بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19352
متن پرسش
سلام استاد: طاعات قبول. چه کنیم که اخلاقی یا خلقی خاص در وجود ما ملکه شود. اصلا این ملکه شدن با چه تمیرینهایی محقق می شود؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی زندگی علماء و عرفا و پایداری در اطاعت خدا همراه با تقوای لازم، به لطف الهی ملکاتی را در شما ایجاد می‌کند که قلب، زیباییِ انجام وظایف الهی را احساس می‌نماید. موفق باشید

19181
متن پرسش
سلام: 1. بنده حقیر نوجوانم پدر و مادرم اجازه روزه نمی دهند چگونه می توان آن حالت تجرد را در صدقه دادن به جای روزه بدست آورد آیا راهی هست؟ ۲. بنده کسی را دیدم که گناه می کند و شهادت را هم طلب می کرد اما بنده که حالی هم داریم سعی می کنم گناه نکنم باز آماده شهادت نیستم. آیا می توانم تیر در چشم خورده ام را احساس کنم؟ نه چه کنم. آیا او جلو تر است؟ ۳. چه کنم غم مردم رو بخورم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با رعایت حلال و حرام الهی به نحوه‌ای به نور عصمت نزدیک می‌شود و یک‌نوع همسنخی در جانِ خود با امامان معصوم پیدا می‌کند و این، مقصد اصلی است. حال در این مسیر هرچه پیش آید، همان خوب است. موفق باشید

18219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: نظر حضرت عالی در مورد برخی فرقه های صوفی گری مانند فرقه ی گنابادی چیست؟ چگونه این فرقه ها را می توان به چالش کشید؟ چرا برخی از افراد شناخته شده در کسوت روحانیت روی خوش به این گروه نشان داده اند؟ آیا این گونه برخورد با این فرقه ها به نوعی تایید این گروه نمی باشد؟ تصویری از جناب سید حسن خمینی در کنار قطب این گروه وجود دارد که نمی دانم آیا واقعی است یا خیر. اگر واقعی است توجیه این کار چیست؟ آیا امام خمینی (ره) تاییدیه بر این گروه داشته اند؟ با تشکر از حضرت عالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام از جناب حاج ملا سلطان محمد گنابادی صاحب تفسیر «بیان السعادة» تجلیل نمودند. مرحوم  گنابادی مورد احترام شدید میرزای شیرازی بوده و بنیان‌گذار سلسله‌ی گنابادی است. موفق باشید

17239
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه طبق آیات قرآن حضرت آدم (ع) و حوا ابتدا در بهشت (جنة) بودند و بعد به علت وسوسهٔ شیطان و متعاقبا گناه خوردن میوهٔ ممنوعه از آنجا اخراج شده و به زمین منتقل شدند: آیا در بهشت هم شیطان حضور دارد؟! پس این چه بهشتی ست؟! آیا در بهشت هم گناه ممکن است و زمینه اش فراهم؟! سؤال سوم اینکه گناه کردن حضرت آدم (ع) با پیامبر بودنشان چگونه قابل جمع است؟! پیامبر گناه می کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بهشتی که ما در ابتدا در آن بودیم شیطان هم داشت ولی با کسب فضائل و پشت‌سرگذاشتن شیطان در دنیا، إن‌شاءاللّه به بهشتی می‌رسیم که دیگر شیطان ندارد. 3- در مورد موضوع سوم عرایض نسبتاً مفصلی در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» مبنی بر این‌که آن عصیان، عصیان در مقابل امر ارشادی بود و نه امر مولوی و موجب خروج از عصمت نمی‌شود؛ شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

16534
متن پرسش
سلام استاد حکیم: با توجه به مپاحث معرفت النفسی جایگاه لج بازی و لجاجت و خشونت نوجوانان را چگونه می توان تحلیل کرد؟ آن هم لج بازی بطوری که حتی گاهی می داند اشتباه می کند ولی باز خود را حق می داند؟ یا اینکه علت خودکم بینی و احساس حقارت و ترس داشتن از شنیدن انتقاد و رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارند و لا غیر و ترس از شرکت در جمع و حسادت در نوجوانان در مباحث معرفت النفسی چگونه تحلیل می شود؟ استادعزیز لطف کنید دقیق و واضح توحید دهید چونکه درگیر این نو جوانان هستم در ضمن کتب انسان شناسی شما را کاملا مطالعه کرده ام التماس دعا ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس زندگی خود را خودش انتخاب می‌کند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» یعنی ما افراد را به سوی مسیر صحیح هدایت کردیم، حال بعضی از هدایت ما بهره گرفتند و بعضی بدان کفر ورزیدند. و این ربطی به مباحث معرفت نفس ندارد. یک موضوع روشنی است که انسان‌ها در ذات خود، انتخاب‌گرند، بعضی خوبی‌ها را انتخاب می‌کنند و بعضی بدی‌ها را، در آن حد که خداوند به رسول خود فرمود: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ ...» ای پیامبر! تو هرکس را بخواهی هدایت کنی، هدایت نمی‌شود. موفق باشید

15899
متن پرسش
سلام: آقای طاهرزاده با توجه به خطبه ۳۱ نهج البلاغه که حضرت می فرمایند: «و خذالغمرات للحق حیث کان» و همینطور سوره آل عمران و احزاب، بنده چه در زندگی شخصی و چه در اجتماع و برای انقلاب وارد صحنه های پرخطری با اینکه ترس و اضطراب دارم می شوم چیزی که آزارم می دهد این است که پیش خودم می گویم آیا اقای طاهرزاده یا بچه های انقلاب اصلا این ترس و اضطراب را نداشتند و وارد میدان می شدند یا نه داشتند اما غلبه کردند و وارد میدان شدند؟ فکر می کنم تنها خودم اینطور هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که حضرت می‌فرمایند خود را در گرداب حوادث بینداز؛ یعنی نسبت به حضور در صحنه‌های حق، به قوه‌ی واهمه توجه نکن. زیرا در هرحال قوه‌ی واهمه در انسان موجب ترس می‌شود و در زیر سایه‌ی شریعت نباید به آن توجه داشت، نه آن‌که گمان کنیم نباید ترسید. حضرت موسی«علیه‌السلام» هم وقتی آن عصا تبدیل به مار شد، ترسیدند و فرار کردند تا آن‌که خداوند مشکل را حل نمود. موفق باشید

15692
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اخیرا در چند مطلب صوتی از جناب عالی شنیدم به این مضون که شهادت طلبی یکی از با ارزشترین اعمال در رسیدن به قرب الهی است و سلحشوران را عارفان واقعی می دانید که مصداق آن رزمندگان دفاع مقدس می باشند. اما این سلحشوری و از خود گذشتگی را گروه های تکفیری هم دارند در حالی که هدف باطلی دارند. می خواهم بگویم از خود گذشتگی در راه هدف به تنهایی ارزشی ندارد در حالی که از مطالب شما به گمان بنده عکس مطلب فوق القا می شود. با تشکر از جناب عالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلحشوری در راه توحید، مسیر شهدای کربلا است نه مسیر مسلمانان نادانان کوفه که حضرت سجاد«علیه‌السلام» فرمودند برای قرب به خدا، فرزند پیامبرشان را به شهادت رساندند. موفق باشید

14458
متن پرسش
سلام. استاد چند وقتی است این مسئله برایم حل نشده. شما فرمودید در کتاب از برهان تا عرفان : هرچه هست از اوست ولی فقط وجود مطلق خداست و هرچه غیر وجود مطلق است غیر خداست. سوال بنده این است که : نور خورشید نور خورشید است و خورشید خورشید... ما هیچگاه به نور خورشید خورشید نمیگوییم.فقط به خورشید خورشید میگوییم. ولی از جهت دقیق تر اگر بنگریم میبینیم اصلا چیزی به اسم نور خورشید وجود ندارد. هرچه هست خورشید است با ظهورهای مختلف. در مورد خداوند هم فکر میکنم همینطور است. ما میگوییم وجودهای غیر وجود مطلق. ولی غیریتی در کار نیست. هرچه هست وجود است . وجود هم از وجود مطلق ساری و جاری میشود پس هرچه در صحنه هست اوست که اوست با شدت و ضعف غیرتش غیر در عالم نگذاشت/لا جرم عین جمله اشیا شد استاد کمکم کنید تا مساله حل شود. اگر اشتباه میکنم کدام قسمت استدلالم اشتباه است؟ التماس دعا
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. موجودات عالم در نسبت به وجود مطلق جز وجود نیستند و همه مظاهر حق می‌باشند. ولی در نسبت به خودشان و محدودیت‌هایی که دارند، هیچکدام خدا نیستند، زیرا خدا مطلق است و از این محدودیت‌ها منزه می‌باشند. موفق باشید 

13193
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: 1. در بحث این که ابلیس قبل از خلقت آدم بوده و مشغول عبادت هم بوده در صورتی که اجنه باید از پیامبر ما تبعیت کنند، چگونه پیامبری نبوده و شریعتی نبوده، و ابلیس عبادت می کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن‌ نحوه عبادت که ابلیس را تا حدّ ملائکه بالا برده است مثل همان تبعیتی است که حضرت آدم باید در بهشت از حضرت حق می‌داشتند و در قرب الهی قرار می‌گرفتند. و به همین جهت قرآن می‌فرماید: بعد از آن‌که آدم و ابلیس از بهشت رانده شدند، بحث شریعت مطرح شد و این می‌رساند که در آن مرحله نه برای آدم شریعت و تبعیت از شریعت مطرح بوده و نه برای ابلیس. موفق باشید

12908
متن پرسش
سلام خدمت استاد: فکر می کنم باید بین «غرب زدگی» و «غرب گرایی» تفاوت قایل شد و همین طور شباهت های آنها را دید - استاد آیا می توان گفت غرب زدگی منتهی به بنیاد گرایی و غرب گرایی منتهی به روشنفکری می شود و در آخر چون هر دو  قشری هستند به هم می رسند - لطفا روی تفاوت و شباهت غرب زدگی و غرب گرایی بیشتر توضیح دهید و {اینکه} روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد و طالبانیسم منتهی به غرب گرایی بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانسته‌ام در تفاوت این دو واژه فکر کنم. زیرا در هرصورت غرب‌گرایی یک نحوه اصالت‌دادن به نگاه فرهنگ مدرنیته به عالم و آدم است، از این جهت همان غرب‌زدگی است. ولی این‌که متوجه هستید روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد، نکته‌ی بسیار دقیقی است. نمونه‌ی روشن دوری از فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را چه در روشنفکری و چه در سلفی‌گری به‌خوبی می‌توانید به تماشا بنشینید. موفق باشید

11874
متن پرسش
‎سلام علیکم: خواستم نظر شما را در مورد سخن قابل تامل آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله بپرسم که فرمودند: «من پنجاه سال است دارم اسلام می خوانم، بگذار خلاصه اش را برایت بگویم، واجباتت را انجام بده، به جای مستحبات، تا می توانی به کار مردم برس، کار مردم را راه بینداز. اگر قیامت کسی از تو سوال کرد بگو فاضل گفته بود» چون قصد اجرای آن را داریم لذا برای ما مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن گرانقدر همان سخن اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» است که به ما فرموده‌اند در مقابل حوائج مؤمنین نباید بی‌تفاوت باشید وگرنه راه بهشت را گم کرده‌ایم. موفق باشید

6723
متن پرسش
سلام.حضرت استاد تمدن اسلامی که در لسان رهبری می باشد ومد نظر دارند همان تمدن مهدوی است یا مقدمه ساز آن ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت کامل تمدن اسلامی با حاکمیت امام معصوم محقق می‌شود و مقدمه‌ی آن نیز صورتی از تمدن اسلامی است از آن جهت که از تمدن غربی فاصله گرفته و نوع دیگری از زندگی را به میان می‌آورد. موفق باشید
5557
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز مدتی که برای خودم فیلسوف شده بودم فتواهای عجیب غریبی برای خودم صادر میکردم حالا نمیدانم چه قدر درست بود یا نه. تصمیم گرفتم با شما در میان بگذارم. وقتی که با نظرات حکماء الهی مبنی بر این که انسان صورت خدا است آشنا شدم و این که جسم زیبای انسان مرتبه نازل ملائکه است (بنا بر قاعده صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی) نگاهم به زیبایی های مادی و جسمانی عوض شد. احساس کردم که حتی به نامحرم هم میشود نگاه عقلی و غیرشهوانی داشت. گهگاه اساسا با دیدن انسان ها حالت سرور به من دست می دهد. حالا میخواستم بدانم اگر واقعا بشود این حالت را در خودمان به وجود بیاوریم ضرورت حجاب که برای جلوگیری از نگاه شهوانی است باطل می شود؟ البته این که از لحاظ عملی چنین چیزی در کل جامعه محقق شود یا اصلا مصلحت باشد مطمئنا قابل خدشه است اما حداقل در سطح نظری چنین حکمی درست است؟ اما در یک سطح بالاتر، احساس میکنم که به جای این که انسان بخواهد به زیبایی های جسمی نظر عقلی داشته باشد بهتر است اصلا به اصل زیبایی رجوع کند نه تجلیات آن. وقتی انسان یاد وجود نورانی اهل بیت می افتد شاید دیگر برای خود نپسندد که بخواهد به زیبایی های ظاهری حتی نظر عقلی داشته باشد. چه میدانم. نمیدانم هضیان میگویم یا نه. کمک کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مظاهری که شریعت الهی نظرکردن به آن‌ها را حرام کرده بدان جهت است که وجوهی در آن مظاهر مطرح است که بر قوه‌ی واهمه‌ی انسان غلبه می‌کند و زمینه‌ی ورود شیطان فراهم می‌گردد و عملاً قلب انسان از رجوع إلی‌اللّه باز می‌ماند و همان‌طور که خودتان متذکر هستید حتی ائمه«علیهم‌السلام» هم که تمام وجودشان خدابینی است اذن ندارند از وجهی که حرام است به زنان نامحرم نگاه کنند. موفق باشید
24116
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام خدمت استاد عزیز: طاعاتتان قبول حق باشد. استاد یکی دو سوال دارم غیر این که چند روز پیش هم در مورد حرف های خانم هاشمی اگر برنامه را دیدید لطفا نظرتان را بفرمایید. استاد عزیز من هم در دانشگاه بودم و هم در حوزه نوع نگاه و مطالعاتم هم جامع نگری است غیر از کتاب های شما شرح های بدایه و نهایه الحکمه و غیره را کار کرده ام و سیر مطالعاتی خاصی هم در حوزه تاریخ و دین و تمدن و سیاست و غیره دارم می خواستم مشورت بگیرم که با این نگاه من بهتر است در کدام موسسات عضو شوم موسساتی که نگاه تمدنی دارند؟ استاد من زیاد اهل کانال های تلگرامی و غیره نیستم ولی دنبال صوت درسهای استاد صافیان در مورد هستی و زمان هایدگر و درسهای حکمت اجتماعی حکمت متعالیه استاد امامی جمعه و شرح فصوص شما هستم می شود خواهش کنم همکاران جنابعالی این دروس را در سایت شما بارگذاری کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خانم هاشمی در آن مناظره بعضاً کلمات حقی را در مورد حقوق شهروندی مطرح کرد، ولی متأسفانه اراده‌ی باطلی در طرح آن‌ها داشت و به دنبال بستری بود که عملاً در آن بستر هیچ هویتی از انقلاب اسلامی باقی نمی‌ماند. ایشان نمونه‌ی خوبی است که ما فکر کنیم اگر کشور به دست این افراد بیفتد چگونه آمریکا یک‌شبه بر همه‌ی مقدرات ما حاکم می‌شود. ۲. به نظرم حضور در مؤسساتی که نگاه تمدنی دارند خوب است. ۳. آن مباحث، همه در کانال تگرامی «ندای اندیشه» هست. برای مسئولان سایت مشکل است که بخواهند وارد این امور شوند. چقدر خوب بود که رفقای «ساحت حضور» در سایر پیام‌رسان‌ها کار خود را ادامه دهند. موفق باشید

22122
متن پرسش
سلام و تحیت جناب استاد: نظر شما در مورد مدارس غیرانتفاعی خاص که پول بیشتری دریافت می‌کنند و برنامه های ویژه و ظاهرا مذهبی‌تر و درسی‌تری هم دارند، چیست؟ آیا این نوع مدارس، تا به حال راهگشا بوده اند؟ یک حسی به من می‌گوید مدرسه‌های غیر انتفاعی (به معنای «آیت الله هاشمیِ» کلمه) خودش یک پدیده مضرّ است و اگر ظواهر و مناسک مذهبی را هم به سر و روی آن بمالیم، چیزی عوض نمی‌شود. به نظرم من با توده زیستن ما را بهتر به‌ عمل می ‌آورد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «جانا سخن از زبان ما می‌گویی» وقتی می‌نویسی «به نظرم من با توده زیستن ما را بهتر به‌عمل می ‌آورد». موفق باشید

21740
متن پرسش
سلام استاد، سلامت باشید ان شا‌لله تا حدی به خاطر دارم در سخنرانی تفسیر آیه ۳۵ و ۳۶ سوره نساء، به طور خلاصه فرمودید که با نظر به توانایی حل مسائل توسط اسلام، آن هم با وجه زیستنی که غرق در قیامِ شدید برای قسط و عدالت است و عدم توجیه کردن ظلم، حتی اگر به زیان خود و نزدیکان باشد. با نظر به این اسلام توانا در ایجاد و حفظ عدالت، انقلابی ها و مومنین بایست دوباره ایمان بیاورند و انقلاب کنند. مثال خوبی هم زدید که خیلی برایم قابل تامل بود، گفتید گروهی جوان به تشخیص خود (به تعبیر من آتش به اختیار) لانه جاسوسی را تسخیر کردند و امام این حرکت ارادی جوانان انجمن اسلامی‌ را انقلاب دوم نامید. نمی خواهم آیات را مصداقی و محدود کنم اما برایم سوال است که شما چگونه منش از عدالت خواهی و چگونه انقلاب دومی را در شرایط فعلی مد نظر دارید و از سنخ «قوّام به قسط» می دانید که ذیل انقلاب باشد. مثلا اعتراض طبقه کشاورز و کارگر در نماز جمعه اصفهان (شعار رو به میهن و پشت به دشمن) را در چه جایگاهی معنا می کنید؟ مگر نه اینکه این اتفاقات نمادی روشن از ظهور اراده‌های کف مردم است که در این مدت اخیر دوباره برای نجات انقلاب از عقب ماندگی در عدالت، خیزی تاریخی برداشته؟ از طرفی حرکت های احمدی نژادی را هم به هر دلیلی انتحار و غیرحکیمانه می دانید (هرچند هنوز تصور شما را از معنای انتحار؛ نه در تاریخ امام حسین (ع) بلکه در شرایط فعلی نمی فهمم). به خاطر دارم در همان سخنرانی فرمودید که به مجلس فعلی امیدی ندارم اما اراده هایی را می بینم که امید وار کننده است. با توجه به این زمینه، خواهش می کنم در خصوص موارد زیر که برایم در تاریخ حاضر بسیار گنگ است توضیح بفرمایید. ۱. «قوّام به قسط زیستن» برای یک جوان عدالت خواه ۲. انتحار مذموم در عدالت خواهی (با توجه به اینکه رهبری عدالت را نسبت به آزادی و مردم سالاری و ...شعاری بدون قید می دانند) ۳. جهت و هدف اراده های فعلی مردم که اشاره کردید. ۴. انقلاب دوم و ایمان دوباره‌ای که انتحار نباشد. ۵. آیا می توان اراده‌ای الهی و مردمی برای تحقق عدالت را در این برهه متصور شد که از کشاورز و کارگر و جنبش عدالت خواه و دانشجو و رحیم پور ازغدی ها و سعید زیباکلام ها و حتی احمدی نژادی ها را حاصل آن اراده دانست و هرکدامشان را از وجه عدالت تائید کرد؟ اکر اینچنین است آیا این اراده موقتی است؟ خواهشمند است در صورت امکان علاوه بر توضیح تفصیلی مصادیق مذکور برای روشن تر شدن نظر جنابعالی؛ قواعد تاریخی و سنت آن را به بحث های موجود در کتب ارجاع دهید. واقعا برای موضع گیری و تشخیص و انتخاب و اقدام دچار سردرگمی شدم؛ کمک حال افکار زمین‌گیرمان شوید. با سپاس؛ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که پس از مدتی با نظر به اهداف انقلاب باید به خود آییم و از غفلت‌هایی که صورت گرفته است، خود را فاصله دهیم؛ بحثی نیست. بحث بر سر آن است که چگونه خطاهایی که پیش آمده است را جبران کنیم، با عبور از انقلاب اسلامی یا در متن انقلاب اسلامی، که مسلّم با عبور از انقلاب اسلامی در دامِ کسانی می‌افتیم که از داخل و خارج این مشکلات را برای ما پدید آورده‌اند و انتحار به معنای آن است که متوجه نشویم در چه جاده و پازلی می‌خواهیم به احیای حقوق خود و دیگران برسیم. و مسیر صحیح در این تاریخ درست عکس آن است یعنی در بستر و متنِ انقلاب اسلامی و ذیل ولایت فقیه به اهداف خود نظر کنیم چیزی که جناب آقای رحیم‌پور ازغدی اخیراً در سخنرانی خود بدان متذکر شده‌اند و سایت «رجا نیوز» آن را پخش نمود به آدرس

http://www.rajanews.com/news/285270/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%C2%BB-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA

به نظر بنده روش آقای احمدی‌نژاد نه‌تنها روح عدالت‌طلبی را به جامعه‌ی ما برنمی‌گرداند، بلکه شعار عدالت‌طلبی را نیز آلوده می‌کند تا اگر کسِ دیگری نیز این شعار را داد، بگویند این‌هم به خاطر رفیقش داد و بی‌داد می‌کند که در جواب سؤال شماره‌ی 21717 متذکر این امر شدیم. می‌ماند حقوقی که مثلاً از کشاورزان اصفهانی ضایع شده است. همه باید نسبت به آن حساس باشیم و هرکس به هراندازه که به حقوق آن‌ها تجاوز کرده است حتی اگر من و جنابعالی باشیم که حقْ‌آبه‌ی آن‌ها را در اختیار گرفته‌ایم، باید به آن‌ها برگردانیم. موفق باشید 

21253
متن پرسش
سلام علیکم: چرا رهبری انقلاب و مراجع تقلید از بی عدالتی در جامعه جلوگیری نمی کنند و فقط به تذکر دادن و بیانیه اکتفا می کنند؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر نظام اسلامی به عنوان زعیم یک جامعه تلاش دارد مردم را به آن نوع آگاهی برساند که خودشان دوست‌دار عدالت باشند، به جای این‌که برای هرکس پلیسی قرار دهند. باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قرآن قیام به قسط و عدالت را در زیر دستورات الهی به عهده‌ی مردم گذاشته است. در سوره‌ی حدید آیه‌ی 25 می‏ فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ». به راستى پيامبران خود را با بیّنات روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و میزان را فرود آورديم تا مردم به قسط برخيزند و حدید را كه در آن سختی زیاد و سودهایی برای مردم است نازل کردیم تا خدا معلوم بدارد چه كسى او و پيامبرانش را به غیب يارى مى‏ كند، آرى خدا نيرومندِ شكست ناپذير است. می ‏فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا» یعنی ارسال رسول با تدبیر الهی بوده و می‏ گوید «ما» فرستادیم تا نظر را متوجه خداوند و کارگزاران الهی کند. اینان رسولان را فرستادند تا آن‌ها به جای خدای نامحدود بتوانند عمل کنند. «بِالْبَيِّنَاتِ» با چیزی رسولان را فرستادیم که هم خودش روشن است و هم روشنی‏ بخش و روشنگر است و طرف مقابل هم از این سخنان بهره می ‏برد زیرا تنها برای خودِ رسول روشن نبوده، قدرت روشنگری هم دارد و طرف مقابل که با آن بیّنات روبه‌رو شود مطالب زیادی برایش روشن می ‏شود - حتی معجزات هم نمونه‏ هایی از بیّنات‌اند- و این شیوه عمومی کسانی است که صاحب رسالت‏ اند، چه انبیاء یا جانشینان آن‏ها و شیوه‏ هایی که این بزرگان از آن استفاده می ‏کنند امور بیّن ‏اند و از همه راه‏های بیّن استفاده می‏ کردند.   

گویی پیامبران وارد فضای تاریکی شده ‏اند که انسان‏ها در آن فضا خودشان را هم نمی ‏بینند و نمی ‏شناسند و پیامبران آمده ‏اند تا با بیّناتِ خود، تعریف جدیدی از خود بیابند تا شرایط تغییر کند و از تاریخ جاهلیت که نه در آن ابدیت برای انسان مطرح بود و نه استعداد رسیدن به قرب الهی برای انسان معنا داشت، به تاریخ دیگری وارد شوند که دستور عمل‏ های خاص خود را دارد لذا می‏ فرماید: «أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ» با پیامبران کتاب و میزان نازل کردیم تا آن‏هایی که در کنار پیامبران قرار می‏ گیرند از آن بهره ‏مند شوند. بحث «اِنزال» را به میان می ‏آورد که پایین‌آوردن است نه یاددادن به پیامبر، زیرا این دستورات، باطنی معنوی دارند و نازل شده ‏اند تا برای مردم قابل فهم باشد. «میزان»، آن قدرت تشخیصی است که چگونه از کتاب و دستورات الهی استفاده کنیم و این هم با پیامبران نازل می‏ شود و در رابطه با میزان، انسان‌ها وزن هر دستوری را تشخیص می‌دهند تا آن‌جا که اگر دو دستور معارضِ همدیگر شدند می‏ فهمند وزن و اهمیت هرکدام چه قدر است و کدام را باید بر کدام حاکم کرد. چنین تشخیصی با پیامبران نازل می‏ شود و هر آن کس که در کنار پیامبران قرار گیرد از چنین توانایی بهره ‏مند می‏ شود و گرفتار تحجر نمی ‏گردد.[1]  در ادامه می‌فرماید: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» برای آن که مردم جهت اقامه‌ی قسط به‌پا خیزند. هدف اولِ ارسال رسولان قیام به قسط است تا مردم خودشان به‌پا خیزند نه آن‌که پیامبران به هر قیمتی اقامه‌ی قسط کنند، اگر مردم خواستند خودشان قیام کنند و درگیر موضوع شوند تا اولاً: جبهه مقابل خود را بشناسند. ثانیاً: بدانند برای اقامه قسط باید خود هزینه کنند و پیامبران شرایط چنین انتخابی را فراهم نمودند و آن‏ها را از انتخاب‏های خطا آزاد کردند و موفقیت در این امر مربوط به مردم است که اقدام بکنند یا نکنند. پس وقتی در روایت داریم: «ارتَّد الناس بعد رسول الله الا ثلاثه»[2] بعد از رسول خدا (ص) همه به نحوی منحرف شدند مگر سه نفر، باید بگوییم مردم کوتاهی کردند یا رسول خدا؟ در حالی‌که رساندن کتاب و میزان به عهده‌ی پیامبران بود و قیام به قسط به عهده‌ی مردم می‌باشد.

مردم باید تلاش کنند خود را در تاریخی که شروع شده شکل دهند و این جا است که مافوق عدالت، آزادی به میان می‏ آید و نباید با هر شیوه‏ای به اهداف خود رسید و آزادی انسان‏ها را زیر پا گذاشت و به همین جهت علی (ع) حاضر نیستند مثل معاویه با زیر پاگذاردن آزادی مردم، عمل کنند و به هر قیمتی به اهداف خود برسند.

در معنای «قسط» باید متوجه ضد آن یعنی «جُور» شد که به معنای دادن حقِ یکی به دیگری است هر چند خودش هم راضی باشد[3] پس قسط یعنی حق کسی را دادن و دین آمده تا حقوق در همه جا و در همه چیز رعایت شود. هدف در حرکت انبیاء آن است که مردم به شعوری برسند که حقوق هر چیزی و هر کسی رعایت شود و در این راستا به پا خیزند تا مقسِط شوند و قاسط مقابل این هدف قرار دارد و تلاش دارد این اتفاق نیفتد - مثل معاویه -. در ادامه می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ» و حدید را فرو فرستادیم که در آن سختی زیادی هست و منافعی برای مردم دارد.  در چنین شرایطی که مقسطین یک طرف ایستاده‏ اند و قاسطین در طرف دیگر، دستوراتی با شدّت و حِدّتی خاص نازل شده که منجر به قتال و مبارزه می ‏شود[4] که در آن سختی شدیدی هست. بعد از آمدن بیّنات، در مقابل آدم‏هایی که حق برای‏شان روشن شده و جلو فهم خود ایستاده، برخوردهای شدید در میان می ‏آید. نمونه نزول برخورد شدید دستوری است که می‌فرماید: «جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ» که به رسول خدا (ص) دستور داده با کفار و منافقین مقابله کند، این به معنای آن نبود که حضرت با منافقین جنگ کنند، بلکه به معنای همان برخورد سختی است که حضرت با آن‏ها داشتند و این شدت و حدّت نیز نازل شده و ریشه‌ی الهی دارد.

اگر آن برخوردهای سخت انجام شود، منافعی نیز برای مردم دارد و مردم در انتخاب خود گرفتار راهی نیستند که دشمنان دین در مقابل آن‏ها شکل داده ‏اند و نمی ‏گذارند مردم به آنچه فهمیدند و اعتقاد دارند عمل کنند.

هدف از ارسال رسولان را یکی قیام مردم به قسط مطرح کرد و دیگر «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز» با توجه به واژه‌ی «عَلِمَ» که هم به معنای دانستن است و هم به معنای نشانه‏ گذاری، می‏ توان در معنای آیه گفت: رسولان را با آن لوازم فرستادیم تا خداوند نشانه بگذارد که چه کسی او و رسولان‏اش را بالغیب یاری می کند، یعنی وقتی رسول در صحنه نیست و با رحلت خود غایب شده است، اینان آن مؤمنین واقعی هستند که به شخصیت‏ها حتی به شخصیت رسول هم بند نیستند و در غیبت رسول هم او را با پیروی از سنت ‏اش یاری می‏ کنند. اینان آن‏هایی‏ اند که خداوند نشانه‏ های خاصی برایشان قائل است و تأکید بر اهمیت مؤمنین آخرالزمان نیز در این راستا می‏ تواند باشد و این که فرمود خدا را یاری کنید از جهت ضعف خداوند نیست زیرا که او قوی و عزیز است، بلکه برای آن است که بندگان زندگی را با آزادی برای خود شکل دهند.

خلفا و جانشینان واقعی رسولان همان شأنی را دارا می ‏باشند که رسولان دارا هستند و در این رابطه وقتی به حضرت صادق (ع) بنگریم می ‏بینیم که چگونه وظیفه خود می ‏دانسته ‏اند به هر شیوه ممکن و در زوایای مختلف ارائه بیّنات کنند و شما با امامی روبروئید که می‏ خواهد مردم را از تاریکی‏ ها نجات دهد و با کودتا در مقابل حاکمان این مشکل حل نمی‏ شود بلکه با تربیت شاگردان و گسیل آن‏ها به اقصا نقاط جهان اسلام این ممکن محقق می‌گردد. موفق باشید  


[1] - در این مورد به کتاب «درس‏هایی از انقلاب» از مرحوم صفایی حائری رجوع شود.

[2] - رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج‏3، ص: 121

[3] - بعضی از یاران علی (ع) در ابتدای حاکمیت آن حضرت از حضرت خواستند حقوق آن‏ها را به امثال مروان حکم بدهند تا از فتنه دست بردارند و حضرت فرمود آیا نصرت و پیروزی را با جور به دست آورم؟

[4] - هر چیزی که دارای شدت و حِّدت است، حدید می‏ گویند.

 

21090
متن پرسش
سلام استاد: آقا ما داریم کتاب مقالات را میخونیم آروم آروم در طی خوندن کتاب روزه هم میگیرم و ..... ورزش و ترک گناه و... می کنم اما سوای همه اینها اوقاتی مثل بعد مطالعه کتاب و بعد افطار بسیار دچار تشویشات ذهنی و وسوسه و ... میشم این خطورات را حس می کنم، تشخیص می دهم که از جانب عاملی خارجی مثل شیطان باشه چی کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بالاخره بنا به فرمایش آیت الله بهجت آن خطورات بدون اختیار شما می‌آید، هنر شما آن است که آن‌ها را دنبال نکنید تا إن‌شاءالله مزه‌ی عبور از آن خطورات شیطانی را  در این مرحله بچشید. موفق باشید

18724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در عرفان بین صدور و ظهور فرق هست؟ بین توکل و طلب نصرت در قرآن فرق هست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر صدوری که از طرف خداوند صورت گیرد، ظهوری به همراه دارد ولی ممکن است آن ظهور به عوالم پایین‌تر کشیده نشود. در توکل، انسان خدا را مدیر کارهایش قرار می‌دهد، ولی در طلب نصرت از خداوند می‌خواهد که در این امر یاری‌اش کند. موفق باشید

18605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: از اینکه مطالبتان و جلسات خوبتان به آسانی در دسترس علاقه مندان گذاشته می شود، تشکر می کنم. سوالی از خدمتتان دارم: از کجا بفهمم تاکنون مال حرام یا شبهه ناک به زندگی من وارد شده است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد حساسیت از خود نشان داد. تنها چنان‌چه اراده‌ی استفاده از مال حرام و یا شبهه‌ناک را در مواردی داشته‌ایم، باید آن را جبران کنیم و لا غیر. موفق باشید

18536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضور با سعادت استاد عزیز جناب آقای طاهرزاده: با سلام و تحیت: بنده یکی از دانشجویان رشته مدیریت راهبردی فرهنگ دانشگاه جامع امام حسین (ع) هستم، مدتی است در رابطه با چگونگی نظام سازی در تمدن نوین اسلامی تحقیق می کنیم. اما سوالی که از حضرتعالی داشتیم این است که چگونه می توان با استفاده از نظریه فطرت و عشق علامه شاه آبادی (ره) از کتب شذرات المعارف و رشحات البحار به نظام سازی تربیتی، فرهنگی و اقتصادی دست یافت؟ یعنی این نوع نگاه (انسان شناسی عرفانی) چگونه منجر به تشکیل و ساخت نظامات اداری یک جامعه خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که غرب با انسانِ سکولار ساخته شد، تمدن اسلامی با انسانِ حکیمِ عاشق ساخته می‌شود. پس باید بر روی انسان‌شناسیِ اسلامی از طریق معرفت نفس کار کرد، کاری که حضرت علامه در کتاب «رسالة الولایه» مطرح کردند. موفق باشید

17231
متن پرسش
با عرض سلام: استاد گرامی آیا انقلاب می تواند به سلامتی از شر فراگیر این دولت یازدهم عبور کند و سال دیگر شاهد روی کار آمدن این دولت نباشیم؟ استاد این ها همه چیزمان را به باد دادند. چه کار کنیم؟ داد دلمان را به چه کسی بگوییم؟ دق کردیم. خدا شرشان را به خودشان برگرداند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 17230 شده است. نگاهتان باید نگاه تاریخی باشد و متوجه مردمی باشید که این دولت می‌تواند آن‌ها را نسبت به خود امیدوار کند. اگر به اهداف بالاتری فکر می‌کنید، باید به تعالی تاریخی ملت فکر کرد و بستری را جهت ارتقاء فرهنگی فراهم نمود و این کار خونِ دلِ طولانی می‌خواهد نه مقابله‌ی مستقیم. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 17236 شده است، خوب است به آن سری بزنید. موفق باشید

16218
متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم عکس العمل و موضع گیری آدم نسبت به تبعیضی که والدین نسبت به فرزندان قائل می شوند، چی باید باشه؟ (آدم باید بی خیال باشه و بررسی نکنه، سکوت اختیار کنه ...) در همین راستا می خواستم عکس العمل و برخورد آدم رو در برابر رفتار ناراحت کننده ی فامیل بدونم، که باید ندید یا زمانی که لازمه حرف حق زد؟ (بابت سطحی بودن سوال معذرت می خواهم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی به ذهن‌تان رسیده است. آری! در این موارد باید در عین بی‌خیال‌بودن و به رویِ خودنیاوردن، با خوشرویی با آن‌ها برخورد کرد به طوری که گمان کنند اصلاً ما متوجه‌ی چنین اموری نیستیم. موفق باشید

15990
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به سوال 15973 که فرموید شهید علم الهدی دارای 3 ویژگی خاص یعنی روحیه سلحشوری، تعمق و تدبر در دین و زمان شناسی بودند 1. روحیه سلحشوری چگونه روحیه ای است و چطور باید به آن رسید؟ 2. با توجه به جزوه جدال عقل و قلب در انقلاب اسلامی چطور می توان زمان شناس بود. و زمان شناسی امثال شهید علم الهدی چگونه بود؟ چون بعضی از علما بزرگ هم در عین عظمت و مقام والایی که داشتن ولی زمان شناس نبودند و نتوانستند نیاز آینده تاریخ بشر را تامین کنند و بشر را به جلو سیر دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلحشوری واقعی با نظر به توحید افعالی و این‌که تنها خدا، همه‌کاره‌ی عالم است؛ به‌وجود می‌آید، در آن حدّ که در مقابله با جبهه‌ی کفر، هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهد، بلکه حتی وقتی تانک‌های دشمن آن‌ها را محاصره کرده است، می‌داند خدا است که از این شهادت‌ها، بهترین نتیجه را به میان می‌آورد. و در همین راستا است که امام شهداء حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در سخنرانی مشهورشان در رابطه با کاپیتولاسیون فرمودند: «اگر من خدای نخواسته، یک وقتی دیدم که مصلحت اسلام اقتضا می‌کند که یک حرفی بزنم، می‌زنم و دنبالش راه می‌افتم و از هیچ چیز نمی‌ترسم بحمدالله تعالی. والله، تا حالا نترسیده‌ام [ابراز احساسات حضار]. آن روز هم که می‌بردندم، آنها می‌ترسیدند؛ من آنها را تسلیت می‌دادم که نترسید. [خنده حضار].». 2- زمان‌شناسی به این معنا است که بفهمیم فعلاً با توجه به شرایطی که در آن هستیم، خدا چه اراده‌ای کرده است که امثال امام و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» عموماً متذکر این مسئله بوده و هستند و امثال شهید علم‌الهدی توانستند آن تذکر را بگیرند. آیا این هوشیاری کمی است؟!! موفق باشید

11972
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر شما در مورد مثال موج و دریا درباره وجود خداوند و ماسوی الله چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» هرچند مثال دور دستی است ولی نزدیک‌ترین مثال به موضوع است. موفق باشید

نمایش چاپی