بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15256
متن پرسش
با سلام: با نظر به سوالی از استاد محترم من باب مطالعه فلسفه غرب، فرمودید برای مطالعه فلسفه غرب باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دوره‌ی کامل فلسفه‌ی غرب را دنبال کرد. در حالی که بعض اساتید بر این باورند که حکمت و فسفه اسلامی ای که برخی متفکرین و فلاسفه اسلامی ارائه نموده اند اگر ریشه یابی شود ریشه هایش در فلسفه و عقل غرب پیدا می شود. این طور که حقیر متوجه شده ام باید ابتدا همان ریشه ها را که شروعش از فلسفه و فکر غرب هست مورد بررسی قرار دهیم تا هنگامی که سراغ فلسفه و حمکت اسلامی هم می رویم بتوانیم تشخیص دهیم فلان نظر متفکر اسلامی ریشه غربی دارد یا خیر. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بحث بر سر فلسفه‌ای است که از دکارت شروع شد و با کانت و هگل ادامه یافت. از آن‌جایی که برای فهم و تفکر فلسفیِ ملت دیگر، راهی جز مقایسه و تطبیق نیست، باید ابتدا فلسفه‌ای که در این سرزمین شکل گرفته است را در دست داشته باشیم تا مقایسه و تطبیق، عملی شود. موفق باشید

14276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: منظور شما از آشتی کردن با خود کدوم خوده؟ من واقعا گیج شدم. یعنی چی ما از خودمون غافل شدیم؟ چطوری میتونیم با خودمون آشتی کنیم تا بعد با خدا آشتی کنیم؟ تو رو به خدا جواب بدید. آشفتگی ذهنی همه چیزم را ریخته بهم. اصلا نمیتونم درس بخونم. من خیلی دوس دارم به خدا نزدیک بشم ولی هیچ امیدی ندارم چون خیلی گناه کردم همش تو خیالم و تضاد فکری توی حرفام مشخصه اضطراب و ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد کتاب «آشتی با خدا» را تا آخر به‌خصوص جلسه‌ی نهم را درست از نظر نگذرانده‌اید! موفق باشید

8582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آقای عبدالله مستحسن در کتاب خلیفه خدا نوشته اند: وقتی خدا به آدم امر میکند که از اسماء"آنها"خبر بده آدم آن خلیفه هایی که قبلا بوده ولی در آسمان بوده و از این به بعد است که خلافت آنها باید در زمین هم جعل شود را به همه معرفی میکند. در اینجاست که خدا میگوید آیا نگفتم که من هم غیب آسمانها یعنی آن خلیفه هایی که در آسمانها بوده و شما خبر نداشتید را میدانم و هم غیب زمین و خلیفه هایی که میخواهند از این پس در زمین نیز خلافت کنند را میدانم. آن خبر مهم که جنبه غیب داشته همین بوده که ملائکه از آن بی خبر بودند. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
3084
متن پرسش
سلام،نظر شما درباره ی حاج آقا مجتبی موسوی در درچه چیست؟ ایشان شاگرد آیت الله بهادینی بوده اند و شما هم شاید ایشان را بشناسید.چگونه از ایشان استفاده کنیم تا راه مان به حقیقت در راه سلوک ذیل شخصیت امام.ره. بیشتر گشوده شود؟
متن پاسخ
اسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده حدود دو سال آن هم هفته‌ای یک جلسه خدمت آیت‌الله بهاءالدینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌رسیدم و از تذکرات اخلاقی ایشان بهره‌مند می‌شدم. مسلماً بقیه‌ی افراد را که در فرصت‌های دیگر خدمت ایشان می‌رسیدند نمی‌شناسم و لذا جناب آقای موسوی که فرمودید، را نمی‌شناسم تا بتوانم نظر دهم ولی مگر جز این است که ایشان مثل بقیه‌ی عالمان دین ما را متذکر به راه رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» می‌کنند؟ پس دغدغه‌ی ‌شما برای چیست؟ موفق باشید
1174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنده در بحث ده نکته مساله ای رانمیدانم ومی خواستم لطف بفرماییدوتوضیح بدهید:دربحث تجلی نور میدانیم که هر چقدر یک نور شدید تجلی کند تا اخرین مرحله تجلی یعنی قبل از جایی که به تاریکی برسیم ما در تمام مراتب روشنایی را که اصل نور بود داریم.حالا وقتیکه عین هستی, حضرت حق تجلی مییکنند اخرین مرتبه تجلی که قدرتی برای تجلی دیگر ندارد عالم ماده است ,حالا سوال من اینه که صرف خود عالم ماده دارای چه خاصییتی از عین هستی است؟ایه هستی اش(اینکه هست)خاصییت تجلی ازعین هستی است ؟وسوال مرتبط با همین امراینکه ایاصرف خود ماده بدون هیچ تجردی(مثلا گیاهان صرف ماده بودنشان بدون نفس نباتی )جلوه گر حق هستند یا نه در تمامی عالم ماده به گونا ای مرتبه ای از تجرد هست و عالم ماده در قبضه نیروی مجردی است(مثل تن من که در قبضه من من است)که ان مجرد جلوه گر ونشان دهنده حق است و مثلا وقتی که به عالم ماده نگاه میکنیم ومیخواهیم اسماء را ببینیم ایا ان نیروی مجرد است که به گونه ای در تمام عالم ماده وجود دارد(برا گیاهان به نفس نباتی, برای حیوانات به نفس حیوانی و...)وسبب می شود که ما با اسماء ارتباط برقرار کنیم یا نه صرف خود ماده سبب ان ارتباط می شود؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عالم ماده در قبضه‌ی عالم ملکوت است، مثل تن که در قبضه‌ی نفس ناطقه است و مثل تن که تا حد محدودی ظرفیت ظهور حالات نفس ناطقه را دارد، عالم ماده نیز در حد محدودی ظرفیت ظهور اسماء الهی را دارد و هر کس به اندازه‌‌ای که با ملکوت عالم آشناست با دیدن عالم ماده متذکر عالم ملکوت و انوار الهی می‌شود. موفق باشید
23683
متن پرسش
سلام: چند سوال از استاد داشتم. بنده طلبه پایه ۵ هستم. ۱. می خواستم بدونم آیا در خواب هم میشه اختیار داشت؟ ۲. خواب که حالتی از تجرد هست را میشه کنترل کرد؟ منظورم اینه که از چه راهی میتونیم بر خواب مسلط بشیم؟ چه از این لحاظ که خوابهای پریشان و شیطانی نبینیم و چه از این لحاظ که هر وقت دوست داشتیم، بیدار بشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که انسان در بیداری، ذهن و فکر خود را درست جلو ببرد در خواب، کم‌تر گرفتار رؤیاهای پریشان است. و به اندازه‌ای که بدن را با نحوه‌ی تغذیه‌ی مناسب و ورزش در کنترل قرار دهد، اندازه و زمانِ خواب او منظم می‌گردد. موفق باشید

23584
متن پرسش
به نام خدای متعال جناب استاد عزیز، سلام علیکم. ماریشه شکل گیری داعش را در کینه و نفرت نسبت به امیرالمومنین علی علیه السلام می دانیم. کینه ای تاریخی که نشات گرفته از تکبر ابلیس برای سجده بر آدم یعنی انسان کامل و آغاز جبهه طاغوت علیه ولایت شد. کینه ای که ریشه در عمق خلقت و هستی دارد. استاد گرامیم درک این مطلب برای چو منی بسیار مشکل است که یک فرد دلسپرده به انقلاب، امام و رهبری چگونه می تواند برچسب تکفری و داعشی را بر پیشانی خود حمل نماید. ما بخوبی واقفیم که افراد (با روحیات مختلف) ممکن است به اشتباه بیاناتی یا تفکراتی داشته باشند اما استاد داوری و استاد عباسی هر که باشند در جبهه انقلاب بوده گرچه تفاوت فکری آنها در بعضی از حوزه ها از فرش تا عرش باشد. بسیاری چون من به عنوان یک فرد دلسپرده به انقلاب از خود شما یاد گرفته ایم که هر نظری و بیانی را چه از یک فیلسوف انقلابی و چه از یک تیورسین انقلابی کورکورانه نپذیریم. ما گرچه برای تمامی نیروهای انقلابی احترام قایلیم اما این بدان معنا نیست تا به طور احساسی تحت تاثیر نظریات آنها قرار گیریم. ما از فرهیخه گان و مصلحین انتظار داریم ظریفانه و در مواقع مورد نیاز انحرافات و اشتباهات را مدبرانه گوشزد نمایند که اگر غیر از این باشد خدای ناکرده موجب سرگردانی نیرو های انقلاب می شوند. استاد عزیز و دوست داشتنی ما: ما از شما می خواهیم همواره ملجا و پناهگاه فکری ما باشید و بمانید تا در روزهای سخت پیش رو، رهبری را یاری نماییم. والعاقبت للمتقین
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۵۷۴ عرض شد؛ و چنان‌چه آن کلیپ را ببینید، سخنان آقای عباسی موجب تنفر نسبت به امثال آقای دکتر داوری می‌شود و این غیر از انتقاد است. مشکلِ تفکر داعشی که مذهبی‌های ما را تهدید می‌کند، همین است که برداشت غیرِ خود از اسلام را کفر می‌داند. و متأسفانه ما مذهبی‌ها از این خطر دور نیستیم و هرچه ضربه می‌خوریم به خاطر همین روحیه است.

در این مورد بد نیست به سخنان آقای دکتر رضا داوری اردکانی که در نشست گرامیداشت سید احمد فردید در روزهای اخیر یعنی در بیست‌ و‌ هشتم بهمن در انجمن حکمت و فلسفه ایراد فرموده‌اند را ببینید که می‌فرمایند:

نظر آزاد است و هر کسی حق دارد با هر رایی مخالف باشد. فلسفه که وحی نیست. مردم می‌توانند با هر فلسفه‌ای مخالف باشند و مخالفت کنند. اما نمی‌دانم سرنوشت جامعه ما چه شده که بحث فلسفی هم به دشمنی کشیده می‌شود. یعنی دیگر مخالفت و نقد نیست، بلکه دشمنی است. قهرا دشمنی به شخص کشیده می‌شود یعنی سخن، زبان و فلسفه رها می‌شود و شخص هدف قرار می‌گیرد. شخص است که هدف ملامت و تهمت قرار می‌گیرد.

تعبیراتی در این اواخر شده که آدم را به حیرت وادار می‌کند. یکی از عیب‌های ما، که همه باید به آن توجه داشته باشیم، این است که چند کتاب فلسفه می‌خوانیم، یاد می‌گیریم و این تبدیل به عادت فکری می‌شود. آن‌وقت هر فکر و فلسفه‌ای را با آن قیاس می‌کنیم و اگر در این رهیافت و میزان نگنجید، بنابراین آن فرد از این نظر مجرم است. یعنی مخالف من مجرم است. نظر من این است که قدری در مورد خود فکر کنیم که این حقی که به خود می‌دهیم، از کجا آورده‌ایم؟

ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که زمانه آزادی است و همه حق مخالفت دارند. نه تنها در فلسفه بلکه در جاهای دیگر هم می‌توان نظر مخالف را ابراز کرد. اما تهمت زدن، بد گفتن و حکم کردن، نشانه بدی است»

 موفق باشید

22272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به نظر شما در یک کانون فرهنگی که در آن دانش آموزان دبستانی و راهنمایی وجود دارند چه مطالبی گفته شود بهتر است؟ هدف بنده در این کانون فرهنگی این است که این بچه ها در آینده خودشان به دنبال معارف دین بروند حال برای رسیدن به این نتیجه در سن کودکی و نوجوانی باید چه مطالبی برایشان گفته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث و مطالب کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» را اگر با آن‌ها در میان بگذارید، خوب خواهد بود. موفق باشید

21990
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر از جان: خیلی خیلی ارادت. روایتی که میگه توبه از گناه مثل انجام ندادن اون گناهه به نظر میرسه که اینطور نیست. چون آثار اون گناه هیچ وقت از لوح نفس پاک نمیشه مگر در برزخ و خطورات و تصاویر حاصل از اون گناه همیشه با ما هست. اگر توبه از گناه مثل انجام ندادن اون گناه بود. قائدتأ نمی بایست این خطورات و تصاویر هم در نفس موجود باشه. باید اینطور گفته می شد که انجام دادن یک گناه شما رو برای همیشه بدبخت میکنه و تکرارش بدبخت تر ولی توبه شما رو از یگانه شدن با اون گناه باز میداره. التماس دعا برای نجات همه ی جوونا از ظلمات آخر الزمان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات مذکور عزم انسان مورد نظر است که وقتی با توبه از گناهی به آن گناه پشت کرد، در بنیادِ جانش دیگر این انسان، آن انسان نیست و با پایداری بر توبه آن خطورات کم‌کم از بین می‌رود. موفق باشید

21178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در شرح قیصری (دروس شرح فصوص حکم قیصری از علامه صص 116و 117) جناب علامه حسن زاده فرموده اند، در آیه ی «لیس کمثله شیء» اگر کاف را زاید بگیریم معنای توحید دارد در غیر این صورت یکی از معانی خوش ولایت را در بر دارد و در بر دارنده ی این معناست که این قطبِ مثل خدا را مثل نیست. معنای توحیدی را درک می کنم. معنای ولایتی هم پذیرفته شده است اما این که ایشان از آیه این برداشت را کردند آیا مسئله ی صرفی است. من انواع کاف را جستجو کردم جز این کاف زاید تأکیدی مصداق دیگری نیافتم و تأکید علامه روی همین کاف است. در آیه های مربوطه نیز ردپایی پیدا نکردم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جمله‌ی مشهور محی‌الدین است که از آیه‌ی مذکور این‌طور برداشت می‌کند که «مثلِ» خدا که همان ولیّ الهی است، داریم، ولی «مثلِ مثلِ» خدا نداریم. لذا در این مورد کاف، به معنای معمولی‌اش مدّ نظر قرار گرفته است. موفق باشید

20289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا واجب الوجود عین وجود است؟ با اثبات به صورتی که شوری برای نمک یا تری برای آب عین ذاتش است برایم اثبات نمی شود چون این ها مثال هستند ولی چگونه بدون این مثال ها می توان اثبات کرد که وجود عین ذات خداست؟ من نظرم این است که اگر موجودی، صفتی را داشته باشد 3 حالت پیش می آید: 1. باید از دیگری آن را بگیرد (مثل آب نمک) یا 2. آن صفت به صورت ازلی در او وجود داشته باشد و از بین نرود. 3- آن صفت به صورت ازلی در او وجود داشته باشد و مثلا پس از 10 سال از بین برود. سوال اول : حالت سوم چگونه حذف می شود؟ سوال دوم: اگر حالت سوم حذف شود، چرا اگر صفت به صورت ازلی در او وجود داشته باشد و از بین نرود، عین وجود محسوب می شود؟ سوال سوم (شرمنده از تعداد سوالات): چرا عین وجود عین کمال است؟ (این که گفته می شود چون صفات مانند علیم و بصیر و ... صفات وجودی هستند، پس چون عین وجود است، پس عین کمال نیز هست، اصلا برایم قانع کننده نیست. چه طور صفات علیم و بصیر و ... صفات وجودی اند و چگونه این صفات وجودی می توانند، عین وجود بودن خدا را ثابت کنند؟) استاد لطفا کمک کنید. حدود یک سال کتاب های فلسفی میخوندم و آخر حتی کامل بودن خدا هم درست برام اثبات نشده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» روشن شد که چون وجود مخلوقات از خودشان نیست و از خدا است، باید خدا عین وجود باشد و چون نقص‌ها از عدم است پس عین وجود عین کمال است. خوب است در شرح این موضوعات به کتاب مذکور و شرح صوتی آن رجوع فرمایید. http://lobolmizan.ir/sound/1130 موفق باشید

19666
متن پرسش
با عرض سلام: نظرتون چیه در رابطه با این متن از آقای محسن کدیور ؟ "#آراء_فقهی احکام حجاب خلاصه (که تفصیل آن در 12 صفحه ی pdf اومده) «صورت زن یقینا از موی او زیباتر و جذاب تر است. اما امروز تردیدی نداریم که این صورت زیبا زینت باطن نیست، و در برابر ناظر نامحرم هم می تواند باز باشد، و اگر کسی با دیدن صورت زیبا به گناه می افتد برود خود را معالجه کند! چرا موی زن زینت ظاهر نباشد؟ آنچه در زینت باطن بودن و وجوب پوشاندنش تردیدی نیست از زیر گردن تا زیرزانوست. مو، سر و گردن زن زینت ظاهر است، و پوشاندن آن در صورتی لازم است که در منطقه ای تلازم با نجابت و عفاف داشته باشد. تازه این هم حکم ثانوی است، والا به حکم اولی پوشاندن آن واجب نیست. در حالی که زینت باطن پوشاندنش واجب است و ربطی به عرف ندارد. به عبارت دیگر پوشش موی سر زن بیش از آن که شرعی باشد، برخاسته از فرهنگ محلی و شرائط اقلیمی و زمانی خاص است. این رای فقهی من از سال ۱۳۹۱ است.» البته متن ایشون ادامه داره که قبلا شما بهش پرداختید برای همین ادامه اش را حذف کردم. منتظر جوابتون هستم استاد عزیز. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آقای کدیور در سخنان‌شان نسبت به حجاب همیشه این بوده است که پوشش موی سر برخاسته از فرهنگ محلی و شرایط اقلیمی و زمانی خاص است. زیرا در زمان پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مردم پوشش داشته‌اند و همین، ملاکِ پوشش زنان مسلمان شده است. غافل از آن‌که چند نکته مورد غفلت ایشان قرار گرفته: اولاً: این‌که این پوشش حاصل دین حنیف ابراهیمی بوده است که همچنان در جامعه‌ی حجاز باقی‌مانده. ثانیاً: قرآن به صراحت دستور می‌دهد که زنان چگونه حجابی داشته باشتند و نه‌تنها مشخص می‌کند نوع حجاب را، بلکه حجابِ باقی‌مانده از سنت ابراهیمی را نیز امضاء می‌نماید. و مگر سایر ادیان ابراهیمی جز از طریق همین حجاب مورد نظر نظر اسلام پوشش زنان را مشخص کرده‌اند؟! موفق باشید

17450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: بهترین روش انفاق به مستمندان چیست؟ بنده عهد کرده ام که یک دهم آنچه با کار کردن خودم به دست می‌ آورم را انفاق کنم، این مقدار گاهی تا چند ده هزار تومان می رسد. بهتر آن است که آن مبلغ را میان نیازمندانی که می شناسم تقسیم کنم یا راه بهتری برای کمک به آنها هست که مصداق یاد دادن ماهیگیری باشد نه دادن ماهی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ببینید خداوند چه راهی را در مقابل شما می‌گشاید. از طرفی نمی‌توان از برآوردنِ نیاز مستمند محتاج چشم پوشید و از طرفی اگر کار فرهنگی در مقابل شما قرار دارد که جهت رشد آن، خرج کنید؛ نمی‌توانید به آن کار رجحان ندهید. موفق باشید

17314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من مشکلم این است که حس معنوی ام در بازه های خاصی خوب است اما در بازه هایی از بین می رود و من از نداشتنش واقعا حس بدی دارم. من حدود دو سال پیش بود که با خودم عهد بستم شیوه زندگیم را تغییر دهم. در خانواده مذهبی بودم اما خودم زیاد مذهبی نبودم. از دو سال پیش خیلی عوض شدم اما ثبات ندارد و من در مواقعی که مثلا نمازم دیر یا قضا می شود حس می کنم نکند من تمام کارهایم بدون شناخت است؟ و نمی دانم چطور از دنیا دل بکنم. واقعا خسته شده ام استاد. از یک طرف دلم عاشق خوب بودن است از یک طرف این علاقه منجر به تلاش بیشترمن نمی شود. حس می کنم همه دعا و نماز و مطالعه مذهبی و کلاس بسیج و هر چه که می روم بی فایده و بدون شناخت و از روی عادت است. گاهی از برخی چیزها خوشم میاید که می گویم این نشانه ی عمقی نبودن ایمان من و لقلقه زبان بودنش است. حوصله عبادتم هم کم شده. کاش راهی بود که اخلاصمان بیشتر باشد. توصیه شماچیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر با نامه‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان مرتبط شوید، تمام ابعاد یک نوع زندگیِ خوب و قابل دسترس را در جلوی خود می‌یابید. کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در همین رابطه تدوین و تنظیم شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

16184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی حقیر سوالی درباره ی حضرت یونس (ع) دارم و آن این است که چرا حضرت یونس (ع) بعداز مدتی از دعوت قوم خود از هدایت آنها خسته شده و آنها را ترک می کند حال سوال اینجاست که مگر پیامبران خدا از عصمت برخوردار نیستند پس چرا 1. حضرت بدون فرمان خدا قومش را ترک کرد؟ 2. اگر این کار حضرت از روی نافرمانی خدا نبوده می توان آن را به ترک اولی نسبت داد و اگر ترک اولی بوده با عصمت پیامبر در تناقض نیست؟ 3. آیا حضرت با ترک قومش از جانب خدا مجازات شد و توسط نهنگ خورده شد؟ 4. چرا حضرت تعبیر «انی کنت من الظالمین» را بکار می برد آیا این عبارت به معنای خطای حضرت و عدم عصمت ایشان نبوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه‏ ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى‏ فرمايد: «چرا بدون آن‏كه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى‏ گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مى‏فرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همين‏كه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمی‌شود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق می‌گردد. موفق باشید

15037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: این که انسان «دوست ندارد» در انتخابات مجلس دنبال نامزدی راه بیفتد و متعصبانه ولو اصلح حمایت کند آیا این اندیشه نشان از نهفته بودن رذایل اخلاقی در ضمیر انسان مانند «تکبر» یا غیره می باشد؟ یا بالعکس نشان از «معرفت انسان به خویش»؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خیر، نشانه‌ی عزّت نفس است. موفق باشید

14217
متن پرسش
سلام علیکم: این که امام خمینی انقلاب اسلامی به پا می کند یا شهید چمران از آمریکا برای مبارزه با ظلم کوچ می کند یا یک بچه مسجدی کلاس قرآنی را برپا می کند یا ... آیا این نشان دهنده این است که هدایت و توجهات امام زمان تشکیکی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه هدایت تشکیکی است و بستگی به ظرفِ قبولِ آن دارد. موفق باشید

9982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد گرامی: منظور از آیت الکرسی آیه اول تا و هو العلی العظیم است یا هر سه آیه تا هم فیها خالدون و اگر کسی قصد داشته که یک عملی را 40 روز انجام دهد اگر یک روز آن عمل از او فوت شود باید دوباره عمل را از سر بگیرد (40 روز) یا ادامه بدهد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بفرمایند آیت‌الکرسی؛ منظور همان یک آیه است مگر این‌که بفرمایند تا «هم فیها خالدون». اگر یک روز از آن فوت شد لازم نیست از اول شروع کنید یک روز به آخر آن اضافه نمایید. موفق باشید
9306
متن پرسش
سلام حاج آقا: مدتهاست سایتتان را دنبال می کنم. تو را به خدا سرنوشت ما مسلمانان چه خواهد شد؟ از تمام جهان ماداعیه حقانیت داریم ولی شاید 10 درصدمان مخلص نباشیم و شیعه واقعی. دارم از ناراحتی داغون میشم وقتی به عکسهای غزه نگاه می کنم از خودم بدم می آید که آرام و راحت به فکر افطارم و کاری نمیتوانم برایشان کنم. چرا ما حداقل پول و نیرو برایشان نمی فرستیم؟ مگر خداوند ما را به یاری مسلمانان دیگر دستور نداده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله جمهوری اسلامی ایران تا آن‌جا که ممکن است به مردم فلسطین کمک کرده و سرنوشت آن‌ها را از این که اسرائیل می‌خواست فلسطین را از صفحه‌ی روزگار برداد، تغییر داد. به تعبیر آقای دکتر سعدالهی زارعی اسرائیل در نفی خود قدم بر می‌دارد. آیا تل‌آویو و حیفا را ناامن کردن کار کمی است؟ موفق باشید.
8605
متن پرسش
سلام علیکم: چرا حضرت عالی در بین اندیشمندان غربی برای هایدگر احترام خاصی قائل هستید مگر ایشان چه رویکرد متفاوتی نسبت به سایرین دارند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در مصاحبه‌ای که با مجله‌ی «نامه»، تحت عنوان «شناخت غرب از نان شب واجب‌تر است» داشته ام عرایضی در این مورد هست. شاید بتوانید جواب خود را در آن‌جا پیدا کنید. هایدگر براى عبور از غرب حرف‏هایى دارد که در مکتب امام مى‏تواند معناى خوبى داشته باشد. موفق باشید
5745
متن پرسش
سلام استاد عزیز. خداوند بر توفیقات شما بیفزاید و در کنف حمایت ولی الله انشاءاللله همیشه مومن و متقی و مهتد باقی بمانید. استاد پدر من در جوانی دایم الخمر بوده و البته بعدها اینکار را کنار گذاشت. استاد احتمالا در زمانی که نطفه من هم بسته شده مست بوده. استاد من چه کار می توانم بکنم که اثرات سوء این قضیه از وجودم برود؟البته من به دین علاقمندم به لطف خدا، اما دوست دارم اگر این مساله اثر سوئی در سلوک دینی دارد از بین ببرم. لطفا راهنماییم کنید.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید خداوند همه‌ی انسان‌ها بر اساس فطرت الهی آفریده است و امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند همه‌ی فطرت‌ها بر اساس توحید است، پس از نظر فطری راه رجوع به خداوند و دین خدا در مقابل شما گشوده است با تمام امید و بدون هیچ نگرانی بندگی کنید و تا قرب الهی تا جایی که متوجه شدید تمام عالم را نور خدا پر کرده است جلو بروید. موفق باشید
3460

غرور و تکبربازدید:

متن پرسش
به نام خدا باسلام و تشکر فراوان از شما میخواستم از فرق غرور و تکبر مطلع شوم ؟ خدا حفظتان کند.التماس دعای فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ریشه‌ی غرور و حسد و کینه همه در تکبر است، وقتی انسان در مقابل حضرت حق تواضع لازم را نداشت در مقابل خلق خدا مغرور می‌شود و یا کینه می‌ورزد یا حسادت می‌کند ولی اگر متوجه شد هر کمالی که دارد از حضرت حق است دیگر جای غرور نمی‌ماند. موفق باشید
1247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی اینکه مولوی علیه رحمه می فرماید " نقد حال خویش را گر پی بریم هم ز دنیا هم زعقبی برخوریم " آیا منظور همان معرفت النفس است ؟ یا منظورش محاسبه نفس و ارزیابی خود می باشد. با تشکر
متن پاسخ
سمه تعالی؛ علیک السلام: در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» بحث «وقت» در صفحه‌ی 340 آمده. منظور مولوی مقامی است که انسان آزاد از گذشته و آینده، در حضور حق قرار گیرد. این حالت را «نقد حال» گویند. اگر مباحث معرفت نفس حضوری دنبال شود یک نحوه نقد حال در آن هست. موفق باشید
24099
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: طاعات قبول و التماس دعا. استاد بزرگوار لطفا بفرمایید: ۱. با توجه به اینکه امام زمان سلام الله علیه حقیقت و باطن قرآن و حقیقت شب قدر هستند چه لزومی دارد هر سال قرآن بر قلب ایشان نازل شود؟ آیا به بحث دو وجهه بودن (وجه خلقی و حقی) حقیقت امام سلام الله علیه مربوط است؟ ۲. استاد با توجه به مطالب شرح کتاب مصباح الهدایه و بحث اعیان و تقدیر الهی این فراز از دعای کمیل که می فرماید «با من بیده ناصیتی» را چطور تفسیر می فرمایید؟ آیا ناصیه و تقدیر در اینجا به معنای وجودبخشی و تحقق مقدراتی است که ذاتی انسان است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور که متوجه هستید قرآن در شب قدر از طریق ملائکه و روح نزول می‌کند. این بدین معنا است که آن حقیقت، در عین جامعیت به صورت وجوهِ خاص از آن اجمال به نحو تفصیلی به ظهور می‌آید. لذا حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» از این جهت که صاحب شب قدر می‌باشند در معرض نحوه‌ای خاص از انوار قرآن که مطابق آن زمان و آن تاریخ است، به حکم آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» قرار می‌گیرند و در پرتو وجود حضرت و ذیل وجود ایشان، مؤمنین نیز سالی که در مقابل خود دارند را مطابق امر محتومی که «لا یردُ و لا یبدل» است و حضرت حق اراده کرده‌اند، درمی‌یابند و سعی می‌کنند خود را با اراده‌ی حضرت ربّ العالمین هماهنگ کنند. ۲. به نظر بنده برداشت خوبی است. موفق باشید.

22720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: امام خمینی (ره) در اوایل وصیت‌نامه سیاسی الهی به صحیفه حضرت زهرا (س) که مستقیما از سمت حضرت حق به ایشان الهام شده ذکر می‌کند و به آن به عنوان سندی قدسی از سمت شیعه به آن افتخار می‌کند. ۱. این صحیفه چیست و اگر می شود منبعی معرفی کنید که مفصل درباره آن توضیح داده باشد. ۲. آیا امکان دارد با توجه به اشاره حضرت روح الله به حقیقتی به نام صحیفه فاطمیه، حضرتشان به آن دسترسی داشته‌اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً چیزی است که بین خود ائمه «علیهم‌السلام» ردّ و بدل می‌شده است. در احوالات جابر انصاری داریم که در محضر حضرت باقر «علیه‌السلام» آن صحیفه را دیده است 2- شاید، واللّه اعلم. موفق باشید

نمایش چاپی