بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. استاد اولا اگر در اصفهان بجز جلساتتون گروه هم اندیشی دارید؟ لطفابه بنده معرفی کنید بخصوص درخواستم اینه یه جلسه هم اندیشی مخصوص بانوان داشته باشید. با شخص خودتون از شاگرداتون می شناسم ولی اولا به نظرم خودتون باشید مسئله بالاتر میشه در ثانی گروه خانمه باشن راستش بنده به عنوان یه خانم اینطور که رو خودم دقت کردم اولا جلو آقایون دوما وقتی چشمم به نامحرم می افتد با اینکه قصد ندارم فکر می کنم یه انرژی از من میره تو طرفهای مقابل و در ثانی قدرت تمرکزم کم و فکر کردنم ضعیف و در نتیجه قوه عقلیم رو نمیتونم به کار بگیرم اون طور که باید. گاه تصمیم به روبنده می گیرم ولی با مسئله لباس شهرت و.. روبرو میشم در صورتی که چند سال پیش که آیت الله بهجت زنده بودن از دفترشون پرسدم گفتن بزنید. راستش استاد به حمدالله از نظر معرفتی بد نیستم ولی علاقه زیاد به گروههای هم اندیشی پیرامون مسایل انقلاب دارم یکی دو بار هم تو گروه دعوت به اندیشه خانه بیاری اومدم ولی فضا که مردونه بود قدرت تمرکزم کم می شد وقتی می خواستم حرف بزنم احساس خودنمایی داشتم و تهش دوست داشتم وقتی حرف می زنم چشمام بسته باشه تا نظر به درون خودم داشته باشم و حرف بزنم این رو بنده از زن بودن خودم فهمیدم ولی دیگه شما یه وقت میگید تو اجتماع حضور داشته باشید و اینا میام، خواستم این مطلب رو بگم شاید این مطالب رو از زبان یه زن بشنوید قضیه طور دیگه بشه. ۲. مسئله دیگه اینکه گاه فکر می کنم بعد انقلاب و چند یه سیستم خیلی بزرگ و عالی که داشتیم به هم خورده و این یه جورایی خوب و یه جورایی بد بوده و اینکه اکثرا فراد حتی خیلی انقلابی ها و حتی اونها که یه زمان برای اینکه شهرشون دست دشمن تو خرمشهر و اهواز و... می جنگیدن همه به شهرها و بخصوص تهران هجوم آوردن از یه طرف شاید بگیم علت کشش وجود امام و ساختارهای دینی بود که مکان حضور آنها داشته و الان هم رهبری ادامه دهنده اش هستن ولی طرف دیگش مدرنیته شدن شدید هست که هنوز ادامه داره از یه طرف احساس می کنی باید بری مناطق محروم از یه طرف اخه من مال اوجا نیستم بتونم مناسب خودشون فرهنگ بسازم از یه طرف دیگه نیاز هست و از طرفی گاه فکر می کنم همه فرهنگ کشور رفته تهران و اگر بخواهی عادلانه کار فرهنگی کنی باید از اونجا کنی. یادم نمیره چند ماه پیش سری به بنیاد شهید زدم مسوول اوجا می گفتم چند وقت پیش یه دختر شهید از تهران اومده بود کلی کلاس و فن و مهارت بلد بود اون وقت مسوول پرسیده بود این کلاسها را چطور رفتی بارکلا چه زرنگ بعد گفته بود همش رو تهران بودجه بنیاد رفتم و رایگان اونوقت ما اینجا اصفهان «راه دور مناطق محروم بماند» فرزند شهید هنوز تو خیلی خرجهایش مونده این رو گفتم راهنمایی ام کنید چه کنم دایم دغدغه این چیزها اذارم میده حرفم اینه به نظر شما این نوع بودجه بندی ما را به کجا میبره اینه که همه کوچ میکنن تهران بعدشم اروپا و. حتی دانشگاهها هم همینطور هست اول تاپ ترین رشته ها و کارامدترین و درامدزاترینش میره تهران و دانشگاههای تهران. آیا این ساختار باعث نمیشه همین فرهنگ سنتی هم از بین بره معذرت میخوام ولی گاه فکر می کنم سنت را از بین نبرم اسلام حاک کردنم پیشکش. استاد اصلا گفتم شاید یه عده باید باشن مدتی برن تهران گردی و اون ساختارهایی که ذیل شخصیت امام و رهبری بوده و هست را برن تو استان و محله و... خودشون اجرا کنن. استاد ممنون به حرفهام گوش کردید. بگید ما با این دوره گذار به قول شما چه کنیم؟ البته بنده اصل این مشکلات را هم یه موضوع میدونم و اون اینکه عدم احترام به بزرگتر بخصوص پدر و مادرها باعث میشه این هجرت ها اتفاق بیافته که البته یه عامل هست و اینکه با عدم رعایت این موضوع فرهنگ نسل قدیم به آینده منتقل نمیشه یه عامل دیگرش هم اینه که اقایون متاسفانه به رفت و آمد با خانواده همسر تمایل ندارن که ناشی از کمکاری در بحث زن هست که مردان توقع دارن همسرشون با مادر و خواهر و... اونها بسازه ولی خودشون حاضر نیستند با براد رزن و شوهر خوار همسر بسازن که اینم شاید عدم رعایت اینه که همسر شهید مطهری اوایل ازدواج در خاطراتشون میگن اومدم غیبت کنم شهید فرموده بودن خانم غیبت نکن نمیدونم گرفتید قضیه را متشکرم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نکته‌ی آخری که فرمودید سخن بسیار دقیقی است. آری! ادب رعایت والدین ریشه‌ی بسیاری از سرگردانی‌های این نسل است و همین‌طور که می‌گویید بعضی از مردها غفلت می‌کنند که پدر و مادر همسرشان در حکم پدر و مادر خودشان هستند. ۲. جلسه‌ی هم‌اندیشی که تنها با خواهران باشد، ندارم. جلسات بنده تنها همان جلسات عمومی است که همه در جریان‌اند. در مورد رفقا هم در جریان نیستم که چنین جلساتی دارند یا نه. خوب است خود خواهران که هم‌افق هستند و امکان گفتگو در بین آن‌ها هست، این‌کار را ترتیب دهند. ۳. در مورد حضور در شهرهای بزرگ و مثلاً در تهران برای رشد بیشتر، به این جمله‌ی مقام معظم رهبری فکر کنید که فرمودند جبهه‌های فکری و فرهنگی، چراغ خاموش و در سایه حرکت کنند. به نظرم اگر همین افراد بی‌نام و نشان در گوشه‌گوشه‌ی این کشور نبودند، کارهای بزرگِ چشم‌پُرکن چندان نتیجه نمی‌داد. موفق باشید

22491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد می شود در مورد ذکر قلبی توضیحاتی فرمایید، یا کتابی معرفی کنید؟ و اینکه این ذکر آیا در ارتباط با همان بحث اسما الحسنی است و آیا در ماه ذی الحجه توفیق بیشتری برای ذکر قلبی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. اذکار ماه ذی‌الحجه، تماماً وسیله‌ای است تا قلب را به راه بیاوریم. موفق باشید

21042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد می خواستم نظر شما را در مورد نهضت نهج البلاغه خوانی بدانم؟ آیا بهتر نیست که ابتدا کار هایی در زمینه ی روش تفکر و جلساتی در راستای پاسخ گویی به سوال تفکر چیست برگذار گردد تا کمک کند که شاید تفکری واقع شود که آنگاه بتوان با خطبه ای از نهج البلاعه چند سال زندگی کرد و در آن عمیق شد که اگر تفکری واقع نشود فرق ما با آن ها که در زمان امیرالمومنین پای خطب حضرت امیر بودند و شنیدند اما هیچگاه همراه این سخنان نشدند چیست؟ به علاوه این که این صورت نهج البلاعه خواندن به صورت فردی هم امکان پذیر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه و ذوق افراد متفاوت است. بعضی‌ها با همین روش و اُنس طولانی با نهج‌البلاغه گمشده‌ی خود را می‌یابند. موفق باشید

19974
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه زمینه ی هدایت برای افراد زنا زاده و افرادی که در خانواده های مرفه و نیز خانواده های فاسد بزرگ می شوند و با توجه به اینکه این افراد اختیاری در این انتخاب ها نداشته اند و در مقایسه با افرادی که در خانواده های متدین و صالح بزرگ می شوند. این مطلب چگونه با عدل الهی سازگار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که انسان‌ها در عین ثابته‌ی خود قبل از تولد با اختیار خود زندگی خود را انتخاب می‌کنند و همواره با همان انتخاب در دنیا می‌آیند و می‌توانند آن انتخاب را ادامه دهند یا تغییر دهند، دیگر این بحث‌ها نمی‌ماند حتی کسی که زنازاده است، خودش رحم زنا را انتخاب می‌کند در حالی‌که آن دو نفری که زنا کرده‌اند، می‌توانند توبه کنند ولی او مسئول انتخاب خودش می‌باشد که چنین رحمی را انتخاب کرده است. در این مورد خوب است به مباحث «عین ثابته» رجوع شود. موفق باشید

18364
متن پرسش
با سلام استاد: لطفا این قسمت از جوابتان را شرح بیشتری بفرمایید: «مگر همین کت و شلواری که بنده و امثال بنده می‌پوشیم خوب است؟ امید است که بتوانیم از این نوع لباس‌ها که لباس‌های روح و روحیه‌ی ما نیست و تشبه به فرهنگ کفر است، آزاد شویم.» اگر این لباس خوب نیست پس چرا می پوشید؟! خب لباس های دیگری هم هست. این که فرمودید آزاد شویم چگونه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم لباس مردم پاکستان که ران‌های مردان را می‌پوشاند، در مقابل شلوارهای اروپاییان به عفاف و حیا نزدیک‌تر است همان‌طور که قبای مردم گذشته به عفاف و حیا نزدیک بود. باید شرایط استفاده از چنین پوشش‌هایی فراهم شود، وگرنه برای امثال ما حکم لباس شهرت را پیدا می‌کند ولی برای یک روحانی، پوشیدن لباس روحانیت در عرف چنین مشکلی را به‌وجود نمی‌آورد. موفق باشید

18359
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد نمیدونم چه جوری تشکر کنم از اینکه ما رو بی نصیب از علم و توجهتون نمیذارین و بدون هیچ چشم داشتی جواب ما رو میدین، اینجا جایی هست که بیشترین اطمینان رو میتونیم داشته باشیم که به جوابمون می رسیم و از سردرگمی درمیام، در یک جمله، خیر دنیا و آخرت نصیبتون ان شاءالله. استاد سوالی برای بنده پیش اومده که آیا اصلا چیزی به عنوان تلقین داریم یا نه و اگر هست آیا در بعد معنوی و سیر و سلوک هم میشه از این پتانسیل استفاده کرد و نحوه به کارگیری این توان در زمینه سلوک معنوی به چه طریق هست؟ تشکر استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و می‌داند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید

17415
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: لطفا در مورد این مطلب که در شرح غزل 19 حافظ فرمودی توضیح دهید: از آن جایی که شناختن سخن، شناختن هستی است و سخن درست، سخن جهان است، و کسی که سخن را درست بشناسد، جهان و هستی را شناخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحثی که در آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران شد عرض گردید وقتی انسان با حقیقت، که همان عین هستی است مرتبط شد و روح خود را به خدا سپرد ، سخن او، سخنِ هستی و سخنِ جهان می‌شود. موفق باشید

17145
متن پرسش
با سلام: پاسخ این سوال را از منظر المیزان می خواستم بدانم وگرنه مزاحم وقت شریف استاد نمی شدم. ما چند نوع کفر داریم. مثلا کفر فقهی یا کفر اعتقادی و ... و اینها چه تعاریفی دارند. اینکه در قرآن آمده است که سقف خانه های کافران را نقره می کردیم «و لو لا ان يكون الناس امه واحده لجعلنا لمن يكفر بالرّحمن لبيوتهم سقفا من فضه و معارج عليها يظهرون» (33) این مراد کدام نوع کفر است. و آیا ما الان می توانیم جهان غرب را مصداق این آیه بدانیم؟ چرا؟ آیا باید بین مردم و سران غرب فرق قایل شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر به معنای پوشاندن حق است در هر شرایطی که هستیم و با هر حقی که روبه‌رو می‌شویم. و از این جهت می‌توانید کفر را نسبت به حقی که پوشیده می‌شود معنا کنید. و در آیه‌ی مذکور، کفر به حضرت رحمان را به میان می‌آورد که اگر ایمان مؤمنان سست نمی‌شد به کافران ثروت فراوانی از طرف خداوند داده می‌شد. این کفر، کفرِ به «رحمةٌ للعالمینی» حضرت حق است همان‌طور که کفر به ربوبیت حضرت حق یا کفر به قهاریت حضرت حق هست که همه به معنای کفر به حق و حقیقت است. کفر فقهی کفری است که در فقه، کفر خوانده می‌شود همچنان‌که کفر اعتقادی یعنی انسان در اعتقادات خود حقیقتی را پوشیده بدارد مثل آن‌که گمان کند خداوند علم به آینده ندارد. موفق باشید

16697
متن پرسش
با سلام: من مدتی است که به پیشنهاد یکی از دوستان سیر مطالعاتی کتب حضرتعالی را آغاز نموده ام. ضمن تشکر از مطالب عالی و جنبه نگاه به این مطالب، در حین مطالعه کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» ذیل جلسه چهارم موضوعی ذهن مرا به خود مشغول ساخته است و این که طبق گفته حضرتعالی برای اثبات جدایی «من» از «تن» از تمثیل خواب و رویا استفاده شده است و در جایی دیگر بیان فرموده اید که «من» انسان نه زن است و نه مرد. اما ما حتی در رویاهای خود نیز به نوعی درگیر تن خود هستیم با تن فعلی خود از بعد مکان و زمان فعلی خارج می شویم و حتی جنسیت ما نیز در خواب همچنان تاثیرگذار است. آیا این موضوعات که ذهن بنده را مشغول ساخته است نوعی کج فهمی بوده یا موضوع قابل توجهی است و می توان درباره آن اندیشید و به آن پاسخ داد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب از جهت وجودی جدای از تن خود هستیم ولی از نظر ذهنی در هر حال، معنایی از تن خود و دیگران داریم و از این جهت خود را زن و یا مرد می‌یابیم و اشکالی ندارد. موفق باشید

16655
متن پرسش
سلام: می خواستم بپرسم که آیا فرد می تواند حالتی در خود ایجاد کند که نسبت به انجام عبادت و ترک محرمات که لذت های روحی و معنوی هستند بیشتر از انجام کار های حرام که معمولا لذایذ جسمی و حیوانی هستند بیشتر لذت ببرد؟ و آن حالت ها چگونه ایجاد می شوند؟ (البته من فکر می کنم در افراد معمولی مانند من، لذت محرمات که حیوانی هستند بیشتر است و جاذبه ی بیشتری نیز دارند و به همین دلیل اجتناب از آنها مشکل است.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً برای انسان وقتی مسیر شریعت الهی را با یقینِ قلبی دنبال کند، این حالت پیش می‌آید که یک لحظه لذّات معنوی برایش قابل مقایسه با تمام لذّات دنیایی نخواهد بود رزقنی اللّه و ایّاکم. آری! «اگر لذّتِ ترک لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». عمده صبر و پایداری بر ترک معصیت و انجام عبادات است. موفق باشید

16475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شب بخیر استاد جهل هم استغفار دارد؟ چگونه به یکباره جهل مان را به علم تبدیل کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما هست که به آن‌چه می‌دانیدعمل کنید تا خداوند شما را به آن‌چه نمی‌دانید عالم کند و این راه عبور از جهل است. از جهلی باید استغفار کرد که خودمان موجب کوتاهی در آن باشیم. موفق باشید

15184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد اگر امکان اش هست یک چند تا شاخصه برای انتخاب استاد به ما بدهید. منظورم استاد سلوک و عرفان نیست، منظورم استادی است که انسان بتواند در نزدش درس بگیرد و یا مطالب اخلاقی را کار کند. بنده طلبه هستم و در شهر ما کمتر کسی پیدا می شود که فلسفه و عرفان را به خوبی کار کرده باشد لذا ناچاریم برای استفاده از مطالب حکمی، اخلاقی، عرفانی به صوت بعضی از اساتید روبیاوریم. بطور مثال صوت های استاد عزیز و گرانقدر آیت الله صمدی آملی که الحق و الانصاف مطالب عرشی عرض می کنند، نفس تأثیر گذاری دارند. ما با ایشان ادب و آداب یاد گرفتیم، مبانی طهارت را آموختیم. و یا صوت های خود شما. بنده در زمان تحصیل ام در دانشگاه حدود یک سال و نیم با صوت ها و فضاهای مباحث شما زندگی کردم خصوصا نامه 31 نهج البلاغه که به اراده ی خداوند زندگی ام را به جلو حرکت داد. یا گاها خود صوت های آیت الله جوادی آملی و ... اما گاهی به صوت های بعضی از اساتید برمی خوریم که با اینکه مطالب خوبی هم می گویند و از حیث حکمت و عرفان هم قوی هستند از حرف هایشان و ناخود آگاههای ذهنی شان متوجه می شوی که علم ایشان برای خودشان نافع نبوده است با اینکه شاید مطالبی بگویند که از حیث علمی قوت داشته باشد. امروزه در بعضی نهاد ها و دانشگاه های ما همایش های مفصلی برای بزرگان فلسفه و عرفان برگزار می کنند، و مطالب علمی خوبی هم بیان می شود، ولی هدف از این علوم حصولی این است که انسان توسط این علوم برای سیر و سلوک الهی رفع حُجُب کند. اما به کلیت فضای این همایش ها و جلسات عمومی که نگاه می اندازی می بینی این فضا شاید ایجاد حُجُب هم بکند تا رفع حُجُب. امروزه دیگر فضاهایی نداریم یا شاید خیلی کم داریم که شخصی مثل ملاحسینقلی همدانی بیاید و هم مطلب علمی بگوید و هم نفس ایشان چنان تأثیری داشته باشد که مستمع و حاضرین شوق به حضرت پروردگار پیدا کنند. خواستم یک سری ملاک و شاخص برای انتخاب استاد به ما بدهید. حال چه از زبان بزرگان و چه از زبان روایات، و اگر این ملاک ها رعایت نشود آیا آن علم لاینفع خواهد بود؟ چون در حدیثی دیده ام که مضمون روایت این بود که علم کسی اگر برای خودش نافع نباشد برای دیگری چگونه نافع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی مهمی است که اگر علمِ کسی برای خودش نافع نباشد، برای دیگران نیز نافع نیست. ولی اگر مسیر ما برایمان مشخص شده باشد که آن مسیر سیر إلی‌اللّه است. مولایمان علی«علیه‌السلام» به ما فرموده‌‌اند: «خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال‏» فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته. لذا اساس را باید در حضور تاریخی دانست که در سیر إلی اللّه در متن انقلاب اسلامی محقق می‌شود. پیشنهاد می‌گردد کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطالعه شود. موفق باشید‏

15010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه چند سال پیش مباحث انسان شناسی شما را مطالعه عمیق می نمودم و مبانی علمی بنده ترفیع یافته بود و سخن وری و ابراز علمی بنده زیاد گرفته بود حال پس از گذشت یک دوره دوری از مطالعه بنده به شدت افت نموده و توانایی سخن وری و ابراز علمی را نیز ندارم از طرفی دوباره به مباحث معرفت نفسی رجوع نمودم ولی تاثیری ندارد و در بنده توانایی علمی به شدت ضعیف شده از شما می خواهم بنده را راهنمایی بفرمایید ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شود افق دیدتان را بر روی دو کتاب اخیر یعنی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» متمرکز کنید تا احساس حضور تاریخی در این دوران به شما برگردد. موفق باشید

14616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید: قبل از هر چیز خواستم بگم نگران نباشید ما حواسمان به دروسهایمان هست. فایلهای شما را هم زمان استراحت گوش می دهیم که از درسهایمان چیزی ذبح نشود. سوالی داشتم، درس مکارم اخلاق جلسه ی دوم در خصوص یقین صحبت کردید. بحث کمی برای بنده نامفهوم بود اول اینکه یقین در سه مرتبه ی ( علم الیقین – عین الیقین - حق الیقین ) مطرح می شود. در ثانی اینکه ما (خودم را عرض می کنم) خیلی وقت ها مرتبه ی ظنّ و یقین را خلط می کنیم. گاهی احساس می کنیم که فلان کار انجام نمیشه یا اینکه فلان خطر ما را تهدید نمی کند یا . . . قلب امان هم گویی رضایت می دهد و سپس به آن ادراکمان هم جامه ی عمل می پوشیم و گاهی می بینیم واقعا همینطوری شد اما گاهی هم آن طوری که قلب رضایت داده بود نمی شود. اما استاد به نظر می رسد که بیشتر این حالات هایی که ما فکر می کنیم یقین است و در آن مرتبه نیز قوه ی تعقل را تعطیل می کنیم، ظنّ است. گاهی این حالات قلبی تصدیقاتی هستند که ناشی از تصورات و ادراکات اشتباه و کج و معوج ما نسبت به عالم هستی است که آن هم ریشه در ضعف علوم حصولی به ویژه مباحث عقلی دارد. گاهی این حالات ناشی از معتدل شدن مزاج و مسائل طبیعیات می باشد که به قول یکی از اساتید شاید شخص رطوبت بدنش هم بالا بزند و چیزی از عالم غیب را هم مشاهده کند و به خیال خود فکر کند به یقین رسیده است در حالی که به تجلیات نفسانی خود نظاره گر بوده است و درگیر عالم خیال و وهم بوده است و این را خود شما هم قبول دارید که کشف و شهود گاهی وقت ها شیطانی است نه رحمانی. با تمام این ها حتی به کشف و شهود هم نمی توان اعتماد کرد و باید برهان بر آن اقامه کرد حال چطور می شود که انسان به یک رضایت قلبی خویش بگوید یقین پیدا کردم. واسه همین هر چی فکر کردم که یک ملاکی باشد شبیه به دستگاه عیار سنج تا میزان یقین ما را به ما بگوید. با توجه به اینکه قلب و دل هم خیلی جاها اشتباه می کند و (آن اشتباه ریشه اش در ضعف علوم برهانی و عقلی و مباحث عرفان نظری است) باید چگونه یقین خود را بسنجیم؟ از طرفی نه می توان به قلب و دل اعتماد کرد و از طرف دیگر هم می خواهیم بدانیم یقین ما چقدر است و از طرفی هم یقین را به سه دسته تقسیم کرده اند. اگر این را کمی توضیح برایم بفرمایید متشکر می شوم. من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت خوف و رجاء؛ حالا حالاها در ما هست، منتها در نسبت خود با خدا در حالت هرچه‌بیشتر احساس بندگی‌کردن، می‌توانیم امیدوار باشیم که راهْ تا حدّی گشوده شده تا آن‌جایی که إن‌شاءاللّه نقشی برای غیر خدا قائل نباشیم و معنای توحید به مزاق‌مان برسد. موفق باشید

14076
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام: من چند تا سوال از آقای طاهرزاده دارم. اول میخوام از آقای طاهرزاده تشکر بکنم بابت زحمت هایی که کشیده اند. اول این که شما ظهور امام مهدی (عج) رو چقدر نزدیک می بینید؟ دوم اینکه به نظر من برای این که ظهور محقق شود که ان شاءالله نزدیک است ما باید دو کار انجام بدیم و آن دو عبارتند از اینکه کارهایی را درون خودمان انجام بدیم و کارهایی را در بیرون خودمان. درون خودمان همان خود سازی است. اما کار های بیرون خودمان نیاز به داشتن بصیرت دارد تا بفهمیم اگر امام زمان (عج) جای ما بود چه کار می کردند؟ برای داشتن این بصیرت چه کارهایی را باید انجام بدهیم؟ همان طور که مطلعید امام خامنه ای فرمودند عمار زمانه کجاست و من می دانم که عمار و مالک و... دارای بصیرت بودند. اگر باید کتاب بخوانیم تا بتوانیم آن تفکر و بصیرت را بدست بیاریم چه کتاب هایی رو باید بخونیم؟ یا با گوش دادن به سخنان امام خامنه ای می شود آن تفکر و بصیرت را بدست بیاریم یا نه؟ آخرین سوالم این است که منظور از این آسمان ها که هفت طبقه دارند چیست؟ البته اگر مایل بودید و تشخیص دادید که دانستن جواب سوال آخر برای من در حال حاضر نفعی ندارد می توانید آن را جواب ندهید. لازم به ذکر است که با توجه به گفته های روحانی پایگاهمان ما کتاب های عالم انسان دینی و فعلیت یافتن باور های دینی را تا حدودی مطالعه کرده ایم و در حال حاضر طبق گفته ی ایشون که بهتر است کتاب آشتی با خدا را بخوانیم داریم مطالعه می کنیم. ببخشید که طولانی شد. اللهم اجعل مماتنا شهادتا فی سبیلک و فی سبیل نبیک محمد ص و فی سبیل امیرالمومنین (ع) و فی سبیل فاطمه زهرا س و الحسن و الحسين و المعصومین بعد الحسین. اللهم اجعل مماتنا شهادتا فی سبیل حجت بن الحسن (عج).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نگاه مقام معظم رهبری به امور و توصیه‌هایی که ایشان دارند؛ حقیقتاً موجب بصیرت می‌گردد. کتاب «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» إن‌شاءاللّه در این مورد مفید خواهد بود 2- عرایضی در شرح سوره‌ی «قاف» در رابطه با آسمان‌های هفتگانه شده است. إن‌شاءاللّه بتوانید جواب خود را در آن‌جا دریافت کنید. موفق باشید

13253
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۱۳۲۱۳ پیرامون این جریانی که دارد شکل می گیرد توضیح می دهید؟ آیا ما هم می توانیم بخشی از این جریان باشیم؟ چطور؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریانی که در ذیل انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است، جریانی است که از یک‌طرف متوجه نقص‌های زندگی غربی است و از طرف دیگر نظر به تحقق زندگی معنوی دارد و همین‌که جنابعالی خود را در اردوگاه انقلاب اسلامی و در ذیل ولایت مقام معظم رهبری قرار دهید و در این فضا عمل کنید، در این تاریخ زندگی کرده‌اید. موفق باشید

7647
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر در پرسش و پاسخ های سایت آمده است (سبک زندگی غربی ( 3113 ) س: سلام آیا انسان با استفاده کردن از ابزار و رویه ی غربی و سبک زندگی آن پذیرنده ی فرهنگ مدرنیته و اندیشه ی سکولار می شود؟ آیا همین، پذیرش ولایت طاغوت نیست؟ ج: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر درست تبیین شود همین است که می‌فرمایید ولی همه با این نیت سبک زندگی غربی را اراده نکرده‌اند. موفق باشید) 1-چگونه کسی با پذیرش سیک زندگی غزبی ولایت طاغوت را می پذیرد مگر می شود چنین کسی که شیعه ومحب اهل البیت است به فرض هم سبک زندگی غرب را انخاب کند ولایت طاغوت را پذیرفته باشد؟ 2-ما در زندگی شخصی مان سایل زندگی مان مثل ماشین و دوچرخه و یا کامپیوتر را دوست داریم آیا این به معنی سکولار بودن و پذیرش ولایت طاغوت است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- یک شیعه‌ی محبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ‌وقت با اراده‌ی خود زندگی طاغوتی را انتخاب نمی‌کند ولی شیطانِ خنّاس خود را به صورت ناصح ظاهر می‌کند و در انتها ما را به شجره‌ی ممنوعه نزدیک می‌نماید و ما از آن تناول می‌کنیم و آن می‌شود که باید نمی‌شد 2- ما در حال حاضر در شرایطی زندگی می‌کنیم که نمی‌توانیم برای ادامه‌ی زندگی از این ابزارها استفاد نکنیم ولی اگر إن‌شاءاللّه به خودآگاهی لازم برسیم ابزارهایی مناسب اهدافی که زندگی ایمانی پیش می‌آورد می‌سازیم که بحمداللّه در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» به آن متذکر شده‌ایم. موفق باشید
7481
متن پرسش
باسلام خدمت استاد بزرگوار اگرانسان درشرایط استجابت دعا قرار بگیرد ایا دران شرایط ازخدا طلب مقام یقین کردن می تواند بهترین دعاباشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنیئاً لک؛ گوارایت باد. زیرا تنها با نور یقین است که هیچ حجابی بین عبد و ربّ باقی نمی‌ماند و خداوند برای برآوردن این دعا چه الطافی که به ما نخواهد کرد، از رفع دغدغه‌های دنیایی بگیر تا محبت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که عامل تحقق یقین عینی هستند. موفق باشید
6739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مسئولین سایت: سلام وخداقوت لطفا صوت 2جلسه آخر استادرو بگذارید توسایت یه هفته گذشته باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای دکتر قدوسی.............پیگیری شد
6464
متن پرسش
بسم اله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیزم ما با دوستان جلسه بحثی داریم وقتی در باره ایات قر ان از تفسیر نمو نه و المیزان استفاده می کنیم نکاتی به ذهن من می خورد که در هیچ یک این دو نیست ولی احساس می کنم درست است و با مبانی دینی و قر انی که می شناسم منا فات ندارد حال ایا عنوان کردن ان برای دوستان مصداق تفسیر به رای است با توجه به این که با این که مطالعاتی دارم و از شما و دیگر بزرگان استقاده فراوانی کرده ام ولی چنین نیست به همه ایات و علوم قرانی تسلط داشته باشم.با کمال تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این لطف خدا است و نه‌تنها تفسیر به رأی نیست بلکه نتیجه‌ی تدبّر در قرآن است چون همان‌طور که می‌فرمایید مطابق مبانی دینی و قرآن برداشت کرده‌اید. موفق باشید
5555
متن پرسش
سلام علیکم.سینما و امنیت اجتماعی جامعه را توضیح مبسوطی دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر این که سر در نمی‌آورم منظورتان چیست در موفق باشید
23088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید هزار سال پیش به خاطر شرایط زندگی ائمه می فرمودند سزاوار نیست زن از خانه بیرون بیاید. ولی حالا اگر کسی از همین قضیه استفاده کند و بگوید بله طبق همین قاعده چادر و حجاب بخاطر شرایط آن دوران بوده و حالا لازم نیست، یا بگوید این که سفارش شده بعد از نماز عشا باید خوابید مربوط به شرایط آن دوران بوده و امثال اینها. چطور باید مرز بین اینها رو مشخص کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین به خودی خود مشخص می‌کند کدام نکات ضروری دین است و کدام نکات، بر اساسِ شرایط به آن شکل گفته می‌شود و به همین جهت به اصطلاح می‌گوییم در بعضی امور دین، رخصت داده است مثل آن‌که حجاب را واجب می‌کند و در سوره‌ی نور بر آن تأکید می‌نماید. ولی این‌که شکل آن پوشش چگونه باشد بستگی به شرایط افراد و شرایط زمانه دارد. موفق باشید

22091
متن پرسش
سلام استاد: در بحث امامت و قاعده النهایات ترجع الی البدایات به شبهه ای خوردم و بعد از تفکر به جوابی رسیدم. با اجازه ارائه میدم به شما که اگر اشتباهه اصلاح بفرمایید. شبهه این بود که طبق این قاعده امام مهدی (عج) از پیامبر (ص) بالاتر هستند و از امامان دیگر (ع) و این با جایگاه اشرفیت مخلوقات پیامبر (ص) نمی خواند. جواب خودم این بود: در باب انسان کامل و مواطن سیر تکاملی تاریخ تا رسیدن به انسان کامل بحث برتری کسی مطرح نیست بلکه معصومین (ع) و حتی انبیا و اولیا تاریخ رو هم، همه را در یک نگاه میتونیم نور واحد انسان کامل بگیم، حال این نور واحد در موطن آدم (ع) در نپخته ترین صورت خارجی خود بود نسبت به صورت نهایی و در تاریخ پیش اومد و با ظهور در هر موطن پخته تر شد و تا رسید به معصومین (ع) ولی باز هم تا پختگی کامل و رسیدن به صورت نهایی یک امام فاصله داشت که با وجود حضرت به اوج پختگی خود میرسه و در واقع وجود مبارک حضرت پیوند و وحدت صورت غیبی انسان کامل در عین و ذات خارجی ست. حال سه تا نتیجه داره: یک: همه معصومینِ تاریخ نور واحدند در نگاه انسان کامل. دو: بحث برتری کسی نسبت به کسی نیست بلکه هر موطن، انسان کامل در صحنه است و در انسان کامل بودن وحدت دارند و اختلاف در ظهور آن صورت نهاییست و آن هم به علت ضعف موطن ها مثلا شخص پیامبر (ص) نیست بلکه سیر تاریخ بنا بر اقتضای روح زمانه است هرچند در حکمت و علم الهی حضرت مهدی (عج) ویژگی خاصی نسبت به بقیه داشته اند که صورت نهایی در کالبد مهدوی تحقق یافته. سه: اینکه مهدی (عج) همه انبیا و ائمه را در خود جامع دارد همین سیر مقصود است که از آدم شروع شده تا خاتم و معصومین ادامه یافته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. زیرا هر کمالی در عالم ظهور کند به نور حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌و آله» است. به همین جهت شما در زیارت هر امامی که می‌روید، با نظر به نور حضرت، ابتدا می‌گویید: «السلام علیک یا رسول اللّه» پس در واقع هر امامی و از جمله امام مهدی «علیهم‌السلام» نورِ رسول خدا هستند. موفق باشید

21603
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم خدمتتون: 1. اینکه می گویند از نظر ملاصدرا، زنان جزء حیوانات هستند، آیا درست است؟ لطفا توضیح دهید که متنی که در اسفار آمده، چه برداشتی از آن می شود و چرا؟ ۲. شرحی که ملا هادی سبزواری بر این سخن داده، درست است یا نه؟ آیا واقعا دیدگاه ایشان چنین بوده یا اشتباه برداشت کرده؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع ادبیات در آن زمان معمول بوده که وقتی می‌خواستند توصیه کنند به رعایت ضعیفان، زنان و حیوانات را کنار هم می‌اوردند بدون آن‌که قصد توهین داشته باشند 2- نظر جناب آقای ملاهادی سبزواری هیچ مبنایِ علمی و دینی ندارد. آن‌چه برای ما حجت است سخن قرآن است که فرمود: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (97)/نحل) که در این رابطه برای رسیدن به حیات طیبه که عالی‌ترین درجه‌ی یک انسان است هیچ تفاوتی قائل نیست. منتها وظایف آن‌ها متفاوت است و این به این معنا نیست که ارزش وظایف مردانه برتر است و احتمالاً اشکال آقایان در این غفلت اخیر است. این امام خمینی است که می‌فرمایند: «زنان ما بايد مقابل بعضى آخوندهاى بى‏ اطلاع از مصالح مسلمين كه نظرات خودشان را تحميل كرده‏ اند تا زنان ما را از حقوق خودشان محروم كنند، بايستند.». موفق باشید 

20717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظرتان درباره این حدیث چیست. آیا واقعا صحیح است؟ هنگامی که رسول خدا «ص»، از «جنگ تبوک» برمی گشت «سعد انصاری»، یکی از «کارگران مدینه» به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر «ص»، با او دست داد «احساس کرد»، که «دستان وی زبر و خشن» است.! نبی مکرّم «ص» سؤال کردند؛ چرا دستان تو، این اندازه «زبر و خشن» است.!؟ عرضه داشت؛ یا رسول اللّه این «خشونت و زبری دستان من» بخاطر، کار کردن» با بیل و طناب است تا «مخارج خانواده ام» را تأمین کنم.! پیامبر«ص»؛ «دستان او را بوسید»، و فرمود: این «دستی است»، که «آتش جهنم» آن را لمس نخواهد کرد.!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آن روایت درست نباشد؟ مگر جز این است که انسان با تلاش و دست و پنجه‌نرم‌کردن با طبیعت و بدون تخریب آن، استعدادهای خودش و طبیعت شکوفا می‌شود؟ موفق باشید

نمایش چاپی