بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10036
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: استاد با عرض معذرت در یک سخنرانی برای بنده شبهه ای پیش آمد مبنی بر اینکه گفته اند امروز دیگر حکم ارتداد مطرح نیست و جایگاهی ندارد و باعث هرج و مرج در کشور است و این فتوایی که برخی از علما درباره ی شاهین نجفی مطرج کردند فتوای جاهلانه بوده است، مرجعیت باید دارای معنویت باشد باید حکم مثل حکم میرزای شیرازی باشد. و یا گفته شد که امام (سلام الله علیه) هم اگر عواقب حکم ارتداد سلمان رشدی را می دانست شاید آنگونه قتوا نمی داد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود حکم خداوند که رب العالمین است را ترک کرد، تنها با رعایت دستور خداوند است که بستر سعادت انسان‌ها فراهم می‌شود و تنها حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» حکم خدا را در مورد سلمان رشدی اعلام فرمودند و نتیجه‌ی آن از حدّ تصور ما بیرون است که چگونه نقشه‌های صهیونیسم با این حکم نقش بر آب شد. موفق باشید
6478
متن پرسش
سلام علیکم. من در آلمان زندگی میکنم و متاسفانه امکان خریدن کتابها و جزوات شما را ندارم. آیا من اجازه دارم که این کتابها را از سایت شما برداشته و استفاده کنم. التماس دعا و من الله التوفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً نیز عرض شده است هرگونه استفاده به هر نحوی از مطالب سایت اعم از کتاب و جزوه و یادداشت ویژه و صوت بلامانع است و این سایت نه‌تنها هیچ اعتراضی نخواهد کرد بلکه استقبال هم می‌نماید و به همین جهت برنامه‌ی Word مطالب را هم در اختیار عزیزان قرار داده‌ایم تا بتوانند هر قسمت از آن مطالب را در هرجایی که خواستند یه هر اسمی که خواستند استفاده نمایند. موفق باشید
5647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد آن فرد دچار خلاف شرع نشده است بلکه این پول قرض الحسنه را برای کارهای فرهنگی برداشته است ولی آن کسی که این پول داده است زیر همه چیز می زند و می گوید به من ربطی ندارد من فقط پول خودم را می خواهم.آن قرض گرفته می گوید شما باما قول و قرار گذاشته اید و حال پولی در دستم نیست که پس دهم باید صبر کنید که پول بدستم بیاید و پس دهم.مشکل این فرد این بوده است که از کسی پول گرفته که هیچ فهمی نسبت که زیرساخت های فرهنگی ندارد.حالا از نگاه دینی چطور باید به او نگریست؟ارتباط با آن چطور باشد؟در کارهای فرهنگی کمکی او باشیم؟ممنون از پاسخگو بودنتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره صاحب پول خوب است که فرصت بدهد و بقیه هم وظیفه دارند کمک کنند تا آن فرد قرض خود را هرچه زودتر اداء کند. موفق باشید
3169
متن پرسش
به نام خدا سلام از پرحرفی و وقت تلف کردن و بی برنامگی ام خسته شدم، میفهمم باید دست از خیالات و فکر مهمل و ... دور کنم. ولی راهش را نمی دانم. بارها شده، خواسته ام از بیهوده گویی ها و مهمل گویی رها شوم. حتی مدتی سکوت کردم. ولی برخی اوقات میبینم بعضی نقاط ضعف دانشکده و گروه و مشکلات را باید بگویم. ولی با گفتنشان باز درگیرم که چرا گفتم، اصلا حرفم به جا بود یانه؟ با اینکه همه تصدیق می کنند که باید گفت تا برطرف شود. خلاصه از دست کنترل نکردن زبانم و حرفهای زیادی زدن و ...خسته هستم. لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را پیشنهاد می‌کنم که راه‌کارهای مفیدی را مدّ نظر شما قرار می‌دهد. موفق باشید
24956
متن پرسش
مخاطب این نوشته‌م نمی‌دانم کیست، شاید خدا شاید امام معصوم شاید هم خودِ خودِ خودم که گم شده است: می دانم نمی شود و اصلن شدنی نیست و دارم زر و زور مفت می‌زنم اما دوست دارم بگویم تا همه بفهمند. با صدای بلند هم می‌گویم؛ داد می زنم تا یا گلویم پاره شود یا پرده گوش بقیه ... آخر اگر فکر دل من را نمی‌کنی فکر آبروی خودت را چی؟ فردا درباره‌ت چه می‌گویند؟ حالا من دلم را تخته کنم و چیزی نگویم یا اصلن گفتن و نگفتن من بجایی بر نخورد اما مردم که گوششان دراز نیست، آخر بین خودشان چیزی خواهند گفت! چرا شده‌ای مثلِ دیوار، این دل بی‌صاحب وقتی بهم می ریزد و التماست می‌کند، به پایت می‌افتد چرا تکانی هم نمیخوری بفهمم اصلن شنیده‌ای یا نه! آخر اگر این قدر با دیوار هم صحبت و درد دل می کردم ترک برمی داشت یا تکانی به خودش می داد اما دریغ از همان تکان کوچک. اصلن می دانی چیست؟ ایراد از من است که رک و رو راستم، بلد نبودم شاعری کنم و حرفم را با استعاره و کنایه و این چیزها قشنگش کنم و برایت بفرستم. همان چیزی که بود را ساده و خلاصه شده می گفتم، می دانی چند بار برایت گفته‌ام که دلم تنگ است، صاحب ندارد، بی‌خود شده است، بهم ریخته است، آشفته شده. فایده که نداشته. اصلن همین الان گوش می کنی چه می‌گویم؟ حتما شنیده‌ای که شاعر می‌گوید ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان؟ می خواهم بگویم ما را به خیر تو امید هم اگر نباشد حداقل فحشی بده، یا بیا بزن توی گوشم تا بدانم حداقل از من بدت می‌آید، بیا من مثل بچه‌های لوس گوشم را می گیرم جلو تا بزنی سرخ و کبودش کنی اما بدانم در این حد قابل توجه بوده‌ایم. ولش کن هرچه بگویم که فایده‌ای ندارد. ولی بدان که اگر بقیه از حال و احوالی که شب و روز از بی‌توجهی جنابعالی بر من می گذرد با خبر شوند زشت می شود. از ما گفتن بود نگویی که نگفتم. جناب استاد عزیز خواستم بگویم که: دیگر کسی به داد دل ما نمی‌رسد / شب خانه‌زاد ماست، به فردا نمی‌رسد / رودیم، سربه‌زیر و سرازیر می‌رویم / رود شکسته‌ای که به دریا نمی‌رسد / سیبیم، سیب شاخه‌نشینی که از قضا / یک عمر سنگ می‌خورد اما نمی‌رسد / بوی گل و نسیم سحر قسمت شماست / پای بهار ما که به صحرا نمی‌رسد / من با تمام حنجره‌ام داد می‌زنم / یا می‌رسد به گوش شما یا نمی‌رسد / ای ساکنان سایه! شما هیچ‌تر ز هیچ / چشم شما چرا به تماشا نمی‌رسد؟ / حس و حال کسی رو دارم که تو لجن‌زار گیر افتاده و هر چی دست و پا می زنه در نمیاد و منتظر نشسته کسی بیاد بغلش کنه و تیکه شکسته‌‌ی وجودش رو به هم بچسپونه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم شما که با تمام حنجره‌تان داد می‌زنید نباید معلوم کنید قضیه چیست و خود را معرفی نکرده انتظار دارید که گوش بنده بشنود؟ معلوم است باید این‌گوش به گوینده‌ای گوش بسپارد که مشخص باشد کیست. آری انسان وقتی به مأوایی رسید سرگردانی‌هایش شروع می‌شود. مگر قصه‌ی «من عشقنی عشقته» تا آن‌جا که فرمود «چون عاشقش شوم به قتلش می‌رسانم و خودم دیه‌ی او می‌شوم» را نشنیده‌ای؟ پس چرا جای بی‌تابی؟ نگاه عمان سامانی به کربلاییان را بنگر و فکر کن. موفق باشید
چون دل عشاق را در قيد كرد / خودنمائي كرد و دلها صيد كرد / امتحانشان را ز روي سرخوشي / 
پيش گيرد شيوه ي عاشق كشي / در بيابان جنونشان سر دهد / ره به كوي عقلشان كمتر دهد / دوست مي دارد دل پر دردشان / اشكهاي سرخ و روي زردشان / چهره و موي غبارآلودشان / 
مغز پر آتش دل پر دودشان / دل پريشانشان كند چون زلف خويش / زانكه عاشق را دلي بايد پريش / خم كندشان قامت مانند تير / روي چون گلشان كند همچون زرير / يعني اين قامت كماني خوشتر است / رنگ عاشق زعفراني خوشتر است / جمعيتشان در پريشاني خوش است / قوت جوع و جامعه عرياني خوش است / خود كند ويران دهد خود تمشيت / خود كشدشان باز خود گردد ديت / تا گريزد هر كه او نالايق است / درد را منكر طرب را شايق است / تا گريزد هر كه او ناقابل است / عشق را مكره هوس را مايل است / وانكه را ثابت قدم بيند به راه / از شفقت مي كند بر وي نگاه / اندك اندك مي كشاند سوي خويش / مي دهد راهش به سوي كوي خويش / 
بدهدش ره در شبستان وصال / بخشد او را هر صفات و هر خصال / متحد گردند با هم اين و آن / 
هر دو را موئي نگنجد در ميان / مي نيارد كس به وحدتشان شكي / عاشق و معشوق مي گردد يكي / لاجرم آن شاهد صبح ازل / پادشاه دلبران عزوجل / چون جمال بي مثال خود نمود / 
ناظران را عقل و دل از كف ربود / پس شراب عشقشان در جام ريخت / هر يكي را درخور اندر كام ريخت / بادشان اندر رك و پي جا گرفت / عشقشان در جان و دل مأوا گرفت / جلوه ي معشوق شورانگيز شد / خنجر عاشق كشي خون ريز شد. 

23005
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: استاد علامه طباطبایی در بخش روایی تفسیر آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره مائده آنجا که بحث مائده آسمانی برای حواریین است این طور می فرمایند: در روايتى كه كافى از محمد بن حسن از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از محمد بن حسن اشعرى از حضرت رضا (عليه السلام) نقل كرده دارد كه امام فرمود: فيل از مسخ شدگان است، اين حيوان پادشاهى بوده كه بسيار زنا مى كرد. و همچنين گرگ كه آن هم عربى نادان بوده كه كارش ديوثى بوده است، خرگوش زنى بوده كه به شوهرش خيانت مى كرده و خود را از حيض غسل نمى داده. خفاش شخصى بوده كه خرماى مردم را مى دزديده ميمون و خوك از بنى اسرائيل بودند و دستور دينى روز شنبه را زير پا گذاشتند، جريث كه نوعى از ماهى است و همچنين سوسمار از بنى اسرائيل بودند كه وقتى مائده بر عيسى بن مريم نازل شد مع ذلك ايمان نياوردند و به همين جرم مبتلا به سرگشتگى و تحير شدند، بعضى به درياها ريخته و به صورت ماهى در آمدند و بعضى در بيابانها پراكنده شده و به صورت سوسمار مسخ شدند. موش از زنان فاسق بوده . عقرب سخن چين و خرس و سوسمار بزرگ و زنبور، قصابهائى بوده اند كه كم فروشى مى كرده اند. اين روايت با دو روايت قبلى معارض نيست و ممكن است بين اين روايت و آن دو، جمع نمود و گفت : بعضى از بنى اسرائيل در انكار مائده به صورت خنزير و بعضى ديگر به صورت جريث و سوسمار درآمدند، ليكن اين روايت از جهت ديگرى محل اشكال است و آن اين است كه در اين روايت آمده : متخلفين از دستور روز شنبه به صورت ميمون و خوك مسخ شدند و حال آنكه در آيه شريفه اى كه در بالا ذكر شد و همچنين در آيه اى كه نظير آن در سوره اعراف است دارد كه ايشان به صورت ميمون مسخ شدند و اتفاقا سياقشان هم طورى است كه از آن بر مى آيد به غير ميمون مسخ نشدند. (و خدا داناتر است). سوال: جناب علامه این روایت را رد کرده اند یا قبول؟ اگر قبول کرده اند یعنی واقعا این حیوانات نام برده شده از نسل همان انسانهای مسخ شده اند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که علامه‌ی طباطبایی می‌فرمایند امت‌هایی که مسخ می‌شوند پس از مسخ‌شدن می‌میرند، نه این‌که این حیوانات، همان امت‌های مسخ‌شده می‌باشند. آری! آن‌هایی که مسخ می‌شوند به همان صورتی که روایت می‌فرماید، مسخ می‌شوند ولی بعداً می‌میرند. این حیوانات که در طبیعت هستند از مادری از جنس خودشان متولد شده‌اند.

اشکال ندارد که آیه‌ی مذکور صورتِ غالب مسخِ آن قوم را متذکر شود، ولی نحوه‌های دیگری هم که در میان آن قوم بوده‌اند، به شکل‌های دیگر مسخ شوند. موفق باشید  

21685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد طاهرزاده عزیز: چند شبهه نسبت به فرهنگ مدرنیته و اسلام در ذهنم وجود دارد و در مباحثه غرب شناسی که با دوستانم انجام می دهم، این شبهات نیز در ذهن رفقا وجود دارد و نمی توانند مباحث غرب شناسی را خوب هضم کنند. ۱. اگر امام صادق (ع) علم داشتند، چرا برق را اختراع نکردند؟ ۲. اگر ادیسون برق را کشف نمی کرد یا اینکه لامپ را اختراع نمی کرد یکی دیگر آن را اختراع می کرد. دیر یا زود. ولی بالاخره توسط شخصی یا اشخاصی اختراع می شد. ممکن هم بود در تمدن مسلمانان اختراع می شد. چطور ما باید از هر چه که دستاورد غرب باشد را کنار بگذاریم. آیا مشکل ما فقط با اسم «غرب» است؟ همین سوال را در تمامی موارد دستاورد های غرب و تمدن تکنولوژی می توان پرسید مثل اتومبیل. ۳. می گویند امام صادق علیه‌السلام ۴۰۰۰ تا شاگرد در علوم مختلف پرورش دادند در علومی مانند شیمی ، فیزیک ، ریاضی ، نجوم و.... و شاگرد ایشان جابر بن حیان پدر علم شیمی می باشند. پس چطور در مباحث غرب شناسی با علومی مانند شیمی و ریاضی و فیزیک مخالفت می شود و گفته می شود که همین علوم زمینه انحراف بشر از هدف اصلی شان را ایجاد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در کتاب‌های مختلفی که در رابطه با غرب‌شناسی هست‘ جواب داده شده است. اقل نکته‌ای که می‌توانم عرض کنم آن است که اساسا علم جدید با تقابل با طبیعت پیش آمده است و علمی که اولیاء الهی بخواهند به بشر بدهند علمی است که در بستر طبیعت پیش می‌آید. به قول آقای سید حسین نصر‘ نه کیمیا همان شیمی است و نه علمی که ابن هیثم داشت علم فیزیک است. موفق باشید

21187
متن پرسش
سلام استاد: استاد اون چیزی که تا الان در رابطه با جسمانی الحدوث بودن برام قابل فهم شده رو میگم که اگه اشکالی یا ناخالصی داره اصلاح بفرمائید: نفس انسان در مقام کلی یعنی روح بدون شخصیت در جسم در بدن مادر دمیده میشه، همین روح در مقام کلی چون میدونه که روح جزیی به چه بدنی نیاز داره متناسب با اون بدن رو شکل میده و روح جزیی در طول استفاده از بدن استمرار پیدا میکنه و بعد از مرگ به نشئه دیگه منتقل میشه البته با بدن جدید و نتیجه ساخت اعمال و عقاید و اخلاق این چیزیه که درک کردم. حالا یه شبهه یا سوال دارم: اگه بودن من به بدنه، پس چرا در عالم ماده میگیم ما هستیم و بدن نقشی در بودن ما نداره و فقط ابزاره؟ یعنی اگر اینجا بودنمان به خودمان است نه ماده پس در عالم دیگه هم بودنمان وابسته به صورت یا همون بدن برزخی نیست. لطفا کامل جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب 21186 عرض شد در برزخ و قیامت همان روح است که مبتنی بر عقاید و اخلاق، صورت پیدا می‌کند پس دوگانگی بین روح و بدن نیست و عقاید ما به معاد جسمانی بر همین اساس است که عقاید و اخلاق صورت پیدا می‌کنند حال چه با بدن و چه با اطراف بدن که باز از درون انسان یعنی از عقاید و اخلاقش اطراف هرکس را احاطه می‌کند. موفق باشید  

19850
متن پرسش
سلام استاد: فصل های اول کتاب ولایت فقیه امام را خواندم تا آنجا که به شایستگی و معرفی فقها برای اداره حکومت می رسد. نتیجه گرفتم که دوباره باید انقلابی شود تا این صحبت های امام تحقق یابد! واقعا که وا اسفاه دارد. شما خوتان هم بخش های آغازین کتاب را بخوانید می فهمید که انگار امام خمینی خیلی ازین حرف ها را برای الان مملکت ما زده است، در حالی که انقلاب کرد تا این وضع را اصلاح کند. وقتی که اهل بیت می گویند قیام نکنید فایده ای ندارد، آن نتیجه ای که می خواهید را نمی گیرد برای همین است. وا اسفاه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال همه‌ی تلاش ما باید اصلاح مردم از طریق بستری باشد که انقلاب اسلامی فراهم کرده است و با حاکمیت سکولارها به این مقصد نمی‌رسیم زیرا دنیا، دیگر دنیای 50 سال پیش نیست که هرکس بتواند به‌راحتی دین خود را حفظ کند. امروز باید با روحیه‌ی تقابل با کفر و استکبار دین‌داریِ خود را شکل داد. موفق باشید

19795
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حضرتعالی در کتاب ادب و عقل در ادامه انقلاب اسلامی به تفاوت امام خمینی (ره) و آیت الله بهجت (ره) پرداختید. سئوال این حقیر این است که از نظر تجلی اسماء الهی بر قلب این دو بزرگوار بفرمایید که چه اسماء الهی هست که امام از آن برخوردار بودند اما آیت الله بهجت (ره) برخوردار نبودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض شد خداوند مطابق دغدغه‌های سالک انوار خود را بر قلب سالک متجلی می‌کند. دیگر موضوع مربوط به نسبت خود سالک با حضرت ربّ است. موفق باشید

19718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحمتان می شوم. در این ایام به شدت احساس کردم که احتیاج به یک استاد اخلاق واقعی دارم. فقط نمی دانم از کجا شروع کنم و چه کتبی بخوانم. و با توجه به اینکه فقط نوجوانی پانزده ساله هستم نمی دانم با چه استادی شروع کنم که هم متوجه صحبت هایشان بشوم و هم واقعا رشد کنم. چند وقتی هم معراج السعاده را اجمالی می خواندم ولی دوستی به بنده گفت که کتاب سنگینی است و برای شما زود است به نظر خودم درست می گفت ولی بنده نیاز دارم به کتاب و استادی که هم رشد کنم و هم صحبت هایشان را متوجه بشوم. چون در شهر مقدس قم هم زندگی می کنیم از نظر داشتن اساتید خوب اخلاق موقعیت خوبی داریم. لطف کنید کتاب و اساتید اخلاقی خوبی معرفی کنید تا بتوانم از آنها استفاده کنم. خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید با معارفی مثل «معرفت نفس» شخصیت علمی اخلاقی خود را شکل دهید. پیشنهاد ما بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح 10 جلسه‌ای آن است. کتاب و صوت مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید

19346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: مساله انتخابات کمی گیج کننده و البته حساس به نظر میرسه (مثل همیشه) بین سه نفر آقایان رئیسی، قالیباف و میرسلیم آیا تفاوتی می کند به کدام رای دهیم از نظر تاثیر در سرنوشت کل ماجرا؟ اگر به آقای میرسلیم رای بدیم اشکالی پیش می آید؟ می بخشید نمی خواستم وقتتان را بگیرم برای همین رفتم سر اصل مطلب و خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید. ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض آن‌که آقای روحانی در مرحله‌ی اول رأی کافی نیاورند، به هرکدام از نامزدها که رأی داده شود تا جبهه‌ی مقابل آقای روحانی سنگین‌تر شود و انتخابات به دوره‌ی دوم کشیده شود تا در دور دوم آن‌کسی که بیشترین رأی آورده است در مقابل آقای روحانی قرار گیرد، فرق نمی‌کند. موفق باشید

19203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب در ارتباط با خداوند: 1. چه سوالاتی حجاب ایجاد می کند؟ 2. چه سوالاتی حجاب را سخت تر می کند؟ 3. وضعیت کسانی که با مباحث عرفانی بیگانه اند بعد از مرگ چگونه است؟ با توجه به اینکه در مباحث معاد فرمودید ملکات اشخاص مجسم می شود و این جسم برای همیشه هست پس چگونه اهل جهنم (غیر از خالدین در آتش) بهشتی می شوند؟ 4. اگر امکان تغییر هست و اهل جهنم بهشتی می شوند چرا برای خالدین این امکان وجود ندارد؟ 5. بطور کلی آیا حیات پس از مرگ و اینکه سرنوشت هرکس چیست از اسرار الهی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی روی سایت را از «ده نکته در معرفت نفس» تا «معاد» با شرح صوتی آن‌ها دنبال شود إن‌شاءاللّه به خوبی سؤالاتتان رفع و راه برایتان گشوده می‌شود. موفق باشید

15406
متن پرسش
سلام: این که می‌گوییم کارهای انسان هم به اختیار خود او است و هم قضا و قدر الهی دخالت دارد، به این معنی که خدا اراده فرموده و مقدّر کرده که بشر سرنوشت خود را تعیین کند. بشر مختار و آزاد آفریده شده، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است اما می ماند موضوع سحر که در آن اختیار خود بشر نیست بلکه از جانب شخص دوم سرنوشت دیگری برایش رغم می خورد یعنی نتیجه اعمال و اختیار خود شخص نیست. آیا می توان گفت بله این همان قضا و قدر الهی است که سرنوشت شخص را رغم می زند؟ در صورتیکه شخص اطلاع پیدا کند وظیفه او چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این موضوع نیز در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بحث شده مبنی بر آن‌که ساحران آن‌چنان مختار نیستند که در سرنوشت ما تأثیر بگذارند، مگر آن‌که ما خودمان زمینه‌ی تأثیر کار آن‌ها را با ضعف عقیده فراهم کنیم. موفق باشید

14635
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل همانطور که مستحضرید بهترین راه خوسازی راه معرفت نفس است. آیا یک مبلغ دینی و طلبه در فعالیتهای تبلیغی خود می تواند این راه را به همه ارایه دهد؟ آیا ممکن است برخی از مردم این راه را به دلیل سختی آن قبول نکنند؟ آیا ممکن است فردی کتبی مانند خویشتن پنهان را دوست نداشته باشند؟ البته این کتاب یکی از بهترین کتب است. منظورم این است که با توجه به تفاوتهای سنی و فرهنگی و علمی افراد، راه معرفت نفسی برای خودسازی همه مفید است؟ برخی ممکن است فقط از طریق ذکر و عبادت و خواندت قران و حدیث و زیارت حرم هاو کتابهای کلامی و تفسیری بخواهند خودسازی کنند. چطوری می توان آنها را عاشق راه معرفت نفسی کرد؟ معمولا آن افراد راه معرفت نفسی را دوست ندارند. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می دانید که راه های رسیدن به خدا به اندازه ی انفاس خلائق است بنابراین لازم نیست همه از طریق معرفت نفس این راه را طی کنند. از طرفی بعضی از قسمت های کتاب چندان آرام و نرم نیست. بنده به رفقای المیزان عرض کرده بودم قسمت مربوط به نظران حضرت علامه را یا در آخر کتاب بگذارند و یا در پاورقی، که معجزگویی علامه موجب زحمت رفقا در ابتدای امر نشود. موفق باشید

14152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل من ترسو هستم و در مواقعی که شرع و اخلاق به من اجازه ظهور غضب را داده اند نمی توانم غضب را ظاهر کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه بیشتر مطابق عقیده‌ی الهی‌تان عمل کنید، بیشتر موفق می‌شوید در انجام وظایفی که باید انجام دهید. موفق باشید

13959
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اينكه فرموديد منظور از قبر در روايات همان برزخ است، آيا گذاشتن تربت امام حسين عليه السلام در قبر براي ميت فايده اي دارد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا نظر مبارک حضرت به محل دفن‌شان نیز می‌باشد و لذا آن تربت در شرایط خاصی قرار خواهد داشت. موفق باشید

13777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد دو سوال داشتم اولیش مربوط به آقای علی اکبری که در ماهواره ادعای انرژی درمانی میکنه تو جواب قبل گفتین فقط با خیالات بازی می کند ولی قبلا که ایران بود خانه ی یکی از اقوام ما آمد و واقعا قدرت داشت با دست با فاصله چنگال را خم کرد و تقریبا داشتن انرژی قطعی هست از آن طرف این بنده خدا به ظاهر متدین است. می خواستم ببنم اگر انرژی داشته باشد می تواند از تلویزیون و آن طرف دنیا تاثیر بگذارد؟ ادعا می کند تو ساعت خاص با تلپاتی انرژی می فرسد اکثر هم جواب می گیرند و درد و مریضی شان خوب می شود درباره ی این مرد کمی توضیح دهید چون فوق العاده مشهور شده و همه جا حرف از قدرت اوست می شود با توضیح و ادله بیاوردید که بتوانیم دیگران را هم متقاعد کنیم. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان با تمرکز روی پدیده‌ها تأثیر بگذارد، بحث دیگری است که به قدرت نفس بستگی دارد. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» شده است که می‌تواند مبنای تحلیل این امور قرار گیرد. در ضمن عرایضی در شرح فیلم «سفر به ماوراء» در این مورد شده است. موفق باشید

9630
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: قصد انجام فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و آموزشی در دانشگاه داریم. با توجه به اینکه شما با جوانان ارتباط دارید و به نیازهای قشر جوان دانشجو آگاهی دارید، اولا اینکه چه فعالیتهایی را پیشنهاد می کنید؟ ثانیا در رابطه با سیر مطالعاتی و مسابقات کتابخوانی چه کتابهایی را شما پیشنهاد می کنید؟ اگر در قم در رابطه با بحثهای عفاف و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر و ازدواج و روابط دختر و پسر و خودشناسی سخنران و استاد و یا موسساتی که در این زمینه ها فعالیت دارند می شناسید لطفا معرفی کنید و همچنین اگر در این موارد کتابی می شناسید لطفا معرفی کنید. من و جمعی از دوستانم دغدغه ی فعالیتهای فرهنگی برای دانشجویان دانشگاهمان داریم ولی نمی دانیم چگونه و از کجا شروع کنیم چون فعالیتهای زیادی در نظر داریم ولی با توجه به محدودیت زمان و بودجه ای که دانشگاه در اختیار می گذارد به دنبال بهترین گزینه ها برای فعالیت در شرایط کنونی دانشگاهها از لحاظ مذهبی و فرهنگی و سیاسی هستیم. لطفا ما را راهنمایی بفرمایید. با تشکر از لطف شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه نشان داده اگر مباحث معرفت نفس و مباحث انقلاب اسلامی را با دانشجویان در میان بگذاریم جواب می دهد و هویتی را که باید در پرتو ارادت و اطاعت از ولایت امر به‌دست آوردند ظهور می‌کند. موفق باشید
7460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در مورد اذان : 1- آیا روایات مبنی بر اینست که خوش صداها بگویند یا خیر؟2- حال در مورد بلال گفته اند خوش صدا نبوده و پیامبر ص هم اصرار بر عدم تغییر ایشان داشته اند آیا این درست است ؟ علت چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقلاً و شرعاً همین طور است 2- کسی نگفته بلال خوش‌صدا نبوده، او در اداء بعضی از حروف سلیس نبوده. موفق باشید
7446
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز از اوایل آشناییم با شما و دنبال کردن مباحث یه چیزی همیشه ذهنمو مشغول کرده:و اون جامعیت شخصیت بعضی افراد است. استاد عزیز من درباره خودم کاملاپراکندگی را حس میکنم و اینکه وقتی یکی از مباحث شما را دنبال میکنم یا کتابی را میخونم بقیه مباحث از دستم در میره ونمیتونم همه رو باهم داشته باشم و دلیلشم درست نمیدونم.لطفا کمکم کنید دلیلشو بفهمم و بتونم به جامعیتی که برای شخصیت هر انسانی لازمه برسم. فراوان ازتون ممنونم و برامون دعا کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرام‌ارام با روح توحیدی که در ادامه‌ی کار برایتان پیش می‌آید که به لطف الهی هر مطلبی را در مطلب دیگر می‌یابید. علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» فرموده بودند من همه‌ی قرآن را می‌توانم در یک سوره بیابم. موفق باشید
4227

رفع غضببازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشید محضر استاد گرانقدر. اینجانب خیلی زیاد بدخلق وعصبی هستم وباکمترین چیزی غضب وپرخاشگری می کنم وخیلی ازاین قضیه رنج میبرم. احادیث و گفته های زیادی در رابطه با غضب مطالعه کرده ام ولی نمی توانم با توجه به این که این بیماری ارثی وخانوادگی می باشدودرکل همه اعضاء مبتلا هستند راه درمان قطعی چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر هم ارثی باشد می توانید آن را رفع کنید پیشنهاد می کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» حضرت امام خمینی«رضوان‌الهح‌تعالی‌علیه» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
1394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد گرامی من بعد از یک مدت کار کردن بر روی مسائل معرفتی و مطالعه زندگی عرفا اکنون از هیچ چیز در زندگی لذت نمی برم و بسیاری از مسائل موجود در جامعه را پوچ و وقت تلف کردن می دانم برعکس عده ای از افراد که از کوچکترین چیز در زندگیشان از آن لذت می برند . آیا این یک آفت برای راه سیر و سلوک است .احساس غم - دل مردگی- تلف کردن عمر تا این لحظه را دارم . لطفا مرا راهنمایی کنید که از این حالت چگونه خارج شوم.آیا این حالت در قبض بودن است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: این مرحله به معنی آن است که از وَهمیات زمانه عبور کرده‌اید و هنوز با حقایق مرتبط نگشته‌اید با تدبّر در قرآن و روایات مرحله‌ی دوم را شروع کنید. پیشنهاد می‌کنم قسمت کفر و ایمان اصول کافی را مطالعه نمایید. موفق باشید
1231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات استاد فرزانه. سئوال بنده این است که یکی از فضائل اخلاقی این است که انسان خود را برتر از دیگران نداند ، این عدم خود برتر بینی به چه معنا است ؟معصوم که همه صفات را در حد اعلا دارد آیا خود را پایین تر از همه مخلوقات می بیند ؟ما در جاهایی داریم که معصوم خود را برتر معرفی می کند؟ برای اشخاص عادی هم پیش می آید مثلا شخصی می بیندبر اثر تلاشی که کرده است فلان صفت الهی را کسب کرده در حالی که فلان شخص دیگر این صفت را ندارد حال این شخص چگونه خود را پایین تر از او بداند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عدم خودبرتر بینی آن است که اگر انسان توفیقاتی هم نسبت به دیگران دارد آن را لطف خدا بداند و در همین راستا امام سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ أَنَا ... أَقَلُّ الْأَقَلِّین‏ و اذل الاذلین». موفق باشید
22250
متن پرسش
با سلام: استاد بزرگوار چرا اینقدر اصطلاحات رمزگونه می گذارند روی اعمال؟ مثلا نماز با مراقبه چه فرقی داره؟ آیا اشکال داره یک اسم دیگر بهش بدیم؟ دوم اینکه من با اینکه فهمیده ام که نماز مراقبه ایست که ما را به حضور میرسونه، بیرون رفتن از توهم و تک افتادگی و یک سیر درونی دارد، اما هر از گاهی لای الفاظ و مفاهیم ذهنی گم میشم و مثلا الله اکبر گفتن ها و صحبت کردن با یک موجود برتر، به گونه ای برای یک فرد معمولی گمراه کننده هم میتونه باشه، حتی در حد مریضی که من می بینم برخی از افراد به نوعی درگیر این تصورات هستن. منظورم این هست که میتونه بر توهمات ما بیفزاید. مثلا من خودم گاهی وقتها که اذکار و سوره ها را قرائت می کنم در صورت می مانم و نمیتوم فراتر برم و ناراحت میشم. یک آن به خود میایم و می بینم فقط دارم به معنی این اعمال و اذکار فکر می کنم که این خم و راست شدن منو به کی میرسونه و آیا بجز این الله گفتن نمیشه راهی بود؟ و اصلا من مگه چقدر احمق باشم که کسی رو بپرستم که نامش رو هم الله گذاشته ام و دارم می پرستمش ولی نمیدونم کجاست؟ و چطوری میشه ارتباط برقرار کرد و این دست افکار ماورایی داشتن و تصور موجودات خیالی که از ما برتر هستن. ببینید استاد این افکار درسته ساده لوحانه و مال یک آدم بی دانش و مبتدی هست ولی حقیقت این هست که من گاهی یادم میره اصلا حس و حال واقعی و همینطور بدم میاد از این حماقت که میدونم حال خوبه نیست و نمازم یکجور بازی با الفاظ هست و ذهن خودم هست و حتی وقتی یک مرتبه به خودم میام می بینم اصلا حضور ندارم و صداهای اطرافم و نشنیدم و یکجور دارم تو ذهنم غرق میشم و غرق خودم و افکار هستم. در صورتیکه یک مراقبه واقعی این هست که در همان مکانی که هستیم حضور موثر داریم و غرق در خود نیستیم و اگر صداها را نشنویم یا مثل حضرت علی علیه سلام که درد را حس نکرد وقتی شئ را از پای ایشون خارج کردند و متوجه نشد به این معنی که آمد نیست. بلکه ایشان در حال حضور داشتن و از این بابت بود. اما من گاهی در نماز آنقدر توی خودم و عالم ذهنی ام گیر هستم که اطرافم رو نمی بینم و گویی دارم خدای ذهنیم رو و اون تصویر ذهنیم رو که شاید بیشتر همون ترس های من هستند رو می پرستم. خیلی نگرانم کمکم کنید. من فکر می کنم خیلی دچار توهم هستم. استاد با عرض معذرت، شاید حرفم خام بنظر برسه ولی پرسیدن عیب نیست. اگر من حالم با نماز خوب نشه و بدتر بشم. آیا کسی هست واقعا جواب این و بده. همونقدر که ما رو از بی نمازی ترساندن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: گفت «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار»

آری فطرت انسان‌ها خداگرایی لازم را همراه با معرفت فطری دارد ولی همواره با ادامه‌ی عبادات است که بعضا این فطرت ظهور می‌کند و آرام آرام به فعلیّت لازم می‌رسد؛ به همین جهت شریعت الهی با توجه به چنین احوالاتی که ما انسان‌ها داریم عبادات ما را می‌پذیرد در عین این‌که همه‌ی آن‌ها با حضور قلب همراه نیست زیرا در کلیت، آن عبادات جواب‌گویی به فطرت است و آن‌چه در نهایت پیش می‌آید برایند آن رجوعی است که در طول زندگی نسبت به حضرت پروردگار برای انسان پیش می‌آید و به همین جهت نباید آن عباداتی که به ظاهر با حضور قلب همراه نیست را بی بها دانست هر چند که باید تلاش کرد شرایط غفلت نسبت به حضور قلب را به حد اقل رساند. موفق باشید

نمایش چاپی