بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام وخدا قوت خدمت استاد گرامی قبلا هم سوال کرده بودم اما پاسخش را پبدا نتکردم از عزیزان دخواست میشه که سوالات را دسته بندی کنند بنده دانشجوی سال آخرعمران هستم وازمن ازشد هم نزدیک است علاقه زیادی به حوزه ی علوم انسانی دار م مخصوصا در باره انقلاب اسلامی و جامعه ی مهدوی وهم چنین چون نیاز وتکلیف کشور را در خود احساس میکنم در زمینه تولید علم دینی، مانده ام چکار کنم آیا در ارشد به یکی ازگرایشهای جامعه شناسی وعلوم سیاسی ودر کنار آن دروس حوزه بروم یا حوزه وفلسفه و... .هرچی فکر میکنم ئبه مزیتهها ومشکلات ومسیرپیشرو ، اما باز هم مانده ام . خانواده ام معمولی وشاید باحوزه مخالفت کنند. بنظر شما آیا برای تولید علم وپاسخ دادن به مشکبلات ریشه ای با توجه به علاقه وتکلیف چکار کنم جامعه شناسی بهتر یا علوم سیاسی و یا حوزه باتوجه به شرایط. خداوند متعال خیرتان دهد باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همه‌ی مواردی که مطرح فرموده‌اید خوب است، به وضع روحی و شرایط بیرونی خودتان بستگی دارد. اگر مبنای شما آن باشد که در ذیل شخصیت امام«رضوان‌الله‌علیه» حرکت کنید و سعی بفرمایید با آموختن زبان عربی در حدّ ضرورت و فهم اندیشه‌ی عرفانی حضرت امام جلو بروید در هر کدام از رشته‌های مذکور که وارد شوید إن‌شاءالله موفق می‌شوید، در هرحال از تفکر فلسفی – جهت تولید علم دینی – غافل نباشید. موفق باشید
1273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند و با تشکر از اینکه ترتیبی داده اید تا جوانان بتوانند جواب سئوال هایشان را به بهترین نحو بدست آورند. چگونه خیرات میتواند به ارتقای سطح یک مرده کمک کند در حالی که او دیگر از بدنش جدا شده و زمینه رسیدن به کمال را ندارد مگر میشود از ریق دیگران بعد از مرگ به رشد معنوی رسید؟و یا چگونه خیرات برای یک مرده میتوند روی ما اثر بگذارد ؟ اجرکم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام مسلّم در قیامت اصل برکات در رابطه با نیّت انسان‌ها در دنیا واقع می‌شود و کسی که نیّتی در امر خیر در دنیا نداشته باشد خیراتی که بازماندگان او برایش می‌دهند هیچ اثری برای او ندارد ولی اگر نیّت اعمال خیر در او بوده حال بازماندگان او و یا دوستانش با یک نحوه اتحاد روحانی که با او دارند به جای او عمل خیری را انجام می‌دهند بر روح انسان متوفی تأثیر می‌گذارد. مثل انسانی که اگر در دنیا آماده‌ی تذکر است و کسی به او تذکر می‌دهد و او از تذکر دوست و آشنایش متأثر می‌شود. موفق باشید
24469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید فراوان. ۱. نظر حضرتعالی راجع به آیت الله محمود امجد چیست و آیا راه ایشان صحیح است؟ ۲. فایلی صوتی را در فضای مجازی مشاهده کردم که در آن آیت الله پناهیان و علامه طباطبایی را بدون بصیرت خطاب می کنند آیا این مطلب صحت دارد یا خیر. والسلام علیکم و من الله التوفیق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان فعالیت‌های ایشان نیستم. ۲. همین اندازه می‌دانم که جناب آقای پناهیان ارادت خاص به علامه طباطبایی دارند. موفق باشید

22940
متن پرسش
سلام علیکم استاد: اینکه می گویید جن از جنس انرژی است. سوالاتی برایم به وجود آمده است. خواهش می کنم به آنها پاسخ بدهید. ۱. آیا منظورتان از اینکه می گویید یکی از انواع انرژی است همان انرژی های نورانی و گرمایی و جنبشی و....است؟ ۲. اگر از جنس انرژی باشد و انرژی هم یکی از خواص ماده است پس باید بگوییم تکنولوژی توانایی کشف این نوع انرژی یعنی دیدن جن را دارد؟ ۳. از کجا معلوم روح انسان هم از جنس انرژی نباشد؟ تشکر استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با توجه به این‌که جنّیان نیز مانند انسان‌ها روحی و جسمی دارند، مرحوم مطهری احتمال داده‌اند که جسم آن‌ها از جنس انرژی باشد. مگر ماده به خودی خود انرژیِ متراکم نیست؟ ۲. نمی‌دانم ولی فکر نمی‌کنم مهم باشد. ۳. روح، از جنس دیگری است و به‌کلّی فوق زمان و مکان است ولی انرژی از جنس ماده است و محدود به زمان و مکان می‌باشد. موفق باشید

22687
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: گویند که بیابان هم باشی حسین یادت می کند مانند بیابان کربلا. گویند که هیچ عزایی در شعبان نیست و هیچ تولدی در محرم یعنی که ریشه تمام شادی ها و غمها در حسین است. اما ای کسی که این دردنامه را می خوانی همراهت کربلا هم راهی شدم اما دریغ از تغییر کردن سیر عقیده را از با بسم الله تا تا تمت در سیرتان خواندم نهج البلاغه را هم خواندم المیزان را هم اما نشد که بشود از درونم بندگی نابی تراوش کند کجای کار می لنگد انگار رازی از بندگی نکردنمان وجود دارد که شما از گفتنش حیا می کنید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روزگار، روزگارِ سیطره‌ی نیهیلیسم است. باید مسئله‌ی زمانه را شناخت و در راستای عبور از آن به خدا رجوع کرد. آری! مهم آن است که ما از خدا چه می‌خواهیم. وقتی متوجه‌ی این مسئله شدیم که اسلام در مظهریت انقلاب اسلامی بنا دارد ما را از ظلمات زمانه رجوع بدهد، نحوه‌ی رجوع ما به حضرت شیدالشهداء«علیه‌السلام» ظهور می‌کند و راه ما به سوی آن حضرت گشوده می‌گردد. موفق باشید

22294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: جناب آقای یوسفی در کتاب منطق متابعدی بینهایت در ص 18 اصل استحاله اجتماع نقیضین را ظاهرا نفی می کنند و در ایمیلی که کردم فرمودند: من با ضرورت و مطلقیت و جبر علم و منطق، مشکل دارم و حتی اگر همیشه دربند این دستگاه اجباری هم باقی بمانم باز هم نمی توانم این قطعیت را قبول کنم. این قطعیت و مطلقیت به این خاطر است که ما فقط بر سطحی کم بعدی از هستی زندگی می کنیم و شناخت داریم و باید فراتر برویم. با جهش و در امتداد متابعدها می توان چنین کرد. هنوز روشی علمی برای طراحی چنین جهش هایی ندارم اما می دانم علم آینده ناگزیر از افتادن در این جاده است. نظر شما را در مورد این کتاب و بخصوص اینکه آیا با منطق متابعدی این امکان است که ام القضایا را رد نمود خواستارم لینک دانلود کتاب (http://ketabnak.com/book/28061/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انکار امور بدیهی کارِ سختی نیست. همین‌طور که هم‌اکنون جنابعالی می‌توانید منکر نوری شوید که در این اطاق هست و بفرمایید برای بنده از نظر علمی ثابت نشده است که نوری در اطاق است. داستان طرفی را که در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شد و چشم خود را بست و شروع کرد به سحری‌خوردن و به گفته‌ی مولوی بالاخره طمعْ نگذاشت نور طلوع را که روشن بود ببیند. مولوی در این مورد می‌گوید:

روشنست این لیکن از حرص سحور ** آن خورنده چشم می‌بندد ز نور

موفق باشید

21925
متن پرسش
استاد عزیز سلام: بهمن ماه سوالی از حضرتتان پرسیدم که در جواب فرمودید: «چرا به اشارات رهبری انقلاب نظر نداشته باشید؟ و زندگی خود را بر اساس اشارات ایشان شکل ندهید؟» از همان روز تا الان تلاش‌های بسیاری کرده‌ام که زندگی خود را بر اساس اشارات ایشان شکل دهم و یا به عبارتی تلاش کردم برای اینکه زندگی را بر اساس اشارات ایشان شکل داد چه باید کرد؛ الان بعد از چند ماه حس می کنم تلاش‌هایم مذبوحانه بوده؛ دوباره مزاحم شما شدم که کمک بفرمایید و این موضوع را شرح دهید که (چگونه جوانِ مومن انقلابی زندگی خود را بر اساس اشارات رهبری شکل دهد؟) با اینکه دوست داشتم سوالم را کمی شخصی‌تر بپرسم ولی حیفم آمد که این فرصت برای بقیه دوستان من هم از بین برود و با توجه به درکی که از حس و حالِ امروزِ جوانِ دهه هفتادی که خود نیز از آن دسته هستم دارم و احتیاجی واقعی و ضروری همچون احتیاج تشنه‌ی در حال مرگ به آب، به علاقه به رهبری و سلوک و اشارات ایشان از شما خواهشمندم که شرح مفصلی بدهید، متاسفانه به جد می توان گفت کتبی که تا کنون در زمینه‌ی مربوط به رهبری منتشر شده همه از جنس کارهای ژورنالیستی و سطحی بوده و از جنبه‌ی تفکر کسی توجه نداشته شاید سوالاتی که جدی مطرح است اینها باشد که: چرا رهبری؟ اشارات ایشان چیست و راه دستیابی به آنها؟ مهمترین اشارات ایشان به جوانها در سلوک فردی؟ در سلوک اجتماعی؟ سلوک سیاسی؟ مقدمات مورد نیاز برای غور و تعمیق در اندیشه و اشارات رهبری؟ راهکارهای عملی برای شکل دهی زندگی بر اساس اشارات رهبری؟ چگونگی (روش عملی) مواجه و استفاده حضرتعالی با اشارات رهبری؟ در پناه حضرت حق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً انسان‌ها با معارف و افکاری زندگی می‌کنند و بر اساس آن افکار، به زندگی خود می‌خواهند معنا ببخشند چه به طریقی صحیح و چه به طریقی ناصحیح. وقتی خداوند به ما کمک کرده تا ذیل قرآن و سیره‌ی اهل‌البیت «علیهم‌السلام» انسانی را متذکر وظایف ما در این تاریخ نموده است، ما می‌توانیم به کمک اشارات و رهنمودهای او در این زمان درست فکر کنیم. لذا دیگر مشکلی نمی‌ماند برای راه‌کارِ عملی. مثلاً وقتی ایشان می‌فرمایند «ما به مسائل جهانی و مسائل منطقه‌ای و از جمله مسائل کشورمان، باید نگاه کلان و جامع داشته باشیم؛ این نگاه کلان، به ما «معرفت» و «بصیرتی» را عطا می‌کند که اولاً: موقعیت خودمان را، جایگاه خودمان را، ایستگاه خودمان را در وضع کنونی بازیابی کنیم و بفهمیم در چه وضعی قرار داریم؛ بعد هم به ما تعلیم می‌دهد که برای آینده چه باید بکنیم»؛ آیا افقی در مقابل ما نمی‌گشایند تا بر اساس آن فکر کنیم و اعمال خود را تنظیم نماییم؟ موفق باشید

20943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: با وجود اینکه مدتی است جدی روی معرفت نفس کار می کنم و سعی کردم توجهم به این موضوع اساسی باشه نمی دونم چرا یه سری گره هایی تو امور زندگیم پیش میاد. مگر نه اینکه خدا خودش کفیل امور ما هست و وعده داده که روزی با خودش هست. البته تلاش ما سر جاش هست. ولی من انتظار گشایش دارم. اتفاقا مشاهده میشه تمام برنامه ریزیها به هم می ریزه. این انسان رو نگران می کنه که آیا من در راه درستی رفتم؟ این تزلزل و وحشتی که ناگهان برای انسان پیش میاد رو چه طور مدیریت کنم؟ چه بسا کسانی که رو غیر حساب باز کردن در کوتاه مدت جواب سریع تر گرفتند. فکر من این بوده که خدا بهترین پناهگاه هست. آیا این خوش خیالی من بوده؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بخواهند متذکر شوید که در کنار مباحث معرفتی، با عقل معاش به امور زندگی نیز بپردازید، تا یک بُعدی نشوید. موفق باشید

20785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به نکته ی مهمی که فرمودید: هر دینی به اندازه توحیدی که دارد حق است. 1. جایگاه اخروی چنین جمله ای را بیان می کنید؟ یعنی می شود چنین برداشت کرد که کسی همه ادیانی که در آن توحید می باشد اگر با شناخت هر انسانی به آن عمل کند آن شخص به بهشت می رود و تنها منحصر به اسلام و تشیع نیست؟ 2. چنین جمله ی شما در بحث اجتماع دنیوی چه طور؟ یعنی آیا نسبت به آنها و حقوق آنها باید احترام گذاشت و آنها را به رسمیت قبول کرد؟ و با آنها ارتباط داشت؟ 3. آیا چنین بحثی که بیان می کنید در فقه و حقوق ما یکی می باشد؟ و نظر مراجع نیز چنین هست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! در روایت داریم: « آتش داخل در محل ايمان و معرفت نمى‏ شود. «النّار لا تأكل محلّ‏ الايمان‏» و حال كافران و مشركين مقيم آتش چنين است كه «لا يذوقون فيها بردا و لا شرابا الّا حميما و غسّاقا» (در جهنم آنها نه خنكى بچشند و نه نوشيدنى، مگر آبى جوشان و چرك. 2- چرا نه؟ 3- در این‌که اهل ذمّه صاحب حقوق هستند، در فقه بحث شده و در مورد نجس یا پاک‌بودن اهل کتاب فتاوی مختلف است. موفق باشید

19303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: استاد فاضل و گرامی چرا برخی از افراد کافر یا ضعیف الایمان در رعایت مسایل اخلاقی مانند محبت به دیگران، خوش اخلاقی و حلم ... کارنامه خوبی دارند در حالی که قرآن کریم می فرماید: «من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا» بنابراین این اشخاص نباید در بهشت اسما و صفات غوطه ور باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان قسم خورده در مسیری که به سوی حق است بنشیند و از این جهت کاری به کار آدم‌های غیر مؤمن ندارد و بیشتر تلاش آن این است که رذائل اخلاقی را بر انسان‌های مؤمن تحمیل کند. موفق باشید

18064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یک موضوعی که من و اکثر دوستان به آن دچاریم مسئله شغل و در آمد است. همه ما تحصیلات دانشگاهی را سپری کردیم ولی شغل و درآمد خوبی نداریم به کتابهای روانشناسی ثروت آفرینی مراجعه کردیم ولی اتفاقی نیفتاد تا اینکه به یاد شعری افتادم، سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و... و به این مسئله نگاه دینی انداختم که دین ما راه درست و مستقیم را به ما نشان می دهد چرا بخواهم از جایی گدایی کنم که مبنای دینی هم ندارد از شما تقاضامندم چه کنم که رزق و روزی افزایش پیدا کند واقعا خسته ام از این دوران، نیازمند تغییری در زندگی هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جایگاه رزق در هستی» در این رابطه با شما حرف‌هایی دارد. با حوصله تا آخر آن را مطالعه فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

17215

عُجب چرا؟بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده دچار گرفتاری شدم که کلافه ام کرده، زمانی که وظایف شرعی ام را تا حد خودم کامل انجام میدم و چند تا مستحبات هم باهاش همراه می کنم گرفتار عجب میشم و جنبه این لطف خدا را ندارم. زمانی که گرفتار این عجبم کم کم از آن عالم معنوی خارج میشم و گرفتار گناه با قصور در واجبات میشم!!! موندم چکار کنم از هر طرف گرفتار گناهانی هستم که هر کدام از دیگری بدتر است و به این مطلب هم آگاهم. لطفا راهنمایی بفرمایید چه کنم؟ حداقل راه مقابله با عجب چیست؟ با اینکه زمانی که در عجب هستم می دانم و به خودم تذکر می دهم که تو هیچی نیست ولی بازم کار خودشو میکنه!!! ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید که: «هر عنایت که داری ای درویش/ هدیه‌ی رب بود نه کرده‌ی خویش» جایی برای عُجب نمی‌ماند. مگر تجربه نکرده‌اید آن وقت که لطف خدا از ما گرفته شود چگونه از هر توفیقی باز می‌مانید؟ موفق باشید

16517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استادعزیز، آیا در آیه «ن و القلم» می توانیم قلم را، خلق کردن توسط روح در نظر بگیریم؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی موضوع همین‌طور است. به این اعتبار که روح انسان در مقام عقل، معانی را در ذهن به صورت، می‌آورد و در صفحه‌ی ذهن می‌نگارد. موفق باشید

15063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: حال شما خوب است. سوال دارم در مورد احکام خواندن. من که طلبه نیستم. احکام خودمم بلدم خدا رو شکر. حالا من اگر بخوام یکم ریزتر بشم روی حکم های خدا. باید اصول بخونم؟ من گیج شدم. یه طلبه گفت معراج السعاده بخون. یه طلبه دیگه گفت اصول بخون. من موندم چیکا کنم؟ ممنونم استاد. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه نیاز نیست. اگر سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید و از مباحث صوتی مکارم الاخلاق نیز غفلت نکنید، إن‌شاءاللّه گشایش لازم ظهور می‌کند. موفق باشید

14870
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: 1. چرا شخصی مثل محمد نوری زاده که در گذشته ظاهرا حامی نظام و رهبری بوده در زمان حال متاسفانه ضد نظام و رهبری شده؟ 2. آیا این شخص همانند سروش از همان ابتدا نسبت به اصول انقلاب و اسلام شکاک بوده و حقیقتا اعتقاد نداشته و اگر هم از نظام و رهبری حمایت می کرده نوعی تظاهر و ریا بوده که اکنون این جهل و ریا باعث شده به این وادی گمراهی افتاده و خود خبر نداشته باشد؟ 3. علت اصلی و نفسانی این تغییر و سقوط چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ریشه‌ی این تغییرات را باید در نوع رفتاری که این افراد در زندگی خود دارند و بر آن اساس به انقلاب اسلامی رجوع کرده‌اند، پیدا کرد. انقلاب اسلامی بر محور ایمان و عمل صالح شکل گرفته و جلو می‌رود. لذا هرکس با هر انگیزه‌ی دیگری به انقلاب اسلامی رجوع کند بعد از مدتی امکان ادامه‌ی آن برایش نیست. موفق باشید   

12059
متن پرسش
با سلام: برای تمرکز گرفتن در نماز باید چه کارکرد و آیا شما کتابی در این زمینه دارید برای مطالعه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قبل از نماز ذهن خود را از امور دنیایی آزاد کنیم روح ما آمادگی بهتری برای حضور در محضر حق دارا می‌شود. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به عنوان شروع، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

10273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: حس می کنم در قبال این همه خبرهای ناخوشایندی که درباره مظلومان جهان و به ویژه شیعیان می شنویم خیلی ملتهب و ناراحت نمی شوم. این قساوت قلب از کجاست و چکار کنیم تا رقت قلب پیدا کنیم؟ خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا حضرت حق از طریق نمایاندن چهره‌ی فرهنگ مدرنیته در این موارد می‌خواهد خودخواهی و خودبینی آن فرهنگ را به ما بنمایاند تا با عزمی استوار از این تمدن دروغین مدعی حقوق بشر عبور کنیم. شاید از این جهت به موضوع نگاه می‌کنید وگرنه مظلومیت هر مظلومی عواطف هر انسانی را جریحه‌دار می‌کند. موفق باشید
8471
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز در مورد ارتباط باجمع مومنین،ممکن است برداشت های غلطی هم از این موضوع بشود،مثلا اینکه به بهانه جمع مومنین از این به به بعد هر شب خونه هم جمع شویم،و خودتون بهتر می دونید که این یعنی سوزاندن عمر.مگر اینکه از این جمع شدن یک هدف دنبال بشه مثل مباحثه در مورد یک موضوع.وباز هم به نظر من اگر این طور باشد از هفته ای یک بار نباید تجاوز کند.میخواستم تاکید بیشتری کنید که منظور از جمع مومنین همان مسجد و راهپیمایی و... میباشد نه دور هم جمع شدن های بی ثمر وپوچ.ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید حضور مؤمنین کنار همدیگر برای مبادله‌ی موضوعات معرفتی و ایجاد انگیزه‌ی بیشتر در امر تعالی است. در رابطه با ارتباط با براداران ایمانی حضرت صادق«علیه السلام» مى‏فرمایند: «إِنَّ فِی حِکْمَةِ آلِ دَاوُدَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا یُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَةٌ یُفْضِی بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ یُلَاقِی إِخْوَانَهُ الَّذِینَ یُفَاوِضُهُمْ وَ یُفَاوِضُونَهُ فِی أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ» در حکمت آل داود چنین است که شایسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى کارهائى که بین او و خداوند انجام مى‏گیرد، اختصاص دهد و زمانى دیگر برادران ایمانى خود را که با همدیگر در امر آخرت مشارکت دارند، ملاقات کند و زمانى نفس خود را با لذائذى که گناه نباشد آزاد بگذارد. زیرا این زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر دیگرش کمک مى‏کند.(الکافى، ج 5، ص 87). موفق باشید
2838
متن پرسش
سلام علیکم. شما فرمودید طبق قران امامت اززمان حضرت ابراهیم به بعد امده طبق روایات اگر امام معصوم نباشد زمین اهلش را فرو میبرد ایا قبل از حضرت ابراهیم پیامبران دارای این مقام بوده اندو آیا این مقام بعد از پیامبران به وصیهای انان میرسیده ؟ خدا حفضتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم اگر حجت خدا در زمین نباشد زمین فرو می ریزد که مسلّم حجت خدا معصوم است ولی امامت یک مقامی است که خداوند بعد از آن که حضرت ابراهیم«علیه السلام» پیامبر بوده اند برای آن حضرت جعل کرده اند 2- طبق آیه ی124 سوره ی بقره فرزندان حضرت ابراهیم«علیه السلام» که دارای عصمت اند، امام اند. (برای بررسی این مطلب به جزوه ی کلام 2 قسمت مقام امام رجوع فرمایید). موفق باشید
22926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده در زمینه ی کار تشکیلاتی سوالهایی از جنابتان دارم: ۱. بارها شده که نیروها از کار فصلی و پروژه ای زیاد که از پسشان هم برآمدند تشکیلات را به دلیل عمل زدگی و خستگی رها کردند؛ چگونه گرفتار این مشکل نشویم و اگر شدیم چگونه به تشکیلات برگردیم؟ ۲. جلسات درون تشکیلاتی زیادی گرفته می شود اما نتیجه ای جز جمع شدن واحدها ندارد؛ می خواستم بدانم چه کار کنیم که جلسات پربارتر شود و اعضا با شور و شوق در جلسات حاضر شوند؟ ۳. چه کار کنیم که اعضا دغدغه مند شوند و از حالت خمودگی و بی حالی برون بیایند؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر محور کار اعضای تشکیلات تلاش برای هر چه بیشتر فهمیدن رهنمودهای رهبری باشد، جواب هر سه قسمت سوالاتتان داده خواهد شد. موفق باشید

22866
متن پرسش
به اسمه تعالی سلام علیکم: دختر مجردی که تو خانواده ای زندگی میکنه که خانواده با او همراه و همفکر نیستن باید چیکار کنه؟ رزقمون اگه یه جاهایی حرام نباشه شبهه ناک است. من چیکار میتونم بکنم؟ واقعا نگران سلوکم هستم احساس می کنم هرچه تلاش می کنم و فضای بندگی فردیم رو سعی می کنم حفظ کنم اما خیلی نتیجه بخش نیست. از طرفی وقتی این چیزها رو می بینم عصبی میشم چون کاری ازم بر نمیاد. آیا واقعا این رزقی که به بنده می رسد مانعی برای سلوک و بندگی است و می تواند سرعت حرکتم رو کند کند؟ ما که امسال هم باید حسرت اربعین رو بخوریم مثل هرسال شما که میرید التماس دعا استاد واقعا فکر میکنم تحبس الدعا شدم نمیگم هیچ گناهی نمیکنم ولی سعیم بر عدم انجام گناه است،ذکر استغفار رو هم سعی میکنم هر روز داشته باشم پس چرا دعاهایم با استجابت نمیرسد گاهی این قدر از تحمل فشارهای پیرامونم اذیت میشم که احساس میکنم دیگه دارم میبرم اگه تحمل این سختیا طبیعی بندگی و مسیر تقرب تسلیمم در برابر ربوبیتش نگرانی و ترسم از اینه که هرچه بر سر ما می آید از نافرمانی ما باشد لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا بسیار زیاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شما مسئول رزق خود نیستید و بر ولیِّ شما واجب است که رزق شما را تأمین کند؛ نباید حساسیت به خرج دهید و یا تجسس کنید. از طرفی بسیاری امور را با خوش‌رویی و نرم‌خویی با خلقِ خدا می‌توانید جلو ببرید. ما هرچه ضربه می‌خوریم از لیّن‌نبودن است چیزی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» منوّر به آن بودند و اکثر امت آن حضرت از آن محروم‌اند. به گفته‌ی مولوی:

من ندیدم در جهانِ جستجو / هیچ اهلیت به‌جز خُلقِ نکو

ما را چه شده است که قلب‌های ما نسبت به هم نرم نیست؟!! موفق باشید

21639
متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب اخیر حضرتعالی به شماره 21549 آموختن عرفان و فلسفه نیز از مقوله عمل است و از امور عقیدتی نیست بنابر این از امور تقلیدی است و تحقیق در همان اجتهاد است. بنابر این در مقابل حکم مراجع مبنی بر آموختن عرفان و فلسفه یا باید تقلید کرد و یا مجتهد بود و یا اجتهاد کرد و یا باید به احتیاط عمل کرد و راه چهارمی متصور نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقیق در امور دین، ماوراء تقلید است و یک ضرورت عقلی است. موفق باشید

21621
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در شرح کتاب آداب الصلوه در بحث اخلاص، خواندن خدا به خاطر نجات از جهنم و یا رسیدن به بهشت و یا خوف از فراغ و یا شوق وصال و لذت وصل، ملامت شده است حال دو سوال: 1. چطور چیزهایی که عارفترین عارفان یعنی پیامبر و آل او علیهم السلام در تنهایی مناجاتهایشان از خدا می خواهند و می توان ادعا کرد بیشترین حجم دعاها را موارد ذکر شده اشغال می کند مورد ملامت تحت عنوان این که نفسانی است قرار می گیرد. به عنوان نمونه امام حسین (ع) در دعای سراسر عرفان خویش در آخرین قسمت دعا بنا به نقل بلد الامین و زادالمعاد در حالی که مثل ناودان اشک از چشمان مبارکش فرو می ریزد مسئله نجات از عذاب را می خواهد آن هم با این عبارت که خدا از تو حاجتی دارم که اگر عطا کنی از هر خواسته دیگر محرومم کنی ضرر نکرده ام و اگر عطا نکنی هر چه عطا کنی سودی به حالم ندارد و آن اینکه «اسئلک فکاک رقبتی من النار» و یا سید الساجدین ناله سر می دهد «ابکی لخروج نفسی ابکی لظلمه قبری، ابکی لضیق صدری ابکی لسوال منکر و نکیر ایای» و موارد بسیار فراوان دیگر همچون «اللهم ارزقنی حلاوه ذکرک» و طلب بهشت و نعم و حو رالعین. خوب آیا اینجا نفس اهل البیت وسط نیست و اگر هست می توان گفت عبادت آنها نفسانی بوده است؟ چطور می توان ادعا کرد اهل البیت از جهنم نمی ترسیدند پس این ابکی ها از چیست؟ آنجا که امیرالمومنین (ع) می فرماید خدایا من در برابر بلای کم و کوتاه دنیا ضعیفم و از عذابهای آخرت می نالد «ابکی لالیم العذاب و شدته و یارب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی» برای چیست؟ آیا جز این است برای این بدن ضعیف و پوست نازک و ..... از عذاب الهی می ترسد. جناب استاد انسان وقتی آن صحبتها را می شنوند از خودش بدش می آید که چون من دارم به خاطر گناهانم و نجات از خشم خدا یا رسیدن به قرب خدا گریه می کنم پس عبادتم نفسانی است و همین اشک و شوق را هم از دست می دهد. 2. اساسا آنچه عنوان می شود که عبادت باید فقط برای خود خدا باشد و انسان هیچ خودش را نبیند نه خوفش را و نه شوق و دوست داشتنش را چیزی است محال بدین شرح که حتی وقتی انسان خدا را فقط به خاطر خودش عبادت می کند باز این نفس است که درک کرده خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد و باز همین نفس است که دوست دارد و لذت می برد که خدا را برای خودش عبادت کند حتی وقتی می گوید نه شوق بهشت دارم نه هیچ خوفی باز هم نقش نفس حذف نمی شود چرا که همین نفس است که طرد آن و اثبات این را دوست دارد. با تشکر و التماس دعا. ایمیل خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد دو نکته را باید از هم تفکیک کرد: یکی آن‌که خداوند را از آن جهت که ارزش عبادت دارد بپرستیم. حضرت علی «علیه‌السلام» در این رابطه است که می‌فرمایند:  «الٰهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك» خدایا! من تو را پرستش نکردم از ترس آتش جهنمت و پرستش نکردم به طمع بهشتت، بلکه فقط تو را شایسته پرستش می‌بینم. و دیگر این‌که از حضرت حق بخواهیم ما را گرفتار آتش و عذاب نکند، حال چه آتش حرمان از اُنس، و چه آتش ناشی از گناه، به‌خصوص که هر اندازه انسان بیشتر از حجاب‌های أنانیت آزاد شود، بیشتر متوجه‌ی فقر ذاتی خود می‌گردد و این‌که اگر عنایاتی هم به آن‌ها شده است، لطف خدا بوده، نه آن‌که برای خودشان حقی قائل باشند. موفق باشید

21200
متن پرسش
سلام استاد: استاد با توجه به احادیث من که در جوانی راه اشتباه هم رفتم چه کار کنم که از عذاب و بالا پایین شدن در برزخ در امان باشم؟ مثل اینکه در برزخ همه زندگی دنیایی مان طبق برزخ مرور می شود. چه کنم در برزخ در امان باشم؟ در یک کتابی خواندم فردی به خاطر چند نماز قضا دچار عذاب شده است. چه کنیم؟ امام صادق (ع) می فرمایند: «وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً؛ به خدا قسم! نمی ترسم بر شما؛ مگر از برزخ و چون کار به ما رسد، ما اولی و سزاوارتر از شما هستیم.» عمرو بن یزید می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: از شما شنیده ام که می فرمودید: «همة شیعیان ما با همة گناهانی که دارند بهشتی هستند.» فرمودند: «گفتة تو را تصدیق می کنم. به خدا قسم! همة آنان در بهشت خواهند بود. من گفتم: فدایت گردم! بسیاری از گناهان کبیره اند. فرمودند: «به شفاعت پیامبر و وصیّ او در قیامت، همه به بهشت می روند ولیکن به خداوند سوگند! از برزخ، برای شما خوفناکم و می ترسم.» پرسیدم: برزخ چیست؟ فرمودند: «قبر، از لحظه ای که می میرد تا روز قیامت.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شخصیت مورد نظر خود را امام معصوم قرار دهیم، خود به خود گناهان در جان ما به عنوان اعمالی که دوست‌داشته باشیم، جای نمی‌گیرد. وقتى عشق به انسان كامل به ميان آمد همه‏ ى اين عيب‏ها مى ‏رود. و در همين راستا رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. و امروز با ایمان و علاقه به ولایت فقیه، خطاهای ما جایگاهی برای ابدیت ما نخواهد داشت. موفق باشید


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

20612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرتعالی در کتاب چه نیاز به نبی ص 74 فرمودید هرگز ممکن نیست مجتهدی عملی را حرام بداند و لکن دیگری واجب یک سوال و دو مثال نقض دارم واقعا شما آرای همه مجتهدین را فصح کردید و به این نتیجه رسیدید؟ دو مثال نقض 1. آقای بهجت بقای بر تقلید میت را اگر اعلم باشد واجب می دانند ولی آیت الله سید صادق روحانی بقای بر میت را جایز نمی دانند و در پاسخ به استفتایی جایز نیست را به معنای حرام بودن معنا می کنند رجوع کنید به سایت ایشان بخش استفتائات شرعی قسمت تقلید. 2. بحث نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان (عج) که از قول حرمت تا واجب تعیینی در برمی گیرد نگاه کنید به سایت ویکی فقه و یا http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2691/6563/76322/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث در آن‌جا بر روی مبانی است که اگر به مبانی آن‌ها نظر کنیم می‌بینیم این‌طور نیست که در فهم مبانی در مقابل هم باشند، هرچند ممکن است در مصداق، متفاوت تطبیق کنند که این به اصطلاح، خطای در تطبیق گفته می‌شود و از طرفی بحث در «بالجمله» است و نه در «فی‌الجمله». موفق باشید

نمایش چاپی