بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16235
متن پرسش
سلام علیکم: ممنون از حوصله به خرج دادنتان در پاسخ به سوالات حقیر. استاد بزرگی در قم به بنده ایراد می گرفتند که چرا محاسبات و تصمیماتم بر اساس شهودات و عینیاتم است. مثلا برای استاد اخلاق گرفتن بنده در کربلا به حضرت سیدالشهدا متوسل شدم که فرد منتخب شان را به حقیر نشان دهند، دیری نپایید که یکی از اساتید به همراه کلی از شاگردانشان در مقابل بنده ظاهر شدند و در همسایگی ما سکنی گزیدند. اما ایشان این مسائل را وهم و خیال می انگاشتند. کار به جایی رسید که حتی به بنده می گفتند جهل مرکب حادث گشته.بنده هم دچار شک شدم و اینک این تشکیک به کل عقایدم رخنه کرده به طوری که به پوچی گراییده و اکنون در امورم بسیار متزلزل و سست شده ام. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حجت ما، عقل و شرع است. اگر آن استاد بعد از توسل به حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» برای شما پیدا شد، باز باید بر اساس عقل و شرع، دستورات ایشان را دنبال کنید. و اگر موجب نزدیکیِ هرچه ‌بیشترِ شما به بندگی خدا و فهم انقلاب اسلامی شد، او را بپذیرید. موفق باشید

16166
متن پرسش
سلام: آیا سرنوشت ما از قبل تعیین شده است؟ آیا آنچه مصلحت و مقدر ماست برایمان از قبل تعیین شده است؟ یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم همان می شود که باید بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که از آیات و روایات برمی‌آید، مصلحت ما از قبل تعیین شده. ولی اگر به آن‌چه که به راحتی برایمان پیش می‌آید راضی نباشیم و آن‌چه خداوند برایمان انتخاب کرده است را نخواهیم، سرگردان می‌شویم. مثل فردی که خداوند در فلان روستا خلقتش را رقم زد و زندگی او را در آن روستا به بهترین شکل فراهم نمود ولی هوس حضور در شهرهای بزرگ، او را سرگردان اجاره‌نشینی و چندشیفت‌کارکردن کرد. البته این یک مثال است. موفق باشید

15901
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا می توان گفت اسم جمال حق مربوط به اقبال قلب و اسم جلال حق مربوط به ادبار قلب است؟ رابطه ای میان اسم جمال و جلال حق-اقبال و ادبار قلب وجود دارد؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی است. آن‌چه در مورد «اقبال» و «ادبار» قلب فرموده‌اید. آری! با تجلیِ نور جمالش، عاشق او می‌شویم و با تجلی نور جلالش، حریمِ او را نگه می‌داریم و قلب توحیدی قدرت جمعِ آن دو را در یک لحظه دارد. موفق باشید

14159
متن پرسش
سلام علیکم: می خواستم بدونم چرا در حین مریضی ارتباط با خدا ضعیف میشه چطوری میتونم حال روحانی را حفظ کنم و در ضمن در این ضعف بدنی شیطان از هر سوء حمله ور میشه آیا راهی واسه سد راهش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه در هنگام بیماری بیشتر مشغول بدن است، به همین جهت در این موارد توصیه می‌شود راضی به قضای الهی باشید. موفق باشید

11171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: سپاس بسیار بابت پاسخ ها. زیرکی از خواص کدامیک از قوا می باشد؟ عاقله؟ می توان گفت که آنان که فهم فلسفی عالی دارند عموما زیرکند مثل فلاسفه بزرگ؟ و به نظر می رسد که یکی از مراتب این قوه است. آیت الله بهجهت(ره)فرموده اند که زیرکی خدادادی است. که ما میان زیرکان شخصیت عظیمی چون حضرت امام را داریم که در ذهن انسان این میزان زیرکی نمی گنجد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به هرکس استعدادهایی را می‌دهد تا او آن استعداد‌ها را در مسیر بندگی خداوند مصرف کند و عقل و زیرکی به آن معنایی که یک نوع هوشیاری است لطف خدا است. موفق باشید
10120
متن پرسش
با سلام و احترام: سوال مهمی برای من هست که جنابعالی در تفسیر جلسه شنبه ها، بسیاری از آیات را با انقلاب اسلامی تفسیر می کنید، انگار انقلاب کل اسلام و عین اسلام است و آیات قرآن درباره انقلاب ما نازل شده است هر چند انقلاب ما عزیز است و بسیاری از فرمایشتتان درست است، ولی این مقداری افراط نیست که شما تقریبا همه آیات را با انقلاب تفسیر می کنید؟ بنظر می رسد جلسه جنابعالی تفسیر قرآن برای انقلاب است در صورتی که قرآن تاریخ و ابعاد کلی تری را بیان می کند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن حقیقتی است که در هر زمان، مصداقی دارد و وظیفه‌ی من و شما آن است که از طریق قرآن متوجه مصداق‌هایی شویم که قرآن بدان مصداق‌ها نظر دارد، وگرنه قرآن کتاب زندگی امروز ما نخواهد بود. موفق باشید
10063
متن پرسش
سلام: در سوره احزاب آیه ۶۰ در مورد سه دسته منافقین بیمار دلان(فی قلوبهم مرض) و مرجفین صحبت شد. در مورد بیماردلان فرمودید منظور مقدسین ساده لوح هستند. که مسلمانند و نیت پلیدی ندارند و از روی سادگی و خلوص نیت اعمالی را انجام می دهند که شاید درست نباشد، چطور می توان همردیف گروههایی مانند منافقین قرار داد و مجازات آنان را طبق آیه ۶۱ قتل دانست؟ برای مثال در جریان انتخابات دوره قبل که میرحسین موسی شرکت داشت از پیرمردی پرسیدند چرا به میرحسین رای دادی در جواب گفت چون اسمش حسین است. چنین شخصی که از روی سادگی و عشق به خاندان اهل بیت به خاطر نام امام حسین رای داده را می توان در زمره منافقین قرار داد؟ یا جریان شخصی که به دروغ بهش گفتند ما همه برات نجات از آتش جهنم گرفتیم و اون شخص از روی خلوص و سادگی برات واقعی گرفت و .... شاید بنده مرز بین سادگی و خلوص را با احمقی متوجه نمی شوم. لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در ابتدای سوره‌ی احزاب یعنی در تبیین آیه‌ی اول آن سوره تا حدّی در مورد منافقین عرایضی داشتم مبنی بر این‌که منافق عهد خود را با نظام قبلی حفظ کرده و تنها ظاهر خود را به صورت ظاهر مؤمنان در آورده و در آیه‌ی 12 آن سوره در مورد آن‌هایی که در قلب‌های آن‌ها مرض است صحبت شد مبنی بر آن‌که اینان دین را پذیرفته‌اند ولی نتوانسته‌اند از ارزش‌های جاهلیت عبور کنند و لذا به سادگی تحت تأثیر منافقین قرار می‌گیرند. حال باید ببینیم افراد مورد نظر ما از این دو نوع فکر هستند و یا به قول شما مصداق را اشتباه می‌کنند. مسلّم کسانی که تنها در مصداق به خطا می‌روند غیر از آن‌هایی هستند که دلشان به سوی ارزش‌های جاهلیت است. موفق باشید
7970
متن پرسش
سلام. یه اشکالی برام پیش اومده؛چند وقت پیش از یکی از روحانیون معروف شنیدم تو بحث آداب معاشرت که از زبان پیغمبر(ص)گفتن "من شوخی میکنم اما جز راست نمیگم".همچنین روایت شده امام صادق در مورد یک گروه از دوستداران(که زیاد اهل شوخی نبودن و خشک بودن )فرموده اند که باهم شوخی داشته باشید(بدون اینکه بگن سعی کنید باشوخی کردن، مطلبی رو روشن کنید و از برای شوخی کردن هدفی معین کرده باشن) این مطلب با این قسمت از حدیث اباذر "یا اباذر!الرجل یتکلم بالکلمة فی المجلس لیضحکهم،فهو فی جهنم مابین السماوات والأرض" "ای اباذر!کسی که در مجلسی حرفی بزند که بقیه را بخنداند،در جهنم بین آسمانها وزمین سرگردان است"رو نمیتونم درست جمع کنم.لطفاً کمک کنید.ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جزوه‌ی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» عرایضی داشته‌ام. مسلّم حضرت صادق«علیه‌السلام» در همان فضایی که شوخی باید جهت‌دار باشد آن توصیه را فرموده‌اند حتی اگر جهت آن تغییردادن خشکی فضا باشد. آنچه در روایات نهی شده دلقک‌بازی است آن‌طور که آن هنرپیشه گفته بود حاضرم برای خنداندن مردم هر کار غیر اخلاقی انجام دهم. موفق باشید
2673

معاد - قیامتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با توجه به نکاتی که در جلسات شرح کتاب معاد فرمودید، نفخه ی صور، تشکیکی است و برای هر کس در هر مرحله ای که قرار دارد، اثری خاص به جا می گذارد. حال سوال این است که آیا این نکته با حشر دسته جمعی انسان ها منافات ندارد؟ یعنی ممکن است تمام انسان ها به آن مرحله که به حشر برسند راه نیافته باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفخه‌ی صور به هر صورتی که باشد افراد را به قیامت منتقل می‌کند و در قیامت همه حاضر می‌شوند و با این حضور دسته‌جمعی حشر آن‌ها جهت حساب شروع می‌شود. موفق باشید
25160
متن پرسش
با سلام استاد گرامی یکی از کارگردانان بنام این کشور تصمیم گرفته در مورد دو تن از مفاخر ایران مولوی و شمس فیلم سینمایی بسازد و دو تن از مراجع آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی فتوای حرمت ساخت فیلم در مورد ایشان را داده اند. لطفا نظرتان را در این خصوص و همچنین در مورد جریان تصوف در ایران بیان کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فتاوی و نظرات را دیدم. ای کاش آقایانی که بیشتر در فقه ممحض شده‌اند و در عرفان و حکمت صاحب‌نظر نیستند، در چنین مواردی نظر نمی‌دادند. در این موارد بهتر است امثال رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» و مرحوم شهید مطهری که در کنار فقه و فقاهت، در حکمت و عرفان نیز قدم زده‌اند، نظر بدهند. به قول آيت‏ الله انصارى همدانى «رحمةالله‏ عليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. اخيراً كه مقام معظم رهبرى «حفظه‏ الله‏ تعالى» در جلسه‏ اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏گويد:

«هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید

 


[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه‏ الله ‏تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

23085
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: انا لله وانا الیه راحعون. جورج هربرت واکر بوش پدر در 94 سالگی به درک اسفل السافلین رفت، از خداوند متعال برای ایشان سقر و جهیم و درک و سعیر و هاویه و غی و لظی و .... را خواستار و برای خانواده نامحترمش و همچنان هم مسلکان و هم فکرانش پیوستن به آن نامرحوم منفور و نامغفور را خواستاریم امید است مریم رجوی، رضا پهلوی انواع و اقسام اپوزوسیون و .... هم به زودی خوراک مار و مور شوند و خواب از بین رفتن این نظام طاهر مقدس را به خودشان به گور برند. شترشون در خواب دید پنبه دانه های گنده گنده اما نه لپ لپ کوفت کرد و نه دانه دانه. هر هر هر هر کر کر کر کر. کی گفته خنده سر میت شگون نداره خیلی هم حال میده برای بعضی سقط شده ها گفته شده ثواب هم داره مگه نه؟ از دوزخش کمی بفرمایید باشد که چگرمان کمی خنک شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حتی در این دنیا راهی که الهی نیست چه اندازه بی‌ثمر است و این بیچارگان چه چیزی از این دنیایی که تا این پایه برایش سر و دست شکستند، با خود بردند!! در برزخ که جایِ خود دارد. خدا می‌داند اگر یک لحظه از آن حالی که این بدبخت در برزخ و قیامت بر او حاکم شده است برای انسان‌های دنیا تنها ظهور کند، همه‌ی بشریت درجا سنکوپ می‌کند. موفق باشید

23001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: با توجه به حضور همه جانبه‌ی حق در صحنه‌ی زندگی انسان‌ها توسط راهی که ذیل حضرت امام و مسیر انقلاب باز شد و توحید معنای کامل‌تری از آن به صحنه آمد که حضرت آقا می فرمایند: «توحید به آن حاد معنای توحید عبارت از این است که در جامعه حاکمیت خدا باشد.» پس می توان گفت آن توحیدی که امثال عرفای حوزه نجف مثل آیت الله قاضی یا سیدهاشم حداد به آن دست یافته بودند و در آن عالم زندگی می کردند تام‌ترین و حادترین وجوه توحید نبوده؟ «البته با تمام عظمتی که برای سلوک بزرگ آنان قائلیم و بحق هم هست.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید می‌توان این‌طور فکر کرد که آن بزرگان هم در راستای ایجاد جامعه‌ی توحیدی تلاش می‌کردند و فعالیت آن‌ها مقدمه‌ی شکل‌گرفتنِ انقلاب اسلامی شد. موفق باشید

22856
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در یکی از سخنرانی های خود در بحث پیرامون آیه 14 سوره مبارکه سبا فرمودید شیطان که از جنیان می باشد چون از غیب مطلع نیست صرفا روی خیال انسان تاثیر می گذارد. در این خصوص سوالات زیر برای من مطرح می باشد: ۱. مگر خیال انسان جزء امور غیبی نیست پس چطور شیطان آن را در دست می گیرد؟ ۲. مرتبه ای از نفس، نفس اماره است که تحت تاثیر قوه خیال است و اگر انسان از یاد خدا دوری کند خیالات باطلش نفس اماره اش را برانگیخته می کند و نفس اماره انسان را به سوی بدی ها سوق می دهد. این روندی است که به شیطان نسبت داده می شود. پس آیا می توانیم هرجا کلمه شیطان می آید آن را به نفس اماره معنا کنیم؟ حضرت یوسف (ع) فرمود: وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ بنده کتاب نفس خود را که ورق می زنم اثری از دخالت موجودی بنام شیطان نمی یابم بلکه هرچه خطا کرده ام ناشی از خیالات بیخود و نفس اماره ام بوده و غفلت از رب غفور و رحیم به نفس اماره فرصت داده است. ۳. با توجه به موارد یاد شده این شک و شبهه برایم ایجاد شده که آیا اصلا موجودی بنام شیطان وجود دارد؟ و آیا از نفس اماره به شیطان تعبیر شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

 تعالی: سلام علیکم: ۱. حوزه‌ی خیالی که در آن‌جا مورد بحث است همان حضور محسوسات در ذهن می‌باشد ولی منظور از عالم غیب، عالمِ حقایق است ۲. اگر علت خطورات منفی که به سراغ ما می‌آید تنها خودمان باشیم، باید از همان اول و همیشه آن خطورات نزد ما باشد. پس باید عامل خطورات در بیرون قرار داشته باشد، حال یا ما با میدان‌دادن به نفس اماره آن‌ها را می‌پذیریم و عملاً شیطان عنان شخصیت ما را در دست می‌گیرد؛ و یا با میدان‌دادن به فطرت الهی‌مان متذکر امر توحیدی می‌شویم و وسوسه‌های شیطان را ردّ می‌کنیم. موفق

22719
متن پرسش
سلام: ۱. آیا مسیر رسیدن به حق و حقیقت و سعادت، ذاتاً پُر از سختی ها و رنج ها و ابهامات و حیرت هاست؟ و یا مشکل از ضعف و نا پاکی ما و حجاب هایی که خودمان ایجاد کرده ایم است؟ و مقصود از روایت امیر المومنین علیه السلام که فرمود: ان امرنا صعب مسعتصب، چیست؟ ۲. چرا عموماً در ترک گناه، موفق نمی شویم و دَرْجا می زنیم؟ مشکل کارمان چیست؟ مخصوصا گناهانی که به آنها عادت کرده ایم و خصوصا گناهان جنسی. حقیر به شخصه چندین سال است که از گناهانم خسته شده ام و تلاش زیادی برای ترک آنها کرده ام زیرا با تمام وجود احساس کرده ام که گناهانم مرا از قافله ی حق و حقیقت، دور کرده است. پس چرا خداوند کمک نمی کند؟ کم کم دارم از همه چیز نا امید می شوم حتی از خدا. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت می‌خواهند ما را متذکر این امر نمایند که ورود به آن ساحتِ متعالی که اولیاء معصوم در آن تنفس می‌کنند، مشکل است. زیرا باید انسان‌ها از ساحتِ حسی و معمولی خود خارج شوند و به یک معنا باید از خود بیرون آیند و این کار آسانی نیست. در مورد عبور از گناه هم می‌توان به این موضوع فکر کرد که حوزه‌ی حضور خود در این عالم را با حضور هرچه بیشتر به حضرت حق تغییر دهیم و این کار با صبر در مقابل امیال نفسانی و با صلات یعنی رجوع به خداوند ممکن می‌شود به همان معنایی که به ما فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره/153). یعنی: اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است و یا در آیه 45 و 46 همین سوره می فرماید: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ». یعنی ‏از صبر و نماز کمک بجوئید و آن بسى سنگین است مگر براى خشوع پیشگان. در کافى از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: هر وقت امرى و پیشامدى على (ع) را به وحشت مى ‏انداخت، برمی خاست، و به نماز مى ‏ایستاد، و مى‏ فرمود: (اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ)، از صبر و نماز کمک بگیرید. و نیز در همین کتاب از آن جناب روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود: صبر همان روزه است، و فرمود: هر وقت حادثه‏ اى براى کسى پیش آمد، روزه بگیرد، تا خدا آن را بر طرف سازد، چون خداى تعالى فرموده: (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ)، که منظور از آن روزه است. موفق باشید 

22461
متن پرسش
سلام علیکم استاد: سیر مطالعاتی کتب استاد مطهری را با چه کتب دیگری می توان تکمیل کرد؟ و برای سیر مطالعاتی که در سایت هست آیا کتب اولیه مثل از برهان تا عرفان برای افراد ۱۵ و ۱۶ ساله کمی مشکل نیست یا مثلا مباحث اخلاقی شما اول مطالعه بشه و بعد سراغ آنها برویم؟ آیا اگر کتب مقام معظم رهبری که تعداد زیادی از آنها در مباحث مختلف سیاسی، اخلاقی، سیره معصومین که از انتشارات انقلاب اسلامی زیر دفتر حفظ آثار ایشان است به عنوان سیر مطالعاتی مطالعه کنیم خوب است؟ بعد از مطالعه اینها در زمینه تاریخ آثار دکتر ولایتی چطور است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای افراد 15 و 16 ساله بحث «برهان صدیقین» ابداً مفید نیست. بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع دهید. البته به شرطی که فصل فصل برای آن‌ها شرح داده شود. البته سخنان مقام معظم رهبری برای تعالیِ بینش سیاسی آن‌ها بسیار لازم است. موفق باشید

21307
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: استاد به نظر شما همسر انسان را خداوند انتخاب می کند و هر چه که مقدر شد حکمتی دارد؟ اگر علاقه ای بین زوجین نباشد و یا اختلافات بسیار سختی پیش بیایید بخاطر رضای خدا و درس گرفتن از امتحان الهی باید صبر کرد و طلاق نگرفت به امید اینکه رشد معنوی حاصل شود؟ شما این تفکر که ما نباید به همسر کاری داشته باشیم و باید وظایف الهی خود را انجام دهیم و این باعث می شود همسر هم خوب بشود را قبول دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور باید باشد. به‌خصوص طبق آيه‌ی 172 سوره اعراف که مي‌فرمايد: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا» يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. فرزندان بنی‌آدم از پشت پدران و مادران‌شان گرفته شده‌اند و آن شهادت را داده‌اند. و این نشان می‌دهد که هرکس از هر پدر و مادری به دنیا نمی‌آید و باید والدین‌شان مشخص باشند و این یعنی همسر هرکس باید شخص خاصی باشد و هرکسی همسر هرکسی نمی‌شود. موفق باشید

21142
متن پرسش
سلام: استاد درباره ی سوال 21108 آیا اونجایی که دولت کم کاری میکنه یا با مفسدان هم دستی میکنه وظیفه ی رهبری نیست که دخالت کنن و عدالت رو اجرا کنن؟ استاد آیا واقعن توی ایران هیچ کس پیدا نمیشه که اصلح تر از صادق لاریجانی برای مقام ریاست قوه قضائیه باشه تا بتونه قوه رو جمع و جور کنه و سرو سامون بده؟ چون حقیقتا خودتونم میدونین که تقریبا به راحتی میشه قسم خورد که تمام دادگستریهای ایران از وجود یک یا چند قاضی ی فاسد رنج میبره که ضربه ای که قاضی های فاسد به نظام وارد میکنن برابری میکنه با ضربه ی تمام دشمنان داخلی خارجی و این که این سخن از کیست که : ای مردم اگه از خدا روی برگردونین خدا هم فاسدترین هاتونو میزاره مسئول تون (امورتون رو به فاسدترینهاتون میسپاره) آیا آیه ی قرآن نیست؟ خدا قوت. ایمیلم یه کم مشکل داره اگه ممکنه روی سایت بزارین. بازم ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان را جای رهبری بگذارید و این‌که ایشان می‌خواهند یک کشتی را از این دریای طوفانیِ زمانه به ساحل نجات برسانند، در حالی‌که نباید برای آبادکردنِ یک دهکده، شهری را خراب کرد. ما در حال ساختن تمدنی هستیم در وسعت تاریخیِ امروزمان، و این با حوصله و حکمت ممکن می‌شود. بعضی از رفقای بنده که در جریان نظام قضائی کشور هستند می‌فرمایند آقای لاریجانی تلاش‌های خوبی در امر اصلاح آن قوه داشته‌اند، هرچند ضعف‌های آن قوه هم نباید نادیده گرفته شود. موفق باشید

20963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد چند سوال داشتم 1. برای آغاز سلوک چه کار هایی باید بکنیم و چگونه؟ 2. آیا مدد خواستن از غیر خدا کار صحیحی است؟ برای مثال می گوییم یا علی مددی. آیا این کار صحیح است و چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با معرفت نفس شروع کنید، خوب است  2- توسل به اولیاء معصوم، توسل به غیر خدا نیست، بلکه توسل به نور خداست که در آن‌ها ظهور کرده است. موفق باشید

19964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار در پاسخ به یکی از کاربران در مورد طب اسلامی خواندم که مرقوم فرموده بودسد رضا خان طب اسلامی و اطباء اسلامی را نابود کرد. منظورتون از این کلام اینه که الان طبیب طب اسلامی وجود نداره؟ جدیدا آیت الله تبریزیان که به عنوان پدر طب اسلامی ازشون نام می برند مدعی هستند که طبیب طب اسلامی هستند و شاگردانی نیز تربیت کرده اند شما تا چه حد به کار ایشان اعتماد دارید؟ آیا کارشونو تایید می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار ایشان هستم و کتاب‌های ایشان را هم دیده‌ام ولی «سال‌ها باید که آید مشتِ پشم از پشتِ میش/ عابدی را خرقه گردد یا حماری را رسن». موفق باشید

17806
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من کتاب مبانی نظری امامت را مطالعه می کردم که سوالی برایم پیش آمد و آن اینکه شما در جایی فرمودید که ذات اقدس حق، تجلی می کند و آن تجلی می شود مقام الله که جامع اسما است و در جای دیگری فرمودید که خداوند یعنی حضرت الله، مگر مقام الله آفریده ی ذات اقدس حق نیست؟ پس ذات او اصل است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رابطه‌ی حضرت احد با حضرت اللّه، بحثِ آفریده‌شدنِ حضرت اللّه از حضرت احدیت در میان نیست، بلکه تجلی مقام احدیت در مظهریتِ حضرت اللّه در میان است و حضرت اللّه، رب‌العالمین است که در باطن خود، متصل به حقیقت احدی خود می‌باشد. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح‌الهدایه» به طور نسبتاً مفصل بدین موضوع پرداخته‌اند. موفق باشید

17584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در آیه «8» هود چرا کلمه «امت» با کلمه «معدوده» توصیف شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور می‌فرماید اگر عذاب را از آن‌ها در مدتی محدود برداریم می‌گویند چه باعث آن شد و لذا واژه‌ی «معدود» در این‌جا به معنای محدود است. موفق باشید

17396
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: در پاسخ به نامه 17381 در باب علت گناه و خطای بشر به این جا رسیدیم که: باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این موضوع بیشتر تأمل بفرمایید که وقتی انسان شخصیت خود را انتخاب می‌کند، همان شخصیتِ انتخاب‌گر تا آخر در صحنه است و می‌تواند انتخابِ دیگری برای خود داشته باشد. ثانیاً: کمال هرکس به آن چیزی است که انتخاب می‌کند، نه آن چیزهایی که بدون انتخاب به او داده شده است. عرایضی در این مورد در مباحث «عدل الهی» که سی‌دیِ آن موجود است، داشته‌ام. موفق باشید. ببینید من که ازلی و ابدی نیستم پس جایی شکل گرفتم. سوال من این است که روی من چه فعل و انفعالاتی شکل گرفته که آن منه ناقص باشه تا شخصیت ناقص انتخاب کرده باشه و اون شخصیت ناقص عملکرد های ناقص داشته باشد و قص علی هذا. واقعا ممنون از صبر و حوصله شما استاد گرامی. آخه نمی دانید این شبهه حدود 12 سال جلوی پیشرفت من را گرفته است. به امید خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که عرض شد بر روی انتخاب‌گری انسان تأمل بفرمایید؛ به همین جهت بود تا معلوم شود فعل و انفعالاتِ بیرونی، نقش اصلی در انتخاب‌های انسان ندارند، بلکه تنها به عنوان شرایط مطرح‌اند و انتخاب اصلی مربوط به انسان است. به همین دلیل ملاحظه می‌کنید بعضاً دو برادرِ دوقلو که همه‌ی شرایط برایشان یکسان است، انتخاب‌های متفاوت دارند. عرایضی در تبیین آیه‌ی 172 سوره‌ی اعراف در این مورد شده است. خوب است که به فایل صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

16136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد سوال ۱۶۰۷۲در آن قسمت که نویسنده فرموده اند که آیا من هستم که واقعا نگاه می کنم، نه، خداوند از دریچه امکان ما به خود نگاه می کند» را کمی توضیح می فرمایید؟ من کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نویسنده‌ی آن سؤال از کسانی‌اند که جنبه‌های مختلف وحدت وجود را می‌شناسند. إن‌شاءاللّه در فرصت مناسب با مطالعه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی، این مطالب برایتان روشن خواهد شد. عجله نکنید. موفق باشید

15966
متن پرسش
سلام علیکم: بنده به لطف خدا تصمیم دارم تفسیر المیزان رو شروع کنم. اما همسرم معتقده سراغ تفاسیر روایی برم. دلیلش هم اینه که تفسیر علامه خیلی از قسمت هاش نظر خودشون هست و ایشون هر چقدر هم خوب باشند معصوم که نیستند! (البته این نظر دوستانِ طلبه ایشون هست که القا کردن بهش). میشه لطفا توضیحی به من بدید تا ایشون هم دید مثبتی به المیزان داشته باشن و من هم بتونم توجیهشون کنم؟ ممنون از راهنمایی هاتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر مرحوم علامه در تفسیر المیزان آن است که با نظر به مجموع روایاتی که ذیل هر سوره و آیه‌ای هست؛ در آیات و سوره‌ها تدبّر کرده و عملاً توانسته‌اند جمع‌بندیِ خوبی از آیات و روایات به ما بدهند. امتیاز المیزان از این جهت است و به همین دلیل بعد از جمع‌بندی خود بحث رواییِ مربوط به آیات را می‌آورند و شما حیرت می‌کنید که چه اندازه بر روی روایات دقت داشته‌اند. موفق باشید 

15961
متن پرسش
سلام: استاد بزرگوار مدتی هست به رغم مشکلات موجود با توکل بر حضرت حق تصمیم به ازدواج با یکی از آشنایان که به نظرم گزینه مناسبی از لحاظ شخصیت فردی و خانوادگی هست گرفتم، اما مادرم با ایشون مخالفت تقریبا شدید دارند به چهار علت عمده؛ پیشینه روابط با خانواده ایشون، به نظر مادر روحیات ما با هم سازگار نیست، فرد مورد نظر مطلقه هستند و آخر اینکه مادرم تا حدودی روی فرزندانشون احساس تملک و مالکیت دارند. با توجه به اینکه مادرم حق پدر و مادر گردن ما دارند، برای ادامه مسیر (هم از حیث ارتباط با این خانم برای شناخت بیشتر و هم جایگاه مادر و چگونگی مواجه با نظرشون) دچار سردرگمی شدم. سپاسگزارم اگر راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد با کسانی مشورت کنید که طرفین را می‌شناسند. موفق باشید

نمایش چاپی