بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در باب آسیب های تکنولوژی بر نفس کدام کتاب را بخوانم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی توحیدی» شروع بفرمایید، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

15729
متن پرسش
با عرض سلام: انسان وقتی با عقل نظری هست ها و نیست ها را می فهمد با چه دلیلی باید به طور مثال به عبادت بپردازد؟ به عنوان مثال من فقط با عقل خود می فهمم خدا هست اما این که چرا او را باید پرستش کرد را نمی فهمم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای درک قلبی نور حق و اُنس با هستی مطلق، تنها با عبادت و پرستش او می‌توان چنین کرد. گفت: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی» با اوبودن، و مأنوس انوار او شدن، با عبادت او ممکن است. و در رکوع و سجود است که می‌توان از خود، فانی و به او، باقی شد. موفق باشید 

15294

اب نیسانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به تغییرات جوی و آلودگی هوا آیا آداب گرفتن آب نیسان از آب باران را هنوز می توان انجام داد و به نتایج شفا بخشش امید داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز جای امیدواری هست. تأثیر آن به جهت روحی است که در آن زمان در آن آب نهفته است. موفق باشید

13957
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم فایل صوتی سخنرانی شما از طریق تلفن همراه قابل دانلود نیست مشکل از کجاست؟
متن پاسخ

باسلام

فایل‌های صوتی جلسات سخنرانی چه در کامپیوترهای شخصی و چه در تلفن‌های همراه به صورت آنلاین اقدام به پخش می‌شود. چنانچه قصد ذخیره‌ی فایل‌ها بر روی تلفن همراه را دارید، پس از کلیک بر روی جلسه‌ی موردنظر، انگشت خود را بر روی یکی از کیفیت‌های خوب یا متوسط به مدّت چند ثانیه فشار دهید تا یک منوی جدید باز گردد. آنگاه از منو گزینه‌ی Save link را انتخاب نمایید. در این زمان فایل شروع به دانلود می‌شود و پس از طی زمان دانلود از پوشه‌ی Download در File Manager می‌توانید به فایل موردنظر دست پیدا کنید.

مدیریت سایت - باتشکر

13939
متن پرسش
با سلام: معنای حیات جاودان در مورد حضرت خضر (ع) چیست، آیا حیات مادی منظور است؟ و در داستان حضرت سلیمان (ع) مورچه چطور حضرت سلیمان (ع) را شناخت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرن خضر«علیه‌السلام» از این دنیا رحلت نکرده‌اند و در این دنیا با حیات فعّالی که دارند خداوند مأموریت‌هایی به عهده‌شان گذاشته است 2- مورچه حضرت سلیمان«علیه‌السلام» را به عنوان فرمانده‌ی لشکر شناخت و موجودات عموماً چنین معرفت تکوینی را دارا می‌باشند. موفق باشید

13810
متن پرسش
استاد عزیز سلام: 1. آیا اعتقاد به خدا و درک خدا ذاتی است همانند بدیهیات؟ 2. اگر اعتقاد به خدا ذاتی است پس چرا برخی شک می کنند و ما یا برای اثبات خدا دلیل می آوریم؟ ما که برای بدیهیات دلیل نمی آوریم و نیازی هم به دلیل نیست چون واضح و روشن هستند، حال چگونه است که خداوند نیاز به اثبات دارد؟ 3. چه تفاوتی بین بدیهیات که ذاتی انسان هستند و اعتقاد به خداوند هست که برای بدیهیات دلیل نیازی نیست اما برای اثبات خدا دلیل نیاز هست؟ لطفا تفاوت این دو را بیان کنید. 4. از طرفی می دانیم که همه از خدائیم و وجودمان و علت اصلی وجودمان خداست به همین دلیل باید ذاتا به خدا همانند بدیهیات علم داشته باشیم، پس چرا وجود خداوند را اثبات می کنیم و چرا برخی به خداوند ایمان نمی آورند و کافر هستند؟ مگر ذاتی نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتقاد به خداوند فطری است و از جهتی با بدیهیات متفاوت است. زیرا بدیهیات در دسترس هر انسانی در هر حالتی هست. ولی فطریات ابعاد متعالی و برترِ هر انسانی است و هرکس به اندازه‌ای که از عوامل غفلت از فطرت فاصله بگیرد، فطریات خود را احساس می‌کند و دستورات شریعت در همین راستا است. موفق باشید

13302
متن پرسش
استاد فرمودید که توبه و باز هم توبه، تا با نور توبه به سمت خدا در حرکت خود ثابت بمانیم ولی استاد با خیالات و افکار گناهان چه کنیم و خودمان را از آن فضایی که بودیم و فکرش ما را آزار می دهد و بیاد این می اندازد که ما چقدر در مقابل الله بی حیایی کردیم چه کنیم؟!!!!!!!!!؛
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان متوجه بی‌حیایی خود در مقابل حضرت حق نسبت به ارتکاب گناه می‌شود، خودْ نوری است که از طرف حق بر قلب او تابیده است. لذا اگر با رعایت دستورات اخلاقی کار را ادامه دهند، شدت آن نور در حدی می‌شود که دیگر گناه‌کردن برای او زشت جلوه می‌کند. موفق باشید

12009
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم: علامه بزرگوار سيد محمدحسين طباطبائي (رحمه الله) در تفسير الميزان ذيل آيه 105 سوره مائده مطالبي را پيرامون معرفت النفس بيان مي دارند و در انتها مي فرمايند: «در پايان، اين نكته را نيز خاطر نشان مى‌سازيم كه مساله عرفان نفس، مساله فكرى و نظرى نيست، بلكه مقصدى است عملى كه جز از راه عمل نمى‌توان معرفت تام و كامل در باره آن بدست آورد» از حضرتعالي عاجزانه استدعا دارم كه راه ورود به اين معرفت تام و مراحل عملي اين امر را براي اين حقير بيان فرمائيد. از خداوند متعال طول عمر با عزت و توفيقات روز افزون را خواهانم. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تذکراتی که در معرفت نفس از طریق خویشتن پنهان می‌یابید، باید با مراقبه کار را جلو برد. کتاب «لب اللباب» از علامه طباطبایی جهت مراقبه خوب است. موفق باشید

7915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم به چه دلیل حمد و سوره نماز های صبح ، مغرب و عشاء باید بلند خوانده شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نمی‌دانم. به دستور خدا و رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» اعتماد کنید تا در زمره‌ی کسانی قرار گیرید که اهل اطاعت‌اند و نه اهل مناقشه. موفق باشید
7250
متن پرسش
سلام علیکم " استاد چطوری آثارتون رو بخونیم که بعد از مدتی از یادمون نره ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست ذهن خود را انبار محفوظات بکنید. سعی کنید مباحث را طوری مطالعه فرمایید که جزو عقیده و اندیشه‌ی شما شود و بعد از آن خودتان هستید که فکر می‌کنید. بنده همه‌ی سعی‌ام آن است که عقل عزیزان را مخاطب قرار دهم تا خود عزیزان اهل فکر شوند. موفق باشید
2643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام من یک سوال در مورد قضاوت در مورد اشخاص کرده بودم با همین نام و همین ایمیل ! چرا جواب نمیدهید ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم : سؤالی با شماره‌ی 2515 با ایمیلی که داده‌اید به این سایت واصل شد که جواب آن خدمتتان عرض گردید. موفق باشید
1407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا و با سلام چگونه می توان نسبت به کلیه لذات مادی و پوچ ، مقاومت کرد و از آنها عبور کرد ، به طوریکه امکان فریب خوردن از آن لذات دیگر ممکن نباشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: وقتی متوجه باشیم ما برای غرق‌شدن در لذّات دنیوی خلق نشده‌ایم، باید با ملکوت عالم مرتبط شویم و آلوده‌شدن به لذات ما را از ارتباط با عالم غیب و معنویت محروم می‌کند، إن‌شاءالله مقاومت‌تان شروع می‌شود. دائم ملکوتی‌شدن را به خود تذکر دهید. مطالعه سیره علماء دین کار ساز است . موفق باشید
1113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد.اگر خدا بخواهد عازم سرزمین کربلا هستم.خواهش می کنم کتاب هایی که حتما باید قبل از سفر و در سفر بخوانم را بفرمایید.التماس دعا
متن پاسخ
بسمه تعالی سلام علیکم .در قسمت جزوات، قسمت اخر جزوه «نقش دعا در زندگی » که مربوط به زیارت هست را مطالعه بفرمائید موفق باشید.
978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم با توجه به اینکه جنس روح و بدن هم سنخ نیستند ، در حرکت جوهری چگونه روح که مجرد است به بدنی که مادی است ملحق می گردد ؟ ادامه این وضعیت در عالم برزخ چگونه است ؟ با تشکر و با آرزوی سلامتی برای آن استاد عزیز علیرضا مترصد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چون در دنیا نفس انسان به بدن خود تعلق دارد تحت تأثیر حالات بدن از جمله حرکت جوهریِ بدن قرار می‌گیرد ولی بدنِ برزخی و قیامتی جنس روح است و دوگانگی بین جسم و روح نیست تا تحت تأثیر حرکت جوهری بدن باشد. موفق باشید
21731
متن پرسش
سلام علیکم: ۴ سال پیش تحول جدی در زندگیم بوجود اومد و خدا عنایت کرد و من را با راه دین آشنا کرد اون موقع توبه کردم و در مسیر اسلام گام برداشتم. اما الان بعد از ۴ سال می بینم مملو از رذایل اخلاقی هستم هرچی سعی می کنم و دوباره شروع می کنم و چله می گیرم و تا ترک گناه کنم به نتیجه نمی رسم اوایل خیلی روندم خوب بود اما الان یه حالت خاصی برام پیش اومده حتی خیلی مسائل برام عادی شده. حاج آقا خسته شدم ۷ روزه از ماه رجب گذشته و من هیچ کاری نکردم. بلکه دیروز یه گناه کبیره بد هم کردم. یه راهی جلوی پام بگذارید. رشته ام فلسفه و کلام اسلامی هست و مطالعاتی هم در خصوص اخلاق و اسما و... هم داشته ام اما این همه نظری خوندنی که برجان تاثیر نگذاره چه فایده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره راه مشخص است و باید با هزاران مانع هم که پیش می‌آید ما نسبت به راهی که باید در آن وارد شویم و پایداری کنیم، مصر باشیم. شیطان تلاش می‌کند با گناه‌آلودکردنِ ما، ما را از ورود در راهِ دیانت و پایداری بر آن مأیوس کند. عمده عزمی است که باید داشته باشیم حتی اگر بنا است صدبار توبه کنیم. موفق باشید

20413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد گرامی استاد گرامی اخیرا در جلسات خود چند مطلب فرمایش کردید که واقعا جای حرف بسیاری دارد. 1- گویا شما طب اسلامی را نپذیرفته و هدف اسلام را تعالی انسان می دانید که جای پرداختن به طب و این جور چیزها را ندارد. اما سوال؟ آیا اسلام ما دین ناقصی است که فقط به روح انسان توجه دارد مگر نه اینکه علی فرمود «یا رب قو علی خدمتک جوارحی». آیا بدون تن سالم می توان عبادت کرد و به اوج رفت؟ شنیده ایم که آن انسان بزرگ شیخ حسنعلی اصفهانی در سرما چند ساعت در رکوع بود آن چنان که برف رویش انباشته شده بود اما اکنون جوان ما نمی تواند رکوع چند ثانیه ایی را صحیح انجام بدهد. اگر دین ما برای همه ابعاد زندگی از جمله سیاست، فرهنگ، اقتصاد، طب و... برنامه نداشته باشد پس ناقص است پس آنکه خدا برایمان راضی گشت فقط به بعد معنوی انسان توجه دارد و بعد دیگر ما را بدست هرکه تواند داده است. مگر نه اینکه همو که خدا ولی ما قرار داد و حقیقت رضیت لکم السلام دینا است به فرزند خود امام مجتبی نفرمود: که ای فرزندم می خواهی تو را چیزی بیاموزم که از طب بی نیاز شوی و یکی از آنها خوردن نمک قبل و بعد از غذا بود. اگر اسلام سلامت جسم ما را به داروهای شیمیایی که از خاک و مردار تهیه می شوند سپرده، پس وا اسلاما؟ 2. اما نکته ای هم درباره ارتش؛ استاد گرانقدر ارتش نیرویی است که برای دفاع از میهن جنگیده و می جنگد چه در زمان طاغوت و چه در زمان حکومت اسلامی. حقیقتا حرفای جلسه گذشته شما جفای بزرگی است بر 48000 شهید گلگون کفن ارتش. ارتشیان یاد گرفته اند چونان علی اکبر تا رمق آخر با خسم پیکار کنند و با نقشه و هدف تا نای آخر دفاع کنند. حقیر نمی خواهم ارزش کاری را زیر سوال ببرم اما اینکه انسان خود را جلوی گلوله بیندازد هنر نیست. همان زمانی که در تهران باشگاه افسران با مجالس رقص و شراب برپا بود عده ای از دانشجویان و افسران روزه می گرفتند و نماز شب می خواندند. سر بسته می گویم از جنگ تحمیلی تا کنون در سوریه ما همین مشکل را داشته و داریم که مواضعی را که به زحمت تثبیت کرده ایم اما پس از چند روز که به برادران سپرده ایم سریع سقوط کرده و این درد دل ماست. چه زیبا آن فرمانده بسیجی (شهید حسن باقری) که به فرماندهان گردان ها بعد از عملیات رمضان با عصبانیت گفت وای بر شما که در سنگرهایتان نشسته اید و در میدان حاضر نمی شوید شما را چه شده که حاضر نیستید دو نفر در شناسایی از دست بدهید اما صدها نفر را در عملیات بدون شناسایی و آگاهی به کشتن می دهید. و سرباز حقیقی کسی است که گوش به حرف فرمانده خود بدهد و او عباس بود که اجازه جنگ نیافت با آنکه حریف همه لشکر بود اما سرپیچی نکرد. اما سوال؟ سربازی که عشق شهادت دارد اما گوش به حرف فرمانده نمی دهد و با ندای الله اکبر عملیات مخفیانه را فاش می کند چه جایگاهی دارد؟ وای که چه عملیات ها فاش شد و چه عملیات های بدون شناسایی که به شکست انجامید. خون آنها گردن کیست؟ عذرخواهم استاد عزیز از کلام طولانی ام. اما کاش هر کسی در تخصص خود سخن بگوید چرا که عده ای که گوش به سخنش می دهند اگر اشتباه دریابند جوابشان را که می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم از کدام قسمت از عرایض بنده برآمده است که معتقد به طبّ اسلامی نیستم! عرض بنده آن سخن امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که می‌فرمایند رضاخان مأمور بود طب اسلامی را از بین ببرد و از بین برد. و بدین لحاظ باید سال‌ها زحمت کشید تا آن طب مطابق امروز احیاء شود، وگرنه به اسم طب اسلامی اعمالی انجام می‌شود که به قول رفقای طالب طب اسلامی، تازه اسلام هم زیر سؤال می‌رود 2- بحث بر سر ارتش‌های کشورهای استعمارزده است، این سخن بنده نیست. حتی مسعود بهنود در کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» می‌گوید ارتش را به دست رضاخان ساختند برای اعتراضات مردمی. و به نظر بنده حقیقتاً با دفاع مقدس بود که ارتش، هویت اصلی خود را به مرور به‌دست آورد در آن حدّ که ارتش امروز ما بعضاً خوبی‌های منحصر به فرد خود را دارد. موفق باشید

19127
متن پرسش
حالا که می نویسم خودم هم نمی دانم مخاطبم کیست ... فقط همین را می دانم که بعد از این چند سال دلم باز هم تایتانیک خواست. می دانم تایتانیک آرامم می کند. تایتانیک لذت نقد به من می دهد، تایتانیک دلم را می بَرَد. خسته شدم از دروغ، از فریب! پنج سال اسم آنچه را بعدها فهمیدم مدرنیته می گویند، بوسیدم و کنار گذاشتم. پنج سال زجر کشیدم، فحش خوردم، کنار گذاشته شدم، فرصت هایم را یکی یکی از دست دادم و به دامان کسانی پناه بردم که گمان کردم راه رهایی مرا بلدند. تاریخ فلسفه خوانده ام، رمان خوانده ام، فیلم مستهجن دیده ام، آواره ی خیابانهای ... بوده ام، صدای قه قه های دخترانه مان پر بود در فضا، در لجنزار خودم کسی بودم! من در سکولارترین ِخودم زندگی کردم! فاکنر، پائولو، آندره ژید و کافکا مونس خلوت هایم بودند، حالا پنج سال گذشته است. پنج سال پشت کردم به تمام شان. حالا فهمیدم من لذت نقد می خواستم، کمی هویت می خواستم. خسته شدم از دروغ و ریا! از نیرینگ و فریب! از سوالهای بی جواب! از این همه تناقض و دورویی ... شاید صداقت برای من کافی بود! برادرم راه دیگری رفت، راه ترقی را در فرنگ جست و رها کرد. سوئد را، ایتالیا و آمریکا را شاید جای بهتری دید. او به آمریکا سفر کرد و من به فکه رفتم! او اکنون در مدرنیته ی خویش مردیست برای خود و من در انقلاب دیگران بی سهم ترین مانده ام! شأن منه گمگشته چه بود؟! کمرم زیر این بار شکست. آوینی چهره ی محبوب من است. او که پاسخ های مرا خوب می دانست چرا که راه طی شده ی مرا طی کرده بود اما چه کنم زمان ما را از هم دور ساخت! من به کدامین سو می روم؟! ظهور موعود؟! مرا بیش از این صبری نیست، بریده ام! به خودم نمی توانم دروغ بگویم. در انقلاب جای زن را ندیدم. گویی مردانگی برای همراهی انقلابی میسرتر است. انقلاب جایی برای دختری همچون من نداشت، صدای ما صدای دیگری ست، نفسهامان نفس های دیگری ست، ما لذت های دیگری چشیده ایم. ما جور دیگری ناجوریم. می گویند شأن ما بی شأنی ست. من ِ لعنتی شأن نمی خواستم اما جسم نحیف دورانم را توان حمل این همه تضاد نیست، خسته ام، خسته همچون بیابان نوردی که به یک کلبه پناه آورده و از شدت تشنگی و بیچارگی حتی رمق در زدن ندارد، امیدم را دیگر امیدی نیست، راه گذشته ام را به باد دادم، در اعتبار گذشته ام بی اعتبارم و اکنون راه پیشرویم بسته است، صادقانه پیش آمدم اما نمی دانستم دروغ ِاین راه سیلی بدی به من می زند و نمی دانستم روزی آنهایی را که انقلابی یافتم دیگر پاسخی برای من ندارند. شاید مدرنیته مرا نمک گیر کرده است، گرسنگی این راه مرا به نمک ِ او حواله داد. با ناامیدی به راهیان نور رفتم و به دل لعنتی ام گفتم آنجا، آنجا همه چیز خوب می شود، تحمل کن! تحمل، اما همه چیز بدتر شد، همه چیز، آنجا دروغ چهره ی دیگرش را به من نشان داد! گناه من چیست که گذشته ام مرا بیشتر می فهمد. من در این غربت ذره ذره جان می دهم و ایکاش کسی را می یافتم مرا از این غربت تلخ و کشنده نجات می داد. گمان بردم انقلاب جواب روح سرگردان من است، در گذشته خود را برده ای می دیدم اما نمی دانستم مسیر امروز روزی خودش با دستهای خودش مرا می فرستد به راه پنج سال قبل، نمی دانستم روزی خواهد رسید که خودم را به حساب بکشم و بگویم: چه غلطی کردی با دست خودت؟! اینجا هم همان بردگی ست، اینجا راه حریت بسته است، حر که باشی چوب می خوری، حر که باشی تو را می گذارند در زمره ی شفیتگان غرب . حال آنکه من از همان جا گریخته ام. انقلاب شما مردانه است، انقلاب شما برای همرنگ های خودتان است، ما بیچاره ها، باید از دور نظاره گر شما باشیم و مدام حسرت بخوریم که چرا این گونه شد عاقبت کار ما. دنیای آباد خویش را رها کردم و حالا دنیا و آخرتی سوخته می بینم که از دور به من پوزخند می زنند. ناجوری ام بدجوری ناجور تر شده، می ترسم برگردم و خرابکاری ام بیشتر از این شود. کباب می گندد اما نان فقط خشک می شود! حالا از گندیدن می ترسم. تشنه ام، آب می خواهم، بی خانمان ِ امروز منم، جای ماندنم دیگر نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر تاریخِ بی‌خبری قصه‌ی کوچکی است که به‌جز امثال حضرت روح اللّه از جهتی و امثال شهید اهل قلم از جهت دیگر آن را توانِ درک‌کردن باشد؟! دوران، سیاهی‌اش را به همه نشان نمی‌دهد و اگر هم نشان دهد، راهِ عبور در چنین ظلماتی سختْ ناپیداست مثل ناپیدایی تشعشع نور در بین انبوه درختان جنگلی سیاه. می‌گویی به راهیان نور حوالتت داده‌اند؛ و عجب جایی است جایی که دروغِ دوران را در مقابل راست‌قامت‌ترین راستانِ این تاریخ در خود مزمزه کرده‌ای، چه قبض و بسطی است حالت رویارویی با عزیزترین عزیزانِ جان ما که بر خاک فرو رفته‌اند، این تنِ علم‌الهدی نیست که در هویزه ابتدا از پای نشست و سپس به زیر خاک رفت، ولی این خاک، خاک نیست، راهِ گشوده‌ای است در جنگل سیاه این دوران. این همان تشعشع نوری است که تمام عمر می‌توان با آن زندگی کرد.

این گناه تو نیست که گذشته‌ات را بیشتر می‌فهمی، این گناه هرکسی است که بخواهد از عهدِ نفس امّاره به سوی عهدِ نفس لوّامه گذر کند. مگر آب گل‌آلودِ دوران گذشته، این پایِ ما را رها می‌کند؟ که گفت:

آب گِل خواهد که بر دریا رود

گِل گرفته پای او را می‌کشد

آیا راهی برای رسیدن به نفس مطمئنه جز جنگ بین نفس امّاره و مطمئنه می‌شناسی؟! نجات از این غربتِ تلخ را جز انقلاب روح‌اللّهی که روحم فدای او باد، نیافتم. ولی این انقلابِ سیاست‌بازان نیست. در این راه است که اگر هزار بار زمین بخوری و هزاران بار پایت بشکند، باز باید لنگان لنگان هم که شده است همین راه را ادامه دهی. فقط باید به خودت بگویی:

 بیا باز امشب ای دل در بکوبیم

بیا این بار محکم‌تر بکوبیم

از کدام بی‌راهه رفته‌ای که می‌گویی امروزت می‌خواهد تو را به پنج‌سالِ قبل برگرداند؟! راه، بی‌راهه بوده است یا در جنگ بین عهدِ قبلی و عهدِ جدید در قبض و بسط در حالِ دست و پا زدنی؟! و این سخن دیگری است که باید در موردش گفت:

اگر دیر آمدم مجروح بودم

اسیر قبض و بسط روح بودم

نه انقلاب محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» انقلابِ مردان بود و نه انقلاب حضرت روح اللّه«روحی فداه» انقلابِ مردان است. اگر فاطمه و زینب «سلام‌اللّه‌علیهما» نداشتیم، آری. و اگر رهبر ما چِگوارا بود، آری. ولی حضور فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» در جبهه‌ها مگر فراموش‌شدنی است؟ مگر پهلوی شکسته‌ی بسیجیان ما در عملیات‌های «یا فاطمه‌ی زهرا» سند حضور آن حضرت نیست؟!! مگر قصه‌ی فرماندهی آن حضرت را از زبان آن سردار بزرگ یعنی شهید برونسی نشنیدی؟!!

من، راه را در این دورانِ فترت و سرگردانی، پیداکردنِ خدایی می‌دانم که در این تاریخ ظهور کرده است که این، خدایِ کتاب‌ها و سخنرانی‌ها نیست. از «هستی و زمانِ» هایدگر متوجه شده‌ام که هستی را در زمان که امروز، همان تاریخِ ما است باید جستجو کرد، هرچند می‌دانم این واژه را یعنی این تاریخ را یعنی این آینه‌ی حضورِ «کلّ یومٍ هو فی شأن» را روحِ مدرنیته می‌بلعد مثل بلعیدنِ جرقه‌ها توسط ظلمات. اما اگر بر این راه ویران، صبر پیشه کنی، صدای «بَشِّرالصابرین» گوش‌هایمان را حتماً می‌نوازد. و اگر آن مرد الهی در «اسفار اربعه‌»ی خود گزارش نداد «المعرفة بذر المشاهده»، یعنی اگر با معارف الهیه به‌سر بردی مسلّم با مصداق‌های آن مفهوم روبه‌رو خواهی شد و این معجزه‌ی صبر است. صبری که باید بین عهدِ قدیمی که می‌شناسیم و می‌خواهیم از آن عبور کنیم، و عهدِ جدیدی که هنوز رُخ ننمایانده است، تجربه نماییم. که گفت:

 پرده‌های دیده را داروی صبر                    هم بسوزد هم بسازد شرح صدر

آینة دل چون شود صافی و پاک               نقش‌ها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را                     فرش دولت را و هم فراش را

موفق باشید  

18401
متن پرسش
با سلام: آیا پیامبر از اسم مستاثر الهی آگاه است؟ و آیا جوابی که می فرمایید اجماع هم هست یا اختلاف نظر وجود داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به خود روایات از آن جهت که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در دعای خود عرضه می‌دارند که: خدایا به حق اسم مستأثرت که جز خودت از آن آگاه نیستی.... « َ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ أَنْزَلْتَهُ فِي كِتَابِكَ أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَك‏» آن حضرت بدان اسم آگاه نمی‌باشند. موفق باشید

18334
متن پرسش
سلام اسناد عزیز: استاد پیرو سوال 18312 وقتی اجتهاد یک مجتهد آخرش شد لیبرالیسم آیا به عنوان یک مجتهد قابل احترامه؟ اگه مجتهد هم باشه مجتهد در لیبرالیسمه نه اسلام. پس به هیچ عنوان تفکر و اعمال هاشمی قابل دفاع نیست حداقل شما نرمالیزاسیون نکنید که مثلا هاشمی یه تفکری داشته و متفاوت با تفکر انقلابیه. من حرفم اینه مگه همین تفکر منجر به کشته شدن پیامبرا و امامان نشده؟ پس این تفکر شیطانیه پس باید نابود بشه. البته طریقه پیام حضرت آقا رو من کاملا قبول دارم و مطابق روش اهل بیته و متناسب با زمان و بصیرت مردم. ولی شما چرا این طوری موضع می گیرید؟ آیا موضع صریح شما ضرری به اسلام میزنه؟ یا اصلا من اشتباه می کنم و متوجه حرفای شما نشدم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم اسلام پیامبر این سعه و وسعت را دارد که امثال آقای هاشمی را ما بیرون از اسلام ندانیم و گمان کنیم نگاه ایشان به اسلام، منجر به کشته‌شدن پیامبر و امامان شده است. این مثل آن است که اسلامِ امویان را با اسلامِ خلفا یکی بدانیم، در حالی‌که مولایمان علی«علیه‌السلام» با اسلام خلفا کنار آمدند ولی با اسلامِ معاویه هرگز کنار نیامدند.  موفق باشید   

18308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: می خواستم از شما بپرسم آیا استاد محمد شجاعی را می شناسید؟ (منظورم ایت الله شجاعی نیست) چندی پیش که شما را به ایشان معرفی کردند از مطالب و اثار شما استقبال کردند و در محل سخنرانی ها و مجالسشان هم آثار شما را ترویج می دهند. بنده از مطالب ایشان و شما سالهاست که استفاده می کنم و به نظرم می رسد مطالب شما و ایشان در کنار هم معنای زیبایی می گیرند و مکمل هم هستند. خواستم اگر نمی شناسید معرفی کنم تا بتوانم حداقل قدمی کوچک در راه تحقق اهداف شما و ایشان برداشته باشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دورا دور ایشان را می‌شناسم و پذیرنده‌ی سلام‌های گاه به گاهِ ایشان که لطف می‌کنند؛ هستم. و به جهت آثار خوب‌شان ارادتمند ایشان هستم به‌خصوص به جهت حالات روحانی در توسلات معنوی‌شان. سلام بنده را به ایشان برسانید. موفق باشید

16605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد لطف می کنید در مورد این سخن حضرت علی (ع) که فرمودند: «دلها او را به حقیقت ایمان مشاهده می کنند» کمی توضیح فرمایید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایضی شده است. موفق باشید

16525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شما ان شاءالله بعد از سوره آل عمران سوره بقره رو تفسیر می کنید؟ چون من هرچی گشتم سوره بقره شما رو پیدا نکردم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سال‌های 63 به بعد یعنی بعد از قبول قطعنامه، سوره‌ی بقره بحث شد، ولی ضبط نشد. موفق باشید

15019
متن پرسش
با عرض سلام: ظاهرا داعش مبانی معرفتی قوی برای خود دارند و از همان ابتدا، دیگران را به کشتن و تجاوز و ... دعوت نمی کنند. بلکه با معنویات آنها را جذب خود می کنند. یکی از کانال های همسرداری داعش را دیدم از همسرداری ماها معنوی تر بود... سوالم این است که اگر جوانی به خاطر فطرتش جذب داعش شود و به خاطر تجربیات معنوی به آن ایمان قلبی پیدا کند، آن وقت به کشت و کشتارها و تجاوزهای داعش که می رسد دچار یک تناقضی در خودش بشود ولی اینقدر تجربیات معنوی اش غلبه داشته باشد که نتواند داعش را کنار بگذارد، آن وقت در قیامت چه معامله ای با وی می شود؟ سوال دوم این است که اگر کسی به مواردی داعش گونه در دینی که به آن معتقد است و سالها معنویت آن را چشیده برخورد کند که آن مواردِ داعش گونه از محکمات دینش باشند به این معنی که اکثریت مؤمنان و غالب بزرگان و علمای دینش آن را تأیید کنند و قائل به شک در آن نباشند، آن شخص چه برخوردی باید با دینش داشته باشد؟ باتشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر دو حال که می‌فرمایید، این افراد چون عقل و فطرت را تا آخر برای خود اصل نگرفته‌اند؛ عملاً به دین خدا پشت کرده‌اند و در قیامت به سخت‌ترین بلاها دچار می‌شوند. به فرمایش آیت اللّه جوادی بنا است با همان عقل و فطرتی که حقّانیت دین را پذیرفتیم، تا آخر به حکم عقل و فطرت وفادار باشیم. و لذا آن‌جایی که چیزی از شریعت برداشت شود که با عقل و فطرت نخواند، آن را نباید سخن شریعت الهی بدانیم. موفق باشید

14677
متن پرسش
سلام: استاد عزیز من در پایین شهر بزرگ شدم و شدیدا روی دینم غیرتی ام. و شدیدا آدمای دینی رو دوست دارم. فقط بدبختیم اینه که نمیتونم لفظ قلم صحبت کنم! اصلا عادت نکردم. الان چند وقتیه با شما دارم صحبت می کنم دیگه آخر سعی خودم بوده. الانم تو گلوم گیر کرده بود به شما بگم: نوکرتم استاد. خیلی میخوامت. این بده که من نمیتونم مثل اونای دیگه که از شما سوال میپرسن حرف بزنم؟ نمیدونم چیکار کنم؟ استاد بچه های جبهه مثل منم داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بچه‌های جبهه با دل‌شان حرف می‌زدند و نه به قول شما با لفظ قلم‌هایشان. و مثل شما بحمداللّه با دل‌شان دین را پذیرفته بودند و همان غیرت‌شان آن‌ها را تا مرز دفاع از دین و قرارگرفتن در زیر سایه‌ی لطف الهی جلو برد. موفق باشید

14364
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اطلاعیه اخیر شورای نگهبان مبنی بر برگزاری امتحان اجتهاد برای شرکت کنندگان در خبرگان رهبری، سایت جماران اطلاعیه ای از حجت الاسلام و المسلمین موسوی در خصوص اشکالات حقوقى اطلاعیه اخیر شوراى نگهبان منتشر کرد که به شرح زیر است: روز پنجشنبه شوراى محترم نگهبان در اطلاعیه اى از کسانى که باید در امتحان این شورا حاضر شوند پرده برداشت. بیانیه شوراى نگهبان بدین شرح است: کلیه کسانی که برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبت نام کرده‌اند به جز آنان که ذیلاً ذکر می شود باید در آزمون علمی شرکت کنند. 1. اعضای فعلی مجلس خبرگان رهبری. 2. کسانی که در گذشته در آزمون خبرگان که از طرف شورای نگهبان برگزار شده شرکت کرده و از نظر علمی تأیید شده اند. 3. کسانی که در آزمون 15 شهریور 1394 شرکت کرده‌اند اعم از آنان که تأیید شده‌اند یا خیر. به نظر مى رسد که اشکالاتى بر این بیانیه وارد است که بعید است شوراى نگهبان ملتزم بدان شود: ١. بسیارى از بزرگانى که قبلاً در خبرگان عضو بوده اند در امتحان شرکت نکرده اند؛ به طور مشخص حضرت آیت الله ابراهیم امینی که سالها عضو مجلس خبرگان بوده اند هیچ گاه در امتحان شرکت نکرده اند. بنابر این با توجه به بیانیه شوراى نگهبان از آنجا که: الف: ایشان نماینده فعلى خبرگان نیستند، ب: در دوره هاى قبل هم در امتحان شرکت نکرده اند، ج: در امتحان شهریور ماه هم شرکت نکرده اند؛ لازم است در امتحان شوراى نگهبان شرکت گنند. حال آیا شوراى نگهبان مى خواهد ایشان را هم به امتحان دعوت کند؟ ٢. سیره شوراى نگهبان در دوره هاى گذشته این بوده که امتحان را صرفاً از کسانى مى گرفته که هیچ راه دیگرى براى احراز صلاحیتشان وجود نداشته و این سیره طبق گفته آیت الله مؤمن در این دوره نیز جارى بوده است. آیت الله مؤمن در مصاحبه اى که چند هفته پیش داشتند تصریح کردند: «کسی که ... در حوزه تدریس می‌کند، نوارهای جلسات درس او نیز موجود است، خوب هم درس می‌دهد، ملا است و در مسائل سیاسی هم اظهارنظر کرده و مواضعش روشن است؛ این فرد هم نیازی به امتحان اجتهاد ندارد». این گفته به صراحت با بیانیه ی جدید تناقض دارد. نکته قابل توجه این است که این سیره در دوره هاى گذشته به قدرى قوى بوده که تقریبا هیچ یک از اعضای ادوار گذشته مجلس خبرگان در امتحان شرکت نکرده اند. از آن زمره مى توان با اسامى زیر اشاره کرد: آیات هاشمى رفسنجانی، یزدى، جنتى، مومن، شاهرودى، مشکینى، منتظرى، امینى، موسوى اردبیلى، جوادى آملی، فاضل لنکرانى، سید احمد خمینى، راستى کاشانى، ملکوتى، صانعى، موسوى خوینى، رى شهرى و... به نظر مى رسد که بیانیه اخیر شورای نگهبان از نظر حقوقى دقیق نیست و باید منتظر بود که در روزهاى آینده مورد باز بینى قرار گیرد.» حال بفرمائید که این اشکال وارد است یا خیر؟ و اگر وارد است چرا در دوره های قبل اجرا نشده است؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در آن حدّ نیستم که در این موارد نظر بدهم زیرا محذورات شورای نگهبان را که انسان‌های فهیم و دلسوزی هستند نمی‌دانم. موفق باشید

نمایش چاپی