بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند. ولی در نگاه غربی بحث، بحث تغییر طبیعت است تا آن حدّی که انسان‌ها به امیال خود جواب دهند و طبیعتِ خدا را عوض ‌کنند تا مطابق امیال آن‌ها شود، این آن چیزی است که امروز در علوم انسانیِ غربی مدّ نظر است. این مطلب از حضرتعالی است. لطفا منظورتان از تغییر طبیعت را بیان کنید. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطالب را در کتاب‌های «شیعه و تمدن‌زایی» و «مدرنیته و توهّم» دنبال بفرمایید. موفق باشید

14992
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد گرانقدر و والامقام لطفا بفرمایید آیا فیلسوفان غربی مورد توجه سیاستمداران غربی قرار می گیرند؟ آیا در تدوین قوانین غرب از این فیلسوفان کمک گرفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برعکس جهانِ شرق که با دین می‌تواند شکل بگیرد، غرب با فلسفه شکل گرفت حتی دین خود را به کمک امثال ارسطو معنا کرد و از آن جهت که بالاخره فلسفه مانعِ اهداف نفس امّاره نمی‌تواند باشد، کارِ غرب به انتها نمی‌رسد. موفق باشید  

14074
متن پرسش
سلام استاد: زیارتتون قبول چه کنم، دیگه خسته شدم از دست خودم. کربلا میرم، به همه عبادات اهمیت میدم، سخنرانی های شما را گوش می دم، سحر پا میشم، اما خیال آلودم رهام نمی کنه، شاید بخاطر اون تصاویریه که از فیلم و عکسای قدیم توشه. مدام می کشونم پای فیلم های بد. اصن نمی دونم چرا انقد به اینا میل دارم هرکاری هم می کنم درست نمیشه گاهی فکر می کنم آخرش به خاطر همینا بدعاقبت می میرم. همه راه هایی هم که شما دادید را بلدم ولی بازم از پس وهم و خیالم و نفس امارم برنمیام. نمیدونم دعام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». وقتی کسی بخواهد از ذهنیات قلبی و جزئیات امور دنیایی به سوی دریای حقیقت سیر کند طبیعی است که ذهنیات قبلی، تازه رُخ می‌نمایانند و برجسته می‌شوند و سعی می‌کنند با درخشش هرچه بیشتر ما را به خود بخوانند. ولی دیگر کار آن‌ها تمام است و اگر می‌توانستند ما را در خود نگه داشته بودند. پس دلواپس نباشید و امیدوارانه در راهی که انتخاب کرده‌اید، قدم بگذارید و اگر هم بعضاً پاپیچ‌ شما می‌شوند، مأیوس نگردید. همان نوری که شما انتخاب کرده‌اید نمی‌گذارد میل‌های قبلی شما را در بر بگیرد. روز به روز آن صورت های باطل ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود تا آن‌جایی که نه‌تنها دیگر از آن‌ها خوشتان نمی‌آید، بلکه از آن‌ها متنفر هم می‌شوید و باطل‌بودنِ آن‌ها را حسّ می‌کنید در آن حدّ که به نگاه اهل‌البیت«علیهم‌السلام» منوّر می‌گردید. موفق باشید

13892
متن پرسش
در مورد حرکت جوهری می دانیم که حرکتی هست که در جوهر جسم به صورت اشتدادی و تکاملی هست.. آیا میتونیم بر این اساس این طور بگیم که این حرکت جوهری به تدریج موجب قدرت عقلانی انسان در دوره های زمانی بعد از خلقت انسان میشه و تکامل عقلی زیر سر حرکت جوهری هست و اگر در زمان ظهور عقول مردم کامل شده قابل توجیه با حرکت جوهری باشه؟ و آیا میتونیم بر اساس حرکت در جوهر قائل به تکامل انواع بشیم؟ که البته با توجه به بحث وحدت صنع این نوع از تکامل به تدریج و مطابق قوانین ماده صورت میگیره؟ به این معنا که یکی از لوازم این بحث قدرت عقلانی و جسمانی مردم در زمان ظهور باشه؟ یا در روایات می بینیم که ائمه دارای سایه نیستند قابل توجیه با این مسئله باشه که در اثر حرکت جوهری اولیا به نوعی لطافت در جسم رسیدن که البته عامل سرعت بخشیدن و جهت دهی به حرکت در جوهر ریاضت های شرعیه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حرکت جوهری تنها در عالم ماده معنا دارد و تکامل عقلی مربوط به سلوک نفس ناطقه است در صورتی‌که حجاب‌های بین خود و عالم را برطرف کنیم به همین جهت می‌بینید در عین این‌که همه‌ی انسان‌ها مشمول حرکت جوهری از نظر ابعاد مادی هستند، تکامل عقلی پیدا نمی‌کنند 2- حرکت جوهری وقتی مربوط به ذات عالم ماده بود دیگر برای قسمت خاصی از عالم مثل انواع موجودات زنده کمالی را در بر ندارد. تکامل انواع بر فرض صحت که بسیار بعید است، مربوط به تجلیات صوَر مختلف است در زمینه‌ی مادی مستعد 3- در زمان ظهور نیز با رفع حجب، کمالات خاصی به عالم می‌رسد در حالی‌که حرکت جوهری عالم ماده تا آخر با هویت مادی عالم ادامه دارد نه آن‌که مثلاً اگر پنجاه در صد قوه‌های عالم تبایل به فعل شد عالم ماده پنجاه درصد از هویت مادی خارج شود. موفق باشید

13535
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ایراد دیگری که بر نظام ولایت فقیه گرفته می شود این است که فقهای شورای نگهبان که صلاحیت خبرگان رهبری را باید تعیین کنند بعضا خودشان کاندیدای مجلس خبرگان هستند و در اینجا تایید کننده با تایید شونده یکی می شوند. به نظر شما آیا این ایراد وارد است و در این صورت چگونه بر طرف می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب به سؤال‌هایی که در این مورد عرض شد روشن گردید که شورای نگهبان در این موارد تنها باید توانایی نامزدها را نسبت به اجتهادشان معلوم کند. مثل آن‌که یک معلم ریاضی اطلاعات ریاضی یک کس را مشخص می‌کند و این‌طور نیست که شورای نگهبان بخواهد در انتخاب آن‌ها دخالتی داشته باشد. موفق باشید

13172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد فایل یکی از سخنرانیهای شما را گوش می دادم در جایی فرمودید ما در امر یه معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات وظیفه داریم ولی در امور دیگر مثلا مستحبات وظیفه نداریم فرمایش شما صحیح و کاملا مطابق شرع است ولی آیا امر به مستحابات و نهی از مواردی که حرام نیست ولی مذموم است کار خوبی است؟ چون ما در زندگی خود بسیاری از مستجاب را بخاطر امر دلسوزانه دیگران انجام داده ایم و همچنین امور نپسندی را هم بخاطر نهی دیگران ترک کرده ایم. بخصوص در پرورش کودکان و نوجوانان که فقط نمی شود به واجبات و محرمات اکتفا کرد. بسیاری از سخنرانی ها و منبرها هم غالبا موارد امر و نهی غیر واجب است. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث واجب‌بودن امر به معروف و نهی از منکر از آن جهت است که ما حق نداریم نسبت به آن کوتاهی کنیم. ولی در امور مستحب و مکروه اگرچه امر و نهی آن واجب نیست، ولی زیبایی فضای جامعه در بین مؤمنین به همین رعایت مستحب و مکروه است. موفق باشید

11967
متن پرسش
با سلام: 1. چگونه و با چه روشی به جایی برسیم که به جای اینکه با مفهوم خدا زندگی کنیم با خود خدا زندگی کنیم؟ 2. با چه روشی به جای مفهوم خود موضوع را درک کنیم؟ مثل معرفت النفس، چگونه خود نفس را با مفهوم نفس اشتباه نگیریم و از مفهوم بیرون بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را به همین نیّت نوشته شده و بعد هم بیش از هفتاد جلسه روی آن بحث شده. وارد شوید تا پیدا کنید. موفق باشید

9240
متن پرسش
سلام استاد. من در حال حاضر در حال مطالعه کتاب «آشتی با خدا» هستم. یک سوالی بسیار ذهنم رو مشغول کرده. این که دل بستن به غیر خدا نهایتا انسان را به پوچی می رساند، برایم جا افتاده. اما موضوعی درکش برایم سخت است این است که آن حقیقتی که جان انسان با آن آرامش می یابد چه هست؟ در کتاب فرموده اید که جان انسان می خواهد که به کمال و وجود برتر برسد. اما درون من آنچنان به آن وجود برتر اشتیاقی نشان نمی دهد و اگر ایمان می آورد برای فرار از پوچی است. و سوال دیگرم در همین راستا این است که عرفا عاشق چه می شوند و چه چیزی آنها را آنچنان شیدا می کند؟ آیا همین رسیدن به وجود برتر است؟ آیا دلیل بی تمایلی من احیانا گناه و کدر بودن قلب نیست؟ به نظرتون کسی که در پایین ترین سطح از لحاظ معرفتی قرار دارد، چگونه و طبق چه روندی می تواند وارد بحث عرفان شود؟ اگر امکان داره لطفا با تفصیل بیشتری جواب بدید. ضمنا من دیروز سوالی از شما درباره ی ضعف نفس پرسیدم.من سراغ شرح دعای مکارم الاخلاق رفتم ،ولی ان هم صرفا در مقابل دشمنان اسلام بود و انگار عزت در برابر مومنین معنایی ندارد!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ وقتی انسان در زیر سایه‌ی شریعت الهی حرکت کرد و از یک طرف عقائد باطل و اخلاق رذیله را پشت سر گذاشت و از طرف دیگر متوجه عقائد حقه گشت و خود را منوّر به اخلاق فاضله نمود، باطن و قلب او به مرور آماده‌ی تجلی نور الهی می‌شود و از این‌جا به بعد گفتنی نیست، بلکه چشیدنی است. با همین مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد و مباحث قرآنی شروع کنید تا إن‌شاءالله راه، نمایان گردد در ضمن در مورد دعای مکارم‌الأخلاق عجله نکنید؛ پیشنهاد می‌کنم صوتِ شرح آن را از روی سایت بگیرید و با حوصله دنبال کنید، به خوبی به جواب سؤال خود می‌رسید. خداوند این سؤال را در جان شما انداخت تا به این سو حرکت کنید. موفق باشید
8594
متن پرسش
سلام. در مورد سوالهای 8526 و 8556 که بعضی از دوستان جواب سوالهای خودشون را پیدا نکرده بودند خواستم بگم علاوه بر inbox ایمیل، بخش spam را هم چک کنند. جواب سوالهای من به spam میره. شاید در مورد این عزیزان هم همین طور باشه.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تذکر به دوستانی که سؤال خود را در inbox ایمیل خود نمی‌یابند.
8537
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در سوره بقره که می فرماید هیزم جهنم مردم و سنگ هست منظور از سنگ چیست؟ با تشکر از جنابعالی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خدا در آیه‌ی 24 سوره‌ی بقره می‌فرماید:«فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ» بترسید از آتشی که عامل شعله‌ورشدنش، خودِ انسان است و تعلقات دنیای مادی او، که برای کافران آماده شده. وَقود نار، خودِ انسان است و تعلقات او که از درونش شعله می‌کشد چون خود انسان آن را افروخته است. این آیه به زیبایی تمام ماهیت آتش جهنم را روشن می‌کند. موفق باشید
2272
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات در بحث برهان صدیقین، در سوالاتی که در انتهای یکی از جلسات پاسخ دادید اشاره شد که وقتی وجود نازل شد به ماده می رسد. مثلا در مورد حضرت عیسی(ع) وجودشان نازل شد و شد جسم و سپس دوباره خداوند وجود ایشان را از نظر مرتبه بالا برد و و از جسم بودن خارج شدند و دوباره وجودشان می تواند نازل و جسم شود.برای من این اشکال ایجاد شده که در مورد مرگ (مثلا طبیعی انسان) که دیگر من انسان به جسم نیاز ندارد و مرگ اتفاق می افتد علت اینکه جسم رها می شود (و سیر من انسان با تغییر منظر او ایجاد می گردد ) و باقی می ماند این است که ما در لحظه مرگ تنها تغییر منظر داریم و نه تغییر رتبه یعنی در لحظه مرگ وجود ما تغییر رتبه نمیدهد و اگر تغییر رتبه از لحاظ وجود نازله به عالی تر اتفاق می افتاد باید جسم ما هم ناپدید می شد به لازمه آن تغییر رتبه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور است ولی عنایت داشته‌باشید که در مرگ تعلّق روح از بدن قطع می‌شود ولی در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام بحث قرآن آن است که او را بالابردیم در حالی که روح حضرت عیسی که بالابود. پس بحث بالابردن جسم در میان است و بالابردن جسم به معنای شدت دادن درجه‌ی وجودی آن است. موفق باشید.
1514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام حضور استاد محترم: ضمن قدردانی و تشکر درخواست بازبینی و اصلاحات در این جزوات را داشتم: چه نیاز به نبی : این جزوه دارای مطالب مستدل کافی نیست و مساله نیاز به نبی در آن به خوبی طرح نگردیده و منبع آیات و روایات نقل شده ذکر نشده. همچنین بسیار خوب است که استاد محترم ارتباط بهتری بین این جزوه و جزوه بعدی (فلسفه تقلید) برقرار نمایند تا سلسله مباحث از دست نرود. کتاب جوان و انتخاب بزرگ : بسیاری از اساتید ترتیب فصول را به صورت 2 - 1 - 3 تدریس می کنند و سوالات بسیاری برای نوجوانان و جوانان حین بحث ایجاد می شود. بهتر است استاد محترم از مثال های بیشتر استفاده کنند و مساله انتخاب را که فرمودند در کتاب فرزندم این چنین باید بود شرح داده شده به این کتاب اضافه نمایند. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ضمن تشکر فراوان از پیشنهادتان، به عرض می‌رسانم جزوه‌ی «چه نیاز به نبی» در حدّ زیادی تغییر کرده و به نظر می‌آید پیشنهاد شما در آن رعایت شده، إن‌شاءالله سایر پیشنهادات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. موفق باشید
1128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد من سوالی در مبحث تقلید ازتون دارم اینکه الان که نوزده سالمه میبینم که بدون هیچ تحقیقی مرجع تقلیدم را از سن نه سالگی انتخاب کردم الان باید چه کار کنم مرجعم را از اول با تحقیقات انتخاب کنم یا همین را ادامه بدم؟لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در هرحال باید بازخوانی کنید اگر مرجع تقلیدی که فعلاً از آن تقلید می‌کنید عالِم به احکام الهی و آگاه به مسائل روز است تقلید از او را ادامه دهید وگرنه باید تجدید نظر کنید و به اَعْلم رجوع فرمایید. موفق باشید
23920
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و ارادت: بنده ساکن تهران هستم. با توجه به معضل کشف حجاب عمدی و خصوصا رواج مدل پوششهای بسیار مغایر با حیا و عفت عمومی- خصوصا طرحی که امسال مد کرده اند و مایه شرمساری است - ما نگرانیم که اگر بی تفاوت باشیم مانند برخی امتهای پیشین به عذاب الهی دچار شویم. از طرفی چون برخی از این خانمها برای همین رواج فساد اجتماعی آموزش دیده اند وقتی نهی از منکر می کنیم- ولو با زبان بسیار نرم - با موجی از فحاشی و پرخاش روبرو می شویم که در بعضی موارد به تهدید کشیدن حجاب از سرمان و ...منجر می شود. حتی بعضی موارد حمله می کنند برای درگیری فیزیکی که مورد اخیر آن برای دوست بنده پیش آمد که طرف مقابل سر ایشان را گرفته بود و وسط بازار تجریش جلوی چشم مردم چندبار به دیوار کوبیده بود و فرزندشان را هم داخل شیشه ویترین یک مغازه هول داده بود که مردم به نجات دوستم از دست او اقدام کردند. سوالم اینست که امکان دارد راه حلی پیش روی ما بگذارید؟ چه باید بکنیم ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم این موارد که می‌فرمایید که از سر عناد و یا مأموریت، تجاهر به بی‌حجابی می‌کنند، اموری است که نظام باید وارد شود. رهبر معظم انقلاب سال‌های قبل در مورد امر به معروف فرمودند افراد در آن حدّ باید وارد شوند که منجز به درگیری نشود. مطمئن باشید این‌ها نفس‌های آخرشان را می‌کشند. به خوبی احساس کرده‌اند آن فرهنگی که اینان می‌خواستند در کنار آن هویتی را دنبال کنند، با ظهور شخصیت هایی مثل ترامپ، به سختی به نفس‌نفس افتاده‌اند و معلوم است که تلاش مذبوحانه خبر از آن می‌دهد که متوجه‌اند تاریخ خمینی آن فرهنگ را به مقتل‌گاه برده است. موفق باشید

21893
متن پرسش
سلام: چرا باید پیامبری را پاس بدارم و در نمازم به او شهادت بدهم که در تاریخ طبری گفته ۹۰۰ نفر یهودی رو گردن زده یا در آیه اول سوره تحریم گفته زنی را برخود به خاطر خشنودی همسرانش حرام کرده که خدا گفته چرا به خاطر خشنودی زنانت چیزی که برتو حلال است را حرام می کنی پس چرا من باید چنین کسی را قبول کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید به درستی در مورد موضوع اول تحقیق کنید. جناب استاد دکتر مصطفی صادقی در کتاب «پیامبر» دلایل متقنی می‌اورند که این جریان را یهود ساخته است. مثل همین جریان هولوکاست، و متأسفانه طبری از این‌گونه روایات زیاد دارد. مثل همان اراجیفی که سلمان رشدی در کتاب خود به آن استناد کرده است 2- روحیه‌ی رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بر خلاف روحیه‌ی عرب جاهلیت روحیه‌ی لطیفی است و برای زنان خود احترام قائل بودند. لذا به خاطر رعایت آن‌ها، حلال خدا را و نه واجب خدا را، بر خود حرام کرده‌اند و معلوم نیست آن چه بوده است. مثل این‌که شما به رفیق‌تان بگویید به خاطر تو این‌کار را نمی‌کنم، کاری که از نظر دین الهی، حلال بوده است ولی واجب نبوده است. حضرت حق می‌خواهند پیامبر به خودشان سخت نگیرند. موفق باشید

21734
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با یک طلبه ای بحثمان شد که کدام یک استاد اخلاق واقعی است، بنده یک مطلبی را عرض می کنم و شما استاد عزیز اگر درست بود آن را تایید بفرمایید. و آن اینکه شخصی به عنوان استاد اخلاق معرفی شده ولی ممکن است هیچ صاحب نفس نباشد و در نفوس شاگردانش اثر نگذارد و شنیدیم که شاگردانی داشته که از پیش ایشان رفته اند، استاد اخلاق رفتارش سالکین را مجذوب می کند و با نوری که خدا در او قرار داده است، حقانیتش ثابت می شود نه با تایید چند نفر که معلوم نیست به توحید ذاتی رسیده باشند یا نرسیده باشند؛ کسی که استاد اخلاق است از روی رفتار و هیبتی که خدا در او قرار داده بیشتر می شود او را تشخیص داد تا از روی تایید چند نفر که شاگرد آیت الله ...بوده اند؛ ابتدا جمال و نورانیت و صاحب نفس بودن استاد دلیل بر استاد واقعی بودن است بعد تایید دیگران؛ استاد اخلاق واقعی را باید از نورانیت درونش و موثر بودن در نفوس و قدرت کلامش که نشان می دهد چه مقدار درک کرده است فهمید؟ نه اینکه چند نفر بگویند فلانی استاد اخلاق است برویم بعد چند سال می بینیم تغییر آن چنان حاصل نشد و عمر ما رفت. آیا این صحبت اشتباه است خواهشی که دارم به صراحت جواب دهید که بنده درست می گویم یا غلط؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید، نکته‌ی مهمی است؛ می‌ماند که باید بین استاد اخلاق تکلیفی با اخلاق عرفانی تفاوت قائل شد؛ استاد اخلاق عرفانی نحوه‌ای از حضور ما را در عالَم در ما شکل می‌دهد که خود به خود حال ما خوب می‌شود نه آن‌که توصیه کند تا خوب شویم. موفق باشید

21652
متن پرسش
سلام: در هنگام مطالعه و تعمق در براهینی نظیر وجوب و امکان، به این نتیجه می رسیم که لازم است از رابطه علت و معلولی بیشتر آگاه باشیم. ما معمولاً در خصوص علل معده و خواص آن اطلاع داریم ولی در خصوص علت حقیقی و این که موجودی «وجود» خود را از علتی داشته باشد درک دقیقی نداریم. چگونه و از چه راهی می توان از این رابطه و خواص آن آگاه شد. عده ای رابطه بین نفس و ارده را مثال می زنند، چگونه می توان مطمئن بود که نوع ارتباط بین نفس و اراده (به عنوان علت و معلول) در خصوص سایر علت و معلول ها هم برقرار است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر بدیهی است که اگر موجودی عین «وجود» نیست، معلول است و به عین وجود ختم می‌شود. تصور این موضوع برای تصدیق آن کافی است. بد نیست در این مورد به بحث «برهان صدیقین» رجوع کنید. موفق باشید

21306
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: می خواستم اطلاع یابم از اینکه معصوم چقدر از سطح مصلحت را می بیند که حاضر نیست در بعضی موارد دست به کارهایی که در صورت ضرورت می توان انجام داد بزند؟ برای مثال: امام علی (ع) کجا و چقدر مصلحت می بیند که در جریان صفین بخاطر عدم نگاه به عورت از کشتن عمروعاص سرباز زده و منصرف می شود در حالی که اگر او را می کشت مسیر تاریخ بشریت عوض می شد. دیگر نه قرآن بر نیزه ایی اتفاق می افتاد نه شاید معاویه ایی به خلافت می رسید و... با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر تاریخ با تقدیرات الهی جلو می‌رود و تنها کسانی حقیقتاً تاریخ‌سازند که ندای تقدیرات الهی را از درون جان خود بشنوند و در آن مسیر قدم بردارند و این است آن بصیرتی که مولایمان علی«علیه‌السلام» داشته‌اند و لذا تلاش دارند در مسیر تقدیرات الهی و شریعت خداوند قدم بردارند و تاریخی را که خدا اراده کرده است، بسازند. موفق باشید

21239
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. در کتاب «مکیال المکارم» ذکر شده است که؛ ثواب خونخواهى امام حسين عليه السلام از جمله امورى كه با دعا كردن براى تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان عليه السلام حاصل مى شود: ثواب خونخواهى مولاى مظلوم غريب شهيدمان حضرت سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام است، و اين امرى است كه احدى جز خدا ثواب آن را نمى تواند شماره كند. زيرا كه عظمت شأن خون به مقدار عظمت صاحب آن است، پس همانطور كه كسى جز خدا نمى تواند بر شئون حسينى احاطه يابد، همچنين كسى غير او نمى تواند ثواب خونخواهيش را احصا نمايد. زيرا كه حسين عليه السلام همان است كه در زيارتش آمده: السَّلامُ عَليكَ يا ثارَ اللَّهِ و ابن ثاره؛ سلام بر تو اى آنكه خونخواه او خداوند است، و فرزند كسى كه خونخواهش خدا است. بنده خیلی فکر کردم که از این دو یک نتیجه ای گرفته و برمبناى آن عمل کنم اما نشد. ما باید از امام حسین به امام زمان برسیم و یا ثواب خون خواهی امام حسین از برکات و آثار معرفت امام زمان است؟ از شما خواهشمندم که بنده حقیر را از پاسخ مطلق و مفصل خود بهره مند سازید. تا شاید که این وادی را به سلامت بگذرانیم. و اگر امکانش هست آیا عمل بر مبنای روایات کتاب «مکیال المکارم» می تواند ما را از تیه نجات دهد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو فرض ممکن است. در هر حال اگر بخواهید توفیق خون‌خواهیِ مولایمان امام حسین«علیه‌السلام» را داشته باشید باید تلاش کنید آن امام غایب «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» به ظهور آیند و او با معرفت ما به مقامش امیدوار ظهور می‌شوند. که در این مورد عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» شده است. کتاب در قسمت نوشتارها بر روی سایت هست. موفق باشید

20525
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در کتاب «منهاج الشارعین» داستانی درباره قبض روح حضرت موسی علیه السلام آمده که در آخر داستان می گوید پس از قبض روح او فرشتگان از او پرسیدند «یا اهون الانبیاء موتا کیف وجدت الموت» که حضرت در پاسخ می گوید مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند از طرفی در معارف دینی ما آمده روح مومن چنان آسان از جسدش بیرون می رود همانند بیرون آمدن مویی از خمیر. خوب حضرت موسی که رئیس مومنان، پیامبر و معصوم است چرا چنین می فرماید؟ این دو نقل چگونه با هم جمع می شود؟ با تشکر فراوان از استاد عزیز و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روح مؤمن طالب لقاء الهی است و حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» برای مؤمن نسیم لطف الهی می باشند، می‌ماند که در هر حال چون مؤمن بخواهد از نسبت‌های دنیایی که در هر حال او را در برگرفته، خارج شود با چنین مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد تا به خود آید. همین اندازه در نظر بگیرید که از این به بعد باید نسبت خود را با خوردن منقطع کند، چه اندازه به او فشار می‌آید؟ موفق باشید  

19135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: از قول عین القضات همدانی گفته شده که «اگر خدا آینه را خلق نمی‌کرد، معنای وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق دانسته نمی‌شد.» او قبل از محی الدین بوده و در زمان او وحدت وجود به این مفهوم هنوز تعریف نشده بود. پس آیا این نقل قول اشتباه است؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این را از قول محی‌الدین دیده‌ام. ولی با توجه به سخنان عرفای قرن چهارم و پنجم و به‌خصوص با نظر به «منازل‌السائرین» پیر هرات، «وحدت وجود» موضوعِ روشنی در آن دوران بوده است. جناب محی‌الدین به صورتی از عقلانیت او را مطرح نمود. موفق باشید

18781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده تصمیم گرفتم که با تفکرات فلسفی هایدگر، کانت، هگل آشنا بشم ولی نمیدونم کدوم یک از کتابهاشون رو و با چه ترتیبی مطالعه کنم؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه چند کتابی که از هایدگر ترجمه شده به راحتی قابل درک نیست. پیشنهاد بنده آن است که با کتاب‌های دکتر داوری شروع کنید و مباحث شرح کتاب «خِرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» از دکتر داوری را که بر روی سایت هست دنبال کنید. کتاب «حقیقت انسان» که بررسی نظرات محی‌الدین با هایدگر است به تألیف آقای دکتر مصلح نکات قابل توجهی را با شما در میان می‌گذارد. موفق باشید

18631
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یک درخواست از محضر مبارک دارم که خواهشا نه نفرمایید و ترتیب اثر دهید! بنده قبلا این درخواست را با جناب توکلی مطرح کرده بودم و با ایشون صحبت کردم قرار شد این درخواست را پیگیری کنند لذا الان به محضر مبارک جنابعالی هم عرض می کنم. استاد درخواست صادقانه این حقیر این است که تمهیداتی اتخاذ کنیدکه کلیه ی جلساتی که صرفا صوتی هستند و مکتوب نشدند مثل تفسیر سوره های قرآن و نهج البلاغه و غیره را به صورت مکتوب و جزوه گونه درآورند. چرا که این اقدام حضرتعالی باعث می گردد وقت زیادی از ماگرفته نشود!!! به طور مثال بنده وقتی صوت جلسات تفسیر سوره احزاب را کار می کردم بالغ بریک ساعت و نیم (در بعضی جلسات بالغ بر دو ساعت و نیم) وقت این حقیر را می گرفت چون علاقه مند بودیم که مطلبی جا نیفتد لذا می نوشتم در حالی که اگر همان جلسه به صورت مکتوب درآمده بود بنده طبق محاسباتی که داشتم کمتر از 30 دقیقه آن را مطالعه می کردم. استاد به درخواست بنده نه نفرمایید و تمهیدات لازم را در اسرع وقت اتخاذ کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بدی نیست. باید به امکان تحقق آن فکر کرد. ولی فراموش نکنید برای ایجاد یک تمدن آن‌چه مهم است، احساس حضور تاریخی است و این از طریق صوت بهتر منتقل می‌شود. این بحث به صورت نسبتاً مفصل در جزوه‌ی اخیر «گویی ولیّ‌شناسان رفتند از این ولایت» مطرح شده است. فتحِ بابی است تا إن‌شاءاللّه صحبت‌های مفصل‌تری در این مورد بشود. موفق باشید

18534
متن پرسش
با سلام و عرض خشته نباشید: در شبکه های اجتماعی یک حدیث از امام صادق (ع) نقل می کنند (نقل به مضمون) هر پرچمی که قبل از ظهور امام زمان (عج) برافراشته شود باطل است. و با این حدیث انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند چه جواب قانع کننده ای می توان داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگ و صاحب‌نظر در امر حدیث همه متفق‌اند که آن حدیث نظر دارد به پرچمی که با ادعای مهدی امت برافراشته شود. در حالی‌که انقلاب اسلامی در راستایِ انتظار برافراشته‌شدن پرچم حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» تلاش می‌کند. و حضرت امام فرمودند ای کاش صاحب انقلاب بیاید و ما این انقلاب را تقدیم او کنیم. موفق باشید

15581
متن پرسش
سلام: از یکی از اساتید اخلاق، ظاهرا مرحوم خوشوقت شنیدم که می فرمودند: اگر به ظواهر دینی عمل نکنیم و درگیر بواطن شویم و ... آنوقت هم ظواهر را از دست می دهیم هم بواطن را.... هر وقت دارم کارهای فلسفی انجام می دهم این جمله ذهنم را مشغول می کند. فکر کنم من اشتباه متوجه شدم استاد. به من کمی توضیح بفرمایید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. باید ظاهر و باطن را جمع کرد تا مزه‌ی حقایق باطنی از طریق رعایت ظاهر به قلب بنشیند. موفق باشید

نمایش چاپی