بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7444
متن پرسش
حضور محترم استاد طاهرزاده با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات بنده چند سالی است که توفیق داشتم که با مباحث ارزشمند جنابعالی آشنا شوم و استفاده بسیاری ببرم. بعد از گذشت این مدت، احساس کردم که از باب زکات علم در نشر آن است، تلاش کنم که سایر دوستان و برادران دینم را به دیگران ادا کنم. به همین دلیل به تدریج مباحث شما را در فضای مسجد محله‌مان و بچه‌های دانشجوی مسجد در میان گذاشتم و در مورد آنها به مباحثه و گفت و گو پرداختیم. تا کنون چهار جلسه از کتاب ده نکته از معرفت نفس- خویشتن پنهان- را با بچه‌ها مباحثه کرده‌ایم. و استقبال خوبی هم از این مباحث شده. اما یک مشکل جدی از همان ابتدای مباحث مان وجود داشته و تاکنون به مطالب لطمه زده است و آن حضوری نبودن برخی مباحث است. به این معنا که وقتی با دوستان در مطالبی که حضرت‌عالی مطرح فرموده اید، دقت کردیم متوجه شدیم بخش زیادی از فرمایشات حضرت عالی، اگر چه از نظر فلسفی درست هستند و خصوصاً‌ در دستگاه حکمت متعالیه اثبات شده اند، اما به شکل حضوری قابل درک نیستند. مثلا در نکته اول مطرح می‌شود که انسان یک تن دارد و یک من. البته این بحث در فلسفه اسلامی مطرح شده و اثبات شده. اما مشکل ما این بوده است که نمی‌توانیم به شکل حضوری خودمان را جدای از تن‌مان احساس کنیم. و همه دوستان حاضر در جلسه ما، این اشکال را بیان می‌کردند که تفاوت تن و من، از نظر حضوری قابل درک و اثبات نیست. و حتی بیاناتی هم که حضرت عالی از آیات شریفه سوره زمر داشتید، مشکل را حل نکرد. چرا که باز هم بحث صبغه منطقی و صغری و کبری و استدلال پیدا می کند و از حالت حضوری خارج می‌شود. هم انگار داریم بحث را حصولی می کنیم. و یا مثلاً در نکته دوم که بحث رویای صادقه را مطرح می‌فرمایید، با این مشکل مواجه شدیم که برخی دوستان تا کنون تجربه رویای صادقه را نداشته اند و از نظر حضوری درک نمی‌کنند که چطور می‌شود که روح و نفس انسان بتواند به آینده سیر کند. و مشکل ما وقتی بیشتر شد که یکی دو نفر از دوستان حاضر در جلسه بیان می‌کردند که اصلاً‌ چندان در خواب رؤیا نمی‌بییند تا چه رسد به رؤیای صادقه! و یا مثلاً در نکته چهارم بیان می‌شود که تن انسان در حقیقت وجودی انسان دخالتی ندارد و همان طور که اگر بخشی از بدن انسان به هر دلیلی قطع بشود، آن فرد احساس نمی‌کند که چیزی از منش کم شده، نتیجه می‌گیریم که مکانیسم مرگ هم به همین شکل است و انسان می‌بیند که می‌میرد. اما در این نکته هم با دو مشکل مواجه شدیم. مشکل اول این بود که هیچ کدام از اعضای حاضر در جمع ما مقوله «قطع عضو» را تجربه نکرده بودند و نمی‌تواستند مطلب را به شکل حضوری تصدیق کنند که با قطع بخشی از بدن، از من انسان چیزی کم نمی‌شود. حتی بنده تلاش کردم برای حضوری‌ شدن بحث، مثال چیدن ناخن و گرفتن مو را بزنم، اما دوستان اشکال می‌کردند که ناخن و مو چون جز‌ء بافت‌های به اصطلاح روح‌دار نیستند، نمی‌توان به آنها تمسک کرد. مشکل دومی که با آن مواجه شدیم این بود که حتی در صورتی که از مشکل قطع عضو چشم بپوشیم، توجیه مرگ با کمک مسأله قطع عضو،‌ یک روش حضوری نیست. بلکه ما در این روش از تمثیل استفاده کرده‌ایم و نه این که خودمان مطلب را به شکل حضوری درک کرده باشیم. استاد بسیار از شما ممنون می‌شویم اگر بزرگواری بفرمایید و اشکال روش بحث ما را به ما متذکر شوید تا به خطری که خود شما همواره ما را از آن بر حذر داشته اید، یعنی غفلت از روح حضوری حاکم در مباحث، دچار نشویم و اثبات‌های استدلالی و حصولی‌ که خودمان انجام می دهیم، ما را دچار توهم حضور نکند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً معرفت نفس ناخودآگاه ما را متوجه خودمان می‌کند، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم همین‌که خود را احساس می‌کنیم حالت حضوری پیدا می‌کند. بنده معتقدم در ابتدای امر تنها روشن کنید که تن انسان غیر از من انسان است، حتی اگر با اعتماد به آیه‌ی 42 سوره‌ی زمر باشد، بعداً هر اندازه که مخاطب نفس خود را احساس کرد و با بحث همراهی نمود چه بهتر و هراندازه که هنوز نمی‌تواند تصدیق کند به حال خودش واگذارید تا با تجربه‌هایی که برایش پیش می‌آید متذکر موضوع شود. چون موضوع نفس موضوعی است که دائماً خود را در جلو ما می‌نمایاند. به همین جهت بعد از برهان صدیقین که وارد بحث معاد شدید مطلب بهتر جا می‌افتد. پیشنهادم آن است که در ابتدا در حدّ کتاب «ده نکته» بحث شود و نه در حدّ کتاب «خویشتن پنهان». موفق باشید
7032
متن پرسش
سلام علیکم. باتوجه به فلسفه که در آن حال نداریم ، آیا (امروز) در مقایسه با "دیروز و فردا" حال نیست؟ پس چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقایسه؛ یک امر ذهنی است ولی «حال» یک امر وجودی است. موفق باشید
3697
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام استاد.عذر میخوام که با سوالاتم وقت شما را میگیرم. در صوت جلسات ده نکته از معرفت نفس شما میگویید: مرگ طبیعی انسانی و حیوانی: مگراین دو بعد دارای کمال هست که نفس بعد از رسیدن به مقصودش آن را رها کند؟ مثلا یک فرد کاملا پاک طینت چرا نفسش تن اورا چند هزار سال زنده نگه نمیدارد تا هر روز و هر روز به خدا نزدیک تر شود؟(اصلا اگر کمال باشد که باید تا قیامت زنده باشد چون همیشه نزدیک تر شدن امکان دارد)یا در مورد مرگ طبیعی حیوانی هم همینطور! در مورد بحث اینکه نفس آینده نگر است : اول اینکه بحث اینکه مژه هایش و.. را میسازد! پس ژنتیک این وسط چه میشود؟یعنی بحث ژن ها و... چه دخلی دارند؟و دوم اینکه چرا نفس تن خود را پایدار تر تشکیل نمیدهد؟مثلا با آینده نگری بفهمد فلان عضوش ممکن است در شرایط آلودگی های کنونی جهان زودتر خراب شود و آن را کاملا پایدار بسازد!یا مدلی دیگر بسازد!مگر آینده نگر نیست؟آیا این نشان از این ندارد که تن بر اساس ژنتیک ساخته میشود و روح فقط در آن دمیده میشود و نقشی در ساختن تنش ندارد؟ مورد سوم اینکه : شما میگویید نفس مایوس میشود، نفس که مجرد است و زمان و مکان نمیشناسد چرا این آینده نگری و بی نتیجه بودنش در کمال را همان ابتدای جوانی متوجه نشد؟و آن موقع ترک کردنش را عملی نکرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر نفسی دارای قوه‌های محدودی در جنبه‌ی انسانی یا حیوانی است. در هرکدام از مسیرها که قرار گرفت وقتی مابالقوه‌های آن به فعلیت رسید بدن را رها می‌کند 2- ژنتیک ربطی به ساختن بدن ندارد ما در مباحث فیزیولوژیک به تجربه می‌بینیم که سلول‌های جنینی هر دم آمادگی خاصی برای دمیدن روح خاصی را دارند و همچنان این آمادگی ادامه می‌یابد تا شرایط نفخه‌ی روح انسانی در آن دمیده شود. ژنتیک مثل بستری است که روحِ دمیده‌شده در آن بستر حالات خاصی به خود می‌گیرد 3- نفس ناطقه بر اساس نظام عالم ماده و ظرفیتی که عالم ماده دارد می‌تواند بدن خود را بسازد و مدیریت کند با توجه به این امر نمی‌تواند بدنی بسازد که خراب نشود چون عالم ماده چنین ظرفیتی را ندارد 4- نفس در شرایط مختلف سعی می‌کند از ابزارها استفاده کند تا مابالقوه‌ی خود را به فعلیت در آورد بر این اساس به زودی مأیوس نمی‌شود چون امکاناتی را می‌شناسد که امکان استفاده از آن‌ها را تجربه نکرده است. آینده‌نگری او در امور کلی غیر از استفاده از امکاناتی است که هنوز تجربه نکرده. موفق باشید
2839
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم علم غیبی ائمه برای آنها تکلیفی را ثابت یا ساقط نمی کند با توجه به این نکته که از شما واز آیت الله جوادی شنیده ام پس اینکه امیر المومنین علیه السلام بر اساس علم غیب قضاوت می کردند ویا جنگ بر اساس تأویل در مورد امام زمان علیه السلام چگونه جمع می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه ائمه«علیهم السلام» مأمور بودند بر اساس ظاهر قضاوت کنند و این که گفته شده حضرت علی«علیه السلام» جهت تأویل قرآن جهاد می کردند به آن معنا است که می خواستند قرآن را در مسیر اصلی و اولیه ی خود برگردانند و این غیر از آن است که بخواهند با جنبه ی باطنی علم خود عمل کنند. در این مورد به بحث »علم امام» در جزوه ی کلام 2 رجوع فرمایید. موفق باشید
21667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد: بنده با توجه به سیر مطالعاتی سایت کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «ده نکته از معرفت نفس» را همراه با صوت خوانده ام و احساس می کنم مباحث آن طوری که باید جا نیفتاده است آیا توصیه می کنید کتابها را دوباره مطالعه کنم و یا با توجه به سیر مطالعاتی کتاب از برهان تا عرفان را بخوانم و مطالب برایم روشن می‌شود، و شیوه ی صحیح مطالعه کردن چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی بحث «برهان صدیقین» و کتاب «خویشتن پنهان» و ادامه‌ی مباحث کتاب «معاد» مطالب بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید

21144
متن پرسش
به نام خدا سلام خدا بر استاد عزیز و سنگ صبورمان استاد جان، صحبت پیرامون آیت الله جوادی دارد ملال انگیز می شود ولی مثل این که چاره ای نیست. استاد در رابطه با آقای جوادی در پاسخهای شما جواب ما یافت نمی شود. پاسخهای شما عمدتا ناظر به دو مطلب است یکی این که نظر ایشان در موردی خاص نباید باعث عدم استفاده علمی از ایشان شود این مطلب کاملا مقبول ما حتی از مارکس و بر کمونیسم یا هر اندیشمندی باید استفاده کنیم شکی نیست، گرچه در حوزه دینی وقتی کسی از قلب بیرون رفت در مغز هم دیگر چندان جایگاهی پیدا نمی کند و نقش انسان سازی و تاثیرش بر مخاطب به شدت تقلیل پیدا می کند. دیگری این که نگاه ایشان به آینده تمدنی با نیروهای انقلاب و ارزشی متفاوت است و هاشمی را مهره ای برای ساختن آن تمدن می داند در این باره گرچه نظر ایشان بسیار شگفت انگیز است اما به هر حال یک نظر است و باید به آن عنوان یک نظریه در کنار دیگر نظریات نگاه کرد این هم قبول، اما سوال ما چیز دیگریست، چطور آقای جوادی اشتباهات بزرگ و فاحش هاشمی را نه تنها نمی بیند بلکه حسن می بیند؟ اشتباهاتی که اساسا ریشه در اخلاق دارد و چندان کاری با تمدن سازی ندارد. این که حاکم اسلامی روز تاسوعا به سد لتیان با فرزندان برای اسکی روی آب می روند برای آقای جوادی چطور لغزش نیست با توجه با آن همه سخنان و سیره معصومین درباره چگونگی زیست حکام و مسئولین اسلامی. آیا آقای جوادی سخنان بسیار واضح و صریح امام خمینی (ره) را نشنیدند یا نخوانده اند که فرمود آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند آن روز است که انحطاط برای خود و اطرافیانش و برای کسانیکه با او تماس دارند پیدا می شود. استاد جان آخر از این واضح تر چه کسی بسم الله این فاتحه را خواند که الان عباس آخوندی در منزل 800 میلیاردی زندگی می کند و وزیر بهداشت اش چون پرادو چپ می کند رفته پروشه یک ملیارد و چند صد ملیونی خریده در حالی که بسیاری مردم یک موتور ندارند. براستی چه کسی هنوز کفن امام خشک نشده بود پرید در کاخ سعد آباد و کار خدا در آخر سوار بر بنز به همان کاخ رفت و در استخر فرح فاسد پهلوی سکته کرد و مرد تا تاریخ این پرسش را همواره داشته باشد آنجا چرا؟ مثل این که برای فرح خانم بد بود ولی برای هاشمی خوب. استاد، آقای جوادی نمی داند رهبر عزیزمان وقتی آیت الله مصباح و ... در مجلس خبرگان رای نیاوردند چقدر دلشکسته شد تا جایی که علنا مطرح کرد و نبود اینان را خسارت نامید. ولی هاشمی بیانیه داد و چه توهین هایی نثار آنان کرد و هزاران موارد دیگر. خود شما استاد مایی. آنچه برای ما شگفت انگیز است و چون استخوان در گلویمان مانده ندیدن این همه اشتباه و بد اخلاقی یا خوب دیدن آنها توسط آقای جوادی و آن همه مدح و ثنا که از امام هم (ره) فراتر رفت است نه نحوه تفکر ایشان به تمدن و یا استفاده علمی از او، ترس ما این است وقتی این همه علم و عرفان و،،،،این واضحات را نشان آدم نمی دهد ما چه خاکی بر سرمان کنیم و اصلا چگونه از این پس نظر بزرگان علم و عرفانمان را پایه قرار دهیم؟ باید بپذیریم آقای جوادی با ندیدن یا حسن دیدن این همه واضحات پایه های علم و عرفان را برای عاشقان علم و عرفان که همان نیروهای انقلابی و ارزشی هستند سست کرد و نقطه ضعف و تعجب بزرگی در کارنامه زندگیش برای تاریخ باقی گذاشت. با تشکر و التماس دعا مهربان استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این نوع گفتگوها را در بسترِ به تفکرآمدنِ جامعه می‌دانم ولی مشروط بر این‌که با روشِ پدیدارشناسانه جلو برویم که می‌دانم کار آسانی نیست. بحث در تبرئه‌ی اقای هاشمی و جریانی که وابسته به تفکر ایشان است، نیست؛ بحث در درست‌دیدنِ پدیده است. آیا می‌توان رفتن به سدّ لتیان را مقابلِ بی‌حرمتی به روز تاسوعا گذاشت؟ و یا رفتن به سدّ یک امر بوده، و روز تاسوعا امر دیگر. آیا منزل آقای آخوندی که بنده سختْ به ایشان انتقاد دارم، در یک فعالیتِ اقتصادیِ شخصی برای ایشان پیش آمده، یا در اثر رانت وزارت ایشان؟ زیرا در جریان فعالیت‌های چشم‌پزشکی آقای وزیر بهداشت قبل از وزارت ایشان هستم که ثروت زیادی را از طریق فعالیت‌های پزشکی به‌دست آوردند که البته جای «إن قلت» دارد به‌خصوص که آیا چنین وزیری می‌تواند نسبت به ثروتی که سایر پزشکان به روش‌های غیر معمول به‌دست می‌آورند؛ حساس باشد؟ با این‌همه باید پدیده، درست دیده شود و این‌جا است که باید مواظب باشیم در نگاه به این امور، تفکر دفن نشود و نگاه آیت اللّه جوادی به موضوع از زاویه‌ی دیگری خواهد بود که معنایِ دیگری از تمدن اسلامی در نظر دارند بدون آن‌که بخواهند با نظرات امام و رهبری مقابله یا مخالفت کرده باشند، هرچند که به نظر بنده آن نگاه، واقع‌بینانه نیست و انقلاب اسلامی ظرفیتِ بالاتری برای حضور تاریخی‌اش در این عصر و زمانه دارد. موفق باشید 

20230
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: ببخشید استاد اگر امکانش هست در مورد نقش و تاثیر تلقین (چه مثبت و چه منفی) در دینداری و معنویت توضیحی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه بیشتر در دین مدّ نظر است، «تذکر» می‌باشد. به این معنا که جانِ انسان متوجه‌ی حقایقی شود که به جهت روزمرّه‌گی‌ها از آن غافل شده‌ایم. ولی تلقین مربوط به قوه‌ی واهمه است تا انسان یک نوع خودشارژی که هیچ بنیانی در واقعیت ندارد را به خود تحمیل کند. موفق باشید

19737
متن پرسش
2. اعتباری بودن ماهیت یا عینیت آن با عرض سلام و تشکر فراوان در حالی که غالبا طرفداران حکمت متعالیه ماهیت را اعتباری و آن را حد وجود می دانند، کدام گروه مخالف این موضع اند و معتقد به عینیت ماهیت با وجودند؟ آیا همان گرایشی که آیت ا... مصباح یزدی در راس آنهاست اینگونه می اندیشد؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشائین به یک معنا ماهیت را محور تفکر می‌دانند و به وجودهای متباین قائل‌اند. و این غیر اعتقاد به ماهیتی است که عرفا تحت عنوان «عین ثابته» بدان نظر دارند. موفق باشید

19535
متن پرسش
با سلام: استاد برای من خواندن کتاب غیر درسی خیلی سخت است. مخصوصا کتاب های مذهبی، به نظر شما باید از کجا شروع کنم و چطور؟ با این حال از کم بودن اطلاعاتم در مورد مسائل مذهبی نگرانم تو این دوره و زمونه که دین نگه داشتن سخت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعه‌ی کتاب‌های ساده و جذابی مثل «داستان راستان» شروع کنید تا پس از عادت به مطالعه، بتوانید کتاب‌های مشکل‌تر را نیز مطالعه نمایید. موفق باشید    

19213
متن پرسش
سلام به جناب استاد طاهرزاده: آن طور که به نظر می رسد همه کنار نشسته اند تا رئیس جمهور بیاید و کارها را درست کند ظاهرا قرار نیست کسی کاری بکند. از حضرتعالی سوال داشتم راهبرد رئیس جمهور آینده را چه می دانید؟ چه شاخصی برای انتخاب رئیس جمهور به نظر شما لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز جدیدی جز آن‌چه مقام معظم رهبری می‌فرمایند، نمی‌دانم. وظیفه‌ی ما آن است که با ارتقاء فکری و فرهنگی جامعه، مطالبات جامعه را بالا ببریم تا فریب وعده‌های دنیایی کاندیداها را نخورند. موفق باشید

18590
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه حفظه الله: در شرح حدیث نورانیت جمله ای قریب به این مضمون فرمودید: «هر کس هنوز برای منافع خودش بیشتر جوش می زند تا دیگران اصلا در رحمت خدا وارد نشده است.» منظور حضرتعالی برایم روشن نشد. به طور طبیعی و بر اساس تکلیفی که خدا مشخص فرموده و حب ذات آدمی هرکس به فکر است خودش را نجات دهد و آنچه هم برای دیگران انجام می دهد بر اساس وظیفه و باز هم در نهایت برای خودش است. چنانچه امیرالمومنین علیه السلام در نامه خویش به امام مجتبی علیه السلام می فرماید: «... آن بود که تمام فکر و ذکرم معطوف به خودم باشد و لحظه ای چشم از خودم بر ندارم و به دیگری نسپارم فهمیدم بیش از آنکه مسئول مردمان باشم وظیفه دار خود هستم» حتی خداوند در سوره مبارکه حدید رهبانیتی که اهل کتاب برای خویش وضع کردند را تقبیح نمی فرماید. اگر هم منظور شما در مسایل دنیایی است به طور طبیعی در وهله اول هر کسی وظیفه دارد زندگی معمولی خویش و نفقه خوارانش راسامان دهد و این وظیفه واجبی است که خداوند بر عهده اش نهاده است و مسلما اول جوش می زند خود و خانواده اش را از دیگران بی نیاز کند و محتاج کسی نباشد تا بتواند در مرحله بعد اگر وسعش رسید در خدمت به ضعفا و فقرا تلاش کند از توضیحات شما کمال تشکر را دارم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اگر کسی بخواهد حقیقتاً به فکر خودش باشد باید بیشتر به فکر بقیه باشد تا شخصیتش گسترش یابد در آن حدّ که خداوند به پیامبرش می‌فرماید نزدیک است خود را از این‌که مردم ایمان نمی‌آورند، تلف کنی. آری! از آن جهت که مسئولیت خانواده به عهده‌ی انسان است وظیفه‌ی خاصی نسبت به آن‌ها در مقایسه با غیر دارد ولی این به معنای خودبینی و خودخواهی نیست، بلکه این مسئولیت‌پذیریِ انسان را می‌رساند. موفق باشید

17183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز و گرامی: ۱. شرح مرحوم آیت الله انصاری شیرازی بر منظومه را چگونه ارزیابی می کنید؟ ۲. طبق جلسات، عقل و ادب ادامه انقلاب، آیا دیدن جایگاه تاریخی حادثه ها منافاتی دارد با اطلاعات داشتن از تحلیل ها و تاریخ؟، یعنی اطلاعات تحلیلی سیاسی در حادثه ها حجاب نمی شوند! ۳. آیا در انقلاب اسلامی، لطف خداوند به بشر تا حدی می شود که در بخشش گناهان و سلوک الی الله هم تاثیر داشته باشد؟ و خداوند توفیقات بیشتری به بشریت بدهد؟ ۴. استاد بنده هر وقت در مورد جایگاه تاریخی خود و انقلاب فکر می کنم یاد دوران امام باقر (ع) و خصوصا امام صادق (ع) می افتم، آیا درست است که این تطبیق صورت بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به عنوان یکی از شرحهای منظومه قابل استفاده است 2- خیر به شرطی که از جایگاه تاریخی حادثه غفلت نشود 3- به نظر همین طور می آید 4- به به چه خوب است این تطبیق. موفق باشید

16773
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چندی است که من با کتابهای شما آشنا شده ام و آنها را مطالعه می کنم بعضی از اوقات احساس می کنم بعد از خواند کتاب، خیلی از مباحث را فراموش می کنم و نتیجه لازم را نمی گیرم به نظر شما چه روشی را در پیش بگیرم که بهترین نتیجه را بگیرم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قصد و نیّت بنده در کتاب‌ها و عرایضی که مطرح شده؛ آن است که اطلاعاتی به مخاطب داده نشود، بلکه عزم او در حضور الهی‌اش شدت یابد و از این جهت نباید جای نگرانی برای جنابعالی باشد. موفق باشید

16002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: لطفا منابعی جهت آشنایی کامل با مسئله هرمونتیک معرفی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کتاب‌هایی مثل «علم هرمنوتیک» از ریچارد پالمر، ترجمه‌ی آقای حنایی کاشانی و یا کتاب «هرمنوتیکِ مدرن» هست ولی نمی‌دانم آخرین کتاب‌هایی که در این مورد به بازار آمده، کدام است؟ می‌توانید در این مورد از جناب آقای دکتر صافیان از اساتید دانشگاه اصفهان سؤال بفرمایید. موفق باشید

15780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1-. علامه حسن زاده را می توان یکی از عرفای انگشت شمار حال حاضر در ایران دانست؟ 2. اول کتاب جنود عقل و جهل از امام را کار کنم یا حدیث یابن جندب؟ 3. یه سری کتاب ها جدیدا چاپ شده. فکر کنم از انتشارات آرما در اصفهان. از آقای موسی نجفی. این کتاب ها خوب هستن در مورد تاریخ؟ 4. من که طلبه نیستم نمیتونم عرفان نظری بخونم و در اون استاد بشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است، ایشان همواره در عالم ملکوت به‌سر می‌برند مگر گاهی که طبیعت و طبع آن‌ها، ایشان را به عالم ناسوت بکشاند 2- اگر مقدمات لازم مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را دارید؛ شرح کتاب «جنود عقل و جهل» نکات خوبی را در اختیار شما می‌گذارد 3- کتاب‌های جناب آقای دکتر موسی نجفی با توجه به رویکردِ تمدنی که ایشان دارند، مطالب خوبی را در اختیار شما قرار می‌دهد 4- استادشدن در عرفان، به چه دردی می‌خورد؟!! دردِ ما اُنس با خدا است و این راه به سوی هیچ‌کس بسته نیست. موفق باشید

15745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عر‌ض ادب: استاد جهت آشنایی نظری با ملا‌‌یکه صلوات الله علیهم و انس و ارتباط با آنها کدام بحث را باید کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیات اولیه‌ی سوره‌ی فاطر در همین رابطه است. بنده نیز در شرح آن سوره بدین مسئله اشاره کرده‌ام. خوب است بدان سوره رجوع فرمایید. موفق باشید

14572
متن پرسش
با سلام: در آیه «نفخت فیه من روحی» روح را فهمیدم اما نفخت به معنای دمیدن در اینجا به چه معناست؟ بهتر بگم چرا کلمه دمیدن در اینجا استفاده شده؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آن‌که شما در موقعیتی متوجه مسئله‌ای می‌شوید که تا حال متوجه‌ی آن نبودید. این یک نوع نفخه است و موجب می‌شود حرکات شما مطابق آن شکل گیرد. همین امر در جنین پیش می‌آید و حرکات او را به سوی انسان‌شدن جلو می‌برد. موفق باشید

14025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: حضرت استاد، بنده کتب شهید مطهری (ره) را طی ۲ سال (۴۰ کتاب همراه با خلاصه نویسی) و با شرکت در کلاس های یکی از اساتید دانشگاه امام صادق (ع) طی کردم و الحمدالله راضیم از سبک تدریس و مطالعه اون مباحث، بنده به مباحث استاد رحیم پور علاقه و حدود ۱۰۰ سخنرانی از ایشونو کار کردم، از یک رو سخنرانیهایشون را دسته بندی موضوعی نکرده اند و از یک رو گوش دادن و یادداشت سخنرانیاش خستم نمی کنه.... با توجه به این وضعیت شما چه چیزی صلاح می دونید بعد مباحث شهید مطهری انجام بدم؟ در ضمن ۲۴ سالمه - دسترسی در اصفهان به شما دارم - تازه هم لمعتین رو شروع کردم با آرزوی عاقبت بخیری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین جدّی‌دنبال‌کردنِ دروس حوزوی خوب است که آرام‌آرام به سراغ تفسیر «المیزان» بروید به همان روشی که در بحث روش «سیر مطالعاتی» در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده است. موفق باشید

11831
متن پرسش
سلام علیکم: چرا نمی شود کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» و «جزوه اعتکاف» را دانلود کرد؟ اصلا لینک دانلود قرار ندادید. لطفا بررسی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به مشکلات فنی ایجاد شده که منجر به حذف تمامی فایل های نوشتاری سایت گردید انشالله تا یک هفته دیگراکثریت فایل های کتب وجزوات اصلاح خواهدشد.مدیریت سایت

8260
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت ... استاد با اجازتون میخواستم یه جوابی به پرسش شماره 8249 بدم ... بزرگواری که این پرسش رو مطرح کردی و گفتی بزارید تا غربی زندگی کنیم تا لا اقل دنیامون خراب نشه باید... باید بگم زهی خیال باطل ... گشنم نبود نگرد نیست ... فکر کردی اگه به سبک غربی زندگی کنی دنیا داری!!! بنده خدا برو یکم تحقیق کن تجربه کن تفکر کن تا ببینی که از وقتی کشور ما افتاد تو سبک زندگی غربی به این مشکلات و بدبختیها دچار شد ... بیکاری و تبعیض و بی عدالتی و استرس ها و به هم ریختن تعادل جامعه خشونت ها و مشکلات فرهنگی و فساد و فقر و .... تمام اینها ریشه در فرهنگ و تمدن غربی داره ... غرب رو از ماهواره و فیلم سینماییش نباید بشناسی چون همه این ها ابزاری برای اینکه اون چهره کثیف و دروغین خودش رو بپوشونه تمامش برای فریب مردم جهان هست غرب رو باید بری از نزدیک ببینی باید از کسانی که اونجا هستن بپرسی تا حقیقتشو بشناسی ... اگه غربی ها دنیا دارن و خوششون هست پس چرا این همه گرایش به سمت ادیان مخصوصا دین اسلام هست پس چرا اروپا داره ورشکست میشه چرا امریکا جنبش 99 درصدی بوجود اومد چرا این همه امار خودکشی بالاست نسبت به باقی کشورها ... چرا این همه تو غرب دنبال عرفان و معنویت هستن و بعضا دچار این فرقه های باطل بودا و این چیزا میشن ... چون غرب نتونسته جوابگوی نیاز های حتی جسمی و دنیایی باشه اینو بدون که اگه فقط نظر به دنیا و جسم باشه که این شاخصه غرب هست حتی همین دنیا و جسم رو هم نمیتونه تامین کنه چون دنیا یعنی بی نهایت کثرت و کثرت خواهی یعنی ارزویی که به واقعیت تبدیل نخواهد شد و غمی که به پایان نخواهد رسید ... برو تحقیق کن اینجا نمیشه همشو رو گفت باید خودت تحقیق کنی تا روح غرب رو بشناسی باید خیلی مطالعه کنی تحقیق کنی تا بفمی که سراب و دروغی بیش نیست داستان فریب کارانه غرب که همان تفکر ابلیس لعین یعنی جهانی بدون خدا و غیب و معنویت باشه / یا حق
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آن کاربر عزیز خواست ناز کند وگرنه همین‌طور که شما به‌خوبی متوجه‌اید خوب می‌داند که نه در غرب آن خبرهایی است که در ظاهر نشان می‌دهد و نه غرب دیگر امکان ادامه‌ی حیات دارد. آقای دکتر داوری اخیراً در مقدمه‌ی مجله‌ی «سوره‌ی اندیشه» شماره‌ی 75- 74 مربوط به اسفند ماه 92 و فروردین 93 مقاله‌ای دارند که خبرگزاری فارس هم آن را تحت عنوان «تأمل در وضع سیاست کنونی جهان» چاپ کرده. در آن‌جا می‌فرمایند: «یکی از مشکل‌های سیاست در جهان توسعه نیافته، مشکلی که متأسفانه کمتر به آن اهمیت می‌دهند و اگر در جایی عنوان شود به آن توجه نمی‌کنند، علاوه بر عقب ماندگی در تکنولوژی و بیگانگی با رسوم تجدد و فقدان دموکراسی و بی‌توجهی به آینده، نیازمندی قدرت‌های جهانی به انتقال بحران‌های داخلی‌شان به خارج و احساس غربت جهان توسعه ‌نیافته در خانه‌ی خویش است». همان‌طور که آقای دکتر داوری می‌فرمایند: ما وظیفه داریم از این احساس غربت در خانه‌ی خویش آزاد شویم. موفق باشید
7908
متن پرسش
سلام و خداقوت استاد چه کنیم که از عبادت لذت ببریم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عمل به شریعت الهی به خودی خود بصیرت به همراه می‌آورد و به ما فرموده‌اند: «مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَم‏» یعنی اگر به آن‌چه می‌دانید - از دستورات دین- عمل کنید خداوند چیزهایی به شما می‌آموزد که نمی‌دانستید. موفق باشید
6160
متن پرسش
سلام علیکم بنده صوت معرفت نفس را گوش کردم (همان ده یازده جلسه را)احساس میکنم مباحث باید خیلی مبسوط تر باشدومن از آن بی خبرم..یعنی چه صوت ویا کتاب دیگری را پیشنهاد می فرمایید برای عمق واحاطه بیشتر در بحث معرفت نفس از آنجا که فرمودید فقه اکبر است پس باید وقت زیادی برایش صرف کنیم تاان شاالله برایمان ملکه شود . التماس دعا .وفقکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از ده نکته در معرفت نفس، خوب است برهان صدیقین با شرح آن کار شود و سپس مباحث معاد را با شرح آن دنبال بفرمایید تا خویشتن پنهان را مطالعه کنیدکه إن‌شاءاللّه با لایه‌های عمیق‌تر نفس مرتبط می‌شوید. موفق باشید
2634

حفظ قرآنبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد بنده انشاء الله میخواهم شروع به حفظ قرآن کنم. می خواستم ترجمه ای از قرآن را که نزدیک به ترجمه و تفسیر های شما از آیات قرآن می باشد را به بنده معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده کتاب آقای پورسیف را تحت عنوان «خلاصه‌ای از تفسیر المیزان و نمونه» معرفی می‌کنم. موفق باشید
23624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در جبلسه دوشنبه فرمودید حضرت فاطمه نگران این نبودند که اسلام از صحنه برود ولی چند سطر بعد نوشتید حضرت زهرا نگران اسلام بودند. پس این جمله یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتبار آن‌که مردم از آن بهره‌ی کافی نمی‌برند و چهره‌ی اسلام آن‌طور که شایسته است، نمی‌درخشد؛ حضرت نگرانند ولی نگران آن‌که جریان مقابل بتواند اسلام را دفع کند، نبودند. موفق باشید

22195
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: در تفسیر سوره مبارکه ال عمران می فرمایید حقیقت وجود بر قلب پیامبر به نور ناطق جلوه می کند قلب حقیت را می یابد و گوش صوت را ولی انبیا گذشته مثلا تورات و انجیل را حقیقت را می یافتند ولی الفظ را خود بکار می بردند علت این امر چیست؟ با عنایت به اینکه خدا می فرماید ما این کتاب را بر تو نازل کزدیم همانطور که قبلا تورات و انجیل را نازل کردیم در واقع وقتی او به نور ناطق بر قلب حضرت موسی (ع) جلوه کند او هم باید در موطن سمع صوت بشنود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول وحی بر همه‌ی انبیاء و بر جان مبارک آن‌ها محقق شده، ولی برای قرآن به لسان عربی مبین ظهور کرده‌ است و این حکایت از آن دارد که کامل‌ترین وحی طوری است که باید الفاظ آن نیز از طرف پروردگار باشد زیرا بشر به نوعی از آمادگی رسیده است که تا این حدّ بالا بیاید که بتواند با خدا مرتبط شود. موفق باشید

نمایش چاپی