بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در زمینه فلسفه عشق به چه کتاب یا سخنرانی مراجعه کنیم که مفید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انشااللّه با دنبال‌کردن کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» همراه با شرح صوتی آن، جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

11368
متن پرسش
سلام: آیا می توان گفت وسواس فکری و عملی و یا خیالبافی و خیالاتی بودن و افکار پریشان به دلیل نقصان در هورمونهای مغزی به وجود می آید؟ چون روانپزشکی با تجویز قرص بعضی از این مشکلات را رفع می کند، آیا اسلام اینگونه درمان از طریق علم روانپزشکی را قبول دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا عرض شد بدن، علت مُعدّه است و بستری است که روح در صورت سلامت آن بستر می‌تواند به‌کار خود بپردازد وگرنه به مشکلاتی مثل همان مشکلاتی که می‌فرمایید دچار می‌شود. موفق باشید

9267
متن پرسش

سلام: روزه‌داری چه نتایج مشخصی برای انسان به همراه می‌آورد؟ و در چه آیه و چه سوره‌ای از قرآن در این باب حرف زده شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ خداوند در سوره‌ی بقره آیه‌ی 183 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» از طریق روزه‌داری روح انسان آماده‌ی اُنس با حضرت پروردگار می‌شود. 2ـ از طرفی در رابطه با نتایج تقوا می‌فرماید: « وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّه‏» (بقره/282) پس می‌توان در رابطه با روزه‌ی ماه رمضان امیدوار به علمی بود که در اثر عمل حاصل می‌شود. 3ـ ما چند نوع علم داریم یکی علمی که با مطالعه و تجربه و استدلال به دست می‌آید و دیگر علمی که در سرّ و ضمیر‌های پاک حاصل می‌شود؛ ضمیر‌هایی که در اثر ریاضت تزکیه شد‌ه‌اند. این علم در خلوت‌های معنوی برای انسان‌ها ظاهر می‌گردد و موجب می‌شود تا از یک طرف حقایق غیبی برای انسان ظاهر شود و از طرف دیگر انانیت و منیت انسان از منظرش غایب گردد و گوش انسان نسبت به نفخه‌های الهی شنوا گردد؛ بر عکس آن‌هایی که «لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها» که گوش جانشان کر شده. علمی که در اثر روزه و تقوای حاصل از روزه به دست می آید علمی است که از طرف خدا به انسان داده می‌شود و آیه 65 سوره‌ی کهف در وصف آن فرمود: « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» علمی که یک نحوه هم‌زبانی با قرآن را نصیب افراد می‌کند زیر ا قرآن نیز در همین ماه نازل شده. 4ـ امیدوار بودن به تجلی نو به نو مستلزم آن است که جان انسان همواره آماده‌ی آن تجلی باشد. آن‌کس که در مسیر نظر به حق قرارگرفت دائما به وسیله‌ی آن علم قدسی به سوی حقیقتی برتر دعوت می‌شود و این معنای انتظاری است که سالک از طریق روزه داری می‌تواند به آن وارد شود و دریای بی‌کرانه‌ی حقیقت را بر روی خود بگشاید. 5ـ نظر به حقیقت وجود ویژگی خاصی است که در انسان نهفته است و موجب می‌شود که همواره او را در تحولی متعالی‌تر از قبل قراردهد و مفتخر به مطلع الفجری بعد از مطلع الفجر نماید تا ان‌شاءالله طلوع خورشید لقاء در عید فطر محقق گردد. عرایضی در کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالَم معنا» داشته‌ام که در سایت، کتاب را می‌توانید مطالعه بفرمایید. موفق باشید

7386
متن پرسش
سلام. عقل هدیه ای هست که از طرف خدا به انسان عطا شده. عقل، خود انسان یا مغز نیست، بلکه راهنماست. مثل چراغ. مغز ، مادیست و عقل معنوی و محل استدلال و جایگاه عقل در مغز می باشد. نظرتان راجع به این مطلب چیست. آیا دل هم همینطور هست؟ یعنی دل (قلب مادی) محل محبت و عشق است. یا اینکه دل (معنوی) خود وجود انسان است؟ بنظر عقل و عشق دو بعد معنوی انسان هستند. یعنی هر دو از ابعاد وجودی اصلی انسان هستند. اما خودش نیستند. نسبت میان عقل و عشق چیست؟ کدام برتری دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست متوجه موضوع شده‌اید ولی اگر کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با ده جلسه شرح آن دنبال کنید ابهامات بحث إن‌شاءاللّه برایتان روشن می‌شود. عقل، بُعدی از ابعاد نفس ناطقه است برای تشخیص معقولات و عشق یک نوع گرایش به حقیقت مطلق است در جنبه‌ی فطری انسان‌ها. موفق باشید
5165
متن پرسش
سلام علیکم. با عرض پوزش از این که وقت شریفتان را می گیرم، می خواستم ابتدا به این متن از شهیدمطهری توجه نمایید: مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى ج‏2 36 جانشینى علم و ایمان ..... ص : 35: بدیهى است که نه علم مى‏تواند جانشین ایمان‏گردد- که علاوه بر روشنایى و توانایى، عشق و امید ببخشد، سطح خواسته‏هاى ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدفها و در پیمودن راه به سوى آن مقاصد و اهداف مدد مى‏دهد، مقاصد و آرمانها و خواسته‏هایى از ما را که به حکم طبیعت و غریزه بر محور فردیت و خودخواهى است از ما بگیرد و در عوض، مقاصد و آرمانهایى به ما بدهد بر محور عشق و علاقه‏هاى معنوى و روحانى، و علاوه بر اینکه ابزارى است در دست ما جوهر و ماهیت ما را دگرگون سازد- و نه ایمان مى‏تواند جانشین علم گردد، طبیعت را به ما بشناساند، قوانین آن را بر ما مکشوف سازد و خود ما را به ما بشناساند. می خواستم نظر شما را درباره ی قسمت آخر، که درباره ی عدم جایگزینی ایمان به جای علم است بدانم. آیا حقیقتا، ایمان نمی تواند طبیعت را به ما شناسانده و قوانین آن را مکشوف کند؟ آیا نمی تواند به انسان معرفت نفس بدهد؟ اصلا دقیقا منظور از ایمان در کلام شهید بزرگوار چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همان طور است که استاد فرموده‌اند، ایمان جهت‌گیری ما را نسبت به برخوردمان با طبیعت درست می‌کند وگرنه آن می‌شود که امروز در دنیا با آن روبه‌رو هستید. معرفت نفس کمک می‌کند تا ما هرچه بیشتر متوجه نحوه‌ی حضور خداوند باشیم و به ایمان حقیقی نزدیک شویم. موفق باشید
1592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام راجع به کرامت انسان وجایگاه انسان درفلسفه اسلامی به طوراخص واسلام به طوراعم چه کتابهایی رامطالعه کنیم؟همچنین نقشی که اعتقادبه جایگاه انسان درهستی دارد،آیامیتواند درمعناداری زندگی اثری داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حتماً معرفت صحیح به جایگاه انسان در هستی نقش اساسی در معناداری زندگی دارد، علاوه بر جوابی که به سؤال 1591 پیشنهاد می‌کنم کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
23855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دلیلِ اصلیِ اینکه افرادی که در غدیر حضور داشتن، ولی بعد از پیامبر رفتن با ابوبکر بیعت کردن چی بود؟ آیا دلیلش این بود که خودسازی نداشتن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جریانی برنامه‌ریزی کرده تا با جوّسازی هم که شده «غدیر» دیده نشود. بد نیست در این مورد سری به کتاب «بصیرت فاطمه‌زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

23422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسنه تعالی. سلام علیکم: سوالی دارم و اون اینکه چرا با این نگاه مکانیستی به عالم و آدم در غرب و اصالت لذت و عدم وجود هر گونه وجود معنویت متعالی در غرب چرا در ظاهر جامعه غرب هرج و مرج نیست انگار با یک نظم دقیق کارها رو پیش می برند. انگار قانون کار خودش را می کند در غرب؟ البته زیر پوست شهر اتفاقات دیگری در حال وقوع است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان غربی پس از مدتی به این نتیجه رسیده است که برای اداره‌ی جامعه‌ی مدرن، عقل خاصی نیاز است و این در جای خود یک نوع خودآگاهیِ تاریخی است هرچند هدف آن متعالی نباشد. ولی متأسفانه ما هم شهر مدرن می‌خواهیم و هم هیچ توجهی به عقلی که برای اداره‌ی شهر مدرن نیاز است، نمی‌کنیم. جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» به‌خوبی به این موضوع می‌پردازند. موفق باشید

23247
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: پرسشگر سوال 23111 هستم که سوالاتم مربوط به عدل الهی و فلسفه‌ی خلقت بود. متاسفانه قانع نشدم. مباحثی که راجع به امکان ذاتی مطرح کردید، اصلا قانع کننده نیست. خصوصا که یک آیه از قرآن با این امکان و طلب ذاتی در تضاد است. در جواب سوال یکی از کاربران فرموده بودید که شأن خداوند اجل از این است که قبل از جنایت، قصاص بکند؛ یعنی کسی را که علم دارد اهل جهنم است، قبل از به فعلیت رسیدنش، او را خلق نکند. ولی این با آیه‌ از قرآن تطابق ندارد که حضرت خضر پس از کشتن آن نوجوان، در جواب اعتراض حضرت موسی به او گفت: «و اما الغلام فکان ابواه مومنین فخشینا ان یرهقهما طغیانا و کفرا.» من کاری به این بحث ندارم که حضرت حضر مأمور به باطن است یا ظاهر، ولی ایشان به هر حال مأمور الهی بود و دلیل کارش را هم اینگونه بیان می‌کند که او اگر زنده بماند، پدر و مادرش را به طغیان و کفر می کشاند. مسلما آن نوجوان الآن در بهشت است‌‌. ولی آیا تمام کسانی که عاقبت به شر شدند و اهل آتش، نمی توانند به این آیه استدلال کنند که خدایا تو که می دانستی ما اهل آتش می شویم پس چرا ما را خلق کردی و اگر هم خلق کردی پس چرا مثل همان نوجوان، ما را قبل از تکلیف از این دنیا نبردی؟ این آیه را دیگر چطور با بحث طلب و امکان ذاتی جمع می کنید؟ استاد! من نه فیلسوفم نه عارفم و نه متکلم؛ بلکه یکی از همین جوانان گناه آلود دوره‌ی آخرالزمان هستم که حالم از خلقت و آفرینش و این بدبختی‌ها و فلاکت‌ها به هم می خورد. ظاهراً خلقت به نام انسان است و به کام خدا! ما باید بدبختی و فلاکت و رنج بکشیم تا جناب خدا اسمائشان به ظهور برسد! آن وقت جالبش هم اینجاست که باید صبر و استقامت هم داشته باشیم و راضی هم باشیم به رضای خدا و دم نزنیم! چه حکمتی در خلقت این کمیت شگفت آور از انسانها وجود دارد با اینکه اکثر آنها - از جمله خودم - مانند حیوانات زندگی می‌کنند و اصلا نمی‌دانند برای چه آفریده شده‌اند؟ و در آخر هم اکثرشان باید به جهنم بروند تا جایی که خود قرآن می گوید: «یوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول هل من مزید؟!» استاد عزیز! ما که اهل مناجات و نماز شب و راز و نیاز با خدا نیستیم ولی اگه شما هستی حتما و حتما یه سوالی رو از طرف من از خدا بپرس: «خدایا راستی اگه خودت جای ما بودی با این همه غرائز و هوا و هوس های رنگارنگ، بهشتی می‌شدی یا جهنمی؟» حتما این سوال رو‌ در خلوتتون از خدا بپرسید و اگه جوابی شنیدید بهم بگید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بد نیست ابتدا به این نکته فکر کنید که بالاخره مائیم و چنین حضوری در این عالَم و ابدیتی که در پیش رو داریم و باید تلاش کنیم آن را برای خود آباد نماییم، آن‌هم در نظامی و عالَمی که خداوند درمقابل ما قرار داده و ما را در آن خلق کرده. انسانِ عاقل در چنین شرایطی چگونه عمل می‌کند تا ابدیت خود را آباد نگه دارد؟ در رابطه با این نگاه است که شاعر می‌گوید: «در کف شیر نرِ خونخواره‌ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای» وگرنه، نه خدا شیرِ خونخواره است و نه ما راههایی در این‌دنیا به سوی سعادت نداریم. البته از طرف دیگر خداوند به ما خواهد گفت اگر من جای شما بودم، نوعی خود را به عنوان انسان تعریف می‌کردم که علی «علیه‌السلام» در نامه به فرزندشان، انسان را تعریف کردند و در آن نحوه تعریف، بسیاری از این اعتراضات فرو می‌نشست. ۲. در روایت داریم آن فردی که حضرت خضر «علیه‌السلام» مأمور به قتل‌رساندن او بودند، شخصی بود که موجب آزار بسیاری می‌شد و در روایت، نحوه‌ی آزارهای او را نیز آورده‌اند. موفق باشید

22717
متن پرسش
سلام عليكم: دو سؤال از محضرتان داشتم که در منابع امام شناسی جوابهایی داده شده ولی بدلیل اهمیت موضوع در صورت صلاحدید نیاز دارم که برداشت و جواب شخص شما را بصورت مفصل بدانم: ١. مسلما ائمه اطهار و کلا همه فرستادگان و حجت های خدا در تبلیغ دین و امور مربوط به رسالت الهی و هدایت مردم معصوم و دور از اشتباه بوده اند. ولی آیا امکان دارد در موارد غیر از این و امور شخصی و بدون ارتباط به رسالت و هدایت جامعه، و بدلیل محدودیت های جسم مادی و این عالم آنها نیز دچار سهو یا نسیان شوند؟ مثلا تحلیل روایاتی که سهو رسول‌الله در یکی از نمازها را بیان می کنند در فهم امثال من نمی گنجد! آیا می توان گفت حجت های الهی و مخصوصا چهارده معصوم در عالم مادی و جسمانی مطلقا از هرگونه سهو و نسيان مبرا هستند یا این سخن غلو است؟ ٢. آیا کرامات معصومین در عالم جسمانی دائمی است و هرزمان که خودشان اراده کنند قابل انجام است یا نه، در دست خداست و ممکن است زمانی خدا نخواهد که فلان کرامت انجام شود و معصوم هم توان آن را ندارد. مثلا آیا معصومین دائما درحال شنیدن سخنان حیوانات هستند یا هرزمان که اراده بکنند می توانند به هر زبانی که بخواهند تکلم کنند یا نه، این امور فقط به خواست خدا و در زمانهایی که خدا صلاح بداند انجام خواهد شد؟ ذکر این نکته ضروری است که منظور سوال در عالم مادی و جسمانی و محدودیت های آن است و ربطی به نور وجودی این بزرگواران ندارد. جسارتا خواهش می کنم سوالات را به تفکیک پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اولیاء الهی در حمایت الهی هستند و تحت تأثیر انواری که از حضرت حق بر جان‌شان متجلی می‌شود قرار دارند. بدین لحاظ بحث‌هایی مثل سهو و نسیان، بیشتر از طریق اهل سنت و یا کسانی مطرح شده است که چنین مقامات و احوالاتی را نمی‌شناسند. بنده در این مورد عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» داشته‌ام ۲. در روایت از قول ائمه «علیهم‌السلام» داریم که هروقت خدا بخواهد ما چیزی را بدانیم، می‌دانیم و اگر نخواهد، نمی‌دانیم، زیرا علم مطلق از آنِ خدا است. موفق باشید

21998
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. با توجه به فرمایشات رهبری در زمانهای محتلف متوجه شدم که ایشان کتاب رمان خیلی می خوانند و به آثار بسیاری از رمان نویسان معروف داخلی و خارجی، قدیم و جدید آشنایی دارند و حتی مثلا تاکید بر خواندن رمان بینوایان دارند سوالی که برای من ایجاد شده است. 1. آیا رمان خواندن باعث تقویت و سیطره قوه خیال نمی شود؟ 2. با چه دیدگاهی باید به سمت این کتابها رفت تا بهترین استفاده ها را کرد و چه وجهی از کتاب باید مد نظر باشد؟ 3. نظر جنابعالی در مورد خواندن این دست کتاب ها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رمان‌های مهم دنیا توسط اندیشمندان بزرگ نوشته شده و در متن آن‌ها متذکر روحِ زمانه‌ی خود شده‌اند و سخن‌های مهمی را با زبان شخصیت‌های رمان بیان کرده‌اند و لذا به نظر می‌رسد در این زمانه که مشکلات ما از مشکلات فرهنگ غربی جدا نیست، مطالعه‌ی رمان‌های اندیشمندان غرب مفید خواهد بود. البته فکر می‌کنم از آن مهم‌تر مطالعه‌ی روح و احوال شهدا و اسرای دفاع مقدس است که متذکر روح انقلاب است آن‌طور که آن‌ها را فرا گرفته بود و آینده‌ی ما را معنا می‌کند. موفق باشید   

20532
متن پرسش
سلام: استاد بنظر حضرتعالی حوزه های علمیه سکولار اند؟ لطفا دلیل بیاورید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که از طریق اسلام به نظام‌سازی و حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی فکر نشود و تنها از اسلام، عبادات فردی مدّ نظر باشد، یک نوع سکولاریسم است. زیرا سکولاریسم چیزی جز جدایی دین از دنیا نیست. موفق باشید

19729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: در مورد خصوصیاتی که یاوران خاص امام زمان (عج) یعنی همان 313 نفر که در آیات و روایات واردشده سوال دارم! سئوالم این است که آیا این 313 نفر با دیگر بزرگان و عارفان تاریخ تفاوت دارند یعنی این 313 تن بالاترین و بهترین عارفان و عالمان تاریخ هستند و هر عارفی که جزء این 313 تن نباشد، درجه ای پایین تر دارند؟ اساسا تفاوت این 313 تن با دیگر بزرگان تاریخ در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل تفاوت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با سایر علماء، همه خوب‌اند ولی تاریخِ حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با آن 313 نفر شروع می‌شود. موفق باشید

19700
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در رابطه با رد برهان وجوب و امکان توسط کانت جواب های موجود نتونست منو قانع کنه و یا اینکه خوب متوجه و فهم بشم. اگر امکان داره راهنمایی بفرمایید. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً کانت هر گونه برهان عقلی را برای اثبات هر موضوعی قابل اعتماد نمی‌داند زیرا در نقد عقلِ محض چیزی را اصیل می‌داند که به نحوی بین نومن و فنومن رابطه برقرار کند. علت این امر هم آن است که او تحت تأثیر هیوم، ادراکاتِ حسی را اصیل می‌داند منتها سعی می‌کند گرفتار شکاکیت هیومی نشود و با طرح مفاهیم استعلایی، مفاهیمی مثل علیّت را که هیوم منکر است در جایگاه فنومن‌ها قرار می‌دهد. موفق باشید

 

19479
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: عباداتتون قبول باشه ان شاءلله جناب استاد: سوال اول چرا بعضی از افراد با اینکه در قبل انقلاب، نیروی انقلابی فعالی بودن به شهدا هم ارادت زیادی دارند به زیارت شهدا هم می روند از لحاظ عبادات فردی هم ستودنی هستند انسانهای خیر و درستی هم هستند اما در مقطع کنونی جزو نیروهای انقلاب نیستنذ؟ ولایت فقیه را قبول ندارند و به اصلاح طلبان رای می دهند. چه اتفاقات درونی و بیرونی مسبب چنین جهت گیری اشتباهی می شود؟ سوال دوم: این افراد (هم نسل اولیها و هم نسل سومی انقلاب) را چگونه می توان با نیروهای انقلابی آشتی داد؟ در تاریخ خواندم که خوارج هم اهل رزق حلال بوده اند و نماز خوان، اما استاد عزیز، سوال سوم: درون انسان چه اتفاقی می افتد که نمی تواند ولایت را در ادامه توحید بداند و نعوذ بالله، امام علیه السلام را به شهادت می رساند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین مشکل، غفلت از جایگاه توحیدی انقلاب اسلامی است که این افراد گرفتار آن هستند و در جواب‌های قبلی عرایضی در این مورد شده است. مشکل دیگر غفلت از معنایی است که انسان‌ها باید از خود داشته باشند تا در دل زندگی، بندگی خود را اصل بدانند تا در نسبت اطاعت از ولیّ الهی، خودِ گمشده‌ی خود را جستجو کند و عقل حقیقی را عقلی بدانند که خداوند از طریق آن کسی که برای امور مردم تعیین شده است به بشریت متذکر می‌شود که ما به آن، عقلِ ولیّ خدا می‌گوییم و آن را به گفته‌ی مولوی «عقلِ عقل» می‌دانیم. که گفت:   

عقل عقلند اولیا و عقلها

بر مثال اشتران تا انتها

اندریشان بنگر آخر ز اعتبار

یک قلاووزست جان صد هزار

چه قلاووز و چه اشتربان بیاب

دیده‌ای کان دیده بیند آفتاب

یک جهان در شب بمانده میخ‌دوز

منتظر موقوف خورشیدست و روز

اینت خورشیدی نهان در ذره‌ای

شیر نر در پوستین بره‌ای

اینت دریایی نهان در زیر کاه

پا برین که هین منه با اشتباه

اشتباهی و گمانی را درون

رحمت حقست بهر رهنمون

موفق باشید

19472
متن پرسش
سلام و عرض ادب و ارادت خدمت جان دلم: از هنگامی که بارقه ی بی وصف آن وجود نازنین به قلب این حقیر سراپا فقر رسیده نمی توانم مطالعه ای انجام بدم اصلا انگار دیگر سوالی ندارم چه بگویم حضرت استاد که حال غریبی دارم و چه بگویم که هرچی می نگرم اوست این چه حالی است که اینگونه قالی را علت است چه کنم یا صاحب الزمان روحی فداک.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب مولانا جلال‌الدین رومی:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

19261
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم گاهی پچ پچ ها شنیده می شوند اما فریادها هرگز! من از شنیدن صدایی سخن می گویم که تریبون ِ آن پلاسکو بود و روایتش ایثار. صدای آنان که روحشان زخمی ست. زخم هایی که در قساوت ِمدرنیته بر پیکره ی روحشان نشسته است. باید جای ما باشید، تنها چند روزی را جای ما نفس بکشید، جای ما قدم بردارید و زندگی کنید تا عمق ِ دردهای ما بر دلتان بنشیند آن وقت از منظر چشمان ما به نظاره نشینید تحلیل های پی در پی را. سخن من فارغ از هرگونه دربستی ِسیاسی دو کلام رنج نامه است. رنجی که ما از بی هویتی مان کشیده ایم. رنج سفر از خود به خود. رنج میان دو راه بودن. رنج نه این بودن نه آن بودن. رنج طلوع ِانسان انقلابی در پس ِسیاهی مدرن. اصرارهای شما وقتی برای ما لقمه می گیرید بسیار دیدنی ست. نه لقمه ی احمدی نژادی به ما می ساخت نه لقمه ی رئیسی سان وقتی اکنون سیاست ِشما حرکت اجتماعی ِما را سخت و پیچیده می کند. کمی آرامتر. بگذارید ما تازه به دوران رسیده ها کمر راست کنیم و در پس ِآوارهای پلاسکوی سفر تاریخی مان، هویتی در سایه سار انقلاب برای خودمان دست و پا کنیم. ما خسته تر از آنی هستیم که در کشمکش سیاست های شما بتوانیم در انقلاب تاب بیاوریم. شاید راز دو قطبی همین باشد، همین که شما یک طرف باشید و ما خستگان در مقابل ِشما. نه ما در انقلاب هویتی یافته ایم و نه شما در مدرنیته شکسته اید. راه آمده مان جداست اما انقلاب بشارت ِپیش روی ماست. بشارت خدا بر ما که این چنین منت نهاد و ولی خدا را بر احوال ما خستگان بیش از دیگران آگاه ساخت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حق را در هرجا و در هر آینه‌ای به همان اندازه که رُخ نموده، باید شناخت و به آن دل داد. و اگر حضرت محبوب را منحصر به آینه‌ی خود کردیم، عملاً او به‌کلّی از قلب ما محو می‌شود، به همان معنایی که حضرت حق فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها» (47)/ نساء) ای کسانی‌که به شما کتاب خدا داده شده است، به آن‌چه ما نازل کردیم و شما آن را از طریق خود می‌توانید تصدیق کنید ایمان بیاورید قبل از آن‌که چهره‌های جان که تا دیروز به سوی حق بود، محو شود و به گذشته‌ی غیر توحیدی‌تان برگردید. موفق باشید

18798
متن پرسش
سلام استاد عزیز: برای فهم «عین ثابته» بصورت مبنایی، به کدام مباحث حضرتعالی مراجعه کنیم؟ به غیر از مطالب پرسش و پاسخها. در پناه حق. طلبه کارشناسی فلسفه ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 18795 و  18800شده است خوب است که عرفان را با دروس جناب حجت‌الاسلام یزدان‌پناه شروع کنید. موفق باشید

18766
متن پرسش
با سلام و عرض ادب فراوان خدمت استاد طاهرزاده عزیز: اگر مطابق حرکت جوهری جهان ماده در حال تبدیل شدن به قیامت و معاد خود می‌باشد چرا پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «الان قیامتی قایم» و این فرمایش را حضرت رضا (ع) می فرمایند که از ما نیست اگر کسی بگوید بعدا قیامت می آید. یعنی این الان بودن قیامت فرهنگ اهل البیت (ع) است و این حرکت جوهری با فرهنگ اهل البیت (ع) نمی سازد چون تا قوه هایش به فعل تبدیل نشود قیامتی نمی شود. پاسخی که به نظرم می رسد این است که باید تفکیکی بین انسان و جسمش یا عالم ماده قایل شویم اما می گویم که این بدن انسان هم که نازله روحش می باشد پس این بدن هم همان روحش هست اما به نازله، حالا این پیامبر (ص) با این بدن مادی می فرمایند قیامتم برپا شده در حالی که بدنشان بعدا قیامتی می شوند. لطفا جمع بندی بفرمایید چون بیشتر نمی کشد؟ التماس دعای مخصوص
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که هر حرکتی به سوی هدفی است و آن هدف، بالفعل موجود است و در حرکت جوهری بحث در مورد قیامتی‌شدن عالم ماده است، با حرکت به سوی مقصدِ بالفعلِ قیامت. و اولیاء الهی با آزادشدن از عالم ماده در آن عالمِ بالفعل حاضر می‌شوند. موفق باشید

17836
متن پرسش
با سلام: فرق نفس و روح چیست و رابطه ی روح و نفس و جسم به چه شکل است؟ لطفا توضیحات مفصلی بفرمایید. بنده کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا»، «ده نکته از معرفت نفس»، «خویشتن پنهان»، «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قبر» را خوانده ام البته کتاب آخر را تمام نکرده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محاورات معمولی، روح و نفس به یک معنا است ولی در اصطلاح قرآن، نفس به معنای روحِ مدبّرِ بدن است. ولی روح، بیشتر به منظور روح الأمین و یا جبرائیل به‌کار می‌رود و نفس ناطقه با تعلقی که به بدن دارد بدن را تدبیر می‌کند مگر آن‌که آن تعلق از بین برود که در آن صورت بدن را رها می‌کند. موفق باشید

17755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: استاد عزیز مدتی بود که سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم ولی به دلیل اینکه کنکور دارم ترجیح دادم فعلا مطالعات غیر درسی را کنار گذاشته و خود را به توصیه مقام معظم رهبری از نظر علمی بالا کشیده و سپس به صورت جد از نظر محتوی سیاسی و فرهنگی و غیره نیز بسازم، لذا به نظر حضرتعالی کار درستی است؟ ثانیا برای مطالعه در این برهه زمانی برای حقیر چه کتابی رو پیشنهاد می کنید تا از فضای فکری و مطالعاتی دور نباشم؟ ثالثا از حضرتعالی برای موفقیت هرچه بهترم در کنکور توصیه ای می خواهم؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فکر خوبی کرده‌اید که مطالعات غیر درسی را فعلاً ترک نموده‌اید. پیشنهاد می‌کنم تنها کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را در کنار خود داشته باشید و بعضاً سری به آن بزنید، زیرا تعادل‌بخش است. در مورد مطالعه‌ی دروس رسمی، متوجه باشید باید عمیقاً این دروس را فهمید تا اگر بعداً خواستید آن‌ها را نقد کنید، نقد عالمانه‌ای انجام دهید. موفق باشید

17280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده حدود 5-6 سالی هست که متاسفانه در تصمیم گیری هایم نسبت به موضوعات نسبتا مهم زندگی و آینده ی پیش رویم دچار تردید می شوم و همیشه با یک اضطراب و پریشانی همراه می شوم که واقعا نمی دانم چیکار کنم، از چندین نفر مشورت می گیرم و به نتیجه نمی رسم و حتی گاهی وقت ها که کار را به استخاره موکول می کنم و کمی آرامش می یابم دوباره استرس و اضطراب همه وجودم را می گیرد و کلافه می شوم. استاد بزرگوار پیشاپیش بابت پاسخگویی تان تشکر می کنم، بی زحمت راهنمایی کنید و خواهش می کنم مرا از دعای خیرتان محروم نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابعاد مختلف این موضوع در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مورد بررسی قرار گرفته است، خوب است به آن کتاب که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

16837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام، اگه بخوایم معارف دینی رو برای بچه های دبستانی بگیم باید از کجا شروع کنیم؟ لطفا اگه منابعی رو سراغ دارید که برای انتقال مفاهیم دینی به بچه ها کمک میکنه معرفی کنید. (بنده مربی بچه ها هستم، به عنوان مطالبی که سر کلاس ارائه کنم راهنمایی می خواستم) اینکه اول سوره ها رو به شکل شعر باهاشون کار کنیم کار درستی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار خوبی است که نوجوانان با شعر و سرود به محتوای سوره‌ها نزدیک شوند 2- اگر قسمت «من کیستم؟» از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را برایشان با زبان ساده بگویید، کمک‌شان کرده‌اید و به همین شکل، کتاب «چه نیاز به نبی». موفق باشید

16352
متن پرسش
با سلامی دوباره خدمت استاد عزیز: استاد اینکه خداوند در آیه ای می فرمایند هنگامی که خداوند را بخوانید، خداوند به شما جواب می دهد، با توجه به اینکه در کتب شما بحث تقدیرات و... را پیگیری کرده ام، می خواستم بدانم منظور خداوند از این کلمه ی جواب چیست؟ آیا جواب دادن به معنی توجه کردن است؟ یا نه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیرات مثل زن‌بودنِ زن و یا مردبودنِ مرد است و حال، زنِ خوب‌بودن و یا مرد خوب‌بودن مربوط به ما است که با کمک پروردگارمان و تقاضاهایی که از او داریم، تقدیر خود را به کمال لازم برسانیم. زیرا خداوند بر اساس استعدادهایی که در انسان‌ها گذارده است، مقدّر فرموده تا بهترین نحوه‌ی تقدیرشان که همان انسانِ کامل‌بودن است در آن‌ها شکل بگیرد. موفق باشید

15799
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: از اینکه پشت سرهم مزاحم اوقات شریفتون میشم معذرت میخام ولی همیشه با زبان نالایق و دل تیره ام دعایتان می کنم بعد از یک عمر جهالت که برای یافتن استاد و جواب سوالات بی شمارم خود را به هر دری زدم و از همه کس و همه دنیا مایوس شدم خدا شما را سر راهم قرار داد و الان هر لحظه که از معارف شما دور می شوم قلبم می میرد یادم می افتد زندگی را فراموش کرده ام و دوباره برمی گردم. یکی از مشکلاتم این است که بیش از حد به نگاه و نظر مردم حساسم و نسبت به همه ارزیابی ها و قضاوتهای مردم استرس می گیرم و حالم عوض میشه نه اینکه از اونها ناراحت بشم نظرم در مورد خودم عوض میشه فکر می کنم همه درست می گویند به جز من. زیاد وارد جمع نیستم اما این افکار که همه چه فکری می کنند یا با انجام عملی خوب شاید مرتکب ریا می شوم یا دوست دارم اطرافیانم هم تاثیر بگیرند دست از سرم برنمی دارند همیشه ناخودآگاه خود را با دیگران مقایسه می کنم در زمینه معرفتی و احساس یاس یا ابهام یا ...می کنم. حس می کنم بزرگترین بدبختی و آفت همه عمر و اعمالم است منطق بردار هم نیست اینهمه میگویند کبر و خودبینی و دیگربینی و می دانم اما شما کمکم کنید. 2. من بیشتر اوقات احساساتم و اعمالم را با ذکرها و توجه به آنها کنترل می کنم اما در مورد خشم چیزی یادم بدهید که آرامم کند. ممنون از لطفتون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مشکل اول، راه‌کارِ بنیادین تجلی نور توحید است که با رعایت دستورات الهی آرام‌‌آرام آن نور بر قلب انسان تجلی خواهد کرد. دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» راه‌کارهای خوبی در مقابل شما می‌گذارد. در مورد سؤال دوم و کنترل خشم، که مسئله‌ی بسیار مهمی است و به این راحتی‌ها هم مشکل حل نمی‌شود، باید برنامه‌ای جهت اُنس با کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام و شرحی که بنده داشته‌ام، برای خود بریزید. موفق باشید

نمایش چاپی