بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام 1. ایا در انتخاب همسر جا دارد روی چادری بودن حساس باشیم یا صرفا حجاب کامل باشد با هر نوع پوششی که جلف نباشد کافی است ؟ 2.بین حیا و چادر رابطه ای هست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نظر قاطع نمی‌توان داد، بستگی به موردش دارد. گاهی طرف چادری نیست ولی کاملاً مذهبی است و بنا به شرایط خاصی که دارد از چادر استفاده نمی‌کند. موفق باشید
8689
متن پرسش
با سلام: در جواب سوالی فرموده اید: "آدم به جهت آدمیت‌اش به شجره نزدیک شد نه از جنبه‌ی نبوتش که مافوق دنیا و مافیها است." چطور آدمیت و نبوت که دو جنبه متفاوتند و به ظاهر متضادند (چون فرموده اید که جنبه نبوت از دنیا و مافیها بالاتر است) در یک شخص واحد جمع میشود و او شخصیت واحدی دارد؟ واقعا مساله پیچیده ای است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مثل آن‌که فطرت و غریزه در یک نفر جمع می‌شود و یا خدا می‌فرماید: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» که فجور و تقوای نفس را در نفس ناطقه‌ی انسان جمع کرد. موفق باشید
1322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ازبحثهای به روز سبک زندگی است که درغرب خیلی موردتوجه قرارگرفته ونقدهایی هم توسط متفکران ماانجام شده خواستم بدانم که درفیلسوفان معاصراسلامی چه کسی به این بحث پرداخته ؟واصلامیشه درتفکرات امام خمینی چنین بحثهایی راپیداکرد؟اساسا سبک زندگی ماکه امروزه روبه استحاله فرهنگی ومدرن شدن است رامتفکران مادرموردش کاری ازپیش برده اند؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام کافی است ما متوجه شویم می‌توانیم به سبکی غیر از سبک غربی زندگی کنیم در آن صورت در و دیوار دین و سیره‌ی ائمه«علیهم‌السلام» و علماء دین راهنما خواهند بود. شاید در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» بتوانید موضوع خود را تا حدّی دنبال کنید. موفق باشید
858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله باسلام خدمت استاد در سلسله بحث های مدرنیته وتوهم در جلسه سیزدهم روایتی از امام باقرعلیه السلام با مضمون روح زمانه که حضرت داستان شاه و دانشمند را تعریف میکنند مطرح میشود میخواستم منبع این روایت معرفی شود با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: روایت در کتاب الکافی، ج‏8، ص: 363 و منتهی‌الآمال، انتشارات اسلامیه، تألیف شیخ عباس قمی، ج 2، ص 377و376. می‌باشد. در ضمن در جلد دوم کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» تحت عنوان نقش روح زمانه در صفحه 502 تمام روایت از کتاب منتهی‌الآمال مرحوم شیخ عباس قمی آورده شده است. موفق باشید
789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.گاها هم اتاقی هایم خورده نان که در کاسه ی غذایشان ریخته اند یا دانه های برنج که به ته بشقاتشان چسبیده را در سطل ریخته یا در چاه ظرف شویی می کنند. آیا اشکالی دارد؟ وظیفه من چیست؟ یک دوستی دارم که خیلی شعار میدهد و گاها من را برای عیوب ساده که در خودش هم هست سرزنش کرده است،در واقع او برای کمک به من ، خصلت های من را با انسان کامل مقایسه کرده و فراموش کرده که خود من هم دائما جنگ درونی دارم . برا همین وقتی او در کنارم است خیلی احساس بی ایمانی دارم و این مسئله خیلی من را اذیت می کند. چگونه از این احساس خلاص شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- شما خودتان مواظب باشید این نوع سهل‌انگاری‌ها را انجام ندهید و اگر بتوانید جلو اسراف‌کاری آن‌ها را بگیرید، ولی اگر شرایط به شما اجازه ندهد تکلیفی بر شما نیست. 2- همین طور که می‌دانید در امور اخلاقی خارج از امور واجب و حرام، هرکس باید با خودش درگیر باشد تا به مرور ضعف‌هایش برطرف شود پس تذکرات دوستان را به عنوان هدیه برای رفع عیوب بپذیرید ولی مأیوس نشوید. برنامه‌ی خودتان را داشته باشید تا إن‌شاءالله روز به روز بر فضائل اخلاقی شما افزوده شود. موفق باشید
23439
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. در شرح رساله الولایه فرمودید که علت و معلول یک حقیقت بیشتر نیست. یعنی معلول همان حقیقت است به صورت محدود و علت همان حقیقت است به صورت نامحدود. و هر چه آدم بتواند محدودیت ها و مشغولیت ها را کنار بزند به آن حقیقت خود که همان علت است یعنی خدا نزدیک می شود. حال سوال اینست که اگر بشر بتواند تمام محدودیتها را کنار بزند و به فنای ذاتی برسد آیا در آن مرحله خود را خدا می داند؟ پس این وسط علم به وجود خود که «من هستم» چه می شود؟ سوال دوم اینست که ما کاری به این نداریم که به آن مرحله می رسیم یا نه، آیا همین الان با توجه به تعریف علت و معلول حقیقی می توان گفت که من خدای محدود شده هستم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر می‌شود در موطنِ معلولیت همه‌ی محدودیت‌ها کنار برود؟ چون ذاتِ موجود عین معلولیت است. پیشنهاد می‌شود بحث «برهان صدیقین» مطالعه گردد ۲. خدا عین نامحدودیت است پس هر محدودی، غیرِ خدا است. موفق باشید

23320
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد شما در پاسخ به سوال 20976 فرمودید: «چاره‌ای نداریم که در کنار نظام آموزشی موجود، تلاش‌هایی بشود تا چشم‌ها به جایی غیر از نظام آموزشی موجود دوخته شود. این همان معنای انتقال از تمدنی به تمدن دیگر است.» و ما با نگاه تمدنی و به صورت جهادی اقدام به ایجاد جریانی کردیم که خارج از نظام آموزش و پرورش فعلی، بتواند نمونه ای در زمینه برگرداندن ولایت به پدر و مادر در امر تربیت فرزندان باشد و البته علاوه بر این سخن شما، تایید مقام معظم رهبری در دیدار از خانواده شهید مدافع حرم در مشهد که فرزندشان را به جای مدرسه به مسجد می بردند و اینکه عبارت گوش به زنگ ها را در مورد ایشان به کار برده بودند و حمایت های افراد صاحب نظری همچون جناب آقای دوستانی که از قطب های بزرگ فرهنگی شهر محسوب می شوند و خودشان سال ها در این سیستم زحمت کشیده اند هم در زمینه اقدام ما بی تاثیر نبود اما پاسخ های جدید شما به پرسش هایی همچون پرسش 23277 موجبات دلسردی ما و دوستان ما را در این جریان سازی فراهم آورده است. امیدواریم پدرانه ما را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم به جهت حساسیتی که نسبت به فضای آموزش و پرورش کشور دارم، در این مورد بسیار فکر کرده‌ام و در جریان وضع بدِ فعلی نظام آموزشی کشور هستم. ولی اولاً: معتقدم ذات آموزش و پرورش استعداد خوبی جهت تربیت نسل آینده‌ی انقلاب دارد و باید بیشترین تلاش را در جهت به فعلیت‌آوردنِ همین نظام آموزشی کرد که خود، بحث مفصلی را می‌طلبد. با آموزش‌های ضمن خدمت در ابتدای انقلاب، که متأسفانه از طریق آقای هاشمی به انحراف کشیده شد و جنبه‌ی مادی پیدا کرد، کارهایی شد که اگر به همان شکل جلو می‌رفت، آموزش و پرورش به‌خوبی احیاء می‌گشت و هنوز هم باید به آن فکر کرد. ثانیاً: باز فکر می‌کنم باید بر روی سخنان مقام معظم رهبری فکر بفرمایید که «کارِ موازی در کنار دستگاه‌های دولتی، کارِ موفقی نیست». و بر همین اساس باید فکر دیگری کرد. ثالثاً: بالاخره ما باید بدانیم افرادی را که آموزش می‌دهیم، آموزشِ آن‌ها در این زمانه ربطی تنگاتنگ با شغل آن‌ها دارد و نباید نسبت به مدرک آن‌ها سهل‌انگاری بشود. موفق باشید  

21452
متن پرسش
۲- بنده اتفاقی کتاب «آشتی با خدا» ی استاد طاهر زاده را خواندم، شور و شعفی از فهم بعضی حقایق به بنده دست داد. از طریق آن کتاب «۱۰نکته از معرفت نفس» و بعد «خویشتن پنهان» و الان نیز کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود.» را به پایان رساندم. شاید بتوان گفت به طور تئوری کاملا انسان فهم شده ام که من بنده با تن بنده متفاوت است و حقیقت روح است. ولی در به در از این کتاب به آن کتاب دنبال یک سیر و سلوک عملی از استاد بودم و هستم تا این شور و شعف را توشه راه کنم ولی متاسفانه تا کنون به طور جامع چیزی نیافتم و شاید مدتی هم مصداق «بدان امید که قصری بنا کنی روزی / به تیشه کلبه آباد خود مکن ویران» شدم و به جای جلو رفتن یا حتی در جا زدن، یک عقب گرد نصیبم گشت. خلاصه می خواستم بدانم که آیا از این تعداد کتبی که استاد عزیز به رشته تحریر درآورده اند (که اجرشان با خداوند متعال باد)، کتابی هست که راه عملی را شفاف و پله پله بفرماید یا اینکه همه از نوع دانستنی هستند. (منتها از نوع دیگرش)؟ هر چند که علم به عمل هم خود علم است ولی علم فلسفی عملی که استاد در بعضی از جاهای کتبشان ارائه دادند (مانند فلسفه روزه و زمان ها و مکان های خاص) انسان را بیشتر ترغیب به عمل می کند تا صرفا علمی که جهت اطلاع رسانی باشد) با تشکر. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمل صحیح همان دستورات شرع است. معارف الهی کیفیت عبادات شرعی را شدت می‌بخشد و تأثیر آن را زیاد می‌کند. در راستای معرفت‌بخشی به عبادات کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد می‌کنم. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

20269
متن پرسش
سلام: آیا یک روانشناس و مبلغ دینی مجاز است برای درمان مشکلات شخصیتی بیماران و جوانان این زمانه و بحران های پیش رو جوانان، مثلا مشکل عدم اعتماد به نفس مثلا مشکل عدم اطلاعات کافی از مسایل زناشویی و ... مشکلات شخصیتی بسیار دیگری که نسل جوان امروز را گریبانگیر کرده، با این استدلال که باید برای کمک و هدایت نسل جوان از طریق دنیای خود جوانان با آنها وارد بحث شد نه از طریق وعظ و منبر های معمولی و همیشگی، بعضا برای ورود به دنیای آنها و نزدیک شدن و ارتباط گرفتن و تاثیر بر نسل جوان از روش هایی استفاده کند، از سخنانی استفاده کند که خیلی اسلامی به نطر نمی رسد. یعنی آیا مجاز است با روشی که در آن سبک ادبیاتش اسلامی نیست به خاطر ارتباط با جوان استفاده کند، با نامحرم صحبت کند با این توضیح که اعتماد بنفسش بالاست و خدا را در نظر می گیرد یعنی برای هدایت افراد گناهکار و نزدیک شدن به دنیای آنها برای هدایتشان یک روانشناس و مبلغ مجاز است وارد دنیای آنها شده و از زاویه آنها، از زاویه رفتار آنها و شبیه سازی با رفتار آنها، سبب شود مخاطب را جلب کند و تاثیر بگذارد و هدایتش کند با این استدلال که وعظ و منبر بر جوانان تاثیری ندارد و باید برای ارتباط و کمک به جوانان وارد دنیای آنها شد و لو با طرز حرف زدن و رفتار آنها.... آخر الان دنیای جوان ها طوری شده با منبر و سخنرانی نمی شود به جوان نزدیک شد و ارتباط گرفت و تاثیر گذاشت. مثلا جوانها چه موسیقی گوش می کنند، چه فیلمی می بینند، طرز حرف زدنشان چگونه است، ارتباط دختر و پسر جوان در جامعه و.... خوب یک مربی و مشاور و مبلغ باید اینها راببیند تا جوان ها را درک کند. می خواستم بدانم مجاز هست یک مبلغ و مربی وارد دنیای اینها شده و خودش را با آنها شبیه سازی کند ولو با گناه؟ آخه شهید مطهری فرمودند اسلام اجازه نداده ما با دروغ شخصی را مسلمان کنیم. خواهشا پاسخ دهید. چون واقعا پاسخش برایم مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار خوبی است که انسان وارد دنیای افرادی که می‌خواهد متذکرشان بشود، بشود. ولی عنایت داشته باشید که هرگز با مطرح‌کردن هر وجهی از وجوه نفس امّاره جهت اصلاح افراد به بن‌بست و تحریک نفس امّاره ختم می‌شود و آثار سوء پنهانی را به بار می‌آورد. آری! درست گفته‌اند که: «چون‌که با کودک سر و کارت فتاد / پس زبان کودکی باید گشاد» ولی با حفظ رعایتِ جهتِ الهی موضوع، وگرنه ناخواسته نفس امّاره‌ی متربّی را تحریک کرده‌ایم. موفق باشید    

19703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: راجع به اینکه در مصاحبه با آقای عرب و نجات نژاد از بیعت برخی از معصومین با حاکمان وقت مطالبی را فرمودید، بخشی از درس تاریخ استاد طائب مورخه 95/8/19 را عینا برایتان ارسال می کنم. به این نکته توجه داشته باشید که هیچ‌یک از اهل‌بیت (ع) با حاکم زمان خود بیعت نکردند. خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «إنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أنْفُسَهُمْ وَ أمْوَالَهُمْ بِأنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» (توبه/111). خدای متعال در این آیه می‌فرماید: هرکس که حقیقتا به خدا ایمان بیاورد، در همان ابتدای کار، جان و مال خود را به خدا می‌فروشد. این، همان معنای بیعت است. بیعت از ماده بیع و به معنای فروختن است. وقتی یک نفر ایمان می‌آورد، باید با خدای متعال بیعت کرده و جان و مال خود را به او بفروشد. خدای متعال در روی زمین، نماینده‌ای از سوی خودش دارد و مؤمنین باید با او بیعت کرده و جان و مال خود را به او که نماینده خدا در روی زمین است، بفروشند. زمانی که مؤمنین با نماینده خدا بیعت می کنند، باید به صورت کامل و مطلق از او پیروی کنند. نماینده خدا در روی زمین، ابتدا خود پیامبر (ص) است و بعد از وفات ایشان، امیرالمؤمنین (ع) و دیگر اهل بیت (ع) نمایندگان خدا بر روی زمین هستند و مؤمنین موظف هستند که جان و مال خود را به آنها بدهند. حال با این تعریفی که ما از بیعت ارائه کردیم، آیا امکان دارد که امیرالمؤمنین (ع) با طاغوت بیعت کند؟ یعنی علی (ع) که خود نماینده خدا بر روی زمین است، دست بیعت به یک طاغوت بدهد؟ محال است که یک معصوم با طاغوت زمان خودش بیعت کند. اینکه بعضی گفته‌اند که علی (ع) و یا امام حسن (ع) با طاغوت‌های زمان خود بیعت کرده‌اند، حرف غلطی است. امام علی (ع) و امام حسن (ع) هرگز با کسی بیعت نکردند؛ بلکه فقط در برهه‌ای، از توسل به شمشیر برای گفتن حق خود اجتناب کردند. هیچ‌کدام از ائمه معصومین (ع) با طواغیت زمان خود بیعت نکردند. آنچه که زمان امام حسین (ع) را با دیگران متفاوت کرد، این بود که یزید اصرار داشت که آن امام بزرگوار با او بیعت کند؛ کاری که معاویه انجام نداده بود. بعضی از منابع تاریخی ازجمله تاریخ طبری نقل کرده‌اند که معاویه قبل از مرگش به یزید گفت: من راه حکومت را برای تو هموار کردم؛ ولی چهار نفر با من بیعت نکردند که یکی از آنها حسین‌بن‌علی (ع) است. از همین سخن معاویه معلوم می‌شود که امام حسین (ع) با او بیعت نکرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر هم بحث بیعت با طواغیت مطرح است و یا حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» بعد از رحلت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» مصلحت می‌بینند که با خلیفه بیعت کنند، همه در راستای حفظ اسلام و ایجاد زمینه برای ادامه‌ی فعالیت‌های معنوی است که آن‌ها به عهده دارند و چون یزید علناً فسق می‌کرد، حضرت فرمودند: «مثلی لا یبایع مثله»، مثل من نمی‌تواند با چنین فاسقی که علناً فسق می‌کند، بیعت کند. موفق باشید 

18952
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض سلام و تبریک سال نو و آرزوی موفقیّت روز افزون برای استاد گرانقدر شرمنده که مجدّدا مزاحم میشم. بنده از طلبه های قزوین هستم و چندی قبل از شما سوالی راجع به ارتباطم با یکی از دوستان داشتم که فرمودید از ایشان بخواهید مطالعه کتاب و... را بر عهده خودتان بگذارد و از رابطه مرید و مراد بازی بپرهیزید. بنده بالأخره اون نوع رابطه ام با اون دوست بزرگوارم که واقعا به گردنم حق دارد قطع شد و از شما به خاطر مشورتتان تشکر می کنم. بنده تقریبا 6 - 7 سالی (دو سه سال قبل از ورود به حوزه) است که کما بیش وارد مباحث معرفتی و ارتباط با کتب علما أعلی الله مقامهم شده ام ولی چون غالبا در انتخاب کتاب و فکر مستقلّ نبوده ام متأسفانه نوعی عدم رشد کافی و مدیریت در خود احساس می کنم و شاید بتوان گفت که از فضای خودم خارج می شوم. بحمد الله استعداد ذهنی و فکری خوبی هم خداوند به بنده عنایت کرده است و در مورد دروس رسمی حوزه مشکلی ندارم. با عرض پوزش از اطاله کلام چند سوال داشتم: 1. از این به بعد آیا شما برای بنده ارتباط خصوصی با اساتید و شرکت در جلساتشان را توصیه می کنید یا نه؟ متأسفانه در قزوین وضع جلسات اخلاقی خیلی تعریفی ندارد و بنده به شدت احساس می کنم که باید با یک استاد در ارتباط باشم، مرا موعظه کند و قلبم را بیدار کند. آیا در پی استادی باشم یا نه؟ (مدّتی است که حتّی بر سر انتقالی گرفتن به اصفهان هم فکر می کنم، یا تهران و ارتباط با استاد احمد عابدی أیّدالله اگر بپذیرند). شرمنده من راستش رو میگم اگر چه که میگن «هر راست نشاید گفت» چون معتقدم با کسی که از او مشورت می گیرم رو راست باشم. 2. در کل آیا انسان می تواند خودش به سراغ کتاب های علماء برود و تکلیف خود را بفهمد و سیر کند، اگر چنین است پس اینکه می گویند در این صورت «منِ» انسان برای خودش تعیین تکلیف می کند یعنی چه؟ استاد که اینقدر سفارش شده جایگاهی دارد؟ 3. ذهن بنده خوشبختانه یا متأسفانه یک مقدار قابل توجهی جوال است و اصطلاحا حسّ کنجکاوی قوی دارم، در مورد مسائل فردی و سلوک شخصی نقطه ابهام های زیادی در ذهنم دارم و متأسّفانه همراه با آشفتگی. در مورد ادامه راه مطالعات دینی چه توصیه ای دارید؟ (تمرکز بر سر نقاط ابهام یا....) گاهی با دیدن اختلاف نظرهای علماء به این نتیجه می رسم که شاید تنها راه برون رفت از این آشفتگی و پیدا کردن راه، انس با قرآن و تفسیر است، وقتی می خواهم به سراغ کتاب علما بروم می بینم این عالم در این موضوع کتاب دارد، آن عالم هم دارد و... و با دیدن اختلاف نظرها آشفته تر از قبل به نقطه اول بر می گردم. 3. آیا شما تمرکز بر روی کتاب های یک عالم مثلا آیت الله جوادی آملی حفظه الله یا حضرت امام رضوان الله علیه را برای بنده صحیح می دانید یا نه از همه علما حتّی المقدور استفاده کنم؟ 4. بنده الان اگر اراده ازدواج بکنم پدرم حمایت می کند و إن شاء الله مشکل مالی چندانی نخواهم داشت با توجه به اینکه هم در خود نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی احساس آیا اقدام به این امر را شما صلاح می دانید؟ (آیا انسان برای رفع نیازش اقدام به ازدواج بکند مصداق روایت «من أنکح لله أصاب ولایة الله» می تواند باشد). 5. آیا ازدواج مانعی برای سلوک بنده نخواهد بود؟ شاید که نه حتما در صورت مجرّد بودن می توانم بیشتر و عمیق تر بر روی دروس حوزوی کار کنم؟ 6. در مورد دروس رسمی حوزه هم بنده یک مقداری شاید بتوان گفت وسواسی هستم و همواره سعی می کنم مثلا در ادبیات، منطق، اصول و... بگردم و حرفی را که مستدل است بپذیرم و نه هر حرفی را، لذا به کتاب های مختلف مراجعه می کنم و شاید بتوان گفت مطالعه زیادی می کنم که همین کثرت کار علمی غالبا باعث این می شود که در نماز و ... تمرکز ذهن ندارم چه برسد به حضور قلب؟ اینکه برخی از علما می گویند کار علمی طلبه همان ذکر اوست یعنی چه؟ 7. میل زیادی به علم دارم که اگر با خودم باشد دوست دارم هیچ نخوابم و فقط درس بخوانم (البته هر مطلبی نمی خوانم سعی دارم در فضای درسی و معرفتی باشد)، آیا در پی این میل رفتن و مطالعه کردن غلط است؟ بنده می ترسم از آن کسانی باشم که روز قیامت جزو اولین گروهی هستند که وارد جهنم می شوند و به ایشان می گویند شما برای خدا درس نخواندید بلکه برای این بود که نگویند نمی دانید؟ اگر لطف کنید و سوال را بر روی سایت نگذارید ممنون می شوم. با عرض پوزش مجدّد، خیلی عذر می خواهم، خیلی طولانی شد ببخشید. جزاکم الله خیراً. و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره باید اگر می‌توانید با صوت هم که شده درس اخلاق و تذکری داشته باشید 2- اساتید محترم به این امید این کتاب‌ها را نوشته‌اند که با ما سخن بگویند 3- مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را پیشنهاد می‌کنم. مطالعه‌ی آثار علمایی که سیره‌ی حضرت امام و علامه طباطبایی را دنبال می‌کنند برای طلبه لازم است 4 و 5- اگر به درس‌هایتان لطمه نمی‌زند، اشکال ندارد 6- باید مزه‌ی عبادات و اُنس با خدا را به قلب چشاند 7- علم‌جویی در مسیر دین، یک نحوه حقیقت‌یابی و تقرب به خدا می‌تواند باشد. موفق باشید

18511
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در جایی فرمودید نزد مولوی شخصی نام محی الدین را آورد گفت نزد ما نام شیخ را دیگر مبر یعنی دو دستگاه فکری جدای از هم هستند و در جایی دیگر فرمودید چون بزرگان ما نفس ندارند اگر نور بیشتر دیدند قربان آن شخص می روند. ۱. این دو را چگونه با هم جمع کنیم؟ ۲. در سلوک ذیل شخصت امام خمینی (ره) به کدام یک از این دو بزرگوار‌ (محی الدین و مولوی ) می توان رجوع کرد؟ ۳. آیا سلوک حضرت آقا در این زمانه بنا به فرمایشاتشان در مورد مولوی، نزدیک به مولوی نیست؟ ۴. طریقه رجوع به مولوی چگونه است و آیا با مرتبط شدن با کتاب های «فیه ما فیه» یا «مثنوی» و حتی حافظ چنین رجوعی محقق می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور که می‌فرمایید آن دو بزگوار دو دستگاه دارند، نه آن‌که یکی برتر از دیگری باشد 2- حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بیشتر در دستگاه محی‌الدین سلوک داشتند 3- نمی‌شود این را گفت. زیرا هیچ عارفی از مولوی نمی‌تواند بی‌بهره باشد ولی دستگاه آقا هم بیشتر تحت تأثیر امام است 4- کار ساده‌ای نیست. بالاخره باید مدت‌ها با مثنوی و دیوان شمس به‌سر برد و قصد سلوک داشت و نه تفنن، تا خود به خود در متن این کار، راه گشوده شود. موفق باشید

14728
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی من نتوانسته ام درست منظور شما را متوجه بشوم چطور اخلاق کانت به دلیل اینکه رویکرد قدسی ندارد علت بروز دو تا جنگ جهانی شده است؟ ثانیا مگر سیاستمدارانی که این جنگها را به راه انداختند متعهد به اخلاق کانت بودند؟ ثالثا اگر متعهد نبودند همین حرف را هم می توان در مورد اخلاق اسلامی و فساد داخل کشورمان بزنیم در صورتی که می دانیم اگر مردم ما به اخلاق اسلامی عمل کنند دیگر فسادی نخواهد بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اخلاقی کانت چون نسبت اخلاق را با قیامت و عدم رعایت آن را با عذاب قیامتی منقطع کرده است، عملاً وقتی نفس امّاره در میان آید، چیزی در میان نیست که میل نفس امّاره را کنترل کند و بدین لحاظ این‌همه فساد تاریخی در فضای فرهنگی که پایه‌گذارش، نگاهِ کانت به عالم و آدم است، ظهور می‌کند. عنایت داشته باشید که غرب با تفکر فلسفی خود بعد از رنسانس جلو می‌رود. ولی در مورد انسان‌هایی که نظر به معاد دارند، اگر هم نفس امّاره به صحنه آید در همان حال به اندازه‌ای که تحت تأثیر دین باشند و تحت تأثیر فرهنگ غربی نباشند، به نحوی نفس امّاره کنترل می‌شود. موفق باشید

14693
متن پرسش
سلام علیکم: ائمه چهار گانه اهل سنت در زمینه علمی و عقلانی، جایگاه اهل بیت علیه السلام را پذیرفته اند و در این زمینه شکی نیست. اگر بنده بخواهم بعنوان یک بچه شیعه، امامت و ولایت (به معنای سرپرستی) را اثبات کنم، طبیعتا ابتدا به ساکن به آیه 55 سوره مائده استناد می کنم. اگر بصورت عقلانی در نظر بگیریم، برای این حقیر که در ابتدای راه هستم، مانعی برای پذیرش این قضیه دیده نمی شود. حال چطور این دلایل و براهین که بر همگان روشن است، با توجه به اینکه مثلا امام شافعی تعابیر زیبایی در وصف اهل بیت داشته اند، جایگاه ولایت و امامت حضرت امیر علیه السلام، برایشان قابل حل نبوده؟ اگر بگوییم که از روی کینه و غرض ورزی بوده، که قطعا اینطور نیست، پس آن اشعار زیبا در مدح اهل بیت را کجای دلمان بگذاریم؟ می توان احتمال داد که بحث تقیه در میان بوده است؟ خواهشمندم به تفصیل بیان فرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع نیاز به تفصیل ندارد. آن‌ها «ولیّ» را به معنای دوست معنا می‌کنند زیرا خلافت را یک امر سیاسی‌اجتماعی قلمداد کرده‌اند و ضرورتی نمی‌دانند که یک ولیّ خدا امور مسلمین را به دست بگیرد. موفق باشید

13970
متن پرسش
سلام: 1. استاد بنده می دانم که الان وقت ذکر یونسیه و اذکار خاص نیست. ولی نمی دانم کی وقتش می شود و من از کجا متوجه بشوم؟ 2. این کار خوب است که انسان با چند استاد عرفان مشورت داشته باشد یا موجب تشتت می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مورد ذکر مذکور با استادی که مطلب را می‌شناسد و روحیه‌ی شما را نیز می‌شناسند، مشورت کنید 2- اگر کلیت مطالب در دست شما است، مانعی ندارد که با چند استاد مشورت شود ولی اگر نه از یک استاد استفاده‌ی کامل را ببرید و بعداً اگر لازم دیدید به استاد دیگری مراجعه کنید. موفق باشید

12885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده چند وقت است که از طریق یکی از دوستان با برون فکنی روح آشنا شدم. دوستم خودشون این تجربه رو داشتن چند سوال دارم: 1. به نظر شما برون فکنی تجربه ی خوبی نیست که با بعد غیر مادیمون ارتباط داشته باشیم؟ آیا شما توصیه به این کار می کنید؟ 2. آیا روشی می شناسید که بتوان این کار را انجام داد؟ 3. آیا با برون فکنی ما وارد عالم مثال می شویم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان برون‌فکنیِ روح به این معنا نیستم. پیشنهاد می‌کنم شرح صوتی کتاب «ده نکته از معرفت نفس» را مطالعه بفرمایید، شاید خودتان در جواب‌گویی به این سؤالات صاحب‌نظر شوید. موفق باشید

12125
متن پرسش
سلام علیکم: آیا وهم و خیال دارای اصالت هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه دارای قوه‌ی واهمه است که معانی جزئی را شکل می‌دهد مثل دشمنی گرگ که در واهمه‌ی گوسفند شکل می‌گیرد و خیال یک مرتبه از مراتب ادراک انسان است. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی گفته شده و مفصل آن در جزوات «معرفت النفس و الحشر» هست. موفق باشید

8585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا «لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما» به صورت تکوینی در همه هست؟ اگر هست عزمی که در انبیاء اولوالعزم (ع) و در ائمه (ع) دیده میشود چه میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وجه تکوینی همه یکسان است چون همه از آدمیت برخوردارند و همه بر روی زمین آمده‌اند، تفاوت در شخصیت تشریعی آن‌ها است. موفق باشید
7584
متن پرسش
با سلام در کتاب تمدن زایی شیعه در مورد مرتاضی که فرموده اید با ارتباط برقرار کردن با مدبره آب توانسته بالا برود،آیا شرط برقراری ارتباط با آن ملک طهارت و داشتن نیت الهی نیست؟با شیطان میتوان برای کارهای شیطانی و لغو ارتباط برقرار کرد و کمک گرفت،اما با ملک هم میتوان برای کار لغو ارتباط برقرار کرد و کمک گرفت؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خیر؛ مرتاض‌ها به کمک تقویت نفس ناطقه و تمرکز ،می‌توانند این کار را بکنند به سی دی شرح فیلم سفر به ماوراء رجوع فرمائید. موفق باشید
6424
متن پرسش
با سلام و عرض خشته نباشید آقای خامنه ای در یکی از سخنرانی هایی که در ماه های اخیر داشتند، اشاره فرمودند که "هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که در این بازه زمانی اینقدر پیشرفت کرده باشد" می خواستم بدانم آیا جنابعالی مستنداتی در این خصوص سراغ دارید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستندات ما همه‌ی کشورهایی است که می‌شناسیم. حقیقتاً پیشرفت ما بحمداللّه با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست. سایر کشورها بیشتر عقب رفته‌اند به جای جلوافتادن. موفق باشید
3331
متن پرسش
سلام خدمت استاد بنده به لطف الهی در آستانه ازدواج و طلبه پایه پنج حوزه تهران هستم. بنده چند سالی هست که با آثار شما انس دارم و با سی دی و هم کتاب و هم سایت ،مباحث رو دنبال میکنم و علاقه شدیدی نسبت به شیوه طرح مباحث شما دارم. می خاستم بدونم پیشنهاد شما بابت اینکه برای شروع زندگی به اصفهان بیاییم و در انجا حضوری از جلسات بهره مند شویم، چیست؟ بنده چون تا به حال در جلسات ، حضوری شرکت نکردم نمی دانم آیا مانعی وجود دارد یا خیر؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم نیاز نیست از حوزه‌ی بومی خود خارج شوید. با حجت‌الاسلام آقای نجات‌بخش و ایمیل sahat@mihanmail.ir ارتباط برقرار کنید. این عزیزان در تهران جلساتی دارند در آن جلسات شرکت کنید. موفق باشید
1201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی : استاد چند وقتی است که رساله را مطالعه می کنم اما به همان زودی که آنرا مطالعه میکنم آنرا فراموش می کنم لطفا" برای رفع این مشکل توصیه ای بفرمائید . ضمنا" استاد این سوال را نیز مطرح کنم خالی از لطف نیست وآن اینکه شما ،من وهمه می دانیم که فواید ورزش بسیار است اما هرچه خود را متقاعد می کنم نمی توانم جواب این سوالها را به این موضوع بدهم که :ورزش آخر عاقبت ندارد یا اینکه ورزش وقت مطالعه ی آزاد را میگیرد یا اینکه ورزش انسان را خسته می کند ونمی گذارد به سایر فعالیت هایش برسد لطفا" در این باره هم توضیحی بفرمائید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: طبیعی است آن مسائلی در ذهنتان می‌ماند که به آن نیاز دارید و ورزش را به عنوان عاملی که موجب آمادگی روحتان می‌شود نگاه کنید. موفق باشید
24112
متن پرسش
استاد عزیز سلام: بنده به این نتیجه رسیده ام که گم شده ی زندگیه من حکمت متعالیه هست و می‌خواهم که به درک حقیقی عالم وجود با حکمت متعالیه برسم، در ضمن بنده به اندازه جواب شبهات و سوالاتی که برایم پیش می آمد از فلسفه و منطق بهره برده ام و اطلاع چندانی در این علوم ندارم و با توجه به متأهل بودن بنده و مشغله های زندگی و سنم امکان رفتن به حوزه را جهت کسب معارف اهل بیت و لاجرم قرار گرفتن در مسیر درک حکت متعالیه را ندارم، لطفا به بنده یک سیر مطالعاتی و راهکار رسیدن به هدفم را ارائه بدهید تا بتوانم با درک حقیقی عالم وجود با استفاده از حکمت متعالیه به آدمیت نزدیک و در آخر به سعادت حقیقی برسم. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده در این رابطه مطالعه‌ی مباحث به صورت زیر است:

۱. کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن. ۲. کتاب «از برهان تا عرفان» با شرح صوتی آن. ۳. کتاب «خویشتن پنهان» ۴. کتاب «معاد» هوراه با شرح صوتی آن. موفق باشید

22434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
میت وانید حداقل و حداکثر قدرت نماز شب در رشد دنیا و آخرتی و معنویت و مادیات و ... برایم بگید. چون من در مرحله ی اول به طمع کسب مواهب و امتیاز و نیاز و حاجت به درگاه خدا در ساعات سحر به نماز ایستاده ام، می خواهم بدانم اولین چیزی که خداوند می خواهد به من بدهد تا من هم قوت بگیرم انگیزه بگیرم همت کنم که این مسیر را ادامه دهم و ان شاءلله سال به سال رشد معنوی من مرا به مراتب بالای از معنویت برساند. کسب فضایل اعمال و اثرات اعمال به نظر من باید مراتب داشته باشد. مثلا من بدانم که اگر یک ماه به پای سجاده ی نماز شب آمدم چی دستم را خواهد گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عبادات باید با انگیزه‌ی اُنس با حضرت ربّ العالمین انجام گیرد و با پشت‌کار و صبر إن‌شاءاللّه حجاب‌های بین «عبد» و «ربّ» برطرف می‌شود. آری! نماز شب یکی از بهترین راه‌های اُنس عبد با ربّ است. پیشنهاد می‌شود سه جلسه‌ی صوت «همدمی ربّ و عبد» را را که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید

22220

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شرح منازل السائرین استاد یزدان پناه رو هفته ای یبار گوش بدیم یا هر روز؟ چطوری باید کار کنیم مثل مقالات شما توضیحات استاد و کنار کتاب یادداشت کنیم یا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آن شرح را وسیله‌ای برای درک عالم خواجه عبداللّه انصاری قرار دهید و هفته‌ای یک منزل از صد منزل را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید

نمایش چاپی