بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چند تا سوال از خدمتتون داشتم. در تعریف من اینکه علم به علم است و علم اولی علم مطلق و دومی علم مقید است و من خودم را بی واسطه می یایم مثل روشنی نور و در مرتبه ای از من تضادها نیست و آن حضوری که حضورها را حصول کند مرجع ضمیر من چیست؟ لطفا کمی توضیح دهید. فرق اعیان ثابته و علم خدا و عقل اول چیست؟ آیا جوهر در عقل است لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث «ده نکته در معرفت نفس» می‌تواند جواب سؤال اول جنابعالی را بدهد زیرا در آن‌جا روشن می‌شود که موضوع را باید با علم حضوری دنبال کرد، نه علم حصولی که مجبور باشیم به مرجع ضمیر نظر کنیم 2- در مورد اعیان ثابته و علم خدا و عقل اول لازم است که کتاب‌های مربوط به این موضوعات را مطالعه نمایید. از سؤال‌تان این‌طور برمی‌آید که از موضوعات مطروحه، خالی‌الذهن هستید در ضمن می توانید به جواب شماره 13488 رجوع فرمائید. موفق باشید

13702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر بخواهیم سحرها مناجاتی با خدا داشته باشیم از زبان اولیا و بزرگان دین، برای شروع شما چه پیشنهادی می دهید؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه  تعالی. سلام علیکم. در عین این که نماز شب به خودی خود یک نوع مناجات است، خواندن قرآن و خواندن یکی از مناجات‌های خمسه عشر و مناجات شعبانیه برکت‌های خاص خود را دارد. موفق باشید
 

13436
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تبریک عید سعید غدیر خدمت استاد گرامی: سوال بنده در مورد دایره ولایت ولی فقیه مطابق با نظریه ولایت فقیه خود مرحوم امام هست. یعنی بر طبق نظر مرحوم امام، تا کجا امر و گفته ولی وقیه واجب الاطاعه هست؟ مرز بین اموری که اصطلاحا ارشادی هستند با اموری که مولوی هستند کجاست؟ فی المثل اگر رهبری قبل از انتخابات بگویند که به کاندیدایی ما نیاز داری که فلان ویژگی ها را داشته باشد؛ آیا ما شرعا موظفیم مطابق با نظر و معیار ایشان کاندیدای خود را انتخاب کنیم و یا اینکه این امور جزو حیطه منطقه الفراغ به حساب می آید؟ یا مثلا وقتی که رهبری می گوید مهمترین معروف، نظام سازی است؛ آیا حرف ایشان که قاعدتا تبعات عملی هم دارد؛ پذیرشش برای ما الزامی هست یا نه؟ به طور خلاصه لطفا معیار و شاخصی برای تمییز گفته هایی که از جانب ولی فقیه بیان می شود و اطاعتش بر ما واجب است با گفته هایی که شرعا اطاعت از آنها و پذیرشش بر ما لازم نیست؛ ارائه بفرمایید. ترجیحا مطابق با نظریه ولایت فقیه امام. و یا قانون اساسی. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که ولیّ فقیه حکم خدا و رسول را می‌گوید، پذیرش حکم او بدون قید و شرط لازم است. ولی همان‌طور که می‌فرمایید بعضاً حکم ایشان ارشادی است، یعنی طوری سخن نمی‌گویند که عدم تبعیت از ایشان به معنای مقابله با حکم ایشان باشد. از این گذشته بعضاً سخنانی دارند که نسبت به افراد مختلف، متفاوت است. مثل همین نظام‌سازی که می‌فرمایید. برای یک صنعت‌گر یک‌نوع تکلیف می‌آورد، و برای یک روحانی، یک نوع دیگر. حتی یک سخن ممکن است برای یک نفر انجامش، واجب باشد ولی برای کس دیگر واجب نباشد. به همین جهت نمی‌توان به طور مشخص روشن کرد کدام سخن واجب‌الاطاعه است و کدام سخن واجب الاطاعه نیست. به اصطلاح گفته می‌شود حوزه‌ی سخن جایگاه سخن را تعیین می‌کند. موفق باشید

10579
متن پرسش
سلام: مراجع کنونی سفارش اکیدی بر حفظ و ترویج عزاداری های سنتی دارند. و این در حالی است که خود این عزاداری های سنتی دارای قدمتی ۲۰۰، ۳۰۰ ساله هستند و معدودی از آنها به دوره معصومین باز می گردند. پس اگر در چند صد سال پیش می توانسته اند شیوه های عزاداری ابداء کنند، چرا ما الان نتوانیم این کار را بکنیم و اسرار بر حفظ عزاداری های سنتی را به کنار بزنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن عزیزان این است که وقتی توانسته‌ایم با روح تاریخی خود شکل‌هایی از عزاداری را شکل دهیم که بسیار حکیمانه شکل داده شده، بدون دلیل و با کارهایی که بیشتر تحت تأثیر روحیه‌ی غرب‌زدگی ما است به آن نوع عزاداری‌های حکیمانه پشت نکنیم. موفق باشید
9496
متن پرسش
سلام: عید سعید فطر را تبریک عرض میکنم. سوالی که از استاد دارم در رابطه با بحث استخاره است. در چه مواردی و تا چه حد استخاره کردن مجاز است؟ در انجام بسیاری از امور ما در دو راهی تردید هستیم آیا میتوان استخاره کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که عقل و مشاوره با صاحب‌نظران جواب نداد، می‌توانیم استخاره کنیم. موفق باشید
9044
متن پرسش
سیر و سلوک فقط ذیل نور امام به نتیجه میرسد و هر راهی غیر از آن بیراهه است. حضرت ابراهیم (ع) به امامت رساندند و گفت آیا به ذریه ام تعلق میگیرد که خدا جواب داد به ذریه ی ظالمت خیر. آیا ابراهیم (ع) از حضور ائمه (ع) در همه شئون موجودات با خبر نبودند که این سوال را کردند؟ یا اینکه وجود این مقام در بین ذریه ایشان یکنوع افتخار محسوب میشود؟ مگر نه اینکه امامت مقامی است که آن مقام در نشئه همه ی موجودات هست و قبل از آنکه آن موجود موجود باشد نور امامت حضور دارد، پس اینکه حضرت ابراهیم (ع) نمیدانند این مقام کجا و در چه کسانی ظهور میابد چه معنایی میدهد؟ ضمن اینکه مگر در این مقام دنیای فرد برایش مهم است که سریعا میپرسد «ذریه ام»... اگر نه اینکه دغدغه ی این مقام فقط هدایت است و بنظر میرسد شایسته ی این مقام و این نور سوالی جامع تر از این باشد؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتداى امر چهار احتمال‏ براى ظالم بودن افراد مى‏رود: 1- کسانى که تمام عمر ظالم باشند. 2- کسانى که تمام عمر پاک باشند. 3- کسانى که اول عمر ظالم و در آخر عمر پاک باشند. 4- کسانى که اول عمر پاک و آخر عمر گناهکار باشند. بعد مى‏فرمایند: شأن حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» اجلّ از آن است که امامت را از خدا براى قسم اول و چهارم بخواهد. پس تقاضاى حضرت مى‏ماند براى دو گروه دیگر که حضرت ممکن است از آن دو سؤال کند و خداوند مى‏فرماید: از آن دو - یعنى آن‏هایى که تمام عمر پاک باشند و کسانى که اول عمر ظالم و در آخر عمر پاک باشند - عهد خود را به ظالمین از آن دو نمى‏دهم. پس مى‏ماند آن‏هایى که همواره در عصمت بوده‏اند و این‏ها مى‏توانند مقام امامت را داشته باشند. بر این اساس ما مى‏گوییم امامان از ابتداى عمر تا آخر عمر معصوم هستند. موفق باشید
8584
متن پرسش
سلام استاد: عذر می خواهم بخاطر سوالی که می پرسم. با اینکه در طول روز سعی می کنم گناه نکنم، عمدتا گرفتار دلخوری از آدمها می شوم. اما در خواب گاهی به ندرت البته عنان می بینم هیچ جوره عنان نفس در دستم نیست و خواب شهوت آلود و گناه میبینم. بسیار ناراحتم چون فکر می کنم خواب، خود واقعی ام را نشان می دهد. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیت‌اللّه حسن‌زاده«حفظه‌اللّه» از قول علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه» نقل می‌کردند وقتی در روز بیشتر مراقبت کنم، شبِ بهتری دارم. باید سعی کرد روز خوبی داشته باشیم، إن‌شاءاللّه. موفق باشید
7814
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز علت تسبیح و تقدیس کردن ملائکه چه می باشد که در خلقت حضرت آدم گفتند نحن نسبح بحمدک و نقدس لک و چرا ذکر آنها تقدیس و تسبیح خداوند است در حالی که خداوند نیازی به این ندارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ملائکه‌الله نظر به حضرت حق دارند و عظمت او را می‌یابند و تسبیح می‌کنند و کمالات او را می‌یابند و حمد می‌نمایند و گمان کردند این، برای خلیفه‌ی الهی شدن کافی است و بعد معلومشان شد که خلیفه‌ی الهی باید جامع همه‌ی اسماء باشد و حضرت حق را با همه‌ی اسماء ببیند و بندگی کند. پس بحث، نیاز خداوند به تسیبح و تحمید نیست بلکه بحث شأن خلیفه‌ی الهی بودن در میان است. موفق باشید
4694
متن پرسش
برای ماندن در راه راست چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می فرماید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» آیا راهی بهتر از آن‌چه خداوند نشان داه سراغ دارید؟ طوری زندگی خود را شکل دهید که بتوانید دستورات خداوند را رعایت کنید. موفق باشید
1037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز 1-معنی لقب ثارالله چیست؟2-درزیرت حضرت زهرا سلام الله علیه می فرماید بنت افضل انبیاءالله ورسله وملایکته منظورازاینکه حضرت رسول افضل ملایکه بودند چیست
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- در کتاب «شرح زیارت عاشورا» تا حدّی معنی «ثار الله» بحث شده و این‌که «ثار» به خونی گویند که هنوز انتقام آن گرفته نشده و «ثار الله» خونی است که خداوند خون‌خواه اوست. 2- افضلیت حضرت محمد«صلواة‌الله علیه» از ملائکه در معراجِ آن حضرت به‌خوبی نمایان شد که چگونه از حضرت جبرائیل در آن صعود روحانی از یک جا نتوانستند جلوتر بروند .در کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» می‌توانید آن بحث را دنبال کنید. موفق باشید
838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.ماحوایجی ازخداوند داریم که گاهی برای براورده شدن اونها خدا یااهل البیت علیهم السلام رو قسم میدیم اماوقتی میخوام قسم بدم یک حالت سنگینی روی دلم احساس میکنم حس میکنم شاید این کار خوب نباشه واونها بدون قسم دادن هم حوایج ما رومیدهند!چکار باید بکنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: قسم‌دادن اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به معنی نظرکردن به نوری است که خداوند در جان آن‌ها گذاشته و لذا می‌گوییم شما را به حقیقت آن نور الهی دست ما را هم بگیرید. عملاً با آن نور قسم‌دادن، ارادت خود را به نور الهی افزایش می‌دهیم و زمینه‌ی تجلی آن انوار را فراهم می‌کنیم. موفق باشید
28912
متن پرسش
سلام و عرض ادب: در مورد مبحث فصوص الحکم: برخی که آشنایی با مباحث حضرتعالی را ندارند و فقط مباحث عرفانی فلسفی را به حد مطلوبی کار کرده اند که بتوانند وارد فصوص بشوند، آیا این افراد بهتر نیست که برای اینکه یک عرفانی گوشه گیر و به دور از اجتماع و انقلاب برای خود خدایی ناکرده بسازند، حداقل سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) هم به ایشان پیشنهاد شود، تا با حضور در این تاریخ و نوع سلوک این تاریخ هم آشنا شوند، و سپس رجوع به فصوص داشته باشند؟ آیا چنین چیزی صلاح است برای برخی افراد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به جایی است. اتفاقاً وقتی بنده مباحث «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» را تدوین می‌نمودم، همواره در ذهن بنده این نکته بود که با دنبال‌کردن مطالب آن کتاب، رفقا بهتر می‌توانند با موضوعات مطرح‌شده در کتاب «فصوص» همراه شوند. همچنان‌که قبل از همه، حداقل باید مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح کتاب «معاد» را دنبال کرده باشند. موفق باشید   

23044
متن پرسش
باسمه تعالی استاد طاهرزاده سلام علیکم فیلم سخنرانی حجت الاسلام دکتر سید محسن میرباقری در مورد مرحوم مولوی (ره) را خدمتتان ارسال می کنم توسط آقای نظری متاسفانه ایشان گفته کتاب مولوی را کنار قرآن نگذارید و با انبر بگیرید لطفا گوش بدهید و نظرتان را اعلام کنید قبلا از بذل عنایت شما تشکر و قدردانی می نمایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فرمایشات ایشان هستم. مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.

 


[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه ‏الله‏ تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏ گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

22147
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و قبولی طاعات: استاد محترم، امروز با توجه به تغییر ذائقه دانشجویان در دانشگاه ها و گاها سیاه نمایی هایی که دشمنان علیه بسیج و حزب اللهی انجام داده اند، فضای دانشگاه به سمتی رفته که دانشجویان معدودی سمت بسیج دانشجویی می آیند و از سمت دیگر با توجه به لزوم حضور بسیجیان در عرصه های مختلف علی الخصوص بین دانشجویان و تبدیل کردن بسیج دانشجویی به مرجع امور دانشجویان این امر نیازمند این مساله است که بسیجیان از پایگاه ها بیرون آمده و بین دانشجویان حضور پیدا کنند. حال با در نظر گرفتن این نکته که دانشجویان دختر بسیجی دارای شان و مقامی هستند و انجام هر کاری مناسب شخصیت آنها نیست این سوال برای بنده مطرح شد که آیا حضور دانشجویان دختر در سطح سالنهای دانشگاه در قالب برگزاری غرفه های پاسخ به شبهات اعتقادی و سیاسی و یا صحبت چهره به چهره با دانشجویان یا قرار دادن میز و صندلی های گفتگو در سطح سالن با حفظ شئونات برای پاسخگویی به نیازهای دانشجویان دختر امری صحیح است یا خیر؟! البته دانشجویان بسیجی داخل خوابگاه ها هم فعالیت دارند اما به دلیل تعداد کم دانشجویان خوابگاهی و ساعات حضور آنها در خوابگاه که بعد از ساعت 21 شب است (و موجب ایجاد محدودیت از سمت خانواده ها دختر بسیجی بابت حضور در خوابگاه شده است) این فعالیتها محدود هستند و از سمتی عمده دانشجویان بومی هستند و در خوابگاه زندگی نمی کنند، لطفا بفرمایید که آیا این امر صحیح است؟! و همچنین میزان و کیفیت حضور دانشجویان دختر بسیجی به چه صورت باید باشد؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیج دانشجویی وظیفه دارد فضایی را جهت تفکر ایجاد نماید تا دانشجویان به تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی ایجاد شده فکر کنند و متوجه‌ی زمانه‌ی خود و مسئولیتی که به عهده دارند بشوند و به همین جهت بسیج نباید با روحیه‌ی امنیتی و تحکمی به میدان بیاید. حال تذکر به امر مسئولیت تاریخی چه در یک سالن بزرگ باشد و چه در خوابگاه و چه با نصب تابلوهای زیبا؛ عمده آن است که برای تذکر نسبت به انقلاب اسلامی، ما در لاکِ دفاعی نباید فرو رویم بلکه پیامبروار باید متذکر این امر بزرگ باشیم. موفق باشید   

20832
متن پرسش
با سلام: در یکی از سوال ها دیدم که روایتی از امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) برای توصیف زمامدار امت و ولی فقیه آورده اید که امام می فرماید : إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ» با یک جستجو دیدم که بعد از ولا يَحيرُ فيهِ عَنِ الصَّوابِ ، آورده است : فَهُوَ مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ ، قَد أمِنَ الخَطايا والزَّلَلَ والعِثارَ ، يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ ، وشاهِدَهُ عَلى خَلقِهِ ، و «ذلِكَ فَضلُ اللّه ِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ واللّه ُ ذُو الفَضلِ العظيمِ و در تحف العقول هم بعد از کلمه مُؤَيَّدٌ آورده است که : قد امن من الخطا و الزلل ، خصه بذلک لیکون ذلک حجه علی خلقه ، شاهدا علی عباده ، فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه ؟! . چند نکته به نظرم رسید: اول اینکه: این روایت در خصوص معرفی امام معصوم علیه السلام است که در کتاب تحف العقول آورده شده است. و در منابع دیگر ذکر شده است که آن زمامدار مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ است. دوم اینکه: در ادامه حدیث می فرماید که امام : قد امن من الخطا و الزلل : از هر اشتباه و لغزشی به دور است. سوم: امام رضا علیه السلام در معرفی امام معصوم می فرماید: يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ: خدا آن شخص که زمامدار امت و امام مردم است از خطا ایمن داشت تا حجتی بر آفریدگانش باشد. چهارم : در آخر حدیث اما رضا (ع) می فرمایند : فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه؟! . آیا بندگان توان این را دارند که چنین شخصی را با این ویژگی ها انتخاب کنند؟ (استفهام انکاری) بندگان خدا نمی توانند شخصی با این صفات را برای رهبری و امامت انتخاب کنند. و اینکار تنها در توان خداست. پس شما چرا یک حدیثی که آنقدر واضح در مورد معصومین (علیهم السلام) است را برای یک شخص غیرمعصوم که ولی فقیه باشد به کار می برید؟ حال آنکه ایشان خطا هم داشته است و اعتراف کرده. (مسأله کنترل جمعیت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر می‌شوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینه‌ی توسعه‌یافتنِ روایت را به مخاطب می‌دهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای اداره‌ی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوق‌الذکر را به او ارزانی می‌دارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع می‌کنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در تأیید نوّاب خود می‌فرمایند: سخن آن‌ها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام می‌شود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار می‌گیرند. در راستای چنین آموزه‌ای حضرت امام صادق (ع) مى ‏فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ‏ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسان‏هاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى ‏گردانند، همان‏طور كه كوره‏ ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى‏ كند. موفق باشید


[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.

18709
متن پرسش
با سلام: می خواستم راجع به حدیث نفس بدانم که آیا از شیطان است یا مشکل از نفس خودمان است که اینطور زجر می کشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدیث نفس می‌تواند ملکی یا شیطانی باشد. اگر در آن حالت نظر به ربوبیت حق و عبودیت خود شویم، مَلَکی است و اگر ما را مشغول خود کند تا شیفته‌ی خود شویم، شیطانی است و راه حل عبور از آن همان توصیه‌ی آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» است که فرمودند: «آمدنش در اختیار شما نیست، ولی دنبال‌کردنش در اختیار شماست، سعی کنید آن را دنبال نکنید». موفق باشید

18206
متن پرسش
سلام علیکم: عرفای بزرگوار قائلند که مسیر با معرفت النفس طی می شود و کسی که جاهل به خود باشد به همه چیز جاهل است، حال استاد میرباقری کلا قائل به معرفت الامام هستند و این را محوری می دانند ولی باز بنظر این حرف درست نباشد چون اگر معرفت نفس نباشد ما به معرفت الامام هم جاهل هستیم، و از آن طرف هم می بینیم که عرفا می گویند به هرجا رسیدیم از در ائمه اطهار بوده، خلاصه کدام حرف درست است؟ کدام مسیر اولویت دارد و جمع آن ها چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه»اند که به خلایق مدد می‌رسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید

18155
متن پرسش
سلام: سوالم اینکه: اگه موجودی نبود که بتونه خدا رو بشناسه چه انسان به تعقل و چه نباتات و جمادات به حضوری که شاید برای ما ناشناخته هست، مثلا به غریزه مثل ملائکه ها. در این صورت آیا خدا شناخته می شد؟! آیا ما می تونیم بگیم که خدا برای شناخته شدن موجود را آفرید!؟ در این صورت اگر به خاطر شناخته شدن باشه آیا تناقضی با بی نیاز بودن خدا نداره!؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» روشن می‌شود هر موجودی دارای درجه‌ی وجودی خاص خودش می‌باشد و «وجود» در هر مرتبه‌ای دارای کمالات خاص آن مرتبه که علم و حیات است، می‌باشد. و بدین لحاظ هر موجودی به خود و به خالق خود علم حضوری دارد و از این جهت طرح چنین بحثی منتفی است. موفق باشید

18041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام، استاد محترم لطفا در مورد مصادیق ظلم به دیگران بیشتر بفرمایید. در حدیث یا بن جندب فرمودید مانند پاگذاشتن روی کفش دیگران یا حتی سلام نکردن به فردی، لطفا بیشتر مثال بزنید تا ملکه ذهنمان بشود. با سپاس فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه باید رعایت حقوق افراد را تا ریزترین موضوعات مدّ نظر قرار دهیم. عرایضی در شرح دعای «مکارم‌الأخلاق» در این مورد شده است. موفق باشید

17723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد لطفا درباره ی ماجرای پرونده ی قاری قرآن که اخیرا رسانه ای ی شده است توضیح بفرمایید که چرا باید آبروی آن قاری بدین صورت از بین می رفت مگر نه این است که خداوند حافظ آبروی مومنان است و مطابق با آیات آخر سوره آل عمران به خاطر مجاهدات از عیوب و گناهان افراد را می پوشاند پس چرا صحنه برای این قاری اینگونه رقم خورد به هر حال هر کسی در گذشته اشتباهاتی داشته است. البته عنایت داشته باشید که منظر سوال بنده سیاسی نیست و می خواهم علت این صحنه گردانی توسط خدا را جویا شوم که چرا خداوند این شخص را از این رسوایی نجات نداد. آیا یک امتحان برای خود آن شخص بوده یا اینکه خداوند می خواسته بدین صورت کفاره ی گناهان وی را در این دنیا بگیرد و در همین دنیا مورد مغفرت قرار گیرد یا اینکه امتحانی است برای کل مردم که خطای قاری قرآن را پای قرآن نگذارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست رازی است بین او و خدای او و تنها خودِ آن فرد می‌داند چرا چنین شده است؟ و نیز رازی است برای نظام اسلامی که با احتیاط بیشتر عمل کند. زیرا آن‌چه که بیشتر از قرآن باید مدّ نظر باشد کسب معارف عالیه و سلوک إلی اللّه است. موفق باشید

17508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: اعظم الله اوجورکم. آیا می شود انسان در تمام کارها از اسماء الحسناء کمک بگیرد؟ چطور بفهمیم که فلان کار را با کدام اسم انجام دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه حضرت حق به نور اسماء الهی در صحنه است و کمک می‌کند، ولی این‌که چه اسمی را باید برای چه کاری به آن رجوع کرد؛ تا حدّی تخصصی است. موفق باشید

16200
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چندین کتاب زیبای شما را مطالعه کرده ام به علاوه قسمتی از تفسیر المیزان را. سوالم اینکه آیا تمام آنچه که ما در نامه اعمال مان در روز قیامت می بینیم، تصویر و صورت نیتی و قیامتی آن اعمال است و نه خود شکل آن عمل؟ دوم اینکه فرق لوح و کتاب چیست؟ که در قرآن آمده؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در روایات داریم هرکس بر اساس نیّت خود محشور می‌شود، مسلم با شکل عمل محشور نخواهد شد و به درد هم نمی‌خورد 2- باید در این موارد به خود آیات نظر کرد و با صرف واژه، مطلب روشن نمی‌شود. موفق باشید

15556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در فقه غنی شیعه داریم که امام جماعت باید عادل باشد. حالا آیا امام جماعتی که زندگیش از حد معمول بالاتر است و ماشینی که سوار می شود از ماشین های گرانقیمت است و این باعث شده عده ای به روحانیت و اسلام بدبین شوند آیا این عامل تزلزل عقیده دیگران شده گناه نیست و امام جماعت را از عدالت خارج نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضاوت با این فرضی که شما می‌کنید، بسیار مشکل است. با این‌که ما باید تا آن‌جا که ممکن است فرض را بر برائت بگذاریم، آدم نمی‌داند در این موارد چه بگوید و چه بکند؟!! حضرت امام مکرراً برای روحانیت، ساده‌زیستی و ذیّ طلبگی را تأکید می‌کردند. موفق باشید

15409
متن پرسش
سلام استاد: سوال من در مورد عصمت از خطا و گناه ائمه (ع) هستش. چرا بعضی از فرماندارانی که حضرت علی (ع) انتخاب می کنند برای سرزمین های مختلف باید اشتباه داشته باشند؟ مگر حضرت آگاهی از اون ها نداشتند؟ این آیا خطا برای حضرت حساب می شود؟ (چند جا در نهج البلاغه در نامه ها این تذکرات به فرمانداران دیده شده) (من در جایی دیگر شنیدم که حضرت یکی شون رو در شهر به خاطر بی کفایتی می چرخونند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ائمه«علیهم‌السلام» در این موارد در عین آگاهی از باطن امور، مأمور به عمل بر اساس ظواهر هستند تا چهره‌ی چنین افرادی مشخص شود. نمونه‌ی آن‌ را در روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» داشتیم که فرمودند: من از اول با روی کارآمدنِ آقای بازرگان مخالف بودم. ولی چون شورای انقلاب او را پیشنهاد کرده بودند، حضرت امام مخالفت خود را اظهار نکردند و همین موجب شد برای ملت روشن شود اگر میدان به لیبرال‌ها داده شود، انقلاب را یک‌شبه به دشمن تسلیم می‌کنند. موفق باشید

15358
متن پرسش

با سلام و احترام: برخی از بزرگان عرفان می گویند در زمان دهه های قبل از انقلاب حدود 20 نفر استاد کامل مکمل نفوس داشتیم در حالی که در حال حاضر فقط علامه حسن زاده را داریم. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. بحمداللّه در حال حاضر در داشتن اولیاءِ ره‌رفته، بسیار وضع‌مان خوب است منتها در هر تاریخی، شکل سلوک إلی اللّه فرق می‌کند. ما هنوز باور نکرده‌ایم که سالکانِ امروز، چمران‌ها و باکری‌ها و خرازی‌ها هستند و متوجه نیستیم که امثال سردار قاسم سلیمانی‌ها و خانم مرضیه‌ی دبّاغ‌ها؛ راه‌های صدساله را یک‌شبه طی کرده‌اند. باید بدانیم معنای «ولیّ شناسی» که وارد این تاریخ شده است، معنایِ دیگری است که نباید آن را در گذشته جستجو کرد. موفق باشید

نمایش چاپی