بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18720
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: استاد در صفحه 125 کتاب خویشتن پنهان فرمودید: «برای همه ما پیش آمده که اگر خسته شویم نمی توانیم آنچه را در فکر خود داریم درست ارایه دهیم با این که درست فکر می کنیم ولی به جهت خستگی بدنمان آنچه فکر می کنیم با آنچه می گوییم کاملا تطبیق نمی کند...» استاد این درست ولی مستحضرید که بعضی وقت ها هنگام خستگی حتی نمی توانیم درست فکر کنیم و ارتباط منطقی بین موضوعات برقرار کنیم یا کسی که دیوانه می شود تفکر منطقی او مختل می شود و بین پدیده ها درست ارتباط برقرار نمی کند حتی در افسردگی (افسردگی به عنوان بیماری بالینی و نه صرفا حالت توصیفی خلقی) بدلیل کمبود بعضی هورمونها مثل (سروتونین و دوپامین) ساختار تفکر انسان از الگوی تفکر یک شخص سالم و متعادل پیروی نمی کند و ممکن است حتی بعضی بدیهیات را درست درک نکند و مسایل منطقی را با الگوی تفکر مختل تحلیل کند مثلا بعضی افراد که به بیماری افسردگی دچار می شوند ممکن است در درون خود حتی نسبت ناروا به پروردگار متعال و پدیده های عالم دهند و همه چیز را بی عدالتی و ظلم ببینند ولی وقتی این بیماری درمان می شود، دوباره دید افراد متعادل را پیدا می کنند یا بعضی از افراد ورزشکار که بدن قوی دارند و فرمان پذیری بدن بالا است ولی همین فرد وقتی بدلیل اختلال هورمونی افسرده می شود دیگر انگیزه ای ندارد که به بدنش فرمان بدهد. استاد به هر حال مگر در این موارد نفس ناطقه در میان نیست یا می توان گفت که تفکر از نفس ناطقه فرمان نمی برد یا نفس ناطقه معیوب شده است؟ در جایی فرموده بودید افرادی که خودکشی می کنند از خود می خواهند فرار کنند ولی در برزخ با خود روبرو می شوند و دیگر راه فراری نیست، حالا همین فرد مثلا به دلیل بیماری جنون، تفکرش مختل شده و از خود وحشت دارد و خودکشی می کند آن وقت در آن جهان که با نفس ناطقه خود روبرو می شود با نفس ناطقه متعادل و غیر بیمار روبرو می شود یا با نفس ناطقه بیمارش؟ کلا نفس ناطقه با تفکر چه نسبتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بعضی از مواردی که مثال زدید چون بستر نفس ناطقه یعنی بدن مشکل پیدا کرده است، نفس در ارتباطی که باید با بدنش برقرار کند به زحمت افتاده و عموماً افسردگی‌ها از این قرار است که نفسْ شروع‌کننده بوده است و با تصورات غلط و کوتاهی در اصلاح خود عامل ترشحات هورمونی گشته که بازتاب آن مواردی است که می‌فرمایید. حتی آن‌جایی که می‌گویید چون طرف مبتلا به بیماریِ جنون می‌شود، خودکشی می‌کند؛ نباید مقدماتِ قبلی این کار را فراموش کرد که چگونه با آرزوهای دنیایی و توهّماتِ بی‌جا، خود را گرفتار چنین فشارهای عصبی کرده است. در همه‌ی این موارد مبنای ما آن است که نفس ناطقه در ذات خود به عنوان یک پدیده‌ی مجرد در تعادل است و بدنی که بتواند از این تعادل بهره ببرد را در اختیارش می‌گذارند حتی اگر آن بدن از نظر ظاهر، نقص عضوهایی هم داشته باشد. موفق باشید 

17906
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: بنده سر و کارم با مسجد زیاد است. چون در احکام داریم صحبت دنیایی در مسجد مکروه است 1. صحبت های دنیایی در مسجد انجام می دهیم ولی اهداف معنوی هم در آن هست مثلا حل مشکلات دنیایی مردم یا موارد دیگر. 2. محبت معنوی که با برادر ایمانی هنگام صحبت دنیایی در مسجد داریم هم به تبع آن صحبت دنیایی مکروه می شود یا ارتباطی با هم ندارد؟ 3. بعضا آن صحبت دنیایی در مسجد منجر به نتیجه معنوی می شود. مثلا پیرمردی در مسجد شروع به صحبت دنیایی می کند و من هم در جواب ایشان صحبت دنیایی می کنم. در پایان به خوبی متوجه می شوم انس من با آن پیر مرد بیشتر شده و آن پیر مرد از همزبانی با ما خوشحال و شاد می شود. در این صورت آیا نتیجه بدست آمده از این صحبت یعنی انس و احترام. مکروه حساب می شود؟ سپاسگذار خواهم بود سوالات جداگانه پاسخ فرمایید و چون درباره مکروه است بصورت شخصی سوال مطرح کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صحبت‌های دنیایی در مسجد یعنی صحبت هایی که صرفاً منافع دنیایی در آن باشد مثل خرید و فروش 2- خیر 3- خیر. موفق باشید

17437
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: استاد گرامی سوالی برای بنده و سایر دوستان بدین منوال پیش آمده که چنانچه در قصه های انبیا آمده که انبیای قبل اهل عبادت و نماز بوده اند با توجه به اینکه قرآن بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است و نماز هم دارای حمد و سوره ای است که در این کتاب آسمانی وجود دارد به عنوان مثال داستان حضرت شیث آمده، اهل نماز بودند این نماز آیا همان نمازی است که در سیره حضرت محمد (ص) آمده؟ اگر نه چگونه بوده است؟ چون این سوال برای خیلی از دوستان پیش می آید. سپاسگزارم بابت اینکه پاسخ می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در قرآن می‌فرماید«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً» مناسک و عبادت هر قومی مربوط به خود آن قوم است؛ معلوم می‌شود که اقوام گذشته این نوع نمازهای پنجگانه را نداشته‌اند. موفق باشید

16874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا خداوند متعال برای آزادی انسان که پلیدی او مشخص بوده است حد و مرزی قرار نداده است به طوری که مانند تکفیری ها هر کاری دلش می خواهد با دیگر انسانها می کند؟ یک موقع انسان در ظاهر به خودش ظلم می کند ببخشید اما گور پدرش بگذار بکند، اما یک وقت تجاوز به یک دختر بی گناه می کند، به طرز فجیع دیگری را میک شد و خودش کیف می کند... چرا اینگونه آزاد گذاشته شده که حتی برای ظلم به دیگری هم مرزی نداشته باشد؟ دیگران چه کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالي: سلام عليكم: اين‌طور نيست كه اين امور در مقابل اراده‌ي تكويني حضرت حق باشد بلكه در هر صورت مصالح پنهاني در ميان است. و هركس در تجربه‌ي شخصي خود مي‌تواد اين موارد با نظر به مصالح حضرت حق دنبال كند. موفق باشيد

16292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این حقیر از نوشته ها و گفته های شما اینگونه فهمیده ام که انسان در هر زمان باید وظیفه خودش را بفهمد و طبق آن عمل کند و نتیجه را به خداوند واگذار کند. حال می خواستم بپرسم به نظر شما در زمان کنونی وظیفه یک دانشجو که وارد رشته مهندسی شده و در حال اتمام تحصیل است و در یک نگاه به خود متوجه می شود که تا به حال متاسفانه نه به خوبی درس خوانده و نه اندوخته ای برای آخرت خود دارد چیست؟ و چگونه می تواند جبران مافات کرده و در مسیر قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر دو حوزه که کوتاهی شده است، خوب است در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بازبینی نمایید، إن‌شاءاللّه به تعادل لازم خواهید رسید. موفق باشید

14852

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در روایتی - به فرض که صحیح السند باشد - داریم: «من تفلسف تزندق» که فلسفه را معادل کفر شمرده و تفکیکی ها هم زیاد به ان استناد می کنند. آیا می شود اینطور بگوییم که مراد امام از فلسفه در اینجا فلسفه بافی است نه فیلسوفی؟ به این معنا که بگوییم شخص در فلسفه بافی از حقیقت دور افتاده و گرفتار باطل شده و برای توجیه بطلان خود دلیل می تراشد. مثل بخشی از فلسفه ی غرب که در واقع یک نحوه تفلسف است و ابتدا دنیای غرب دچار عمل زدگی شد و بعد شروع کرد به اینکه برای اعمال و رفتار خود که ناشی از ظهور نفس اماره بود مبنای علمی و فکری پیدا کند - صرفنظر از این که بعضی فلاسفه ی غرب برای رهایی از این بحران متوسل به حقیقت شدند. مثل هایدگر - ولی فیلسوفی آن است که انسان جویای حقیقت بدون اینکه عمل را مقدم بر نظر کند به حقیقت می اندیشد و به آن می رسد و بر طبق آن عمل می کند. و این همان حکمتی است که ما را به آن تشویق کرده اند؟ و با این فرض آیا می شود فلاسفه ی غرب را به سه دسته تقسیم کنیم: 1. آنهاکه با تفکر خود به ظهور هرچه بیشتر مدرنیته کمک کردند مثل بیکن و کانت. 2. آنها که به این تفلسف تذکر دادند و از آن خبر دادند مثل نیچه. 3. آنها که علاوه بر تذکر به فکر چاره جویی هم بر آمدند مثل هایدگر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «خسن و خسین هر سه دختران مغاویه هستند». به او گفتند: اولاً خسن نه و حسن، و خسین نه و حسین، و هر سه نه و هر دو، دختران نه و پسران، مغاویه نه و معاویه، و در آخر فرزندان علی‌»علیه‌السلام» هستند. در مورد جمله‌ی فوق هم اولاً: مشهور است که گفته شده است: «من تمنطق تزندق». و نه «من تفلسف تزندق». ثانیاً: روایت که نیست، سخن اخباریون است، از آن جهت که اهل تفکر منطقی نیستند 2- به نظر بنده تقسیم‌بندی جنابعالی روی‌همرفته می‌تواند قابل پذیرش باشد. موفق باشید

13822
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد ببخشید من طلبه هستم و زبان انگلیسی دارم کار می کنم. می ترسم تحت فرهنگ اونا قرار بگیرم، در این ضمینه چه کنم چه دستور العملی می فرمایید؟ و سوال دیگر اینکه بعضی آموزش هایی که می بینم از جهت اخلاقی و پوششی مشکل دارد آیا اگر تحریک نشوم هم بر روی من تاثیر می گذارد؟ آیا اصلا با دیدن این آموزش ها می توانم به هدفم که تبلیغ دین است برسم؟ با تشکر از راهنماییتان.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است مشروط بر آن‌که روح فرهنگ غرب را که انقطاع از عالم قدس و معنا است، درست بشناسید. در ضمن وَجه عبادی خود را ذیل محبت به اولیاء معصوم تقویت نمایید تا ساحت اُنسِ با زیبایی‌های معنوی بر نظر به تبرّج‌های مادی غلبه کند. موفق باشید

12918
متن پرسش
به نام خدا با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: احتراماً، آیا معنای تسبیح که در کلام الله به آن اشاره شده است را می توان اینگونه تعبیر کرد که: ظهور اسمی خاص از خداوند در موجودات را تسبیح می گویند. مثلاً یک گل با ظهور اسم جمیل و لطیف و حی مخاطب را متوجه خالق آن یعنی الله می کند که این ظهور توسط گل را خداوند تسبیح نامیده است. با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تسبیح نظر به حقیقت حق است بدون هرگونه محدودیت، و هر موجودی در عین نظر به کمالات خود، متوجه‌ی کمال بی‌نهایت حضرت حق می‌گردد و لذا در عین تسبیح، تحمید کرده است. یعنی اولاً: کمالاتی را مدّ نظر دارد که از طرف حق جاری و ساری شده است، در ثانی؛ آن کمالات به صورت بی‌نهایت مربوط به حق می‌شود. به همین جهت داریم «یسبح بحمده» موفق باشید

12854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: دانش آموز سوم دبیرستان هستم و سئوالم اینکه اگر خدا با اعمال و نیات انسان کار دارد، آیا می شود انسان خوبی باشیم ولی دین خاصی نداشته باشیم. در ضمن از عرب ها خوشم نمی آید. تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان خوب به طور طبیعی به دنبال دینی است که از طریق اُنس با حضرت حق به کمال لازم برسد. در ضمن ما نمی‌توانیم به صِرف نژاد از کسی بدمان بیاید. ما از «بدیِ» بدان باید متنفر باشیم. موفق باشید

10950
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من دارم سیر مطالعاتی شما رو دنبال می کنم. من تفسیر المیزان ندارم ولی دارم مباحث قرآنی و تفسیر شما رو گوش میدم به نظرتون این گوش دادن کافیه یا حتما باید به تفسیر المیزان هم رجوع کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مدتی سعی کنید با تفسیر المیزان مأنوس شوید به روشی که در جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» پیشنهاد شده. موفق باشید
9087
متن پرسش
استاد عزیز سلام: سوالی رو که دریاره ی آقای صادق زیباکلام فرستادم و بی جواب گذاشتید و فرمودید: اجازه بدید بنده سوالای معرفتی رو جواب بدم ... سوال من بی ارتباط با موضوع نیست از این جهت که من درباره ی غربشناسی یخورده مطالعه کرده ام حتی گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی رو هم مطالعه کرده ام و الان هم علل تزلزل غرب رو شروع کرده ام ولی صحبتهای آقای زیباکلام مثه سیل روی من آوار شد واسه همین از محضرتون درباره ی مبنای تفکری ایشون سوال پرسیدم. با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب‌های «گزینش تکنولوژی» و یا «علل تزلزل غرب» بحث در مبانی فلسفی و معرفتی غرب است و سخنان آقای صادق زیباکلام مربوط به موضوعات سیاسی غرب می‌باشد. وقتی یک انسان موحد مبانی غرب را سوبژکتیویته بداند نسبتی با غرب نمی‌تواند در خود احساس کند. موفق باشید
8432
متن پرسش
سلام. منظور از اینکه وقتی امام زمان می آید برای همه آشناست چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون انسان کامل صورت نهایی و شخصیت آرمانی هرکسی است که به دنبال کمال انسانی‌اش می‌باشد. موفق باشید
7483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در سوال 430 فرموده بودید که شرح کتاب تفسیر سوره حمد را علاوه بر کتابخانه مرکزی در دانشگاه صنعتی هم داده اید اما در قسمت صوت فایل صوتی این مطالب را نیافتم. اگر ممکن است این فایلها را هم در کنار همان فایل تفسیر سوره حمد در قسمت صوتی بگذارید. با تشکر از همه شما عزیزان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جناب آقای توکلی موضوع را جویا شوید. موفق باشید
7178
متن پرسش
با سلام شما در جواب سوال( 7091 ) فرموده اید:آسمان دنیا که آسمان اول است اولین مرتبه از عالم غیب است.در اینصورت منظور از "مصابیح" در آیه "ولقد زینا السما الدنیا بمصابیح" چیست؟(بعضی با توجه به این آیه چنین استدلال میکنند که آسمان دنیا همان آسمانی است که ستارگان در آن قرار دارد)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سوره‌ی «ق» عرایضی در این مورد شد که مصابیحِ آسمان دنیا آن حقایق غیبی هستند که ملکوت عالم را مدیریت می‌کنند مثل عقل شما که همچون چراغی ذهن شما را که مربوط به نفس ناطقه و ملکوت شما است مدیریت می‌کند. موفق باشید
1444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام-لطفا در مورد طهارت تکوینی معصومین علیه السلام و اختیار ایشان و چگونگی انتخاب خدا برای قرار دادن نور ولایت در ابن خانواده را بیان فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که روی سایت هست از صفحه‌ی 36 به بعد می‌توانید موضوع را دنبال بفرمایید. موفق باشید
1327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام همسری دارم که فکر و عقاید من را نمی فهمد نمی دانم شاید نمی خواهد و یا واقعا نمی فهمد من کتابهای شما را مطالعه می کنم ولی در عین حال به خاطر اجبار همسرم کارهایی را می کنم که اصلا مورد رضایت خودم و شاید خدا نیست و من زندگی بی معنی پیدا کرده ام تحمل میکنم ولی زندگی نمیکنم و همیشه غمی با خود دارم , چه کار باید بکنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالأخره رعایت همسرتان برای شما حسنه خواهد بود مگر آن قسمت‌هایی که صراحتا حرام باشد که انشاءالله چنین مواردی پیش نخواهد آمد، اگر به انسان‌ها محبت شود به فطرتشان نزدیک می‌شوند. موفق باشید
722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد ما معتقدیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم هستند اما چرا در قرآن آیاتی آمده که خلاف این امر را به ذهن القا میکند مثلا گفته می شود " تو دلت داشت تمایل به حرفهای کفار پیدا میکرد و اگر این کار را کرده بودی تورا عذاب میکردیم" و ...تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام خداوند رسول خود را از هرگونه انحرافی حفظ می‌کند تا ما همیشه با الگوی تضمین‌شده‌ای روبه‌رو باشیم، ولی این به این معنی نیست که رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از پیش خود معصوم هستند، بلکه به مدد حضرت پروردگار است که حفظ می‌شوند و لذا می‌فرماید: «وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلاً»(سوره‌ی إسراء، آیه‌ی 74) اگر ما تورا ثابت قدم نمی‌ساختیم و تو را به خودت وامی‌گذاشتیم، مثل بقیه‌ی انسان‌ها نزدیک بود به آن‌ها گرایش پیدا کنی. پس معلوم است بدون مدد الهی هر انسانی گرفتار امیال انحرافی می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» نیز به مدد خاص الهی در مقام عصمت هستند. همان‌طور که در مورد حضرت یوسف«علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‏کرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی 24). موفق باشید
22174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل و گرامی: اگر یک خانم که علاقمند به مباحث معرفتی از جمله کتاب نفیس خویشتن پنهان است، موافقید جهت بهتر فهمیدن مطالب این کتاب ارزشمند یک استاد مرد نامحرم باتقوا داشته باشد، نظر حضرتعالی چیست؟ حدود اخلاقی و عرفانی این ارتباط باید چطوری باشد؟ آیا در تاریخ، زنان عارف یا باتقوایی داشته‌ایم که یکی از علل موفقیت‌شان داشتن استاد مرد بوده؟ کلاس هم به صورت خصوصی بوده باشد. (فقط استاد و شاگرد تنها باشند و کسی دیگر نباشد؟) اینکه در فقه می‌گویند زن و مرد نامحرم ارتباط نزدیک نداشته باشند و یا هر دو با هم در یک اتاق نباشند را شما چگونه تحلیل می‌فرمایید؟ لطفا مستند بفرمایید تا بتوانم آن را به دیگران هم اعلام کنم. حقیر استقاده وافری از مباحث صوتی و کتبی شما داشته‌ام. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید شرایط طوری نباشد که خلوت دو نامحرم پیش آید. در مورد حاجیه‌خانم امین داریم که استادها در منزل ایشان می‌رفتند و به ایشان درس می‌دادند، ولی شرایط طوری نبوده است که حالت خلوت با نامحرم پیدا کند. موفق باشید

19642
متن پرسش
با سلام: پیرامون سخنان رئیس جمهور در ضیافت افطاری در مورد رای مردم مطالبی خوانده شد ولی از این میان بیانات مقام معظم رهبری در مورخ 22 خرداد 66 در خطبه های نمازجمعه بسیار جای تامل دارد اگر مقدور است توضیحی بفرمایید ممنون میشم: در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام می دهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما می بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری می داند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم می کشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه می کند. یعنی آن را معتبر می شمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آن وقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛(۲) وقتی می خواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم مردم می‌توانند حکومت را به هرکس می‌خواهند بدهند، ولی آیا در آن صورت به وظیفه‌ی خود عمل خواهند کرد یا نه؟ 2- حضرت بعد از قتل عثمان، ملاحظه فرمودند جریان اُموی با انتساب استانداران خود تمام سریان‌های نظام را در اختیار گرفته‌اند و عملاً نمی‌توانند کاری بکنند. به همین جهت پیشنهاد کردند اگر من وزیری باشم بهتر است زیرا در این صورت برای تقویت حاکمی که عملاً مردم در آن فضا انتخاب می‌کردند که حاکم غیر اموی بود، دست‌شان بازتر بود. موفق باشید

18739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر ما بخواهیم معارف معرفت نفس رو با کودکان کار کنیم باید چطوری شروع و با چه سیری ادامه بدیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم قسمت «من کو؟» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی؟» افق‌هایی را در این امر بگشاید. موفق باشید

18037
متن پرسش
سلام استاد: اگه میشه این دو تا اصطلاح رو توضیح بدین و فرقشون رو هم بفرمایید. حقیقت، واقعیت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو واژه از نظر معنای اولیه عبارت است از چیزی که در خارج از ذهن انسان محقق و واقع باشد. بعضاً حقیقت را به معنایِ وجهِ آرمانی یک موضوع به‌کار می‌برند و واقعیت را به معنای وجهِ فعلی آن. مثل این‌که می‌گویند حقیقت انسان، تشبه به انسان معصوم است ولی واقعیت او همین است که امروز در حال زندگی است. البته همیشه هم این دو واژه به این معنا به‌کار نمی‌روند، بعضاً به جای همدیگر هم مصرف می‌شود. از فضای خود جمله باید متوجه مقصود و مقصد گوینده شد. موفق باشید

17052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد همون مزاحم همیشگی ام. استاد، دارم دیوونه میشم. البته شدم. استاد گرفتار گناهم. هر کار می کنم نمیشه. ده ساله که مبتلا به یه گناهم. استاد خیلی خجالت می کشم. نمی تونم بی خیال باشم. از خدا خجالت می کشم. از امام زمان (عج)، از شهدا، اون گناه، قلبمو سیاه کرده قساوت قلب گرفتم، شاید باورت نشه ولی کربلا رفتم و دو قطره اشک از چشمام نیومد یعنی اینقدر بد شدم! نمی خواد امید الکی بهم بدی، شیخ جعفر مجتهدی می گفت اگه نام امام حسین علیه السلام رو شنیدید و اشک از چشماتون نیومد، اوضاعتون خیلی خرابه، یه فکری به حال خودتون بکنید، خیلی از خدا دلگیرم، آخه اون آدم بد بدا هم وقتی پای روضه میشینن گریشون میگیره، یعنی من از اونام بدترم، من که فقط به خودم ظلم کردم، به فرد دیگه ای ظلم نکردم. یکی از علما می گفت اگه کربلا رفتید و آدم نشدید، دیگه منم نمی تونم براتون کاری بکنم. انتظار جواب ندارم. فقط خواستم یه درد و دل بکنم. کاش آقا غایب نبود تا می رفتم در خونش و ازش گدایی می کردم. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حضرت مولا«علیه‌السلام» ظهور داشتند، طبق سیره‌ی اجداد بزرگوارشان می‌فرمودند: بالاخره گناه را نباید دوست داشت و دنبال کرد، و مأیوس هم مباش خودمان کارت را حلّ می‌کنیم. موفق باشید

13888
متن پرسش
سلام استاد: از نیچه چقدر میتونیم استفاده کنیم؟ کتاب یا کتابهایی برای شناخت فلسفه اون معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از حکمت اسلامی برای فهم روح نیهیلیسیم نزدیک‌شدن به افکار نیچه خوب است ولی طرح ترتیب مطالعه‌ی کتاب‌های او را در تخصص خود نمی‌دانم. موفق باشید

13567
متن پرسش
با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم خدمت حضرتعالی: استاد بنده 2 تا خواب دیده ام که البته خواستم نظرتان را بدانم در این رابطه زیرا به شدت ذهن من را به خود درگیر کرده است: 1. خواب دیدم در قبرستانی هستم و رهبری نیز در آنجا حضور دارند. بنده دیدم سر قبر شهدا هستند و در حال نیایش هستند و سریع رفتم پیش ایشان دست مبارکشان را بوسیدم و بعد عرض کردم آقا نصیحتی بفرمایید. فرمودند مراقب چشم خود باشید. خواب دوم: باز در قبرستانی بودم دیدم قبر مرحوم انصاری همدانی و آقای ملکی تبریزی با اینکه در دو قبرستان هستند کنار هم می باشند به فاصله کمتر از یک متر به شدت به قبر های ساده ناگهان گفتم آبی روی قبر این بزرگان بریزم روی قبر آقای ملکی ریختم ناگهان زیر قبرشان دیدم یک گودال به شدت بزرگ ولی از بس که تاریک بود قابل رویت نبود به یکی از اقوام گفتم پاشو بریم تا نیوفتادیم در اینجا رفتم جلوتر اومدم نیفتم انگار یکی هولم داد و افتادم پایین ولی انگار از بالا پیش مردمی که جمع بودند میگفت تناب دادیم ولی 25 سال طول می کشه بیاد بالا و ناگهان از ترس این 25 سال از خواب پریدم. خواهش می کنم ما را از دعای خود محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حقیقتاً علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

12886
متن پرسش
با سلام: بنده سه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «آشتی با خدا» را مطالعه کرده ام اما از آنجایی که باید درس های معرفتی را پیش یک استاد تمام فرا گرفت هنوز نمی توانم شما را به عنوان یک استاد تمام قبول داشته باشم. این مطالب را تنها از روی صداقت برای شما نوشتم و امیدوارم با بیشتر شناختن شما بتوانم از مطالب و علم شما بهره کافی را ببرم. استاد محترم لطفا خودتان را بیشتر به بنده بشناسانید. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این معارف را در حدّ یک معلم مطرح می‌کنم و معتقدم بنا به قول حضرت آیت اللّه بهجت، زمانه زمانه‌ای است که «علم تو استاد توست». پیشنهاد می‌کنم به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی