باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین تذکر به احکام، با قرآن و روایات گفتمان خود را شروع کنید. معارف دینی در طرح درست آیات و روایات به شما کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تسبیح نظر به حقیقت حق است بدون هرگونه محدودیت، و هر موجودی در عین نظر به کمالات خود، متوجهی کمال بینهایت حضرت حق میگردد و لذا در عین تسبیح، تحمید کرده است. یعنی اولاً: کمالاتی را مدّ نظر دارد که از طرف حق جاری و ساری شده است، در ثانی؛ آن کمالات به صورت بینهایت مربوط به حق میشود. به همین جهت داریم «یسبح بحمده» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم آن سیری که کاربر محترم در سؤال 12592 مطرح فرمودهاند، خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد یزدانپناه با نظر به دروس اساتید مذکور به شرح فصوص پرداختهاند. فکر میکنم اگر بدون این نوع دغدغهها، مباحث ایشان را دنبال کنید، در نزدیکی به نگاه جناب ابنعربی موفق خواهید شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد:
۲۳۷۲۳ باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سعی بفرمایید هر آنچه آن استاد فرمودهاند را دنبال کنید و راهکار را هم از همان عزیز بپرسید چون ممکن است قصد خاصی داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام به عنوان ولیّ الهی مظهر اسم جامع حضرت حق است در عین آنکه در ذات خود عین فقر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع ادبیات در آن زمان معمول بوده که وقتی میخواستند توصیه کنند به رعایت ضعیفان، زنان و حیوانات را کنار هم میاوردند بدون آنکه قصد توهین داشته باشند 2- نظر جناب آقای ملاهادی سبزواری هیچ مبنایِ علمی و دینی ندارد. آنچه برای ما حجت است سخن قرآن است که فرمود: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (97)/نحل) که در این رابطه برای رسیدن به حیات طیبه که عالیترین درجهی یک انسان است هیچ تفاوتی قائل نیست. منتها وظایف آنها متفاوت است و این به این معنا نیست که ارزش وظایف مردانه برتر است و احتمالاً اشکال آقایان در این غفلت اخیر است. این امام خمینی است که میفرمایند: «زنان ما بايد مقابل بعضى آخوندهاى بى اطلاع از مصالح مسلمين كه نظرات خودشان را تحميل كرده اند تا زنان ما را از حقوق خودشان محروم كنند، بايستند.». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید برهان نظم به گفتهی شهید مطهری یک تذکر است و نه یک برهان. برعکسِ برهانهایی مثل برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» که موجب یقین عقلی میشود. در مورد حادثههای تاریخی، بحث در کتب مسلمانان و غیر مسلمانان نیست، بحث در آن است که آیا عقل میپذیرد چنین حادثههایی که سینه به سینه در نسلهای گسترده که امکان تبانیِ آنها نیست، با تبانیِ عدهای بهوجود آمده باشد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جایگاه آدم قبل از هبوط، جایگاهی است فوق مکان و زمان، و صورت برزخی دارد. به این معنا که حقیقتِ موضوع در آنجا جاری است و از این جهت آری! آدم، نمادِ اعتدال است ولی بدین معنا نیست که در آن موطن، صورتی از سجده در میان نباشد. چه اشکال دارد که آن صورتها آنجا باشد ولی ظرفیت همهی صورتهای دنیایی در آن نهفته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بهتر است به جای تأثیر جنّ در بیماریها، واژهی «وهم» و «واهمه» را بهکار بریم. زیرا جنّ و شیطان از طریق قوهی واهمه وساوس خود را انجام میدهد و عملاً موضوع وَهم و وسوسه در میان است نه آنکه موجودی به نام جنّ با ماهیتِ شخصی خودش نقشآفرین باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان صدرا، زبان رجوع به وجود است و این اوج یک تفکر است. زیرا بالاتر از تفکری که رجوع به وجود دارد، تفکری نیست. میماند که در رجوع به وجود، تنها به حکمت متعالیه بسنده نکنیم. همانطور که در جواب سؤال 18529 عرض شد؛ رجوع به وجود از طریق عقل هایدگری نیز برکات خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد میفرمایند فطرت ممکن است غبار بگیرد و تضعیف شود در حدّی که انسان متذکر اشارات فطرت خود نشود؛ ولی از بین نمیرود. از طرفی همهی انسانها در داشتن فطرت مساویاند و فقرهی «لاتبدیل لخلقاللّه» در آیهی 30 سورهی روم به همین نکته اشاره دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید زمانه جنبهی ظلمانیاش غلبه دارد ولی اگر ما با سلوک الهی با آنها برخورد کنیم، وجه الهی آنها را تحریک کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. چون فرشتگان دارای اختیار نیستند که بحث تکامل برای آنها مطرح باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن پس از طرح اینکه میفرماید زن و مرد از نفس واحدى خلق شده اند و هر دو داراى گوهر واحدى هستند، نکتهی دومى را مى توان مطرح كرد كه خداوند مى فرمايد: اگر هر كدام از آنها عمل صالحى را انجام دهند بدون هيچ تبعيضى نتيجه كار خود را مى برند، كه اين نشانه آن است كه در اصلِ شخصيت و فهم حقيقت مساوى اند. به عنوان مثال اگر يك آدم مست و يك آدم هوشيار پول به گدا بدهند هر دو يك ارزش ندارد، زيرا آدم مست اصلًا در حالت انتخاب طبيعى نيست و لذا بخشش او يك بخشش اختيارى به حساب نمى آيد. پس اگر آن دو يك عمل را انجام دهند چون در حين انجام بخشش يك شخصيت و يك انگيزه ندارند عمل آنها ارزش يكسان ندارد. حال اگر دو شخصيت يك عمل را انجام دهند و خداوند بفرمايد ارزشِ عملِ هر دوى آنها مساوى است نتيجه مى گيريم كه اين دو شخصيت در حقيقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوى اند. خداوند در قرآن مى فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[1] هركس از زن و مرد عمل صالحى را انجام دهند، در حالى كه مؤمن باشند، به هر كدام حيات طيب و پاك مى دهيم. حياتى كه آلوده به خيالات دنيايى و اميال حيوانى نباشد. طبق اين آيه خداوند مى فرمايد: زن و مرد هر كدام كه باشند، در صورتى كه مؤمن بوده و عمل صالحى انجام دهند، عملشان براى ما يك اندازه ارزش دارد. نتيجه مى گيريم كه ارزش شخصيتشان نزد خداوند يكسان است و در ادامه مى فرمايد: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[2] و حتماً با مقياس قرار دادن بهترين عمل، بقيه اعمالشان را نيز پاداش مى دهيم. پس با توجه به اين اصل از اين دو آيه اين را فهميديم كه زن و مرد در شخصيت و مقام، از نظر اسلام يك ميليارديم فرق ندارند. البته اگر كسى عكسِ آن را هم بگويد و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است كه كسى بگويد مردان برتر از زناناند. با توجه به آیهی فوق؛ باید روایت مورد بحث را به عنوان زن در مقابل مرد قلمداد نکرد، بلکه به عنوان کسی که نقش فریبکاری دارد، مدّ نظر قرار داد. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که «زن» را در عرضِ حبّ الشهوات آورده.
از طرفی وقتی خداوند وظایفی به عهدهی زنان گذارده مثل فرزندداری و همسرداری، به همان اندازه که او وظایف خود را انجام دهد مورد رضوان الهی قرار میگیرد. چه چیزی از این بهتر! نکتهی آخر اینکه فکر نمیکنم روحانیتِ زنان کمتر از مردان باشد. محیالدینبنعربی در عین آنکه از یکی از استادانش که زن بوده است، یاد میکند، معتقد است زمینهی سلوک عرفانی در زنان بیشتر است. البته اصل این مباحث را میتوانید در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره نحل، آيه 97.
[2] ( 2)- سوره نحل، آيه 97.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهداء در نظر به فرهنگ مهدویت متوجهی ظرفیت تاریخی که از طریق اسلام بهوجود آمده، بودند ودر آن راستا جایگاه انقلاب اسلامی را شناختند و متوجهی ظرفیت این انقلاب که منجر به ظهور حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» میشود، شدند. و لذا به زیبایی معنایِ خود را در عهد با انقلاب اسلامی شکل دادند، در آن حدّ که تا پای جان برای دفاع از انقلاب و حضور بیشتر آن ودیعهی الهی در دنیای معاصر در میدان ماندند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح حدیث شمارهی 13 قبلاً داشتم و در حال حاضر هم حدیث شماره 27 را عرایضی در موردش دارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که نمیتوان در این موارد بهراحتی نظر داد. زیرا نگاه فیلسوف غربی در فرهنگ خاص خودش معنای حقیقی خود را دارد. آری از امثال هگل و هایدگر و حتی نیچه میتوان تذکراتی را گرفت، ولی ما در زمین فلسفی خودمان میتوانیم بازی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ابراهیم«علیهالسلام» چون به درجهی عقل کامل رسیده بودند، وقتی شیطان به خیال ایشان ورود پیدا کرد و در خارج از ذهن نیز ممثل شد؛ متوجه شیطنت او شدند. وگرنه اگر مقام ایشان در حدّ خیال متوقف بود تحت تأثیر شیطان قرار میگرفتند. موفق باشید
