باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی اصلی فعلی شما تمرکز بر روی دروس رسمی حوزه است و در کنار آن شناخت کامپیوتر، و بعدها اگر لازم بود و پیش آمد آموزش زبان انگلیسی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو واژه از نظر معنای اولیه عبارت است از چیزی که در خارج از ذهن انسان محقق و واقع باشد. بعضاً حقیقت را به معنایِ وجهِ آرمانی یک موضوع بهکار میبرند و واقعیت را به معنای وجهِ فعلی آن. مثل اینکه میگویند حقیقت انسان، تشبه به انسان معصوم است ولی واقعیت او همین است که امروز در حال زندگی است. البته همیشه هم این دو واژه به این معنا بهکار نمیروند، بعضاً به جای همدیگر هم مصرف میشود. از فضای خود جمله باید متوجه مقصود و مقصد گوینده شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صحبتهای دنیایی در مسجد یعنی صحبت هایی که صرفاً منافع دنیایی در آن باشد مثل خرید و فروش 2- خیر 3- خیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای حرکت جوهری، زمان مقدار حرکت است و جایی که حرکت نیست، زمان نیست ولی درک نسبتها در آنجا معنا میدهد مثل درک نسبت علّت در مقابل معلول که امثال مرحوم میرداماد آن را زمان دهری قلمداد میکنند که البته ملاصدرا چنین چیزی را نمیپذیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پاداش عمل از خدای سریعالحساب، حتی قبل از عمل به صرفِ نیّت واقعی محقق میشود و فردای قیامت، صورت آن ظهور میکند. به همین جهت باید انسانها دائماً خود را در قیامت احساس کنند وگرنه به نتیجهی لازم از طریق اعمال شرعی نمیرسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است این موارد را از اساتید تاریخ سوال بفرمایید. فعلاً با جلد اول «تحلیلی از نهضت امام خمینی» از آقای حمید روحانی و با کتاب «از سیّد ضیاء تا بختیار» کار را می توانید شروع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت خوف و رجاء؛ حالا حالاها در ما هست، منتها در نسبت خود با خدا در حالت هرچهبیشتر احساس بندگیکردن، میتوانیم امیدوار باشیم که راهْ تا حدّی گشوده شده تا آنجایی که إنشاءاللّه نقشی برای غیر خدا قائل نباشیم و معنای توحید به مزاقمان برسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید إلاّ آنجایی که مثلاً میفرماید: «وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدينَ» (قصص/44) تو در جانب غربى نبودى هنگامى كه ما فرمان نبوّت را به موسى داديم؛ و تو از شاهدان نبودى (در آن هنگام كه معجزات را در اختيار موسى گذارديم. که در این موارد وجه بشریِ حضرت مورد خطاب قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از حکمت اسلامی برای فهم روح نیهیلیسیم نزدیکشدن به افکار نیچه خوب است ولی طرح ترتیب مطالعهی کتابهای او را در تخصص خود نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مداومت بر اذکار خاص موجب تحقق طیّ الأرض بشود، ولی این نوع بهدستآوردنها خیری به همراه ندارد مگر آنکه انسان وظیفهی خود را در راستای بندگی داشته باشد بدون طلب چنین کراماتی، حال اگر خدا چنین کراماتی را به انسان داد، آن جنبهی دیگر دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان خوب به طور طبیعی به دنبال دینی است که از طریق اُنس با حضرت حق به کمال لازم برسد. در ضمن ما نمیتوانیم به صِرف نژاد از کسی بدمان بیاید. ما از «بدیِ» بدان باید متنفر باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین حالتی که در حق این بنده از حضرت حق تقاضا کردید را از خداوند برای جنابعالی تقاضا دارم. در مورد ارادهی کلیهی الهی همیشه قرار آن است که حضرت حق آن اراده را در راستای هدایت مردم اعمال میدارد و مظاهر و حجابهای آن اراده را در دورانهای مختلف میتوان یافت و در این دورانی که ما بهسر میبریم، وقتی مییابیم که استکبار جهانی هر قدمی که در مقابل انقلاب اسلامی برمیدارد به اهداف خود نمیرسد و در متن چالشهایی که ایجاد مینماید، انقلاب اسلامی صورتهایی از خود را ظهور میدهد، میفهمیم صورتِ هدایتِ امروزین الهی، انقلاب اسلامی است و البته در هر زمانی این قاعده برقرار است. عمده آن است که هرکس در زمان و تاریخ خود با این حساسیت به جریان امورات نظر کند. سعی شده است تا آنجا که ممکن است در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این مسئله تبیین گردد، و البته در حالِ تدوین مطالب دیگری برای هرچه بیشتر کاربردیشدن این موضوع هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر با معارف الهیه خود را تقویت کنید و در کنار آن سجدههای طولانی بسیار خوب است. آنچه در مورد ذکر یونسیه عرض شد از آن جهت است که کسی بخواهد هر روز نیمساعت بهطور ممتد و یا 400 مرتبه به طور ممتد آن ذکر را انجام دهد. در این مورد بهتر است که با مشورت افرادی اینکار را بکند که او را میشناسد و جایگاه و تأثیر ذکر را نیز میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. زیرا هر کمالی در عالم ظهور کند به نور حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهو آله» است. به همین جهت شما در زیارت هر امامی که میروید، با نظر به نور حضرت، ابتدا میگویید: «السلام علیک یا رسول اللّه» پس در واقع هر امامی و از جمله امام مهدی «علیهمالسلام» نورِ رسول خدا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای تاریخی فضای ایمان و نظر به افقی باشد که از طریق اسلام گشوده شده است، یکی از زمینههای تعالی انسان مجالست با اهل ایمان است و در این فضاست که بزرگان فرمودهاند: «انسان با انسان ها، انسان میشود» به شرطی که در کنار همدیگر تذکر به مسئولیتها و ابدیت پیش رویمان، محور ارتباط باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر تاریخِ بیخبری قصهی کوچکی است که بهجز امثال حضرت روح اللّه از جهتی و امثال شهید اهل قلم از جهت دیگر آن را توانِ درککردن باشد؟! دوران، سیاهیاش را به همه نشان نمیدهد و اگر هم نشان دهد، راهِ عبور در چنین ظلماتی سختْ ناپیداست مثل ناپیدایی تشعشع نور در بین انبوه درختان جنگلی سیاه. میگویی به راهیان نور حوالتت دادهاند؛ و عجب جایی است جایی که دروغِ دوران را در مقابل راستقامتترین راستانِ این تاریخ در خود مزمزه کردهای، چه قبض و بسطی است حالت رویارویی با عزیزترین عزیزانِ جان ما که بر خاک فرو رفتهاند، این تنِ علمالهدی نیست که در هویزه ابتدا از پای نشست و سپس به زیر خاک رفت، ولی این خاک، خاک نیست، راهِ گشودهای است در جنگل سیاه این دوران. این همان تشعشع نوری است که تمام عمر میتوان با آن زندگی کرد.
این گناه تو نیست که گذشتهات را بیشتر میفهمی، این گناه هرکسی است که بخواهد از عهدِ نفس امّاره به سوی عهدِ نفس لوّامه گذر کند. مگر آب گلآلودِ دوران گذشته، این پایِ ما را رها میکند؟ که گفت:
آب گِل خواهد که بر دریا رود
گِل گرفته پای او را میکشد
آیا راهی برای رسیدن به نفس مطمئنه جز جنگ بین نفس امّاره و مطمئنه میشناسی؟! نجات از این غربتِ تلخ را جز انقلاب روحاللّهی که روحم فدای او باد، نیافتم. ولی این انقلابِ سیاستبازان نیست. در این راه است که اگر هزار بار زمین بخوری و هزاران بار پایت بشکند، باز باید لنگان لنگان هم که شده است همین راه را ادامه دهی. فقط باید به خودت بگویی:
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
بیا این بار محکمتر بکوبیم
از کدام بیراهه رفتهای که میگویی امروزت میخواهد تو را به پنجسالِ قبل برگرداند؟! راه، بیراهه بوده است یا در جنگ بین عهدِ قبلی و عهدِ جدید در قبض و بسط در حالِ دست و پا زدنی؟! و این سخن دیگری است که باید در موردش گفت:
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
نه انقلاب محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» انقلابِ مردان بود و نه انقلاب حضرت روح اللّه«روحی فداه» انقلابِ مردان است. اگر فاطمه و زینب «سلاماللّهعلیهما» نداشتیم، آری. و اگر رهبر ما چِگوارا بود، آری. ولی حضور فاطمه «سلاماللّهعلیها» در جبههها مگر فراموششدنی است؟ مگر پهلوی شکستهی بسیجیان ما در عملیاتهای «یا فاطمهی زهرا» سند حضور آن حضرت نیست؟!! مگر قصهی فرماندهی آن حضرت را از زبان آن سردار بزرگ یعنی شهید برونسی نشنیدی؟!!
من، راه را در این دورانِ فترت و سرگردانی، پیداکردنِ خدایی میدانم که در این تاریخ ظهور کرده است که این، خدایِ کتابها و سخنرانیها نیست. از «هستی و زمانِ» هایدگر متوجه شدهام که هستی را در زمان که امروز، همان تاریخِ ما است باید جستجو کرد، هرچند میدانم این واژه را یعنی این تاریخ را یعنی این آینهی حضورِ «کلّ یومٍ هو فی شأن» را روحِ مدرنیته میبلعد مثل بلعیدنِ جرقهها توسط ظلمات. اما اگر بر این راه ویران، صبر پیشه کنی، صدای «بَشِّرالصابرین» گوشهایمان را حتماً مینوازد. و اگر آن مرد الهی در «اسفار اربعه»ی خود گزارش نداد «المعرفة بذر المشاهده»، یعنی اگر با معارف الهیه بهسر بردی مسلّم با مصداقهای آن مفهوم روبهرو خواهی شد و این معجزهی صبر است. صبری که باید بین عهدِ قدیمی که میشناسیم و میخواهیم از آن عبور کنیم، و عهدِ جدیدی که هنوز رُخ ننمایانده است، تجربه نماییم. که گفت:
پردههای دیده را داروی صبر هم بسوزد هم بسازد شرح صدر
آینة دل چون شود صافی و پاک نقشها بینی برون از آب و خاک
هم ببینی نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بعضی از مواردی که مثال زدید چون بستر نفس ناطقه یعنی بدن مشکل پیدا کرده است، نفس در ارتباطی که باید با بدنش برقرار کند به زحمت افتاده و عموماً افسردگیها از این قرار است که نفسْ شروعکننده بوده است و با تصورات غلط و کوتاهی در اصلاح خود عامل ترشحات هورمونی گشته که بازتاب آن مواردی است که میفرمایید. حتی آنجایی که میگویید چون طرف مبتلا به بیماریِ جنون میشود، خودکشی میکند؛ نباید مقدماتِ قبلی این کار را فراموش کرد که چگونه با آرزوهای دنیایی و توهّماتِ بیجا، خود را گرفتار چنین فشارهای عصبی کرده است. در همهی این موارد مبنای ما آن است که نفس ناطقه در ذات خود به عنوان یک پدیدهی مجرد در تعادل است و بدنی که بتواند از این تعادل بهره ببرد را در اختیارش میگذارند حتی اگر آن بدن از نظر ظاهر، نقص عضوهایی هم داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم لباس مردم پاکستان که رانهای مردان را میپوشاند، در مقابل شلوارهای اروپاییان به عفاف و حیا نزدیکتر است همانطور که قبای مردم گذشته به عفاف و حیا نزدیک بود. باید شرایط استفاده از چنین پوششهایی فراهم شود، وگرنه برای امثال ما حکم لباس شهرت را پیدا میکند ولی برای یک روحانی، پوشیدن لباس روحانیت در عرف چنین مشکلی را بهوجود نمیآورد. موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اینکه نفس آن بزرگواران، جسمهای متعددی را ایجاد نماید. نگاه دیگر آن است که جسم را در این فراز از زیارت، جسمِ برزخی آن بزرگواران قلمداد کنیم و اینکه جسمِ آنها، باطنِ همهی اجسام است و همهی جسمها در تدبیر باطن آن اجسام یعنی جسم اولیاء معصوم هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هم میتوان مخاطب متوسط باشد و جوابی متوسط به موضوع بدهد و هم میتواند مخاطب متوسط نباشد، ولی جواب متوسط بدهد. و هم میشود زبان ارائهی سؤال، ظرفیت جواب متعالی نداشته باشد. و این حالت اخیر به جهت شاعرانه و چندلایهنبودنِ سؤال خواهد بود. نمونهاش همین نوشته که جنبهی متافیزیکی آن بر جنبهی شاعرانهبودنِ آن غلبه دارد تا جایی که نمیدانم با چه عقلی آن را بفهمم؟ با عقل استدلالی و یا با عقلی که اشارات را درک میکند؟ قبول دارم دوران، دورانِ در عسرتبودنِ زبان شاعرانه است، ولی نه برای بنده و جنابعالی که موضوعاتمان برای ظهور در این تاریخ به صحنه آمده است، نه آنکه قصهی مفاهیم گذشته را بخواهد بیان کند. موفق باشید
