بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14796
متن پرسش
اشکالی که وجود دارد این است که سنخ بحث های استاد طاهرزاده صرفاً به دل می نشیند ولی تطابقی با واقعیات اجتماعی ما ندارد؟ شاید این خاصیت و تمایز رویکردهای فلسفی عرفانی صدرایی و فلسفه غرب است که به همان میزان که انتزاعی و ذهنی است از واقعیات جامعه به دور است (دقیقا برخلاف فلسفه مادی غرب که در بطن سازوکار حیات اجتماعی بشر حضور جدی دارد.) واقعا چه میزان از مردم ما نوع نگاه استاد طاهرزاده به انقلاب اسلامی را می پذیرند؟ چه میزان نظام مسائل ذهنی مردم جامعه ما می تواند با رویکرد اشراقی استاد به انقلاب ارتباط برقرار کند؟ اگر این مباحث صرفاً یک نظریه پردازی نیست و قرار است به عرصه واقعیات جامعه وارد شود باید مدام ارزیابی شود که آیا مردم عادی کوچه و بازار می توانند با این مباحث ارتباط برقرار کنند؟ اگر نمی توانند یعنی ما به دور از مسائل واقعی جامعه حرکت کرده ایم. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در هر تاریخی وقتی افقی باز شود و بنا بر آن باشد تمدنی جای تمدنی را بگیرد، در ابتدا به جهت سیطره‌ی تمدنی که حاکم است، ذهن‌های معمولی عموماً در تحقق تمدنی که باید ظهور کند، باور ندارند و آن را دور از واقعیت می‌دانند ولی پایداری و صبرِ مؤمنین است که زمینه‌ی تحقق تمدن توحیدی را فراهم می‌کند و آن‌چه در کوچه و بازار مطابق تمدن حاکم، زرق و برق دارد، از رونق می‌افتد. آیا ما در چنین شرایطی نیستیم؟! موفق باشید    

14627
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: به اطلاع کاربران عزیز رسانده می شود که به مدت یک هفته به جهت سفر زیارتی امکان جوابگوئی به سوالات مقدورمان نیست. موفق باشید
متن پاسخ

..........

13256
متن پرسش
سلام: چیکار کنم نفس اماره ام جای محبت الهی رو تو دلم نگیره. «لا اکراه فی الدین» یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه به دستورات حضرت حق عمل کنیم آرام‌آرام نور حق در قلب ما تجلی می‌کند و دوست‌داشتنی‌بودنش برای ما روشن می‌شود. می‌فرماید: در دینداری اکراهی نیست، زیرا حضرت حق جان و روان انسان را مطابق همان دستوراتی که داده است خلق کرده و اگر انسان جان و روان خود را خراب نکرده باشد، مطلوب خود را نیز در همان دستورات می‌یابد. موفق باشید

11958
متن پرسش
سلام: استاد ممکنه بیشتر در مورد سوال 11694 توضیح دهید. منظورم این است که با مطالعه چه کتاب هایی می توان به این مطلب رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال چه بوده؟ موفق باشید

10027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: از آنجایی که گفته شده بر خدا و رسول پیشی نگیرد و مثلا آن شخص بعد از دعای امام الابصار را هم اضافه کرد و امام فرمود آنچه را من گفتم دقیقا بگو، حال مثلا ما دعایی را می خوانیم فرازی از آن به دلمان می چسبد یا دلمان می خواهد خدا آن فراز را بیشتر اجابت کند، ولی امام یک مرتبه فرموده است آیا اشکال دارد ما آن را هر بار خواستیم تکرار کنیم؟ مثلا یا رب را حضرت در دعای کمیل در هر مرتبه سه بار تکرار نموده اند ولی عموما مداحان هر مرتبه را نه بار تکرار می کنند با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مورد که امام در مورد عدم اضافه‌کردن «ابصار» فرمودند، برای حوائج خاص است با این‌همه به نظرم بهتر است که در همان شکلی که دعا به ما رسیده، ما عمل کنیم با این‌همه اشکال ندارد که رجائاً بر بعضی فرازها تأکید بیشتر شود. موفق باشید
9764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز: چندی پیش در جواب سوالی از بنده درباره مسئله بیدار بودن و نخوابیدن در شب فرمودید که نخوابیدن قوه وهم را در انسان قوی می کند و ممکن است این کار باعث غلبه بر قوه عقل شود و این جواب شما من را به دانستن بیشتر درباره این قوا علاقه مند نموده است. می خواستم بدونم برای آگاهی درباره مسائل مربوط به حواس باطنی مانند عقل و وهم و ... چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ گاها روی اینترنت این مسائل بطور پراکنده یافت می شوند ولی بطور واضح بیان نمی شوند و همین پراکندگی مطالب بر قابل فهم نبودن آنها می افزاید. با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پنج جزوه‌ای که در شرح کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بر روی صفحه‌ی اول سایت هست می‌تواند در این امر مفید باشد. موفق باشید
9409
متن پرسش
پس طبق همین استدلال، ملک بودن هم باید تشکیکی باشد؛ چون باید ذاتی باشد که با علم متحد شود، و چون علمْ تشکیکی است، پس آن ذات هم باید تشکیکی باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و عنایت داشته باشید هر فرشته‌ای صورت اسمی از اسماء الهی است مثل علم یا قبض یا حیات، پس ذاتی نیستند که این صفات با آن‌ها متحد باشد بلکه ذات آن‌ها همان اسماء است. البته عنایت دارید که مفهوم ملائکه تشکیکی نیست، بلکه ملائکه به اعتبار ذاتش که عین اسمی از اسماء الهی است تشکیکی است و برای افراد مختلف ظهورات مختلف دارند، بر عکس انسان که به اعتبار انسانیت، تشکیکی است و آن ذات با علم و حیات اتحاد دارند. موفق باشید
8776
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم بنده قریب به 8 سال است که در حوزه معرفت نفس مطالعه دارم (در قالب سی دی های معرفت نفس استاد صمدی) و در دو ماه گذشته نیز با دروس حضرتعالی آشنا شده ام. با توجه به موارد مطالعاتی سوالاتی دارم که ان شا الله با پاسخ مناسب شما افق مبهم روشن گردد. 1- بنده در مورد علم و یادگیری اینگونه فکر می کنم که همه انسانها تمام علوم بشری را در ذات خود دارند و تنها با روی آوری به علم خاصی و جد و جهدی که می کنند درهای آن حوزه از علم به روی آنها باز شده و با آن آشنایی پیدا می کنند. بعنوان تشبیه اینکه علوم مانند بیابانی است که انسان با چراغ قوه ایی که دارد بخشی از بیابان را که جلو روی اوست میبیند و اگر طوری بشود که خورشیدی بر بیابان نور بیفکند انسان به تمام علوم آشنایی پیدا می کند. در اینخصوص اگر می شود توضیح بفرمایید. 2- طی سلسله مباحث استاد صمدی و مباحث ده نکته و معاد شما که تا امروز وفق به شنیدن آنها شده ام این نکته مرا به خود مشغول داشته که پرداختن به امور روزمره (مثل تماشای تلویزیون؛ مطالعه مجله و گپ و گفت طولانی با ذوستان و ...) انسان را در قوه خیال معطل می کند و لذا چند سالی است که به جز یک خبر و در صورت وجود برنامه های مستند تقریبا سریال یا فیلم یا سرگرمی به جز مطالعه در حوزه دینی و رشته فنی خودم (الکترونیک و صنایع) ندارم. یعنی مطالعه را با چیز دیگری عوض نمی کنم و این امر در بعضی اوقات منجر به بهم ریختگی اعصاب می شود و تقریبا بیشتر اوقات در فکر فرو می روم. البته با توجه به مباحث روانشناسی انسانی درونگرا نیز هستم و این مطلب نیز مرا به سیر علمی بیشتر تشویق می کند. به نظر شما سیر مطالعاتی در تقویت قوه عاقله و کم کردن قوه خیال موثر است و یا روشی که بنده در پیش گرفته ام اصلا مناسب می باشد؟ البته لازم است عرض بکنم به قول استاد صمدی بنده اگر هم چیزکی یاد گرفته باشم قطع به یقین در اسم الاسما می باشد و به هیچ وجه در هیچ حوزه نظری و عملی نه تنها ادعایی ندارم بلکه روز به روز به بی لیاقتی خود و برازخی که گرفتار آن هستم بیشتر پی می برم. با تشکر از حسن توجه جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در این مورد به صفحه‌ی 84 کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تحت عنوان «چگونگی ادراک محسوسات» رجوع فرمایید 2- امروز اسماء حسنای حضرت حق در انقلاب اسلامی ظهور کرده و در کنار مطالعاتی که دارید باید نسبت به سخنان رهبری و دنبال‌کردن مسائل انقلاب حساس باشید وگرنه حق را در مظاهرش نشناخته‌اید. موفق باشید
30853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد عزیز ضیافت ماه مبارک رمضان گوارای وجود تان باد. استاد بنده فصوص الحکم را با صوت های شما پس از گذرانذن مبانی و اصول عرفان نظری استاد یزدان پناه و درس مصباح الهدایه با استاد امینی نژاد گذراندم و حال اینک برای شرح فصوص قیصری شروع کردم اما در این میان از بین اساتید علامه حسن زاده که در دروسشان واقعا جنبه های عملی و عرشی را مد نظر می گیرند و استاد جوادی املی که با آن بیان شیرین و بر ممشای حکمت صدرایی با بیان شیو و ادبی که درس می گویند و بین استاد یزدان پناه عزیز اما بنده صوت های استاد یزدان پناه را گوش می دادم اما آنچنان که با صوت های استاد جوادی و علامه حسن زاده ارتباط می گرفتم خیلی نتوانستم ارتباط بگیرم در حالی که دیدم شما به درس فصوص ایشان تاکید داشتید حال به نظرتان اگر صوت های علامه را دنبال کنم یا آیت الله جوادی را آيا از بهره ای که در درس فصوص استاد یزدان پناه است محرم می مانیم یا نه تفاوت چندانی ندارد؟ عمده نظر و رویکرد ماست؟ ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد یزدان‌پناه با نظر به دروس اساتید مذکور به شرح فصوص پرداخته‌اند. فکر می‌کنم اگر بدون این نوع دغدغه‌ها، مباحث ایشان را دنبال کنید، در نزدیکی به نگاه جناب ابن‌عربی موفق خواهید شد. موفق باشید

23008
متن پرسش
سلام استاد: این روایت جای دفاع و تامل دارد: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» (ترجمه: ای احمد اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمی‌کردم) از نظر معرفتی چگونه باید نگاه کرد؟ از نظر اهل علم الحدیث چگونه باید بررسی کرد تا مانع از فهم آن نشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» ، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي «علیه‌السلام»، حضرت فاطمه”علیها‌السلام»است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسان‌ها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه ‌و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسان‌ها قرار داده است، و حال كه فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمده‌اند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نمي‌كرد و لذا است كه مي‌توان نتيجه گرفت فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمي‌خواهد مقام عبوديت پيامبر و علي «علیه‌السلام» را نفي كند، چراكه خداوند در توصيف رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مي‌دارد و در واقع عبوديت محض رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را تأييد كرده‌ است، ولي در پيامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عبوديت و نبوت و در علي «علیه‌السلام» عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان‌ نظر به عبوديت او دارد و فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» نمونة صريح و روشن اين عبوديت است. روايت مي‌فرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمه‌‌زهرا «علیها‌السلام»است و در واقع فاطمه «علیها‌السلام» مظهر همان عبوديت پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و محبت شديد پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه «علیها‌السلام» عبوديت خود را مي‌يابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را مي‌بيند و لذا پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مي‌فرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِ‌‌الْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛[1] يعني فاطمه حوريه‌اي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت مي‌شوم، دخترم فاطمه را مي‌بويم. در حديث ديگري مي‌فرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛[2] يعني هرگز فاطمه را نمي‌بوسم، مگر اين‌كه بوي درخت طوبي را از او استشمام مي‌كنم. پس فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» وقتي مي‌خواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه «علیها‌السلام» نظر مي‌كنند و او را مي‌بويند و ارادت به مقام فاطمه ‌زهرا «علیها‌السلام»و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اين‌گونه مقاماتِ حضرت‌زهرا «علیها‌السلام» مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر مي‌شود. موفق باشید      

 


[1] - «بحارالانوار»، ج43، ص4.

[2] - «بحارالانوار»، ج43، ص6.

22637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام محضر استاد محترم: نظر شما در مورد طلبه ای که خود در طول زندگی مرتکب گناه می شود حتی نمازش قضا می شود، اما ایام محرم احساس تکلیف می کند و به تبلیغ می رود چیست؟ ایا این احساس تکلیف از نفس است یا احساس تکلیف واقعی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در بنیادِ شیعیان توجه به نور حسین «علیه‌السلام» کارساز است و تبلیغ نه‌تنها بنیاد مخاطبین را به نشاط و حیات می‌آورد، بلکه خودِ مبلغ نیز به عهد اصیل خود برمی‌گردد و به همین جهت نباید به جهت گناهانی که داشته‌ایم از مسیر تبلیغ حرکت سیدالشهدا «علیه‌السلام» کوتاهی کنیم. موفق باشید

21948
متن پرسش
سلام چند سوال داشتم خدمتتان: 1. مدتیه سحر که از خواب بیدار میشم نماز نمیتونم بخونم ولی بیدار میمونم و دعا می کنم، سجده میرم ولی انگار بدنم کوفته است برا نماز شب. قبلا ایطور نبودم در هر صورت میخوندم. کلا دعا و قران که خیلی حالت رسمی نماز رو نداره بیشتر دل میدم. این مشکل رو چطور حل کنم؟ 2. آقای پناهیان از قول همسر شهید اندرزگو و بعضی از قول امام می گویند که ظهور در دوره رهبر کنونی خودمان است آیا این مصداق کذب الوقاتون نیست. مثلا خود آقای بهجت وقتی زنده بودند گفتند پیرمردهایتان هم ظهورش را درک می کنند با اینکه الان خیلی از رحلت ایشان گذشته آیا باعث ضعف ایمان بقیه مردم نمی شود و جزء تعیین کنندگان وقت نیستند. حتی شنیدم خود حضرت هم ممکنه ظهورش را نداند. 3. گاهی برایم سوال پیش می آید و برای این سوال از عاقبت بخیر شدنم ترس دارم که طبق فرمایشات اهل بیت (ع) ممکن است نظر اهل تسنن درباره ظهور درست باشد. مثلا از ذریه پیامبر است ولی به دنیا نیامده است. چرا که بعضی از احادیث اهل بیت مثل امام باقر و صادق علیه سلام طوری است که انگار آنها انتظار داشتند همان دوره آنها ظهور کند. مثلا حدیث دعای عهد امام صادق را فقط گفته برای دوران ما! یا امام باقر علیه اسلام وقتی از ایشان سوال می کنند که ظهور کی است می گویند وقتی که مومنین دست در جیب هم بکنند. یعنی انگار اعتقاد نداشتند باید امام حسن عسگری بیاید و بعد ایشان امامی باشد و بعد ایشان غائب شود. و احادیثی از این قبیل که باز وجود دارد یعنی حدیثی ندیدم که بگوید (غیر از حدیث رسول الله) که بگوید فعلا به دنیا نیامده یعنی همان موقع انتظار آمدنش بوده!!!! 4. و اینکه چطور خودمان را توجیه و راضی کنیم که امام امت می تواند 5 ساله باشد یعنی زمانی که امان رضا و امام عسگری علیه اسلام به شهادت رسیدند چطور فرزندانشان امام شدند؟ یعنی اگر حکمت دستشان بود چطور می شد انسانی هر چند شریف و دانا ولی 5 ساله حکومت و تدبیر فردی 40 ساله را داشته باشد. لطفا کمکم کنید و همچنین دعایم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نماز شب به خودی خود در قالب همان یازده‌ رکعت، آثار تکوینی دارد و انتظار نداشته باشید نتایج آن به سرعت ملموس باشد 2- تعیین وقت ظهور که انکار شده است، شاید به معنای تعیین زمان خاص باشد ولی این‌که متذکر شرایط ظهور حضرت شود شاید از آن جهت است که احساس ظهور می‌کنند ولی نه به معنای ظهور تامّ که با حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» محقق می‌شود. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، می‌تواند متذکر این امر باشد 3- بین آن‌که حاکمیت در اختیار ائمه قرار گیرد و یا این‌که حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ظهور کنند باید فرق گذاشت. آری! چند بار امکان آن‌که امر ائمه محقق شود، فراهم شده بود ولی شیعیان درست وظیفه‌ی خود را انجام ندادند و این غیر از آن است که امام صادق «علیه‌السلام» در مورد ظهور حضرت می‌فرمایند دوست دارم ظهور کند و در خدمتش باشم. 4- وقتی مردم گرفتار روزمرّه‌گی شدند، نیاز بود کاری صورت گیرد تا برای همه کارِ خارق‌العاده‌ای محسوب شود و لذا امامت که امری است موهبی و نه اکتسابی، در امامانی با سنّ کم ظهور کرد که به طور عمومی چنین علومی را کسی نمی‌توانست به‌دست بیاورد به خصوص در آن سن. در این مورد خوب است به جزوات «هویت گمشده‌ی شیعه در تاریخ» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

21756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: منظور ابن عربی از این جمله چیه؟ ابن عربی خود را یگانه حجت بی نظیر الهی در تمام عالم و در تمام دوران ها و بالاتر از امامِ هر زمان می داند! «و منهم رضی الله عنهم الختم و هو واحد لا فی کل زمان بل هو واحد فی العالم یختم الله به الولایه المحمدیه فلایکون فی الاولیا المحمدیین اکبر منه...فی کل عصر واحد یسمو به/ و انا لباقی العصر ذاک الواحد» ✍️ترجمه: «و از جمله ایشان «ختم» می باشد که او تنها یک نفر است نه در هر زمانی بلکه در تمام جهان و کل عالم که خدواند ولایت محمدیه را به او خاتمه دهد و در اولیای محمدی بزرگتر از او وجود ندارد... (بیتی که بر در راهرو ورودی قبر محیی الدین به سرداب نوشته و از خود اوست:) و برای هر عصر یک نفر هست که آن عصر به سبب وجود او عظمت می یابد و من برای باقی عصرها همان یک نفرم» (فتوحات/۹/۲ و کتاب روح مجرد) مخالفان فلسفه میگن ابن عربی خودشو از امام زمان هم بالاتر میدونه. آیا درسته؟ یا منظورش در این عبارت چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث‌های مفصلی شده است. آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» می‌فرمودند این سخن محی‌الدین به معنای ختم ولایت جزئیه است زیرا خود او، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را خاتم ولایت می‌داند و ولایت جزئی به این معنا است که در ظهور عرفان نظری، ایشان یگانه است، به همین دلیل هم بعد از او همه به او تأسی جسته‌اند، حتی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». واللّه اعلم! موفق باشید

21403
متن پرسش
مثل ِ یک قطار ِ در حال ِ حرکت ، چهره ها به سرعت و به نحوی از کنار َم عبور می کنند که هر لحظه ممکن َست در ایستگاهی توقف کند و مرا برای ِ مدتی به خود مشغول سازند. سالهاست به آلبر کامو مشغول َم . گویی هر ایستگاه سراغ َم می آید و می پرسد فرق ِ ما با هم چیست؟! و من در عملی دردناک، ناچار َم تراوشات ِ خونین ِ روح َم را کنار ِ بند بند ِ سخنان ِ او بچینم و این چنین خود را از سیل ِ اتهامات تبرئه کنم. اینکه با تمام ِ شواهدی که بر علیه ِ من سخن می گویند، چرا تلاش می کنم بگویم سوداگر ِ پوچی و بیهودگی نیستم؟! گاهی اشتراک ِ الفاظ مرا به زحمت می اندازد و من ناچار َم روح ِ زخم خورده َم را بیش از اینها حفاری کنم تا شاید بفهمم در عمق ِ پریشانی، این کدام نجوا ست که این چنین در گوش ِ روح َم فریاد می شود؟! اما به راستی من چه هستم؟! این سوالی ست که یقینا گوش َش از شنیدن ِ مطلق ِ لفظ، سرریز شده و در صدد َست آن را بیابد. این سوال با صدها کتاب و خاطره و حادثه همراه بوده است که هر یک اشاراتی به آن گمشده ی من َست. کامو در بندی از نوشتار ِ خویش پیرامون ِ خودکشی می گوید: داوری جسم کاراتر از داوری جان است و‌ جسم همواره در برابر نیستی پا پس می کشد. ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم. و من گفتم: آنگاه که حقیقتی دیر می کند، برخی انسان ها تنها دارایی ِ شان را گروگان می گیرند، جسم ِ شان را. اما تماشاچیان همیشه به آخر ِ ماجرا می رسند. گاهی احساس می کنم من وارث ِ تمام ِ گذشتگان ِ شرق و غرب هستم و قرار َست پرتوی ِ دیگری ظهور کند که این جان کندن های ِ پی در پی بشارت ِ طلوع ِاوست. اما آنچه به طرز ِ خاصی دردناک َست آن َست که من هم کامو را چشیده َم هم آوینی را، گویی با هر دو آشنا و خویش َم اما از هر دو هم عبور کرده َم ولی چه کنم که در نظر ِ دیگری بیشتر کامو مآب جلوه می کنم. میان ِ این دو زیست ِ از سر گذشته، چنان در حال ِ فشار َم که نمی دانم آیا جسم می تواند این حجم از طلب ِ روح را برتابد و فردا صبح باز هم آفتاب رخ می دهد ؟! من دیگر نه می توانم با سیاهی ِ عصیان ِ کامو نفس های ِ باقی مانده َم را بگذرانم نه با بدهکاری ِ رنگارنگ ِ آوینی. و هیچ چیز آنقدر تلخ و دشوار نیست که امروز تمام ِ تلاش ها معطوف ِ به آن شود که تو را با آوینی قانع کنند. از نوجوانی تا جوانی تمام ِ تلاش َم را کرده َم که به معلمان ِ هنجار پرست َم بگویم مرا این چنین مطیع و خط کشی شده بار نیاورند و یک بار بگذارند در فهرست ِ منابع بگوییم: خود َم! اما در دنیایی که هنوز هم ما را دنباله رو می پرورانند انتظار ِ آنکه کسی در عالَم ِ خود به سلوک ِ حسین بن علی، رها بیندیشد می توان گفت انتظار ِ لااقل دشواری ست. این روزها پس از سالها تلاش های ِ به ظاهر ناکام فهمیده َم تنها و تنها و تنها اگر در ضمیر ِ صادقان دربدر ِ حقیقت باشم تمام ِ عالَم در خود َم یافت می شود. با این همه به من بگویید برای ِ آنکه خویش ِ آلبر کامو و آوینی ست چه راهی جز طلبکاری می شناسید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانه‌ی تصمیم است. دوره‌ی بی‌تصمیمی به امید آن‌که زمانه‌ای بیاید تا ببینیم چه کنیم، گذشته است و فشاری که روح‌‌های حساس نسبت به حقیقت را در برگرفته است، حوالتِ این تاریخ است. تاریخی که اجازه نمی‌دهد نسبت به حقیقتی که ظهور کرده، بی‌تفاوت باشیم. حقیقتی که با انقلاب اسلامی ظهور کرد. شهداء دیدند و معطل نشدند و همسران شهداء نیز آن را درک کردند و در عین شهادت همسرشان که به جان‌شان آتش زد و با سوز جگرشان آن را لمس کردند، توانستند آن را تحمل کنند و زیباترین غمِ این تاریخ را بیافرینند. راستی! اگر حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» متوجه‌ی حقیقتی که حسین«علیه‌السلام» متذکر آن بود، نشده بود و آن را نمی‌شناخت، چگونه می‌توانست آن غمِ بزرگ را تحمل کند که نه‌تنها از پایش نینداخت، بلکه بالی شد تا او پرواز کند و پوچیِ دوران را به‌کلّی زیر پا بگذارد.

چرا به آلبرکامو حق ندهم که این‌چنین در عطش رسیدن به حقیقت، سوخت وقتی در دورانِ غروبِ حقیقت به‌سر می‌برد؟! و چرا به آوینی حق ندهیم وقتی متوجه طلوع حقیقت شد و سعی کرد زبانِ لوگوسِ این دوران باشد تا حقیقتِ «وجود» را در این دوران بیان کند و عهدی را که با وجود بسته بود را بنمایاند؟!

راستی! حقیقتی که ما باید به دنبال آن باشیم چیست، و چگونه باید آن را یافت؟!

چیست امر اندیشیدنی‌ترین در این تاریخ که تا به آن نیندیشیم، هنوز اندیشه نمی‌کنیم. در فهم انقلاب اسلامی چه چیزی نااندیشیده مانده است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف انقلاب اسلامی که در آغاز مدّ نظر بوده است، دست یابیم؟ جز این است که انقلاب اسلامی حقیقی‌ترین اندیشه در این تاریخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انسانی شویم که این اندیشه برای او آرامش‌بخش باشد؟ هرچند ممکن است در برهه‌ای از یک دوران تاریخی، افق زمان پوشیده و «وقت» گم شود و البته آن‌جا همگی از «وقت» برخوردار نیستند.

ما با درک بی‌واسطه‌ی خود می‌توانیم با حقیقت انقلاب اسلامی مرتبط باشیم، در آن صورت زبان ما، زبان انقلاب اسلامی خواهد بود. زبانی ماوراء زبان روزمرّگی. مثل آن‌که شعر، شاعران را در بر می‌گیرد و شاعر با سرودن شعر شاعر می‌شود. شاعر و متفکر به یافت‌هایی می‌رسند که در قصدشان نمی‌گنجد و آن یافت، بزرگ‌تر از تصور شاعر و متفکر است زیرا آن‌ها سخنِ تاریخ خود را می‌گویند.

تفکر، امری است تاریخی یعنی یک دوران تاریخی را بنیاد می‌نهد و آن را «راه» می‌برد و نگهداری و نگهبانی می‌کند به قسمی که این تاریخ در سایه‌ی آن تفکر دوام و بسط می‌یابد و با آن زندگی می‌کند و دوام می‌آورد. این تاریخ، امری جدا از ما نیست و حقیقت در متن تاریخ، خود را می‌نمایاند تا ما سرگردان نمانیم. موفق باشید 

19873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: در مورد خواندن تفسیر المیزان دو قول فرموده اید: 1. مباحث قرآني: تفسير سوره‌هاي ذيل را به ترتيبي كه مطرح شده پيشنهاد مي‌كنيم: زمر ، شوري ، صاد ، عنكبوت ، قصص ، نباء ، واقعه ، فاطر ، نمل ، انفال ، ق ، سبأ ، طور ، روم ، محمّد (صلی الله علیه وآله) ، اعراف ، انعام ، احزاب ، آل عمران 2. توصيه ی بنده برای آن‌هایی که می‌خواهند الميزان بخوانند این است كه از اول شروع ‌كنيد و با حوصله و بدون هيچ عجله‌اي آن را ادامه دهید اگر در حین مطالعه‌ی الميزان، مثلاً تا رسیدن به تفسیر سوره‌ی يوسف؛ مُرديد، ادامه‌ی کار را در برزخ خواهید داشت، دلتان بايد دلِ بقا باشد. الان بنده بخواهم شروع کنم از حمد آغاز کنم یا از سوره زمر و شوری و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای مطالعه‌ی المیزان، همان‌طور که در جزوه‌ی مربوطه عرض شده باید از ابتدا شروع کرد ولی برای آمادگی جهت فهم المیزان، خوب است که صوت شرح چند سوره را ابتدا استماع فرمایید. موفق باشید

19381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: از آنجا که بنده متاهل هستم و شغل و کسب و کار مناسب و قطعی ندارم اکثر مواقع ذهنم دگیر مسایل معیشتی که فردا چگونه می شود و از این قبیل مسائل می شود و با توجه به اینکه شرایط کشور هم شرایط مساعدی نیست و لااقل تا چهار سال دیگر هم بناست بهتر نشود، 1. راهکاری در مورد رفع مشکل بیکاری بدهید؟ 2. سوال اینجاست که طبق حدیث امام علی علیه السلام: «در توكّل كردنت همين بس كه هيچ كس جز خدا را جريان بخش روزى خود ندانى.» آیا رییس جمهور که توسط مردم انتخاب می شود به عنوان متولی اصلی اقتصاد کشور نقشی در افزایش رفاه اقتصادی مردم ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی رئیس جمهور آن است که در جای خود شرایط کسب و کار را فراهم کند. ولی جنابعالی با توکل به خدا و همراه با تواضع لازم به سخن حضرت علی«علیه‌السلام» اعتماد کنید. موفق باشید

19315

معنای توحیدبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توحید در تعریف به چه معناست؟ و نقطه قابل توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای یکی‌کردن و یکی‌شدن، نظر به حقیقتِ یگانه‌ی جاری در عالَم دارد و این‌که خود را در مقابل او نفی کنیم. مقابل توحید از جهت مبانی نظری شرک است، و از جهت مبانی عملی، تکبّر است. موفق باشید

18755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. آقای طاهرزاده ببخشید بنده هفته پیش سوالی پرسیده بودم اما جواب حضرتعالی را به خاطر خراب بودن ایمیلم دریافت نکردم اگه میشه خیلی ببخشید یه بار دیگه جواب بدین. پارسال فهمیدم ام اس دارم یعنی حداکثر ۲۰ سال دیگه زندم به نظر حضرتعالی فرصت باقی مانده ام را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض شد که به شما چه ربطی دارد که چه موقع می‌میرید! شما جمله حضرت علی «علیه‌السلام» را مدّ نظر داشته باشید که حضرت فرمودند: «و اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبدا و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا» برای دنیایت طوری عمل کن که گویا همیشه زنده‌ای و برای آخرتت طوری عمل کن که گویا فردا می‌میری. موفق باشید

18232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد طاهر زاده در صورت امکان لطفا منابعی برای مطالعه در مورد خواب برایم بیان کنید اندکی در مورد خواب در بین مطالب کتب هایتان از جمله ده نکته از معرفت نفس خواندم قصد دارم تحقیق جامع ای در این زمینه داشته باشم. ممنون دارتان میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در کتاب‌های «ادب خیال و عقل و قلب» و «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی شده است، خوب است به آن‌ها رجوع شود. موفق باشید

16911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوال در مورد مباحث شما داشتم: مباحث معرفت نفس شما مثل کتاب «خویشتن پنهان» تا چه حد فلسفیه؟ یعنی خوندن و فهمیدن فلسفه به فهمیدن کتاب شما کمک میکنه؟ در «خویشتن پنهان» دچار مشکل شدم به این فکر افتادم که فلسفه رو شروع کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر سیر از «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و سپس «خویشتن پنهان» و در نهایت مباحث «معاد» را همراه با صوت آن دنبال بفرمایید، ابهاماتتان در این مورد برطرف می‌شود. موفق باشید

15141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشد ایشالا. اون رفیق طلبه ما گفت از شما بپرسم: ۱. چند روز طول بکشه خوندن کتاب مقالات با صوتهاش؟ یک سال؟ دو سال؟ .... خودمم سوال داشتم استاد: ۲. این مکارم الاخلاق رو من چند روزه کار کنم استاد؟ چند جلسه اس؟ چجوری بخونم؟ بنویسم یا نه؟ ۳. شیوه ای که شما برای خوندن کتابای خودتون مناسب میدونید چیه؟ مخصوصا اونایی که صوت دارن. ۴. من زیاد از زندگی رهبر خبر ندارم. کدوم کتاب معتبره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هفته‌ای یک جلسه در شرح مقالات با نظر به متن کتاب خوب است 2- هفته‌ای یک جلسه با نظر به متن دعای مکارم همراه با یادداشت مطالب مهم مفید خواهد بود، به‌خصوص اگر بتوانید متن دعا را نیز در حافظه نگه دارید تا از حفظ شوید 3- تنها نکات اصلی در یک دفتر یادداشت کنید 4- کتاب «شرح اسم» نکات خوبی در رابطه با زندگی رهبری دارد. موفق باشید

14403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده حب به کتاب دارم. نه هرکتابی. مثلا کتابهای شما و آیت الله جوادی و امام را مثلا با دنیا عوض نمی کنم. این حب من دنیایی است؟ بعدا گریبانم را نگیرد این حب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این حبّ، خدا را شاکر باشید. موفق باشید

13694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام: استاد عزیز چند وقتی است سر نماز اطراف سجاده گاهی نقاط نورانی لحظه ای به چشم بنده می آید آیا اینها توهم است؟ خصوصی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست کاری به این چیزها نداشته باشید. سعی کنید خود را در توحید بپرورانید، کاری که امثال حضرت امام و آیت اللّه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیهما» انجام دادند. موفق باشید

12267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید واقعا خواستم خدمتتون بپرسم که کسی رو میتونید به من معرفی کنید که نسبت به توافق نامه اطلاعات داشته باشه که بنده مشورتی باهاشون داشته باشم و سوالایی دارم و بپرسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد همه‌ی عزیزان موافق و مخالف هرکدام از جهتی بر موضوع دقت دارند و صاحب‌نظرند. ما باید با دقت کامل نظرات طرفین را خوب بررسی کنیم و بدون یک نتیجه‌گیری نهایی بر روی موضوع فکر کنیم. هنوز وقت این‌که ما یک نتیجه‌گیری نهایی داشته باشیم نرسیده است. موفق باشید

10588
متن پرسش
سلام: خدا قوت. سوال بنده از محضر شما این است که با وجود تجرد ذاتی ملک چرا در لسان روایات (قرآن را اطلاع درستی ندارم) تعابیری مثلا داشتن دو بال و... برای فرشتگان به کار برده شده است که شهید بزرگوار مطهری در کتاب نبوتشان چنین تصوری در میان مردم را تصور عامیانه تلقی می کنند. همچنین کتاب هایی که برای کودکان در بازار کتاب وچود دارد پر است از تصاویر فرشتگانی که در حال پرواز با دو بال هستند و چهره زنانه دارند آیا در دسترس قرار دادن این کتب در معرض دید کودک باعث نمی شود که این تصاویر همچون نقش بر حجر در ذهن او حک شود در سنین بعدی نتواند حقیقت تجرد ملک را دریابد؟ بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قرآن در سوره‌ی فاطر در وصف فرشتگان می‌فرماید: «أَجْنِحَةٍ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» که فرشتگان را رسولانى قرار داد داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏ و حقیقتاً صورت مثالی آن‌ها به صورت بال است و حکایت از اسمائی دارد که مظهر آن اسماء، آن بال‌ها است. موفق باشید
نمایش چاپی