باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تحریف شخصیت امام بسیار بسیار بالاتر از این حرفها است که میفرمایید و حقیقتاً باید این موضوع را در حال حاضر به عنوان یکی از گفتمانهای اساسی این دوران از انقلاب به صحنه آورد. فراموش نکنید که مقام معظم رهبری فرمودند چون دشمن نتوانست محبت به حضرت امام را از این مردم بگیرد، پروژهی «تحریف شخصیت حضرت امام» را به میدان آورد تا آن اصول هفتگانهای که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» برشمردند، مورد غفلت قرار بگیرد. هرکجا که ملاحظه کردید شخصیت حضرت امام را به عنوان یک انسان خوب و متدین و با صفا مطرح کردند، ولی از آن اصول هفتگانه حرفی به میان نیاوردند متوجه باشید برنامهی تحریف شخصیت حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» در میان است. رهبری عزیز فرمودند فقیهبودن و فیلسوفبودن و عارفبودن مربوط به شخصیت اصلی حضرت امام نیست، شخصیت اصلی حضرت امام شخصیتی است که نظام شاهنشاهی را سرنگون و نظام اسلامی را به صحنه آورد و در این راستا جهان امروز را متذکر حیات دیگری کرد، غیر از آنچه جهان استکباری به عنوان زندگی به بشریت پیشنهاد میکند. مواظب باشید آنچه مقام معظم رهبری فرمودند در مورد تحریف شخصیت حضرت امام، مورد تحریف قرار نگیرد و انقلابی به وسعت جوابگویی به همهی ابعاد فردی و اجتماعی و دنیایی و آخرتی بشر امروز به انقلابی در محدودهی ایران و آنهم جهت اموری مثل امنیت داخلی و منافع ملّی تبدیل نشود. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف غلطی است به این دلیل که ما در دفاع مقدس خود جلوی آمریکا و همهی عوامل او ایستادیم و حضرت حق مقدر فرموده بود که از این طریق شریعت الهی را به صحنه بیاورد، همانطور که مقدّر فرموده بود با شهادت امام حسین«علیهالسلام» طومار اُمویان را در هم بپیچد، و حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» نیز با چنین آگاهی به صحنه قدم گذاشتند. در حالیکه در مورد حضرت ابراهیم«علیهالسلام» حضرت حق مقدر فرموده بود با نجات آن حضرت از آتش طومار نمرودیان را در هم بپیچد. موفق باشید
جواب: علیک السلام؛
خداوند در آیه 62 سوره بقره میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» آنهایی که از هر قومی از آنهایی که به ظاهر ایمان آوردند، اعم از یهودی و نصاری و صابئین- مؤمنان به حضرت یحیی«علیهالسلام»- هرکس حقیقتاً به خدا و قیامت ایمان بیاورد و عمل صالح، یعنی عملی مطابق دین الهی انجام دهد، اجر او نزد پروردگارش است و او را نه خوفی از آینده باید باشد و نه حزنی از گذشته.
علامهطباطبایی«رحمةاللهعلیه» میفرمایند: آیه فوق خطوط کلی ایمان را مطرح میکند ولی خطوط جزیی ایمان واقعیِ،را در آیات دیگر روشن میکند. پیام این آیه با توجه به سیاق، آن است که این نامهای ظاهری ارزش ندارد، ملاک عبودیت و حقیقت ایمان است.
لذا در آیه 17 سوره حج میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ» آنهایی که ایمان آوردند و یهودیان و صائبین و نصاری و مجوس و مشرکان، همه و همه روز قیامت بینشان حکم میشود و خداوند بر همهچیز شاهد و گواه است.
چنانچه ملاحظه میفرمایید در این آیه مشرکین و مجوس را هم آورده و میفرماید در قیامت تکلیف هرکس معلوم میشود.
آنچه باید مورد توجه قرار گیرد اینکه اگر کسی خلاف کرد جهنم میرود – چه مسلمان و چه غیر مسلمان – ولی در خوبی، باید علاوه بر عمل، فاعل هم خوب باشد. نمیگوید هرکس کار خوبی کرد به بهشت میرود، بلکه میگوید اگر کسی عمل صالح انجام داد و به خدا و قیامت نیز معتقد بود به بهشت میرود و ایمان را باید وحی تأیید کند و وَحیِ ناسخ که میفرماید بقیهی کتابهای آسمانی دیگر رسالت هدایت ندارند، قرآن است. پس طبق آیات قرآن، مؤمن در حال حاضر کسی است که به قرآن ایمان آورده باشد و در ماه رمضان روزه بگیرد و رو به قبله نماز بخواند.
در آیه 148 سوره بقره میفرماید: «وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَکُونُواْ یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» هر جمعیتی قبلهای دارد که رو به سوی آن دارد، به عبارت دیگر هرکدام از ملل دارای جهت خاصاند که به آن جهت روی میآورند، ولی شما خیر را انتخاب کنید و در آن سبقت بگیرید، هرکجا باشید خداوند با شماست و هیچکس از زیر حسابرسی خدا خارج نیست، چرا که خداوند بر هرچیزی قادر است.
آیه 15 سوره آل عمران میفرماید: «قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ» ای پیامبر به مردم بگو آیا از خیری بهتر از دنیا به شما خبر ندهم و آن اینکه برای اهل تقوا نزد پروردگارشان بهشتهایی است که در زیر آنها نهرها جاری است که در آن جاودانهاند و ازواج مطهره و رضایت الهی همه برای اهل تقوا است و خدا به بندگانش بصیر است و نسبت به اعمال خوب و بد آنها آگاهی دارد.
و در آیه 113 و 114 سوره آلعمران میفرماید: «لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ × یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُوْلَئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ» آنهایی از اهل کتاب که به آیات الهی کفر ورزیدند و پیامبران را به ناحق کشتند مساوی نیستند با اهل کتابی که امت قائم به حق هستند و وقتی با آیات الهی روبهرو شدند به آن ایمان آوردند و خود را به عبادات الهی سپردند و به خدا و قیامت مؤمن شدند و امر به معروف و نهی از منکر کردند و در خیرات سبقت گرفتند، این افراد از اهل کتاب که حالا به اسلام ایمان آوردند، از صالحین هستند.
با توجه به آیا فوق پلورالیسم به آن معنی که در یک زمان چند دین مورد پذیرش خدا باشد، مورد پذیرش قرآن نیست، بهخصوص که قرآن صراحتاً کسانی که برای خداوند فرزند قائل باشند را کافر میدارند و میفرماید: «لَّقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» آنهایی که میگویند مسیح فرزند خدا است کافرند. و نیز در آیه 30 سوره توبه کفر یهود را با فرزندِ خدادانستن عُزیر مطرح میکند و میفرماید: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ» یهود میگوید عُزیر فرزند خدا است و نصاری میگویند مسیح فرزند خدا است، اینها حرفهایی است که بیدلیل میگویند شبیه قول کافران قبلی ، که یک بت را خدا و یک بت را پسر او میدانستند، خدا آنها را بکشد تهمت را به کجا رساندند.
در آیه 150 سوره نساء صریحاً کفر اهل کتاب را مطرح میفرماید که به دلخواه خود بعضی از کتاب خدا را میپذیرند و بعضی را ردّ میکنند. میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً» آیه؛ حقیقت کفر اهل کتاب را بیان میکند که چگونه بین خدا و رسولش تفرقه میاندازند و میخواهند راهی متوسط بین ایمان به خدا و کفر به رسول پیش گیرند. و در آیه بعد میفرماید: «أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا...» اینها بهراستی کافرند. جالب است بدانید کسانی که در قبل تحت عنوان صراطهای مستقیم، پلورالیسم دینی را دامن میزدند، اخیراً با طرح بشریبودن قرآن میگویند بعضی از آیات قرآن اندیشههای حضرت محمد«صلّیاللهعلیهوآله» است که تحت تأثیر اندیشههای غلط و خرافی زمان خود وارد قرآن کرده است.
به هر حال بحث این است که قرآن میگوید یهود و نصاری کافرند، اندیشهی پلورالیسم میگوید: همهی ادیان در یک زمان حقاند و هیچ دینی بر دین دیگر برتری ندارد، حال سؤال این است؛ میتوان اندیشهی پلورالیسم را به قرآن نسبت داد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اینکه ممکن است این واقعه بر ساخته باشد و ربطی به آقای زرینکوب نداشته باشد؛ حرفی نیست. هرچه هست برساختهای زیبا و ابتکاری هوشیارانهای میباشد 2- مشکل اصلی در تفسیر غزل مذکور است و تطبیق آن غزل با معارف عالیه، که متأسفانه بعضی از افراد نادان که بویی از عرفان نبردهاند و فقط استادِ ادبیاتاند که مبتدا را با خبر جابجا نکنند؛ این کوتاهفکران آن غزلیات را آنچنان تقلیل میدهند که ملاحظه میکنید و در نهایت حماقت به دنبال آن هستند که یارِ دلنواز حضرت حافظ را با شاهشجاع تطبیق کنند و این بلایی است که ریشه در ظلمِ مستشرقین دارد. زیرا آنان به خوبی متوجهاند چنانچه ملتی با شورِ عشقی که جناب حافظ بنا دارد به جامعهی بشری برگرداند، جایی برای این کوتولهها نمیماند و بنده به جهت دفع این خطر تصمیم گرفتم متذکر روح کلی غزلیات حضرت لسانالغیب شوم، وگرنه هزاران فاصله بین معارف عالیهی موجود در آن غزلیات با آنچه که بنده عرض میکنم هست. آری! «آب دریا را اگر نتوان کشید / پس به قدر تشنگی باید چشید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شريعت الهى را حضور در سه بستر «فقه اكبر» و «فقه اوسط» و «فقه اصغر» تعريف كرده اند كه عبارت باشد از عقايد و اخلاق و احكام. لذا ما باید در هر سه وجهِ فوق خود را رشد دهیم 2- کار سختی است. اگر شرایط پیش آمد به طوری که انسان گرفتار اعمال لغوی نشود، نباید از مطایبه دریغ نمود 3- سعی کنید رفاقتتان را حفظ کنید 4- امیدوار به این سخن رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» باشید که فرمودند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه» توبه كننده از گناه مثل آن است كه گناهى براى او نيست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فنایِ ذات، سالک بر اساس وحدت شخصی وجود، به جایی میرسد که وجودی جز وجود خدا در عالم احساس نمیکند و حتی خود را به نور الهی احساس مینماید، در آن حدّ که فاصلهی بین شاهد و مشهود نیز از بین میرود بلکه با نگاه خدا خود را احساس مینماید. جناب خواجه عبداللّه انصاری در منازل آخر «منازلالسائرین» با نظر به بحث توحید نکات خوبی را مطرح کرده است. موفق باشید
