید. موفق باشید

22734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: ببخشید استاد بنده معرفت النفس را تا نکته ۴ خوانده ام و سوالاتی برایم پیش آمده که حل نمی شود و به همین دلیل توفیق پیدا نمی کنم ادامه دهم: ۱. چگونه باید بین مسائل معرفت النفس و اخلاقی تمایز قائل شویم؟ ۲. چگونه هستی بین شویم؟ (الان بنده هر چی می بینم همش با خودم میگم هستی اش کجاس؟ اصلا هستی اش چی هست چه جوری؟ هستی که حق بد نمیشه پس چرا الان داره بد رفتاری میکنه) ۳. اگر درست بگویم بالاترین صفت خدا مرید، و ما باید مثل خدا شویم و تا جایی که توفیق به ما می دهند صفات خدا را در خود ایجاد کنیم، در مورد اراده چگونه باید این کار را انجام دهیم؟(منظورم این است چگونه این صفت را در خود تقویت کنیم که مثل خدا باشد) ۴. به شخص خودم به شدت اراده ضعیفی دارم و بی برنامه هستم چه توصیه ای دارید برای تقویت این دو مورد؟ (چگونه باید برنامه ریزی کرد که قابل عمل کردن باشد) ۵. احساس می کنم در معرفت النفس دچار استدلال شده ام و به شدت فکرم درگیر هست چه کار کنم که از استدلال عبور کنم و به حضور برسم؟ ۶. به شخص خودم خیلی فکرم درگیر هست و گاهی بعد از چند دقیق می بینم از یک فکر رسیدم به خیالات و رویا پردازی. چگونه باید بین خیال پردازی و وهم و فکر تمایز قائل شویم؟ و چه کنیم خیالمان پاک شود؟ ۷. الان باید چه کار کنم که بتوانم توفیق پیدا کنم ادامه بدهم این راه را؟ (خواندن معرفت النفس و ان شا الله ادامه اش). التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال به ما گفته‌اند: «تو پای در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».

حداقل ده نکته را تا آخر بروید بعد ببینید آیا افقی در مقابل‌تان گشوده نمی‌شود تا برای یافتن سؤال‌های بعدی به بحث برهان صدیقین رجوع کنید؟

رفع ضعفِ اراده هم در آن است که لااقل یک راه را بگیریم و تا آخر برویم. موفق باشید

22671
متن پرسش
با عرض سلام: درباره بچه های جنگ یا بچه هایی آفریقایی و موارد مشابه فرمودید رزقشون همین بوده. ببخشید چند سوال دارم: ۱. فرض کنید یه مادر آفریقایی به جای اینکه مثلا 8 فرزند به دنیا بیاره و همه در دوران کودکیشون از گرسنگی بمیرند، یک بچه به دنیا بیاره و اون یه بچه با خوردن غذای معادل 8 نفر بچه، زنده بمونه. آیا میشه گفت رزقی که خدا برای بچه اول معین میکرد تغییر می کرد؟ یعنی رزقی که خدا برای بچه ی اول معین کرده، بستگی داره به اراده ی مادر نسبت به تعداد فرزندی که میاره؟ اگه جوابتون منفیه، لطفا توضیح بدید که واقعیت خارجی رو چطور میشه تحلیل کرد چون در واقعیت خارجی اگه آفریقایی ها کمتر بچه دار بشن، بچه های کمتری از گرسنگی می میرن (یعنی رزقشون تغییر میکنه!) و بچه های بیشتری زنده می مونن. ۲. انسان موظفه قبل از بچه دار شدن به هزینه های حداقلی بچه، فکر کنه یا نه؟ بچه دار شدن به هر قیمتی خوبه ولو که بچه از گرسنگی بمیره؟ اینکه بگیم خلق موجود جدیدی به هر قیمتی که باشه، خوبه، متناقضه با بد بودن ِبه دنیا اومدن آدم هایی که "خالد" در جهنم هستن. نمونش هم همون داستان معروفه که زنی از خدا درخواست فرزند می کرد و چون خدا میدونست بچه گمراه میشه و مادرش رو گمراه میکنه، به اون زن بچه نمی داد. کتاب رزقتون رو خوندم و با احادیث و آیات در این زمینه آشنا هستم. ولی سوالم جدیده و جوابش تو اونها نیست. پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بر مبنایِ رازقیت خداوند موضوع را بررسی کنیم دیگر رزق یک فرزند با 8  فرزند در خارج متفاوت نیست و حضرت حق قبل از تولد هرکس، رزق او را مقسوم کرده است. لذا اگر رزق 8 فرزند فراهم نبود، آن مادر 8 فرزند نمی‌اورد 2-  بر همان مبنایی که متوجه هستید، اگر رزق مقسوم فرزند از قبل در عالم نبود، آن فرزند خلق نمی‌شد. پس اقدام به فرزندآوردن به صورتی که خودمان با انواع تشریفات و یا پیرایه‌ها، زندگی را خراب نکنیم ربطی به آن ندارد که فکر کنیم بچه‌آوردن منجر به از گرسنگی‌مردنِ آن می‌شود. این نوع ورود به مسائل که بنده خدمت کاربران مطرح می‌کنم، مبتنی بر آن است که با عقلِ قرآنی و روایی به موضوعات بنگریم، هرچند که کاربران محترم ممکن است در نگاه میدانی چندان مطلب را تأیید نفرمایند. ولی مواظب باشند در تحقیقات میدانی، تحلیل‌های فرهنگ پوزیتیویستی دنیای مدرن حجاب تحقیق آن‌ها نشود. موفق باشید

22092
متن پرسش
سلام استاد: آیا فاعلیت محض خدا در اسماء بسته به وجود انسان کامل است؟ یعنی لازم و ملزوم هم هستند؟ یا حتی اگر معصوم (ع) نبود به عنوان جامع الاسماء خدا باز هم فاعل محض بود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا فاعل محض است و تمام عالم مظهرِ فاعلیت اوست. آری! از آن جهت که انسان کامل واسطه‌ی فیض است، آن فاعلیت از طریق انسان کامل انجام می‌شود. موفق باشید

21288
متن پرسش
سلام: یعنی چه یک آیه مثل قرآن بیاورید؟ خوب بفرما «و الرمان الکرز» قسم به انار و گیلاس؛ به هر حال هر میوه ای یک یا چند فایده دارد و اگر بخواهید تفسیر دیگه ای برایش بیاورید بر چه اساسی خواهید آورد در صورتی که نص قرآن چیز دیگری است. و یا «و العشا» قسم به شب؛ هنگامی که قیامت می اید. اصولا معیار و ملاک تحدی چیست؟ و چه کسی باید داوری کند؟
متن پاسخ

 

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى ‏فرمايد: «وَ انْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزه ‏بودن آنچه بر بنده ‏ى ما نازل شده شك داريد، سوره‏ اى مانند آن بياوريد. مبناى برهان اين است كه او يا به‏ واقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده، و يا پيامبر نيست و با استعدادهاى بشرى‏ اش اين آيات را تنظيم كرده است. در حالت دوم از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همه ‏ى شما جمع شويد مى‏ توانيد يك سوره مثل سوره ‏هاى اين قرآن بياوريد و اگر نمى‏ توانيد، معلوم مى‏ شود كه او از جنبه‏ ى بشرى ‏اش به چنين توانايى نرسيده، پس او پيامبر خدا است. در رابطه با معجزه‏ بودن قرآن از نظر فصاحت و بلاغت می‌توان گفت: قرآن از نظر هندسه‏ ى كلمات و نظم خاصى كه كلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طورى‏ كه نه تا آن زمان بشريت با اين تركيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسان‏ها توانستند از آن تقليد كنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراى آهنگ خاصى است كه در عين دارا بودن مفاهيم معنوى، بدون تكلف و تصنع، عالى‏ ترين معانى را در عالى‏ ترين قالب‏هاى لفظى اظهار مى ‏كند به طورى‏ كه معلوم نيست الفاظ تابع معانى‏ اند و يا معانى تابع الفاظ.

قرآن در زمانى به صحنه آمد و مبارز طلبيد كه اوج تكامل فصاحت عرب بود. از آن عجيب‏تر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) در عين فصاحت زيادى كه دارد، اصلًا شكل و هندسه‏ ى قرآن را ندارد. و اين مبارزه طلبى هنوز هم به قوت خود باقى است، مضافاً اين‏كه تا حال كسى نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتى به اين شكل در فلان كتاب بوده است. همچنان‏كه كسى نيامده بگويد من مثل آن را آورده‏ ام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيح‏تر باشد بيشتر متوجه مى‏ شود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنان‏كه جادوگران متوجه شدند كار حضرت‏ موسى (ع) از نوع سحر نيست. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره‏ ى بقره، آيه‏ ى 23.

21014
متن پرسش
با سلام: استاد دو سوال از محضر شما داشتم اولی راجع به مدل حکومت داری ما، من راجع به ولایت فقیه نظر مثبتی دارم چه اینکه یک شخص فقیه مدیر مدبر آگاه به مسائل به خوبی می تواند عدالت را در زمان غیبت امام معصوم اجرا کند. من مشکلم با کارایی و عملکرد ولی فقیه است. الان در کشور ما طوری شده که نیروی نظامی تحت اشراف مستقیم رهبری است که الحمدالله شاهد قدرت نظامی هستیم. از آن سو چون بخش اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی در مقام اجرا توسط دولت ها اجرا می شود و رهبری خطوط کلی را مشخص می کند ما به خاطر خودخواهی دولت مردان و اینکه هر دولتی آمد سعی داشت نظرات خود را پیش ببرد شاهد پسرفت در این حوزه ها هستیم. واقعا اگر از همان روز اول همه چیر تحت اشراف مستقیم رهبر در مقام اجرا می بود و خود رهبری در مسائل اقتصاد و فرهنگ به صورت مستقیم وارد می شدند بهتر نبود تا شاهد این اوضاع نباشیم؟ از نظر شما بهترین مدل حکومت داری چه مدلی است؟ اما سوال دوم راجع به خود شخص رهبری امام خامنه ای تعابیری از بزرگان و عرفای نامی راجع به رهبری می بینیم که شخصیت رهبری را دست نیافتنی جلوه می دهند و ایشان را تا مقام عصمت بالا می برند مثلا در یک جایی حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم یا تعبیری از استاد عبدالقائم شوشتری هست که می فرمایند حضرت آیت الله خامنه ای از جنس أنبیا هستند، از مُرسلین هستند در افق بسیار بالایی هستند من از فدائیان رهبری هستم این به نظر من اغراق و غلو ها راه را برای سوال و پاسخ گویی رهبری در حوزه هایی که تحت اشراف مستقیم رهبری است مسدود کرده به طور مثال در زمینه حصر موسوی و کروبی که توسط شورای امنیت ملی تصمیم گیری شد اعضای آن را رهبری انتخاب و مصوبات آن باید به تایید رهبری برسد. پس رهبری دخالت مستقیم در حصر آقایان دارند. اما سوال اینجاست ایا بعد از هفت سال زمان آن نیست که عدالت به طور کامل درباره آنها اجرا شود و فرقی بین کسانی که مسوولیت در نظام داشته و شهروند عادی نباشد حتی این عدم برخورد باعث شده تا کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد با وجود داشتن پرونده با تمام توان علیه ارکان نظام سخن پراکنی کنند این اشتباه ایشان در دخالت مستقیم درباره حصر موسوی کروبی و عدم پاسخ گویی شفاف ایشان باعث شده در این نظام کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد که از امکانات نظام استفاده کردند امروز در یک مصونیتی باشند و اینگونه سخن بگویند پس جایگاه عدالت کجاست؟ حال آیا شما حدی از خطا و اشتباه را برای رهبری قائلید و اینکه چطور نسبت خود را با ولایت فقیه تنظیم کنیم که از جاده حق و انصاف خارج نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا ساختارهای نظام اداری ما در هر سه قوه تغییر نکند، اگر هم آن امور همه مستقیماً زیر نظری مقام معظم رهبری باشد، مشکل باقی خواهد بود. مدیریت ایشان از آن جهت با ارزش است که تحت عناوینی مثل آتش به اختیار و یا رشددادن جریان‌های خودجوشِ مردمی، جامعه را از ساختارهای غربی عبور دهد 2- چون خداوند در سوره‌ی نساء آیه‌ی 113 به پیامبر خود به عنوان رهبر دینی جامعه می‌فرماید: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً»، اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى ‏كنند؛ و هيچ گونه زيانى به تو نمى ‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد؛ و آنچه را نمى‏ دانستى، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. رهبر دینی امروز ما نیز توانایی‌هایی دارند که امثال حضرت آیت اللّه حسن‌زاده با نظر به این توانایی‌های خدادادی آن‌چنان تواضع‌هایی را انجام می‌دهند، در عین آن‌که همواره حرکات رهبری را در نسبت با سیره‌ی امامان معصوم می‌سنجند و جای نقد را محفوظ می‌دارند. 3- تصمیم‌گیری‌های مربوط به شورای امنیت ملی را به عهده‌ی اعضای آن گذاشته‌اند که رئیس آن از طرف رئیس دولت انتخاب می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی