بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17462
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: لطفا بفرمایید که جایگاه تحلیل های سیاسی در سلوک ما به سمت خدا چیست؟ و فعالیت های سیاسی چگونه باعث نزدیک تر شدن ما به خدا خواهد شد؟ و در این راستا شیوه ی صحیح کسب بینش سیاسی و فعالیت های سیاسی چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی در این رابطه در تبیین آیات 188 تا 194 سوره‌ی آل‌عمران در خدمت عزیزان شده است. عمده آن است که در تحلیل‌های سیاسی با چشم توحیدی و حضور حضرت حق در همه‌ی عالم، حادثه‌ها را تحلیل کنیم. موفق باشید

16754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب حیات حقیقی انسان در قرآن ص 18 ذیل بحث تغییر نعمت ها و آیه «ان الله لایغیرما بقوم حتی یغیروا مابانفسهم» این تعبیر را بکار می برند که: «در همه موارد که از تغییر خلقت سخن به میان می آید، تضعیف فطرت مراد است نه اعدام و تبدیل آن.» لطف می فرمائید با عنایت به آیه مزبور و آیه «لاتبدیل لخلق الله»، مقصود استاد از «تضعیف فطرت» و «اعدام فطرت» را بفرمائید. اعدام فطرت به چه معناست و آیا امکان پذیر است؟ با تشکر از زحمات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که استاد می‌فرمایند فطرت ممکن است غبار بگیرد و تضعیف شود در حدّی که انسان متذکر اشارات فطرت خود نشود؛ ولی از بین نمی‌رود. از طرفی همه‌ی انسان‌ها در داشتن فطرت مساوی‌اند و فقره‌ی «لاتبدیل لخلق‌اللّه» در آیه‌ی 30 سوره‌ی روم به همین نکته اشاره دارد. موفق باشید

16102
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: 1. جناب استاد آیا دعا باعث نمی شود آنچه بدون دعا مقدر نیست مقدر شود؟ 2. آنچه جنابعالی در سوال 16039 فرمودید بیشتر ناظر به تعداد اندکی از اهل معرفت است که در مراحل عشق و عرفان مسیر می پیمایند و به مقام رضا رسیده اند که بعضا اساسا دعا هم نمی کنند. توده های مسلمان از دعا انتظار ایجاد شرایط جدید را دارد. مثلا کسی که رزقش تنگ است می خواهد با دعا رزقش وسیع شود و اساسا عامل و انگیزه او برای دعا همین مقدرات جدید است و اگر بداند با دعا همان است که هست ذوق و شوق اکثری مردم از میان می رود. از طرفی این همه ادعیه که از معصومین علیه السلام رسیده که فلان دعا عامل فلان چیز می شود پس به چه معناست؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با دعا آن‌چه مقدّر است به راحتی به ما می‌رسد 2- اگر مردم بدانند با دعا تقدیرات الهی که بهترین تقدیرات است، به راحتی به آن‌ها می‌رسد؛ به زیباترین شکل دعا می‌کنند تا از سرگردانی نسبت به مقدّرات‌شان نجات یابند. موفق باشید 

15958
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. رابطه ادعیه های ماثوره با قران چیست؟ و چه نیازی به ادعیه می باشد؟ آیا صرف قرآن کفایت نمی کرد؟ 2. دعا بالاتر است یا قران؟ آیا می توان گفت ادعیه تفصیل قرآن مجمل هستند؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. حقیقتاً ادعیه‌ای که از طرف امامان به ظهور آمده، تفصیل قرآن است و به این معنا به گفته‌ی بعضی از بزرگان دعا؛ قرآن صاعد است به همان معنا که قرآن نازل است. موفق باشید

14981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا حديث «لو علم ابوذر ما في قلب سلمان لقتله» را مقداری شرح فرماييد. با تشكر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در این رابطه داشته‌ام. اگر فرصت بگذارید و کلّ کتاب را همراه با شرح آن در فرصت مناسب مطالعه فرمایید، به لطف الهی در شرایطی قرار می‌گیرید که نه‌تنها جواب سؤالاتِ این‌چنینی خود را خودتان می‌دهید، بلکه در بعضی موارد نیز صاحب‌نظر خواهید شد. موفق باشید

14225
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد گرانقدر با توجه به اینکه مضامین دعا بالاتر از احادیث است. آیا موافقید باید وقت بیشتری برای خواندن دعاها گذاشت؟ آیا موافقید بیشتر باید شرح دعاها را مطالعه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید دعا را خوب درس گرفت که حداقل آن، رجوع به شرح‌ها می‌باشد و بعد از آن با اُنس طولانی با ادعیه، دل و قلب را روشن کرد که مسلّم این راه، بهترین راه برای اُنس با حقیقت است. موفق باشید

11824
متن پرسش
سلام: آیا وقتی انسانی گناه می کنه و دیگران را آزار می دهد و خودش را مستحق جهنم می کنه هنوز هم روح خدا در او وجود داره؟ آیا انسانی که در جهنمه خدا درش حضور دارد؟ حضور خدا در موجودات خبیث چه در این دنیا و چه در جهان آخرت به چه صورت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر وجودی، خداوند در همه‌ی مخلوقات حاضر است ولی صورت رحمت او برای کسانی است که رعایت دستورات الهی را بکنند. موفق باشید

7524
متن پرسش
سلام علیکم. وقتی کتاب شرح اسم را میخوانیم میبینم که اکثر سخنرانی آیت الله خامنه ای را تفسیر قرآن شکل داده اند. در واقع ایشان هر جا رفته از تفسیر قرآن برای بیان اهداف و مقاصد انقلابی خود استفاده میکرده است و اتفاقا در قریب به اکثر جاها با استقبال جوانان مواجه شده بوده است. چرا اکنون اینقدر تفسیر قرآن در منابر کم شده است؟ چرا اینقدر از قرآن فاصله گرفته ایم؟ حتی در منابر هم خیلی کم صحبت میکنند. در حالی که قرآن چنان پتانسیل عظیمی در خود دارد که خیلی از کارها را میتواند حل کند. این برایم سوال بی جواب مانده است که چه شد ماها و منابر ما از قرآن و تفسیر آن فاصله گرفت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده هم این سوال بی‌جواب مانده در حالی که حقیقتاً با اندک تدبّر در قرآن عالی ترین معارف را که امروز ما را معنی می‌کند برای انسان ظهور می‌کند. موفق باشید
5736
متن پرسش
اگر در این دنیا و قبل از مرگ چشم باطن ما باز نشود به هیچ دردی نمی خوریم؟راستش را بگویید،به جایی نرسیده ایم؟ کلا همه چیز را باخته ایم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: وقتی انسان توانست خدا را پیدا کند و متوجه آن حقیقت یگانه در عالم شد راه را پیدا کرده و در این راه هرقدر با عبادات شرعی جلو رود به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود تا وقتی که مُرد و پرده‌ها عقب رفت و با نور حقیقت مرتبط گشت، با بهشتی زندگی را شروع می‌کند که سراسر تجلیات انوار خاص حضرت رب‌العالمین است و از از این طریق با پروردگار خود زندگی می‌کند. موفق باشید
3701
متن پرسش
با سلام و عرض ادب در خدمت استاد محترم: استاد شما فرمودید که خدا فیاص مطلق هست و باید همواره خلق کند سوال این است که خدا قادر بر خلق است که در آن شکی نیست، اما اینکه باید خلق کند همواره لازمه این حرف این است که خدا در خلق مجبور باشد یعنی مجبور است که خلق کند و نمی تواند خلق نکند؟ لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه بحثی هست که می گوید: واجب‌الوجودبالذات، از همه‌ی جهات واجب‌الوجود است، یعنی خداوند واجب العلم است و نمی‌شود علم از او جدا باشد چون این برای خدا نقص است، همچنین واجب الْجُود است و نمی‌شود جُود و بخشش نداشته باشد و از این جهت همواره خلقت هر مخلوقی را به آن مخلوق می‌دهد. موفق باشید
1412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد در یکی از جلسات اخر تفسیر سوره سبا راجع به ائمه معصوم فرمودید امام را معصوم کردند ولی شهوت و غضب را هم بهش دادند اونا باید انچه که بهشون رسیده حفظ کنند ما باید بریم تا به اونا برسیم در کلاس شیعه شناسی دانشگاه چنین بحثی مطرح شد اما استاد کلاس گفتند اگر چنین چیزی باشد اختیار انسان نفی میشود . لطفااین بحثو بیشتر توضیح بدین . ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در جزوه‌ی «کلام دو» در قسمت آیه‌ی تطهیر نکاتی گفته شده و نظر علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» نیز در آن‌جا آورده شده است. (متن جزوه در سایت هست). موفق باشید
823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، 1- اصولا دعا کردن برای افزایش رزق با ثابت بودن رزق حلال و مقرر شده منافاتی ندارد؟ دعاهای بسیاری نیز از ائمه برای افزایش روزی موجود است. 2- در حدیثی از پیامبر(ص) نقل کرده اید که انسان تا آخرین لقمه رزق مقرر شده را نخورد از دنیا نخواهد رفت. آیا اگر در صورتیکه با اعمال بد خود باعث دفع روزی شویم باز هم این اتفاق ذکر شده در حدیث خواهد افتاد یا اینکه آن قسمت از روی مقرر به روزی بد و حرام به ما خواهد رسید. 3- اگر با ندانم کاری و اشتباه فردی (مانند تنبلی کردن) در برهه ای از زمان باعث شدیم رزقی از دست ما برود (مثلا در دانشگاه خوبی قبول نشدیم) آیا این قسمت از رزق برای همیشه از کف ما رفته است و یا در صورت جبران و انجام کار خیر و یا همان دعاها یا کارهایی که موجب افزایش روزی می شود به ما در آینده باز می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- دعاکردن موجب وسعت رزق می‌شود از آن جهت که انسان گرفتار رزق نشود تا از بندگی خدا باز بماند. 2- ظاهراً رزق‌ها مقسوم است و گناهان موجب سخت‌شدن رزق می‌شود و نه دفع رزق. 3- از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: « یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏» خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏کند. باید امیدوار بود که با رجوع به خدوند، حضرت رب‌العالمین شرایط جبران مافات را فراهم ‌کند. موفق باشید
24737
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی: خیلی خدا را شکر می کنم که این امکان برای ما هست که به پاسخ های سوالات خود برسیم بوسیله شما. دائما از سوالات سایت برای رسیدن به برخی مطالب استفاده می کنم، الحمدلله ببخشید استاد به یک تناقض رسیده ام. نمی دانم آنچه فهمیدم درست است یا نه؟ طبق آیات قرآن خداوند انسان را آفرید برای عبادت و بندگی که در عالم ماده برای هر شخصی این بندگی به نوعی است برای زن به گونه ای و برای مرد به گونه ای و هر شخصی در هر شغلی به گونه ای، و این امکان برای هر شخصی فراهم است که با بالا بردن علم و آگاهی خود یا با تجربه یا با کسب علم یا تفکر و عمل به دستورات وجود خود را به کمال برساند. خودم هر وقت چنین سیر را در نظر می گیرم و همواره با کسب علم و مطالعه در جهت رشد خود قدمی برمی دارم الحمدلله موفق می شوم و در طول این مدت هم سخن گفتن من کنترل شده و هم حین توجه به فهمیدن مطالب و پیگیری آنها غدا خوردن و خوابیدن من هم کنترل می شود و اهل عمل هم به لطف پروردگار به آنچه می آموزم هستم تا حدودی و در این حالت آرامش خود را دارم و از عبادت هم لذت می برم. اما همین که اسم مراقبه را می شنوم و در صدد بر می آیم که مراقبه بر خوراک و خواب کنم، انگار تمام عالم با هم جمع می شوند که نتوانم در طول روز به اندازه بخوابم و به اندازه غذا بخورم و دچار آشوب درونی می شوم که اینگونه ضعیف هستم و دایم در نماز به بیچارگی خودم گریه می کنم و بعد نتیجه می گیرم، شاید حالت انکساری که علما می گویند همین است این چه سری است، آیا راه های انسان شدن فرق دارد یعنی افرادی با طلب علم و افرادی با تزکیه؟ چرا این نفس وقتی به او توجه می کنی چنان رم می کند که انسان را از ادامه حیات ساقط می کند؟ الان من چه کنم، همان توجه را به کسب علم جلب کنم کافی است؟ و یا نکند خدای نکرده از نفس خود به بهانه کسب علم عامل شده ام و در آخر عمر نفسانیت بر من غلبه کند؟ ببخشید سوال های سایت را که می بینم خجالت می کشم که مشکلات وجودی خود را مطرح می کنم. ولی به عنوان استاد راهنما از شما کمک می گیرم ولی نمی دانم می توانم این کار را بکنم و یا این سایت فقط برای سوالات عقیدتی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سر به سرِ خودتان نگذارید. بعضی نفس‌ها خراباتی و بعضی نفس‌ها مناجاتی‌اند. آن عزیزی که کتاب «المراقبات» را نوشت یعنی آیت اللّه ملکی تبریزی، مناجاتی بود، ولی امثال حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بیشتر خراباتی بودند و رزمندگان عزیز ما در عین احترام به سلوک مناجاتی، بیشتر به حضرت روح اللّه تأسی کردند. موفق باشید

22772
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی و تشکر فراوان از اینکه وقت می گذارید و سوالات ما را پاسخ می دهید: چند وقت پیش مطلب مستندی در مورد یکی از جنایات بشر در حق همنوع خودش شنیدم که تا کنون هنوز به حال عادی برنگشته ام. آنقدر حالم را دگرگون می کند که نمی توانم در موردش توضیح بدهم. فقط عنوان آن را می گویم که «عروسکهای جنسی لولیتا» است. و استغفرالله از افکاری که در ذهنم گذشت ولی نوع انسان در نظرم بی ارزش شد. یک شب باز هم در فکر آن مسئله فرو رفتم و خیلی گریه کردم و مثل کودکی که دلیل کارهای مادر یا پدرش را نمی فهمد و بیقراری می کند من هم به خدا گله کردم که خدایا چرا تو اجازه دادی چنین انسان پستی به اهداف شوم خود برسد؟ چرا اصلا بشر را خلق کردی که بخواهد چنین جنایات هولناکی انجام دهد؟ همه وارستگی ها و جلوه های فرشته گونه اولیا خدا که تاکنون شنیده بودم در یک کفه ترازو می گذاشتم و این جنایت را در کفه دیگر و می دیدم که این خیلی سنگین تر است. از بیقراری رو به قرآن آوردم و اتفاقا آیات مربوط به خلقت انسان آمد و همین سوال بود که ملائکه در ابتدا مطرح کردند. و بعد قضیه «علّم الآدم الاسما» و اینکه به آدم علم همه چیز داده شد و تفسیرش را هم خواندم که علم همه چیز از دره ها و کوهها گرفته تا حتی قالیچه زیر پای امام (ع). اما استاد عزیز من قانع نشدم. مگر در یک نگاه کلی علم بدون انسانیت و اخلاق ارزش دارد؟ آیا اینکه فرضا من به عنوان یک انسان عالم به همه علوم دنیا از هر نوعش شوم و یک نفر هم نوع من چنین جنایاتی انجام دهد جمع ما و نوع ما به عنوان بشر اصلا ارزش وجود داریم؟ استاد بزرگوار بنده می دانم که قطعا و یقینا هر چه خدا انجام بدهد حق است و فکر من کوتاه است اگر آن را درک نمی کنم اما از شما می خواهم کمکم کنید و آگاهم کنید تا از طرفی با دانستن اینکه بشر چرا ارزش وجود داشت دلم آرام بگیرد و از طرفی هم در مورد آن علم و اسما که بشر را با وجود همه جنایاتش لایق وجود کرد بیشتر بدانم و بفهمم که چیست و سعی کنم آن را در خودم بیابم و پرورش دهم؟ باز هم ممنون از پاسخگویی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این شعر را در نظر دارید که:

 «آدميزاده طرفه معجوني است

کز فرشته سرشته و ز حيوان

گر کند ميل اين بود کم از اين

ور کند ميل آن شود به از آن»

روی این موضوع فکر کنید که خداوند با اذن‌دادنِ به این انسان‌ها که تا این اندازه رذالت خود را نشان دهند، ما را متذکر چه امری می‌کند. آن‌کس که قربانی این جنایت می‌شود یک بحث است که چه حکمتی بین او و خدا در کار بوده، و یک بحث در آن است که اگر بشر قدرت و تکنیکش رشد کند ولی در دینداری به عمق لازم نرسد و خود را از دین مستغنی بداند کارش به کجاها می‌کشد. پس ما باید در دینداریِ راستین که همان تقوا است جایگاه خود را تعیین کنیم وگرنه فردا از دست ما همان جاری می‌شود که از دست این افراد جاری شد. موفق باشید

22470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار ان شا،الله سایه امثال شما از سرمان کم نشود. ۱. سوالی که دارم اینه که آیا درسته که بگیم هر خالقی هرچیزی رو از جنس خودش خلق میکنه، مثلا اگر ما در ذهنمان یک صندلی خلق کنیم آن صندلی از ذهن ما جدا نیس و از جنس ذهن ما هست؟ یعنی الان ما و خدا از یک جنسیم و ما خداییم؟ یا به گونه ای تجلی خدا هستیم؟ و حدیث «ان الله قریب من حبل الورید» را به اینطور معنا کنیم که ما و خدا یکی هسیم. ۲. سوال دیگری که وجود دارد این هست که آیا ما قبل از تولد و ورود به دنیا ظرفیتی کسب کرده ایم که با توجه به آن وارد دنیا می شویم؟ مثلا ائمه و معصومین چنان ظرفیتی کسب کردند که در این دنیا بتوانند معصوم شوند، و ما ها با توجه به آن ظرفیت ها در چنین خانواده و شرایطی وارد دنیا می شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند وجود مطلق است و وجود ما از وجود اوست و از این جهت همجنس هستیم. ولی هیچ‌وقت مخلوق در حکم خالق نمی‌باشد. 2- ما قبل از این دنیا هم با انتخابی که در ذات هر انسان هست از خدا تقاضایی کرده‌ایم در رابطه با نحوه‌ی خلقت خود و خداوند هم مطابق سمیع و خبیربودنش جواب تقاضای ما را داده است و آن انتخاب، هنوز هم می‌تواند به شکل‌های مختلف ادامه داشته باشد. موفق باشید

22362
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در جایی گفتید که این «من» هست که مریض میشه و تن، مریضی من را ظاهر می کند. مریضی نفس انسان به چه معناست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس اگر به عللی مثل گرفتاری به گناه، از تعادل خارج شود و ضعیف گردد نمی‌تواند بدن را آن‌طور که شایسته است تدبیر کند و بدین لحاظ بدن، بیمار می‌شود و این غیر از آن نوع بیماری است که به جهت عوامل بیرونی برای بدن پیش می‌آید. موفق باشید 

20794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: مطلبی از شهید آوینی دیدم که می فرمودند که بعضی از متفکرین اسلامی سعی بر جمع بین دینداری و اومانیسم داشته اند. نظر حضرتعالی را می خواستم نسبت به موضوع جویا شوم. آیا این موضوع تاکنون مورد نقد قرار گرفته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. وقتی ما به جای اصالت‌دادن به عبودیت خدا، اصالت را به امیال انسانی بدهیمع هرچند در پوشش دینی هم باشد؛ نحوه‌ای از اومانیسم را دامن زده‌ایم. نمونه‌ی آن سخنرانی آقای دکتر سروش در مورد اومانیسم می‌تواند باشد. موفق باشید

19631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات قبول. می خواستم نظر شما را در مورد مساله ای بدونم، با توجه به مباحثی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند» مطرح کردید اگر شرایطی برای یک خانم پیش بیاد که از طرف یک نهاد انقلابی مثل سپاه پاسداران پیشنهاد استخدام در مجموعه فرهنگی داشته باشه و اون خانوم مبنای فکریش در کارهای فرهنگی بر طبق مبانی کتاب مڌکور باشه و توانمندی اجتماعی هم برای کار فرهنڱی عمیق داشته باشه آیا تکلیف بر قبول این پیشنهاده یا کمال زن در حضور کمتر در اجتماع هست؟ در صورتی که اگر قبول نکنه کسانی این پست را اشغال کنند که تفکر صحیح و دقیقی نسبت به مسایل اسلام و انقلاب ندارن. می خوام بدونم کمال این خانوم و صلاحش و تکلیفش نسبت به امام زمان (عج) و امام خامنه ای چیه؟ لطفا راهنماییم کنید. خدا بر توفیقات شما بیفزاید در شب قدر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شد بسیاری از فعالیت‌هایی که دیروز در خانه و قبیله انجام می‌شد و معنا نداشت زن وارد کوچه و بازار بشود، امروز اکثر آن فعالیت‌ها به صحنه‌ی جامعه آمده است و در این رابطه چه اشکال دارد که ما به صورت صحیح و برای فعالیت‌های فکری فرهنگی وارد نهاد ارزشمندی مثل سپاه بشویم. موفق باشید

16497
متن پرسش
سلام استاد: اینکه انسان مختار است، که گناه کند و ثواب، و اگر قبول کنیم که وقتی کاری انجام می شود، قوّه ای به فعل تبدیل می شود، و اگر قبول کنیم این قوا را خدا آفریده یعنی قوّه ی گناه کردن را هم خدا آفریده است؟ ممنون از استاد عزیز. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم قوه‌ی هر کاری را خدا به انسان می‌دهد ولی چون قوه‌ی ترک آن را نیز به انسان داده‌است، آن فعل به انسان بر می‌گردد. موفق باشید

15591
متن پرسش
استاد خدا ما رو خلق کرده که یه مدت تو دنیا زندگی کنیم و اصلاحا به تکامل برسیم و بعد بریم تو جهنم یا بهشت خوب برای چی؟ اگر ما خلق نمی شدیم چه اتفاقی می افتاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما خلق نمی‌شدیم از جهت حضرت حق چیزی نمی‌شد، ولی از آن‌جایی که حضرت حق سمیع است و تقاضای پدیدارشدنِ ما را می‌شنود، طلبِ ما را بی‌جواب نگذاشت. و در همین رابطه حضرت موسی«علیه‌السلام» در مقابل فرعون، همراه با برادرشان حضرت هارون، در معرفی خداوند می‌فرمایند: «رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏»(50)/ طه) پروردگار ما آن کسی است که خلقت هرچیزی را به آن چیز می‌دهد و سپس هدایتش می‌کند. ملاحظه می‌کنید که در این آیه روشن می‌کند که هرچیزی، خلقت خاص خود را دارد و خداوند آن خلقت را که آن چیز، طالب است به آن می‌دهد. موفق باشید 

14525
متن پرسش
به نام خدا: با سلام و خدا قوت: استاد جوابی که به سوال شماره 14490 دادید مرا به عنوان یک مادری که این قضیه را از نزدیک لمس کرده قانع نکرد و فکر می کنم به این راحتی نمی توان گفت که این نوع رابطه دو گانگی تربیتی ایجاد نمی کند فرض کنید خانواده دیگر مقید به عدم تماشای تلویزیون در حد ضرورت نباشند یا از گوشی و بازی های کامپیوتری بیش از حد استفاده کنند و این را نوعی لطف به کودک تلقی کنند. این آیا باعث دو گانگی نمی شود؟ در حالی که والدین کودک این نوع تربیت را مناسب کودک نمی دانند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمائید که در چه دنیایی زندگی می‌کنید! ما نمی‌توانیم فرزندان خود را ایزوله و منزوی کنیم و در همین رابطه است که بعضاً باید بین بد و بدتر تصمیم بگیریم و مسلّم جداکردنِ فرزند از زندگی پدر بزرگ و مادر بزرگ؛ انتخاب بدتری است. باید سعی کرد در کنار آن‌ها تذکرات مادرانه‌ی خود را به فرزندتان بدهید. روش جناب حجت‌الاسلام آقای اشترانی در سایت «مزرعه‌ی ایمانی» می‌تواند راهنمای خوبی برای جنابعالی باشد. موفق باشید

13906
متن پرسش
سلام حاج آقا: خدا به من امانت داد این نفس و این حیات رو. من از عمد و از روی نادانی این نفس را به ابتذال کشاندم تا جایی که سگ بزرگ و اژدهای وحشتناکی را به آن راه دادم و آن را توجیه کردم و به این امانت خیانت کردم و ایامی را به خیانت گذراندم. تا جایی که نفسم به صورتی شد که خودم هم باورم نمی شود چطور اینقد پست شد که توانست خیانت کند به این امانت الهی. حالم از خودم بد می شود و کم آوردم و خداوند باید من را حفظ کند ... اصلا حال خودم را مناسب ریزش رحمت الهی نمی دانم که از او رحمت و بخشش بخواهم. گناه، من را از خدا دور کرد و زندگیم را بی معنی کرد... نفهمیدم چگونه راه می روم و چگونه سخن می گویم و ظلم کردم. خیانت روی خیانت. خیانت به روح الهی که در من دمیده بود. چه کنم که این اژدها را بیرون کنم درحالی که با این شخصیتی که از خود ساختم امکان ندارد که بیرون رود... چه کنم خدا. خاک به سر شدم حاج آقا. زحمات انبیاء و مؤمنین را به باد دادم. شخصیتم را این گونه ساختم و یک گناه نیست که از آن توبه کنم. هیچ راهی برای خودم نمی بینم و اینقدر ظلمات روی ظلمات است که نمی توانم به پس فردا خوشبین باشم چون شخصیت خود را ضایع کردم. زحمات شما را نیز بر باد دادم. گریه های شبانه تان را به باد دادم. همه چیز را ضایع کردم. توبه برایم معنی نمی دهد. بخشش الهی برایم معنی نمی دهد. چون خودم می دانم چه کردم تازه این یک هزارم واقعیتی است که نمی بینم. چه کنم واقعا که این شخصیت دگرگون شود. هیچ امیدی ندارم و می دانم هیچ کاری نمی شود کرد چون اراده ی درست و حسابی از این شخصیت مبتذل من صادر نمی شود. باز آمدم زحمت شما را بدهم بلکه جمله ای بگویید که اثری کند. اینهایی که نوشتم ناظر به باطن است نه اینکه گناه فعلی انجام داده باشم ولی این باطن، در ظاهر هم ظهور دارد. حالم خیلی بد است از شخصیتم. یا علی.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر به خوبی‌های دیگران و انگیزه‌های قدسی افراد غفلت نکنید و به افرادی که خوبی را تنها منتسب به خود می‌کنند و موجب انشقاق بین مؤمنین می‌گردند، حذر نمایید. این‌طور نیست که بعضی‌ها در جامعه‌ی اسلامی، خوبِ خوب و بعضی‌ها بدِ بد باشند. نظر به سنت‌های تکوینی جاری در عالم داشته باشید و بدانید گناهان به هرشکلی که باشد میهمان‌های ناخوانده‌اند و در فطرت جای ندارند. موفق باشید

12804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای امری دچار شک شدم راستش مشورت گرفتم و هر چه فکر کردم به نتیجه ی قابل عمل کردنی نرسیدم. نماز امام زمان(عج) خواندم و خودم سه بار استخاره کردم البته با نرم افزار که شرح آیه و استخاره را توضیح می داد. هر سه بار بد آمد. می خواستم بدانم اشتباه عمل کردم یا اینکه باید طور دیگری عمل می کردم؟ واقعا معذرت میخوام وقت با ارزش شما را می گیرم با این سوال!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با عقل خود موضوع را بررسی کنید و با افراد صاحب‌نظر مشورت نمایید. موفق باشید

12718
متن پرسش
سلام: سوالم در مورد رساله الولایه است. چرا زندگی قبل دنیایی (قبل تولد) را شما یک حقیقت می دانید دلیل حقیقی بودن این زندگی و زندگی بعد دنیا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اقرار به ربوبیت حضرت حق در عهد الست که در آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف بدان اشاره دارد، دلیل بر زندگی قبل از دنیایی هرکس است و معاد و ابدیت روح دلیل بر زندگی بعد از دنیایی او است. موفق باشید

8512
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده. بنده دختری بیست و چند ساله ام که دچار مشکلات بسیار روحی روانی شدم و علت آن را نیز رفتارهای والدین و به خصوص مادرم می دانم که در طول سالهای زندگی ام تا کنون بر سر کوچکترین چیزها فریاد می کشیدند که همیشه مرا اذیت می کرد و اعتراض می کردم اما فایده نداشت و این باعث شد که الان بعد سالها دچار مشکلات روانی بسیاری شده ام و مثلا دیگر آرامش ندارم مخصوصا وقتی که مادرم در منزل هستند هر لحظه احساس میکنم اتفاقی بدی خواهد افتاد در نتیجه همیشه ناآرام ام. بنده مادرم را مقصر این مشکلاتم میدانم -حتی مشکلات دینی هم بیدا کردم - و حالت نفرتی به ایشان دارم. چه باید بکنم و اصلا چگونه از لحاظ معرفتی به مساله نگاه کنم تا ....؟ بنده تا حدی با مباحث معرفتی از جمله مباحث شما آشنا ام. با توجه به اینکه مادر نقش اصلی در تربیت دارند من احساس می کنم که من که چنین مادر ناآرامی و چنین خانواده متشنجی دارم نمی توانم آدم سالم و خوبی بشوم لطفا مرا راهنمایی کنید که درست فکر کنم.آیا هستند کسانی که مادر خوب و خانواده خوبی نداشتند- مخصوصا مادر- ولی آدمهای مومن خوبی شدند؟ لطفا جواب مختصر ندهید چون فکر میکنم بیشتر مشکلاتم معرفتی است. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما در روایت داریم اگر والدین شما هیچ کمکی به شما نکنند همین‌که مسیر ایجاد شما توسط خداوند هستند حقی به گردن شما دارند. از طرفی بسیاری از کسانی که به جایی رسیدند در درون همین مشکلات به جایی رسیدند. راه صعود شما اولاً: محبت به والدین‌تان است. ثانیاً: از تقصیر مادرتان بگذرید زیرا او مستضعف است. ثالثاً: در دل این ناآرامی‌ها گوهر صبر را به‌دست آورید تا راه‌های ناگشوده‌ی نورانی در مقابل‌تان گشوده شود. خوش‌خلقی و گذشت فراموشتان نشود. موفق باشید
نمایش چاپی