بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22519
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد منظور مرحوم علی صفائی از این متن چیست؟ یکی از شکلهای التقاط، این است که بخواهی با فلسفه و عرفان و علم، به مذهب کمک کنی؛ در حالی که مذهب آمده تا کسری‌های اینها را تامین کند و به مغز و قلب و تجربه انسان، فضا و زاویه ای بدهد، که بتواند هستی را آنگونه که هست، دریابد. (نامه های بلوغ. صفحه ۳۵) خدا خیرتون بده التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور است که آن مرحوم می‌فرماید. هیچ‌وقت فلسفه و عرفان و علم توان آن را ندارد که به دین کمک کند ولی بحث عرفا و فلاسفه این نیست، بلکه با دقتِ در دین، نگاه‌های فلسفی و عرفانی به‌دست می‌آید یعنی دین هم سخنان فلسفی و عرفانی دارد. موفق باشید

21564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. رابطه لفظ مادی و لفظ ذهنی اثر و موثر است نه تجلی؟ 2. عین ثابته یک موجود مظهر اسمی الهیه ای است و عین خارجه آن مظهر همان اسم اما کونیه اش هست؟ مثلا عین ثابته سنگ مظهر اسم الهیه قهار و عین خارجه آن مظهر اسم کونیه قهار است درست است جناب استاد؟ 3. عین خارجه یک موجود مادی شامل سه مرتبه است اینکه خداوند عین خارجه سنگ را می دهد یعنی هر سه مرتبه با این توجه که آخرین مرتبه وجود نهایی سنگ است؟ 4. می توان در توضیح وجه تسمیه به ثابت گفت که مرتبه وجودیش که همان وجود علمی است ثابت می ماند مثلا وقتی می گوییم اندازه جسم ثابت مانده یعنی معیار ثبات را رتبه وجودی بگیریم؟ 5. رابطه عیون ثابته موجودات به چه نحواست؟ 6. آیا چند عین ثابته می توانند مظهر یک اسم باشند؟ 7. در باب ائمه سبعه رجوع همه اسماء ذات بجز حیات به علم است پس 1. وقتی می توانیم بگوییم عالم به حیات خودش و حیات دیگر موجودات آیا این رجوع را نشان نمی دهد؟ یا همان بحث صورت معقول اسماء است که همگی در علم حق موجودند؟ 2. اگر از جنبه وجودی به اسماء نگاه کنیم نمی شود گفت مظهر اسم خالق اند یا خالق فقط مربوط به وجود خارجی موجودات است و اگر نیست پس مقصود از عینیت اسماء چیست؟ 8. می توان رجوع قدرت به علم را با عبارت دانا به توانایی ها نشان دهیم؟ علم مطلق حق در مقام ذات است و علم متعین در ظهور اسم علیم دیده می شود؟ مظاهر اسماء اربعه چه موجوداتی اند و از کجا بدانیم هر موجودی مظهر چه اسمی است؟ 10. همانطور که امکان مشاهده مستقیم ذات نیست در مورد اسماء هم همینطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ حرف درستی است زیرا رابطه‌ی وجودی در میان نیست. 2ـ می‌توان این را پذیرفت. 3ـ آری. 4ـ «ثابت» یک اصطلاح است یعنی چیزی که نه موجود است و نه معدوم. 5ـ وجود علمی. 6ـ آری. 7ـ تعیّن اسماء به مخلوقاتی است که مظهر آن اسماء هستند. 8ـ هر مخلوقی از مخلوقات عالم می‌تواند مظهر اسماء اربعه باشد مثل یک درخت که هم مظهر اسم « اول» است به اعتبار ظاهرش و هم مظهر اسم «آخر» است به اعتبار آن که در نهایت آن به فهم می‌آید و هم مظهر اسم «ظاهر» است به اعتبار ظهورش و هم به اعتبار وجه علّیت آن، مظهر اسم «باطن» است. 10ـ آری فقط مظاهر اسماء قابل مشاهده است. موفق باشید.

19781
متن پرسش
با سلام: با توجه به پرسش و پاسخ های قبلی و مطالعه کتاب مربوط به شناخت جن و شیطان بنده به این نتیجه رسیدم که حتی اگر کسی برای ما سحری بنویسد مانند آن شخصی است که پشت سرما غیبت کرده یا تهمت زده. همانطور که اگر ما همچون شهید بهشتی خدایی فکر کنیم می توانیم به راحتی از آن تهمت ها عبور کنیم و خم به ابرو نیاوریم می توانیم با توکل به خدا و همراه داشتن آیت الکرسی و چهار قل و بعضی حرزهای خاصی که از سوی اهل بیت روایت شده اند و به خصوص انجام واجبات و ترک محرمات در سایه اطاعت از ولایت فقیه از بلاهای نازل شده به واسطه سحرهای نوشته شده نجات پیدا کنیم. این نتیجه بنده صحیح است؟ لذا ما نباید خیلی در مقابل هر مشکلی به دعانویس ها و اینگونه افراد رجوع کنیم و باید خداگونه با تکیه به همان اعمال و اوامر صادره از سوی خدا پیش برویم تا دچار وسواس نشویم. اما کسانی که با رجوع به برخی دعانویس ها پای آنها و دعاهایشان را به زندگی خویش باز می کنند یا با برخی کارها پای اجنه را به زندگیشان باز می کنند حسابشان جداست و لازم است به وسیله همان دعانویس ها آن اثرات را از زندگیشان خارج سازند تا وقتی که بتوانند به صورت معمولی و نرمال خدایی زندگی کنند. نظر شما استاد گرامی در این مورد چیست؟ معذرت می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر این برداشت، برداشتی بسیار درست و حسابی است. موفق باشید

17975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا بحث تشکیک وجود باعث محدودیت در وجود می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا در تشکیک در وجود، عملاً پذیرفته‌ایم وجود مطلق در همه جا حاضر نیست. موفق باشید

16736
متن پرسش
سلام علیکم استاد: طبق جلساتی که با برخی دوستان داشته ایم به نظر می رسد در انقلاب اسلامی ما اصل تبری مغفول مانده، متن زیر خلاصه جلسات دوستان است. لطفا نظرتان و راهکار جهت اجرانمودن آن را بیان فرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم تبری آغاز اسلام با جمله (اشهد ان لا اله الا الله) می باشد؛ یعنی برائت از خدایان واهی. یکی از دلایل قیام امام حسین(علیه السلام) برائت از دشمنان خدا است. تبری یکی از فروع دین ماست. یعنی یک فرع مهم در کنار نماز و روزه و جهاد و همسنگ آن. در 6 آیه قرآن کریم؛ به صراحت، شیطان را دشمن آدمیان معرفی می نماید و حتی در یک آیه به صراحت می خواهد تا انسان ها او را دشمن خویش بدانند. از سوی دیگر؛ آیات متعدد قرآن کریم و احادیث درباره شیطان؛ راه ها و روشهای (استراتژی های) شیطان را بیان می دارد که بیانگر اهمیت تبری از دیدگاه دین مبین اسلام است. مصداق دشمنان خداوند در زمان ما؛ که ما باید از آنان برائت جوئیم چه کسانی هستند؟ شناخت مصادیق دشمنان خدا که باید از آنان برائت جست مستلزم بصیرت است و بصیرت از آگاهی سرچشمه می گیرد و حال سؤال مهم خود را نشان می دهد: ما و انقلاب اسلامی مان برای ایجاد این آگاهی (دشمن شناسی) در جامعه و بویژه برای جوانان و نسل جوان کشورمان و سایر جوانان و ملت های جهان چه کاری انجام داده ایم؟ دشمنان ایران اسلامی در سخنان امام خمینی و مقام معظم رهبری عبارتند از: 1. آمریکا 2. اسرائیل صهیونیستی 3. انگلیس آمریکا از سال 1367 با اتمام جنگ تا کنون، با گذشت 28 سال؛ متولدین آن سال به بعد که بیش از 30% جامعه ما ـ یعنی نسل جوان ما ـ را تشکیل می دهند می پرسند: چرا ما باید آمریکا را دشمن خویش بدانیم و شعار (مرگ بر آمریکا) سر دهیم؟ اکنون با توجه به این که جوانان ما تحت بمباران تبلیغات پیچیده و گسترده غرب ـ از ماهواره تا اینترنت و تلفن همراه ـ قرار دارند که چهره بزک شده آمریکا را به نمایش می گذارند ؛ چه بدی از آمریکا و اسرائیل دیده اند که حالا باید از آمریکا و اسرائیل برائت جویند؟ اکنون مغالطه ای اذهان جهانیان را مشغول خویش ساخته است: آمریکا اکنون سمبل پیشرفت در تمامی زمینه های مادی تمدن بشری است اکنون بهترین دانشگاه ها، بهترین هواپیماها؛ بهترین اتومبیل ها؛ بهترین داروها؛ بهترین رایانه ها ؛ بهترین فیلم ها و ..... ؛ و در یک کلمه بهترین هر چیز را باید در آمریکا از آن سراغ گرفت. و حتی برخی پا را فراتر گذارده و در مدح آمریکا آن را (پایان تاریخ) نامیدند و پیشبینی کرده اند که حتی عقل نوع بشر در آینده نیز به چیزی فراتر از آن نمی رسد و تمام کشورها و ملت ها باید آمریکا را سرمشق تمام امور خویش نمایند. و اکنون مغالطه خود را نمایان می سازد: (آمریکا بهترین است چون مرکز همه بهترین ها است) اکنون با گذشت 28 سال از اتمام جنگ حتی برخی از مسئولین نیز فراموش کرده اند آمریکا با نقشه های خویش چگونه برای ملت ما انواع مشکلات را پدید آورد و به فرموده مقام معظم رهبری مشغول بزک کردن چهره آمریکا شده اند. پیشنهاد: 1. در کلیه پایه های تحصیلی از اول ابتدایی ـ و حتی پیش دبستانی ـ تا پیش دانشگاهی درسی با موضوع دشمن شناسی ـ متناسب با سطح معلومات دانش آموز؛ مثلاً برای نوآموزان در غالب داستان نمادین ـ تحت عنوان دشمن شناسی (تبری) ـ جهت شناخت آمریکا، اسرائیل صهیونیستی و انگلیس ـ در دروس تعلیمات دینی، تاریخ و یا علوم اجتماعی به صورت مستند ـ کتاب و نرم افزار و حتی کارتون و امکانات صوتی تصویری جهت کلاس های ابتدایی ـ طراحی شود تا بیش از 14 میلیون دانش آموزان کشور در دروس خویش با چهره دیگر آمریکا و اسراییل صهیونیستی آشنا گردند. 2. کلیه دانشجویان در همه رشته ها باید درسی تحت عنوان شناخت آمریکا و اسرائیل و انگلیس بصورت اجباری به میزان 2 واحد بگذرانند. برای تدریس نیز کتاب و نرم افزار با امکانات صوتی تصویری گسترده طراحی گردد. نکته بسیار مهم آنکه: محورها و عرصههای دشمنی در تمام ابعاد آن و استراتژی های مختلف بکارگیری توسط دشمن در هر محور و تاریخچه و بکارگیری هر مورد حتی در قبال کشورهای دیگر باید مطرح گردد: 1. محورهای اصلی: 1.فرهنگی 2.اقتصادی 3.سیاسی 4.نظامی 5. علمی 6. اجتماعی 7. مدیریتی و حتی زیر فصل های مهمی مانند: 1. سبک زندگی 2. تغذیه 3. کشاورزی و..... به تفصیل بیان گردد. 2. و به ازای محور و استراتژی اتخاذ شده توسط دشمن؛ استراتژی و روش های مقابله با هر یک بصورت پدافند غیرعامل ارائه گردد. 3. با شناخت عمیق دشمن، نقاط ضعف و فریبکاری دشمن نمایان می گردد و در نتیجه عرصه های تهاجم به دشمن و چگونگی رسواسازی، خلع سلاح و تسلط بر دشمن به نسل جوان آموخته می شود. 3. در کلیه حوزه های علمیه، همانگونه که کتاب طهارت، صلاه، صوم، زکات و .... تدریس می شود کتاب تبری؛ با موضوع دشمن شناسی در سطوح طبقه بندی شده؛ به همراه نرم افزار با امکانات صوتی تصویری گسترده؛ برای طلاب تدریس شود تا این عزیزان در برنامه های تبلیغی خویش؛ سرفصلهای دشمن شناسی را فراخور مستمعان در سراسر کشور ـ و حتی خارج از کشور ـ بیان نمایند تا طی یک برنامه هماهنگ و منسجم در مناسبات مختلف مذهبی؛ کلیه اقشار کشور؛ دشمنان واقعی کشور را با دلایل و شواهد متعدد بشناسند. 4. متون و نرم افزار های تدوین شده به زبان های زنده جهان (انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، اسپانیولی، پرتقالی، چینی، هندی) و زبان های جهان اسلام (عربی، اردو، اندونزیایی، مالایی و ترکی) ترجمه گردد و به جوانان سایر ملتهای جهان ارائه گردد. و از این لحاظ یکی از ارکان انقلاب (تبری) به جهانیان صادر می گردد. به عنوان مثال پیشنهاد می شود سر فصل های شناخت آمریکا دارای محور های زیر باشد: 1. چگونگی ساخته شدن آمریکا به عنوان مثال: 1. طبق اسناد مورخین غربی بیش از 70.000.000 ؛ ـ هفتاد میلیون ـ سرخپوست در فتح قاره آمریکا قتل عام شدند. آیا سرخ پوستان انسان نبوده و از حقوق بشر برخوردار نبوده اند؟ آیا هولوکاست ادعایی غرب با این جنایت عظیم تاریخی؛ اصلاً قابل مقایسه است؟ 2. طبق اسناد مورخین غربی برای ساختن آمریکا بیش از 120.000.000 سیاهپوست آفریقایی بعنوان برده؛ به این قاره منتقل شدند که تنها بیش از 40.000.000 میلیون آنان در شرایط سخت انتقال به آمریکا جان باختند. آیا سیاه پوستان انسان نبوده و از حقوق بشر برخوردار نبوده اند؟ آیا هولوکاست ادعایی غرب با این جنایت عظیم تاریخی؛ اصلاً قابل مقایسه است؟ 3. برخورد آمریکا با سایر کشورها و جنایات تاریخی در سایر نقاط جهان به عنوان مثال: 1. ویتنام 2. السالوادور 3. فیلیپین 4ـ برخورد آمریکا با کشور های خاورمیانه 1. افغانستان 2. عراق 3. سوریه 5ـ برخورد آمریکا با کشور و ملت ایران 1. کودتای 28 مرداد 2. اصلاحات اراضی و عواقب آن در فروپاشی نظام کشاورزی خودکفا و مقاوم ایران 3. کاپیتولاسیون 4. اخذ حق توحش 5. ترور شخصیت های انقلابی و علمی 6. کودتاها 7. واقعه طبس 8. جنگ تحمیلی 9. بمباران و موشک باران مناطق مسکونی 10.ساقط نمودن هواپیمای مسافربری ایران 11. تهاجم فرهنگی و اَشکال و انواع مختلف آن در عرصه های مختلف زندگی 12. تحریم های ظالمانه بر ضد ملت ایران 6. سرانجام نوکری آمریکا به عنوان مثال: 1. یکی از شخصیتهای جهان عرب گفته: ایرانیان اکنون بیش از 30 سال است که از زیر بار نوکری آمریکا بیرون رفته اند و در این مدت ماهواره خود را ساخته و اورانیوم غنی کرده اند حال آنکه در این 30 سال باید سراغ شاهزادگان عرب را در کازینو ها و کاباره های غرب گرفت و در این مدت اعراب مشغول غنی سازی تنباکوی قلیان خود بوده اند. 2. یکی از اساتید دانشگاه سینه چاک غرب؛ چندی پیش در جلسه مناظره؛ نبوغ خویش را بکار می گیرد تا نتیجه دست کشیدن دشمنی با آمریکا را بیان نماید: «ایران اجازه می یابد نفت کشور آذربایجان و گاز ترکمنستان را از طریق سرزمین خود به خلیج فارس منتقل کرده و صادر نماید.» یعنی در یک کلمه ایران اجازه می یابد تا نقش یک (حمّال) بین المللی را ایفا کند. این در حالی است که با اضافه شدن نفت و گاز این دو کشور به بازارهای جهانی از سوی دیگر شاهد کاهش بیش از پیش قیمت این دو کالای استراتژیک در بازار های جهان بوده و در نتیجه کاهش درآمد کشورمان را نیز درپی خواهد داشت. (یعنی نوکری بی جیره و مواجب) این در حالی است که گفتمان انقلاب اسلامی در پی تحقق آقایی ایران اسلامی است. با پای فشاری بر گفتمان انقلاب اسلامی است که ایران توانست اورانیوم غنی سازی کرده؛ ماهواره به فضا ارسال نماید و ..... و در یک کلام در مرزهای دانش حرکت کند و گام بسوی آقایی بردارد. و این حاصل نگاه بلند امام خمینی (ره) در آغاز حرکت الهی خویش است: امام خمینی (ره) در سال 43 و طی مخالفت با کاپیتولاسیوم آمریکایی؛ و در سخنرانی 12 بهمن 57 در بهشت زهرا نهیب زدند که: «آقای ارتشبد، آقای سرلشکر تو نمی خواهی آقا باشی؟ می خواهی نوکر باشی؟» و این راهی است که توسط مقام معظم رهبری به انحاء مختلف توصیه شده است. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی را شروع کرده‌اید و نه‌تنها یک ضرورتِ دینی، بلکه یک نحوه تعقلِ تاریخی است، به همان معنایی که مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود فرمودند آن‌هایی که متوجه‌ی دشمنیِ فرهنگ استکباری نیستند، گرفتار کمبود عقلی هستند. ما از همین طریقه‌ها می‌توانیم عقلانیت و تفکر را به جامعه‌ی خود برگردانیم، در حدّی که به تعبیر امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»؛ حسین فهمیده‌ها و عقلِ آن‌چنانی، راهنمایِ جامعه‌ی ما شوند. موفق باشید

16594
متن پرسش
سلام استاد عزیز از محضر مبارک چند سوال دارم: 1. آیا عارفان و سالکان بزرگ تاریخ در دوران نوجوانی یا جوانی اسیر و همیاتی که ما اکنون درگیر آن هستیم یا رذایل اخلاقی درون آن قلب های عزیز و مبارک بوده است؟ لطفا عوامل و دلایل مثبت یا منفی بودن جوابتان را توضیح دهید؟ 2. حضرتعالی در کتاب حقیقت نوری اهل بیت سلام الله علیهم فرمودید با نظر به مقام نورانیت امام اعمال شرعی خود را انجام دهید. جلوه های نورانیت حضرت علیه سلام بر قلب ما طلوع می کند. لطف بفرمایید چگونه باید به آن مقام نظر کرد؟ 3. استاد عزیز شما در کتب و صوت ها بارها این را متذکر شدید که افق و رویکرد جانتان را افق معصومین سلام الله علیهم کنید. خب لطف کنید اولا برای نتایج بسیار فوق العاده که در کمترین زمان بهترین و عالی ترین نتیجه را ان شاءالله بگیریم کدام ذوات مقدس سلام الله علیهم را افق خود قرار دهیم؟ و مقدمات آن که اگر اشتباه نکنم باید کتابهای مرتبط با سیره ی معصومین سلام الله علیهم را مطالعه نمایم کدام کتاب یا روش را پیشنهادمی کنید؟ با سپاس وافر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرقی نمی‌کند. وقتی بخواهند از مسیر طبع به سوی فطرت بروند، موانع یکی بعد از دیگری ظهور می‌کند. در بیت اولِ غزلِ اول حافظ، عرایضی شده است 2- مکرر عرض شده که نظرکردن با سؤال‌کردن حل نمی‌شود. مثل آن است که سؤال کنید نور را چگونه ببینیم؟ 3- نیاز نیست، روح انسان‌ها قبل از بدن آن‌ها، امامان را می‌شناسد. ببینید با کدام‌یک از آن‌ها بهتر مأنوس می‌شوید، کلّهم نورٌ واحد. موفق باشید

16170
متن پرسش
سلام و درود خداوند خدمت استاد گرامی: بنده در صدد یادگیری مطالب دینی، تهذیب و تزکیه نفس هستم. با وجود حجم سنگینی از درس هایم نمی توانم خوب به این مسایل پردازم و گاهی اوقات احساس می کنم که از حال خوب روحانی خارج شده ام و روحم دارای بدی هایی شده است و گاهی قرآن خواندن نیز برایم سنگین می شود و اینکه به تازگی خیلی مشغول یک سری مباحث علمی سنگین بودم و حس می کنم کمی هم علم زده شده ام و آن هم با خطرات جدی خودش. به نظر شما چگونه می توانم خود را جوری بسازم که مورد رضایت خدا باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که آن‌چیزی برای ما ارزشمند است که از طریق حضرت حق برای ما گشوده شود، سعی کنید با یک برنامه‌ریزیِ دقیق، جایی برای عبادات و تدبّر در قرآن باز کنید. موفق باشید

14938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و گرامی: خداوند ان شاء الله شما را برای ما حفظ کند. ما را ببخشید که اذیتتان می کنیم. سوالم در مورد این کتب بود: جایگاهشان چیست و کی باید خوانده شوند: ۱. شوارق الالهام. لاهیجی ۲. نهایت الدرایه. کمپانی ۳. رساله وجود رابط آقا علی حکیم ۴. کشف المراد ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با بودن کتاب‌هایی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» و کتاب «شرح مبسوط منظومه» شهید مطهری، نیاز نیست به طور مستقیم به آن کتاب‌ها رجوع شود مگر برای یک تحقیق خاصّ. موفق باشید

14295
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: استاد چرا جو طوری شده که بیشتر مردم با نظام مشکل دارند؟ همه می گویند دروغ به مردم گفته شده و به این بهانه هم روحانیت را متهم می کنند و مورد فحش قرار می دهند و هم دین را زیر سوال می برند؟ استاد بنده خیلی زجر می کشم حال اگر بعضی در لباس روحانیت خدشه هایی به دین زده اند چرا باید مابقی در این آتش بسوزند و دین را عده ای زیر پا بگذارند. استاد درد بیشتر زمانی است که از بستگان خودت به امام بد می گوید استاد خیلی سخت است در خانواده ای زندگی کنی که به مقدساتت توهین کنند تکلیف چنین شخصی چیست؟ کسی که چنان پایبندی به دین پیدا کرده که دین را گمشده خود می داند که با وجود همه سختیهایی که در خانواده تحمل می کند علی رغم اینکه دیگران نمی فهمند باز مدارا می کند باز غربت در چنین جوی را تحمل می کند و لب نمی گشاید فقط به خاطر آینده ای را که قرآن برای مومنین ترسیم کرده. کسی که وقتی پیام تسلی بخش آیت الله شجاعی را برای شما می نویسند وقتی می خواند احساس می کند این غم غم اوست احساس می کند از نزدیکترین نزدیکان خودش است. استاد این درددل کسی است که بهره مادی از این نظام ندیده. اما امام را دوست دارد دین را دوست دارد و حتی با بستگانش هم بحث می کند و پشتیبانی خود را از امام بیان می کند. این نه از طرف خانواده بلکه بیشتر مردم را اینطور می بینم با وجود اینکه بر مسندی نشسته اند و حقوق کلانی می گیرند و.... استاد بنده را راهنمایی بفرمایید و برای نجات غریبان عالم دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: بعد از آن حضرت شرایطی فراهم می‌شود که مؤمنین در غربت قرار می‌گیرند و فرمودند: «طوبی للغربا». تا زمانی‌که ظلمات آخرالزمان حاکم است سخن حق در غربت است و زیبایی کار به همان پایداری در حق و مدارا با کسانی است که فریب ظلمات دوران را خورده‌اند. بشرى كه در ديدار، غربزده است هرگز نمى ‏تواند زمان باقى را بيابد تا به شوق زمان باقى، خود را از زمان فانى آزاد كند، گرفتار زمان يا گرفتار مكر ليل‏ و نهار است.[1] غرب مى‏ كوشد وقت شيطانى خود را به همه ملل سرايت دهد تا اصالت را به فکر و فرهنگ سکولار غربی بدهند. اینان مستضعفان جامعه هستند و باید هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بکشیم، نه بر سر این افراد. موفق باشید

 


[1] ( 2)-« مكر ليل و نهار» تعبير دكتر احمد فرديد است، گرفته شده از آيه 33 سوره سبأ.

12959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد عزیز آیا عهد الست در علم الهی صورت گرفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

12793
متن پرسش
معرفت به امام مقدم بر معرفت به خداست؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در دعا داریم: «الَّلهُمَّ عَرِّفني‏ نَفسَكَ فَانَّكَ ان لَم تُعَرِّفني نَفسَكَ لَم اعرِف رَسُولَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفني‏ رَسولَك فَانَّكَ ان لَم تُعَرِّفني رَسُولَك لَم اعرِف حُجَّتَك اللَّهُمَّ عَرِّفني‏ حُجَّتَكَ فَانَّكَ ان لَم تُعَرِّفني حُجَّتَكَ ضَلَلتُ عَن ديني»[1]پروردگارا خودت را به من بشناسان، زيرا اگر تو را نشناسم رسول تو را نخواهم شناخت. پروردگارا پيامبرت را به من بشناسان، چرا كه اگر پيامبرت را نشناسم حجت تو را نخواهم شناخت. پروردگارا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت تو را نشناسم در دين خود گمراه مى‏شوم. پس ابتدا باید خدا را شناخت ولی برای رجوع به خداوند باید امام را ابتدا به عنوان الگوی متعالی در نظر داشت. موفق باشید

 


[1] ( 1)- اصول كافى، ج 1، ص 237.

12781
متن پرسش
سلام استاد: با تأمل در سیره‌ی اهل البیت (ع) و نظر به معارف اسلامی انسان منوّر به کیس‌بودن می‌شود. آیا برای رسیدن به این هدف منابع خاصی را باید مطالعه کنم؟بعد از مطالعه چطوری به خودم نمره بدم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متون روایی مثل اصول کافی و تحف‌العقول و کتاب‌های ارزشمند «سیری در سیره‌ی نبوی» و «صلح امام حسن -علیه‌السلام-» و «امامت و رهبری» و «سیری در سیره‌ی ائمه‌ی اطهار-علیهم‌السلام-» از استاد بزرگوار حضرت آیت اللّه شهید مطهری. این نوع متون قدرت تفکر را به خواننده برمی‌گرداند و خودتان متوجه می‌شوید که مسائل عالَم را با نگاه توحیدی تحلیل می‌کنید. موفق باشید

9616
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. با توجه به مقام نورانی معصومین علیهم السلام، آیا در زمانی که امام حی است، امام بعد در همان مقام والای ولایت قراردارد؟ برای مثال در زمان امامت امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام در مقام ولایت نیستند؟ آیا امامت حالت خاصی به معصوم می دهد؟ برای مثال امام حسین علیه السلام بعد از امام حسن علیه السلام وضعی پیدا می کند که از قبل نداشت؟ الله بالخیر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی امامان در طول عمر خود معصوم بوده‌اند ولی هرکدام در زمان امامت‌شان، امام هستند و در آن زمان بصیرت خاص امامت‌ نصیب‌شان می‌شود و چون رحلت کردند آن بصیرت به امام بعدی می‌رسد. موفق باشید
5544
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز بنده دانشچوی فلسفه اسلامی هستم با توجه به اینکه در دانشگاهها اساتیدی به قوت اساتید حوزه نیستند و ما هم دسترسی به اساتید بزرگ حوزوی نداریم به نظرتان با کار کردن مطالب با فایل صوتی تدریس این اساتید می شود مثل کسی که در این کلاس ها شرکت می کند بهره برد به نحوی که مثلا آدم پیش خودش بگوید مثلا من اسفار را نزد علامه جوادی آملی خواندم(البته که نه برای خودبینی)؟ اگر کسی نباشد که با او مطالب را مباحثه کنیم ولی خوب بخوانیم چی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم بسیاری از مباحث را از طریق نوار صوتی اساتید کار کرده‌ام و فکر می‌کنم بی‌نتیجه نبوده است. موفق باشید
5215
متن پرسش
سلام استاد، ببخشید بعضی حرف هایی که می زنن مثلا به دنیا اومدن گوسفند با سر انسان در ترکیه و بعضی چیزای مشابه ، آیا واقعیت داره ؟ مگه فقط نفس انسانی نیست که هیئت انسان می سازد؟ یا این ها شایعاتی است که غرب در میاره برای اهداف خودش؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از این موضوع اطلاعی ندارم ولی اگر شرایط طوری غیر عادی شود که با تجلی آن روح خاص، روح نتواند مطابق آنچه خودش می‌طلبد جنین را تدبیر کند ، موانع تدبیر نفس آن موجود کار را به این‌جاها می‌کشاند. موفق باشید
1178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم، حضرتعالی درجایی می فرمایید خداشناسی زحمت می خواهد و فراغت می طلبد و واجب ترین امر است و میزان برای قبولی اعمل معرفت به حقایق عالیه که رأس آن خداست می باشد، واز طرف دیگر می فرمایید ائمه علیهم السلام نه فیلسوف بودند و نه متکلم بلکه با رعایت دقیق موازین شرعی خدا بر قلب آن ها تجلی نمود، پس می شود اینگونه نتیجه گرفت که نیازی به به مباحث معرفتی در حد وسیع کلامی و فلسفی نخواهد بود و یک شناخت جزئی در حد اغنای عقل کافی است و کافی است ما نیز رعایت موازین شرعی را داشته باشیم تا خدا بر قلب ما نیز تجلی کند از طرف دیگر می بینیم که مردم برای شناخت این حقایق وقتی نمی گذارند و دارای اعتقادات ضعیفی می باشند آیا این عدم شناخت برای ما درد سر خواهد شد؟ با تشکر و التماس دعای خیر در این شب های عزیز
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ائمه «علیهم‌السلام» به عنوان معلمان توحید توسط خداوند پروریده شده‌اند ولی ما با تدبر در سخنان آن‌ها به توحید نزدیک می‌شویم و اعمال دینی‌مان ما را به نتیجه‌ی بیشتر می‌رساند. مسلم هر کس به اندازه‌ی بصیرتی که در توحید دارد از پل صراط دنیا می‌تواند بدون درد سر عبور کند. موفق باشید
1016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم می خواستم بدونم که اگر فردی در رشته ای در دانشگاه تحصیل کتد اما شغلی که در آینده انتخاب می کند هیچ ربطی به رشته تحصیلی اش نداشته باشد، آنوقت آن علومی که در آن رشته فرا گرفته مصداق «علم لا ینفع» میشود؟(بنده به شغل معلمی عشق می ورزم و هم اکنون هم در مدرسه مشغول تدریس عربی هستم ولی این مساله هیچ ربطی به رشته دانشگاهیم ندارد.)
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی احتمالاً تجربیاتی که با آموزش آن علم به‌دست آورده‌اید در انتخاب‌های بعدی‌تان در راهنمایی دانش‌آموزان مؤثر خواهد بود. موفق باشید
988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید.استاد "رزق" شامل تحصیلات و ازدواج و شغل هم می شود و یا فقط به خوراک و ... اطلاق می شود؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی احتمالاً شامل علم و همسر و خانه و منبع درآمد هم می‌شود، عمده آن است که این امور را به خدا واگذار کنیم و در حدّ معقول فعالیتِ لازم را بنماییم و آنچه را خداوند در علم و همسر و خانه و منبع درآمد نصیب ما فرمود با طیب خاطر بپذیریم که مسیر کمال ما همانی است که خداوند مرحمت فرموده است. موفق باشید
601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید .اخیرا افرادی برای بنده این شبهه را ایجاد کرده اند که ایت الله جوادی املی در جریان انتخابات در فتنه افتاده اند لطفا بنده را از شبهه خارج کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: جواب: این موضوع را در سؤال شماره:536 دنبال کنید. در ضمن این بدین معنی نیست که برای ما نیز از جهاتی همه‌ی مسائل نسبت به ایشان بی ابهام باشد.
23776
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار سال نو مبارک. استاد بنده پزشک تازه کاری هستم که دوره ی کارورزی خود را در بیمارستان می گذرانم. بسیار سخت است و حقیقتا فشار زیادی را تحمیل می کند. تنها چیزی که باعث می شود نیرویی برای ادامه بماند کسب رضایت خدا و جلب توجه خداوند است. هر موقعی که کار زیاد و کم خوابی توانم رو کم میکنه به این فکر می کنم خدا اینطور راضی میشه که صبوری کنم با بیماران و با بیمار صدم مثل بیمار اول رفتار کن و هر طوری شده به خستگی هام غلبه کنم چون واقعا سخته بعد از یه شب نخوابیدن و فعالیت زیاد با اولین بیمار صبح با روی گشاده رفتار کرد. ولی با همه این اوصاف گاهی کم میارم و آنطور که باید عمل نمی کنم چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بستر خوبی است برای اصلاح نفس و جلب رضایت الهی؛‌ به خصوص که روایات زیادی در برکات پرستاری از بیمار که پزشکی یکی از مصادیق اتمّ آن است داریم. ای کاش پزشگان ما پرستاران خوبی باشند. موفق باشید

21255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد سوالم از خدمتتان این است که من این تفاوت شدت توحید انبیا الهی و تفاوت در عصمتشان را با مطالعه کتب متوجه نمی شوم. اگر لطف بفرمایید و کمی توضیح بفرمایید ممنون می شوم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «تلک الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض» به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی این شدت و ضعف، در توحید است. زیرا توحید، تشکیکی است. ولی از نظر عصمت به معنای دستورات خدا، همه‌ی آن‌ها معصوم‌اند. موفق باشید

19985
متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: بازم ببخشید وقتتون رو میگیرم. استاد شما رو معلم خودم میدونم و برای همین هم میخوام باهاتون راحت صحبت کنم چون مطمئنم شما میتونید کمکم کنید. استاد الان در حالی این پیام رو براتون می فرستم که وقعا خودم رو در منجلابِ متعفنِ معاصی و کثافات ، اسیر می بینم و اگر کسی پیدا نشود که دستم رو بگیرد و از این متجلاب بیرون بکشد، معلوم نیست بتوانم عاقبت به خیر شوم و شاید کارم به جایی کشد که خداوند مرا به حکم خالدین فی النار تا ابد در آتش بسوزاند و بسوزاند. ازتون خواهش می کنم که دستم رو بگیرید و از این باتلاق من رو بیرون بکشید. حقیقتش را بخواهید آنقدر که با شما راحت هستم با پدر و مادرم راحت نیستم. و این چیزهایی رو که الان براتون میخوام بنویسم 90 درصدشو خانوادم نمیدونه. استاد قبلا مقداری از سرگذشتمو گفته بودم. اما دوباره تکرار می کنم که وضعیتم را بهتر متوجه شوید. استاد من 18 ساله هستم. چند روز پیش کنکور دادم و فعلا منتظرم نتایج هستم. من از سوم راهنمایی به دلیل جهل و کم اطلاعی گرفتار خودارضایی شدم و پس از اینکه متوجه شدم که این کاری که می کنم چیه و چه عواقبی داره، فی الفور همان روز ترک کردم اینکار رو. و تقریبا دیگه انجام ندادم این کارو تا حدود یکسال پیش. یعنی تقریبا سه چهار سال پاک بودم. اما یک سال پیش بر اثر دیدن عکسی از یک نامحرم که چند ثانیه بیشتر نبود، نفسم چنان طغیان کرد و خودشو نشون داد که ...چه بگم! از اونوقت دوباره اسیر این گناهِ شنیع شدم. البته اینو بگم که تو اون سه چهار سالی که پاک بودم چنان به خدا نزدیک شدم و با کتابهای عرفانی و زندگینامه عرفا و نمازشب و ... مأنوس بودم که طعم حقیقیِ معنویت رو در این مدت چشیدم. اما از یک سال پیش تا الان کارم شده مجادله و درگیری با نفس و شیطان. با اینکه خودم قلبا دوست ندارم این گناه رو کنم اما به محض تحریک شدن مثل برده ای که هیچ اختیاری از خودش ندارد، نفس و شیطان گویا با طنابی ظخیم مرا به سمت انجام این گناه می کشانند و گویا از خودم اراده ای ندارم. و پس از انجام این کار هنوز چند ثانیه نگذشته که کارم غصه خوردن و ناراحتی و پشیمانیست. و توبه می کنم و از خدا میخوام منو ببخشه. اما دوباره هنوز چند روز نگذشته که افکار شیطانی و محرک منو تحریک میکنن و دوباره... روز از نو روزی از نو. استاد این یک سال کارم شده همین. هِی گناهِ هِی توبه و ناراحتی و پشیمانی. وقتی که تحریک می شوم گویا اصلا در وجود من چیزی به نام عقل وجود ندارد و سراپا شهوت و نفس هستم. و هنگام تحریک شدن و رفتن به سراغ انجام این گناه خودم کاملا میدونم که دارم چی می کنم و چه بلایی سر خودم و زندگیم میارم اما عرض کردم عقل و اراده ای در آن زمان ندارم تا این گناه رو نکنم. استاد تو این یک سال گاهی اوقات در یک روز سه بار این کار رو می کردم و گاهی اوقات دو دفعه پشت سر هم. گاهی اوقات با شکم پر (که حالا فهمیدم ائمه گفتند چقدر بده و حتی باعث مرگ میشه). خلاصه تو این یک سال خودم رو بیچاره کردم. چنان این گناه تو این یک سال زندگیمو داغون کرد که نتونستم صاف درس بخونم و کنکور هم قبول نمیشم اون رشته ای که میخوام. خلاصه استاد داغون کردم خودمو زندگیمو دنیامو آخرتمو ... و الان چنان در فشارِ روانی قرار دارم که نمیدونم چه کنم. چون فکر می کنم با این زیاده روی هایی که تو این یک سال کردم چنان بلایی بسر خودم اوردم که شاید چند سال دیگه بیشتر عمر نکنم. چون هم زیاده روی در این عمل عمر را کم میکنه و هم با شکم پر خود ارضایی کردن تو روایات اومده باعث مرگ ممکنه بشه. برای همین مطمئن نیستم فردا از خواب بلند شم. چون هر لحظه امکان داره مرگم فرا برسه. استاد خیلی داغونم. انقدر برای خودم برنامه داشتم که بعدا وارد سلوک شوم و به درجات عالی عرفانی مثل فنا و بقا برسم و... اما می بینم با این وضعی که دارم معلوم نیست از جهنم نجات پیدا کنم چه برسه به فنا و بقا. استاد خواهش می کنم کمکم کنید. فکر می کنم زیاد عمر نمی کنم و نمیتونم خوب از عمرم استفاده کنم و به کمال برسم. خوشبحالتون که شما 66 سالتونه. انشاءالله خداوند بهتون عمرِ طولانی عطا کنه. کاش من هم 66 سالگیمو ببینم. آخه استاد با این بلایی که تو این یک سال سر خودم اوردم فکر کنم 40 سال هم عمر نکنم. استاد اگه بدونید چه حس بدیه وقتی آدم بدونه دنیاش فنا شد. آخرتشم فنا. نه از آخرت و مقامات عالی خبریه نه از فنا و بقا. آدم میبینه خدا یه فرصت بهش داد که یه چند سال خودشو بسازه برای آخرت و برای ابد، اما آدم تنها فرصتی رو که داره ضایع کرد و تباه. استاد سال آینده میخوام دوباره برای کنکور بشینم بخونم اما میدونم تا این گناه در وجود من باقی هست، همون اشه همون کاسه. استاد التماستون می کنم که بهم بگید تو این چند سالی که زنده ام چیکار کنم تا نهایتِ استفاده رو بتونم از عمرم ببرم و به جایی برسم که قاضی ها و علامه طباطبایی ها رسیدن؟ آیا میتونم تو چند سالی که از عمرم باقی مونده اون چیزی رو که خدا ازم میخواد انجام بدم و خشنودی خدا رو بدست بیارم؟ استاد بهم بگید چیکار کنم که از این گناه، و افکار و عواملی که باعث میشن من به این گناه بیفتم خلاص شم؟ و چطوری میتونم به اون فنا و بقا و... برسم؟ اصلا آیا ممکنه؟ به نظر شما تو این چند سال که زنده ام مهمترین کارهایی که باید بکنم تا بتونم خوشنودی خدا رو بدست بیارم، و به مراحل بالای کمال برسم چیست؟ خواهشا کمکم کنید. ببخشید استاد رشته سخن طولانی شد. اما جز شما کسی رو ندارم که بتونم این حرفارو بهش بگم. خواهش می کنم مثل همیشه همچون پدری مهربان این فرزندِ جاهلتون رو راهنمایی کنید و از منجلاب کثافات بیرون بکشید. خداوند به شما سلامتی و توفیق روز افزون عنایت بفرماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه به عنوان یک نقشه‌ی راه باید برای خود طراحی کنید و زندگی خود را مطابق آن تعریف نمایید؛ ایجاد شرایطی است که تنهاییِ زیادی با خود نداشته باشید حتی اگر بنا است درس بخوانید از صبح زود تا نزدیکی‌های خواب شب در جایی مثل کتاب‌خانه یا کنار دوستان باشید تا قدرتِ این صورت ذهنی آرام‌آرام کم و کم‌تر شود.

وقتی نفس امّاره غالب نیست شرایط زندگی را طوری فراهم کنید که وقتی نفس امّاره غالب شد، میدانِ کار برایش نباشد مثل طرفی که از طریق پنجره‌ی خانه چشم‌چرانی می‌کرد و در حالت عادی پنجره را جوش داد که در حین غلبه‌ی نفس امّاره نتواند پنجره را باز کند. مطمئن باشید اگر مدتی شرایط جواب‌گویی به آن خیالات را  فراهم کنید، نوری سراغ شما می‌اید که اساساً از جواب‌گویی به آن خیالات، متنفر خواهید بود و در این حالت است که امیدوار خواهید شد همه‌ی آن سیئات به حسنات تبدیل می‌شود. موفق باشید

19522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز موضوع پایان نامه بنده ماهیت تکنولوژی از منظر حکمت متعالیه است. ولی هر چه تامل در آثار صدرا می کنم راهی برای ارتباط این دو موضوع نمی یابم. لطفا راهنمایی نمایید چه کنم که هم بتوانم مشکلات تکنولوژی و هم مبانی موجود برای حل این مشکلات در مبانی صدرا بیایم، و دیگر اینکه کدام مباحث نفس شناسی ملاصدرا بر ایجاد تکنولوژی بشری و میزان تاثیر پذیری آن اثر گذار است. بدلیل ضیق وقت ممنون می شوم زودتر جواب بنده را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مشکلی است. شاید کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» از آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه که اخیراً تجدید چاپ شد، کمک بکند از آن جهت که ایشان قسمتی از کتاب را در نسبت صناعت با حکمت متعالیه شکل داده‌اند. موفق باشید

19349
متن پرسش
سلام حاج آقا: رابطه تلقین به نفس با سحر و جادو چیه؟ ممنون می شوم جواب این حقیر رو بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرض شد که جادوگران با سحر و جادوی خود به کمک شیاطین، خیالات انسان‌ها را متأثر می‌کنند. در حالی‌که در تلقین، انسان خودش با خیالات خود روبه‌رو می‌شود و می‌خواهد آن‌ها را مدیریت کند. موفق باشید

18910
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز حفظه الله: جناب استاد جایگاه و ابعاد علمی استاد حسن رحیم پور ازغدی در حوزه غرب شناسی، اسلام، تاریخ، فلسفه، سیاست و.... چقدر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله ایشان یک سرمایه‌ی بزرگ برای نظام فکری جامعه‌ی ما هستند و از عقل خوب و جامع و انقلابی برخوردارند. موفق باشید

نمایش چاپی