بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12229
متن پرسش
سلام: ممنون از پاسختون. در مورد ماشین فرمايشتون درست است ولی مثلا اینکه با ایمیل وایبر یا همون تلفن میتونیم از احوال عزيزانمون با خبر بشیم چی؟ درسته که همین دوری تحفه فرهنگ غربی است بعد برای راه حل ابزار و تکنولوژی رو پیشنهاد داد ولی خب در زمان های قدیم هم انسانها به دلایلی از جمله سفر های طولانی از هم دور میشدن و از احوال یکدیگر بی خبر بودن البته شاید ارتباط دلی و روحی آنها بیشتر بوده یا توکل واقعی داشتن و نگرانی بی مورد به سراغشون نميومده که شامل حال همه نميشده ولی من نمیتونم تشخیص بدم الان تکنولوژی به ما انسانها در جهت ارتباط بیشتر کمکی کرده یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استفاده از تکنولوژی امروز در حکم اَکلِ مَیْتِه است. عرایضی در این موارد که می‌فرمایید در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» داشته‌ام. موفق باشید

10507
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: چیزی ماننده خوره افتاده به جانم! داشتم مقدمات سفر اربعین اباعبدالله را آماده می کردم، دل را بریدم از برخی تعلقات، بنا را گذاشتم بر شهادت در اربعین، هر چند عقل سعی می کرد مانعم شود و زندگی تازه شروع شده و شرایط آن را گوشزد کند، اما دیگر وصیت نامه را هم کم کم آماده کرده ام، یک وصیت نامه اربعینی، دلم خوش بود تا در این تجلی ظهور نقشی ایفا کنم و بچشم، اما امروز که با پدر و مادرم صحبت کردم، می بینم قلبا راضی نیستن بنده بروم به سفر، نگرانی از جانم دارند، هر چه اطمینان هم بدهم قلبا راضی نیستند، پدرم متاسفانه دیسک کمر دارد و بعضا کارهای منزلشان را هم بنده انجام می دهم، اگر دو هفته آنها را به حال خودشان رها کنم قطعا به مشکل بر میخورن، حال نمی دانم چه کنم، آیا در این لبیک یا صاحب الزمان نقشی نداشته باشم؟ نکند من در سپاه کوفه ام؟ نکند خانه و منزل و پدر و مادر می خواهند من را از شرکت در این سپاه حسینی محروم کنند؟ چه وظیفه ای دارم؟ همه دارند می روند در پناه اباعبدالله، نکند من بروم جبهه دیگر؟، قولی از آنها گرفتم که اگر جبهه اسلام به نیروی رزمی نیاز داشته باشد، بنده بی اجازه شما خواهم رفت، خداوند نصیب شما نکند این حس را، التماس دعا. موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه‌خیر؛ نه در سپاه کوفه‌اید و نه از زیر سایه‌ی منوّر حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» خارج‌اید، با توجه به نیازی که پدرتان به شما دارند محکم در خدمت پدرتان باشید و امیدوار به نتایج کامل تری باشید. موفق باشید
9689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم سوال کنم روایت امام سجاد (ع) که مربوط به فضیلت نماز غفیله است (که نقل شده یزید از ایشان سوال کرد می خواهم توبه کنم و امام فرمودند 2 رکعت نماز غفیله بخوان توبه ات قبول است) معتبر است ؟ و سند آن؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شنیده‌ام ولی در جریان صحت و سقم آن نیستم. موفق باشید
9636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم...شرمنده استاد عزیز که مجدد مزاحمت ایجاد میکنم. . .اگر به بخش کتب سایت سر بزنید. . .مورد 54 یعنی آخرین مورد،کتاب معرفت النفس و الحشر هست،ولی وقتی رویش کلیک میکنید،میبینید که کتاب انسان در فراخنای... می آید. . .قبلا هم تذکر داده بودم...اگر صلاح بود بفرمایید تا اصلاح کنند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت؛ لطفاً کتاب فرندم جلد 1 و کتاب معرفتِ نفس و حشر را روی سایت قرار دهید. شایسته است چاپ کتاب فرزندم را در صفحه‌ی اول به اطلاع کاربران محترم برسانید و متن پشت جلد آن را وسیله‌ی معرفی کتاب قرار دهند. موفق باشید
8157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا انشاء و احیاء متفاوتند؟ با توجه به آیه ی کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون. بقره 28 . آیا عالمی به عنوان ممات پیش از حیات میتوان در نظر گرفت؟ اگر بله چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: باید با نظر به کاربرد این واژه‌ها متوجه معنای آن شد. در آیه‌ی 28 سوره‌ی بقره می‌فرماید چگونه به خداوند کافر می‌شوید و متوجه حضور او در همه‌ی مناسبات عالم نیستید، در حالی‌که حیاتی نداشتید پس زنده تان کرد سپس میراند و سپس زنده کرد و سپس به سوی حضرت حق رجوع خواهید کرد. عالم قبل از حیات اولیه همان عدم حیات است و آیه می‌خواهد سیر از عدم حیات به سوی حیات را متذکر شود. موفق باشید
8140
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت استاد من سیر شما را هم حضوری و هم با شنیدن سی دی های خودتون ادامه دادم اما کتاب از برهان تا عرفان برای من ثقیل بود تا جیی که من اصلا حرکت جوهری را نمیفهمم و بشدت علاقه مندم که بفهمم و انشاالله تفکر صحیحی پیدا کنم.چکار باید بکنم؟ من لیساس کامپیوتر دارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فعلا برهان صدیقین را دنبال کنید إن شاءاللّه با پشت کار مشکل حل می شود ولی برهان حرکت جوهری را فعلا دنبال نکنید. موفق باشید
7958
متن پرسش
سلام علیکم تفاسیر متعددی از قرآن کریم موجود است، به نظر شما کدام تفسیر قرآن روان تر است؟ در کتب حدیث چطور؟ قویترین و مستند ترین کتب حدیث شیعی کدامند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تفسیر المیزان خیلی متین و دقیق است و همین ترجمه‌ای که از آقای موسوی همدانی در بازار هست خوب است. اصول کافی و تحف‌العقول برای شروع کار خیلی خوب است. خیلی گیر ترجمه‌ها نباشید با هر ترجمه‌ای شروع کنید نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
7256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام خدمت استاد عزیز بنده مقداری پول داشتم که یک حساب گنجینه بانک صادرات باز کردم و ماهیانه مبلغی می ریزم بعد از پنج سال بانک همان پول را با مقدار برابرش پس می دهد و هدفم این بود برای جهیزیه دخترم پس اندازی کرده باشم اما ناگهان به فکر افتادم من اگر این پول و مقدار ماهیانه را به قرض الحسنه محل می دادم تا گوشه ای از مشکلات کسانی که فی الحال در گیر مشکل هستند حل شود آیا بهتر نبود وامید واربه توکل به خدا و اعتماد به وعده های او در باره قرض الحسنه باشم تصمیم گرفتم آن پول را بگیرم و یک حساب قرض الحسنه باز کنم حال می خواستم نظر استاد عزیز را در این باره بدانم با کمال تشکر خدا حافظ
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آن بانک قرض‌الحسنه حقیقتاً در مسیر رفع مشکلات مردم قدم برمی‌دارد، معلوم است که اگر پول‌تان را در آن مسیر قرار دهید، نتایج دنیایی و آخرتی بهتری برای شما دارد. موفق باشید
6698
متن پرسش
سلام وخداقوت 1.می خواستم بدانم وظیفه ی ما درباره فضای مجازی چیست وچه طور باید باشد باتوجه به این که الان قلب های افراد را این روح تسخیر کرده است وانواع حالات جدیدی که اطلاع دارید وی چت و... نحوه ی رویکرد ماباید چطور باشد؟ 2.درباره جمله ای که از روحانیون تاکید میشود درباره تاکید بالا وبلاگ زدن و..... چطور؟ چون بنده نمی بینم چیزی جزء کپی کردن ها وسرگرمی های جدید؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حداقل باید از همین وسایل در راستای اهداف خودمان استفاده کنیم ولی تسخیر آن نشویم و متوجه محدودیت‌های آن باشیم 2- به هر صورت امروز می‌توان معارف دینی را از طریق فضای مجازی در آن حدّ که ظرفیت دارد، ارائه داد. موفق باشید
6579
متن پرسش
سلام علیکم 1-تکامل برزخی داریم؟ اگر بله با چه توجیه فلسفی ای. 2- ماهیت علم و آگاهی چیست؟آیا حضور شی یا صورت آن نزد عالم دلیل لازم است یا کافی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تکامل در برزخ در حدّ رفع حجاب است ولی این‌که در آن‌جا نیز اراده‌ای باشد که انسان بتواند شخصیت جدیدی برای خود شکل بدهد، نه 2- علم یا آگاهی یک موضوع وجودی است که تعریف‌بردار نیست، خودش در نزد شما خود را معنا می‌کند. حضور شیئ نزد ما همان علم ما است، در واقع صورت علمی شیئ نزد عالم است و نه چیز دیگر. پس همان صورت دلیل کافی علم ما است. موفق باشید
5228
متن پرسش
با سلام لطفا متن کتابهایی که تازه چاپ شده من جمله جایگاه حادثه ها را روی سایت قرار دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت: چقدر خوب است درست همان زمان که کتاب به بازار می‌آید به عنوان یک خبر کتاب روی صفحه‌ی اول سایت قرار گیرد. موفق باشید
2461

جایگاه توبهبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز یک سوال مدتی است ذهن مرا مشغول کرده است در یکی از مباحث شما شنیدم که گناههای انسان برای همیشه در نفس نقش میبندد وممکن است در راه سلوک در جاهای مختلف جلوی چشم انسان بیاید ومانع شود . میخواستم بدانم آیا اگر کسی توبه به معنای واقعی بکند باز هم این احتمال وجود دارد یا ممکن است به طور کلی پاک شود ؟ آیا کسی که از اول واردر اه سلوک شده و علم به این مطلب پیدا کرده و تا توانسته گناه را ترک کند با کسی که بعداز توبه وارد این راه شدا است در رسیدن به مقصد متفاوت اند؟منظورم این است که ایا میشود فرد توبه کرده از فرد دیگر بالاتر برود ؟یا مثلا زودتر به مقصد برسد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «من تاب لذنب کمن لا ذبی له» کسی که توبه کند مثل کسی است که گناه نکرده. بیش از این نباید مسئله را دنبال کرد تا گرفتار وسواس شویم. این دانایی به چه درد می‌خورد که بدانیم آیا کسی توبه کرده بالاتر است ویاآن‌کسی که گناه نکرده تا توبه کند. هزار احتمال در آن هست که آیا شخص توبه‌کننده چه اندازه از گناهی که از آن توبه کرده متنفر است آیا بیشتر از آن کسی که آن گناه را نکرده متنفر است؟ شاید این‌طور باشد. مگر حساب مردم در روز قیامت را به عهده‌ی شما گذارده‌اند که دنبال این علم هستید؟! اگرگناه کرده‌اید، توبه کنید و امیدوار بخشش باشید. موفق باشید
2104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم چندی پیش بنده این سوال را از شما کردم ولی جوابی دریافت نکردم نظر شما در مورد حاج آقا مجتبی موسوی در درچه چیست ایشان را چگونه می بینید و باید چگونه از ایشان استفاده کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام :بنده چیزی نمی‌دانم. موفق باشید
22414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: اساتید پزشکی کاملا حجامت رو رد می کنند و تاکید بر خون دادن به بانک خون دارند آیا این ناشی از عدم آگاهی آنها نسبت به دستورات پیامبر و غرق شدن در علم مادی و دنیوی است؟ یا این مورد از آن مواردی است که شکل آن در زمانه حال تغییر کرده مثلا خون دادن به جای حجامت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همه‌ی پزشکان مسئله‌ی حجامت را رد نمی‌کنند، این‌هایی هم که رد می‌کنند تصورشان آن است که از نظام بدن انسان‌ها با روش علم تجربی، علم کامل به‌دست آورده‌اند. در حالی‌که این‌طور نیست. موفق باشید

20585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: توصیه ی شما برای طول مسیر پیاده زوی اربعین چی هست؟ ذکر گفتن، گوش دادن به سخنرانی های خاصی؟ چیز خاصی مد نظرتون هست؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیت مسئله که حضور در تاریخی است از جنس انقلاب اسلامی؛ نباید فراموش شود و در کنار آن اذکار توحیدی و یا گوش‌دادن به سخنانی که متذکر معارف الهی است، کار خوبی است. موفق باشید

20270
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من دانشجوی اصفهانی دانشگاه شریف هستم که بنا بر دغدغه ای که داشته ام مزاحم استادم برای مشورت گیری شده ام. مسئله این است که بنده بحمدالله چند سال پیش که با بحث ها و کتب جناب عالی آشنا شدم نمی گویم همان مواقع و در شروع کار ولی به تدریج احساس کردم به لطف خدا دریچه های مهمی از معارف به قلب و زندگی ام باز شد. آرام آرام احساس خلأ نسبی بحث های معرفتی به نگاه حضوری و وجودی ای که شما به آن ها دارید، را در جو عمومی مذهبیون احساس کردم و این احساس موقعی شدید شد که وارد دانشگاه شدم و متوجه شدم فارغ از جماعتی که انقطاع از دین را افتخار خود می دانند، جماعت مذهبی و حزب اللهی و بسیجی و جوان جامعه هم به صورت عمومی انگار چنین رجوع حضوری به دین در حالت کلی ندارند. و این خلأیی بوده که فکر می کنم همین باعث شده که بنده آن طور که باید نتوانم با دوستان بسیجی و حزب اللهی اطراف خودم ارتباط برقرار کنم و بسیج دانشگاه را به منزله ی بچه ای تصور کنم که دوستش دارم اما ندانم چرا این بچه را وقتی بغل می کنم انگار لگد می زند و انگار تمایل دارد بعضی مواقع جوان بازی خود را ادامه دهد. (البته این هم بگویم که خدا را شاکر باید بود که بسیج این دانشگاه که بعداً نقش مهمی در تحویل مدیران سطح کلان مملکتی به جامعه دارد، انصافاً بسیج فعال و پیگیر و جریان سازی است ولی خب، این خلأها که وجود دارد به نظرم کار را برای آینده و عبور از موانع سخت می کند و به صرف کار زیاد نمی توان دلخوش بود) این خلأیی که عرض کردم و عدم رجوع حضوری و کاربردی و وجودی به دین، در حالت کلی فکر می کنم گریبان گیر کل جامعه ی ماست و همین موضوع است که به ما اجازه نداده دین داری و انقلابمان برایمان کار بدهد و امر امام زمان در جامعه محجور بماند و ما را به سمتی پیش برده که دلمان خوش باشد ما هم متدینیم. احساسم این است تنها راهی که پیش روی ماست برای نجات جامعه و منحرف نشدن مسیر انقلاب، بازگشت به همین عهد حضوری با دین است. نمی دانم چه بگویم؟ ولی شاید کتب عمده ی معارف اسلامی ما چنین سیر و سلوکی را جلوی مخاطبینشان نگذارند. من البته همه کتب اساتید بزرگ را که نخوانده ام ولی فکر می کنم بین حتی علمای اسلام هم در این مسئله انگار تفاوت وجود دارد. دانشگاه شریف با توجه به نقش مهمی که در راستای آینده کشور دارد اگر از این رجوع تهی باشد، بعید می دانم به زمان ظهور بتوانیم خیلی نزدیک بشویم، چرا که به نظر می آید جو عمومی مدیران فعلی مملکتی هم که بسیاری ایراد و اشکال به فکر و نوع نگاه و عملکردشان وارد می دانیم، در گذشته که خب لا مذهب نبوده اند! اتفاقاً انقلاب کردند، فعالیت کردند، احتمالاً بی خوابی کشیده اند و ... من نمی گویم این ها هیچ نبوده است بلکه اتفاقاً فعالیت برای انقلاب خودش یک سلوک است (نگاهی که بسیج الان هم دارد و ظاهراً آن را کافی هم می داند) اما عدم رجوع حضوری و لحظه به لحظه به دین و امر امام زمان در سلوک شخصی و معرفت نفسشان، باعث می شود که گاهی از انقلاب و دین و ... خواه یا ناخواه (روی این ناخواه هم تأکید دارم. چون ممکن است کسی در دلش مرض نداشته باشد اما سیری هم نداشته باشد و همین، موقعی او را از امر امام معصوم جدا کند و در دل مشهورات جامعه بیندازد) دکان بسازند، حالا هر منصبی هم که می خواهند داشته باشند. و همین دکان سازی ها و مصلحت اندیشی ها انقلاب ما را به این وضع دچار کرده! این کجا و آن کجا که همان طور که امام خمینی با سلوکی که داشتند بستری شدند که امر امام زمان از طریق ایشان به جامعه برسد، فرد فرد مسئولان کلان ممکلتی (لااقل تعداد خوبیشان، نه اقلیتشان) چنین باب هایی برای اراده ی الهی در زمین به خواست امام حی و حاضر بشوند. و این مسئله خب، هم فکر و شناخت درست از عالم می طلبد و هم کار و مجاهده ی شخصی و اجتماعی با همان نگاه حضوری که عرض کردم نه نگاه حصولی که پس از مدتی انسان را خسته و دل زده از طی طریق می کند. الغرض، چون که بنده خدا را شکر مباحث شما را در همین راستا یافتم و اینکه مباحث بعضاً بزرگ توحیدی از علمای مختلف مثل امام خمینی یا علامه طباطبایی یا آیت الله جوادی یا ... فکر می کنم در دستگاهی که شما به آن نظر دارید خوب می شود شیرین و عامه پسند به جامعه ارائه شود، می خواستم در خواست کنم با نظر خود شما تلاشی بکنیم که ان شاءالله باب این طور بحث ها (که متأسفانه فکر کنم کمی غریب واقع شده. حالا شاید در اصفهان بیشتر کار شده باشد اما فکر می کنم واقعاً شهرهای دیگر پتانسیلش را دارد) در دانشگاه باز بشود و شما اگر از شاگردان خصوصی خودتان کسی را سراغ دارید که هم صبر و حوصله ی سر و کله زدن با جماعت های مختلف دانشجو (تیپ های مختلف) را داشته باشد (با توجه به صبر و حوصله ای که مطالب حضوری شما هم می طلبد) هم قدرت انتقال مطالب حضوری و دلی را مثل خودتان داشته باشد هم بتواند وقت بگذارد (شاید یک روز در هفته برای جلسه یا ... نمی دانم!) در تهران (خودشان تهران باشند یا اینکه رفت و آمد کنند) ممنون می شوم اگر پیشنهاد و هماهنگ کنید. البته خود استاد صاحب نظر هستند اما به نظر می آید اگر شخصی که مطالب را ارائه می دهد کسوت لازم را در ظاهر نداشته باشد، در رابطه با اعتماد کردن افراد به ایشان و پیگیر شدن بحث ها دچار مشکل می شویم و ممکن است آخرش به جلسات خصوصی منجر شود. حتی بعضی (یا بسیاری) از مذهبیون هم به راحتی نمی توانند به کسی که کسوت لازم را ندارد اعتماد کنند و سیر خودشان را بر مبنای راه او تنظیم کنند. امید به اینکه جای خالی آزاد اندیشی و دوره های معرفت دینی در دانشگاه های ما پر شود و ان شاءالله شیطان روشنفکری که در اوایل ورود دانشجویان به دانشگاه بسیار به دست و پای آن ها می پیچد تا اینکه بی قید و فکرشان کند و کشور را بی آینده، آرام آرام به لطف و مدد الهی از بین برود. ممنون از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی توجه نموده‌اید و حقیقتاً برای عبور از مفهوم به حقیقت و از ماهیت به وجود، باید بیش از آن‌که فکر شده است فکر کرد به‌خصوص که روح تشیع سراسر روحِ رجوع به حقیقت است. فکر می‌کنم با رجوع به حضرت امام و آثار ایشان بازخوانیِ لازم صورت گیرد و به همین جهت حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را رسانه‌ای کردند. می‌ماند که آرام‌آرام متذکر شویم رفقای انقلابی اگر بخواهند به نتیجه‌ی لازم برسند و انقلاب را در بنیادی‌ترین نحوه‌ی حضور تاریخی‌اش بنگرند؛ باید خود را به نگاهِ وجودی که در آثار حضرت امام هست، منوّر کنند. در این رابطه بود که مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» در انتقاد به آقای دکتر عبدالکریمی نوشته شد تا معلوم شود چگونه باید به انقلاب نظر شود تا بتوانیم جواب اشکالاتی که امثال آقای عبدالکریمی پیش می‌آورند را داده باشیم. می‌ماند آیا کسانی هستند که به تهران بیایند و در این رابطه کمک کنند، إن‌شاءاللّه پیش خواهد آمد. موفق باشید  

18652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار لطف بفرمایید و کتاب یا صوتی را درباره ی فلسفه و منطق که در سطح مبتدی و مختصر و مفید باشد و برای کسی که علاقه مند باشد برای اولین بار وارد این زمینه شود، مناسب باشد را معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد منطق اطلاع ندارم. ولی شرح «بدایة الحکمه» جناب آقای امینی‌نژاد را شرح خوبی می‌دانم. موفق باشید

18598
متن پرسش
سلام استاد: سال اولی است که معلم شده ام. نمی دانید چه اوضاعی است در مدارس! بنده در مدرسه ابتدائی و دبیرستان هستم. الف) دانش آموزان گستاخ شده اند و پر رو و احترام بزرگتر را نگه نمی دارند و خیلی بی تربیت و بی ادب شده اند. البته مودب و خوب هم در بین آن ها هست ولی واقعا بنده نمی دانم علتش چیست؟ و آیا در سایر کشورها هم وضع دانش آموزان همین گونه است؟ و ادب و اخلاق و رعایت حرمت ها مرده است؟ ب) استاد بنده در کلاس یا محیط مدرسه چگونه برخوردی در برابر آن ها داشته باشم که هم اسلامی باشد و هم حساب ببرند؟ در برابر بی حرمتی های آن ها چه کنم؟ ج) با خود می گویم کاش وارد این شغل نمی شدم حتی اگر ماهی 2 میلیون پایه حقوق بنده بود که الان 1 میلیون است بنده واردش نمی شدم. با این آموزش و پرورش داغون مملکت به جائی نمی رسد. در سند تحول و در سخنان رهبری هم آمده که باید توجه بشود و هرچه در این عرصه خرج کنیم، سرمایه گذاری کرده ایم اما از حرف تا عمل خیلی فاصله است. فایده اش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرجا روحِ مدرنیته آمده است مثل خود کشورهای غربی که حریم انسان‌ها رعایت نمی‌شود، همین وضع است که می‌بینید 2- سعی کنید روح اصلیِ جوانان را درک نمایید و در مقابل بی‌احترامی‌ها خود را به غفلت بزنید و محبت و رفاقت و دلسوزی با آن‌ها را دنبال کنید. بهترین کار در این دنیا، ساختن همین جوانان است که گوهری در درون خود دارند و باید آن را شکوفا کرد و این با دلسوزی و درکِ آن‌ها میسر است، نه بی‌محلی به آن‌ها. موفق باشید

18290
متن پرسش
وقتی انسان توسط پزشک بیهوش می شود ماده ی بیهوشی روی جسم انسان اثر می گذارد چگونه توجه نفس از جسم منقطع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» عرض شد که وقتی جسم، زمینه‌ی تدبیر نفس را نداشته باشد و نفس احساس تنگنا در بدن بکند از آن منصرف می‌شود. حال یا به صورت موقت مثل خواب و بیهوشی و یا به صورت دائم مثل مرگ. موفق باشید

17876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد حضرتعالی برای بیان مطالب خودتان پیرامون موضوعات مختلف که با سلسله جلسات انجام می گیرد و منجر به یک کتاب یا جزوه می شود، اولا بفرمایید قبل از بیان مطالب خودتان اندیشه می کنید و ذهن خودتان را برای هر جلسه معطوف به یک موضوع می کنید یا فی البداحه صحبت می کنید؟ ثانیا برای اثر گذاری در جان مستمع باید از شیوه خاصی و مهارت ویژه برخوردار بود؟ ثالثا اگر عنایت کرده باشید وقتی انسان به یک سخنران توجه خاصی به کیفیت و چگونگی سخنوری اش می کند بعد از مدتی نوع صحبت کردنش مثل آن شخص می گردد، به نظر شما آیا اساسا چنین رویکردی خوب هست؟ و بفرمایید ما چه شخصیتی را مد نظر قرار دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده عموماً برای صحبت‌های خود از قبل مطالعه و یادداشت‌برداری می‌کنم و بعضاً سرفصلِ یادداشت‌ها به صورت برگه‌ای چاپ‌شده در اختیار حضار قرار می‌دهم و بر اساس آن صحبت می‌شود.  2- فکر نمی‌کنم بد باشد. باید خودتان ببینید با چه شخصیتی روح‌تان هماهنگی دارد. موفق باشید

17145
متن پرسش
با سلام: پاسخ این سوال را از منظر المیزان می خواستم بدانم وگرنه مزاحم وقت شریف استاد نمی شدم. ما چند نوع کفر داریم. مثلا کفر فقهی یا کفر اعتقادی و ... و اینها چه تعاریفی دارند. اینکه در قرآن آمده است که سقف خانه های کافران را نقره می کردیم «و لو لا ان يكون الناس امه واحده لجعلنا لمن يكفر بالرّحمن لبيوتهم سقفا من فضه و معارج عليها يظهرون» (33) این مراد کدام نوع کفر است. و آیا ما الان می توانیم جهان غرب را مصداق این آیه بدانیم؟ چرا؟ آیا باید بین مردم و سران غرب فرق قایل شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر به معنای پوشاندن حق است در هر شرایطی که هستیم و با هر حقی که روبه‌رو می‌شویم. و از این جهت می‌توانید کفر را نسبت به حقی که پوشیده می‌شود معنا کنید. و در آیه‌ی مذکور، کفر به حضرت رحمان را به میان می‌آورد که اگر ایمان مؤمنان سست نمی‌شد به کافران ثروت فراوانی از طرف خداوند داده می‌شد. این کفر، کفرِ به «رحمةٌ للعالمینی» حضرت حق است همان‌طور که کفر به ربوبیت حضرت حق یا کفر به قهاریت حضرت حق هست که همه به معنای کفر به حق و حقیقت است. کفر فقهی کفری است که در فقه، کفر خوانده می‌شود همچنان‌که کفر اعتقادی یعنی انسان در اعتقادات خود حقیقتی را پوشیده بدارد مثل آن‌که گمان کند خداوند علم به آینده ندارد. موفق باشید

16404
متن پرسش
سلام استاد: اگر دختر مورد مناسبی بود آیا به عنوان یک پسر، قبول کردن مهریه ای که در توانم نیست، کار درستی است؟ دانشجو هستیم و حتی اگر 110 سکه هم مهریه باشد نمی توانیم بپردازیم وعند المطالبه هم که هست. واقعا چه کنیم؟ مهریه 14 سکه ای هم که حتی در مذهبی ها به راحتی پیدا نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه موضوع مهریه جایگاه دیگری دارد یک نوع تضمین برای خانواده‌ی دختر است تا طرف مقابل فردا تصمیم نگیرد با اندک بهانه‌ای مهریه‌ی دخترشان را بدهد و او را رها کند. بنابراین نباید به معنای این‌که پرداخت مهریه باید در وسع و توانِ مرد باشد، مورد توجه قرار گیرد. موفق باشید

16066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پسر آقای بهجت (ره) توی یه مصاحبه ای با فارس نیوز حرفی از پدرشان نقل کرده اند که حرفهای شما در جزوه دستورات آقای بهجت رد می شود متاسفانه... صحبت ایشان: آیت الله بهجت می‌گفت اگر کسی در معنویات به مرحله‌ای رسید که دیگر نمی‌داند کدام راه را برود، یقینا اگر آنجا برای خدا بایستد و حتی با نود درصد اطمینان نیز حرکت نکند غیر ممکن است که خدا برایش معلمی نفرستد و راه را نشانش ندهد. این هم سندش : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910228000066 اگر می شود راهنماییم کنید. مثل اینکه مرحوم بهجت هم معتقد به استاد بودند. اما در اوایل کار نه. بلکه اواخر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع دیگری است و رعایت آن در مقابل هر مسئله‌ای کار درستی است. ولی بحثِ «علمِ تو استاد توست» یک قاعده‌ی کلّی در این تاریخ است که شرح آن در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» داده شده است. موفق باشید

15242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد درست است که ما موظف به رعایت دستورات مراجع تقلید هستیم و مراجع وام گرفتن را با شرایط شرعی خاصی بلا مانع می دانند. اما اگر کسی بخواهد با نیت خالص سالک الی الله تعالی باشد تدبیر برای تهیه خانه در سلوک خالصانه چگونه ممکن است؟ در حالی که بدون پس انداز و وام گرفتن از بانکهای گردن کلفت این امر در ابتدا ناممکن می آید البته رزاق چه بخواهد الله اعلم. وام برای منزل در سلوک چه جایگاهی دارد؟ از خود حضرتعالی در یکی از مباحثتان شنیدم می فرمودید آنجا که امیر المومنین از پیامبر به بزرگی یاد می کردند فرمودند هرگز! تا وقتی زنده بودند خشتی بر خشتی ننهادند. از جمله مصداق های تهیه خانه در این زمانه چه می تواند باشد که در تعارض با سلوک نباشد؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به روحیه‌ی قناعت، اگر آن‌چه داریم در حدّی است که می‌توانیم زندگی ساده‌ای را شکل دهیم، نباید خود را گرفتار وام بنماییم وگرنه گرفتن وام برای مدیریت یک زندگی ساده ضرری به سلوک انسان نمی‌رساند. موفق باشید

13906
متن پرسش
سلام حاج آقا: خدا به من امانت داد این نفس و این حیات رو. من از عمد و از روی نادانی این نفس را به ابتذال کشاندم تا جایی که سگ بزرگ و اژدهای وحشتناکی را به آن راه دادم و آن را توجیه کردم و به این امانت خیانت کردم و ایامی را به خیانت گذراندم. تا جایی که نفسم به صورتی شد که خودم هم باورم نمی شود چطور اینقد پست شد که توانست خیانت کند به این امانت الهی. حالم از خودم بد می شود و کم آوردم و خداوند باید من را حفظ کند ... اصلا حال خودم را مناسب ریزش رحمت الهی نمی دانم که از او رحمت و بخشش بخواهم. گناه، من را از خدا دور کرد و زندگیم را بی معنی کرد... نفهمیدم چگونه راه می روم و چگونه سخن می گویم و ظلم کردم. خیانت روی خیانت. خیانت به روح الهی که در من دمیده بود. چه کنم که این اژدها را بیرون کنم درحالی که با این شخصیتی که از خود ساختم امکان ندارد که بیرون رود... چه کنم خدا. خاک به سر شدم حاج آقا. زحمات انبیاء و مؤمنین را به باد دادم. شخصیتم را این گونه ساختم و یک گناه نیست که از آن توبه کنم. هیچ راهی برای خودم نمی بینم و اینقدر ظلمات روی ظلمات است که نمی توانم به پس فردا خوشبین باشم چون شخصیت خود را ضایع کردم. زحمات شما را نیز بر باد دادم. گریه های شبانه تان را به باد دادم. همه چیز را ضایع کردم. توبه برایم معنی نمی دهد. بخشش الهی برایم معنی نمی دهد. چون خودم می دانم چه کردم تازه این یک هزارم واقعیتی است که نمی بینم. چه کنم واقعا که این شخصیت دگرگون شود. هیچ امیدی ندارم و می دانم هیچ کاری نمی شود کرد چون اراده ی درست و حسابی از این شخصیت مبتذل من صادر نمی شود. باز آمدم زحمت شما را بدهم بلکه جمله ای بگویید که اثری کند. اینهایی که نوشتم ناظر به باطن است نه اینکه گناه فعلی انجام داده باشم ولی این باطن، در ظاهر هم ظهور دارد. حالم خیلی بد است از شخصیتم. یا علی.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر به خوبی‌های دیگران و انگیزه‌های قدسی افراد غفلت نکنید و به افرادی که خوبی را تنها منتسب به خود می‌کنند و موجب انشقاق بین مؤمنین می‌گردند، حذر نمایید. این‌طور نیست که بعضی‌ها در جامعه‌ی اسلامی، خوبِ خوب و بعضی‌ها بدِ بد باشند. نظر به سنت‌های تکوینی جاری در عالم داشته باشید و بدانید گناهان به هرشکلی که باشد میهمان‌های ناخوانده‌اند و در فطرت جای ندارند. موفق باشید

نمایش چاپی