بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور قرآن از هفت آسمان و زمین چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در بحث سوره‌ی «ق» در این مورد شده است. خوب است به مباحث صوتی آن رجوع شود. موفق باشید

25340
متن پرسش
باسمه تعالی: خدا حافظ تا وعده‌ای دیگر؛ اگر عمری بود و در سفر اربعینی امکان برگشت را تقدیر فرموده باشد. التماس دعا به رفته‌ها و بیش از همه به دل‌سوخته‌های جامانده با آه‌های سوزناک‌شان که به زیبایی شوقِ همه‌ی رفته‌گان سبب‌ساز و سبب‌سوز است. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: خدا حافظ تا وعده‌ای دیگر؛ اگر عمری بود و در سفر اربعینی امکان برگشت را تقدیر فرموده باشد. التماس دعا به رفته‌ها و بیش از همه به دل‌سوخته‌های جامانده با آه‌های سوزناک‌شان که به زیبایی شوقِ همه‌ی رفته‌گان سبب‌ساز و سبب‌سوز است. موفق باشید

25174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: وقت بخیر در پاسخ به سوال ۲۵۱۶۰، از مولانا طرفداری کردید و به فتوای آیت الله مکارم در خصوص ساخت فیلم مولانا خرده گرفته اید. شخصیت های برجسته بسیاری در طول تاریخ به مولانا ایراد گرفته اند. از جمله شیخ رجبعلی خیاط، آیت الله بروجردی (ره). حتی ملا احمد نراقی هم در شعری، از ایشان انتقاد کرده است: عقل، این است ای رفیق معنوی هین بگو این با جناب مولوی مولوی، گیرم که فهمد نیک و زشت راه دوزخ داند و راه بهشت چون کند؟ بیچاره نفسش سرکش است افکند خود را، اگر چه آتش است این روا، آن ناروا، داند درست لیک پایش در عمل لنگ است و سست فقه و حکمت خواند، جهلش کم نشد عالم و دانا شد و آدم نشد! علم چِبوَد؟ فهم راه نیک و بد عقل چِبوَد؟ اختیار نفس خود چون نداری نفس خود در اختیار ز امتیاز نیک و بد، او را چه کار؟ کِی کند دانستن سِر کنگبین دفع صفرا،رای نگار نازنین؟! گر شناسی خوب، حلوایِ شِکر کِی شود کام تو شیرین، ای پسر؟! در کتاب کیمیای محبت که در مورد احوالات و زندگی نامه شیخ رجبعلی خیاط هست، اینطور اومده که: «جناب شیخ خیاط، در مورد مولوی حرف داشت و می فرمود: «او در برزخ گرفتار است.» یکی از شاگردان شیخ از او نقل می کند که فرمود: خواستم کتاب مثنوی را بخوانم، در عالم معنا شخصی را در جلو و دیگری را در پشت سر خود دیدم که یکی به دیگری می گفت: «نگذارید بخوابد» باشنیدن این سخن پیش خود فکر کردم که چرا هنگام قرائت قرآن نمی گویند: نگذارید بخوابد؟! شبیه این مکاشفه برای حضرت آیت الله بروجردی (ره) اتفاق افتاده است. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، یکی از مراجع تقلید معاصر، در دیداری که در بهمن ماه سال ۱۳۷۷ هجری شمسی از مرکز تحقیقات موسسه ی فرهنگی دارالحدیث در قم داشتند، فرمودند: از آیت الله بروجردی شنیدم که فرمودند: «در ایامی که در بروجرد بودم، گاه الهاماتی از غیب داشتم، یک وقت مشغول مطالعه ی کتاب مثنوی (مولوی) بودم که ناگاه صدایی شنیدم که: این شخص راه را گم کرده است، به محض شنیدن این سخن، کتاب را بستم و زمین گذاشتم و پس از آن دیگر مطالعه نکردم، همان وقت کتاب«عدّه الداعی» کنارم بود مشغول مطالعه ی آن شدم.» (این مکاشفه را حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی نیز از قول افراد بسیاری از آیت الله بروجردی، برای نگارنده نقل کرده اند.) نگارنده از آیت الله صافی پرسید: بعضی از ایشان نقل کرده اند که فرموده: «پس از شنیدن آن صدا، برای اطمینان خاطر از این که الهام غیبی است، از خانه بیرون آمدم و به کوچه نگاه کردم هیچ کس در کوچه نبود.» حال برای من جای تعجبه که چطور با وجود اینکه چندین شخصیت برجسته بواسطه مکاشفه، این چنین بر مولانا خرده گیری می کنند، شما اصرار دارید که از مولانا دفاع کنید. آقای طاهرزاده! از شما که اهل علم و مطالعه هستید، بعیده! به نظر من، اینکه شما از اشعار مولوی در آثارتون استفاده کنید، هیچ اشکالی نداره، ولی اینکه از شخصیت عرفانی ایشون دفاع می کنید، واقعا تعجب کردم. با توجه به نظرات رجبعلی خیاط، آیت الله بروجردی و ملا احمد نراقی، آیا باز هم جای دفاع از مولانا باقی می ماند؟ اگر پاسختون مثبته، خواهشا بیان کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن‌چه فرموده‌اید هستم. ولی امثال آیت اللّه قاضی را در شناخت عرفان و عرفا صاحب‌نظر می‌دانم. موفق باشید

23021
متن پرسش
با سلام و احترام: لطفا در خصوص مرحوم آقا نجفی قوچانی و کتاب سیاحت غرب ایشان توضیح بفرمایید که در ابتدای کتاب که ایشان می فرماید من مردم منظور از این مردن چیست؟ آیا منظور باز شدن چشم برزخی بوده؟ اگر اینطور است چرا عبارت مردن را بکار برده اند؟ آیا واقعا قضیه مردن بوده؟ اگر این مردن نوعی از مردن است آیا در اینجا نیز حضرت عزرائیل مجری هستند؟ کلا این قضیه برای من مبهم است و در جستجویی که در اینترنت انجام داده اند دیدم برخی (نعوذبالله) این قضیه را تخیل آن مرحوم عنوان نموده اند که با آیات و روایات مطابقت داده شده است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که جزوه‌ی «انکشاف صور برزخی در سیاحت غرب» که بر روی سایت هست، مطالعه شود. آدرس کتاب:

http://lobolmizan.ir/leaflet/1343/%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B5%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%AE%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%BA%D8%B1%D8%A8

موفق باشید

22231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
«اما روحانیونی که در جریان مبارزه به این نحو که به زندان بروند و اینها نبودند با شریعتی مشکل داشتند. اینها پیروان علامه طباطبایی بودند که ایشان هم مثل سید حسین نصر تفکرشان انتولوژیکال و وجود شناختی است. غایت گرایی، تفکری انقلابی است اما رویکرد انتولوژیکال غیر انقلابی است. ریشه آن هم به تفکر ملاصدرا باز می‌گردد. در تفکر صدرا در وجود تحرکی نیست. حرکت جوهری هم غلط است. با اصالت وجود دیگر اصلا جوهری نداریم که حرکت جوهری داشته باشیم چرا که اصل وجود است و ماهیت هم حد آن است. عرض هم در ماهیت است و در واقع همان عرض هم از وجود است. حرکت هم در عرض ماهیت است و نه در خود وجود.» بخشی از یک مصاحبه ی اخیر ابراهیم فیاض. نظر شما درباره دو خط آخر چیه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر شما در این موارد باید امثال حضرت امام و علامه طباطبایی‌ها که عمری در این مسائل کار کرده‌اند، نظر بدهند؟ یا جناب آقای دکتر فیاض؟ موفق باشید

19711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: نظر شما در مورد آيه 5 سوره ي طه چیست؟! می خواستم بدانم این تحلیل بنده درست است یا نه؟! این آیه معاد جسمانی را مطرح می کند منتها جسمانی بودن به معنی حفظ تعین است و معاد یعنی ظهور جنبه ی وجه الحقی تعین مخلوق که در نتیجه ی مجرد شدن اش ظهور می کند. نهایت قاعده ی معاد جسمانی همان بحث عرفانی فنای در حق در عین حفظ تعین می باشد. البته من نمی فهمم چرا در آیه 55 طه می گوید «فیها نعیدکم» یعنی بازگشت به ارض و این ظاهرا مربوط به جسد ماست.
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی 5 سوره‌ی طه مربوط به تدبیر اسم رحمان بر عرش است 2- آیه‌ی 55 سوره‌ی طه نظر به مراحل جنینی و مرحله‌ی حیات دنیوی و مرحله‌ی برگشت به قیامت دارد و علامه در المیزان نکات خوبی در این مورد دارند به این معنا که شما در دوره‌ی جنینی بدن خود را از زمین می‌گیرید و سپس با تولد خود به زمین برمی‌گردید و در نهایت جهت رجوع به حق، از زمین خارج می‌شوید. موفق باشید

19405
متن پرسش
استاد نازنینم سلام: خدا قوت همانطور که مستحضرید مدرنیته قدرت فکری، روحی بشر را منفعل نموده. بشر امروز در هر امری تابع افکار عمومی، رسانه ها و.‌. است و نمی تواند عقل اش را بکار ببندد. در این وضع منفعلانه حقیر دوست ندارم کاری را انتخاب کنم که در آن از قدرت فکری ام استفاده نشود. امروزه ادارات بگونه ای طراحی شده اند که کارمند را چون برده بکار می بندند. این معضل حتی به معیشت و مسائل روحی ام لطمه وارد کرده لکن عذاب کار به این صورت برایم بیشتر است. البته حقیر نظریه پردازی می کنم و توانایی مدیریت چند موضوع را دارم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصحیح در هر حال شناختن روح مدرنیته و خودآگاهی نسبت به عقل تکنیکی موجب می‌شود تا بتوانیم آن را در جهت اهداف خود تصرف کنیم. مثل کاری که شهید آوینی جهت اهداف انقلاب اسلامی در دوربین فیلمبرداری تصرف کرد و آن را به سوی جهت خاصی سوق داد. به نظر بنده جناب آقای دکتر رضا داوری در همین رابطه کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» را تألیف نمودند و بنده در راستای چنین هدفی در حال شرح‌دادن آن کتاب هستم. موفق باشید  

19339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان برای پاسخگویی به سوالات: می خواستم بدانم جایگاه تصمیم خانواده در ازدواج چیست؟ آیا در نظر گرفتن مرتبه ی خانواده ی طرف مقابل (فقط خانواده، نه اقوام و خویشان) ضروریست؟ هم کفو بودن فقط مربوط یه ایمان دو فرد مورد نظر است یا خانواده نیز هست یا وضعیت فرهنگی، معیشتی و اقتصادی و محل زندگی را نیز شامل می شود؟ آیا حدیثی در این باره وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات، ایمان‌داشتنِ  طرف را برای هم‌کفوبودن کافی می‌داند با این همه تا آن‌جا که ممکن است باید خانواده‌ها همدیگر را درک کنند و والدین انسان با انسان همراه باشند. موفق باشید

19298
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد هیولا را در کتاب برهان تا عرفان میشه توضیح بیشتری بدید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» روشن شد که عالم ماده در ذات بالقوه‌ی خود پذیرش هر صورتی است، لذا آن ذات را که حالت بالقوه دارد، هیولایِ اولی گویند. موفق باشید

19260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد معزز: استاد بنده کتاب ادب خیال عقل و قلب شما را مطالعه کردم و تصمیم دارم در برنامه ی یک ماهه ای که برای مطالعه خود گذاشته ام وقت بیشتری را صرف مطالعه کنم و بیشتر از قبل با برنامه باشم اما چیزی که سرگردانم کرده است این است که با حجم بسیاری از کتاب رو به رو هستم و نمیدانم از کجا باید شروع کنم هم می خواهم آثار شما را مطالعه کنم و هم آثار امام خمینی (ره) را و هم کتب دیگری را که در کتابتان فرمودید. (باید بگویم بنا به پیشنهاد دوستان که کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود را مطالعه کرده اند قصد دارم این اثر شما را در اولویت قرار دهم) استاد با توجه به اینکه فرمودید در سیر مطالعات دینی خود وارد روح دینی و ارتباط با قرآن و سخنان اهل بیت علیه السلام شویم و از راههای ورود به عالم معنا قرآن است و راه رسیدن به قرآن هم تفسیر است و روی تفسیر المیزان تاکید دارید بنده چه باید بکنم؟ اینکه در روز چند کتاب را در زمانهای مختلف برای مطالعه قرار دهیم مشکلی در فهم پیش نمی آید؟ و اینکه در کنار مطالعه کتابهای دیگر، روزانه روی تفسیر کار کنم؟ (استاد متاسفانه زبان عربی بنده در حد دبیرستان بوده و در طول دوران دانشگاهی هم رشته مان اقتصاد بوده). اگر امکان دارد استاد راهنماییمان بفرمایید. از اینکه وقتتان را گرفتم عذرخواهی می کنم، حلالمان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به خودتان یک برنامه‌ی هفتگی بدهید و برای کارهای حاشیه‌ای زندگی هم در آن برنامه جا باز کنید 2- ابتدا سیر مطالعاتی روی سایت 3- همان کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌ها...» 4- بعد از دوسال که گذشت رجوع به تفسیر المیزان با نظر به جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان». موفق باشید

18570
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و تبریک به مناسبت دهه ی مبارک فجر انقلاب سلامی: علامه طباطبایی (ره) در مورد رابطه ی صراط مستقیم و سبل رحمانی، صراط را مهیمن بر سبل می دانند طبق آیات و رابطه ی آن دو را با مثال نفس و بدن تشریح می کنند که صراط همان سبیل است بدون حدود و تعینات سبیل. سبل را متعدد و درای مراتب می دانند. (اينكه طرقى كه به سوى خداى تعالى منتهى مى‏ شود از نظر كمال، و نقص، و نايابى و رواجى، و دورى و نزديكي اش از منبع حقيقت، و از صراط مستقيم، مختلف است، مانند طريقه اسلام و ايمان، و عبادت، و اخلاص، و اخبات. هم چنان كه در مقابل اين نامبرده‏ ها، كفر، و شرك، و جحود، و طغيان، و معصيت، نيز از مراتب مختلفى از گمراهى را دارا هستند، هم چنان كه قرآن كريم درباره هر دو صنف فرموده: ( «وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا، وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ، وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ‏، براى هر دسته‏ اى درجاتى است از آنچه مى‏ كنند، تا خدا سزاى عملشان را به كمال و تمام بدهد، و ايشان ستم نمى‏ شوند». و اين معنا نظير معارف الهيه است، كه عقول در تلقى و درك آن مختلف است، چون استعدادها مختلف، و بالوان قابليت‏ها متلون است، هم چنان كه آيه شريفه (رعد- 17) نيز باين اختلاف گواهى مي داد. ترجمه تفسير الميزان ؛ ج‏1 ؛ ص 54) یکی از اساتید در ذیل این نکته فرمودند که صراط مثل روح برای سبل رحمانیست ولی سبل شیطانی چنین روحی که مایه ی وحدتشان بشود ندارند و اگر وحدتی باشد عرضی است. از طرفی امام خمینی (ره) در شرح حدیث جنود عقل و جهل می فرمایند (و در مقابل این حقیقت نورانیه، حقیقت دیگر است که آن وهم کل است در انسان کبیر، که به حسب فطرت و جبلت، مایل به شرور و فساد و داعى به اغلوطه و اختلاق است و آن بعینه، حقیقت ابلیس الابالسه و شیطان بزرگ است، که سایر شیاطین و ابالسه از بروزات و مظاهر آن است و از براى این حقیقت، تجرد است، تجرد برزخى ظلمانى، نه تجرد عقلانى نورانى، چنانچه پیش اصحاب معرفت و یقین روشن و واضح است......(صفت) اول آن که این حقیقت جهلیه، پس از حقیقت عقل، مخلوق شده است، با تراخى که از کلمه ثم استفاده شود. و این شاید اشاره به آن باشد که این حقیقت پس از عقل کلى و نفس کلى، مخلوق است و این شاهد آن است که پیش از این به آن اشاره نمودم که حضرت صادق علیه السلام بیان عقل کل و نفس کل را اولا فرمودند و پس از آن، اشاره به عقول جزئیه و جهل جزئى فرمودند که مورد نظر سائل بوده....) سوال بنده اینجاست که آیا اینکه قائل باشیم وهم کلی هم داریم که سیطره بر وهم های جزییه دارد همان است که می گویند روح تمدن غرب و ....؟ اساسا از چه بابی عالم غربی را توجیه می توان کرد؟ عالم انسان دینی قابل توجیه است که از طریق سبل وارد صراط می شوند ولی عالم انسان غربی که کثرت محض است چگونه و بر چه مبنایی قابل توجیه است؟ گویا پاسخ این سوال وجه اختلاف دو دیدگاه در غرب شناسی را مشخص کند. دیدگاهی که غرب را یک روح واحد به هم پیوسته می داند و دید گاهی که غرب را بعض بعض می کند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وَهم از آن جهت که رجوع به هر میلی دارد که جنبه‌ی حقانی ندارد، یک «کلّ» است. زیرا روح واحدی است در مقابل توحید  – هرچند در ذات خود به حقیقت واحدی رجوع ندارد -  در فضای این روحِ واحد، موضع‌گیری‌های مختلفی نسبت به امور از آن سر می‌زند. مثل آن‌که غضبیه را تبدیل به خصومت با اولیاء می‌نماید به جای تبرّی از شیطان. و یا عشق را تبدیل به شهوترانیِ صِرف می‌نماید و تعالی را به کبر تبدیل می‌نماید. این‌ها سُبُلِ رجوع به وهم است و غرب از این جهت یک روحِ واحد است و نمی‌توان آن را به صورت جزء‌جزء نگریست مگر از آن جهت که بتوانیم به سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» شیطان تاریخیِ خود را مسلمان کنیم و در راستای اهداف توحیدی و ضد استکباری از عقلِ تکنیکی استفاده نماییم، مشروط بر این‌که آن را ذیل توحید قرار دهیم. کاری که شهید شهریاری‌ها و مقدم‌ها انجام دادند. موفق باشید 

17704

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد بنده احساس می کنم چون مدرنیته عقول را زائل نموده و از سوی دیگر انقلاب اسلامی در انتقال گفتمان با غرب تا کنون پیشرفت چندانی نداشته پس نمی توان مثلا در تاکسی نشست و گفت: ضبط تان را خاموش کنید، ما موسیقی گوش نمی دهیم. آن راننده هم شهود دارد اگر من مومن باشم دلم تاثیر می گذارد و وی با تفکر به ماجراها متوجه می شود لکن در این سی سال پس از انقلاب خیل تذکرات باعث شده انسانها تنها جریحه دارتر شوند. آخر این چه شیوه ای است که ما یک بحث علمی عمیق را توضیح نمی دهیم ولی انتظار داریم فرد با یک دستور و نه بازگو کردن ادله آن، مسئله را متوجه شود. چرا فضا را برای تفکر مردم باز نمی کنیم؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد با شما موافق هستم. هنوز از نظر معرفتی، ملت متوجه ضعف سبک زندگی غربی نشده‌اند، لذا بسیاری از آن‌ها متوجه‌ی جهتِ تذکراتِ ما نیستند. موفق باشید

16741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استادعزیز، این که خداوند می فرمایند گناه غیر از شرک را برای هر بنده ای که خواهند می بخشند، اینجا منظور از شرک آیا شرک خفی را هم شامل می شود؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، شرک جلی است. موفق باشید

16241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
قضیه موجبه این همانی و قضیه سالبه این نه آنی یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث را در کتاب‌های علم منطق دنبال بفرمایید. موفق باشید

15352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما در کرج استادمان (حجت السلام محمد روحی) شاگردانش را ملزم کرده تا صحبت ایشان را ضبط کنند و بصورت متن مکتوب در آورند این کار برای ما بسیار بسیار مفید است زیرا ما روی متن خیلی بهتر می توانیم تامل و تفکر کنیم. استاد عزیز شما الحمد الله افراد زیادی پای درستان حضور پیدا می کنند چرا چنین کاری را انجام نمی دهید؟ می شود چند روزی پس از تشکیل جلسه متن پیاده شده آن را در سایت قرار دهید، وقتی صوت را می شنویم پس از مدتی خیلی از مطالب از ذهن مان می رود ولی وقتی روی صوت و متن هر دو با هم کار می کنیم کل مطلب نزد ذهن می ماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی این کار دارد می‌شود. موفق باشید

13500
متن پرسش
به نام خدای محمد با سلام: استاد محترم، همچنان که واقف هستید طبق روایات معصومین سلام الله علیها ظهور حضرت ولی عصر (عج) منوط به یک شرایطی وخیم جهانی است به گونه ای که ملت ها، دچار یک حالت مضطر شدن خواهند رسید. حال سوال حقیر این است که با عنایت به فرمایش حضرت امام مبنی بر ایجاد حکومت اسلامی در جهان و گوشزد آن به جوانان، آیا برای تحقق بخشیدن به چنین هدف بزرگی و یا حل معظلات فرهنگی و اقتصادی کشور و جهان و با توجه به روایات معصومین سلام الله علیها مبنی بر ظهور امام زمان (عج) در یک شرایط سخت و اضطرار آیا این موارد با هم منافاتی دارند؟ سوال مهم: با توجه به مطالب فوق ذکر اکنون ما جوانان مذهبی چه هدفی را که منتج به ظهور ولی عصر (عج) شود را ان شاءالله تعالی دنبال کنیم؟ چرا که حقیر دچار یک سردرگمی شده ام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تقابل با استکبار است که تازه روشن می‌شود جهان چه مشکلات طاقت فرسایی روبه‌روی خود دارد. لذا با حضور در صحنه‌ی مقابل با کفر و با تأکید بر ایمان قدسی است که ضرورت ظهور انسان کامل برای بشر بیشتر می‌شود و می‌فهمد چرا نیاز به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» دارد. موفق باشید

9517
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید، می خواستم بپرسم آیا انبیا «انسان کامل» بودند یا نه؟ و دوم اینکه آیا می شود گفت علت اعتراض فرشتگان به خلقت آدم، عدم معرفت و شناخت نسبت به انسان کامل و به ویژه ائمه اطهار بود؟ (با توجه به اینکه اگر خداوند انسان را خلق میکرد اما انسان کامل وجود نداشت، به نوعی هدف خلقت انسان زیر سوال می رفت. چون خداوند می توانست موجودی خلق کند که با اختیار خود به کمال نهایی خودش که حتی برتر از فرشتگان است برساند. پس باید از میان انسان ها لااقل یک نفر به چنین مرتبه ای برسد.)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی انبیاء بنا به شرایط تاریخی خودشان انسان‌های کاملی بودند 2- حرف درست و دقیقی است. موفق باشید
5811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام ، خواستم به اطلاعاتون برسانم که فایل های صوتی که قبلا ها ضبط شده از شما، خیلی کیفیت بهتری داره و صداش بلند تر هست ولی فایل های جدید تر آنقدر صدایشان یواش است که حتما باید کنار لبتاب بنشینیم و به آن گوش بدهیم و نمی توان در حال انجام کارهای خانه آن را گوش داد. لطفا در صورت امکان دستگاه ضبط سخنرانی ها را اصلاح بفرمایید. مثلا فایل های شرح حدیث یبن جندب که مربوط به گذشته است خیلی صدای بلند و خوبی دارد ولی فایل های جلسات جدید که از سایت می گیریم ، صدایشان یواش است و برایمان خیلی قابل استفاده نیست. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مسئول محترم سایت با آقای توکلی موضوع را در میان بگذارید.
4856
متن پرسش
در سایت خبری عصر ایران مقاله زیر با عنوان "از حدیبیه تا تهران؛ اگر در عصر پیامبر(ص) بودند ایشان را هم متهم به سازشکاری می کردند" آمده است : http://www.asriran.com/fa/news/278410/از-حدیبیه-تا-تهران-اگر-در-عصر-پیامبرص-بودند-ایشان-را-هم-متهم-به-سازشکاری-می-کردند نظرتان را درباره این مقایسه و تطبیق تاریخی می خواستم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم مقایسه‌ی درستی نیست زیرا ما در مذاکرات هسته‌ای بر حقی تأکید می‌کنیم که از ابتدایی‌ترین حقوق ما است و دشمنان ما منکر آن‌اند. ولی در صلح حدیبیه هیچ سخنی در میان نبود که رقیب منکر حق رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» باشد، نهایتاً بنا شد سال دیگر به حج بیایند و این‌که پذیرفته شد اگر کسی از مشرکان پناه آورد به سوی مسلمانان به آن‌ها برگردانند چون رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» متوجه بودند نتیجه آن می‌شود که فراریان برای خودشان یک پایگاه جداگانه‌ای تشکیل می‌دهند که مشرکان را تهدید کنند به همین جهت بعداً مشرکان از رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» خواستند که این بند منتفی شود و فراریان در مدینه بمانند. مثال صلح حدیبیه چه ربطی به مذاکرات هسته‌ای دارد که طرف مقابل از ما سازشی می‌خواهد در حدّ نفی حقوق مان و اگر تا حال توانسته‌ایم حقوق خود را به دشمنانمان تحمیل کنیم به جهت روحیه‌ی مقاومت بوده است. موفق باشید
22353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: معنای چند واژه رو نمیدونم اگه میشه تعریف بفرمایی. ۱. سوبژکتیویته ۲. نفس الامر ۳. اتیمولوزی ۴. اعیان ثابته ۵. عقل بالمستفاد به خاطر تمام خوبیهای شما از خداوند برای شما طول عمر مسئلت دارم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌های این‌چنینی در فرهنگ خاص خودشان معنایشان را ظاهر می‌کنند. ولی از نظر معنای ظاهری: سوبژکتیویته، یعنی نظر به آن‌چه در ذهن است و در درون ما مطرح است. نفس‌الأمر، یعنی واقعیت، چه در عالم ماده و چه در غیر عالم ماده. اتیمولوژی، یعنی ریشه‌شناسیِ لغات و اشاراتی که ریشه‌ی لغات دارد. اعیان ثابته، یعنی وجهی از موجود که در علم خداوند است. عقل بالمستفاد، یعنی آن درجه‌ای از عقل که انسان با اندک توجه متوجه‌ی حقایق بشود. موفق باشید

22186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱) نظرتون در مورد فرقه احمد بن حسن که اخیرا طرفدارانی را پیدا کرده چیست؟ «این فرقه حجت بودن خود را از طریق اسناد ضعیف و کتاب هایی که چاپ کرده و استخاره به این صورت که قبل از استخاره ذکری را می گویند وبعد به نیت او (احمد الحسن) استخاره می گرند و بعد استخاره هایی بسیار خوب و مناسب حجت بودن خدا باز می شود. و دیگر اینکه سه روز روزه گرفتن و توسل به حضرت زهرا (س) بعد سه روز خواب ائمه را دیدن. (متاسفانه این فرقه نو ظهور که طرفدار های های زیادی را داشته، عده ای از جوانان انقلابی و طرافدار اسلام که از این نظام بریده اند و فکر می کنند آرمان های انقلاب دیگر محقق نمی‌شود را مجذوب خود کرده به طوری که دیگر گوش به سخنان بنده و امثال بنده هم نمی دهند و راه و حقیقت را در آن فرقه می بینند،) و هرچه به رفقا گفته شده که این حجت نیس ولی زیر بار نرفته و روز به روز بر شک و شبهه این جوانان افزوده می شود. خاضعانه تقاضای شرح و روشنگری داریم تا بتوانیم به زبان امروز با جوانان مرتبط شویم و حقیقت انقلاب که بنا بر حدیث امام علیه سلام که می فرمایند حقیقت در دوره آخرالزمان مانند نوری که از پنجره می تابد و فضا را روشن می کند را نشان داد و کمکی به این جوانان خوب و دغدغه مند حقیقت کرده باشیم. همچنین لازم به ذکر است که وقتی از انقلاب اسلامی می خواهیم با این جوانان به گفت و گو بنشینیم شاید به دلیل مسائل روز کم حوصله گی کرده و می گوند اینها که شما می گوید جنبه شعاری دارد و حقیقت این نیست. ۲) استاد وظیفه ما چیه؟ و چیکار باید کرد؟ ۳) لطفاً راه مقابله با این فرقه و طریقه جوابگویی به افراد مجذوب شده به آن فرقه را بیان و کمی شرح دهید. باز هم عذر خواهی می کنم که مزاحم اوقات شریفتان شدم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم چیزهایی شنیده‌ام، ولی اطلاعات چندانی ندارم. احتمالاً سایت‌هایی هست که در این مورد تحقیق کرده‌اند. مگر مسیر رسیدن به حق از طریق علمای قابل اطمینان و راهی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی در مقابل ما گشوده‌اند چیزی کم دارد که بخواهیم با استخاره و خواب، حقیقت را بیابیم؟!! موفق باشید

19813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: اینطور که من مطلب تنفس آزادیتون رو خوندم پس در این صورت به نظرم اصلاح طلبان بهترن برای کشور و من طرفدار دکتر روحانی هستم. می خواستم نظرتون رو بدونم. آخه آقای رییسی هم مثل آقای احمدی نژاد بودن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع آزادی و احترام به حقوق افراد، بعضاً در مذهبی‌ها ضعف‌هایی هست. ولی برعکسِ ادعاها و شعارهایی که اصلاح‌طلبان می‌دهند یک نحوه دیکتاتوری و خودخواهیِ شدیدی را بنده در آن‌ها تجربه کرده‌ام. تا آن‌جا که بنده جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای دکتر رئیسی را می‌شناسم، ایشان انسان آزاده و آزادی‌خواه است و به نفع مردم بود اگر به ایشان رأی می‌دادند. موفق باشید

19766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: یه سؤالی داشتم در مورد توبه که با توجه با کتاب های خودتان بیان شده باشد. از مقدمه ی توبه تا راهکارهای ماندن در قول توبه ای که میکنی. و سؤال دیگه این است که من در روابط اجتماعی کسایی رو می بینم که دوست دارم اونارو جذب به مسجد و دین اسلام کنم و یا حتی اون ها رو امر به معروف و نهی از منکر کنم می خواستم ببینم در مورد این آیا کتابی دارید یا میتونید با توجه به سنم، کتابی رو معرفی کنید؟ خدا خیرتون بده...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با مطالعه‌ی کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» کار را شروع کنید، گشایش‌هایی در مقابل شما جهت امر مطلوب‌تان بشود. موفق باشید

19708
متن پرسش
سلام: وقتی انسان ناگاه چشم می گشاید و می بیند پنج سال دیگر بیشتر فرصت نیست تا پیشانی اش به دلیل غلبه شر بر خیر محل بوسه شیطان شود، وقتی می فهمد که هیچ چیز نمی فهمد و نمی داند و غرق در جهل شده، وقتی به پشت سر می نگرد می بیند جز بار گناه و بطالت و پوچی چیزی ندارد و یاس و نا امیدی عجیبی او را فرا می گیرد چه باید کرد؟ (البته از رحمت خداوند نا امید نیستم ولی آیا آنان گناه می کنند و آنان که گناه نمی کنند برابرند؟ هر چند بهشتی باشند؟ بهشت حظیره کجا و جنه الماوی و همنشین محمد و آل او شدن کجا؟!)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «إن‌ّ اللّه یحبّ التّوابین» این مژده را به ما می‌دهد که:

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ الزمر) بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. با توجه به متن آیه می‌توان متوجه‌ی نکات زیر شد:

1- تعبير به «يا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحيه پروردگار.

2- تعبير به «اسراف» به جاى  «ظلم و گناه و جنايت» نيز لطف ديگرى است.

3- تعبير به  «عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» كه نشان مى‏ دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى‏ گردد نشانه ديگرى از محبت پروردگار است همانگونه كه يك پدر دلسوز به فرزند خويش مى‏ گويد اين همه بر خود ستم مكن!

 4- تعبير به «لا تقنطوا» (مايوس نشويد) با توجه به اينكه «قنوط» در اصل به معنى مايوس شدن از خير است به تنهايى دليل بر اين است كه گنهكاران نبايد از «لطف الهى» نوميد گردند.

5- تعبير «مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تاكيد بيشترى بر اين خير و محبت مى‏ باشد.

6- هنگامى كه به جمله «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ» مى ‏رسيم كه با حرف تاكيد آغاز شده و كلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى‏ گيرد سخن اوج مى ‏گيرد و درياى رحمت مواج مى‏ شود.

7- هنگامى كه «جميعا» به عنوان تاكيد ديگرى بر آن افزوده مى ‏شود اميدوارى به آخرين مرحله مى ‏رسد.

8 و 9- توصيف خداوند به «غفور» و «رحيم» كه دو وصف از اوصاف اميد بخش پروردگار است در پايان آيه جايى براى كمترين ياس و نوميدى باقى نمى‏ گذارد. موفق باشید

19020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: در مورد اینکه امامت یکی از امامان برای ما اثبات شود باید دلیل یقینی داشته باشیم مسلما حدیث غدیر به علت تواتر آن و احادیث یقینی دیگر از پیامبر (ص) برای ما امامت امام علی (ع) را ثابت می کند آیا در مورد امامت امام حسن (ع) حدیث یقینی یعنی متواتر از امام علی (ع) یا پیامبر (ص) داریم؟ در مورد بقیه امامان چطور؟ آیا امامت امامان را با احادیثی از نوع خبر واحد قبول می کنیم؟ بخصوص در مورد امام زمان (عج) دلیل یقین آور ما برای امامت شخص ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «امام شناسی» آیت اللّه تهرانی در این رابطه نکات خوب و روشنی دارد. در مورد حضرت امام زمان«علیه‌السلام» کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

نمایش چاپی