بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: استاد گاهی در نماز ناخودآگاه به یاد امام حسین علیه السلام می افتم و مصائب کربلا و گریه ام می گیرد آیا این اشکال دارد یا خوب است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی هم خوب است، به نور سیدالشهداء«علیهالسلام» خود را در محضر حضرت حق ببرید و در این فضا نماز بخوانید. موفق باشید
9481
متن پرسش
سلام علیکم: می فرمایید نور از نوع وجود هست و می توانیم بگویم نور شدید تر اما به میز و صندلی نمیتوان این را گفت چون ساخته ذهن ماست. خواستم بپرسم در عالم ماده چه چیزهای وجودی هستند؟ مثلا زمین را ما در ذهنمان که نساخته ایم و بوده است، می توان زمین را از نوع وجود حساب کنیم که شدت و ضعف دارد؟ (یا مثلا آب، هوا، و... را) چون اینها ساخته ذهن انسان نیستند بلکه در عالم وجود دارند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم ماده به اعتبار ماهیت پدیده‌ها هیچ‌چیز وجودی نیست زیرا عالم ماده خودش یکی از مراتب عالم وجود است. نور را هم که مثال می‌زنیم معتقدیم نفس ما متوجه وجودی می‌شود که نور می‌نامیم و در این دیدگاه نور را یک پدیده‌ی مادی آن طور که علم فیزیک می‌گوید نمی‌دانیم و بنده در کتاب «حقیقت نوری» این نکته را عرض کرده‌ام. موفق باشید
9282
متن پرسش
سلام علیکم: بنده کتابهای شما رو در رابطه با انقلاب اسلامی، مدرنیته، تزلزل غرب و... مطالعه کرده ام و خیلی برایم مفید بوده. ولی در مورد غرب باید بیشتر تفکر کنم. مثلا میخوام بدونم آیا این اوضاع نابسامان کنونی غرب که شما میفرمایید محسوس است؟ یا به طور کلی وجود نظم و پیشرفت و رفاه نسبی که در این کشورها هست به خودی خود ارزش دارن؟ آیا این موارد در غرب تحسین دارد؟ یا مثلا ما هم در حال حاضر مجبوریم برای محتاج نبودن به اجنبی از تکنولوزی استفاده کنیم که خود مولود غرب است و در حال حاضر چاره ای جز این نیست؟ نمیدونم چطوری بگم. بالاخره با همه کج بودن راه، غربی ها از مسلمانان جلوتر هستند خب چکار باید کرد؟ این تزلزل در غرب چرا در زندگی ظاهری مردم نمایان نیست؟ نظر جنابعالی در مورد پیشرفت، رفاه، خلوت بودن دادگاهها مثلا در کشوری مثل سوییس چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث غیر قدسی‌بودن فرهنگ غرب یک چیز است و بحث نظمی که بر اساس اهداف دنیایی‌شان به زندگی‌شان داده‌اند چیز دیگر. چه اشکال دارد ما بر اساس رویکرد قدسی خودمان نظمی که نیاز داریم را وارد زندگی کنیم. ما یک ملت استعمارزده‌ای هستیم که سال‌ها تلاش شده در بی‌فکری نگه داشته شویم. بحمداللّه با انقلاب اسلامی راه خود را پیدا کرده‌ایم. سال‌ها طول می‌کشد که بر اساس قاعده‌ی آزمون و خطا بالاخره به زندگی خود سر و سامان بدهیم. موفق باشید
8103
متن پرسش
سلام علیکم ؛شخصی میگفت: "آیا نمیشد یک مرد برای سخنگوی وزارت خارجه انتخاب می شد تا به نحوی تشابه به غرب نباشد.مثل سخنگوی وزارت خارجه امریکا و ..." آیا این حرف نکته و دید خوبی است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد نباید خیلی سخت‌گیری کرد. امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» هم در پیام به گورباچف یک خانم را نیز همراه آن گروه به روسیه فرستادند. موفق باشید
5347
متن پرسش
سلام استاد عزیز. ضمن آرزوی قبولی طاعاتتان چند سوال داشتم 1. استاد اینکه در قرآن آمده «عنده ملکوت کل شیء»، معنای کلمه «ملکوت» چیست؟2. مگر کلمه «موجود» به معنای چیزی که بوجود آمده، نیست؟پس چرا در یکی از فرازهای ذعای جوشن کبیر خدا را با کلمه »موجود» مورد خطاب قرار داده؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقت وجودی هر مخلوقی جنبه‌ی ملکوتی آن مخلوق است، مثل نفس ناطقه‌ی شما که حقیقت وجودی شما است 2- باید از سیاق دعا متوجه شد که نظر به حضرت حق دارد از آن جهت که موجودی است که همه‌ی موجودات از اوست و به این معنا یعنی وجود مطلق است. موفق باشید
3217
متن پرسش
آیا کسی که غیرصواب از او صادرنمی‌شود، معصوم نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به اندازه‌ای که غیرصواب از او صادر نمی‌شود در آن جهت معصوم است ولی مقام عصمت ائمه«علیهم‌السلام» مقامی است که در فهم و عمل تماماً در عصمت هستند. موفق باشید
1537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد با توجه به واسطه ی فیض بودن ائمه و این که همه ی موجودات از وجود اون ها در وجود هستند در طول وجود خداوند پس باید ابدی و ازلی باشند ...چرا ائمه فرموده اند اول ما خلق الله انوارنا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اوّلی که در روایت هست، اوّلیت بالشّرافه است و نه اوّلیت زمانی. موفق باشید
1401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم چرا معصومین علیهم السلام سایه ندارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در آن حدّ اطلاع دارم که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» سایه نداشته‌اند و این یکی از معجزات حضرت بوده تا معلوم شود رسالت ایشان ماوراء نظام عالم ماده، ریشه در عالم قدس دارد و جنبه‌ی قدسی شخصیت آن حضرت بر جنبه‌ی مادی ایشان غلبه دارد. والله اعلم. موفق باشید
1098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب در روایت امام فرموده که هرکس بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده و مردم معذور نیستند که امام خود را نشناسند از طرفی استاد میفرمایند فهم مقام امام سر گونه است و همه توانایی فهم آن را ندارند رنباید همه جا در بین مردم عادی این مسایل را مطرح کرد جمع این دومسأله چگونه ممکن است؟ با توجه به مباحث کتاب مبانی معرفتی حضر حجت علیه السلام ، بحث صدقه دادن برای سلامتی امام و دعا برای سلامتی اش را نمی فهمم؟چون امام جسمش برای او دردسر ساز نیست و روی دستش نمانده باتشکر التماس دعای ویژه
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی از خود ائمه«علیهم‌السلام» داریم که اسرار ما را برای نامحرمان فاش نکنید، و باز تأکید دارند از مقاماتی از ائمه که منجر به انکار افراد می‌شود سخن نگوییم، ولی شناخت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» را تأکید دارند به این معنی که بدانند خداوند امامی را جهت هدایت آن‌ها قرار داده و از او تبعیت کنند هرچند همه نمی‌توانند متوجه مقامات نوری امام بشوند. سلامتی جایگاه نبوت و نفوذ اراده‌ی حضرت نیاز جامعه است و ممکن است دادن صدقه برای جریان‌دادن لطف خداوند باشد جهت این امر. از طرفی نباید نظر به مقام واسطه‌ی فیض‌بودن امام و توانایی که از آن جهت دارند، موجب انکار زندگی شخصی امام شود. موفق باشید
23234
متن پرسش
بسم رب المهدی با سلام خدمت استاد عزیز: شما در مقاله ی پاسداشت آزادی بیان کردید، بشر کنونی خواستار آزادای است حتی اگر بروز های آن در جامعه در سطح آزادی قدسی نباشد و به همین جهت، دشمن از این خواستگاه آزادی سوءاستفاده کرد و ضد آزادی را به عنوان آزادی نمایش داد. از طرفی جامعه روز به روز دین گریز تر شده و به عبارتی زبان دین متناسب با جامعه ی کنونی نیست؛ هنوز هم همان تعبیر ها و همان روش های 30-40 سال پیش برای بیان دین از سوی تعریف کنندگان دین به گوش می رسد. حال چگونه می شود که دین را با آزادی بیان کرد؟ چگونه یا حداقل تحت چه موضوعی می توان طلب آزادی همراه با دین را در مردم زنده کرد؟ چه موضوعی حول مفهوم درست آزادی و زبان دین(زبانی که بیانگر حال امروز جامعه باشد، زبانی که جامعه پذیرای آن باشد که از نظر بنده چیزی جز آزادی نیست اما چگونه در جامعه ای که آزادی واقعی برایش تعریف نشده، دین و آزادی را با هم بیان کنیم؟) اشتراک زبان دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد در این تاریخ مصداق آزادی همان آزاداندیشی است که حضرت امام و رهبری بر آن تأکید دارند تا جایگاه سایر اندیشه‌ها و سلائق دیده شود. در همین جلسه‌ی اخیر روز چهارشنبه عرایضی در معنای درک آزادی در تاریخ پیش آمد. عنوان جلسه «باتلاق آرمان‌های کوتاه و غفلت از جریان تاریخی انقلاب اسلامی» هست. موفق باشید

20671
متن پرسش
سلام علیکم: خواهش می کنم نظرتان را راجع به شخصیت و طرز تفکر حجت الاسلام پناهیان بفرمایید. و همچنین نظرتان در مورد نگاه ایشان به احادیث و روایات چیست؟ با تشکر. اگر مقدور نیست که جواب را به صورت عمومی در سایت بگذارید آن را به ایمیلم ارسال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان را یکی از فرزندان صادق و پاک انقلاب می‌دانم که با تعهد و بصیرت و به روزبودن، در صدد زنده‌نگه‌داشتنِ روح انقلاب اسلامی هستند. موفق باشید

19733
متن پرسش
سلام استاد: چرا جوابم را نمیدی؟ و ؟ خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات را شخصی جواب می‌دهیم، باید در قسمت «اسپام»ِ ایمیل خود یا در «آل‌مایل»ِ خود دنبال جواب بگردید. موفق باشید سؤال قبلی این‌طور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت سعه‌ی صدر و حوصله و رفاقت، به وقتش به او تذکر بدهید که رعایت حقوق بقیه‌ی افراد از جمله همسرشان، راهِ نظر حق به قلب‌شان را می‌گشاید. موفق باشید

17225
متن پرسش
سلام: در کتاب المیزان در تفسیر آیه ۱۷۶ سوره آل عمران علامه می فرماید: «پس معنای آیه این است که رفتار کسانی که به سوی کفر سرعت می گیرند و سرعتشان را روز به روز بیشتر می کنند تو را غمگین نسازد چون اندوه تو جز برای این نیست که می پنداری این کفار دارند با کفر خود به خدا ضرر می رسانند و حال آنکه اینطور نیست آنها به خدای تعالی هیچ ضرری نمی رسانند....» سوال من این است که آیا پیامبر نمی دانسته که کفار نمی توانند به خدا ضرر برسانند؟!! که خداوند به پیامبر می گوید ناراحت نباش؟ یا علامه نمی دانسته که پیامبر می دانسته؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور موجب تسلّی جان پیامبر می‌شود. زیرا بسیار تفاوت می‌کند که انسان بر اساس ایمان خود موضوعی را بداند، و یا این‌که حضرت حق مستقیماً خطاب به انسان مطلبی را متذکر شود. موفق باشید

16660
متن پرسش
سلام استاد: دو سوال دارم: 1. در روایات زیادی داریم که اگر در مسیر رشد، انسان به عجب دچار شود باعث سقوطش می‌شود حال چگونه وقتی خدا به ما لطف کرده و مقامی به ما داده از خودمان خوشمان نیاید و خود را از کسانی که این لطف به آن ها نشده بالاتر ندانیم؟ راه عملی برطرف کردن این آفت چیست؟ 2. معصوم فرموده اند وقتی که خود را اقلّ اقلّین احساس کردیم می‌فهمیم به امامت رسیده ایم (قریب به مضمون) و همین طور حضرت موسی اگر خود را از سگی بالاتر می دانستند از نبوت خلع می شدند درحالی که حقیقتا امام از عالین هستند و حضرت موسی هم مقام بالایی دارند و خود هم از مقامشان باخبر بوده اند. در اینکه باید ذلیل ترین مقابل خدا باشند شکی نیست ولی چرا خود را از مخلوقات پایین تر می بینند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «عجب» یعنی کمالات را به خودمان نسبت دهیم ولی اگر متوجه باشیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق شمر، نه کرده‌ی خویش». همین توفیق را خداوند می‌تواند به همان کسی که فعلاً گرفتار گناه است بدهد. لذا باید با بدیِ افراد خلاف‌کار بد بود و نه با خودشان 2- عمده آن حالتی است که انسان (خود را) مقابل خداوند هیچ بداند، نه آن‌که با مقایسه با آن حیوان خود را خوار شمارد. موفق باشید  

15424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام محضر استاد طاهرزاده: مقدمه: بعد از دانشگاه آمدم حوزه و الان در پایه نهم و سطح 2 فلسفه اسلامی مشغول تحصیلم. و بنابر وظیفه طلبگی و تاکید مقام معظم رهبری در کارهای فرهنگی، می خواهم کاری انجام دهم. البته سیر مطالعاتی شهید مطهری را هم گذراندم و در روستای خودم هم برای جوانان تا حدود 30 کتاب برگزار کردم و کارهای فرهنگی دیگری هم انجام می دهیم. البته پایگاه بسیج هم در قالب طرح صالحین برنامه هایی دارند. احساس می کنم آن طور که باید ثمر بخش نیست. مشکل اصلی و دغدغه اصلی را در قالب سوال مطرح می کنم. 1. برای سطح دانشگاهی و دبیرستان و راهنمایی از چه کتابهایی و چه سیری شروع کنیم؟ 2. چکار کنیم تا دغدغه و احساس نیاز به کتاب خوانی و شناخت مباحث اعتقادی و انقلاب اسلامی در جوان ایجاد شود؟ 3. چه کار کنیم تا مباحث فرسایشی نشود؟ 4. معمولا به مباحث عقلی و تفکری و... خیلی علاقه نشان نمی دهند البته دوست دارند ولی عملا دست به نمی شوند؟ 5. البته یکی از علت های نقص، خودم هستم ولی احساس می کنم باید کاری کرد که هدفمند باشد ولی چطور باشد نمی دانم؟ 6. البته تا حدودی با جوانان ارتباط دارم، رابطه خوبی هم داریم جسته گریخته ایام تابستان مباحث اعتقادی با هم کار می کنیم ولی کافی نیست احساس رضایت ندارم؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» و ده نکته‌ی کتاب «ده نکته از معرفت نفس» به عنوان شروع، خوب باشد. و در مورد انقلاب اسلامی، باید جوانان ما متوجه‌ی عمق حقیقت انقلاب اسلامی بشوند تا احساس کنند در این مورد، زیاد باید بدانند و از اسرارِ این تاریخ آگاه شوند. و در مورد عقاید نیز، به روش عرفانی و معرفت‌النفسی، اگر مباحث معاد را مطرح کنید إن‌شاءاللّه استقبال خواهند کرد. موفق باشید

13803
متن پرسش
سلام: چرا دشمنان اسلام در دشمنی و رسیدن به اهداف خود مصمم و جدی هستند ولی ما در رسیدن به اهدافمان مصمم و جدی نیستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمنان اسلام همیشه تحت تأثیر نفس امّاره‌ی خود عمل می‌کنند که برای نزدیکی به نفس امّاره هیچ تلاش و سلوکی نیاز نیست. ولی مسلمانان باید به نور نفس مطمئنه نزدیک شوند تا ذیل آن عمل کنند و این نیاز به تلاش دارد و از این جهت دشمن در تبعیت از نفس امّاره جدّی است زیرا بدون تلاش در اختیار آن قرار دارد. موفق باشید

13544
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه قرون وسطی جزء تاریخ غرب است؟ مگر رجوع به مسحیت رجوع به توحید نیست؟ یعنی می خواهم بگویم چگونه قرون وسطی را مقدمه سوبژکتیو شدن انسان می بینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ قرون وسطی حکایت از آن دارد که فضای اسکولاستیک به مفهوم‌گرایی به‌طور طبیعی کار را به سوبژکتیویته می‌کشاند، حتی آکوئیناس در همین پازل قدم برداشت با این‌که می‌خواست به چیز دیگری یعنی دیانت ناب برسد. موفق باشید

12882
متن پرسش
چگونه زیرساختهای عبور از جبهه فرهنگی غربزده را فراهم کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رجوع به آثار امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». موفق باشید

10775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد لطفا سیر مطالعاتی در خصوص آموزش فلسفه معرفی کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 10774 عرض شد. موفق باشید
9146
متن پرسش
با سلام 1. اگر ما دو سلوک داریم یک سلوک فردی و دیگری سلوک جمعی، این دو چگونه با هم جمع می شوند و آیا سلوک فردی باید ابتدائا باشد بعد وارد سلوک جمعی شد؟ 2. بعضی می گویند سالک باید در راه سیر و سلوک از مسایل سیاسی و کارهای سیاسی دوری کند تا تشویش خاطر نداشته باشد و لی مقام معظم رهبری می فرمایند در مکتب امام سیاست از عرفان جدا نیست و طلاب باید با مسایل سیاسی کار داشته باشند، جمع اینها چگونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک مسلمان در راستای سیر إلی اللّه در زیر سایه‌ی سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» وظیفه‌هایی به عهده دارد که بعضی از آن وظایف فردی است و بعضی در رابطه با دیگران و در رابطه با اجتماع باید انجام گیرد تا رابطه‌ی سالک با خداوند در راستای انجام وظایف بندگی اصلاح شود، حال اسم آن را هرچه می‌خواهید بگذارید. آری آن نوع سیاست‌بازی و گروه‌بازی برای هرکسی سمّ است چه رسد برای سالک. ما نسبت به اسلام تعهداتی داریم و امروز انقلاب اسلامی صورت اسلام است و نمی‌توانیم نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم و خطی که مقام معظم رهبری برای ما ترسیم می‌کنند، تعهد ما را نسبت به اسلام و انقلاب تعیین می‌فرمایند. موفق باشید
24456
متن پرسش
سلام استاد: چند وقت پیش زیارت امام رضا علیه السلام نصیبم شد از حضرت خواستم که از طریق شما هدیه ای چیزی عنایت بفرمایند، سه چهار بار هم ازتون سوال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم، با خودم گفتم شاید حضرت علیه السلام دست خالی من رو باز گردونده باشه. دیدم نه نمیشه آقا خیلی کریم تر از این حرفاست که کسی پبشش بره و ازش هم درخواست بکنه او دست خالی برش گردونه، استاد لطفا یه توجهی بفرمایید. ببینید آقا امام رضا علیه السلام چیزی داده اند که داده اند ان شاءالله لطفا بببنید چیزی به نظرتون میاد خواهشا، متاسفانه جواب ایمیل ها رو نمی تونم دریافت کنم اگه مقدورتون هست جواب رو روی سایت بزارید، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این برخورد که چیزی از این طریق پای امام عزیزِ رئوف‌مان بگذاریم درست نیست. همین‌که از برکات زیارت آن امام همام بهره‌مند شده‌اید، کافی نیست؟ چه چیزی بالاتر از آن که او ما را لایقِ زیارت خود کرده است. آری! زیارت امام معصوم. موفق باشید

23042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار پیرو پرسش 22225 مصدع اوقات شریف شدیم. سوال اول: ما پس از مطالعه و مباحثه ی کتب جوان و انتخاب بزرگ، ده نکته از معرفت النفس، خویشتن پنهان و آشتی با خدا قصد کردیم کتاب معرفت نفس و حشر را شروع کنیم ولی متاسفانه کتاب سنگینی هست و گویا روح ما آمادگی دریافت مطالب آن را ندارد. به نظر بزرگوار بعد از مطالعه و مباحثه ی کتاب معاد این آمادگی حاصل می شود؟ یا باید کتاب شرح برهان صدیقین را مطالعه کنیم؟ سوال دوم: برای آشنایی با تمدن غرب و فلسفه ی آن در مقابل تمدن اسلامی چه کتابی را پیشنهادمی کنید؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان متشکرم!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» بزنید. موفق باشید

21202
متن پرسش
با سلام: در مورد تحدی قرآن کریم چند سوال از خدمت جناب عالی دارم: 1. تحدی به دلیل درخواست برهان از مخالف بی منطق است ظاهرا؟ 2. به فرض صدق تحدی در صورتی که کسی نتواند مثل قرآن بیاورد حداکثر به معنی آن است که انسان بسیار فوق العاده ای آن را آورده نه لزوما از طرف خدا باشد، تلازمی بین عجز از هماوردی و از طرف خدا بودن نیست! 3. ملاک تحدی چیست؟ یعنی چه متنی باید آورده شود که مسلمانها قبول کنند که مثل قرآن است؟ 4. داور تحدی کیست ؟ آیا پیش داوری مسلمین اجازه داوری منصفانه می دهد؟ 5. تحدی به مثل بی معنی است چون اگر متنی بهم ریخته باشد باید مثل آن بهم ریخته آورد و... بهتر نبود تحدی به متنی با یک ویژگی های خاص می شد. با تشکر فراوان و آرزوی طول عمر و توفیق برای حضرت عالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن اشاراتی دارد که روحِ مبتنی بر فطرت و نه انسانِ معاند، متوجه‌ی حقانیت آن اشارات می‌شوند، قرآن باب تحدّی را گشوده است و بر این مبنا می‌توان گفت:

 قرآن مى ‏فرمايد: «وَ انْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزه‏ بودن آنچه بر بنده‏ ى ما نازل شده شك داريد، سوره ‏اى مانند آن بياوريد. مبناى برهان اين است كه او يا به ‏واقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده، و يا پيامبر نيست و با استعدادهاى بشرى‏ اش اين آيات را تنظيم كرده است. در حالت دوم از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همه ‏ى شما جمع شويد مى‏ توانيد يك سوره مثل سوره‏ هاى اين قرآن بياوريد و اگر نمى ‏توانيد، معلوم مى ‏شود كه او از جنبه ‏ى بشرى‏ اش به چنين توانايى نرسيده، پس او پيامبر خدا است. در رابطه با معجزه‏ بودن قرآن نمونه ‏هايى در ذيل؛ مورد اشاره قرار مى‏ گيرد:

1- از نظر فصاحت و بلاغت: قرآن از نظر هندسه‏ ى كلمات و نظم خاصى كه كلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طورى‏ كه نه تا آن زمان بشريت با اين تركيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسان‏ها توانستند از آن تقليد كنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراى آهنگ خاصى است كه در عين دارا بودن مفاهيم معنوى، بدون تكلف و تصنع، عالى‏ترين معانى را در عالى‏ترين قالب‏هاى لفظى اظهار مى‏ كند به طورى ‏كه معلوم نيست الفاظ تابع معانى‏ اند و يا معانى تابع الفاظ.

قرآن در زمانى به صحنه آمد و مبارز طلبيد كه اوج تكامل فصاحت عرب بود. از آن عجيب ‏تر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا (ص) و حضرت على (ع) در عين فصاحت زيادى كه دارد، اصلًا شكل و هندسه‏ ى قرآن را ندارد. و اين مبارزه طلبى هنوز هم به قوت خود باقى است، مضافاً اين‏كه تا حال كسى نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتى به اين شكل در فلان كتاب بوده است. همچنان‏كه كسى نيامده بگويد من مثل آن را آورده ‏ام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيح ‏تر باشد بيشتر متوجه مى‏ شود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنان‏كه جادوگران متوجه شدند كار حضرت‏ موسى (ع) از نوع سحر نيست.

2- از نظر عُلوّ معنى و محتوى: بى‏ گمان مطمئن ‏ترين راه براى شناخت حقيقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصيف‏ ها و تعبيرهاى آن در باره‏ى خود مى‏ باشد، توصيف ‏هايى از قبيل «هُدى للنّاس»، «هُدى للمتّقين»، «تبياناً لكلّ شَيئ»، «حكيم» و «فرقان» كه همه حكايت از آن دارد كه وقتى مى‏ فرمايد: اگر مى ‏توانيد مثل آن را بياوريد، يعنى آن چيز مثل قرآن از حيث هدايت‏گرى و آوردن معارف هدايت‏گر و از حيث مطالب حكمت ‏آميز، همسنگ دانش ‏هاى قرآن باشد و از اين زاويه بشر را به آوردن چنين انديشه ‏هايى در حد قرآن دعوت مى‏ كند. جامعيت و كمال قرآن بدين معنى است كه قرآن مجيد تمامى مواد و مصالح علمى جهت رسيدن انسان به سعادت فردى و اجتماعى را دارا است و با معارف خود رابطه‏ ى انسان با «خدا»، «خود»، «انسان‏هاى ديگر» و با «جهان» را تبيين مى ‏كند و همه‏ ى اين معارف داراى سطوح و لايه ‏هاى متكثر هستند و در آن براى هرموضوعى بطن‏ها وجود دارد. در پايين ‏ترين سطح با مردم عادى صحبت مى‏ كند و هرچه مخاطب خود را دقيق بيابد، بطنى از بطون خود را براى او مى‏ گشايد و آوردن سوره‏ هايى با اين حدّ از علوّ در معانى به هيچ ‏وجه در حدّ بشر نيست.

انسانى كه قرآن طرح مى‏ كند وسعتى از قبل از تولد تا بعد از مرگ دارد و دستورات قرآن همه‏ ى ابعاد اين انسان را با همه‏ ى دقايق روحى‏ اش فرا گرفته است، در حالى كه انسان معرفى شده از راه حس و انديشه‏ ى بشرى در ميان دو پرانتز (تولد) تا (مرگ) قرار دارد.

در قرآن همه‏ ى اصولِ معارف قرآن از توحيد استنتاج شده و سپس گسترش يافته و به صورت اخلاق و عقايد و احكام در آمده به اين معنى كه هر حكمِ فرعى آن اگر تحليل شود به «توحيد» باز مى ‏گردد و توحيد نيز اگر تفريع و باز شود، همان احكام و مقررات فرعى را تشكيل مى دهد.

مى‏فرمايد: «كِتابٌ احْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير»[2] قرآن كتابى است با آيات محكم كه سپس به صورت تفصيل درآمده، يعنى اين كتاب با آيات متعدد داراى غرض واحدى است كه وقتى به تفصيل در آيد، در يك مورد به صورت «اصول دين» و در مورد ديگر به صورت موضوعات «اخلاقى» در مى‏آيد و در جاى خود به صورت احكام شرعى ظاهر مى‏شود، به اين معنى كه هرچه نزول كند و از اصل به فرع برسد از آن غرض اصلى خارج نمى‏شود و از مسير توحيدى خود عدول نمى‏كند. به عنوان مثال: توحيد خدا در مقام اعتقاد عبارت است از اثبات «اسماء حسنى» و «صفات علياى» الهى و در مقام اخلاق عبارت است از دارا شدن اخلاق كريمه مثل رضا، شجاعت و دورى از رذايل و همان توحيد در مقام اعمال عبارت است از به جاآوردن اعمال شايسته و پرهيز از محرمات و رعايت حلال و حرام. همه‏ى اين‏ها به توحيد برمى‏گردد و انسان را به توحيد مى‏رساند زيرا آيات قرآن يك جهت وحدت دارند و يك جهت كثرت، از جهت صدور از طرف خدا به سوى بشر، سيرى از وحدت به سوى كثرت را دارا مى‏باشند ولى از جهت سير از طرف انسان به سوى خدا، سير از كثرت به وحدت را دارا هستند.

قرآن كتاب انسان شناسى است، اما آن‏گونه كه خدا انسان را آفريده و در همان راستا انسان را تفسير مى ‏كند تا انسان از خود بيگانه نشود، به طورى‏ كه در تمام فرهنگ بشر و نه در فرهنگ انبياء انسان در حدّ سوره‏ ى والعصر مطرح نيست، و انديشه‏ ى بشر نسبت به انسان به اندازه‏ ى تبيينى كه‏ يك سوره‏ ى كوچك قرآن در مورد انسان دارد گسترش ندارد. قرآن پيوند با خدا را در همه‏ ى شئون زندگى جريان مى دهد و انسان را در حد يك باور تئوريك متوقف نمى كند، بلكه خداى حاضر و محبوب را معرفى مى ‏نمايد كه مى ‏توان به او نزديك شد و با او انس گرفت. مرز ايمان و شرك در آن است كه انسانِ موحّد توانسته است حقيقت وَحدانى عالم را در هر مخلوقى بيابد و انسان مشرك پديده‏ هاى عالم را مستقل از حقيقت وحدانى مى‏ نگرد.

3- اعجاز قرآن از جهت نبودن اختلاف در آن: قرآن در طول 23 سال بر پيامبر خدا (ص) نازل شد، آن هم در شرايط اجتماعى و روحى متفاوتى كه براى رسول خدا (ص) پيش مى‏ آمد، بدون آن كه رسول خدا پيش‏نويسى داشته باشد و يا پس از نزول آن به و حكّ و اصلاح آن بپردازند با اين همه هيچ‏گونه تناقض و اختلافى در ميان مطالب آن نيست. هرگز كسى نديد كه مثلًا پيامبر (ص) يادداشتى داشته باشند و مطابق آن يادداشت آيات را قرائت كنند و يا طورى آيات را بخوانند كه بعداً معلوم شود يك كلمه را اشتباه گفته‏ اند و بخواهند آن را تصحيح كنند، آن هم آياتى كه قبلًا هيچ‏كس چنين كلماتى در هيچ كتابى نگفته بود و بعداً هم كسى نيامد بگويد شبيه آن كلمات در كتاب‏هاى رومى‏ ها و يا ايرانى‏ هاى متمدن آن زمان ديده شده است.

قرآن طورى است كه آيه‏ اى مفسّر آيه ‏اى ديگر و مجموعه‏ ى آن شاهد بر مجموع آن است و در عين تنوع - حتى در يك موضوع وحدت نگاه‏ كاملًا درآن حاكم است. مثلًا در مورد عبادت و يا تقوا هزاران نكته ‏ى متنوع دارد ولى همه با يك بينش و يك جهت و يك نگاه. خودِ قرآن مى ‏فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»[3] آيا اين منكران قرآن در قرآن تدبّر و تفكر نمى ‏كنند تا متوجه شوند اگر از طرف غيرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مى‏ يافتند زيرا: اولًا: فكر انسان دستخوش تحول و تكامل است، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانياً: افكار انسان در طول زندگى تحت تأثير حالات متفاوت روحى ‏اش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهى متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: كسى كه كارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف مى‏ افتد، در حالى‏ كه هيچ ‏كدام از موارد بالا در قرآن نيست و يگانگى و وحدت كاملى بر آن حاكم است.

4- اعجاز قرآن از نظر جاذبه: قرآن در معرفى معنى حيات و آزادشدن از اسارت نفس و خرافات آنچنان سخن مى ‏راند كه انسان به هيچ ‏وجه آن را از جان خود جدا نمى ‏بيند و به‏ خوبى جذب آن مى‏ شود. قرآن انسان را بر عقده ‏هاى درونى ‏اش پيروز مى‏ كند، مرگ را برايش معنى مى ‏نمايد، او را دعوت به تدبر در آياتش مى‏ كند، مى‏ گويد:

«افَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ امْ عَلي قُلُوبٍ اقْفالُها»

آيا تدبّر در قرآن نمى‏ كنند و يا بر قلب‏هاشان قفل زده شده است كه حقايق آن را نمى ‏فهمند؟ به همين جهت عقل انسان در حين تدبّر در قرآن از عمق جان، حقانيت آن را تصديق مى كند و خودِ قرآن شرط تشخيص حقانيت خود را تدبّر در خودش قرار داده است. آيا تا حال ديده ‏شده كسى در قرآن تدبّرِ لازم را كرده باشد و براى او در حقانيت آن ذره‏ اى شك باقى بماند؟ و يا بيشتر كسانى گرفتار شك نسبت به قرآن هستند كه از دور و بدون تدبّر در آن نظر مى ‏دهند؟

5- اعجاز قرآن از نظر اخبار غيبى: آن واقعه ‏هايى كه در حين نزول قرآن با فكر بشرى درستى و نادرستى آن معلوم نبود در قرآن مطرح شده به طورى‏ كه بشر پس از سال‏ها به درستى آن پى ‏برده است مثل: پيش ‏بينى غلبه ‏ى روم بر ايران در شرايطى كه در آن زمان چنين غلبه ‏اى به ذهن‏ها هم خطور نمى ‏كرد.[4] حفريات باستان‏شناسان، كه پس از سال‏ها داستان حضرت يوسف و طوفان حضرت نوح و قوم سبأ را تأييد كرد. و يا اين‏كه قرآن براى فلك، مدار قائل است، برعكسِ پيشينيان كه فلك را جسم مدورى مى دانستند كه ستارگان در آن ميخكوب شده ‏اند ولى بعدها معلوم شد كه ستاره ‏ها داراى مدار هستند و در مدار خود در گردش ‏اند.

6- اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف و پهناورى مطلب: از طريق كسى كه برترى فوق العاده ‏اى از نظر اطلاعات نسبت به ديگران نداشت و در محيطى آنچنان محدود زندگى مى‏ كرد كه مثال زدنى است و از آن طرف ثلث آخر عمرش تماماً مشغول جنگ با دشمنان دين بود، چنين قرآنى با اين وسعتِ علمى و دقت روحى مطرح شود حكايت از آن دارد كه از طرف خداى حكيم و عليم بر او نازل شده است.

دكتر واگليرى مى‏ گويد:  «كتاب آسمانى اسلام نمونه اى از اعجاز است ... قرآن كتابى است كه نمى ‏توان از آن تقليد كرد ... چطور ممكن است اين كتابِ اعجاز آميز كار محمد باشد؟ در صورتى كه او يك نفر عرب درس ناخوانده بوده است ... ما در اين كتاب مخزن‏ها و ذخايرى از دانش مى‏ بينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت با هوش‏ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوى‏ترين رجال سياست است».[5] موفق باشید


[1] ( 1)- سوره‏ى بقره، آيه‏ى 23.

[2] ( 1)- سوره‏ى هود، آيه‏ى 1.

[3] ( 1)- سوره‏ى نساء، آيه‏ى 82.

[4] ( 1)- در سال 617 ميلادى يعنى هفتمين سال بعثت پيامبر اكرم ( ص) ايران بر روم پيروز شد و تا نزديك پايتخت روم پيش‏روى كرد، در همان سال قرآن پيش‏بينى پيروزى روم را در كم‏تر از ده سال نمود. (به آيات اوليه‏ى سوره‏ ى روم رجوع شود).

[5] ( 1)- استاد دانشگاه ناپل، كتاب «پيشرفت سريع اسلام»، ترجمه‏ ى سعيدى، ص 49.

20254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دو سوال دارم: ۱. در عید غدیر روایات و توصیه زیادی برای اطعام مومنین (غیر از افطاری) شده است و از طرفی توصیه زیادی هم برای گرفتن روزه. آن دو چطور باهم جمع می شود با فرض اینکه همه مومنین که در این روز روزه هستند؟! ۲. در قیامت آیا صورت اعمالی مثل نماز برای خودش شخصیتی است؟! یعنی مثلا صورت نماز من می تواند با پیامبر رابطه داشته باشد؟ یا فقط مربوط به خودمان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت عده‌ای به هر دلیلی روزه‌دار نیستند و یکی از نحوه‌های تجلیلِ این روز بزرگ، اطعام به مسلمین است و از این جهت می‌توان آن را قابل قبول دانست 2- اعمال در برزخ و قیامت، اعمالِ انسان که جزو وجود انسان‌ها هست و صورت اراده و اختیار اوست، برای او ظاهر می‌شود، چیزِ مستقلی نیستند. موفق باشید

19961
متن پرسش
با سلام خدمت استاد معظم جناب طاهرزاده: آقای طاهرزاده. یک شبهه و سوالی برام پیش اومده که داره ریشه و بنیان عقایدم رو از بین میبره. و اون اینست که از طرفی می بینم ائمه گفتند که دنیا سرای عبورکردن است و نه سرای ماندن. و یا اینکه حضرت علی در نهج البلاغه فرمودند که اگر کسی بنا بود نردبانی برای رسیدن به جاودانگی پیدا می کرد یا راهی برای دفع کردن موت از خودش، بی شک او سلیمان فرزند داوود بود چون او کسی بود که خداوند سلطنت بر جن و انس و.... را تحت تسخیرش قرار داده بود و احادیثِ دیگری در این مساله که صراحتا میگن کسی در این دنیا جاودان باقی نمی ماند و به قول قرآن کل نفس ذائقه الموت. اما آقای طاهرزاده خب قطعا در زمان ائمه علوم خیلی پیشرفت نکرده بود. اما الان علم خیلی پیشرفت کرده و همین طور هم داره پیشرفت میکنه و تحقیق کردم تو اینترنت و مقالاتی خوندم تو این زمینه، متوجه شدم که دانشمندان به این نتیجه رسیدند که جاودان ماندن و دفع مرگ از انسان غیر ممکن نیست و اگر فعالیت های علمی شان درست پیش بره انتظار دارند که حدود سی چهل سال اینده بتونن به این تکنولوژی برسند که جلوی مرگ رو بگیرن و انسان را جاودانه کنن. البته دانشمندان می گویند که در حال حاضر هم نوعی مرجان دریایی است که به دلیل فعالیت و مکانیسم پیچیده ای که دارد پس از طی کردن مراحل زندگی اش با فرایند های پیچیده ای خودش را به مرحله اول تولدش می برد و دوباره همینطور زندگی می کند و این موجود قابلیت این را دارد که تا بینهایت بار این کار را کند و تا ابد زنده بماند اما به دلیل عواملی مثل شکار شدن توسط شکارچی ها یا بیماری و... می میرد و نمی تواند جاودانه بماند. حالا آقای طاهرزاده این شبهه برام پیش اومده که اگه اینطور که این دانشمندان میگن بشه پس یعنی کلام معصومین و کلا ضروریات دین استغفرالله کشک میشه. و به صورت واضح علم بر دین غلبه پیدا می کند. ممکنه بگید خب ممکنه بتونن در انسان قابلیت جاودانه زندگی کردن را ایجاد کنند ولی خب آدم در اون صورت به وسیله بلاهای طبیعی و حوادث و.... می میرد. اما آقای طاهرزاده این شبهه برام پیش اومده که دانشمندانِ جونِوَر که تونستن انسان رو به قابلیت جاودانگی برسونن شاید بتونن راهکارهایی پیدا کنن که انسان رو از عواملی که باعث مرگ میشه، مثل حوادث و... حفظ کنند. استاد خواهش می کنم راهنمایی ام کنید که داره عقایدم سست میشه و می ترسم نعوذ بالله اعتقاداتم فاسد شه و فکر کنم علم انسان رو به همه جا میرسونه و دین در برابر علم مغلوب است. خواهشا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت نفس انسان، غیر از شناخت جسم انسان و عکس‌العمل‌هایی است که جسم از خود نشان می‌دهد. علوم تجربی در حوزه‌ی جسم انسان می‌تواند صاحب‌نظر باشد و نفس انسان یک موضوعِ مجرد است و در تفکر فلسفی مورد بحث قرار می‌گیرد به همان معنایی که جنابعالی می‌توانید در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی مربوط به آن که بر روی سایت هست، آن را دنبال کنید. در آن‌جا روشن می‌شود که نفس انسان پس از آن‌که از بدن خود به عنوان ابزار رسیدن به کمالات استفاده کرد، آن را رها می‌کند. مثل نجاری که پس از آن‌که صندلی مورد نظرش را ساخت، ارّه و چکش خود را رها می‌نماید. موفق باشید

نمایش چاپی